سعيد تراشيون

انديشه هاي سوسياليستي به ويژه آراي مارکس در زماني پديدار شدند که انقلاب صنعتي در غرب در حال شکوفايي بود و کارخانجات مختلف در بخش هاي گوناگون کشورهاي اروپايي برپا مي شدند. در اين دوران کارگران تحت وحشيانه ترين استثمارها قرار داشتند و به تعبير مارکس دستمزد آنها در پايين ترين حد ممکن که تنها بقاي آنها را تضمين کند پايين نگه داشته مي شد. اين فضاي وحشتناک ناعادلانه (که در کتاب سرمايه مارکس به خوبي توصيف شده است) موجب پيدايش انديشه هاي سوسياليستي شد که نياز فوري به اصلاح آن سيستم اقتصادي را طلب مي کردند. اما مارکس به عنوان برجسته ترين متفکر چپ اصلاح آن سيستم را غيرممکن اعلام نموده و بر فروپاشي نظام سرمايه داري و جايگزيني آن با يک نظام کمونيستي تاکيد کرد. او حتي خود را در مقام يک پيشگوي تاريخي قرار داده و از فروپاشي آن در آينده خبر داد.
به رغم آسيب شناسي صحيحي که مارکس از نظام اقتصادي ليبرال کلاسيک ارائه کرده و هنوز هم مي تواند براي نظام هاي اقتصادي که بر پايه اقتصاد بازار آزاد حرکت مي کنند بسيار سودمند باشد، نسخه تجويزي مارکس به هيچ عنوان موفق از کار در نيامد. نظام سرمايه داري بر خلاف پيش بيني مارکس به اصلاح خود اهتمام ورزيد و کشورهايي که بر اساس الگوي اقتصادي مارکس بنا شده بودند به ورشکستگي مطلق رسيده و اکثريت قريب به اتفاق آنها يا از هم پاشيدند (مانند شوروي سابق و کشورهاي بلوک شرق) يا با اصلاح خود نظام اقتصادي سرمايه داري را پذيرفتند (مانند چين) و معدود کشورهايي که هنوز بر اصول بنيادين آن پاي مي فشارند در قعر کشورهاي جهان از نظر توسعه و رفاه قرار گرفته اند (مانند کوبا و کره شمالي).
به رغم شکست مطلق چپ مارکسيستي (و نه چپ اصلاح طلب سوسياليستي که در ذيل ليبراليسم قرار مي گيرد) هنوز پيرواني از آن مکتب خود را بحق دانسته و با مصادره مفهوم عدالت راه نجات از بي عدالتي هاي موجود در جهان امروز را بازگشت به الگوي ورشکسته مارکسيستي معرفي مي کنند. لازم به ذکر است که انواعي از باورهاي چپ نيز امروزه خود را در اشکالي چون پست مدرنيسم پنهان نموده و در اين پوستين به نقد نظام اقتصاد راست مي پردازند.
عدالت توزيعي محور عدالت چپ
مشکل اصلي انديشه چپ در فهم و تبيين عدالت اقتصادي را مي توان در کژخواني و تعريف تک وجهي از عدالت اقتصادي دانست که آن را تنها در عدالت توزيعي خلاصه مي کنند. ترديدي نيست که توزيع منصفانه يکي از مهمترين ابعاد عدالت اقتصادي است چه بدون آن ممکن است به رغم رشد اقتصادي مناسب در يک جامعه کماکان اقشار گسترده يي از مردم در فقر و محروميت به سر برند اما نکته اينجاست که توزيع منصفانه (و نه توزيع برابر مارکسيستي) تنها پس از توليد و رشد اقتصادي قرار مي گيرد. بنا بر آن قول مشهور در جامعه يي که توليد اقتصادي در وضعيت نامناسبي قرار داشته باشد تاکيد بر عدالت توزيعي حتي در بهترين حالت تنها به توزيع عادلانه فقر خواهد انجاميد. تفاوت اصلي بين انديشه اقتصادي چپ و راست در همين جا قرار دارد. در انديشه اقتصادي راست اين توليد است که از اهميت اوليه برخوردار است و توزيع منصفانه تنها با توليد اقتصادي مناسب معنا پيدا مي کند. عدالت توزيعي در حقيقت تعريفي بسيار ساده انديشانه از عدالت است که تنها مي توان آن را در جوامع بسيار ساده و کهن اقتصادي (همانند کمون اوليه مارکسيست ها) اجرا نمود. عدالت توزيعي تنها در جوامعي مصداق پيدا مي کند که چيزي تحت عنوان توليد مازاد و افزايش سرمايه در آن وجود ندارد و انسان ها تنها به مصرف منابع محدود موجود مشغول هستند. در چنين جوامعي شايد بتوان بهترين نوع عدالت را عدالت توزيعي دانست که تقسيم نسبتاً مساوي منابع موجود را در دستور کار خود قرار مي دهد. حتي در آراي مارکس نيز تاکيد فراواني بر ارزش افزوده که در حقيقت همان افزايش سرمايه است، مي شود اما در عدالت توزيعي که مارکسيست ها بر آن تاکيد مي کنند با از ميان رفتن خلاقيت و حذف نخبگان اقتصادي چيزي جز فقر براي توزيع باقي نخواهد ماند.
اما دنياي اقتصادي امروز وضعيت بسيار پيچيده تري پيدا کرده و اين امر متاسفانه از چشم بسياري از باورمندان به انديشه هاي چپ اقتصادي پنهان مانده است. در اقتصاد امروز سرمايه و افزايش آن از چنان اهميتي برخوردار شده است که اگر مارکس مي توانست آن را مشاهده کند شايد کتاب سرمايه را مجدداً و بر اساس وضعيت جهان امروز مي نوشت. امروزه سرمايه ديگر همانند قرن نوزدهم وسيله يي براي استثمار نيروي کار نيست بلکه اساساً بدون سرمايه نيروي کار معنا پيدا نمي کند. علاوه بر آن جدا از قبح اخلاقي استثمار، امروزه گسترش حيرت آور بازار مصرف، استثمار را به امري نامطلوب و ناممکن بدل ساخته چه اين بازار مصرف گسترده به مصرف کنندگاني نياز دارد که مي بايست از درآمدي بسيار بيشتر از تامين حداقل زندگي برخوردار باشند. اگر امروزه برخي از چپ هاي پست مدرن از غلبه روح مصرف گرايي در جهان شکوه مي کنند اين در حقيقت اعتراف به پيروزي نظام اقتصادي ليبرال است که مصرف (رفاه) را به امري همگاني تر بدل کرده و لذا چپي که خود را خلع سلاح شده مي بيند اين بار با چرخشي حيرت آور از ماترياليسم به ايده آليسم فلسفي روي آورده و از بحران معنا در جهان مي نالد.
رفاه راست جايگزين عدالت چپ
با توجه به آنچه در فوق به آن اشاره شد نظام اقتصادي سرمايه داري در جهت رشد هر چه بيشتر رفاه مردمان حرکت کرده است و اين امر البته با عدالت چپ بسيار متفاوت است. در عدالت چپ مهم از ميان بردن فاصله اقتصادي ميان انسان هاست و از اين امر باکي نيست که براي از ميان بردن اين فاصله، طبقات بالاي اقتصادي را به پايين بکشيم. همان طور که گفته شد عدالت اقتصادي چپ عملاً به جاي مرفه کردن طبقات پايين به توزيع گسترده فقر ميان طبقات مختلف اقتصادي انجاميده است. اما در انديشه اقتصادي راست عدالت بدين معنا جايي ندارد. در انديشه راست اين فاصله طبقاتي نيست که از اهميت برخوردار است بلکه ميزان رفاه عموم دغدغه متفکران راست است. در اين باور اگر يک نخبه اقتصادي (آنترپونور) قادر باشد که با به کار انداختن درست سرمايه، توليد و رفاه را در جامعه افزايش دهد، افزايش فاصله اقتصادي او با ديگران موجب نگراني نخواهد بود.
نبايد از ياد برد که منظور از انديشه راست در اينجا آن نوع از ليبراليسم اقتصادي است که با گذار از ليبراليسم کلاسيک قرن نوزدهم به اصلاح خود همت گماشته و رفاه عامه چنان در آن اهميت پيدا کرده که دولت هاي رفاهي از دل آن ظهور مي کنند. ليبراليسم اقتصادي مي بايست خود را مديون انديشه هاي سوسياليستي و حتي آسيب شناسي هاي مارکس بداند اما نکته مهم اين است که آسيب شناسي هاي سوسياليستي عملاً راه را براي اصلاح نظام اقتصادي ليبرال باز کردند اما مسلماً در ارائه بديلي براي آن نظام کاملاً ناموفق بودند. در انديشه راست، امروزه رفاه عموم از اهميتي بنيادين برخوردار است و به همين علت است که قوانيني چون محدوديت ساعات کار و بيمه هاي گسترده اجتماعي به جزء لاينفک نظام هاي اقتصادي راست بدل شده اند. ايدئولوژي چپ نيز تا آنجايي که در ذيل انديشه هاي ليبرال و تحت عناويني چون سوسيال دموکرات ضمن حفظ اولويت توليد و تکثير سرمايه به توزيع منصفانه تر همت مي گمارد، مي تواند بسيار سودمند باشد اما در آنجايي که کماکان در گورستان مارکسيسم بديل بهتري را براي رفاه بشري مي جويد، ارمغاني بهتر از اقتصادهاي ورشکسته کره شمالي و کوبا به همراه نخواهد آورد.