سه شنبه، 24 مهر 1386 - شماره 1515
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
در پي ارجاع پرونده به کميسيون عفو و بخشودگي شکل گرفت
اميد تازه براي نجات زن تاکستاني محکوم به سنگسار
گروه حوادث؛ در حالي که اجراي حکم سنگسار مردي در تاکستان با جنجال بسيار همراه بود و بازتاب هاي آن همچنان ادامه دارد، وکيل مدافع هم جرم اين مرد اعلام کرد، پرونده موکلش از سوي رئيس قوه قضائيه به کميسيون عفو و بخشودگي قوه قضائيه فرستاده شد.به گزارش خبرنگار ما پس از اجراي حکم سنگسار مرد 47ساله يي به نام جعفر به جرم زناي محصن در روز 14 تيرماه سال جاري و انعکاس اجراي اين حکم در رسانه هاي داخل و خارج از کشور، پرونده مکرمه هم جرم مرد ميانسال به دستور رئيس قوه قضائيه به دفتر وي فرستاده شد و در حالي که به گفته وکيل مکرمه، انتظار مي رفت اين حکم نقض شود پرونده به کميسيون عفو و بخشودگي فرستاده شد و اميدهايي براي بخشودگي مکرمه به وجود آمد.

سعيد اقبالي وکيل مکرمه در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ پس از اجراي حکم سنگسار جعفر از سوي مقامات قضايي استان قزوين، پرونده مکرمه براي جلوگيري از اجراي حکم و تامين امنيت جاني او به دستور رئيس قوه قضائيه به دفتر وي فرستاده شد. اين در حالي بود که من به عنوان وکيل مکرمه تا آن زمان پرونده را نخوانده بودم و بعد از جنجال هاي رسانه يي و دستور رئيس قوه قضائيه موفق شدم پرونده را بخوانم.وي افزود؛ با مساعدت رئيس قوه قضائيه مکرمه و دو فرزندش از زندان تاکستان به زندان قزوين انتقال يافتند و سپس پسر بزرگ مکرمه به خاله اش سپرده شد اما پسر کوچک او همچنان نزد مادرش است. در نهايت با توجه به تغييرات ايجاد شده در پرونده به عنوان وکيل مدافع مکرمه درخواست نقض حکم و رسيدگي مجدد به پرونده را مطرح کردم و با توجه به اختيارت رئيس قوه قضائيه پرونده به کميسيون عفو و بخشودگي فرستاده شده، اين در حالي است که پيش از اين يک بار پرونده به اين کميسيون رفته بود اما درخواست براي بخشودگي مکرمه مورد تاييد قرار نگرفته بود.

اقبالي ادامه داد؛ تمام اين اتفاق ها در حالي رخ داد که رئيس کميسيون حقوق بشر اسلامي نيز پس از اجراي حکم سنگسار جعفر، رفتار قاضي اجراکننده را اشتباه دانسته و در اين خصوص گفته بود اگر نگوييم اجراي سنگسار خطا بوده بايد بگوييم قاضي اجراکننده حکم سنگسار اشتباه کرده است. از سويي اين پرونده در محافل بين المللي نيز واکنش هاي بسياري را به دنبال داشته و اميدوارم اين بار پرونده با نتيجه خوبي از کميسيون عفو و بخشودگي خارج شود، هرچند باز هم معتقدم مکرمه مستحق حکم سنگسار نيست و مدارکي در پرونده وجود دارد که مي تواند اين مساله را ثابت کند. بنابراين گزارش، پرونده مکرمه و جعفر در دادگاه جزايي تاکستان مطرح شد که شوهر اول مکرمه در سال 74 اعلام کرد همسرش مکرمه توسط مردي به نام جعفر ربوده و به تاکستان برده شده است. با اعلام اين شکايت مکرمه و جعفر در تاکستان شناسايي و بازداشت شدند. مکرمه زن جوان در بازجويي ها گفت؛ من شوهرم را دوست نداشتم، او مردي بداخلاق بود. بعد از چندين سال زندگي و زجر کشيدن تصميم گرفتم از وي جدا شوم اما خانواده ام اصلاً به من کمک نمي کردند، در حالي که پرونده طلاق ما در دادگاه خانواده اسلامشهر در حال رسيدگي بود من با جعفر آشنا شدم و او به من پيشنهاد ازدواج داد.

مکرمه افزود؛ جعفر به من گفته بود که تقاضاي طلاق من به معناي اين است که مي توانم با کس ديگري رابطه داشته باشم و اين رابطه زناي محصنه محسوب نمي شود، من هم حرف او را قبول کردم و طي نقشه يي با جعفر فرار کرديم و به تاکستان آمديم تا هيچ کس نتواند ما را پيدا کند. شوهرم که به فکر انتقام گيري از من بود از من و جعفر شکايت کرد و از آنجايي که خانواده ام طلاق را ننگ مي دانند حاضر به حمايت از من نشدند.پس از اظهارات اين زن با توجه به اينکه مکرمه پس از آغاز زندگي با جعفر و ازدواج موقت با وي صاحب يک پسر شده بود، جعفر، مکرمه و پسرش به زندان منتقل و پس از محاکمه به سنگسار محکوم شدند. اين حکم يک بار در ديوان عالي کشور نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به شعبه هم عرض فرستاده شد. اين در حالي بود که مکرمه و جعفر، با سند آزاد شده بودند و در اين مدت مکرمه بار ديگر باردار شد.

شعبه هم عرض پس از تشکيل جلسه محاکمه هر دو متهم را بار ديگر به سنگسار محکوم کرد و هر دو آنها دوباره به زندان انتقال يافتند و پسر دوم مکرمه در زندان متولد شد.در حالي که مکرمه و جعفر 10 سال در زندان مانده بودند، 30 خردادماه سال جاري خبر رسيد قرار است حکم سنگسار دو متهم در زندان تاکستان اجرا شود، اما آيت الله هاشمي شاهرودي دستور توقف اجراي حکم را صادر کرد و تصميم گرفت پرونده را بازبيني کند ولي 14 روز بعد رسانه ها با خبر شدند به رغم دستور رئيس قوه قضائيه حکم سنگسار جعفر از سوي قاضي صادرکننده اجرا شده است.از آنجا که مقامات رده بالاي قضايي استان قزوين از اجراي اين حکم مطلع نشده بودند براي جلوگيري از اجراي ناگهاني حکم سنگسار مکرمه وي به زندان قزوين انتقال يافت.
اين متهم علاوه بر سرقت، دو زن را نيز با داروي بيهوشي به قتل رسانده است
دکتر قلابي در برابر 56 زن فريب خورده
گروه حوادث؛ زني که با معرفي خود به عنوان پزشک زنان سالخورده را مسموم و اموال شان را سرقت مي کرد روز گذشته در جلسه بازپرسي از سوي 56 مالباخته شناسايي شد.به گزارش خبرنگار ما اين زن 40ساله که ايران نام دارد متهم است علاوه بر سرقت مقرون به آزار از 56 زن سالخورده با خوراندن داروي بيهوشي به دو طعمه ديگر خود آنها را به قتل رسانده است.

آغاز تحقيقات

نخستين شکايت ها عليه اين پزشک قلابي اواسط تابستان سال گذشته مطرح شد و چند زن مسن با مراجعه به نيروي انتظامي خواستار شناسايي و دستگيري فردي شدند که با اغفال آنان طلا و جواهرات شان را به يغما برده بود. تمامي اين شاکيان اظهارات مشابهي را مطرح کردند و از زني نام بردند که تحت عنوان پزشک به سراغ آنها رفته و با اين ادعا که فشار خون طعمه هايش پايين است به آنان آبميوه مسموم خورانده است.از آنجا که تمامي دزدي ها در محدوده امامزاده حسن(ع) به وقوع پيوسته بود، ماموران کلانتري اين منطقه تلاش گسترده يي را براي رديابي زن ناشناس آغاز کردند. در شرايطي که هنوز سرنخي عليه اين پزشک قلابي به دست نيامده بود تعداد شاکيان وي روز به روز افزايش مي يافت و به همين خاطر تمامي شکايات مطرح شده عليه سارق حرفه يي در قالب يک پرونده ويژه در اختيار داديار سليماني - رئيس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران - قرار گرفت و وي ضمن صدور انجام چهره نگاري از زن شياد تصوير فرضي او را از طريق پليس در اختيار مسوولان امامزاده ها و اماکن متبرکه تهران قرار داد تا در صورت مواجه شدن با زني شبيه به آن تصوير بلافاصله موضوع را به پليس گزارش دهند.

سرانجام روز 30 مهرماه سال گذشته هنگامي که زن 40ساله قصد داشت طعمه ديگري را شکار کند از سوي اهالي محله امامزاده حسن(ع) شناسايي، دستگير و به پليس تحويل داده شد.اين زن خودش را ايران معرفي کرد و در بازجويي هاي اوليه مدعي شد تاکنون هيچ کار خلافي انجام نداده است اما سرانجام هنگامي که با ادله و مدارکي که پليس عليه او جمع آوري کرده بود، مواجه شد جرمش را پذيرفت. با اين وجود فقط به سرقت از سه زن اقرار کرد.ايران گفت؛ من به سه پيرزن آبميوه مسموم خوراندم و پس از آنکه طعمه هايم بيهوش شدند پول و طلاهاي آنان را ربودم اما ادعاي ساير شاکيان را قبول ندارم و جرائم من به همان سه فقره دزدي محدود مي شود. در حالي که ايران سعي داشت پرونده اتهامي خود را تا سرحد ممکن کم حجم کند 56 زن سالخورده با مراجعه به دادسراي جنايي تهران عليه او شکايت کردند. در همين حال به پليس گزارش شد دو زن مسن که هر دو فاطمه نام داشتند در حالي که با مواد بيهوشي مسموم شده بودند پس از انتقال به بيمارستان جان باخته اند.انجام تحقيقات درخصوص دو زن جان باخته نشان داد که آنها نيز در منطقه امامزاده حسن(ع) طعمه سارقي حرفه يي شده اند. از آنجا که نحوه وقوع حادثه براي اين دو زن با شگرد سرقت هاي ايران کاملاً مطابقت داشت پزشک قلابي متهم به قتل شناخته شد و پرونده وي اين بار در اختيار حسين اصغرزاده - بازپرس جنايي تهران- قرار گرفت.

جلسه بازپرسي

روز گذشته متهم 40ساله به دستور بازپرس اصغرزاده از زندان به دادسراي امور جنايي تهران انتقال يافت تا تحت بازجويي مجدد قرار بگيرد. از سويي 56 زن که قرباني اين دکتر قلابي شده بودند نيز براي پيگيري پرونده در شعبه دوم دادسراي جنايي حضور يافتند.هنگامي که ايران از سوي بازپرس اصغرزاده موظف شد دفاعيات خودش را مطرح کند، بار ديگر همان اظهارات قبلي اش را تکرار کرد و گفت؛ من هيچ کسي را نکشته ام و از ميان تمامي اين شاکيان فقط سه نفر از آنها را مي شناسم و دزدي از اين سه تن را قبول دارم.پس از انکارهاي دکتر قلابي تک تک شاکيان با وي رودررو شدند و به صراحت به بازپرس اصغرزاده گفتند چهره ايران را به خوبي به ياد دارند و مطمئن هستند که او همان زن فريبکار است.يکي از شاکيان در اظهارات خود گفت؛ چندي قبل از وقوع حادثه داماد من به تازگي فوت شده بود و من از اين موضوع به شدت ناراحت بودم. روز حادثه در محوطه امامزاده حسن(ع) در گوشه يي خلوت روي نيمکت نشسته بودم که ايران به سراغم آمد و سر صحبت را باز کرد و علت ناراحتي ام را جويا شد، او وقتي ماجراي فوت دامادم را فهميد خودش را پزشک معرفي کرد و گفت در بيمارستان ساسان مشغول به کار است. او دقايقي بعد به من گفت رنگم پريده و کاملاً مشخص است فشار خونم به شدت پايين آمده است.او يک قوطي آبميوه به من داد و خواست آن را بخورم اما به محض خوردن آبميوه از حال رفتم و وقتي به خودم آمدم که در بيمارستان بستري بودم و طلا و جواهراتم به سرقت رفته بود.زن ديگري به نام سودابه که قرباني دکتر قلابي شده بود در اظهاراتش گفت؛ من به خاطر خوردن آبميوه مسمومي که ايران به من داد تا دو ماه در بيمارستان بستري بودم و حتي تا آستانه مرگ پيش رفتم، او مرا هنگامي که به تنهايي در پارک نشسته بودم، شناسايي کرد و با اين ادعا که خود و شوهرش پزشک هستند و مي تواند براي دخترم شغل آبرومندانه يي پيدا کند، سر صحبت را باز کرد و بعد همان ادعاي هميشگي اش مبني بر پايين بودن فشار خونم را مطرح و مرا بيهوش کرد.پس از پايان اظهارات شاکيان ايران بار ديگر روانه زندان شد و بازپرس اصغرزاده در رابطه با اين پرونده به خبرنگار ما گفت؛«تحقيقات انجام شده به اثبات رسانده که سرقت از هر 56 شاکي توسط ايران انجام شده است. از سويي کشته شدن دو زن سالخورده به واسطه خوراندن آبميوه مسموم از سوي اين متهم کاملاً قطعي است و براي او اتهام قتل عمد در نظر گرفته خواهد شد.وي افزود؛ برخي از زنان سالخورده که طعمه دکتر قلابي شده اند ماه ها و حتي يکي از آنان به مدت يک سال در بيمارستان بستري بودند و تحت مداوا قرار داشتند، به همين خاطر تعدادي از مالباختگان براي تعيين مدت طول درمان به پزشکي قانوني معرفي شده اند تا تحقيقات در اين خصوص نيز تکميل شود.اصغرزاده خاطرنشان کرد؛ با توجه به اظهارات يکي از شاکيان که ادعا مي کند ايران را در يک جواهرفروشي در حين فروختن طلاهاي مسروقه ديده است، دستور تحقيق از آن مرد و شناسايي مالخر يا مالخران نيز صادر شده است.
تحقيقات ويژه براي رهايي تاجر فرش از چنگ گروگانگيران
گروه حوادث؛ کارآگاهان پليس تهران براي رهايي يک تاجر فرش از چنگ آدم ربايان تحقيقات ويژه يي را آغاز کردند.

به گزارش خبرنگار ما سه روز پيش زني پس از مراجعه به کلانتري 134 شهرک غرب از تماس مشکوک عده يي افراد ناشناس با وي خبر داد و گفت؛ اين افراد مدعي هستند شوهر مرا ربوده اند. بلافاصله پس از شکايت زن جوان پرونده اين آدم ربايي به دادسراي امور جنايي تهران فرستاده و بررسي پرونده توسط سليماني داديار جنايي آغاز شد. ليلا زن تاجر ربوده شده در شرح ماجرا به داديار سليماني گفت؛ روز حادثه همسرم منصور با فردي قرار داشت و براي ملاقات با اين شخص از خانه خارج شد اما شب به منزل بازنگشت. تمام شب موبايل او هم خاموش بود و تماس هاي مکرر من براي يافتن نشاني از او بي نتيجه ماند. با منزل و موبايل کساني هم که مي دانستم با شوهرم در ارتباط هستند تماس گرفتم اما کسي از او خبري نداشت و همه اينها بر نگراني من افزود. ساعت 10 صبح روز بعد تلفن زنگ زد و با کمال تعجب مشاهده کردم شماره موبايل شوهرم روي نمايشگر دستگاه تلفن افتاده است. سراسيمه گوشي را برداشتم اما فرد ناشناسي آن سوي خط بود و با صدايي گرفته به من گفت که شوهرم را ربوده است و از من خواست جريان را با پليس در ميان نگذارم و منتظر تماس بعدي بمانم. دو ساعت بعد بار ديگر تلفن زنگ زد و اين بار شوهرم خودش با من صحبت کرد و گفت توسط دو مرد به گروگان گرفته شده و من بايد از طريق دوستش محسن 20 ميليون تومان پول تهيه کنم و براي آزادي او به دست آدم ربايان برسانم.

زماني که با محسن تماس گرفتم او از من خواست که بلافاصله پليس را در جريان ماجرا قرار دهم و من به همين دليل به کلانتري رفتم. با ثبت اظهارات زن جوان، داديار سليماني دستور تحقيق از دوست صميمي تاجر فرش را صادر کرد.

اين مرد 36 ساله پس از حضور در شعبه دوم دادياري دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ منصور از چندي پيش با دختر جواني رابطه داشت و من اطلاع داشتم که او قرار ملاقاتي با اين دختر جوان داشته است. زماني که همسر وي با من تماس گرفت گفت که منصور توسط دو مرد جوان گروگان گرفته شده و از من خواسته براي آزادي اش پول فراهم کنم، به موضوع شک کردم چون او مي توانست مبلغ درخواستي گروگانگيران را از حساب شرکت خودش برداشت کند. ناگهان به اين فکر افتادم که چون من از رابطه منصور با آن دختر و قرار ملاقاتش خبر داشته ام وي خواسته در جريان آدم ربايي قرار بگيرم و اين اطلاعات را به پليس منتقل کنم به همين دليل بلافاصله پس از تماس همسرش از او خواستم که پليس را مطلع کند.پس از اظهارات محسن، دستور شناسايي دختر جوان به عنوان يکي از سرنخ هاي پرونده آدم ربايي صادر شد و ماموران با بررسي هاي اوليه و تماس هاي تلفني منصور متوجه شدند وي از ساعاتي پيش از ربوده شدن تماس هاي مکرري با يک شماره تلفن خاص داشته است که احتمال داده مي شود اين تلفن مربوط به دختر ناشناسي باشد که با اين تاجر فرش در ارتباط بوده است.

از سوي ديگر کارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران از طريق تحقيقات ميداني و بازجويي از اطرافيان مرد ربوده شده اميدوارند سرنخ هاي تازه يي از آدم ربايان به دست آورند. اين در حالي است که آدم ربايان تماس هاي مکرري با خانواده منصور گرفته و آنها را تهديد کرده اند که در صورتي که زودتر پول مورد تقاضاي آنها را تهيه نکنند، گروگان خود را خواهند کشت. هم اکنون تلاش ماموران براي رهايي تاجر جوان از دست اين افراد ادامه دارد.
روز گذشته در دادگاه کيفري استان تهران
ميانجيگر نزاع در جايگاه متهم به قتل ايستاد
گروه حوادث؛ جواني که به عنوان ميانجي وارد يک نزاع شده و يکي از طرف هاي درگيري را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود روز گذشته در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما صبح ديروز هنگامي که آرش سيفي در جايگاه نماينده دادستان قرار گرفت در توضيح حادثه گفت؛ شهريار جوان حاضر در دادگاه متهم است خردادماه سال گذشته جواني به نام ابوالفضل را با ضربات چاقو به قتل رسانده است و من به عنوان نماينده دادستان با توجه به مدارک موجود در پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني براي وي را دارم.سپس اولياي دم ابوالفضل در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي قصاص کردند و شهريار به عنوان سومين نفر در جايگاه حاضر شد و از خود در برابر اتهام قتل دفاع کرد. او در توضيح ماجرا گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم. شب حادثه من داشتم از سرکار به خانه مي رفتم، سوار موتورم بودم و يک کوچه با محل زندگي ام فاصله داشتم که ناگهان زني را ديدم که روي زمين افتاده بود و گريه مي کرد، جلو رفتم و ديدم آن زن مادر ابراهيم دوست برادرم است. از سويي کمي آن طرف تر چند نفر با هم درگير شده بودند. موتور را همان جا گذاشتم و به محل دعوا رفتم. مردم زيادي جمع شده بودند، من به سختي خودم را به مرکز دعوا رساندم، تقريباً 10 نفر با هم گلاويز بودند و ابراهيم داشت فرياد مي زد. درگيري خيلي شديد بود، خودم را به ابراهيم رساندم و آرام اش کردم و گفتم هر چيزي را مي توان با صحبت حل کرد.متهم ادامه داد؛ با صحبت هاي من ابراهيم آرام شد، سپس متوجه شدم شيشه ماشين يکي از طرفين دعوا که هنوز هم اسمش را نمي دانم شکسته است. همين که من همه را آرام کردم، يکدفعه فاضل پسرخاله مقتول با صداي بلند فرياد زد من حقم را مي گيرم و هر طور شده پول شيشه را بايد بدهيد. اين حرف باعث شد تا يک بار ديگر همه به جان هم بيفتند، من هم در آن وسط گير کرده بودم، ابوالفضل- مقتول- به سراغ من آمد، او که خيلي هيکل دار هم بود، مرا به باد کتک گرفت. هر چه گفتم من در اين دعوا نقشي ندارم توجهي نکرد و مرا زير مشت و لگد گرفت و آنقدر کتکم زد که از خود بيخود شدم. کنترل خودم را از دست دادم، فقط يادم مي آيد او را با چاقو زدم اما نمي دانم که چطور زدم و فقط مي دانم با ضربه من خون از بدنش خارج شد.متهم در ادامه دفاعياتش گفت؛ وقتي ابوالفضل چاقو خورد، خيلي ترسيدم و وحشت زده فرار کردم و به شمال کشور رفتم و مدتي در آنجا خودم را مخفي کردم. چاقو را هم در يک رودخانه انداختم اما بعد از مدتي هم دستگير شدم. اکنون من به رضاي خدا و خواسته خانواده ابوالفضل راضي ام اما از آنها خواهش مي کنم در دل شان مرا ببخشند و بدانند که من شروع کننده دعوا نبودم و ابوالفضل طوري رفتار کرد که کنترل خودم را از دست دادم.

سپس يکي از شاهدان در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ حادثه زماني اتفاق افتاد که من به اتفاق دوستم در حالي که سوار خودرو بوديم در يک کوچه بن بست با دنده عقب حرکت مي کرديم تا از کوچه خارج شويم، يکدفعه ابراهيم مرا ديد و گفت؛ چرا وارد کوچه شديد و بعد هم شيشه ماشين ما را شکست. به خانه که رفتم فاضل از من پرسيد که چه شده، من هم موضوع را گفتم، فاضل به من گفت خسارتت را مي گيرم، وقتي به خانه ابراهيم رفتيم و شروع به صحبت کرديم ابوالفضل که پسرخاله فاضل بود هم ما را ديد و براي کمک آمد که بعد هم درگيري اتفاق افتاد و به قتل منجر شد. پس از پايان جلسه محاکمه پنج قاضي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
سرقت مقرون به آزار
محمدحسين شاملو*

زني که با فريب زنان سالخورده و خوراندن آبميوه مسموم از اين افراد سرقت مي کرد جداي از اتهام دو فقره قتل در 56 سرقت ديگر به علت وارد کردن صدمه به طعمه هايش مرتکب جرمي تحت عنوان سرقت مقرون به آزار شده است.

برابر ماده 652 قانون مجازات اسلامي هرگاه در حين سرقت، آزار به مفهوم کلي و اعم از رواني يا جسمي به فردي وارد شود فرد سارق به سه ماه تا 10 سال زندان محکوم خواهد شد.

در مجموع قانونگذار مجازات هاي سختي را براي افرادي که هنگام دزدي طعمه خود را مورد آزار قرار مي دهند درنظر گرفته است و علاوه بر مجازات حبس با توجه به ميزان آسيب و آزار وارده به شاکي، مجرم به پرداخت ديه و تا 74 ضربه شلاق نيز محکوم مي شود و دادگاه مي تواند حتي براي جرم سرقت مقرون به آزار مجازات تکميلي از قبيل تبعيد يا محروميت از برخي حقوق اجتماعي را نيز در نظر بگيرد.

* رئيس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران
عناوين اين صفحه
اميد تازه براي نجات زن تاکستاني محکوم به سنگسار
دکتر قلابي در برابر 56 زن فريب خورده
تحقيقات ويژه براي رهايي تاجر فرش از چنگ گروگانگيران
ميانجيگر نزاع در جايگاه متهم به قتل ايستاد
سرقت مقرون به آزار
دختر دانشجو خود را در بازداشتگاه حلق آويز کرد
دستگيري پسر جوان به خاطر شباهت به قاتل يک ميليون توماني
مرگ نوجوان 16 ساله پس از پايان بازي پرسپوليس - استقلال
اعتراف به 100 فقره کيف قاپي
قتل جوان 25 ساله در جريان نزاع در شهرک غرب

دختر دانشجو خود را در بازداشتگاه حلق آويز کرد
همدان، مهردادحمزه؛ دانشجوي 27 ساله رشته پزشکي، خود را در بازداشتگاه امر به معروف شهر همدان حلق آويز کرد و جان باخت.

قاضي مهدي الماسي معاون تحقيقات و آموزش دادگستري همدان با تاييد اين خبر گفت؛ اين دانشجو که در دانشگاه علوم پزشکي همدان مشغول به تحصيل بوده، روز جمعه 21 مهر ماه سال جاري در حين ارتکاب به جرمي مشهود در يکي از پارک هاي همدان توسط ضابطين قضايي دستگير شد و به بازداشتگاه امر به معروف انتقال يافت.

وي افزود؛ اين دختر 48 ساعت يعني روزهاي جمعه و شنبه (عيد فطر) در بازداشتگاه به سر برد و در فرصت به دست آمده با استفاده از يک پرده تبليغاتي خود را حلق آويز کرد. الماسي اطلاعات بيشتري در رابطه با اين پرونده ارائه نداد و گفت به دليل حفظ آبروي خانوادگي اين فرد از گفتن جزئيات پرونده معذوريم.

اين در حالي است که اطلاعات ضد و نقيضي در رابطه با اين پرونده از سطح شهر همدان به گوش مي رسد و هنوز ابهامات زيادي در رابطه با خودکشي دختر 27 ساله وجود دارد.


دستگيري پسر جوان به خاطر شباهت به قاتل يک ميليون توماني
گروه حوادث؛ جايزه يک ميليون توماني پليس آگاهي براي دستگيري قاتل فراري نخستين مظنون به قتل را روانه دادسراي امور جنايي تهران کرد.

به گزارش خبرنگار ما در پي درگيري دو مرد جوان به نام هاي ميلاد و پيام در روز 30 آبان ماه سال گذشته ميلاد با چاقو به پسر همسايه حمله ور شد و پيام را روانه بيمارستاني در شهرستان برخوار و ميمه کرد. با وجود تلاش پزشکان براي نجات جان جوان 28 ساله، وي يک هفته پس از درگيري در اثر شدت جراحات وارده جان سپرد و تحقيقات پليس براي شناسايي عامل جنايت خياباني آغاز شد. با وجود تلاش ماموران براي شناسايي محل اختفاي ميلاد متهم متواري پرونده ردي از اين مرد جوان به دست نيامد تا اينکه روز يکشنبه پليس آگاهي در فراخواني سراسري با انتشار عکس متهم در جرايد و وعده جايزه يک ميليون توماني براي فردي که مخفيگاه اين فرد را به پليس معرفي کند دور تازه يي از تحقيقات را از سر گرفت و در نهايت روز گذشته فردي پس از تماس با پليس، جواني را که در يک کارگاه در خيابان مولوي مشغول به کار است به عنوان مظنون به پليس معرفي کرد. بلافاصله پس از تماس مرد جوان ماموران به کارگاه موردنظر مراجعه کردند و مظنون را که علاوه بر شباهت ظاهري به عکس منتشر شده هم نام او نيز هست دستگير و براي بازجويي به دادسراي امور جنايي تهران منتقل کردند. با ارجاع پرونده به شعبه اول دادسراي جنايي تهران بازپرس شاملو به بازجويي از ميلاد پرداخت و مرد جوان ضمن رد اتهام قتل مدعي شد در عمرش به برخوار و ميمه نرفته است. هم اکنون تحقيقات در خصوص هويت اين مظنون به قتل در اداره دهم مبارزه با قتل پليس آگاهي تهران ادامه دارد.


مرگ نوجوان 16 ساله پس از پايان بازي پرسپوليس - استقلال
نوجوان 16 ساله يي به دليل ازدحام جمعيت پس از پايان مسابقه فوتبال «پرسپوليس - استقلال» از پل عابر پياده خارج از محوطه استاديوم به پايين پرت شد و جان باخت. عليپور، مدير روابط عمومي اورژانس تهران، با اشاره به اين حادثه گفت؛ 20 دقيقه از پايان مسابقه فوتبال ميان دو تيم پرسپوليس و استقلال گذشته بود که امدادگران اورژانس تهران مطلع شدند به دليل ازدحام جمعيت روي پل عابر پياده خارج از محوطه استاديوم آزادي، نوجواني حدوداً 16 ساله از بالاي پل به پايين پرتاب شده است. در پي وقوع اين حادثه امدادگران مستقر در محل به سرعت خود را به صحنه حادثه رساندند و متوجه شدند اين نوجوان به دليل ضربه به سر در دم جان باخته است. وي ادامه داد؛ جسد اين نوجوان که هويت او براي اورژانس مشخص نشد به پزشکي قانوني منتقل شد. عليپور ادامه داد؛ بر اساس گزارش اورژانس پس از بازي روز يکشنبه، 16 تن به صورت سطحي مجروح و سرپايي درمان شدند و تنها يک نفر به دليل شدت جراحت وارده به بيمارستان حضرت رسول (ص) منتقل شد.در همين حال پليس تهران بزرگ اعلام کرد در پي مسابقه روز يکشنبه 7 نفر به اتهام تخريب شيشه اتوبوس هاي شرکت واحد دستگير شدند. مرکز اطلاع رساني پليس تهران بزرگ اعلام کرد؛ اين افراد توسط ماموران کلانتري 135 آزادي به اتهام اخلال در نظم عمومي و تخريب شيشه اتوبوس هاي شرکت واحد دستگير شده اند. اين در حالي است که معاونت حمل و نقل و ترافيک شهرداري تهران با صدور اطلاعيه يي اعلام کرده بود که حتي يک اتوبوس هم پس از بازي تيم هاي استقلال و پرسپوليس آسيب نديده است.


اعتراف به 100 فقره کيف قاپي
گروه حوادث؛ سارقي که پس از هر کيف قاپي طعمه هاي خود را مسخره مي کرد، پس از دستگيري از سوي پليس به 100 فقره سرقت اعتراف کرد.

به گزارش خبرنگار ما، 9 تيرماه سال جاري، مسوولان بانکي در خيابان شريعتي به پليس خبر دادند فردي براي نقد کردن يک قطعه تراول چک سرقتي به بانک مراجعه کرده است. لحظاتي بعد ماموران در محل حضور يافتند و مرد جوان به نام هوشنگ را دستگير کردند. بررسي هاي اوليه توسط مسوولان بانک نشان داد شماره چک پول موردنظر شش روز قبل از سوي مردي به نام محمد به عنوان تراول سرقتي در سيستم هاي کامپيوتري ثبت شده است. بنابراين محمد براي اداي توضيح به اداره آگاهي فراخوانده شد. وي گفت؛ من چک پول را از بانک گرفتم و به شريکم دادم او هم آن را به همسرش داده بود، چند روز بعد شريکم به من گفت که کيف همسرش را دزديده اند و من هم شماره چک را به عنوان سرقتي به بانک اعلام کردم.در ادامه تحقيقات پليس همسر محمد را براي شناسايي سارق احضار کرد و اين زن اعلام کرد هوشنگ همان سارق کيفش است.بنابراين هوشنگ تحت بازجويي هاي فني و پليسي قرار گرفت و گفت؛ کارم اين بود که در معابر کمين مي کردم و کيف زنان و مرداني که به نظر مي رسيد چيزي همراه شان دارند را مي دزديدم، چون هيکل درشتي داشتم آنها مي ترسيدند که مرا دنبال کنند.وي افزود؛ تاکنون به اين شيوه 100 فقره سرقت انجام داده ام و برخي از اين سرقت ها را از مشتريان بانک انجام مي دادم و بعد از هر دزدي طعمه هايم را مسخره مي کردم.در حالي که بازجويي ها از هوشنگ ادامه داشت، شاکيان پرونده از سوي پليس يک به يک شناسايي شدند. يکي از مالباختگان پس از شناسايي به پليس گفت؛ روز حادثه من پنج ميليون تومان از بانک پول گرفته بودم و داشتم به سمت ماشينم مي رفتم که يک دفعه هوشنگ به سمتم آمد و با موتور کيفم را قاپيد من چاره يي به جز اينکه داد و فرياد کنم، نداشتم. مرد سارق همين که صدايم را شنيد، رو به من کرد و با تغيير چهره و صدايش مرا مسخره کرد و پا به فرار گذاشت.يکي ديگر از شاکيان که زن جواني بود به پليس گفت؛ من هم حقوقم را از بانک گرفته بودم و داشتم به محل کارم برمي گشتم که يک دفعه، همين مرد با موتور سد راهم شد و کيفم را از من گرفت، چون من زور زيادي ندارم و ريز نقش هستم، اين مرد هيکل دار به سمتم هجوم آورد و با زور دستم را کشيد و دستبند و النگوهايم را هم سرقت کرد و متواري شد. من هر چه داد و فرياد کردم نتوانستم از کسي کمک بگيرم.درنهايت 30 مالباخته پس از مواجهه با هوشنگ اين مرد را شناسايي و به عنوان سارق کيف دستي شان معرفي کردند.


قتل جوان 25 ساله در جريان نزاع در شهرک غرب
جوان 25 ساله يي صبح ديروز در يک نزاع دسته جمعي با ضربات چاقو به قتل رسيد. به گزارش فارس ساعت 9 صبح ديروز ماموران کلانتري 134 شهرک غرب هنگام گشت زني از يک درگيري منجر به ضرب و جرح در يکي از خيابان هاي اين منطقه با خبر و با آغاز تحقيقات متوجه شدند دو جوان به نام هاي غلامعلي و اسماعيل با يکديگر درگير شده و در اين درگيري اسماعيل 25 ساله با ضربه چاقو توسط غلامعلي مجروح شده و قبل از رسيدن آمبولانس به دليل خونريزي شديد جان سپرده است. با آغاز تحقيقات پيرامون اين قتل از آنجا که غلامعلي - متهم 26 ساله- از محل متواري شده بود برادر وي که او نيز در اين درگيري نقش داشت، دستگير شد.برادر غلامعلي در بازجويي ها گفت؛ اسماعيل به برادرم و من فحاشي کرد و ما هم از روي عصبانيت با وي درگير شديم ولي متوجه نشديم که چه زماني وي با چاقو زخمي شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام