
گروه فرهنگي؛ حميد قنبري دوبلور قديمي سينماي ايران که با صداي جري لوئيس شناخته مي شد، هفتم مهرماه در سن 83 سالگي و به دليل عوارض ناشي از سکته قلبي در تهران درگذشت. ابوالحسن تهامي و چنگيز جليلوند دو تن از پيشکسوتان دوبله ايران در دو مطلب کوتاه درباره فعاليت هاي قنبري گفته اند.
ابوالحسن تهامي؛ از شنيدن خبر درگذشت حميد قنبري بسيار متاسف شدم. احساس مي کنم دوستي خوب و استادي بزرگ را از دست داديم. قنبري گرچه هيچ گاه دوبلور پرکاري نبود، اما سهمش در اعتلا و رشد و به ويژه رونق هنر دوبله انکار ناشدني است. قنبري سال ها قبل در دهه بيست کار هنري را با خواندن پيش پرده هاي تئاتر آغاز کرد. آن وقت رسمي بود که پيش از شروع نمايش اصلي قبل از آنکه پرده هاي صحنه کنار برود يک نفر روي سن مي آمد و با همراهي موسيقي تند اشعار بحرطويل طنزآميز و انتقادي مي خواند. قنبري از پيش پرده خواني آغاز کرد و بعد روي صحنه آمد. در نمايش هاي کمدي بازي مي کرد. اندام باريکش سبب شد که هميشه نقش جوان را ايفا کند چه در تئاتر و چه بعدها که در کنار دوست نزديکش مجيد محسني به سينما آمد. اما وقتي دوبله در ايران پا گرفت قنبري را به خاطر توانايي هاي ويژه اش در تغيير لحن و تيپ سازي به دوبله دعوت کردند تا به جاي جري لوئيس که آکتور کمدي مشهوري بود صحبت کند. تيپي که قنبري براي جري لوئيس آفريد شهرت او را در ايران دوچندان کرد. آنقدر که کمدين هاي ايراني هم به صرافت افتادند که قنبري به جايشان دوبله کند. منصور سپهرنيا از آن جمله بود. قنبري از معدود هنرپيشه هاي زمان خود بود که ادبيات را خوب مي شناخت. شعر مي خواند و با اشعار شاعران انس و الفت داشت به خاطر همين تسلط بر ادبيات فارسي بود که در گردهمايي ها و نشست ها او را به عنوان نماينده يا سخنران مجلس انتخاب مي کردند. پيش از انقلاب چندين دوره رياست کانون هنرمندان (يا هرچه اسمش بود) را بر عهده داشت. در راه احقاق حقوق هنرپيشه هاي تئاتر سينما و دوبله کوشش هاي بسيار کرد که بعضي شان به بار نشست.
چنگيز جليلوند؛ قنبري زماني هنرپيشه راديو بود. روزهاي جمعه با مرحوم منوچهر نوذري، آقاي بلور، مرحوم مشکين و هنرمندان ديگر نمايشنامه هاي کمدي اجرا مي کردند که در بين مردم حسابي گل کرده بود.حميد قنبري شخصيتي آفريده بود به اسم «فوفول». يک بچه عزيزدردانه و لوسي بود که کسي حق نداشت بگويد بالاي چشمت ابرو است. قديمي ها اين شخصيت را خوب به خاطر دارند. من مرحوم قنبري را زماني شناختم که کلاس دهم بودم. در فيلمي که اسمش «دختر همسايه» بود همبازي بوديم. من نقش پسر ارباب را بازي مي کردم، اما اوج همکاري ما در دوبلاژ بود. قنبري به جاي جري لوئيس حرف مي زد و من دين مارتين. در بسياري از فيلم ها اين دو نفر همبازي هستند. يادم هست که قنبري چقدر خلاقانه چيزهايي از خودش مي گفت که باعث مي شد ضبط از خنده ما متوقف شود. بعدها که من مدير دوبلاژ شدم فيلم هاي گروه سه نفره گرشا، متوسلاني و سپهرنيا را با هم دوبله کرديم. من به جاي گرشا و قنبري با همان تيپ جري لوئيس به جاي سپهرنيا. راستش هيچ گوينده يي به نظر من نتوانست آن تيپ را مثل قنبري بسازد. بين گوينده ها رسم است که اداي همديگر را در مي آورند اما جري لوئيس قنبري بدون جانشين ماند. به همين خاطر جاي اين مرد خوش صحبت، شيک پوش و دوست داشتني که خيلي بين ما محبوب بود ديگر خالي است. روحش شاد. اميدوارم روزگاري کسي پيدا شود که جاي خالي صداي جري لوئيس را پر کند.