فاطمه رحيمي

صبح روز جمعه است و محوطه صدا و سيما تا ساختمان پخش خلوت تر از روزهاي عادي است. از يکي دو پله و بعد هم راهرو باريکي عبور مي کنم. سکوتي را که بيرون از اين ساختمان احساس کرده بودم، مقابل پخش راديو جوان، سروصداي چند جوان بازيگر شکسته است. بچه هاي هفت شنبه در حال اجراي يک برنامه طنز صبحگاهي هستند. هفت شنبه يي ها يا به قول خودشان هفتايي ها جمعه ها ساعت 9 تا 11 پرمخاطب ترين برنامه هفتگي راديو را روي آنتن مي برند. در سه طرف استوديو هفت جوان بازيگر حضور دارند. فرزاد حسني روبه روي پنجره اتاق فرمان نشسته است و با استفاده از گوشي تنها کسي است که با اتاق فرمان ارتباط مستمر دارد يعني اينکه هم بازي مي کند و هم کارگردان است. او دونه درشت و هشنگ هفت شنبه است. افشين حسين خاني راوي يا همان افسون گر و شبنم مقدمي خاله اقدس ماجرا کنار او نشسته اند. سمت راست اميد زنده دلان (بچه زنده) و الهام زرتاختي (واويلا) حضور دارند و سمت چپ مريم جوليني (گلابتون) و محمودرضا قديريان (آلن) قرار گرفته اند. شنيده ها حاکي از آن است که امير منوچهري يا همان صفدر زورگو فعلاً غايب است. در اتاق فرمان فريبرز گلبن (تهيه کننده) سي دي هايش را آماده مي کند و ابوالقاسم صادقي (سردبير) مشغول مرتب کردن متن ها است.
مي گويند طنز شيوه خاصي از شوخ طبعي است که تلخي ها، ناکامي ها و مرارت هاي آدمي يا جامعه را با نگاه انتقادي و به قصد اصلاح بيان مي کند. در عين حال مطايبه را هم شوخي دو هم سن وسال با هم تعريف کرده اند. از طنز و مطايبه حرف زدم براي اينکه از همان ابتدا بايد مي دانستم هفت شنبه در کدام قالب مي گنجد؛ طنز هدف دار اجتماعي يا مطايبه از نوع صداي جواني؟ شايد هم تلفيقي از اين دو خط. زياد طول نمي کشد که پاسخ سوال ذهني ام را مي گيرم. هفت شنبه با مرور طنزآميز روزهاي هفته آغاز مي شود. راوي به روز چهارشنبه رسيده است که وارد مي شوم. يکي از بازيگران خبري را مي خواند. دانشمندان ايراني موفق شده اند چند راديوداروي جديد توليد کنند. و بعد ديالوگ طنز نمايشي؛ مادر آلن؛ پسرم تو که تو همه راديوها برنامه داري چرا نرفتي تو راديودارو هم برنامه بگيري؟ آلن؛ الان خبرش را شنيدم، مادر فردا مي روم و بعد هفته يي ها همگي با هم نوايي نوايي را مي خوانند. راوي روز پنجشنبه را اعلام مي کند. بازيگر؛ جرج بوش گفت؛ همسرم لورا به من مي گويد خودت خواستي رئيس جمهور شوي، کسي وادارت نکرده بود. بازيگر؛ حالا لورا به بوش گفت؟ زير گوش بوش گفت. چي گفت؟ با حرص و جوش گفت. چي گفت؟ به اون چموش گفت. چي گفت؟ گفت.... غلط کردي رئيس جمهور شدي...
هفتايي ها به جمعه که مي رسند همه با هم اعلام مي کنند؛ و حالا هفت شنبه برنامه يي مخصوص دخترها و پسرهاي ايراني سلام سلام سلام.
نگاه چهارشنبه يي هفتايي ها مطايبه از نوع شوخي دو هم سن و سال با هم است براي اينکه محمودرضا قديريان يا همان ايفاگر نقش آلن واقعاً سر از همه شبکه هاي راديويي درآورده و رفتن او به راديودارو نوايي نوايي خواندن هم دارد. آن هم از نگاه دوستانش که با او مزاح مي کنند. اما اين مزاح معنادار که اغلب شنونده از لايه هاي دروني آن بي خبر است مي تواند براي مخاطب هم جذاب باشد. صادقي مي گويد؛ «بله مي تواند، چون شنونده هاي هفت شنبه آلن را به عنوان فردي احساساتي و نادان مي شناسند و شوخي با او در آيتم هاي کوتاه نمايشي هفت شنبه جا افتاده و جذاب است.» و اما نگاه پنجشنبه يي هفتايي ها در به سخره گرفتن عملکرد ديکتاتور غرب همان طنز هدف دار است که درباره ميزان قوت آن بايد تامل کرد. تا اينجا مي توان اينطور نتيجه گرفت که در هفت شنبه هم طنز هست، هم مطايبه و هم فکاهه.
---
سلام گروهي هفتايي ها يعني اينکه برنامه مجري ندارد. برنامه راديويي مبتني بر گفتار است و مجري يا گوينده راديو با گفتار خود خط سير ماجرا را در ذهن شنونده حفظ مي کند. به همين دليل است که حذف مجري از يک برنامه حکم ريسک را دارد. خلاء حضور مجري اگر به درستي پر نشود، شنونده را دچار سردرگمي مي کند. گلبن در اين باره توضيح مي دهد که حذف مجري از اين برنامه عمدي بوده و گامي است براي رسيدن به موقعيت هاي نمايشي در برنامه طنز صبحگاهي. او راست مي گويد؛ هفت شنبه نمونه يي بديع از نمايش هاي راديويي است که مي تواند مخاطب را جذب کند. عدم حضور مجري به ساختار کلي برنامه هم لطمه يي وارد نمي کند چون هفتايي ها هرجا که لازم باشد با لحن و احساس واقعي حرف هاي جدي مي زنند. در خيلي از موارد هم فرزاد حسني، شبنم مقدمي و مريم جوليني ايفاگر نقش مجري در هفت شنبه مي شوند. مثل وقتي که درباره نهضت ضدتهمت و ضدغيبت در هفت شنبه مي گويند يا براي مشارکت شنونده موضوع برنامه را اعلام مي کنند که او زنگ بزند و بگويد که چه برنامه يي براي شاد کردن دل پدر و مادر خود دارد. در واقع هفتايي ها با اجراي گروهي برنامه در کنار موقعيت هاي کوتاه نمايشي بدعتي را در برنامه هاي راديويي پايه ريزي کرده اند چون هرکدام از اين بازيگران غير از چند تيپ و شخصيتي که به جاي آنها صحبت مي کنند، يک خرد واقعي هم دارند که گاهي بداهه و اکثر اوقات با بهره گيري از نوشته هاي ابوالقاسم صادقي حرف هاي دروني شان را بازگو مي کنند. به عبارت ديگر و به قول صادقي پيام در هفت شنبه به خاطر نبود مجري ابتر نمي ماند چون او هرجا که لازم باشد دستش را روي تات بک مي گذارد و مي گويد؛ مريم يا شبنم فرقي نمي کند يک کدامتان تلفن ها را اعلام کنيد يا موضوع برنامه را بگوييد يا...
---
بازيگران هفت شنبه به سن و سال جوان هستند و سردبير و تهيه کننده اين برنامه به دل و روح جوانند. صادقي و گلبن سال ها با هم در راديو کار کرده اند. «جمعه خوب من» و «همه با هم» برنامه هايي بودند که در سال هاي گذشته اين دو نفر براي جمعه هاي راديو جوان توليد و پخش مي کردند و حال هم دو سال است که هفت شنبه را به صورت زنده روي آنتن مي برند. در کار فريبرز گلبن (تهيه کننده پيشکسوت راديو) چند ويژگي خاص بارز است. با وجود سابقه طولاني کار در راديو هرگز داشته هاي گذشته اش را مورد استفاده امروز نمي داند چون معتقد است که بايد به روز باشد. او بر اين باور است که شنونده امروز راديو بايد توسط اين رسانه شنيداري بمباران اطلاعاتي شود. ابوالقاسم صادقي هم سال ها پيش کارش را با طنزنويسي در مطبوعات آغاز کرد. مدتي سردبير مجله طنز و کاريکاتور بود، اما وقتي که به راديو آمد گرفتار خاک دامنگيرش شد و مطبوعات را رها کرد. او براي اينکه نوشته هاي طنزش داراي غايت و هدف باشند رويدادهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي را در طول هفته دستمايه کار خود قرار مي دهد، اما از طرفي ديگر هم مي داند که در راديويي کار مي کند که مخاطبان آن نسل جوان هستند.
اين شبکه راديويي از حدود دو سال پيش با شعار شنيده مي شويد رويکرد خود را در برنامه سازي به سمت ارتباط گروه همسالان با هم تغيير داد. بنابراين ارتباط رسانه و مخاطب در راديو جوان به عنوان ارتباط دو دوست هم سن و سال با هم تلقي شده است و صادقي هم به همين دليل است که لابه لاي طنزهاي هدف دارش رگه هايي از مطايبه را هم مي گنجاند؛ براي اينکه بازيگران با هم مزاح کنند. جالب است بدانيد به جز مواردي که فرزاد حسني گاهي بداهه مي گويد، باقي آنچه از هفت شنبه پخش مي شود، حاصل تراوش قلم او است... دو ساعتي را که در پخش راديو جوان بودم صادقي و گلبن را مدام در حال مزاح و چالش ديدم. ادعاي بيراهي نيست اگر بگويم اين دو نفر اگرچه دهه پنجاه زندگي را رد کرده اند اما به دل و زبان جوان هستند.
---
يک راوي و هفت بازيگر هفت شنبه به جاي 13 شخصيت دائمي و چندين شخصيت موقتي بازي مي کنند.
افشين حسين خاني خاطره هاي طنز نقل مي کند. فرزاد حسني هم که ظاهراً دونه درشت ماجرا است اگر چه گاهي هم هشنگ مي شود. دونه درشت ويژه خوار و فرصت طلب است و در عوض تا بخواهيد هشنگ مهربان و مسالمت جو است. شبنم مقدمي را خيلي ها از تئاتر مي شناسند. او همان خانم دکتر جدي به نام پدر است که اينجا خاله اقدس هوچي گر و شايعه ساز شده است. امير منوچهري در کسوت صفدر زورگويي مي کند و امير زنده دلان به جاي بچه زنده حرف مي زند، ضعيف النفس و مظلوم مي شود. محمودرضا قديريان در نقش آلن احساساتي و احمق است و مريم جوليني در سه نقش رنگ عوض مي کند. در گلابتون مقرراتي است و خودش را دختري باکلاس مي داند. در مرد مخفي زورگو و قانون شکن است و مادر آلن هم که مي شود دائم غر مي زند، اما براي پسرش آرزوهاي بلند دارد. الهام زرتاختي همان واويلاي مرفه بي درد است يا فلفلي موذي، گاهي هم مادر بچه زنده مي شود. اين شخصيت ها در موارد مختلف با هم در برخورد و مواجهه هستند و موقعيت هاي طنز نمايشي را ايجاد مي کنند. در واقع اين آدم ها همگي همديگر را مي شناسند و در شرايط مختلف با هم روبه رو شده و يک موقعيت کوتاه نمايشي و طنز را ايجاد مي کنند.
فرزاد حسني در کار راديو از منوچهر نوذري بسيار آموخت. بچه هاي راديو خوب به خاطر دارند او اين اواخر هميشه و همه جا همراه نوذري بود. اگرچه گاهي به طنز آن مرحوم به اين جوان مي گفت؛ «من چيزي به تو ياد ندادم. تو از روي دست من تقلب کردي.» ولي واقعيت اين بود که به خاطر علاقه خاصي که به فرزاد حسني داشت داشته هاي تجربي اش را به صورت خصوصي به او منتقل مي کرد. نمي توانم بگويم بازي و کارگرداني حسني در هفت شنبه تقليد بازي و کارگرداني مرحوم نوذري در صبح جمعه با شما است چون تقليد يعني تکرار کاريکاتورگونه ديگران در حالي که هفت شنبه خالي از خلاقيت نيست و مهمتر اينکه اين برنامه زنده است با همه حساسيت ها و سختي هايي که يک برنامه زنده، طنز نمايشي دارد. بنابراين حتي رگه هايي از تقليد هم در هفت شنبه ديده نمي شود. اما به تاثيري که حسني از نوذري گرفته فکر مي کنم و برايم اين سوال ايجاد مي شود که آيا واقعاً فرزاد حسني جسارت هايش را از نوذري وام گرفته؟
خودش مي گويد؛ اگر کسي را قبول داشته باشي و معتقد باشي که طرحي نو درانداخته است وقتي از او تعريف مي کني ديگران تصور مي کنند که وامدارش هستي. اگر بخواهم جمله ات را تصحيح کنم، بايد بگويم همه کساني که در عرصه طنز راديويي کار مي کنند وامدار او هستند و هنوز هم نتوانسته اند حسابش را کنار جام بگذارند... درباره جسارت هم بايد بگويم در عرصه طنز به خاطر ذات برنده و نافذش جسارت وجود دارد و علي القاعده بايد حرکت رو به جلو باشد هرچند در هفت شنبه ما زياد برنده نيستيم و اگرچه در آن همه انواع طنز وجود دارد. بيشتر به فضاي فکاهه و سرگرمي تاکيد داريم. من دوست دارم هفت شنبه به سمت فضاي فکاهه پيش برود...
ساعت حوالي يازده نيمروز است. تاکنون آيتم هاي کاريکاتور برنامه هاي تلويزيوني (با نگاه طنزآميز به سريال جواهري در قصر) روزشمار هفته، گل ها، گل کوچيک، يک شاخه گل، خاطرات و صندوق صوتي پخش شده اند و دسته گل هفتايي ها آخرين بخش است؛ در اين قسمت نامه هاي شنونده ها که با استفاده از تيپ هاي گوناگون هفتايي ها ديالوگ هاي طنز نوشته اند، خوانده مي شود. اين بخش به شدت صبح جمعه با شما را تداعي مي کند. با تمام شدن دسته گل هفتايي ها، هفت شنبه به آخرين دقايق خود مي رسد. هفت بازيگر به صورت جمعي خداحافظي مي کنند و بعد هم دست مي زنند. اين طرف کنار ميز صدا صادقي و گلبن هنوز در حال چالش هستند. صادقي مي گويد؛ «فريبرز، امروز تموم شد ولي يادت باشه که يه آهنگ درست و حسابي پخش نکردي» و گلبن آرام و سبکبال همين طور مي خندد...