دوشنبه، 9 مهر 1386 - شماره 1505
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ايران
واکنش نمايندگان روحاني مجلس به اظهارات فاطمه رجبي؛
سکوت و اعتراض به آيت الله خواندن احمدي نژاد
اعطاي لقب «آيت الله» از سوي فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت و وزير دادگستري به احمدي نژاد با سکوت برخي و اعتراض برخي ديگر از نمايندگان روحاني مجلس روبه رو شد.

فاطمه رجبي همسر غلامحسين الهام، سخنگوي دولت و رئيس ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا پس از سخنان احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا و مجمع عمومي سازمان ملل در وب سايت رسمي خود نوشت؛«لقب آيت الله بر شخصي دلالت مي کند که انسان را به ياد خدا و راه و روش رسيدن به او مثلاً به وسيله بيان احکام هدايت مي کند. احمدي نژاد کسي است که چون صورت نوراني اش را در اثر کثرت خدمت به خلق خدايش ببيني جز عشق به خدا نخواهي ديد. کسي که حتي کينه توزان و منتقدانش بر خدايي بودنش دلالت مي کنند. به راستي تاکنون چه کسي اينچنين مورد غضب دشمنان خدا قرار گرفته؟» اين اظهارات همسر عضو حقوقدان شوراي نگهبان با واکنش متفاوت نمايندگان روحاني مجلس روبه رو شد. گروهي از اين نمايندگان با بيان اينکه وي «يک زن» است يا «در حاشيه قرار دارد»، يا «اظهاراتش شأني ندارد» در برابر اظهارات تازه اين شخصيت جنجالي سکوت کردند.

غلامرضا مصباحي مقدم سخنگوي جامعه روحانيت مبارز تهران در پاسخ خبرنگار اعتماد گفت؛ اين اظهارات شأني ندارد که درباره آن بحثي کنيم. بنابراين ترجيح مي دهم سکوت کنم.

تيمور علي عسگري ديگر نماينده روحاني حاضر در مجلس قضاوت درباره اين لقب بخشي را به افکار عمومي حواله کرد و گفت؛«عنوان آيت الله دادن به افراد مشخص در افکار عمومي آنقدر مذموم است که قابل پاسخ نيست.»

موسي قرباني عضو هيات رئيسه مجلس نيز در برابر اين پرسش سکوت کرد و فقط به آيه يي از قرآن که هر شيء را آيه يي از قدرت خداوند توصيف مي کند اشاره کرد.

محمدرضا ميرتاج الديني نيز اين اظهارات را حاشيه يي خواند که نبايد آنها را به متن آورد. محمدتقي رهبر نماينده اصفهان نيز ضمن نکوهش اين گونه لقب بخشي ها به خبرنگار اعتماد گفت؛ البته در اينکه هر چيزي آيت و نشانه خداوند است ترديدي نيست اما اصطلاح آيت الله فقط درباره علماي برجسته شيعه به کار برده مي شود. بنابراين اين گونه تعبيرات را اصلاً مناسب نمي دانم. احمد احمدي از ديگر روحانيون مجلس از هرگونه پاسخ به اين پرسش خودداري کرد. عباسعلي اختري رئيس کميسيون فرهنگي مجلس گفت؛ لفظ آيت الله را به چند معني مي توان به کار برد. يک معناي عمومي دارد، يعني نشانه هاي خدا و هر موجودي از جهت آنکه دلالت مي کند که قدرتي آن را به وجود آورده، مي شود آيه يي از آيات خدا مثلاً يک دانه گندم و يک گنجشک هم دلالت بر آيه خداوندي است. اختري افزود؛ معناي ديگر آيت الله معناي اصطلاحي است که به عالم ديني و داراي مقام اجتهاد گفته مي شود. بنابراين به صرف اينکه رياست محترم جمهوري در يک سخنراني بين المللي «وظيفه تبليغي» را انجام داده به کار بردن اصطلاح آيت الله پسنديده نيست و اين گونه تعبيرات راه سوءاستفاده از اين واژه براي ديگران را باز مي کند.

مخالفت نمايندگان روحاني مجلس با لقب «آيت الله» براي احمدي نژاد در حالي ابراز مي شود که فاطمه رجبي همسر وزير دادگستري بعد از انتخاب شدن احمدي نژاد در کتابي وي را معجزه هزاره سوم و يکي از نزديکان رسانه يي احمدي نژاد در تازه ترين اظهارات او را «سقراط» زمان توصيف کرده اند.
انتقاد به ادامه مسدود بودن مرز کردستان عراق با ايران
در پي بسته شدن مرز ايران و کردستان عراق هوشيار زيباري وزير خارجه عراق ضمن انتقاد به اين اقدام گفت؛ ايران به خاطر موضوعي که مقام هاي کرد عراقي مسوول آن نيستند، بر منطقه کردنشين عراق فشار وارد مي کند.

اشاره زيباري به دستگيري يک مقام ايراني به نام محمود فرهادي است که 29 شهريورماه در هتل پالاس شهر سليمانيه توسط نيروهاي امريکايي دستگير شد. ارتش امريکا مدعي است که فرهادي به عنوان مشاور اقتصادي استاندار کرمانشاه از اعضاي سپاه پاسداران است که در ارسال اسلحه به تندروهاي عراق نقش دارد.

دستگيري وي باعث ايجاد اختلاف ميان امريکا و عراق شده است به گونه يي که دولت عراق از سفارت اين کشور در بغداد خواست دلايل خود را براي دستگيري تبعه ايراني ارائه کند. البته محمود احمدي نژاد رئيس جمهور بسته شدن مرز به خاطر بازداشت يک مقام ايراني را تکذيب کرد و گفت؛ حمل و نقل کالاها و دادوستد به دو سوي مرزها ادامه دارد.از اين رو با تداوم بسته ماندن مرز ايران و عراق، وزير خارجه اين کشور افزود؛ بسته شدن مرز غيرعادلانه و غيرمنصفانه است زيرا اين اقدام تهران بر وضعيت منطقه کردنشين عراق از جمله بالا رفتن قيمت ها تاثيرگذار بوده است.به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس هوشياري زيباري خاطرنشان کرد که وي مساله بسته شدن پنج نقطه مرزي ايران و کردستان را در ديدار با منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل بررسي کرده است.زيباري گفت به متکي گفته است «اين اقدامي عاقلانه نيست و فقط فضاي اعتماد را تضعيف مي کند و شما کل منطقه را براي اقدامي که آنها مسوولش نيستند، مجازات مي کنيد.» وي افزود که دولت عراق از سفارت امريکا در بغداد تمامي واقعيات مربوط به اين حادثه را درخواست و بر درخواست عراق براي آزادي اين تبعه ايران تاکيد کرده است. زيباري با اشاره به اينکه فرهادي همچنان در بازداشت امريکاست گفت؛ فکر مي کنم اين اقدام پاسخ مستقيم به دستگيري يک مقام ايراني از سوي نيروي نظامي امريکا در سليمانيه است و اين يک مجازات جمعي براي منطقه به دليل چيزي است که مقامات منطقه کردنشين مسوول آن نيستند. زيباري افزود؛ اين منطقه به طرقي به تامين سوخت از جانب ايران نيازمند است اما ايراني ها مي خواهند روي اين مساله تاکيد کنند.

در عين حال يک مقام مسوول در مورد بسته شدن مرزهاي مشترک ايران با کردستان عراق خاطر نشان کرد؛ بسته شدن مرزها به خاطر ناامني مرزها و نيز اطمينان از عدم ورود و خروج قاچاق انجام شده است.

به گزارش ايسنا اين مقام مسوول با اشاره به بي ارتباط بودن بسته بودن مرز با بازداشت فرهادي مشاور اقتصادي استاندار کرمانشاه در سليمانيه عراق خاطرنشان کرد؛ درخواست عراقي ها اين بود که همه معابر مرزي بسته شود و مبادلات و ورود و خروج به دو نقطه باشماق در کردستان و تمرچين در آذربايجان غربي محدود شود. وي ادامه داد؛ ما نيز براي کنترل ورود و خروج قاچاق تا زمان تامين امنيت کامل مرزها اين کار را انجام داده ايم و به طرف عراقي نيز اعلام کرديم تا زماني که امنيت در مرز برقرار نشود اين معابر بازگشايي نخواهد شد.

اين مقام مسوول خاطر نشان کرد؛ البته در عالم سياست همه چيز به هم ربط دارد و نمي توان گفت اين مساله با بازداشت فرهادي کاملاً بي ارتباط است. مجموعه يي از عوامل باعث شده است که اين مرزها بسته شود.
محسن رضايي ؛ عده يي بايد درباره چشم انداز آموزش ببينند
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره الزامات اجرايي شدن سند چشم انداز گفت؛ دست اندرکاران کشور اول بايد نسبت به سند، تمکين واقعي و حقيقي داشته باشند و اين کار با حرف و شعار دادن امکان پذير نيست. کليه مسوولان کشور بايد آموزش عملي نسبت به چشم انداز ببينند و آن را کاملاً فهم کنند.

محسن رضايي يادآور شد؛ اين آموزش ها صورت نگرفته است؛ البته به صورت پراکنده افرادي هستند که چشم انداز را خوب مي فهمند؛ ولي عده يي هم درک واقعي از چشم انداز ندارند.

حال چطور از اين افراد انتظار داشته باشيم که اعمال و رفتار و برنامه هايشان مطابق چشم انداز باشد؟ اين انتظار درست نيست مگر اينکه تاکيد شود که آموزش و ادراک کاملي نسبت به چشم انداز صورت گيرد. رضايي درباره چگونگي عملي شدن اين بايدها در کشور گفت؛ در اين شرايط چند زمينه و عامل مهم است تا اين بايدها عملي شود. اولاً مردم به عنوان مهمترين متولي چشم انداز خواسته هاي خود را در چارچوب سند از مسوولان طلب کنند. رسانه ها مي توانند يک عامل فشار در جهت تحقق چشم انداز به دولتمردان شوند.

وي به ايسنا گفت؛ مکانيسم دوم عملي شدن بايدهايي که در بالا به آن اشاره شد، اين است که يک سازوکار حکومتي براي پيگيري سند چشم انداز ايجاد شود. ايجاد چنين سازوکاري چند هفته ديگر در دستور کار مجمع قرار مي گيرد. يک بند اين الزامات مساله متولي شدن يک سيستم براي پيگيري سند چشم انداز بود.
دفاع لاريجاني از مجازات سنگسار
دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه درباره مجازات سنگسار در ايران اظهار داشت؛«سنگسار» نه شکنجه است، نه مجازات غير متناسب. دکتر محمدجواد لاريجاني در گفت وگو با ايسنا انتقادات غربي ها در مورد «رجم» يا «سنگسار» را حول چند محور دانست و عنوان کرد؛ غربي ها سنگسار را تنبيه نمي دانند بلکه شکنجه مي دانند، در صورتي که مرز بين شکنجه و تنبيه مرز خيلي روشني نيست.آنها از طرف ديگر مي گويند اين حکم با جرم صورت گرفته تناسب ندارد، کسي که زناي محصنه کرده چرا بايد شديداً محاکمه شود. وي ادامه داد؛ البته اين تفکر آنها ناشي از اين است که آنها اين عمل شنيع را آنقدر بد نمي دانند و مي خواهند اين تفکر را به ما تحميل کنند.

دبير ستاد حقوق بشر افزود؛ اگر ما رجم نداشتيم و به جاي آن اعدام قرار مي داديم، باز هم اين ايرادها را مي گرفتند. البته بايد توجه داشت که رجم از نظر اسلامي پايين تر از اعدام است چون در رجم اين امکان وجود دارد که فرد بتواند نجات پيدا کند.

لاريجاني در توضيح اجراي رجم در کشور گفت؛ بحث رجم تا زماني که در قانون ما وجود دارد طبيعي است که اين قانون بايد اجرا شود.وي در مورد زناي محصنه زن و مرد تاکستاني که چندي پيش منجر به سنگسار مرد شد، گفت؛ نظر مسوولان قضايي ما اين بوده که اين مساله با دقتي بيشتر مورد نظر قرار بگيرد و يک فرد نبايد نظر خود را بر نظرات ديگر افراد که متخصص نيز هستند برتري مي داد. مي خواهم بگويم اين مساله تاکستان ناشي از اشتباه قاضي بوده است اگر نگويم تخلف.
آقاي رئيس جمهور، اتفاقي افتاده؟!
احمد پورنـجاتي

مگر اتفاقي افتاده است؟، اين همه تبليغات و دست افشاني و دعاگويي از رسانه ها و تريبون هاي رسمي کشور که اين روزها و شب ها نثار جناب رئيس جمهور محترم مي شود به خاطر چيست؟ البته اذعان مي کنم که در شهر چندان خبري نيست. ماه مبارک رمضان است و حال و هواي معنوي مردماني که نقد ضيافت حضرت حق تعالي را هرگز با نسيه وعده هاي رنگارنگ و تحقق نيافته متوليان امور معاوضه نمي کنند، به کار خويش مشغولند و دست به گريبان چاله چوله هاي زندگي روزمره خويش از نگراني قيمت افسارگسيخته مسکن گرفته تا اشتغال و هزينه تحصيل فرزندان و بضاعت مزجات جوانان براي ازدواج و فراهم ساختن چند ليتر بنزين براي به اصطلاح خودروي شخصي که حکم پدر دوم خانوار را دارد براي تامين معاش.

اما مگر مي شود در اين غوغاي کم سابقه تبليغات تشکرآميز و قهرمان پسند - کنجکاوانه و البته اندکي با شگفتي - اين پرسش را ناديده گرفت که «مگر چه اتفاقي افتاده است؟،»

نزديک به 30 سال است که انقلاب اسلامي با اصول، آرمان ها و شعارهاي مشخص و نيز با کارنامه يي - کم يا بيش - برخاسته از اين اصول و آرمان ها در همه جاي جهان شناخته شده است. حضور مسوولان جمهوري اسلامي در مجامع بين المللي نيز از همان سال هاي نخست استقرار نظام، در سطوح گوناگون متداول بوده است. سخنراني ها و موضع گيري هاي متوليان کشور نيز در اين گونه مجامع که علي القاعده در چارچوب همان اصول و آرمان ها بوده

ـ هر چند هر يک با ادبيات خاص خود ـ پديده بديع و ميوه نوبرانه يي نيست. مرحوم شهيد رجايي در اوج فضاي انقلابي و دوران نفس گير تجاوز صدام به ايران و صف آرايي قدرت هاي استکباري در برابر موجوديت انقلاب و نظام، در مجمع عمومي سازمان ملل حضور يافت، سخنراني و روشنگري کرد و چون از سابقه واقعي مبارزه با رژيم طاغوت برخوردار بود علاوه بر اقامه برهان و استدلال، سند زنده نيز در اثبات ماهيت استبدادي و ضدمردمي و وابسته به استکبار آن رژيم ارائه کرد. کدام مراسم استقبال ويژه و ثناخواني و مبالغه گويي و فراخوان شکرگزاري به خاطر آن حضور و سخنراني مخلصانه براي آن نازنين ترتيب داده شد؟ مگر مسوولان کشور وظيفه يي جز اين دارند که در هر موقعيت و مقامي، خواه در مجامع جهاني يا در مناسبات دوجانبه يا منطقه يي، از آرمان هاي حقيقي انقلاب و منافع ملي نظام دفاع کنند؟

همواره واکنش جهانيان در برابر مواضع جمهوري اسلامي نيز دو سطح متفاوت و حتي متضاد داشته است؛ ناخرسندي و دشمني قدرت هاي بزرگ و دولت ها از يک سو و اشتياق و خشنودي ملت ها به ويژه توده هاي مردم و اندکي از دولت هاي کوچک از سوي ديگر.

حتي حضور مقامات و شخصيت هاي گوناگون سياسي، فرهنگي نظام در اجتماعات مردمي، محافل دانشگاهي و مجامع غيردولتي چه در امريکا و چه در ديگر کشورها نيز پديده يي نو و بي سابقه نيست.

چه کسي حضور شورانگيز مردم پاکستان را در استقبال از مقام رهبري هنگام تصدي رياست جمهوري فراموش مي کند؟

چه کسي خيزش بي سابقه و شيداگونه مردم لبنان را در استقبال تاريخي از آقاي خاتمي از خاطر خواهد زدود؟

جالب است که در هر دو موردي که اشاره رفت، با همه فخر و اهتزازي که براي روحيه ملي در پي داشت، نه از چراغاني و طاق نصرت و تبليغات ويژه رسانه يي خبري بود و نه تا اين حد مبالغه گويي شد،

اما انصاف بايد داد که در سفر اخير آقاي احمدي نژاد به نيويورک «اتفاق تازه يي» افتاده است.

به گمانم از اين پس «حادثه دانشگاه کلمبيا» در تاريخ تحولات سياسي ايران به مثابه يک نقطه تقويمي خاص مورد توجه قرار خواهد گرفت.

اين توجه ويژه نه از آن جهت است که رئيس دانشگاه کلمبيا به عنوان ميزبان، آشکارا و خارج از نزاکت عرفي به ميهمان خود که نه يک شخص بلکه يک شخصيت حقوقي و رئيس جمهور رسمي يک کشور است، اهانت روا مي دارد، و نه حتي از آن جهت است که آقاي احمدي نژاد در برابر آن رفتار ناشايست، واکنشي خويشتندارانه بروز مي دهد.

البته بديهي ترين احساس هر شهروند ايراني در برابر آنچه رخ داد، خواه با ديدگاه ها و عملکرد آقاي احمدي نژاد موافق باشد يا منتقد و مخالف، تاسف و ناخرسندي از رفتار رئيس دانشگاه کلمبيا و تخطئه آن است و نيز تاييد خويشتنداري و خونسردي آقاي رئيس جمهور در برابر آن، خواه از موضع ابتکار بوده يا اضطرار. هر واکنش عصباني و احساسي چه بسا زمينه يي تازه براي اهانتي افزونتر فراهم مي ساخت که خدا را شکر از اين جهت به خير گذشت.

پس اهميت حادثه دانشگاه کلمبيا در چيست؟

اگر هواداران سينه چاک دولت نهم به ويژه مريدان ايدئولوژيک آقاي احمدي نژاد - دست کم در اين مورد- عامل «حب بي قيد و شرط» را کنار بگذارند که گفته اند؛«حب الشيئي يعمي و يصم» و از فراز منافع سياسي و جناحي به موضوع بنگرند و به جاي پيشدستي و تمجيدهاي اغراق آميز، اندکي نقادي را تاب بياورند و البته رقيبان سياسي دولت نهم نيز اين حادثه را مجالي براي مچ گيري تلقي نکنند، آنگاه مي توان گفت که «از ماست که بر ماست»،

دو احتمال متصور است؛

فرض اول؛ اين حادثه ناگوار دست پخت اطلاعات نادرست و خطاي محاسبه مشاوره دهندگان، تدبيرکنندگان و برنامه ريزان و تصميم گيرندگاني است که بدون آگاهي يا توجه به مواضع سياسي ميزبان و رفتار احتمالي او زمينه اين اهانت ملي را فراهم ساخته اند.

فرض دوم؛ با علم و احتمال وقوع چنين حادثه يي و با پذيرش هزينه يي چنين سنگين، ترجيح داده اند نمايش مظلوميت و قهرماني حق به جانب بدهند و مثلاً زمينه افشاگري و رسوايي دشمن را فراهم کنند،

گمان نمي کنم حتي اندک احتمالي در خاطر خطير جناب رئيس جمهور داده مي شد که با چنين رفتاري مواجه شود، چرا که عقل سليم حکم مي کرد در مورد اين برنامه تجديدنظر شود. مگر آقاي احمدي نژاد از مشرب ملامتيه پيروي مي کند که با علم و ابتکار خويش، روز روشن در انظار ميليون ها نفر مورد اهانت قرار گيرد و احساس غافلگيري نکند و حتي رضايت خاطر هم داشته باشد؟، هرگز، پس فرض دوم به حکم عقل، منتفي است.

اما با فرض اول چه مي شود کرد؟

برادرانه و خيرخواهانه به آقاي رئيس جمهور پيشنهاد مي کنم که پس از فرو نشستن شعله هاي جشن و سپاسگزاري و تعريف و تمجيد، با مشاوران عقل انديش و غير احساسي خود به خلوت بحث و بررسي بنشينند و واقع بينانه ريشه هاي اين حادثه را دريابند تا خداي ناخواسته بار ديگر از يک سوراخ گزيده نشوند، چرا که تا ايشان رئيس جمهور ايران اند، عزت و احترام ملت و نظام ايران در گرو عملکرد ايشان نيز هست.
عناوين اين صفحه
سکوت و اعتراض به آيت الله خواندن احمدي نژاد
انتقاد به ادامه مسدود بودن مرز کردستان عراق با ايران
محسن رضايي ؛ عده يي بايد درباره چشم انداز آموزش ببينند
دفاع لاريجاني از مجازات سنگسار
آقاي رئيس جمهور، اتفاقي افتاده؟!

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام