شنبه، 14 مهر 1386 - شماره 1507
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
معرفي 25 مستند برتر تاريخ سينما
روياهاي حلقه
گروه فرهنگي، ساسان گلفر؛ فيلم مستند «روياهاي حلقه» محصول 1994 به کارگرداني استيو جيمز، پيتر گيلبرت و فردريک مارکس از سوي اعضاي انجمن بين المللي سينماي مستند به عنوان بهترين فيلم مستند تاريخ سينما برگزيده شد. اين فيلم که درباره دو دانش آموز دبيرستاني است که سعي مي کنند با موفقيت در بازي بسکتبال خود را از محله هاي فقيرنشين شيکاگو بالا بکشند، در سال 1994 نامزد جايزه اسکار بهترين فيلم مستند شد و دومين فيلم غيرداستاني در تاريخ جوايز اسکار بود که توانست جايزه بهترين تدوين را دريافت کند. «روياهاي حلقه» به عنوان اولين فيلم بلندي که کاملاً به صورت ويدئويي تصويربرداري شد و به انقلاب دوربين هاي DV کمک کرد و همچنين با فروش 8 ميليون دلاري بليت سينما رکوردي در فروش فيلم غيرداستاني غير موزيکال تا زمان ساخته شدنش برجا گذاشت، نقطه عطفي در تاريخ سينماي مستند بود. فهرست 25 فيلم برتر تاريخ سينماي مستند را 3 هزار عضو انجمن بين المللي سينماي مستند به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد تاسيس اين انجمن از ميان 700 فيلم ساخته شده در 55 سال گذشته انتخاب کرده اند. «خط باريک آبي» به کارگرداني ارول موريس محصول 1988 درباره مرد بي گناهي که در ايالت اوهايو امريکا به اشتباه به مرگ محکوم شد، دومين فيلم اين فهرست است و «بولينگ براي کلمباين»، مستند جنجالي سال 2002 مايکل مور درباره آزادي حمل اسلحه و ماجراي کشتار دانش آموزان در يک مدرسه امريکايي در مرتبه بعد از آن قرار گرفته است. دو فيلم ديگر از مايکل مور، «راجر ومن» و «فارنهايت 11/9» مقام دهم و بيست و يکم اين فهرست را به خود اختصاص داده اند. از جمله فيلم هاي ديگر اين فهرست مي توان به «طلسم شده» جفري بليتز در جايگاه چهارم، «يک حقيقت ناخوشايند» ديويس گوگنهايم محصول 2006 با هنرنمايي ال گور نامزد سابق رياست جمهوري امريکا در مقام ششم، «مه جنگ» ارول موريس در رتبه نهم و «زندگي بدون تعادل» (کويانيسکاتسي) گادفري رجيو در مقام چهاردهم اشاره کرد. نام چند کارگردان مطرح سينماي داستاني نيز در اواخر فهرست اين 25 فيلم مستند به چشم مي خورد؛ ويم وندرس با «باشگاه اجتماعي بوئنا ويستا» محصول 1999 در جايگاه بيستم قرار دارد، ورنر هرتزوگ با «مرد گريزلي» محصول 2005 بيست و سوم شده و «شب و مه» آلن رنه محصول 1955، بيست و چهارمين فيلم جدول است.
حميد قنبري، دوبلور قديمي جري لوئيس در گذشت
صداي بي جانشين
گروه فرهنگي؛ حميد قنبري دوبلور قديمي سينماي ايران که با صداي جري لوئيس شناخته مي شد، هفتم مهرماه در سن 83 سالگي و به دليل عوارض ناشي از سکته قلبي در تهران درگذشت. ابوالحسن تهامي و چنگيز جليلوند دو تن از پيشکسوتان دوبله ايران در دو مطلب کوتاه درباره فعاليت هاي قنبري گفته اند.

ابوالحسن تهامي؛ از شنيدن خبر درگذشت حميد قنبري بسيار متاسف شدم. احساس مي کنم دوستي خوب و استادي بزرگ را از دست داديم. قنبري گرچه هيچ گاه دوبلور پرکاري نبود، اما سهمش در اعتلا و رشد و به ويژه رونق هنر دوبله انکار ناشدني است. قنبري سال ها قبل در دهه بيست کار هنري را با خواندن پيش پرده هاي تئاتر آغاز کرد. آن وقت رسمي بود که پيش از شروع نمايش اصلي قبل از آنکه پرده هاي صحنه کنار برود يک نفر روي سن مي آمد و با همراهي موسيقي تند اشعار بحرطويل طنزآميز و انتقادي مي خواند. قنبري از پيش پرده خواني آغاز کرد و بعد روي صحنه آمد. در نمايش هاي کمدي بازي مي کرد. اندام باريکش سبب شد که هميشه نقش جوان را ايفا کند چه در تئاتر و چه بعدها که در کنار دوست نزديکش مجيد محسني به سينما آمد. اما وقتي دوبله در ايران پا گرفت قنبري را به خاطر توانايي هاي ويژه اش در تغيير لحن و تيپ سازي به دوبله دعوت کردند تا به جاي جري لوئيس که آکتور کمدي مشهوري بود صحبت کند. تيپي که قنبري براي جري لوئيس آفريد شهرت او را در ايران دوچندان کرد. آنقدر که کمدين هاي ايراني هم به صرافت افتادند که قنبري به جايشان دوبله کند. منصور سپهرنيا از آن جمله بود. قنبري از معدود هنرپيشه هاي زمان خود بود که ادبيات را خوب مي شناخت. شعر مي خواند و با اشعار شاعران انس و الفت داشت به خاطر همين تسلط بر ادبيات فارسي بود که در گردهمايي ها و نشست ها او را به عنوان نماينده يا سخنران مجلس انتخاب مي کردند. پيش از انقلاب چندين دوره رياست کانون هنرمندان (يا هرچه اسمش بود) را بر عهده داشت. در راه احقاق حقوق هنرپيشه هاي تئاتر سينما و دوبله کوشش هاي بسيار کرد که بعضي شان به بار نشست.

چنگيز جليلوند؛ قنبري زماني هنرپيشه راديو بود. روزهاي جمعه با مرحوم منوچهر نوذري، آقاي بلور، مرحوم مشکين و هنرمندان ديگر نمايشنامه هاي کمدي اجرا مي کردند که در بين مردم حسابي گل کرده بود.حميد قنبري شخصيتي آفريده بود به اسم «فوفول». يک بچه عزيزدردانه و لوسي بود که کسي حق نداشت بگويد بالاي چشمت ابرو است. قديمي ها اين شخصيت را خوب به خاطر دارند. من مرحوم قنبري را زماني شناختم که کلاس دهم بودم. در فيلمي که اسمش «دختر همسايه» بود همبازي بوديم. من نقش پسر ارباب را بازي مي کردم، اما اوج همکاري ما در دوبلاژ بود. قنبري به جاي جري لوئيس حرف مي زد و من دين مارتين. در بسياري از فيلم ها اين دو نفر همبازي هستند. يادم هست که قنبري چقدر خلاقانه چيزهايي از خودش مي گفت که باعث مي شد ضبط از خنده ما متوقف شود. بعدها که من مدير دوبلاژ شدم فيلم هاي گروه سه نفره گرشا، متوسلاني و سپهرنيا را با هم دوبله کرديم. من به جاي گرشا و قنبري با همان تيپ جري لوئيس به جاي سپهرنيا. راستش هيچ گوينده يي به نظر من نتوانست آن تيپ را مثل قنبري بسازد. بين گوينده ها رسم است که اداي همديگر را در مي آورند اما جري لوئيس قنبري بدون جانشين ماند. به همين خاطر جاي اين مرد خوش صحبت، شيک پوش و دوست داشتني که خيلي بين ما محبوب بود ديگر خالي است. روحش شاد. اميدوارم روزگاري کسي پيدا شود که جاي خالي صداي جري لوئيس را پر کند.
عناوين اين صفحه
روياهاي حلقه
صداي بي جانشين
پيدا و پنهان
کناره گيري حسين سناپور از بنياد گلشيري
خاطرات هاشمي رفسنجاني ( 1363)
کيفيتت منو کشته
دريچه

پيدا و پنهان
اتحاد کاريکاتوري اصولگرايان؛ يک منبع نزديک به اصولگرايان مستقل گفت؛ به دنبال انتقادات برخي از شخصيت هاي اصولگرا به روند موجود در جبهه متحد اصولگرايي برخي از تشکل هاي اصولگراي حامي اين دو شخصيت نيز انتقاداتي را به روش هاي موجود مطرح کرده اند.به گزارش عصر ايران، وي افزود؛ به اعتقاد اين گروه ها، جبهه متحد اصولگرايي در تعامل با گروه هاي اصولگرا به جاي شعار «بياييد با هم متحد شويم»، عملاً شعار «بياييد با ما متحد شويد» را سر مي دهد و اين براي بسياري از اصولگرايان غيرقابل قبول است و چنين اتحادي را يک «کاريکاتور» مي دانند.اين در حالي است که به برخي از اعضاي تشکل رايحه خوش خدمت و جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي به خاطر تکروي ها و فعاليت هاي زودهنگام و خارج از هماهنگي جبهه متحد اصولگرايي در شهرستان ها تذکر داده شده است.

مخالفت نمايندگان بوشهر با نوذري؛شنيديم نمايندگان استان بوشهر اعتراض خود را به حضور نوذري سرپرست وزارت نفت در اين سمت به رئيس جمهور اعلام کرده اند.

شکرالله عطارزاده عضو کميسيون انرژي مجلس با اعلام اين خبر گفت؛ نوذري کارشناس کشاورزي است و در حوزه نفت توانسته تنها تجربياتي کسب کند.وي از اينکه «رئيس جمهور هيچ مشورتي با نمايندگان در اين باره نکرده است» ابراز تاسف کرد.

اصرار براي دريافت ليست کامل مصوبات؛ گفته مي شود برخي خبرگزاري ها خواهان ارائه ليست مصوبات سفرهاي استاني از سوي دولت شده اند. چرا که بنا به گفته دولتمردان تعداد مصوبات استاني شش هزار و صد مصوبه اعلام شده است اما به رغم درخواست هاي پياپي رسانه ها براي در اختيار داشتن ليست کامل مصوبات مقامات رسمي از اعلام اين ليست خودداري کرده اند. شنيده ها حاکي است تعداد مصوبات بسيار کمتر از عدد ذکر شده است.


کناره گيري حسين سناپور از بنياد گلشيري
حسين سناپور چند روز پيش با ارسال نامه يي به مديرعامل بنياد هوشنگ گلشيري ضمن انتقاد از تصميم اخير جايزه که آن را نوعي قرباني دادن به خاطر کاستن از حملات و انتقادات ناميده، از عضويت در هيات امناي اين بنياد انصراف داد. فرزانه طاهري مديرعامل بنياد گلشيري در گفت وگو با مهر ضمن تائيد کناره گيري حسين سناپور از اين بنياد گفت؛ سعي کرديم او را از اين تصميم منصرف کنيم ولي ميسر نشد. مديرعامل بنياد گلشيري افزود؛ سناپور مي خواست کتابش در جايزه شرکت داده شود اما واقعاً درباره حواشي يي نظير سال قبل که جايزه مجموعه داستان به او تعلق گرفت و پيشامدهاي بعد از آن، هيچ کنترلي نيست و حتي امسال هم با وجود کناره گيري او از بنياد، اگر کتابش جايزه بگيرد بازهم مي گويند او عضو سابق هيات امنا بوده است.


خاطرات هاشمي رفسنجاني ( 1363)
شنبه 14 مهر 1363

امروز غعاشوراف در منزل بودم . آقايان غعباس ف کوثري و سيدعباس حسيني از وعاظ قم آمدند و در منزل روضه خواندند؛ به هريک هزار تومان دادم و يک قواره پارچه به آقاي کوثري که بهتر غروضه ف مي خواند؛ اشک خوبي گرفت . خواسته هايي هم در رابطه با آب و بهداري قم مطرح کردند. گزارش ها را آوردند. مطلب مهمي نداشت . زيارت عاشورايي خواندم . مهدي با اجازه غگرفتن از منف، همراه همدرسي هايش براي شرکت در عزاداري بيرون رفت . قرار بود تا ساعت ده شب بيايد که دير کرد. عفت ناراحت شد و بي تابي مي کرد؛ بالاخره ساعت يازده شب با دکتر سعيد لاهوتي براي پيدا کردن مهدي بيرون رفتند. نزديک خانه به او برخورده بودند که پياده به طرف خانه مي آمدند. ساعت يازده و نيم شب ، مساله تمام شد و به خانه رسيدند؛ تîشري هم به مهدي زدم و خوابيديم .


کيفيتت منو کشته
ابراهيم رها

ديروز در راه، الياس (سريال اغما) را ديدم خيلي از وضعيت مخابرات مملکت شاکي بود، مي گفت زنگ زده بوده يک دختر زيبارو را گمراه کند، خط رو خط شده يک آقاي سبيل کلفت گوشي را برداشته چيزي نمانده بوده الياس را از راه به در کند بدفرم، فعلاً بعد از الياس مهم ترين مساله کشور اين است که گويا عده يي نادان نگذاشته اند شخص آقاي احمدي نژاد کانديداي رياست فدراسيون فوتبال بشود و هرچه رئيس جمهور اصرار کرده اينها نظرش را عوض کرده اند. تصور کنيد اين اتفاق جامه عمل مي پوشيد.

الف - ما براي رعايت عدالت محوري با همه تيم ها مساوي مي کرديم، ب - به جاي اردوهاي خارج از کشور به اردوهاي استاني، در تمام استان ها مي رفتيم، ج - ايران چي کارش مي کنه، مشت به دهانش مي کوبه، گويا با تلاش شبانه روزي مسوولان قشنگ، ما ضمن اينکه توانستيم مولوي را کاملاً به اسم ترکيه ثبت کنيم، موفق شديم بين 140 کشور رتبه هشتاد و ششم کيفيت زندگي را تصاحب کنيم. آدم دوست دارد رو به روي دوستان بايستد با صداي رسا بگويد اين کيفيتت منو کشته، ج - رتبه هشتادوشش حق ماست. گفته اند امسال در کل سه روز هوا آلوده بوده. درست گفته اند، اينها دود نيست که از آسمان روي سر ما مي آيد، دود کجا بود، فقط از اون بالا کفتر مي آيه،



jangesard@gmail.com


دريچه
مرکز موسيقي بتهوون تعطيل شد؛ مرکز موسيقي بتهوون در تهران به دليل مشکلات مالي تعطيل شد. اين مرکز قديمي ترين فروشگاه موسيقي در ايران بود که از سال 1332 به مديريت کريم چمن آرا و با فروش صفحه هاي گرامافون کار خود را آغاز کرد و تا سال ها تنها فروشگاه عرضه محصولات موسيقي محسوب مي شد و علاقه مندان به موسيقي کلاسيک و موسيقي ايران از همه جاي ايران براي خريد آثار موسيقايي به اين فروشگاه مراجعه مي کردند.

تعويق اکران «بادبادک باز»؛ نگراني ها بابت خطري که جان بازيگران خردسال فيلم «بادبادک باز» را تهديد مي کند، باعث شد برنامه اکران اين فيلم در جهان بيش از يک ماه به تاخير بيفتد.

جشن هاي روز جهاني کودک؛ سومين جشنواره کودک، نيايش و مهر، به مناسبت روز جهاني کودک از روز 14 مهر با موضوع عروسک هاي سنتي و آييني در دو بخش داخلي و بين المللي در تهران آغاز به کار مي کند.

«ترديد» دو ماه تعطيل شد ؛ تهيه کننده پروژه سينمايي «ترديد» از توقف دو ماهه فيلمبرداري اين فيلم به دليل بيماري واروژ کريم مسيحي خبر داد. محمدمهدي دادگو در اين باره به مهر گفت؛ «پس از ترخيص واروژ از بخش مراقبت هاي ويژه و انتقال به بخش جراحي، روز چهارشنبه يازدهم مهر وي به تجويز پزشک معالج مرخص شد و بايد دو ماه تمام استراحت کند.»

سيمين دانشور درباره امام علي(ع) داستان نوشت؛ به گزارش ايسنا دانشوراين بانوي پيشکسوت داستان نويس بعد از گذراندن روزهاي بيماري، کار نوشتن را دوباره از سر گرفته و تازه ترين داستانش با نام «برو به شاه بگو» که نگارش آن به پايان رسيده، درباره حضرت علي (ع) و مظلوميت هاي ايشان است. دانشور در اين باره گفت؛ «با پرداختن به حضرت علي غعف و مظلوميت هايي که بر او گذشته، خواستم به حضرت اداي دين کرده باشم.» اين نويسنده از انتشار اين داستان در مجله «عصر پنجشنبه» خبر داد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام