الهه موسوي

با وجود مخالفت صريح نخبگان دانشگاهي و کارشناسان حوزه محيط زيست با احداث کارخانه هاي پتروشيمي در استان گلستان به دليل تخريب اکوسيستم بي نظير مناطق شمالي، اجراي اين طرح در گلستان قطعي شد و تنها محل استقرار آن تغيير کرد. تصويب اين صنعت آلاينده جزء مصوبه هاي هيات دولت در سفر استاني رئيس جمهور در اسفند 84 به استان گلستان بود.
به نقل از يک مقام آگاه در سازمان محيط زيست کشور، در روزهاي مياني هفته گذشته در جلسه يي با حضور معاون محيط زيست طبيعي سازمان، دکتر دلاور نجفي و چند نماينده از اداره کل محيط زيست گلستان درباره مکان ساخت «مجتمع پتروشيمي گلستان» تصميم گيري شد و اين مکان از منطقه «صوفي کم» به مسير آق قلا - گميشان، در شرق سايت بازيافت زباله استان منتقل شد.
مهندس مهران جهانشاهي معاون محيط زيست انساني اداره کل حفاظت محيط زيست گلستان با بيان اينکه علت تغيير مکان، خواست متقاضي بوده است، گفت؛ «ما در تمام جلسات، از جابه جايي گزينه استقبال و گوشزد کرديم که اگر مکان ديگري بدون حساسيت زيستگاهي و زيست محيطي براي احداث اين صنعت پيشنهاد دهند موافقت مي کنيم.»
او درباره رفع مشکلات در گزينه جديد مي گويد؛ «تمام مشکلاتي که مکان اوليه داشت به جز تامين آب، گاز و... را بررسي کرديم و چون اين مسائل به مراتب در گزينه جديد کمتر است و منطقه، گونه جانوري و گياهي حساس نداشته و به دليل ارتفاع بالاتر از صوفي کم و اينکه مشکل آبگرفتگي و انتقال پساب و شيرابه هاي پتروشيمي و اختلاط آن با آب هاي جاري در سطح را نيز ندارد، موافقت کرديم.»

جهانشاهي با اشاره به اينکه مکان جديد در جوار سايت زباله غرب گلستان قرار دارد، کد استقرار هر دو اين طرح ها را «و» اعلام کرده و تاکيد کرد که فاصله اين دو طرح با سکونتگاه انساني، بيش از 10 کيلومتر است که قانون بر آن تاکيد دارد.
او ضمن اشاره به وجود پتانسيل استقرار برخي صنايع مانند ماشين سازي در شمال استان گلستان گفت؛ «در جنوب استان 30 درصد جنگل داريم که بايد حفاظت شود و به هيچ وجه اجازه نخواهيم داد توسعه صنعت به اين سمت گرايش يابد.»
معاون محيط زيست انساني اداره کل گلستان سهام فروخته شده از سوي متقاضي قبل از روشن شدن تکليف و انجام مطالعات ارزيابي زيست محيطي را از عوامل ايجاد چالش براي مديريت محيط زيست استان عنوان کرد و گفت؛ «مسوولان سياسي استان از جمله شخص استاندار تعهد کرده اند که شرايط ماندگاري تالاب هاي ثبت شده در کنوانسيون رامسر همواره حفظ شود.»
ممنوعيت استقرار پتروشيمي
در سه استان شمالي
هرچند اين تغيير مکان از نظر زيست محيطي يک حرکت مثبت تلقي شده که باعث نجات تالاب هاي بين المللي آلاگل، آلما گل و آجي گل و نيز تالاب صوفي کم مي شود و از اين بابت بايد از تلاش سازمان حفاظت محيط زيست قدرداني کرد اما به زعم کارشناسان، استقرار صنايع آلاينده بزرگي همچون پتروشيمي از اساس در استان هايي مانند گلستان مي تواند صدمات جبران ناپذيري به اکولوژي منطقه وارد آورد.
دکتر حسين آخاني از اعضاي هيات علمي دانشگاه تهران در اين باره مي گويد؛ «استقرار پتروشيمي در گلستان از اساس غلط است و به همين دليل براساس مصوبه هاي متعدد در سه استان شمالي، ممنوع شده است.»
مزدک دربيکي فوق ليسانس مديريت محيط زيست نيز مي گويد؛ «وجود پتروشيمي در منطقه گلستان اصولاً داراي اشکال است و تغيير مکان هم چندان، دردي را دوا نمي کند. تنها راه نجات اکوسيستم ارزشمند گياهي - جانوري و انساني گلستان و شمال کشور، احداث اين صنعت در خارج از استان است.»
ويژگي اکولوژيک گلستان
در پاسخ به مخالفان احداث پتروشيمي در گلستان، برخي معتقدند گلستان از نظر اکولوژيک داراي تفاوت هاي اساسي با استان هاي گيلان و مازندران است و با توجه به شرايط اقليمي، هيچ شباهتي بين منطقه نوار مرزي اترک و نوار جنوبي آن که داراي جنگل هاي باستاني هيرکاني است ديده نمي شود. به علت ميزان بارندگي و تبخير سطحي متفاوت، منشاء پيدايش خاک و ويژگي سفره هاي آب زيرزميني ناهمانند و همچنين حساسيت منابع آب و تراکم گونه هاي گياهي - جانوري متفاوت بخش شمالي و جنوبي استان، برخي شرايط خاص براي توسعه صنايع بزرگ در شمال استان مهيا شده است.
اما اين نظر از سوي اغلب صاحب نظران محيط زيست رد شده است.
آخاني که پيش تر طي ارسال نامه يي خطاب به رئيس سازمان حفاظت محيط زيست، فاطمه واعظ جوادي، از او خواسته بود که پتروشيمي را در استان گلستان بنا نکنند با تاکيد بر اينکه ارزش ها و حساسيت هاي زيست محيطي دشت ها و مناطق استپي کمتر از جنگل نيست، مي گويد؛ «شوره زارها نه تنها مناطق پرارزشي هستند، بلکه اکوسيستم هايي که ميزان بارندگي در آنها کمتر است از حساسيت بالاتري نيز برخوردارند و مراقبت و مديريت بيشتري را مي طلبند.»
او ضمن هشدار درباره مناطق استپي که در منطقه بينابيني کوير و جنگل واقع شده است، مي گويد؛ «نخستين اثر بي توجهي و دخالت بشر بر اکوسيستم هاي استپي، بالا رفتن ميزان شوري خاک اين مناطق است که به راحتي برطرف نمي شود؛ در نتيجه، زمينه براي بيابان زايي فراهم مي شود. ضمن اينکه 25 درصد گونه هاي گياهي ما بومي است که اکثريت آنها در مناطق استپي هستند و اگر به آنها توجه نشود از بين خواهند رفت.»
اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين سوال که «پس صنايع بزرگ و آلاينده يي همچون پتروشيمي را بايد در کجا احداث کرد؟» مي گويد؛ «تفاوت در وسعت اين مناطق است يعني در مناطق استپي که وسعت بسيار زياد و فاصله فوق العاده يي از اکوسيستم هاي جنگلي - مرتعي دارند مي توان بخشي از اين مناطق را براي فعاليت هاي صنعتي انتخاب و بخش ديگر را حفظ کرد و البته در تمام اين طرح ها، مطالعه نبايد فراموش شود.»
دربيکي نيز درباره منطقه يي که جديداً براي پتروشيمي گلستان انتخاب شده و برخي نام شوره زار بر آن مي گذارند مي گويد؛ «اين مناطق ارزش هاي خاص خود را دارند و اتفاقاً جزء مناطقي هستند که مي توان در آنها طرح هاي بيان زدايي را اجرا کرد. سازمان منابع طبيعي مي تواند با اجراي طرح هاي آبخيزداري، مرتع داري و کشت گونه هاي مقاوم از گسترش بيابان در آن جلوگيري کند.»
او که مشغول تحصيل در مقطع دکتراي مديريت محيط زيست است، تاکيد مي کند؛ «از نظر علم محيط زيست هر منطقه غيرجنگلي يا خشک براي ايجاد صنعت مناسب نيست. فراموش نکنيم که گلستان در کنار بزرگ ترين درياچه جهان قرار گرفته و آلودگي هاي چنين صنايعي به هر حال به درياي خزر صدمه خواهد زد.»
مخاطرات پتروشيمي
و مديريت زيست محيطي
دکتر ناصر محرم نژاد معاون پژوهشي دانشکده محيط زيست و انرژي دانشگاه علوم و تحقيقات تهران معتقد است حتي آن دسته از صنايع پتروشيمي که بسيار با دقت و با استفاده از تکنولوژي بالا فعاليت مي کنند، داراي مواد بسيار آلاينده يي هستند و ناچاراً نشت هايي به وجود خواهند آورد و گازهاي خروجي آنها صدمات جدي به محيط خواهند زد؛ به همين جهت نبايد در مجاورت اکوسيستم هاي حساس و ارزشمند بنا شوند.
او معتقد است برنامه مديريت زيست محيطي يکي از راه هاي پيشگيري از بروز مخاطرات صنايع آلاينده، حتي در مناطق مناسب است.
مهندس رمضانعلي قائمي که از کارشناسان فعال حوزه منابع طبيعي و محيط زيست گلستان است درباره مخاطرات پتروشيمي نظرات قابل توجهي دارد. او ضمن اشاره به قانون ممنوعيت استقرار صنايع آلاينده يي همچون پتروشيمي در سه استان شمالي هشدار مي دهد؛ «تنوع مواد زائد تخليه شده از صنايع پتروشيمي به طور قابل ملاحظه يي وسيع است و عمدتاً شامل اسيدها، بازها، گازهاي حاصل از احتراق، ترکيبات فنلي و گوگردي، هيدروکربن هاي آرماتيک، آلکيل ها و آلکيل هالائيدها هستند. کاتاليزورهاي فلزي نظير کروم و محصولات حاصل از اکسيداسيون وجود دارد که تعدادي از آنها سمي هستند و برخي نظير مواد مغذي و آلي در صورت تجزيه نشدن در محيط، اثرات مخربي بر محيط زيست دارند.»
او تاکيد مي کند؛ «گازهاي خروجي اين صنايع از طريق شيرفلکه ها، فلنج ها، پمپ ها و کمپرسورها از مشکلات دائمي اين گونه صنايع هستند و مشکلاتي نظير کاهش توليد، ايجاد بوهاي نامطبوع، آتش سوزي و حوادث خطرناک را پديد مي آورند.»
قائمي ضمن اشاره به مخاطرات صنايع پتروشيمي در کشورهاي ديگر مي گويد؛ «به طور معمول يک واحد پتروشيمي، 15 هزار شيرفلکه دارد که اگر از هر يک از آنها به طور متوسط 5 گرم گاز نشت کند، 75 کيلوگرم نشتي گاز در هر ساعت خواهيم داشت، يعني روزانه 8/1 تن مواد مضر به محيط تخليه مي شود.»
او آمار بررسي هاي انجام شده در کشور امريکا توسط سازمان محيط زيست اين کشور را حدود
8/8 گرم در هر شيرفلکه ذکر مي کند و دفن مواد زائد را يکي ديگر از مشکلات پتروشيمي عنوان مي کند که احتياج به زمين هاي زيادي دارد.
اين پژوهشگر که داراي تاليفات متعددي در حوزه منابع طبيعي و محيط زيست استان گلستان است، يادآوري مي کند؛«در دنياي امروز، مقررات سختي براي مواد آلوده کننده ناشي از صنايع آلاينده به تصويب رسيده است و مديريت زيست محيطي تکنولوژي هاي پاک از آن جمله اند. براي نمونه يک کارخانه پتروشيمي در امريکا مجبور شد 450 نوع سيستم کنترل آلودگي در کارخانجات خود نصب کند تا آلودگي کاهش يابد.»
قائمي از مسوولان سازمان حفاظت محيط زيست مي پرسد؛ «آيا ميزان مواد آلاينده اين صنعت در مطالعات انجام شده، ارزيابي شده و براي کاهش آن چه تمهيدات سيستماتيکي انديشيده شده است؟ چند درصد از درآمدهاي پتروشيمي در استان قرار است صرف محيط زيست شود؟ تکنولوژي کنترل آلودگي ها در اين پروژه در چه سطحي است؟»
او مايل است بداند مطالعه ارزيابي زيست محيطي اين طرح در چه وضعيتي است و آيا کميته ارزيابي به اين مسائل توجه کرده و چرا هيچ اطلاعاتي در اين رابطه در اختيار شهروندان و کارشناسان منطقه قرار نمي گيرد؟،
مطالعات ارزيابي زيست محيطي
«پروژه پتروشيمي گلستان ارزيابي زيست محيطي خواهد داشت.» اين وعده يي بود که زمان به زمين خوردن کلنگ اين طرح به منتقدان داده شد. اما آگاهان نيز در پاسخ گفتند؛ «ارزيابي که بعد از تصويب و کلنگ زني و از همه مهمتر فروش سهام انجام شود، ارزيابي نيست.»
براساس مقررات و قوانين سازمان حفاظت محيط زيست ايران و قانون برنامه اول توسعه اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي ضرورت ارزيابي اثرات زيست محيطي پروژه ها به طور غيرمستقيم و براساس مصوبات شوراي عالي محيط زيست، جهت طرح ها و پروژه هاي پتروشيمي و پالايشگاه، نيروگاه ها و صنايع فولاد، سدها، سازه هاي آبي، شهرک هاي صنعتي و فرودگاه ها و به استناد ماده 82 از قانون برنامه دوم توسعه، ضرورت ارزيابي اثرات زيست محيطي تمامي پروژه هاي عمراني را به طور مستقيم به عنوان يک اصل بايد پذيرفت.
ضرورت اين ارزيابي ريشه در اصل هفدهم مصوبه اجلاس زمين در ريودوژانيرو 1992 دارد که براساس آن اين مطالعات به عنوان يک ابزار ملي در کشورها براي فعاليت هايي که با منافع زيست محيطي تضاد پيدا کنند، الزامي است.
اما مطالعات ارزيابي پتروشيمي گلستان به زعم علماي محيط زيست از ابتدا داراي اشکال است. محرم نژاد معتقد است اين مطالعات مطابق قانون بايد همزمان با مطالعات امکان سنجي و پيش از مراسم کلنگ زني انجام مي شد و اکنون ديگر معناي ارزيابي نمي دهد.
دربيکي نيز در اين باره مي گويد؛«در پروژه هاي صنعتي براي انجام مطالعات ارزيابي بايد حتماً بيش از يک گزينه انتخاب شود. يعني پتروشيمي گلستان دو تا سه گزينه براي مکان احداث پيشنهاد مي داد تا يکي انتخاب شود. اين شامل نحوه اجرا و احداث، نحوه بهره برداري، نوع تکنولوژي و مکان موردنظر نيز مي شود. در حالي که در اين طرح از ابتدا هيچ يک از اين اصول رعايت نشده است.»
ابهام هاي پتروشيمي گلستان همچنان باقي است و شهروندان سهامدار اين شرکت و دلسوزان محيط زيست مي خواهند بدانند چرا صنعتي که هنوز مراحل قانوني احداث را طي نکرده، 5/22 ميليارد تومان سهام به مردم منطقه فروخته است و سود هنگفت اين مبلغ عظيم که قرار است اکوسيستم ارزشمند منطقه شان را به خطر بيندازد تا روشن شدن تکليف آن و آغاز عمليات اجرايي، در کجا انباشته و در چه راهي خرج خواهد شد؟،