دوشنبه، 30 مهر 1386 - شماره 1520
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
متهم فقط دو هفته آزادي را تجربه کرد
صغري يک بار ديگر در چند قدمي چوبه دار
گروه حوادث؛ در حالي که دو هفته پيش صغري دختر جواني که از 13 سالگي در زندان به سر مي برد با موافقت قاضي دادگاه عمومي رشت با قرار وثيقه آزاد شده و اميدهاي تازه براي نجات وي از مرگ شکل گرفته بود، اولياي دم مقتول طي نامه يي خواستار اعدام اين دختر شدند.

به گزارش خبرنگار ما، صغري که اکنون 31 سال دارد، 18 سال از عمرش را در زندان گذرانده است. اين دختر جوان که از 9 سالگي در خانه يي در رشت به عنوان خدمتکار کار مي کرده متهم است در 13 سالگي کودک 8ساله اين خانواده را به قتل رسانده است.

اين دختر 18 سال پيش هنگامي که در برابر قاضي دادگاه جنايي رشت قرار گرفت، اتهام قتل عمد را پذيرفت و گفت؛ من از سن 9 سالگي در خانه امير و خانواده اش کار مي کردم و 13 ساله بودم که اين حادثه اتفاق افتاد. من به امير حسادت کردم و به همين خاطر ابتدا سرش را به ديوار کوبيدم و بعد او را داخل چاه انداختم. وقتي امير گم شد، مادرش چندين روز به دنبال او گشت و سرانجام با تحقيقاتي که پليس انجام داد جسد او از داخل چاه بيرون کشيده شد.

صغري در حالي به قتل اقرار کرد که برخي مدارک موجود در پرونده ادعاهاي او را مردود نشان مي داد و اين احتمال که دختر 13ساله به دروغ ماجراي کشته شدن امير را بازگو کرده و عامل اين جنايت فرد ديگري است، وجود داشت. با اين وجود قاضي پرونده حکم به قصاص دختر نوجوان داد.

پس از صدور اين راي صغري به آن اعتراض کرد و در لايحه يي اعتراف هاي قبلي خود را پس گرفت و گفت قاتل امير نيست. با اين وجود حکم قصاص اين دختر تاييد شد و مرحله استيذان را نيز پشت سر گذاشت و پرونده براي صدور حکم آماده شد.

زماني که صغري 17 سال بيشتر نداشت و 5 سال از دستگيري اش مي گذشت در يک شب هولناک توسط ماموران زندان به سلول انفرادي منتقل شد تا بامداد روز بعد پيش از طلوع آفتاب بالاي چوبه دار برود. صبح روز بعد همبندي هاي صغري که هرگز انتظار ملاقات دوباره اين دختر را نداشتند وي را در حالي مشاهده کردند که به خاطر بازگشت دوباره به زندگي اشک شوق مي ريخت. اولياي دم امير سحرگاه آن روز از انداختن طناب دار به گردن دختر جوان امتناع کرده و هنگام اجراي حکم گفته بودند فعلاً از قصاص پشيمان شده اند و قصد دارند اجراي حکم را به تعويق بيندازند.

پس از آن اولياي دم براي اجراي حکم صغري اقدامي انجام ندادند و پيگير پرونده نشدند تا اينکه دو هفته پيش اين دختر در 31 سالگي تقاضا کرد با سپردن وثيقه آزاد شود. قاضي تيموري رئيس شعبه دادگاه عمومي رشت نيز پس از مطالعه پرونده طبق بخشنامه رئيس قوه قضائيه درخصوص آزادي محکومان به قصاص که در وضعيت بلاتکليف به سر مي برند با اين درخواست موافقت کرد و صغري با قرار وثيقه 60 ميليون توماني از زندان آزاد شد تا بار ديگر رنگ دريا را ببيند.

اما اين شادي چندان دوام نياورد چرا که اولياي دم امير، وقتي خبر آزادي اين دختر زجر کشيده را شنيدند، به اجراي احکام دادگستري رشت مراجعه و با ارائه نامه يي تقاضاي اجراي حکم را مطرح کردند.

قاضي تيموري - مسوول رسيدگي به پرونده صغري- روز گذشته در گفت وگويي با خبرنگار ما گفت؛ درخواست اولياي دم براي قصاص صغري صحت دارد و واحد اجراي احکام به لحاظ قانوني بايد خواسته اولياي دم را مورد بررسي قرار دهد، اما آنچه بايد به آن توجه کرد، سن اين دختر زمان ارتکاب جرم و برخي مسائل ديگر است که در پرونده تا حدودي منعکس شده است.

وي در پاسخ به اين سوال که آيا صغري مي تواند براي نجات از مرگ تقاضاي اعاده دادرسي دهد، گفت؛ حکم 18 سال پيش صادر شده و زمان قانوني درخواست اعاده دادرسي آن گذشته است، اما اگر وکيل صغري درخواستي در اين خصوص به رئيس قوه قضائيه ارائه دهد، آيت الله هاشمي شاهرودي مي تواند از اختيارات خود براي اين کار استفاده کند.قاضي تيموري در اين خصوص که آيا احتمال اجراي حکم وجود دارد، گفت؛ تلاش براي جلب رضايت اولياي دم از سوي قضات اجراي احکام آغاز شده، اما به هر حال تا زمان جلب رضايت يا اعاده دادرسي متاسفانه احتمال اجرا از سوي اولياي دم وجود دارد.صغري که 18 سال از بهترين روزهاي عمرش را در زندان گذرانده در اين مدت خواندن و نوشتن ياد گرفته است و قصد دارد آنچه را در اين سال ها از دست داده به دست آورد، اما تا زمان صدور دستور آيت الله هاشمي شاهرودي براي توقف اجراي حکم يا گذشت اولياي دم سايه طناب دار همچنان بر سر وي خواهد بود و احتمال اجراي حکم وجود دارد و اين در حالي است که تلاش وکيل صغري براي نجات وي از مرگ همچنان ادامه دارد.
با اعترافات همسر 38 ساله مقتول فاش شد
درگيري خانوادگي به زندگي مرد 75 ساله پايان داد
گروه حوادث؛ راز مرگ مشکوک مرد 75 ساله يي که در منزلش جان باخته بود در پي اعترافات تکان دهنده همسر جوان وي فاش شد.

به گزارش مرکز اطلاع رساني پليس استان تهران، حدود ساعت 15 بعدازظهر روز 16 ارديبهشت ماه سال جاري ماموران کلانتري 15 رجايي شهر کرج از طريق مرکز فوريت هاي پليسي 110 در جريان مرگ مشکوک مردي 75 ساله قرار گرفتند و خود را به مجتمع...واقع در خيابان رستاخيز گوهردشت - محل وقوع حادثه - رساندند. آنان پس از مشاهده پيکر بي جان علي که از ناحيه سر و صورت مجروح شده بود و يک واکر در کنارش قرار داشت به بازجويي از همسر 38 ساله او پرداختند. مينا در توضيح ماجرا به ماموران گفت؛ علي بيماري آلزايمر داشت و اين بيماري به مغزش آسيب وارد کرده بود و براي راه رفتن بايد از واکر استفاده مي کرد. او امروز هنگامي که در حال استفاده از واکر بود ناگهان به زمين خورد و جان باخت.پس از ادعاهاي زن جوان، پيکر متوفي به دستور بازپرس کشيک قتل به پزشکي قانوني فرستاده شد و متخصصان ماموريت يافتند علت دقيق مرگ مرد 75 ساله را فاش کنند.

چندي بعد پزشکي قانوني در نامه يي خطاب به بازپرس پرونده اعلام کرد افشاي علت مرگ علي نياز به تحقيقات جنايي دارد چرا که وي به خاطر بيماري هاي قبلي اش جان نباخته و يک شيء سخت به صورت مستقيم به سر وي اصابت کرده و اين مرد دچار ضربه مغزي شده است.پزشکي قانوني در ادامه نظريه خود خاطرنشان کرد در بخش هايي از جسد علي آثار کبودي و گازگرفتگي مشهود است.با به دست آمدن اين اطلاعات بازپرس پرونده روز 31 مردادماه قرار بازداشت همسر علي را صادر کرد و زن 38 ساله در شرايطي که همچنان بر ادعاي اوليه اش پافشاري مي کرد و خود را از اتهام قتل مبرا مي دانست راهي زندان شد.از سويي تيمي از کارآگاهان تصميم گرفتند با بازرسي از خانه مقتول و انجام تحقيقات محلي از وقايع 16 ارديبهشت در مجتمع...سرنخ هاي بيشتري به دست آورند. هنگامي که همسايه هاي مرد 75 ساله در برابر ماموران قرار گرفتند در پاسخ به سوال آنها در خصوص زندگي مينا و علي بر يک نکته کليدي تاکيد کردند و گواهي دادند که اين زن و شوهر هميشه با هم درگيري داشته اند، به گونه يي که صداي داد و فريادهاي آن دو همواره به گوش مي رسيد.

شهادت همسايه ها مبني بر اختلافات خانوادگي ميان علي و مينا سبب شد زن جوان بار ديگر به اداره آگاهي منتقل شود و تحت بازجويي قرار بگيرد، اما او دوباره اتهام قتل را انکار کرد و گفت اظهارات همسايه ها صحت ندارد و آنها به خاطر خصومت شخصي چنين ادعاهايي را مطرح کرده اند.در حالي که گواهي پزشکي قانوني و اظهارات همسايه هاي علي و مينا نتوانسته بود قفل سکوت اين زن را بشکند، کارآگاهان تحقيقات خود را ادامه دادند و اين بار راهي خيابان دوازدهم رجايي شهر شدند تا از همسايه هاي سابق اين زوج به پرس وجو بپردازند.اين افراد نيز همگي اختلافات شديد ميان مينا و شوهرش را تاييد کردند و گفتند زن جوان در برخورد با علي با خشونت رفتار مي کرده است.

يکي از همسايه ها در توضيحاتش گفت؛ من چندين بار شاهد بودم که مينا شوهرش را از خانه بيرون انداخت. مرد مسن با وجود ناتواني جسمي چندين شب را در پارکينگ و انباري ساختمان سپري کرد.

يکي ديگر از همسايه ها نيز گفت؛ مينا يک بار آب جوش بر سر همسر پيرش ريخت و او را سوزاند ضمن اينکه صداي دعواهاي شبانه آنها هميشه به گوش مي رسيد.در حالي که تمامي قطعات اين پازل جنايي حکايت از آن داشت که زن 38 ساله شوهرش را به کام مرگ کشانده است، مينا براي چندمين بار پشت ميز بازجويي قرار گرفت و اين بار حقايق 16 سال زندگي مشترکش با علي را فاش کرد.

زن جوان به ماموران گفت؛ 16 سال پيش در حالي با علي آشنا شدم که همسر اول او فوت شده بود. علي که از زن اولش بچه يي نداشت به من پيشنهاد ازدواج داد و ما به عقد موقت يکديگر درآمديم. 10 سال تمام به صورت صيغه يي با وي زندگي کردم و شش سال قبل علي مرا به عقد دائم خودش درآورد. در تمام اين مدت هيچ يک از اقوام و بستگان علي با ما رفت و آمد نداشتند و فقط پسرخوانده شوهرم هر از گاهي به خانه ما مي آمد.

زن جوان ادامه داد؛ اوايل ازدواج علي هميشه مرا کتک مي زد و اصلاً مرا درک نمي کرد و تمام آزادي هايم را از من گرفته بود. با اين وجود چاره يي جز ادامه دادن به اين زندگي نداشتم تا اينکه اين اواخر وي به دليل بيماري و ضعف جسماني ديگر نمي توانست مرا کتک بزند ولي باز هم به حرف هايم گوش نمي کرد.

مينا در ادامه اعترافاتش گفت؛ علي هيچ وقت داروهايش را به صورت مرتب مصرف نمي کرد و برخلاف دستور پزشک معالجش که تاکيد کرده بود وي نبايد قدم از قدم بردارد به هر کجا که مي خواست مي رفت و همين مساله بيماري اش را تشديد کرد. در اين شرايط اختلافات ما همچنان ادامه داشت تا اينکه شب قبل از وقوع حادثه من و علي باز هم با يکديگر درگير شديم. روز حادثه نيز به دنبال درگيري شب قبل با هم جر و بحث کرديم و ناگهان علي تعادلش را از دست داد و سرش به گوشه ديوار برخورد کرد و جان باخت.

پس از اعترافات مينا وي بار ديگر به زندان بازگردانده شد و تحقيقات در اين خصوص همچنان ادامه دارد.
متهم به قتل در دادگاه خطاب به مادر مقتول؛
مرا ببخشيد، التماس مي کنم
گروه حوادث؛ پسر جواني که در پي يک شوخي دوست خود را با شمشير به قتل رسانده بود براي بار دوم در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه صفر خاکي نماينده دادستان تهران، کيفرخواست صادره را براي حاضران در دادگاه خواند و گفت؛ وحيد متهم حاضر در دادگاه يک بار پيش از اين محاکمه شده بود اما به دليل نقصي که ديوان عالي کشور بر راي قضات وارد کرد وي دوباره در جايگاه متهم حاضر شده است و دادسرا همچنان بر اين عقيده که وحيد به عمد با شمشير جواد را به قتل رسانده ، باقي است و بار ديگر به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

سپس پدر و مادر جواد به عنوان اولياي دم براي متهم درخواست قصاص کردند و صحبت هاي هيات قضات براي دعوت به بخشش و گذشت از خون وحيد نتيجه يي در پي نداشت.

سپس وحيد در جايگاه قرار گرفت. وي گفت؛ قبول دارم که مرتکب قتل شدم، اما قسم مي خورم که قصد کشتن جواد را نداشتم. ما با هم دوست بوديم، روز حادثه من جلوي مغازه محل کارم داشتم موتورم را مي شستم. جواد به من رسيد و شلنگ آب را گرفت تا آب بخورد. او سپس آب را روي من پاشيد. از اين حرکتش عصباني شدم، صاحبکارم شلنگ را از من گرفت و من هم سطل پر از کف و آب را روي جواد ريختم. ما با هم درگير شديم، جواد مرا به ديوار چسباند و دستش را روي گلويم گذاشت، من هم شمشير را که کنار دستم بود برداشتم تا تهديدش کنم و او از من دور شود اما در يک لحظه نمي دانم چه شد که جواد را زخمي کردم.متهم ادامه داد؛ من در آن زمان 18 ساله و جوان بودم و قبول دارم که اشتباه کردم، اکنون هم از اولياي دم تقاضا دارم مرا ببخشند و به من کمک کنند.

وي سپس خطاب به مادر جواد گفت؛ شما بهتر از هر کسي مي دانيد که من با جواد دوست بودم و هيچ دشمني با هم نداشتيم، من حتي نفهميدم که شمشير چطور به جواد برخورد کرد و تقاضا دارم مرا ببخشيد.

بعد از دفاعيات متهم و وکيل مدافعش 5 قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
در جريان يک تعقيب و گريز
دزد حرفه يي گاوصندوق هادستگير شد
گروه حوادث؛ ماموران گشت بامدادي پليس موفق شدند سارق حرفه يي شرکت هاي مرکز پايتخت را پس از دقايقي درگيري به دام اندازند.به گزارش خبرنگار ما ساعت 5 بامداد ديروز ماموران کلانتري 105 سنايي در حين گشت زني در خيابان کريمخان متوجه رفتار مشکوک دو مرد ميانسال شدند و اين دو مرد با مشاهده ماموران پا به فرار گذشتند و به يکي از کوچه هاي فرعي وارد شدند. در پي فرار اين افراد ماشين گشت کلانتري تعقيب آنها را آغاز کرد و با ميانبر زدن از کوچه هاي اطراف خود را به مقابل مظنونان گريزپا رساند و آنها را متوقف کرد، اما با پياده شدن ماموران از ماشين بار ديگر دو مظنون پا به فرار گذاشتند و دو پي تعقيب و گريز 10 دقيقه يي سرانجام يکي از آنها توسط ماموران دستگير شد. اين مرد پس از اينکه خود را در چنگ ماموران ديد، براي رهايي چاقويي را که در جيب داشت بيرون کشيد و ضربه يي به افسر پليس زد. پس از رها شدن اين مرد از چنگ افسر زخمي ديگر مامور تيم گشتي پس از سه بار شليک هوايي و به خاطر بي توجهي اين مرد به سمت مظنون فراري آتش گشود که پس از برخورد گلوله به لاله گوش اين مظنون وي سرانجام خود را تسليم ماموران کرد. پس از بازرسي بدني از اين مرد مشخص شد که او حجم زيادي از ابزارآلات مخصوص سرقت به همراه مبلغ زيادي وجه نقد را در کاوري برزنتي به گونه يي حرفه يي زير پيراهنش جاسازي کرده است. در ادامه بازديد بدني اين فرد 42 ساله که علي نام دارد از جوراب هاي وي چند قطعه چک مسافرتي و ارز کشف و ضبط شد. با انتقال متهم به کلانتري تحقيقات از وي آغاز و مشخص شد که وي چند سابقه سرقت ديگر نيز در پرونده دارد. علي در بازجويي اوليه اعتراف کرد که ساعت دو بامداد همراه يکي از دوستانش به نام محسن به يک شرکت آسانسورسازي در نزديکي ميدان وليعصر رفته و محتويات سه گاوصندوق اين شرکت را پس از گشودن قفل ها به سرقت برده اند. اين سارق حرفه يي در تشريح روش خود براي سرقت گفت؛ ابتدا پس از شناسايي شرکت هاي بزرگ مرکز شهر چند بار تحت عنوان مشتري به داخل اين شرکت ها نفوذ مي کرديم و پس از اطمينان از نبود امکانات ايمني و تجهيزات ضدسرقت در اين شرکت ها برنامه ريزي براي انجام سرقت در ايام تعطيل يا نيمه شب را با همدستم انجام مي داديم و در اولين فرصت نقشه خود را عملي مي کرديم.
مرد ناپديد شده پس از 5/2 سال پيدا شد
گروه حوادث؛ مردي که دو سال و نيم پيش به طرز مرموزي ناپديد شده بود و پليس تصور مي کرد وي ربوده شده يا به قتل رسيده است سرانجام پيدا شد.

به گزارش خبرنگار ما 5/2 سال پيش خانواده مردي 40ساله به نام علي به پليس آگاهي تهران مراجعه کردند و از ناپديد شدن اين مرد ميانسال خبر دادند. پس از آنکه پليس مشخصات علي را در اختيار گرفت تحقيقات خود را براي پيدا کردن وي آغاز کرد، اما ردي از علي به دست نيامد تا اينکه مشخص شد اين مرد با چند تن از دوستان و آشنايان خود اختلافات مالي داشته است.

پس از آنکه طرف هاي اختلاف علي از سوي خانواده وي به پليس معرفي شدند کارآگاهان تحقيقات در اين خصوص را آغاز کردند و با اين فرضيه که علي ربوده يا کشته شده است سه مظنون را در اين خصوص بازداشت کردند اما هر سه نفر منکر ارتکاب هرگونه جرمي شدند و با توجه به نبود مدرک عليه آنها بازپرس پرونده دستور آزادي شان را صادر کرد.

در حالي که تحقيقات براي افشاي هويت مرد ميانسال همچنان ادامه داشت سرانجام ردي از علي به دست آمد که نشان مي داد وي در زادگاهش در روستايي در اطراف قزوين زندگي مي کند. به اين ترتيب کارآگاهان چند روز پيش به روستاي مورد نظر رفتند و علي را پيدا کردند.اين مرد هم اکنون به تهران منتقل شده، اما هنوز درباره علت ترک خانواده اش توضيحي نداده است.
توقيف و تفتيش بدون مجوز خلاف قانون اساسي است
آرش سيفي*

آنچه امروزه به صورت يک رويه در دستور کار برخي ماموران پليس قرار گرفته و آنان فقط به صرف مظنون شدن، افراد مختلف را مورد تفتيش قرار مي دهند و گاه بدون هيچ گونه دستور قضايي و بروز جرم مشهور آنان را بازداشت مي کنند از موارد نقض قانون اساسي است چرا که برابر اصل 37 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اصل بر برائت است از اين رو هر گونه تفتيش بدون مجوز قضايي ممنوع است. ليکن متاسفانه در حال حاضر موارد زيادي از اين دست رويت مي شود که به انبوه پرونده هاي بي سرانجام در قوه قضائيه تبديل مي شود و پرونده افرادي که به اتهام به اصطلاح «مظنونيت» توسط ماموران پليس بازداشت و براي تعيين تکليف روانه مراجع قضايي مي شود در همان بدو امر به علت عدم وقوع جرم مشهود و اتهام موثر بسته مي شود و تنها به بالا رفتن تراکم پرونده ها و اتلاف وقت قضات مي انجامد.در اين گونه موارد که پليس بي دليل افراد را متوقف مي کند مردم ابتدا هويت ماموران مورد نظر را با دريافت کارت شناسايي معتبر احراز کنند و در بدو امر همکاري لازم را با وي انجام دهند. سپس با ثبت مشخصات مامور مورد نظر و يگان خدمتي وي با مراجعه به مراجع قضايي از مامور متخلف که بدون مجوز قضايي اقدام به تفتيش و بازرسي بدني يا بازرسي خودرو آنها کرده است اقدام کنند که اين شکايت به علت وقوع جرم از سوي مامور پليس قابل رسيدگي است.در مجموع برابر قانون ماموران پليس به عنوان ضابط مقام قضايي تنها با داشتن مجوز قانوني يا در صورت بروز جرم مشهود مي توانند افراد را بازداشت کنند يا مورد تفتيش قرار دهند و توقيف و تفتيش بي دليل جرم محسوب مي شود.

* نماينده دادستان تهران
عناوين اين صفحه
صغري يک بار ديگر در چند قدمي چوبه دار
درگيري خانوادگي به زندگي مرد 75 ساله پايان داد
مرا ببخشيد، التماس مي کنم
دزد حرفه يي گاوصندوق هادستگير شد
مرد ناپديد شده پس از 5/2 سال پيدا شد
توقيف و تفتيش بدون مجوز خلاف قانون اساسي است
يک حقوقدان؛اگر پليس جرم مشهودي نبيند حق برخورد ندارد
برخورد جدي با کلانتري هايي که باعث تکدر خاطر مردم شوند
پليس در جست وجوي عاملان سرقت از توريست ها
دزد خودروي حمل پول به دام افتاد
شرط بندي سه پيرمرد براي سرقت
نوجوان متهم به قتل از قصاص گريخت

يک حقوقدان؛اگر پليس جرم مشهودي نبيند حق برخورد ندارد
نعمت احمدي حقوقدان گفت؛ پليس ضابط قوه قضائيه است و هيچ اقدام حقوقي مگر در جرائم مشهود نمي تواند صورت دهد. در حالي که سردار رادان رئيس پليس تهران روز شنبه اعلام کرده بود پليس مي تواند هر کسي را متوقف و بازجويي کند، نعمت احمدي حقوقدان و وکيل دادگستري در گفت وگو با ايسنا تصريح کرد؛ پليس صرف اينکه به کسي مظنون شود و هيچ جرم مشهودي از سوي وي مشاهده نشده باشد، حق برخورد يا دستور توقف ندارد زيرا طبق قانون اساسي، اصل بر برائت افراد است. وي اضافه کرد؛ از آثار زيانبار اين قبيل برخوردهاي پليس، يکي دخالت در امر قضايي و ديگري ناامن کردن جامعه به وسيله خود پليس است. احمدي خاطرنشان کرد؛ انتظار نمي رود که يک مقام عالي انتظامي بي خبر از قوانين باشد زيرا در اين صورت نمي توان انتظار ايجاد امنيت در جامعه از سوي ماموران زيردست اين مقام عالي را داشت. لذا اگر پليس به دنبال برقراري امنيت اجتماعي است بايد از خودش شروع کند. اين حقوقدان همچنين در مورد وضعيت برخورد حقوقي با سرنشينان خودروها اظهار داشت؛ اتومبيل حريم خصوصي است و طبق صراحت راي ديوان عدالت اداري، بازرسي اتومبيل بدون اذن قضايي امکان پذير نيست. وي درباره اينکه چگونه مي توان براي بازرسي از هر اتومبيل اذن قضايي دريافت کرد، گفت؛ اين از وظايف مسوولان است که اسباب برقراري عدالت و قانون را فراهم کنند تا مردم دچار مشکل نشوند و به اين بهانه که دريافت اذن قضايي مشکل است، نمي توان قانون و حقوق افراد را ناديده گرفت.


معاون دادستان تهران تاکيد کرد
برخورد جدي با کلانتري هايي که باعث تکدر خاطر مردم شوند
معاون دادستان تهران گفت؛ نيروي انتظامي و دادسرا به جد با کلانتري ها و پاسگاه هايي که با نحوه برخورد نامناسب، باعث تکدر خاطر مردم مي شوند برخورد خواهند کرد. محمود سالارکيا در گفت وگو با مهر به بازرسي روزانه از کلانتري ها و پاسگاه هاي نيروي انتظامي اشاره کرد و افزود؛ معاونت نظارت بر ضابطين به صورت روزانه به سه الي چهار کلانتري سرکشي و موارد تخلف را گزارش مي کند و به دنبال آن برخورد لازم با متخلفان صورت مي گيرد.معاون دادستان تهران تصريح کرد؛ در برخي موارد شاهد اعتراض مردم نسبت به نحوه برخورد نامناسب ماموران کلانتري ها بوده ايم که به سرعت موضوع پيگيري شده و در صورت اثبات، برخورد لازم صورت گرفته است.

سالارکيا خاطرنشان کرد؛ به طور حتم نحوه نامناسب برخورد مربوط به تمامي کلانتري ها نيست و نيروي انتظامي سعي کرده توجه ويژه يي به حفظ حقوق شهروندي به خصوص در کلانتري ها و پاسگاه ها داشته باشد اما ممکن است در هر نهاد و ارگاني اشخاص ضعيف النفسي نيز وجود داشته باشند.


پليس در جست وجوي عاملان سرقت از توريست ها
گروه حوادث؛ کارآگاهان پليس پايتخت تلاش ويژه يي را براي دستگيري اعضاي باندي که با جعل عنوان مامور از توريست هاي خارجي سرقت مي کنند، آغاز کرده اند.به گزارش خبرنگار ما با وصول شکايتي در خصوص سرقت سه مرد تحت عنوان مامور از يک مرد چيني در مقابل هتلي در خيابان ايرانشهر در تاريخ 23 مهرماه جاري و طرح پرونده در دادسراي امور جنايي تهران قاضي جعفري- معاون دادسرا- کارآگاهان پليس آگاهي را مامور کرد با چهره نگاري متهمان تلاش براي دستگيري اين افراد را که از مرد چيني يک هزار و 250 دلار و يک هزار و 400 يوان به سرقت برده اند ، دستگير کنند. پس از آغاز تحقيقات با توجه به اظهارات شاکي که مهمان يک شرکت راهسازي است مشخص شد سه مامور قلابي از سارقان حرفه يي و سابقه دار هستند که موارد زيادي شکايت از آنها در پايگاه هاي مختلف پليس آگاهي در دست بررسي است و اين افراد طي ماه هاي گذشته سرقت هاي مشابهي از اتباع خارجي انجام داده اند. در حالي که تلاش ماموران براي دستگيري اين افراد همچنان ادامه داشت روز گذشته يک مرد اهل چک با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران شکايت مشابهي را مطرح کرد و به قاضي جعفري گفت؛ من در قم ساکن هستم و با توجه به تخصصم، در زمينه ترجمه متون فارسي و عربي به انگليسي کار مي کنم. روز حادثه براي انجام کاري به تهران آمده بودم که زير پل کريمخان يک پژو 206 نقره يي رنگ مقابل پاي من توقف کرد و سرنشين جلوي خودرو به زبان انگليسي به من گفت که مامور اداره مبارزه با مواد مخدر است و بايد مدارک من را بازديد کند چرا که به دنبال يک مظنون مي گردند. تا من کيف پولم را بيرون آوردم اين فرد کيف را از دست من ربود و ماشين به سرعت از محل دور شد. اين مالباخته چک تبار مدعي است يک هزار و 200 دلار ارز و مبلغي اسکناس ايراني همراه داشته که توسط سارقان دزديده شده است.با طرح اين شکايت بلافاصله قاضي جعفري اين مرد 50 ساله را به مقر پليس آگاهي فرستاد. با مراجعه اين مرد به اداره پنجم پليس آگاهي مشخص شد که مشخصات مردي که با تسلط کامل به زبان انگليسي در صندلي جلوي پژو206 با وي صحبت کرده و کيف او را ربوده با متهم پرونده قبلي يکي است. در حال حاضر با ثبت اظهارات اين شاکي جديد و با توجه به اطلاعات موجود در پرونده شکات قبلي از جمله يک مهندس ارمنستاني که تابستان امسال توسط همين افراد در راه فرودگاه مهرآباد مورد سرقت قرار گرفته بود تلاش ماموران براي دستگيري اعضاي اين باند حرفه يي سرقت ادامه دارد.


دزد خودروي حمل پول به دام افتاد
سارق جواني که با سوء استفاده از تصادف خودروي حامل پول تعدادي ايران چک را از داخل خودرو به سرقت برده بود. سرانجام دستگير شد. چندي قبل يک دستگاه خودروي حامل پول و ايران چک، در محور فيروزکوه به تهران تصادف کرد که طي آن راننده و سرنشين آن در دم جان باختند.در بررسي هاي اوليه مسوولان بانک متوجه شدند 18 فقره ايران چک يک ميليون ريالي از خودروي حامل پول به سرقت رفته است. بدين ترتيب با اطلاع پليس از موضوع بلافاصله ماموران پيگيري هاي لازم را آغاز و شماره چک هاي مسروقه را به بانک هاي سراسر کشور اعلام کردند.پس از مدتي کارمندان يکي از بانک هاي استان يزد به پليس 110 اطلاع دادند فردي 18 فقره ايران چک مسروقه را براي نقد کردن به بانک آورده است.به اين ترتيب ماموران پليس بلافاصله در محل حضور يافتند و از فرد مورد نظر بازجويي کردند.اين مرد که يک طلافروش بود به ماموران گفت؛ ايران چک ها را از فرد ناشناسي در قبال فروش طلا گرفتم و از آنجايي که در مغازه دوربين مداربسته دارم، مي توانم عکس و فيلم او را تهيه کنم. بدين ترتيب با مشاهده فيلم سارق وي دستگير شد.


شرط بندي سه پيرمرد براي سرقت
سه پيرمرد که براي تهيه هروئين مصرفي بر سر سرقت هاي بيشتر با يکديگر شرط بندي کرده بودند به حبس و شلاق محکوم شدند.چندي قبل ماموران انتظامي در هنگام گشت زني در سالن ايستگاه راه آهن تهران به پيرمردي معتاد که اطراف مسافران پرسه مي زد مشکوک شدند و پس از زير نظر گرفتن اين مظنون متوجه جيب بري وي از يکي از مسافران شدند و بلافاصله او را دستگير و براي بازجويي به کلانتري منتقل کردند. متهم به نام مهدي ح. در بازجويي ها با اعتراف به چند فقره جيب بري در مکان هاي شلوغ گفت براي تهيه هروئين مصرفي به همراه دو نفر از دوستانم شرط بندي کرديم که هر کسي موفق به سرقت هاي بيشتري شود خرج مواد ديگران را بدهد که در هنگام جيب بري شناسايي و دستگير شدم. پس از تکميل تحقيقات و دستگيري دو دوست متهم، پرونده آنان براي صدور راي نهايي به مجتمع قضايي بعثت ارسال شد و بنابر راي صادره از سوي قاضي دادگاه هر يک از متهمان به شش ماه حبس و 40 ضربه شلاق محکوم شدند.


نوجوان متهم به قتل از قصاص گريخت
گروه حوادث؛ قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران پسر نوجواني را که متهم به قتل هم محلي اش بود به پرداخت ديه محکوم کردند.به گزارش خبرنگار ما، حمزه نوجوان 18ساله که دو سال پيش علي هم محلي اش را با چاقو زخمي کرده و باعث مرگش شده بود، در جلسه محاکمه در دفاع از خود گفت؛ از چندي قبل از وقوع حادثه پدرم تصادف کرده و در خانه دايي ناتني ام بستري بود. روز قتل نامادري و دختردايي در حياط ظرف مي شستند که من متوجه شدم علي مزاحم آنها شده است. با وي درگير شدم و در ميان آن دعوا ضربه يي به او زدم، علي مجروح و به خاطر قطع نخاع بستري شد، بعد از مدتي زخم بستر گرفت و فوت شد. قضات شعبه 74 پس از مشورت با توجه به نظريه پزشکي قانوني که زخم بستر را علت اصلي مرگ علي اعلام کرده بود حمزه را از قتل عمد تبرئه و به اتهام قتل غيرعمد به پرداخت ديه محکوم کردند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام