چهارشنبه، 4 مهر 1386 - شماره 1501
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اول
جنجال در سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه کلمبيا
احمدي نژاد؛ آماده مذاکره با امريکا هستيم


در ايران وقتي که ما کسي را به عنوان مهمان دعوت مي کنيم به او احترام مي گذاريم و اين رسم ماست و مي دانم که مردم امريکا هم همين رسم را دارند


گروه سياسي، فرناز حسنعلي زاده؛ محمود احمدي نژاد اعلام کرد که ايران آماده مذاکره مستقيم با امريکا است.رئيس جمهور که طبق سنت هر ساله اش پس از رسيدن به رياست جمهوري به نيويورک سفر کرده است تا شرکت در نشست مجمع عمومي سازمان ملل را از دست ندهد سومين سفر خود به امريکا را نه به انکار هولوکاست و نه به پاسخ دادن به حواشي سفرش که مهم ترين مساله بين تهران - واشنگتن اختصاص داد؛ «ما از اول اعلام کرده ايم که آماده مذاکره با همه کشورها با در نظر گرفتن احترام متقابل هستيم.»وي در حالي اين اظهارات را به زبان آورد که از سخنراني در دانشگاه کلمبيا بازمي گشت. احمدي نژاد در پاسخ به اين سوال که «آيا ايران آماده گفت وگو با دولت امريکا است؟» خطاب به دانشجويان اين دانشگاه ضمن اعلام آمادگي ايران براي مذاکره مستقيم با امريکا اين مذاکره را منوط به اصلاح رفتار امريکا کرد؛ «به نظر ما دولت امريکا بايد حقوق مردم ايران را به رسميت بشناسد و به تماميت کشورها احترام بگذارد. دولت امريکا بايد رفتار گذشته را کنار بگذارد.»وي به مذاکره سفراي ايران و امريکا بر سر عراق اشاره کرد و گفت؛ «ديديد براي کمک به امنيت عراق سه بار با امريکايي ها صحبت کرديم و سال قبل پيش از آنکه به نيويورک بيايم اعلام آمادگي کردم که در سازمان ملل با رئيس جمهور امريکا درباره مسائل مهم بين المللي مناظره انجام شود.»اعلام آمادگي ايران براي مذاکره با امريکا از سوي محمود احمدي نژاد ساعتي پس از آن صورت گرفت که تريبون آمفي تئاتر لورنا دانشگاه کلمبيا به صحنه بي سابقه توهين به رئيس جمهور ايران تبديل شد و گستاخي رئيس اين دانشگاه پازل بي احترامي به احمدي نژاد را که از پيش از سفر وي آغاز شده بود تکميل کرد.چرا که اندکي قبل از سفر رئيس جمهور به نيويورک، مقامات اين شهر با درخواست بازديد احمدي نژاد از ويرانه هاي واقعه يازدهم سپتامبر مخالفت کرده بودند. هرچند هدف احمدي نژاد از اين بازديد اداي احترام به قربانيان حادثه يازدهم سپتامبر اعلام شده بود اما مقامات نيويورکي به «دلايل امنيتي» اين درخواست را رد کردند.همزمان با رد اين درخواست، سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا که ميان لغو و برگزاري سرگردان بود نيز زمينه ساز اهانت هاي ديگر شد. چرا که دعوت رئيس دانشکده بين الملل دانشگاه کلمبيا از رئيس جمهور با اعتراض هايي همراه شد تا حدي که سخن از لغو اين سخنراني به ميان آمد، اما سخنگوي کاخ سفيد در واکنش به اين اعتراضات به اهميت آزادي بيان در امريکا تاکيد کرد و دانشگاه کلمبيا نيز اعلام کرد حاضر نيست دعوت خود را از احمدي نژاد پس بگيرد. توني فراتو سخنگوي کاخ سفيد در اين باره گفت؛ «اينجا کشوري است که شما مي دانيد مردم مي توانند بيايند و سخن بگويند و حرف هايشان را بزنند. اين موضوعي است که ما به آن افتخار مي کنيم.»به گزارش رجانيوز خبرگزاري نووستي نيز به نقل از «لي بو لينگر» رئيس دانشگاه کلمبيا نوشت؛ «اين دانشگاه قصد دارد در برابر رئيس جمهور ايران موانعي ايجاد کند و وي را به چالش بکشد.» به رغم اين مسائل محمود احمدي نژاد ظهر روز گذشته در حالي وارد اين دانشگاه شد که مطبوعات پرتيراژ و محلي نيويورک از نخستين لحظه هاي فرود احمدي نژاد در فرودگاه «جان اف کندي» با تيترهاي توهين آميز به استقبال وي رفتند. اين رسانه ها رئيس جمهور را با صدام و بن لادن مقايسه کرده و وي را با الفاظ توهين آميزي مخاطب قرار دادند.با اين همه رئيس جمهور حاضر نشد همانند سال گذشته سخنراني خود در اين دانشگاه را لغو کند. وي ظهر روز گذشته از ميان تعدادي دانشجويان ايراني و خارجي در حالي که پلاکاردهايي در دست داشتند وارد دانشکده شد. احمدي نژاد در شرايطي در اين دانشگاه حاضر شد که بليت هاي سخنراني خيلي زود تمام شد و علاوه بر 600 دانشجو و خبرنگاري که در سالن اصلي منتظر شنيدن سخنان او بودند تعداد زيادي از دانشجويان در محوطه خارجي دانشگاه و در محوطه يي که با پلاکاردها و دست نوشته ها فرش شده بود از طريق ويدئو براي شنيدن اظهارات وي حاضر شده بودند. اين درحالي بود که تعدادي دانشجو به خاطر انکار هولوکاست به حضور وي معترض بودند.در ميان تجمع خبرنگاران در جلوي در دانشگاه کلمبيا گروه هاي يهودي نيز حضور داشتند که با در دست داشتن پرچم رژيم صهيونيستي مخالف سخنراني احمدي نژاد بودند.سرتاسر مسير با پلاکاردها و کاغذهاي بسيار در کف پياده روها، روي تيرهاي چراغ برق و ديوارها و درخت ها پوشيده شده بود که هر يک نشان از گرايش فکري يک گروه دانشجويي داشت.حال و هواي داخلي سالن اصلي سخنراني نيز بهتر از حال و هواي رسانه هاي منهتن نبود.سالن کم نور همايش با نور خاکستري مي توانست حاکي از برنامه رياست دانشکده براي رئيس جمهور ايران باشد. وي ضمن ستايش از تصميم خود و دانشگاه در زمينه آزادي بيان با اشاره به سخنان احمدي نژاد در سال گذشته، به انتقاد از وضعيت حقوق بشر در ايران پرداخت و با گستاخي رئيس جمهور را «ديکتاتور بي رحم کوچک» خطاب کرد.رئيس دانشگاه کلمبيا دستگيري هاله اسفندياري و کيان تاجبخش و ممنوع الخروج کردن پرناز عظيما را غيرقابل توجيه خواند. او با اشاره به اينکه هاله اسفندياري 105 روز در زندان انفرادي بوده است از حبس خانگي کيان تاجبخش به عنواني اقدامي اشتباه نام برد و خواستار بازگشت وي به امريکا شد.رئيس دانشگاه کلمبيا در ادامه سخنان خود از احمدي نژاد خواست اجازه بدهد تاجبخش از ايران خارج شود. وي همچنين افزود، کيان تاجبخش، در ترم آينده اين دانشگاه استاد افتخاري دانشکده برنامه ريزي شهري خواهد بود؛ اظهاراتي که با تشويق ممتد ششصد شرکت کننده دانشجو و استادان دانشگاه همراه بود. رئيس دانشگاه کلمبيا سپس با خطاب قراردادن محمود احمدي نژاد گفت؛ «چرا شما در کشورتان مي ترسيد از شما انتقاد کنند و روزنامه نگاران و منتقدان را به زندان مي اندازيد؟» او افزود؛ طي سال گذشته تاکنون 210 نفر در ايران دستگيرشده و تحت تعقيب قرارگرفته اند و افراد زيادي در ملاءعام اعدام شده اند و ايران همچنان به نقض قوانين بين المللي ادامه مي دهد.او همچنين به اعدام افراد زير هجده سال در ايران اشاره کرد که طبق گزارش سازمان هاي حقوق بشري بيشترين تعداد در جهان به شمار مي رود. بازنشستگي زودرس دانشگاهيان موضوع ديگري بود که رئيس دانشگاه کلمبيا از آن انتقاد کرد.وي افزود؛ «چرا زنان و بهايي ها و همجنس گرايان در کشور شما مورد آزار قرار مي گيرند؟» رئيس دانشگاه کلمبيا همچنين افزود؛ همان طور که شما با آزادي اينجا آمديد و با مطبوعات ما مصاحبه کرديد، اجازه بدهيد يک هيات از دانشگاه کلمبيا و دانشجويان به ايران بيايند و به دانشگاه هاي مختلف بروند و در مورد آزادي بيان صحبت کنند.موضوع هولوکاست، مساله ديگري بود که مورد اشاره قرارگرفت. رئيس دانشگاه کلمبيا خطاب به احمدي نژاد گفت؛ «شما گفته ايد هولوکاست يک «افسانه ساختگي» است. بعد هم کنفرانس هولوکاست را در تهران برگزار کرديد. شما يا بسيار آموزش ناديده هستيد و يا خيلي تحريک کننده؟ شما 12روز گذشته گفتيد اسرائيل نمي تواند به حيات خودش ادامه بدهد و پيش از اين گفته ايد که اين کشور بايد از صحنه روزگار محو شود. 12 عضو هيات علمي اين دانشگاه در اسرائيل زندگي مي کنند... آيا شما خواستار محو کردن ما از روي زمين هستيد؟»

وي سپس از محمود احمدي نژاد پرسيد؛ «چرا شما از تروريست ها در خاورميانه حمايت مي کنيد؟» او سپس از دخالت هاي ايران در لبنان و عراق و حمايت جمهوري اسلامي از گروه هاي تروريستي سخن گفت. او آنگاه با اشاره به برنامه هسته يي ايران گفت؛ «چرا شما در برابر جامعه بين الملل مبارزه طلبي مي کنيد و مردم کشورتان را در برابر تهديدات بين المللي آسيب پذير مي کنيد؟ به من گفته شده است اظهارات شما باعث خجالت بسياري از ايرانيان در اينجا شده است.» وي سپس به احمدي نژاد گفت؛ «شک دارم که شما شجاعت روشنفکرانه داشته باشيد که پاسخ بدهيد.» رئيس دانشگاه کلمبيا در سخنان خود همچنين با انتقاد از کساني که خواسته بودند احمدي نژاد به اين دانشگاه دعوت نشود، گفت سخنان آنها را مي فهمد اما درهاي دانشگاه بايد به روي آزادي بيان باز باشد. پس از اظهارات اهانت آميز رئيس دانشگاه کلمبيا احمدي نژاد در حالي که کت و شلوار خاکستري بر تن داشت با لبخندي پشت تريبون حاضر شد.

احمدي نژاد ترجيح داد به جاي ترک جلسه و يا پاسخگويي به اتهامات مطرح شده سخنان از پيش آماده شده اش را مطرح کند. وي تنها به گفتن اينکه سخنان رئيس دانشگاه توهين به شعور مخاطبان و دانشجويان است اکتفا کرده و اعلام کرد ترجيح مي دهد به اين سخنان جواب ندهد و حرف هاي خود را بيان کند. اما احمدي نژاد بعد از مراسم سخنراني در جمع دانشجويان اظهارات رئيس دانشگاه را بيانيه يي سياسي خواند و از وي گله کرد؛ «ما در ايران رسم مان اين است که وقتي کسي را براي سخنراني دعوت مي کنيم به استادان اعتماد و فکر مي کنيم نيازي نيست قبل از سخنراني با يکسري ادعاها سخنران را مورد انتقاد قرار دهيم.» وي افزود؛ من مهمان شما هستم، از من دعوت رسمي شد که به کلمبيا بيايم ولي مي خواهم مطلبي را بگويم. در ايران وقتي که ما کسي را به عنوان مهمان دعوت مي کنيم به او احترام مي گذاريم و اين رسم ماست و مي دانم که مردم امريکا هم همين رسم را دارند.

رئيس جمهور افزود؛ سال گذشته مي خواستم به محل تراژدي 11 سپتامبر بروم و به قربانيان آن اداي احترام و با خانواده هاي قربانيان ابراز همدردي کنم، ولي برنامه هاي ما طولاني تر شد و تا نيمه شب درگير مذاکرات و ملاقات ها بوديم و ديدار از اين محل مشکل شد. به دوستان گفتم که سال بعد اين را برنامه ريزي کنيد تا اداي احترام کنم.

احمدي نژاد گفت؛ متاسفانه عده يي از گروه ها واکنش شديد و بسيار بد نشان دادند. آيا اين بد نيست که از اداي احترام به خانواده هاي قربانيان اين تراژدي جلوگيري کنند؟ از طرف من اداي احترام است. يک نفر گفت که اين اهانت است و من گفتم که اين اداي احترام من را مي رساند، چرا اين گونه فکر مي کنيد؟دانشجويي از محمود احمدي نژاد سوال کرد «آقاي رئيس جمهور، اظهارات شما امروز و در گذشته سوالات بسياري را ايجاد کرده است از جمله اينکه آيا دولت شما يا خود شما به دنبال نابودي اسرائيل به عنوان يک دولت يهودي هستيد؟» که رئيس جمهور پاسخ داد؛ ما همه ملت ها را دوست داريم، ما با تمامي يهوديان دوست هستيم. يهوديان در ايران در صلح و امنيت زندگي مي کنند. بايد متوجه باشيد که مطابق قانون و قانون اساسي ما، به ازاي هر 150 هزار نفر جمعيت يک نماينده براي مجلس انتخاب مي شود، اما جامعه يهودي که تعداد آنها در ايران يک پنجم اين رقم است، يک نماينده مستقل در مجلس دارند، بنابراين پيشنهاد ما براي مساله فلسطين پيشنهادي انساني و دموکراتيک است. پس از اظهارات رئيس جمهور يکي از حاضران گفت «ما مي خواهيم پاسخ واضح به اين سوال را بشنويم؛ آيا شما يا دولت شما نابودي اسرائيل به عنوان يک دولت يهودي را دنبال مي کند؟ اگر ممکن است به صورت بله يا خير جواب بدهيد.» که دکتر احمدي نژاد خاطرنشان کرد؛ شما سوال کرديد ولي مي خواهيد پاسخ را آن طور که مي خواهيد بشنويد، اين آزادي دسترسي به اطلاعات نيست.رئيس جمهور سپس در پاسخ به اين مطلب که «يکسري سوال در رابطه با هولوکاست مطرح شده که از 1940 در اثر اقدامات دولت نازي اين واقعيت ها مستند شده است. چرا شما تقاضاي تحقيق بيشتر را داريد؟ به نظر مي رسد که دليلي براي اين کار نباشد مگر اينکه سوالي درباره اصل اين واقعيت مطرح باشد. آيا مي توانيد بگوييد چرا اين تحقيق لازم است؟»، گفت؛ از سوال شما متشکرم، من يک دانشگاهي هستم آيا مي توانيد بگوييد که تحقيق درباره يک پديده براي هميشه به پايان رسيده؟ آيا مي توانيم کتاب ها را براي هميشه درباره يک واقعه تاريخي ببنديم؟ نظرات متفاوتي با هر تحقيق ديده مي شود. چرا اصلاً تحقيق را متوقف کنيم؟ چرا بايد پيشرفت علم و دانش را متوقف کنيم؟ رئيس جمهور خاطرنشان کرد؛ من در سوال دوم خود گفتم که فرض را بر اين مي گذاريم که رخ داده ولي چرا مردم فلسطين بايد بهاي آن را بپردازند؟ در ادامه جلسه از احمدي نژاد سوال شد؛ «زنان ايران حقوق اوليه بشر را ندارند، چرا اين گونه است؟ و چرا در ايران اعدام وجود دارد؟» که رئيس جمهور پاسخ داد؛ آزادي در ايران آزادي حقيقي است، مردم ايران آزاد هستند و زنان در ايران بالا ترين سطح آزادي را دارند، ما دو معاون رئيس جمهور زن داريم. در سطوح بالاي تخصصي در مجلس و دولت و در دانشگاه ها زنان حضور دارند. در زمينه بيوتکنولوژي و ساير زمينه هاي فناوري، صدها زن دانشمند فعالانه کار مي کنند. رئيس جمهور درباره بخش دوم سوال گفت؛ در مورد اين اعدام ها، دو سوال مطرح است. اگر کسي مواد مخدر وارد کشور کند و جوانان ايران، ترکيه، اروپا و امريکا را از بين ببرد آيا به آنان جايزه مي دهيد؟ کساني که جان صدها ميليون جوان را در جهان شامل ايران از بين مي برند نبايد همدردي با آنها داشت. شما در امريکا مجازات مرگ نداريد؟ داريد.
حسن روحاني نتايج سفر اروپايي اش را تشريح کرد
دو پيشنهاد براي خروج از بن بست هسته يي
گروه سياسي؛ حسن روحاني دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اين ادعا که وي مشهور به ديپلمات تعليق است، تصريح کرد؛ «اين درست نيست. من تنها کسي بودم که تعليق را شکستم.»حسن روحاني عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و مسوول سابق تيم هسته يي ايران است که پس از تغيير دولت و انتخاب محمود احمدي نژاد به عنوان رئيس دولت نهم در سال 84، سکان هدايت تيم هسته يي را به علي لاريجاني واگذار کرد. چندي بعد ايران تعليقي را که به مدت دو سال در رابطه با فعاليت هاي غني سازي اورانيوم خود پذيرفته بود، شکست و همزمان با اعتراض سه کشور اروپايي، مذاکراتي که نزديک به سه سال ميان ايران ، فرانسه، انگليس و آلمان برگزار مي شد متوقف و دور تازه يي در مسير پرونده هسته يي ايران به وجود آمد. انجام فعاليت هاي غني سازي در تاسيسات اتمي و راه اندازي زنجيره هاي سانتريفوژ، رويکرد مسوولان جديد تيم هسته يي کشورمان بود که البته با انتقاد کشورهاي غربي مواجه شد. از اين رو آنان به ايران هشدار دادند در صورت عدم بازگشت به تعليق و ادامه فعاليت ها، پرونده هسته يي به شوراي امنيت برده خواهد شد و البته همين کار را هم کردند و در پي آنکه ايران نپذيرفت مجدداً فعاليت هايش را به حالت تعليق درآورد، دو قطعنامه در شوراي امنيت عليه اش به تصويب رسيد که تحريم هاي گسترده اقتصادي و سياسي را بر تهران اعمال مي کرد. به موازات جريانات رخ داده، برخي به انتقاد از سياست در پيش گرفته شده از سوي تيم هسته يي دولت نهم در زمينه عدم لزوم شکست تعليق پرداختند که آنها نيز در پاسخ خاطرنشان کردند تعليق جايي در رويکرد دولت ندارد و جزء سياست هاي تيم قبلي بوده است. آنان همچنين حسن روحاني و گروهش را به مصالحه با اروپا متهم کردند که با ناديده گرفتن حق ايران به دستيابي فناوري هسته يي بيش از حد در مقابل غرب کوتاه آمده و تعليق غني سازي اورانيوم را ادامه داده است.حتي برخي نيز فراتر از اين انتقادها، مسوولان قبلي را ناکارآمد در مذاکرات با سه کشور اروپايي جلوه دادند که باعث عدم پيشرفت برنامه هاي اتمي ايران شده است.حتي برخي نيز فراتر از اين انتقادها، مسوولان قبلي را ناکارآمد در مذاکرات با سه کشور اروپايي جلوه دادند که باعث عدم پيشرفت برنامه هاي اتمي ايران شده است. با اين حال همزمان با طرح چنين انتقادهايي بود که پرونده هسته يي در بن بست شوراي امنيت گرفتار شد و کماکان هيچ مذاکره يي ميان طرفين صورت نگرفت. فقط در مقاطعي ديدار و مذاکراتي با خاوير سولانا نماينده سه کشور اروپايي صورت گرفت بلکه بتوان راهي جهت برون رفت از وضعيت به وجود آمده و آغاز دوباره مذاکرات يافت. تاکنون چنين اتفاقي نيفتاده و رايزني ها مجدداً احيا نشده و ايران در آستانه تصويب سومين قطعنامه تحريم با حمايت اکثريت اعضاي گروه 1«5 است. از اين رو، هفته گذشته به يکباره اعلام شد که حسن روحاني با سفر به اروپا برنامه ديدار و گفت وگو با خاوير سولانا و همچنين مقامات بلندپايه آلمان را دارد. در عين حال اخباري از سوي منابع غيررسمي منتشر شد مبني بر اينکه روحاني جهت انجام مذاکرات هسته يي به اروپا سفر مي کند تا مانع از صدور قطعنامه ديگري شود. برخي اين ماموريت روحاني را که به موازات وظايف علي لاريجاني صورت مي گرفت، به علت ناکارآمدي تيم فعلي هسته يي ايران عنوان کردند و در عين حال اين شايعه نيز قوت يافت که ايران براي رهايي از وضعيت حاکم حاضر به پذيرش تعليق شده زيرا روحاني ديپلمات تعليق گرايي است و به همين خاطر مامور مذاکره با سولانا شده است.

اما پس از آنکه مسوول سابق تيم هسته يي با مقامات عالي رتبه آلمان ديدار کرد به طور غيرمنتظره يي خبر لغو ديدار روحاني و سولانا اعلام شد و وي به تهران بازگشت. البته روحاني در توضيح کوتاهي، علت لغو ديدارش را نبود وقت عنوان کرد که به خاطر تاخير در مذاکراتش با آلماني ها، به وجود آمده بود. با اين وجود، حسن روحاني دوشنبه شب در مراسم افطار با مديران مسوول مطبوعات و خبرگزاري ها در خصوص اين که وي به عنوان ديپلمات تعليق معروف است، با رد آن گفت؛ من تنها کسي بودم که تعليق را شکستم. در شهريور 2003 تعليق براي ايران الزامي شد، در حالي که من آن را شکستم و گفتم اين تعليق داوطلبانه است.به گزارش ايسنا وي ادامه داد؛ سه وزير اروپايي به من گفتند که اگر امريکا بخواهد پس از اين تعليق، پرونده را به شوراي امنيت ببرد، ما وتو خواهيم کرد.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با تاکيد بر اينکه مسووليت من در آن دوره، عدم ارسال پرونده هسته يي به شوراي امنيت بود، افزود؛ ما تنها گازدهي در نطنز را تعليق کرديم و دو بار هم نزديک بود که به هم بخورد و در مجموع تعليق در اختيار ما بود.روحاني همچنين درباره لغو سفر خود به بروکسل و ديدار با خاوير سولانا اظهار داشت؛« همان روزي که ديدار لغو شد با سولانا تلفني صحبت کردم که سولانا در اين گفت وگو اظهار داشت بسيار متاسفم که اين ديدار انجام نشد و خيلي تمايل داشتم که با توجه به شرايط حساس و ابري موجود بحث هايي داشته باشيم. من در پاسخ به وي گفتم که تقصير شماست که فضا اين گونه شده است و بايد مذاکرات خود را با لاريجاني از سر بگيريد.» وي افزود؛« سولانا متقابلاً گفت که بايد بحث کنيم ببينيم راه برون رفت از اين مشکل چه مي باشد و از من پرسيد که چه زماني به اروپا مي آييد که گفتم فعلاً که ماه رمضان است و سولانا در پاسخ گفت، حتماً قبل از آمدن شما از سفر باخبر باشم.» روحاني با بيان اينکه صحبت تلفني من با سولانا تا حدودي مساله را ترميم کرد، خاطرنشان ساخت؛ « هرکس از اين مساله تفسير و تحليل خودش را داشت و بحث هاي داخلي هم در اين رابطه زياد بود اما اين را بايد همواره در نظر داشته باشيم که در دنيا هميشه در مسائل ملي همه توان ها به کار گرفته مي شود. اگر يک هماهنگي ملي داشته باشيم از همه نيروها استفاده مي کنيم. گاهي احساس کمک کردن برخي سوءتفسيرها را به وجود مي آورد.» به گفته روحاني وي پيش از اين سفر به صورت تلفني با متکي و به صورت حضوري با لاريجاني صحبت کرده است چرا که طرف اصلي مذاکره با سولانا لاريجاني است و لذا بحث هايي را در اين خصوص داشته و تفاهم کردند که اين ملاقات را چگونه سامان دهند. روحاني تنگ نظري يا توهم عده يي در داخل را عاملي دانست که اين گونه سفرها را به عنوان نگراني جلوه مي دهد و اظهار داشت؛ وقتي کسي مسوول است اين گونه سفرها عادي است؛ من از 20 سال پيش در برنامه هسته يي ايران هستم و در سال 1366 برنامه ريزي کرديم که اولين سانتريفوژ به کشور وارد شود. وي ادامه داد؛ خب، وقتي نگراني ايجاد مي شود انسان مجبور است خودش را کنار بکشد و اگر مسوول مستقيم نباشد نمي تواند کاري انجام دهد. نماينده مقام معظم رهبري در شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به سوالي در مورد اينکه آيا در ديدار با وزير خارجه آلمان بحث تهديدات و حمله نظامي نيز مطرح شد يا خير، گفت؛ «بحث حمله نظامي در مذاکره با وزير خارجه آلمان مطرح نشد اما از اظهارات وزير خارجه فرانسه گله کردم و به وي گفتم که اين صحبت ها ديپلماتيک نيست. شما مي دانيد که وضعيت ما چگونه است.» وي افزود؛ « وزير خارجه آلمان ناراحت شد و گفت که يکي دو بار با وزير خارجه فرانسه صحبت کرده است و تصريح کرد خوشحال است که وي صحبت هايش را تغيير داده است.»

دو پيشنهاد دادم

روحاني خاطرنشان کرد؛« بحث حمله نظامي اصلاً مطرح نيست ولي وزير خارجه آلمان گفت که شرايط و اوضاع بد شده است و من در پاسخ به وي گفتم اگر سه تا «ت» را رها کنيد اوضاع بهتر مي شود. اين سه «ت» تحريم، تعليق و تهديد است.» وي ادامه داد؛« وزير خارجه آلمان گفت پس چه کار کنيم؟ در پاسخ به وي گفتم خيلي راه هاي ديگري وجود دارد که من يکي دو راه را پيشنهاد کردم و خودش هم يک راه پيشنهاد کرد.» روحاني از بيان اين راه هاي پيشنهادي خودداري کرد. به گفته روحاني، وزير خارجه آلمان به وي گفته است که در آينده نزديک وزراي خارجه گروه 1«5 قرار است يکديگر را ملاقات کنند و وي در پاسخ به وي گفت راه قطعنامه مفيد نيست و نخستين اتفاقي که مي افتد اين است که توافق با آژانس به هم بخورد و اين مساله جو را بدتر مي کند. وي افزود؛« وزير خارجه آلمان از من پرسيد که ممکن است مذاکره با آژانس به نتيجه برسد که من به وي گفتم بله. خوشبختانه وي در ملاقات در مقام بحث نرم شده بود. در مجموع از گذشته نيز در بين سه کشور اروپايي آلمان از همه نرم تر بود و در عين حال از همه کم زورتر. در تابستان 83 نيز در توافقي که با آلمان کرديم گفتند که دو کشور را راضي مي کنيم که اصفهان راه بيفتد و يک پايلوت 164 تايي در نطنز راه اندازي شود به عنوان پيش شرط مذاکرات که شخص يوشکا فيشر مخالف بود ولي مجموعه وزارت خارجه آلمان موافق اين مساله بود.»

روس ها با ما بازي مي کنند

حسن روحاني موضع چين را نيز در خصوص پرونده هسته يي ايران معتدل توصيف کرد و در خصوص موضع روس ها در قبال برنامه هسته يي ايران گفت؛« روس ها با ما بازي مي کنند، آن موقع نيز اين کار را مي کردند که نمونه آن در بحث نيروگاه بوشهر ديده مي شود. اواخر سال 2003 پوتين به من قول داد که اواخر 2004 نيروگاه بوشهر راه اندازي مي شود، اما اواخر سال 2004 با پوتين ملاقات و از عدم تکميل اين نيروگاه گلايه کردم که پوتين در پاسخ گفت، مشکل فني پيش آمده و راه اندازي را به اواخر سال 2005 موکول کرد که هم اکنون 2008 در راه است و خبري از راه اندازي اين نيروگاه نيست.»

وي با اشاره به اظهارات معاون وزير خارجه روسيه که گفته بود تا زماني که مساله ايران نهايي نشود بوشهر راه اندازي نخواهد شد، اظهار داشت؛ « وقتي وي را ديدم برخورد تندي با او کردم و او توجيه کرد که مقررات داخلي روسيه اجازه نمي دهد اين نيروگاه به موقع راه اندازي شود. بايد بدانيم که روس ها با کارت ما بازي مي کنند و موضع ثابتي ندارند.»
فراکسيون اصولگرايان مستقل به احمد توکلي پاسخ داد
تکذيب ائتلاف در جريان هاي اصولگرا

بر اساس اظهارات افروغ و خوش چهره تاکنون هيچ رايزني يي با آنها صورت نگرفته و به همين دليل آنها بيش از اين صبر را جايز نمي شمارند و ليستي شگفتي ساز ارائه خواهند داد


گروه سياسي، صبا آذرپيک؛ در شرايطي که احمد توکلي اعلام کرده است محسن رضايي و محمدباقر قاليباف در قالب ائتلاف اصولگرايان وارد انتخابات مجلس هشتم خواهند شد همزمان دو نماينده شاخص نزديک به قاليباف اين خبر را تکذيب کرده و اعلام داشته اند اصولگرايان مستقل به صورت انفرادي وارد انتخابات مجلس خواهند شد چرا که ليست ائتلاف اصولگرايان در حال نهايي شدن است اما هنوز مشورتي با قاليباف و رضايي يا اعضاي فراکسيون اصولگرايان مستقل نشده است.محمد خوش چهره رئيس و عماد افروغ از اعضاي شاخص فراکسيون اصولگرايان مستقل دو نماينده يي بودند که اين خبر را اعلام کردند. دو نماينده ياد شده در واکنش به آنچه اظهارات سران جبهه متحد اصولگرايي در مورد رسيدن به تفاهم با ساير طيف اصولگرا خواندند، به طور رسمي اعلام کردند که ديگر منتظر رايزني هاي اين جبهه نمانده و ليست مستقل خود را براي انتخابات ارائه مي کند. اين واکنش طيف وابسته به چهره هاي منتقد اصولگرا پس از آن صورت مي گيرد که برخلاف اظهارات چند روز گذشته سران جبهه متحد مبني بر رفع اختلافات با رضايي و قاليباف، ليست انتخاباتي ائتلاف اصولگرايان بدون در برداشتن کانديداهاي اين دو طيف در حال نهايي شدن است. اصولگرايان مستقل هم در واکنش به آنچه آن را ظاهرسازي هاي اصولگرايانه مي نامند، اعلام کرده اند که دليل صبرشان تاکنون تنها آن بوده که متهم به ائتلاف شکني نشوند اما ديگر سکوت را جايز نمي دانند. در حالي که اختلافات اصولگرايان در جبهه متحد در ماه هاي اخير به اوج رسيده و تاکنون سران اين جبهه مدعي بودند که به واسطه گروهي موسوم به مرضي الطرفين در حال رفع اختلافات براي رسيدن به ائتلاف واحد هستند اما بر اساس اظهارات افروغ و خوش چهره تاکنون هيچ رايزني يي با آنها صورت نگرفته و به همين دليل آنها بيش از اين صبر را جايز نمي شمارند و ليستي شگفتي ساز ارائه خواهند داد. بر اساس شواهد ادعاي رايزني با قاليباف و رضايي هم که با اصولگرايان مستقل در جبهه دوم اصولگرايي قرار دارند، صحت نداشته و آنها هم همچنان بر انتقادهاي خود از اين جبهه پافشاري مي کنند.عماد افروغ نماينده تهران معتقد است که فصل «صبر» اصولگرايان مستقل به پايان رسيده و بيش از اين منتظر رايزني با جبهه متحد نمي مانند؛ «مدت ها است شناسايي ليست را انجام داده بوديم اما براي انتشار منتظر مانديم تا ببينيم جبهه متحد چه ليستي را منتشر مي کند تا متهم به ائتلاف شکني نشويم اما حال که آقايان اعلام مي کنند از تمام اصولگرايان دعوت کرده اند اما خبري از مذاکره با طيف هاي منتقد نيست، تنها يک معني دارد که از نگاه آنها، ما اصولگرا نيستيم.» بر اين اساس به گفته افروغ، آنها از حيثيت اصولگرايي خود دفاع خواهند کرد و مستقل از جبهه متحد ليست انتخاباتي مي دهند. «اگر آنها، ما را اصولگرا نمي دانند، ما از حيثيت اصولگرايي خود دفاع کرده و ليست جداگانه فراکسيون اصولگرايان مستقل را به زودي اعلام خواهيم کرد.» افروغ تاکيد مي کند که بارها طيف دوم اصولگرايان به افراد جبهه متحد يادآوري کرده اند که مبارزات انتخاباتي شفاف است و اتحاد يک جبهه بايد «وحدت در عين کثرت» باشد و وحدتي که معرف کثرت نيست سرانجام روزي خواهد شکست. اظهارات افروغ و واکنش به موج وسيع خبري است که از سوي سران جبهه متحد اصولگرا آغاز شده مبني بر آنکه اختلافات با طيف هاي ديگر اصولگرا رفع و همگي زير چتر واحد اصولگرايي قرار گرفته اند. آخرين اظهارنظر که بستر اعتراضات فراکسيون اصولگرايان مستقل را فراهم کرد، اظهارات احمد توکلي از چهره هاي مطرح اصولگرا بود که اعلام کرد قاليباف و رضايي، جبهه متحد را همراهي کامل خواهند کرد و در حال حاضر هيچ اختلافي ميان طيف دوم اصولگرا و جبهه متحد وجود ندارد. توکلي حتي گام را فراتر گذشت و در مورد احتمال ارائه ليست مستقل از سوي اصولگرايان مستقل گفت؛ «فکر نمي کنم که اين فراکسيون ليست جداگانه بدهد. آنها به نظر من اين کار را نمي کنند.همين اظهارات هرچند کوتاه کافي بود تا کاسه «صبر» چهره هاي منتقد اصولگرا در مجلس سرازير شود تا آنجا که افروغ اين هم طيفي سابق خود را اين طور مورد سرزنش قرار داد؛ «آقاي توکلي نه عضو، نه دبير و نه رئيس فراکسيون ما هستند که اين طور اظهارنظر مي کنند. اين اظهارات ريشه در همان ويژگي قيم مآبانه يي دارد که حتي با وجود دافعه يي که براي برخي از اصولگرايان مستقل ايجاد کرده اند همچنان بر ادامه آن اصرار دارند.» به گفته وي انحصارطلبي اصولگراياني که تحت عنوان بزرگان اين جبهه سياسي دور هم جمع شده اند از سوي طيف دوم اصولگرايان غيرقابل قبول است؛ «آنها ما را اصولگرا نمي دانند، اما انگار فراموش کرده اند که اصولگرايي سليقه يي نيست که بخواهند آن را تنها در سه طيف حاميان دولت، تحول خواهان و سنت گرايان منحصر کنند.» به همين دليل هم اين چهره اصولگرا که گرچه زماني در اوايل مجلس هفتم از حاميان دولت بود و امروز به جمع منتقدان پيوسته به صراحت اعلام مي کند که در ليست خود براي انتخابات مجلس حتي با اصلاح طلبان وارد مذاکره خواهند شد. حتي محمد خوش چهره رئيس اين فراکسيون هم «شگفتي ساز» را به اين ليست لقب داده و مي گويد؛ «تصورمان بر اين است که ليست اصولگرايان مستقل شگفتي ساز خواهد شد، زيرا دايره جناحي اين ليست وسيع تر از مرزبندي هاي کنوني است.» به گفته نماينده تهران نه تنها تصميم شوراي مرکزي فراکسيون به ارائه ليست جداگانه به شدت قوي است بلکه براساس معيارهاي آنها که حول محور منافع ملي و مصالح مردم بدون توجه به سهم خواهي هاي رايج است، ليست مذکور چترش وسيع تر از چتر جبهه متحد اصولگرايان خواهد بود.اظهارات اين دو چهره اصلي فراکسيون اصولگرايان مستقل به گونه يي است که گويي ليست فوق بسيار جامع تر از ليست جبهه متحد اصولگرايي، اصولگرايان واقعي را در برخواهد گرفت. حتي سعيد ابوطالب از ديگر اعضاي اين فراکسيون هم عنوان کرده که در اين ليست اسامي افرادي از جناح اصلاح طلب هم ديده مي شود؛ «قرار نيست سهم بدهيم و سهم بگيريم؛ ليست فراکسيون علاوه بر طيف هاي متنوع اصولگرايان چهره هاي مورد قبول اصلاح طلب را هم شامل خواهد شد که نشان دهنده آن است که در اين فراکسيون ديگر خبري از سهم بازي بزرگان جناح راست نيست.»

البته سران جبهه متحد پس از واکنشي که اصولگرايان مستقل به اظهارات توکلي نشان دادند «سياست سکوت» را در پيش گرفته و در دو روز گذشته هيچ گونه اظهارنظري نسبت به عميق تر شدن شکاف ايجادشده در اردوگاه اصولگرايان و کشيدن اختلافات تا ارائه ليست جداگانه نمي کنند. الياس نادران از اعضاي اصلي فراکسيون اصولگرايان و از نمايندگان حامي دولت، در پاسخ به اين سوال که اين ليست تا چه ميزان انسجام اصولگرايان را متزلزل مي کند، تنها به اين پاسخ بسنده مي کند؛«مي گويند ليست شان را به زودي ارائه مي کنند. چند هفته که چيزي نيست، منتظر مي مانيم ببينيم چه مي شود.»

احمد بزرگيان از ديگر چهره هاي مطرح اصولگراي مجلس هفتم هم با بيان اينکه تمايلي ندارد در شرايط کنوني در مورد اقدامات اصولگرايان مستقل اظهارنظر کند، سکوت را به واکنش در شرايط حساس کنوني ترجيح مي دهد.

عليرضا زاکاني از اعضاي شوراي مرکزي جبهه متحد اصولگرايي هم، معتقد است هنوز روزنه هاي اميدي براي رفع اختلافات با فراکسيون مستقل، قاليباف و رضايي وجود دارد؛ «هنوز گروه مرضي الطرفين نااميد نشده و تلاش هاي شان ادامه دارد تا انتخابات آتي هم آنقدر فرصت باقي است که از الان نخواهيم نتيجه گيري کنيم تلاش ها شکست خورده و اصولگرايان منتقد جبهه متحد حاضر به پيوستن به اين ائتلاف نيستند.» البته شنيده ها حاکي از آن است که برخلاف اظهارات اعضاي شوراي مرکزي جبهه متحد اصولگرايان اعضاي مرضي الطرفين تاکنون هيچ مذاکره يي با قاليباف - رضايي و اصولگرايان مستقل نداشته اند تا آنجا که حتي مخفي نگه داشتن اسامي اين اعضا را ديگر لازم نديده تا آنجا که شهاب الدين صدر، اسامي مرضي الطرفين را به طور تلويحي اعلام کرد. در چنين شرايطي که از يک سو سران جبهه متحد سعي در به تصوير کشيدن شرايط آرماني بدون اختلاف دارند، آن سوي ميدان هم نه تنها اختلافات رفع نشده بلکه گلايه مندي هاي طيف هاي ناديده گرفته شده در جبهه متحد تا آنجا افزايش يافته که خبر از شکاف هاي کوچک در کمتر از دو ماه به ارائه ليست مستقل رسيده، حال بايد ديد که آيا به قول افروغ چتر جبهه متحد گير کرده و باز شده به کوه مي خورد يا سرانجام در روزهاي آخر مانده به انتخابات قدرتي مافوق رايزني هاي کنوني، تمام اصولگرايان را مجبور به وحدت خواهد کرد تا چنددستگي انتخابات رياست جمهوري نهم و شوراي سوم بار ديگر در اردوگاه جناح راست تکرار نشود و شکست آتي را رقم نزند؛ سوالي که حتي اصولگرايان جبهه متحد هم براي پاسخ دادن به آن منتظرند تا گذر زمان پازل اختلافات اصولگرايان را کامل کند با اين اميد که قطعه آخر پازل، سرنوشتي به جز شرايط کنوني را رقم بزند.
توهين، برنامه بود
به نظر مي رسد با شناختي که طي دو سفر قبلي رئيس جمهور ايران از نيويورک در ميان محافل امريکايي حاصل شده بود، برنامه مشهودي براي به چالش کشيدن وي طراحي و به مرحله اجرا گذاشته شد تا افکار عمومي جهاني و خصوصاً امريکايي عليه محمود احمدي نژاد به موضعي منفي برسد.سخنان تند و دشنام گونه رئيس دانشگاه کلمبيا عليه يک مقام رسمي و بلندپايه ايراني اوج اين برنامه را به نمايش مي گذارد و اين معنا را تداعي مي بخشد که کارشناسان و مشاوران ديپلماتيک رياست جمهوري از پيش بيني برنامه طراحي شده غافل مانده اند.رفتار اين دستگاه دانش پژوه با رئيس جمهور يک کشور به هيچ وجه قابل قبول نبوده و مشحون از بي ادبي و بي نزاکتي است. آقاي احمدي نژاد حتي اگر يک شهروند معمولي کشورمان بود هيچ مقام امريکايي در هر سطحي حق توهين و جسارت به او را نداشت چه رسد به اينکه وي به عنوان شخص دوم کشور به ايالات متحده سفر کرده و نمايندگي کشورمان را برعهده داشته است.اقدام خلاف عرف ديپلماتيک امريکاييان محکوم و مطرود است و اين مهم را حتماً وزارت امور خارجه پيگيري خواهد کرد اما بررسي اين موضوع بايد براي ما در اولويت قرار بگيرد که چگونه زمينه اين توهين آشکار فراهم شده است و چرا در مقابل اين رفتار ناشايست، امريکاييان مدعي ترسي ندارند که به بي ادبي و بي فرهنگي متهم شوند؟ در ضرورت انجام سه سفر طي کمتر از دو سال به قلب امريکاي جهانخوار توسط عالي ترين مقام اجرايي کشور لابد دستگاه هاي متولي و مشاوره و کارشناس خارجي به تصميم قطعي رسيده اند، ولي آيا جزئيات اين بازديد هم چنان دقيق طراحي شده بود که امکان سوءاستفاده و ايجاد چالش براي هيات بلندپايه ايراني به وجود نيايد؟به نظر مي رسد در برابر توهيني چنين آشکار بهترين اقدام متقابل آن بود که رئيس جمهور جلسه مذکور را ترک گويد و در يادداشتي اعتراضي فرهنگ ميهمان نوازي و آداب غيرديپلماتيک آنان را زير سوال برد، چيزي که متاسفانه احتمالاً به ذهن مشاوران آقاي احمدي نژاد نيامد و زمينه توهين هاي بعدي حضار را هم فراهم ساخت.به هر حال با اينکه اصلاح طلبان با شخصيت حقيقي آقاي احمدي نژاد اختلاف نظر دارند و بسياري از روش ها و برنامه هاي ايشان را برنمي تابند ولي توهين به شخصيت حقوقي وي آن هم در خارج از کشور در واقع توهيني به شخصيت حقوقي کشورمان محسوب مي شود و هيچ ايراني نمي تواند از آن دل آزرده نشود. از ياد نبريم که همين سفر در زمان تصدي آقاي خاتمي هم انجام شد و دقت در زمان انجام آن و همه تشريفات احتمالي نه تنها امکان سوءاستفاده را به مخالفان جمهوري اسلامي نداد که ديپلماسي خارجي مان را هم ارتقا بخشيد و اتفاقاً شخصيت رئيس جمهورمان هم به مدد آمد و سفرهاي اينچنيني با موفقيت بيشتري به انجام رسيد.به نظر مي رسد در دولت نهم توجه به کميت امور از امعان نظر به کيفيت امور پيشي گرفته است و همين نگاه بعضاً مشکلاتي را سبب مي شود که در بخش هاي گوناگون قابل رويت است. تعداد سفرهاي خارجي جناب آقاي رئيس جمهور قطعاً فرع بر تاثير مثبتي است که بايد از انجام آن سفرها اراده شود لذا نهادهاي متولي تشخيص ضرورت بازديدهاي خارجي بايد پاسخ دهند که دقيقاً و مشخصاً دستاوردهاي اين سفرها چيست؟ و چگونه در تامين منافع ملي موثر مي افتد؟
در حاشيه سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا

عطاءالله مهاجراني
سخنان رئيس دانشگاه کلمبيا پيش از سخنراني آقاي احمدي نژاد انصافاً حيرت انگيز بود. با مهمان که کسي اينگونه سخن نمي گويد. البته ايشان در 19 سپتامبر بيانيه يي منتشر کرده بود. در آن بيانيه هم به مسائل مختلفي اشاره کرده است. از جمله به بيانيه سيپا (دانشکده روابط بين الملل دانشگاه کلمبيا) که با پيگيري و پيشنهاد دفتر نمايندگي ايران در سازمان ملل از رئيس جمهور ايران دعوت کرده است. سخنان رئيس دانشگاه کلمبيا پيش از سخنراني آقاي احمدي نژاد انصافاً حيرت انگيز بود. با مهمان که کسي اينگونه سخن نمي گويد. البته ايشان در 19 سپتامبر بيانيه يي منتشر کرده بود. در آن بيانيه هم به مسائل مختلفي اشاره کرده است. از جمله به بيانيه سيپا (دانشکده روابط بين الملل دانشگاه کلمبيا) که با پيگيري و پيشنهاد دفتر نمايندگي ايران در سازمان ملل از رئيس جمهور ايران دعوت کرده است. علاوه بر آن آقاي رئيس دانشگاه که يک وکيل سرشناس و يک مدير پرسابقه است و پيش از رياست بر دانشگاه کلمبيا سال ها رئيس دانشگاه ميشيگان بود، به پنج موضوع اصلي اشاره مي کند و مي گويد اين موضوع ها را با صراحت تمام با رئيس جمهور ايران در ميان مي گذارد. اما «ديکتاتور ستمگر کوتوله» ديگر بحث و موضوع بحث نيست. فحاشي است. تيتر براي روزنامه ها است. چنان که همين تعبير را امروز - سه شنبه- روزنامه هاآرتص اسرائيل تيتر کرده است. اما يک تحليل خواندني هم هاآرتص در همان شماره دارد. مطلب با عنوان تحليل منتشر شده است. نوشته؛ در ماجراي سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا بازنده اصلي اسرائيل بود.

تحليل هاآرتص خواندني است. نکته مهمش اين است که بخش عمده يي از مردم امريکا در جريان مسائل جهاني نيستند. اين سخنراني به آنها تفهيم مي کند که ايران با اسرائيل مشکل دارد، نه با امريکا و مردم امريکا.

به گمانم رقابت هاي سياسي در داخل و نقد و نظر هايي که به جاي خود درست و بهنگام است، نبايد موجب شود که در داوري منصف نباشيم. اين سخنراني، رئيس جمهور و ايران را در موضع مظلوميت و حقانيت قرار داد.

فضاي سخنراني و شيوه تزيين سالن و تريبون و ديوار پيش رو را ديديد؟ مثل مجلس عزا بود. حتي لوحه نام دانشگاه يا سيپا را از جلوي تريبون کنده بودند تا يک فضاي سرد و سياه نشان دهند. البته کت و شلوار خاکستري رئيس جمهور هم صحنه را کامل کرده بود. کاش همان کاپشن سفيد را مي پوشيد.

خداوند خواست به رغم همه اين تدبير ها و تفتين ها، سخنراني رئيس جمهور فرصت تازه يي براي ايران باشد. علاوه بر بازندگي اسرائيل، رئيس دانشگاه کلمبيا هم باخت.

عناوين اين صفحه
احمدي نژاد؛ آماده مذاکره با امريکا هستيم
دو پيشنهاد براي خروج از بن بست هسته يي
تکذيب ائتلاف در جريان هاي اصولگرا
توهين، برنامه بود
در حاشيه سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام