دوشنبه، 30 مهر 1386 - شماره 1520
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
برگزيدگان جشنواره «سينما حقيقت» معرفي شدند
يورو و ريال براي فيلمسازان مستند
گروه فرهنگي؛ مراسم اختتاميه نخستين جشنواره بين المللي فيلم مستند ايران «سينما حقيقت» عصر روز شنبه در سالن حجاب کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان در حالي به معرفي برندگان پرداخت که برخي از کارگردان هاي شرکت کننده در اين جشنواره، انتقاداتي را مطرح کردند. در اين اختتاميه که چهره هايي همچون معاون سينمايي وزارت ارشاد، محمد آفريده و جمعي از مستندسازان ايراني و خارجي حضور داشتند از «هفت فيلمساز زن نابينا» که با طراحي، تهيه کنندگي و مشاوره محمد شيرواني از زندگي خودشان مستند ساخته اند، با اهداي لوح هايي تقدير شد.

هيات داوران بخش ملي جشنواره خارج از هر نوع رقابتي «سپاسنامه» ويژه خود را به مهوش شيخ الاسلامي، منوچهر طياب، فرهاد ورهرام، فرشاد فدائيان، فرهاد مهرانفر و پيروز کلانتري اهدا کردند و سپس ديپلم افتخار جشنواره را در بخش بهترين فيلم مستند بلند به وحيد موسائيان و دلارام کارخيران براي دو فيلم «سرزمين گمشده» و «کودک ديروز خيال» اهدا کردند.

در اين مراسم که بخشي از آن با تارنوازي استاد فرهنگ شريف و با همنوازي سعيد رودباري همراه بود، جايزه بهترين فيلم مستند کوتاه به همراه ديپلم افتخار به کيوان علي محمدي و اميد بنکدار کارگردانان فيلم مستند «MDMA» و پريوش نظريه کارگردان فيلم مستند «نزديک تر از نفس» تعلق گرفت.داوران نخستين دوره جشنواره مستند بهترين تهيه کننده، ديپلم افتخار را به ارد عطارپور تهيه کننده شش فيلم مستند موفق جشنواره و به موسسه سينمايي کندو تهيه کننده فيلم مستند «دفينه» اهدا کردند. حامد خسروي تهيه کننده فيلم مستند «ترانه اندوهگين کوهستان» و محمود رمضاني و احسان کفاش تهيه کنندگان فيلم مستند «کودک ديروز خيال» نشان فيروزه، ديپلم افتخار و مبلغ 30ميليون ريال و ديپلم افتخار خود را از اين بخش دريافت کردند.

جايزه ويژه هيات داوران نشان فيروزه، ديپلم افتخار و مبلغ 25 ميليون ريال به محمود رحماني کارگردان فيلم مستند «مدار صفردرجه»و سودابه مجاوري کارگردان فيلم مستند «اينانا» و در بخش جايزه ويژه تماشاگران لوح تقدير و سه سکه بهار آزادي به «تهران انار ندارد» ساخته مسعود بخشي تعلق گرفت.در بخش بين الملل نخستين دوره جشنواره فيلم مستند نشان فيروزه، ديپلم افتخار و مبلغ 10هزار يورو به فيلم مستند «شهر عکاسان» به عنوان بهترين فيلم مستند بلند به سباستين مورنو از کشور شيلي اهدا شد. در بخش بين الملل فيلم مستند «ترانه اندوهگين کوهستان» ساخته حامد خسروي از ايران نيز جايزه بخش بهترين فيلم مستند کوتاه را به همراه نشان فيروزه، ديپلم افتخار و مبلغ 7هزار يورو دريافت کرد.

جايزه ويژه هيات داوران بخش بين الملل که شامل نشان فيروزه، ديپلم افتخار و مبلغ سه هزار يورو بود به فيلم مستند بلند «به کجا تعلق دارم؟» ساخته مهوش شيخ الاسلامي از ايران تعلق گرفت.

يکي از نکاتي که در جشنواره فيلم مستند مطرح شد، مقايسه آن با جشنواره مستند کيش بود. بسياري اين جشنواره را جانشين مناسبي براي جشنواره فيلم کيش دانستند، گرچه شمار منتقدان از اولين دوره جشنواره فيلم مستند نيز اندک نبودند. علاوه بر انتقاداتي که به داوري جشنواره وجود داشت، بسياري از نحوه پخش فيلم ها نيز معترض بودند.
فقط ايده
محمد باغباني؛ اينکه در غالب فيلم هاي مستند ايراني فقط با يکسري ايده يا سوژه به شدت جذاب و بديع سروکار داريم که در مرحله اجرا و پرداخت نهايي بسيار بلاتکليف و خام به نظر مي رسند، تقريباً به يک عادت تبديل شده. مرگ، اعتياد، مهاجرت و رفتارهاي شناخته نشده در روستاها و مراسم خاص خودشان، به خصوص در نواحي کردستان، همگي موضوعاتي هستند که هر چند بديع و بکر به نظر مي رسند اما در حد يک يا چند جمله خبري يا در بهترين حالت در حد يک مستند خبري مناسب براي پخش در تلويزيون باقي مي مانند. دليلش بي شک در ناتواني و ناآگاهي مستند سازان نسبت به مديوم سينماست اما به هر حال فيلم هاي مستند قابل قبولي هم وجود دارند. از آنجايي که فرم کاملاً غيرروايي است و موارد و مسائل بومي و اگزوتيک و خاص فرهنگي مشخص همواره وجود دارد، نشانه گرفتن تعداد بيشتر مخاطبان جهاني، عامل اصلي موفقيت مي تواند باشد. در اين چند سال ثابت شده آثاري که کاملاً هدفمند هستند و به درستي گام در مرحله تحقيق و پژوهش گذاشته و به شکلي بي طرفانه به موضوع خود پرداخته اند، آثار موفق سينماي مستند ما هستند. براي نمونه از فيلم مستند MDMA مي توان نام برد. اطلاع رساني دقيق در قالب فرمي نو و کاملاً شهري در کنار نگاهي نسبتاً بي طرفانه ولي عاطفي، مي تواند عامل استقبال يا موفقيت چنين اثري باشد و از همه مهمتر داشتن تم طرح و ايده کلي که تا آخر جريان دارد.

خيلي از مستندهاي اين سال ها بداهه نوازي خامي بوده اند که تنها سوژه هاي بکر خودشان را خراب کرده اند. برگزاري چنين فستيوال هايي مي تواند بسيار کمک کننده باشد به شرطي که مثلاً در بخش نمايش هاي ويژه خود از نمايش فيلم هاي برگزيده تاريخ سينماي مستند و صاحب نام و سبک غافل نشوند.
اميرحسين خورشيدفر - همکار ما در روزنامه اعتماد - جايزه اصلي را گرفت
معرفي برگزيدگان جايزه ادبي «گام اول»
گروه فرهنگي؛ مراسم نخستين دوره جايزه ادبي «گام اول» روز گذشته در مجتمع فرهنگي- هنري فدک اردبيل برگزار شد و طي آن «اميرحسين خورشيدفر» - همکار ما در روزنامه اعتماد - با مجموعه داستان «زندگي مطابق خواسته تو پيش مي رود» جايزه اول را در بخش داستان بزرگسال از آن خود کرد. ضمن اينکه در همين بخش از «توت فرنگي هاي روي ديوار» نوشته «محمد سرشار» هم تقدير شد. در بخش شعر بزرگسال هم سه کتاب انتخاب شدند که از اين ميان، دو کتاب «از شرم برادرم» سروده «ميلاد عرفان پور» و «آنان همه از تبار باران بودند» سروده «هادي فردوسي» برگزيدگان بخش شعر کلاسيک بودند و در بخش مربوط به شعر نو هم، «پاره خط»، سروده «سينا علي محمدي» به عنوان بهترين مجموعه شعر برگزيده شد. در بخش داستان و شعر کودک و نوجوان هم «هفت ديار نيشابور» نوشته «فروغ علي شاهرودي» و «کلاغ سه شنبه» سروده مهدي مرادي جوايز اول را گرفتند. جايزه «گام اول» بخشي را هم به معرفي آثار نوقلمان اردبيل اختصاص داده بود که در اين بخش جايزه اول به «علي درازي» به خاطر رمان «نسل فراموش شده» و «ساسان ناطق» به خاطر مجموعه داستان «وقتي جنگ تمام شود» تعلق گرفت.

داوران اين دوره از جايزه گام اول، فيروز زنوزي جلالي، محمدرضا بايرامي، راضيه تجار، پرويز بيگي حبيب آبادي و جواد محقق بودند.در حاشيه اين جايزه از «رضا سيدحسيني» مترجم و پژوهشگر پيشکسوت معاصر نيز تقدير شد.

جايزه ادبي «گام اول» در شرايطي برگزار شد که پيش از اين جايزه يي مستقل براي نويسندگان به اصطلاح «کتاب اولي» وجود نداشت. البته در جوايزي مثل جايزه «گلشيري» بخشي براي اين نويسندگان در نظر گرفته شده، اما اين بخش محدود به ادبيات بزرگسال و آن هم تنها ادبيات داستاني است. اما «گام اول» تنها مختص «کتاب اولي ها» است، هرچند در نخستين دوره برگزاري اين جايزه، پيروي نکردن از روال معمول و منطقي تر جوايز سالانه ديگر که تنها آثار منتشر شده در يک سال گذشته را معيار داوري قرار مي دادند، قدري عجيب به نظر مي رسيد.

به اين دليل که در فهرست نامزدهاي جايزه «گام اول» نام کتاب هايي به چشم مي خورد که هرچند کتاب اول بودند اما تاريخ انتشارشان سال 84 بود.اما همزمان با اعلام نتايج نهايي جايزه «گام اول»، نامزدهاي يک جايزه دولتي ديگر، يعني جايزه کتاب سال دفاع مقدس هم معرفي شدند که عبارت بودند از کتاب هاي «عقرب روي پله هاي راه آهن انديمشک» نوشته «حسين مرتضائيان آبکناري»، «باغ تلو» نوشته «مجيد قيصري»، «نيمه نارنج» نوشته «شمس خسروي»، «چشم سوم» نوشته «نرگس آبيار» و «با جام هاي شوکران» نوشته عبدالمجيد نجفي.
به فال نيک بگيريم
ياسر نوروزي؛ امسال، موضع جوايز دولتي تامل برانگيز است. از يک سو جايزه «گام اول» به اميرحسين خورشيدفر مي رسد و از سوي ديگر رمان حسين مرتضائيان آبکنار در کنار نامزدهاي جايزه کتاب سال دفاع مقدس قرار مي گيرد. مجموعه «زندگي مطابق خواسته تو پيش مي رود» نوشته خورشيدفر، داستان هايي شهري هستند بدون سمت و سوي ايدئولوژيک. اين در حالي است که گام اول با اهداي جايزه به خورشيدفر خلاف جريان متعارف گام برداشته است.به نظر مي رسد گام اول جهت گيري جوايز ديگري را در کار داوري دخيل نکرده و دوم اينکه مجموعه خورشيدفر را به رغم خالي بودن از تفکرات ايدئولوژيک برگزيده است. در توضيح مورد اول بايد گفت پيش از اين برگزيدگان جوايز ادبي چون مهرگان يا گلشيري، جوايز دولتي يا نزديک به دولت را در موضع مخالف قرار مي دادند در صورتي که امسال جوايز دولتي وضعيتي مستقل به خود گرفته اند و سعي در توجه به ادبيت آثار داشته اند.از ديگر موارد قابل تامل حضور آبکنار در جمع نامزدهاي جايزه کتاب سال دفاع مقدس است. آبکنار در رمان «عقرب روي پله هاي راه آهن انديمشک يا از اين قطار خون مي چکه قربان» تصويري اکسپرسيونيستي از جنگ نشان مي دهد و در پي تاييد يا تکذيب آن نيست. مجيد قيصري نيز (که از ديگر نامزدها عنوان شده) در رمان «باغ تلو» رويکردي ضدجنگ دارد و جنگ را کليتي از پيامدهاي ويرانگر مي داند. بر اين اساس تغيير جهت در تفکر حاکم بر جوايز دولتي به روشني ديده مي شود که اين امر را بايد به فال نيک گرفت.
درباره اهداي جايزه ادبي نوبل
آلفرد در خانه شما را هم مي زند، دوستان
علي عبداللهي*

شعر معاصر ايران شعري پويا و پيشرو است و در اين هيچ ترديدي نيست. اصلاً از قديم شعر و قالي دو شاهکار بي بديل فرهنگ ايراني بوده اند. هنوز هم کم و بيش هستند. اما امروزه شرايط همه چيز با گذشته فرق دارد. زماني زبان فارسي در گستره وسيعي از جهان گويش وران انبوه و گونه گوني داشت. اين قلمرو پهناور با قدرت فرهنگي - سياسي - اقتصادي فرهنگ مادر رابطه تنگاتنگي داشت، چنان که به باور پژوهشگران آلماني هيچ زباني نتوانست مثل فارسي در خارج از قلمرو اصلي گويش وران خود- در سرزمين هايي که صرفاً فارسي زبان اداري شان بود يا حتي همين هم نبود - شاعران سترگي را به جهان عرضه کند؛ هنديان فارسي گو (بيدل و...)، فارسي گويان قفقاز و بالکان و... اين اواخر اقبال لاهوري. در آن زمان ها شيفتگان فرهنگ ايراني فارسي مي آموختند و به اين زبان مي نوشتند. شاعران ما نيز در زمانه عسرت، سده هاي ممنوعيت زبان فارسي و چيرگي زبان عربي با شعر هايشان توانستند اين زبان را زنده نگه دارند. همه شان تقريباً عربي را به خوبي آموختند و با آن زبان سرودند و نوشتند (ابونواس و...) و هيچ گاه از تب و تاب بازنماندند. امروزه نه آن قلمرو پهناور هست و نه آن ممنوعيت چندسده يي و همه چيز از بنياد دگرگون شده. اما هنوز هم انسان و شاعر ايراني مي تواند با در اختيار گرفتن رسانه هاي جديد و دانستن قواعد جديد بازي، حرف خود را به جهانيان بزند. اين کار البته نه با دست به عصا رفتن و انفعال و وازدگي امکان پذير مي شود و نه با ادعاها و عربده هاي بي پشتوانه در مصاحبه ها و نوشته ها. يا در مقايسه هاي شتابزده و نابجا و به دور از مبناي علمي که برآن است، کار همه چيز را با يک حکم کلي يکسره کند. ادعاهايي که نه طرح آن درست است و نه در صورت درستي چيزي را ثابت يا دگرگون مي کند؛ اينکه در مقايسه با فلان کشور و فلان نوبل گرفته، ما چند سروگردن بالاتريم و اگر کسي شعر ما را نمي بيند حتماً توطئه يي در کار است و اصلاً مشکل خودشان است که شعر ما را نمي خوانند و خود را از اين فيض عظيم محروم مي کنند.چه کسي مي تواند با خواندن ولو ترجمه مجموعه آثار کسي به فارسي، دست به چنين قياسي بزند، بي آنکه گستره تاثير آن شاعر يا نويسنده را در زبان خودش و جهان بداند و بداند که فلان شاعر دست کم چند زبان زنده دنيا مي دانسته، با مترجمان خود در آن زبان ها رابطه نزديک داشته تا ترجمه به اصل نزديک تر باشد و پشت کارهايش سال ها کوشش، مراقبه و سلوک است. از خود پرسيده ايم که خيام چطور توانست با دست بالا 200 بيت (100 رباعي) جهان را فتح کند و به 35 زبان ترجمه شود؟ البته صد رباعي و سال ها آموختن و چيرگي حيرت انگيز بر علوم محض زمان خود و...، چند مثال آشنا از شاعران جهان؛ ريلکه شاعر و نقدنويس و رمان نويس قهاري بود، 5 زبان مي دانست و به آنها شعر مي گفت. پل سلان از هشت زبان ترجمه چاپ شده دارد. اريش فريد، شاعر سياسي زبان گرا، بهترين مترجم آثار شکسپير به آلماني است. بورخس و پاز دست کم چهار زبان مي دانستند. تاگور تنها شاعر شرقي نوبل گرفته، خودش «گيتانجالي» خودش را به انگليسي برگرداند و بر ترجمه ديگر آثارش نظارت دقيق داشت. همان طور که شاعران کهن ما به خاطر «ماده تاريخ»ها و «مدحيات»شان در ايران و جهان مشهور نشدند، کسي چون پاز هم با صد شعر زباني و مصورش مشهور نشد و نوبل نگرفت، بلکه «سنگ آفتاب»، پژوهش «کودکان آب و گل» و مجموعه تحليل ها و مقالات متعددش در زمينه تاريخ و فلسفه و ادبيات و... او را به اين مرحله رساند؛ آن چيزي که مي شد ترجمه اش کرد و به آن با تعبير بسيار دم دستي، «فکرنو» يا «حرفي براي گفتن داشتن»، مي گويند.نمي شود خود را شاعر بزرگ دانست و با هياهو و هذيان هاي بي سروته خود که در زبان خودشان صد خواننده متنوع هم ندارد، عالم و آدم را کوبيد، ولي يک هزارم گذشتگان نه کار کرد، نه خواند، نه خواننده داشت و نه دنياي آن طرف تر از خانه خود را ديد، نه راه هاي مختلف را کوبيد. گريز از مرعوب شدگي خوب است ولي البته گاه اعتماد به نفس کاذب، خودبسندگي و غرور اشراف منشانه دولت شهري مي آورد و گاهي ما را از آن طرف بام مي اندازد. بيش از انکار ديگران، بيش از عربده کشي هاي ميان تهي و قياس هاي نابجا، تنها تمرکز بر کار است که گوش جهانيان را به سمت دهان ما برمي گرداند. تنها کار و کار و تعامل با جهان مدرن ما را به چکاد ها مي رساند. آن وقت نوادگان آلفرد نوبل در خانه ما را هم خواهند زد. مطمئن باشيد. * شاعر و مترجم
عناوين اين صفحه
يورو و ريال براي فيلمسازان مستند
فقط ايده
معرفي برگزيدگان جايزه ادبي «گام اول»
به فال نيک بگيريم
آلفرد در خانه شما را هم مي زند، دوستان
پيدا و پنهان
فيلمنامه هاي پس از مرگ
فضاهاي مرموز
دريچه
دلايل واقعي استعفاي لاريجاني
خاطرات هاشمي رفسنجاني

پيدا و پنهان
پيش بيني روزنامه دولتي ؛ روزنامه ايران، ارگان رسمي دولت در يادداشتي در صفحه دو خود تغيير دبير شوراي عالي امنيت ملي را براي رسيدن به انرژي جديد در تيم جديد مذاکره کننده هسته يي در مرحله نهايي مذاکرات ايران با آژانس و غرب بيان کرد. بخش پاياني اين يادداشت نويددهنده تغييرات جديد در تيم مذاکره کننده هسته يي است. با توجه به پخش شايعاتي در خصوص تغييرات در وزارت امور خارجه پيش بيني مي شود طي روزهاي آينده علاوه بر دستياران لاريجاني افراد ديگري نيز تغيير کنند.

استراتژي رسانه هاي راست؛ روزنامه هاي جناح دولت واکنش متفاوتي به تغيير دبير شوراي عالي امنيت ملي نشان دادند. روزنامه هاي «جام جم»، «همشهري» و «تهران امروز» که نزديکي زيادي با تفکرات لاريجاني دارند با چاپ تصوير لاريجاني و اختصاص تيتر نخست خود استعفاي لاريجاني را منعکس کردند. در حالي که روزنامه هاي «ايران»، «کيهان» و «رسالت» با کم رنگ منعکس کردن اين خبر در صفحات نخست خود سعي در کم اهميت نشان دادن اين جابه جايي در تيم هسته يي داشتند. اين در حالي است که صداوسيما در مهمترين بخش خبري اش خبر استعفاي لاريجاني را خبر دوم خود قرار داد و تنها به اين جمله که «با استعفاي علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي موافقت شد» خبر مهم فوق را اعلام کرد. اين در حالي بود که رسانه هاي خارجي مهمترين بخش از اخبار جهان را به اين جابه جايي اختصاص داده بودند.


فدريکو فليني
فيلمنامه هاي پس از مرگ
ساسان گلفر؛ فيلمساز نابغه ايتاليايي شيفته دلقک هاي سيرک و کتاب هاي کميک چهارده سال است که «زندگي شيرين» را ترک گفته و از «جاده» خارج شده اما تاثير عظيم او برجا مانده و «کشتي همچنان به راه خود ادامه مي دهد.» تاثير فليني در سينماي قرن بيست و يکم به الهام بخشيدن به فيلمسازان فراواني که مقلد او هستند، محدود نمي شود؛ فيلمنامه هاي او هنوز هم به تصوير تبديل مي شوند و روي پرده مي روند. تازه ترين مورد که پريروز در جريان جشنواره رم اعلام شد، ساخته شدن فيلم «سفر به تولام» براساس فيلمنامه فليني است. اين فيلمنامه درباره سفر فليني به مکزيک در سال 1985 براي ملاقات با کارلوس کاستاندا نويسنده عارف مسلک پرويي است که فليني قصد داشت فيلمي براساس آن بسازد اما آن را نساخت و فقط در قالب يک کتاب منتشر کرد. «سفر به تولام» را مارکو بارتوچيوني مستندساز ايتاليايي با بودجه حداقل 5 ميليون دلار در استوديوهاي چينه چيتاي رم و لوکيشن هايي در مکزيک خواهد ساخت. بيشتر سرمايه فيلم را دولت مکزيک و سرمايه گذاران مکزيکي فراهم خواهند کرد و تاکنون نيمي از آن تامين شده است. گفته مي شود فيلم «سفر به تولام» روز 20 ژانويه 2008 در هشتاد و هشتمين سالگرد تولد فليني کليد خواهد خورد.همزمان پروژه ديگري نيز براساس فيلمنامه «هشت و نيم» فليني به جريان افتاده است. اين فيلم که «نïه» نام دارد، نسخه موزيکال «هشت و نيم» است که راب مارشال- کارگردان «شيکاگو»- کارگرداني کرده و خاوير باردم، کاترين زتاجونز و پنه لوپه کروز بازيگرانش هستند.


کتاب «دريغ از روبه رو»
فضاهاي مرموز
حسن محمودي؛ محمد محمدعلي از آن دست نويسنده هايي است که به شهادت کارنامه اش، براي سليقه هاي مختلف داستان خوان، تا اين زمان آثاري قابل تامل را از خود به جا گذاشته است. البته با کمي تامل بايد حساب آن دسته از داستان خوان هايي که در اين سال ها محمدعلي و داستان هايش به ذائقه آنها خوش نيامده را جدا کرد. مجموعه «دريغ از روبه رو» که به تازگي تجديدچاپ شده، دربرگيرنده دو دسته از داستان هاي محمدعلي است. در کتاب اول اتفاقات ساده کارگري در شش داستان آمده است. نويسنده، در پنج داستان ديگر، قلمروهاي آشناي زندگي امروز را دستمايه نوشتن قرار داده است. داستان ها از نثر سالم و فضايي ملموس و ساختاري ساده اما تاثيرگذار برخوردار است. قصه هاي اين مجموعه تصويري از زندگي کارگران ايراني شهرنشين را ارائه مي دهد. آدم هاي اين داستان ها با سادگي و صميميت خاص خودشان به گونه يي پرداخت شده اند که با استناد به آنها بتوان بخشي از ديروز نه چندان دور خود را بار ديگر مرور کرد. محمدعلي با کتاب هاي ديگري همچون نقش پنهان، برهنه در باد، بازنشستگي و داستان هاي ديگر از جمله نويسندگان قابل تامل در سه دهه اخير است. دريغ از روبه رو را به آن دسته از مخاطبان علاقه مند به داستان رئاليستي ايراني مي شود با قاطعيت پيشنهاد داد و مطمئن بود که از خواندن يازده داستان اين مجموعه احساس خوشايندي به مخاطب دست خواهد داد. «دريغ از روبه رو» مجموعه داستان محمد محمدعلي را به تازگي نشر کاروان، ناشر سال هاي اخير آثار اين نويسنده، تجديدچاپ کرده است.


دريچه
سومين ميهمان و رهبري ارکستر سمفونيک تهران ؛منوچهر صهبايي - آهنگساز ايراني - از سوئيس به تهران آمده است تا رهبر ميهمان ارکستر سمفونيک تهران باشد. او تا 10 روز ديگر ارکستر را با اجراي قطعاتي از بتهوون، موتزارت و برامس به صحنه مي برد.

«مخملباف پدر» جايزه ويژه جشنواره «ملوديست» را گرفت ؛محسن مخملباف براي يک عمر فعاليت هنري جايزه «گوزن طلايي» جشنواره «ملوديست» را از رئيس جمهور «اوکراين» گرفت.

شجريان در شيراز هم کنسرت مي دهد ؛ محمدرضا شجريان به همراه گروه آوا پس از اجراي برنامه در اصفهان براي کنسرت به شيراز سفر مي کند. احتمال دارد اين اجرا در سالن شهيد دستغيب انجام شود.

اعتراض جمعي از نويسندگان به تعطيلي انتشارات ويستار ؛ جمعي از اهالي قلم با امضاي نامه يي نسبت به تعطيلي انتشارات ويستار اعتراض کردند.

«خانواده تت» روي صحنه فرهنگسراي نياوران مي رود؛ نمايش «خانواده تت» به کارگرداني مائده طهماسبي از روز پنجشنبه سوم آبان 86 در سالن اصلي فرهنگسراي نياوران مجدداً روي صحنه مي رود. اين نمايش که تير و مرداد امسال در سالن سايه تئاتر شهر اجرا شده بود، با توجه به استقبال خوب علاقه مندان بار ديگر و اين بار در شمال تهران در فرهنگسراي نياوران روي صحنه مي رود.


دلايل واقعي استعفاي لاريجاني
ابراهيم رها

دليل اينکه من ديروز درباره استعفاي لاريجاني ننوشتم اين بود که خواستم بيست و چهار ساعت در مورد اين ماجرا تحقيق و دلايل واقعي استعفاي او را برايتان بازگو کنم؛

الف- لاريجاني در پرونده هسته يي هيچ اختلافي با رئيس جمهور نداشته و تنها چون زکام شده بوده استعفا کرده، ب- مي خواسته بچه اش را صبح ها ببرد مهدکودک و نمي رسيده اين ماجراها را پيگيري کند استعفا داده. ج- تنها اختلاف موجود عدم رضايت لاريجاني از استفاده از ترشي بادمجان بر سر وعده ناهار اجلاس سران خزر بوده است که طبعاً نمي تواند دليل محکمي براي استعفا باشد. د- ما هم که خوابيم، شما هم بگذاريد از اون بالا کفتر بيايه.

دفتر رئيس جمهور اصرار دارد بگويد مکاني که سران خزر در آن حضور به هم رساندند کاخ سعدآباد نبوده. در همين راستا، اين اماکن را براي اجلاس هاي بعدي پيشنهاد مي دهيم که عدالت محورتر هم هست؛

الف- اطراف کوره هاي آجرپزي پاکدشت. ب- ابتداي خيابان ناصرخسرو مقابل بازار مروي، به جهت نشان دادن پيشرفت هاي علمي در عرصه دارو، ج- کوير نمک در کنار اتوبان تهران - قم به خاطر آب و هواي خوب.د-...

jangesard@gmail.com


خاطرات هاشمي رفسنجاني
30 مهر 1363

تا نزديک ظهر در منزل مطالعه مي کردم . گزارش هاي عقب افتاده را خواندم . در جبهه ، تازه يي نداشتند؛ از مسامحه وزارت نيرو و کشاورزي در کارهاي مهندسي پشت جبهه، شکايت داشتند. نزديک ظهر براي احوالپرسي خدمت امام رفتم . در مورد شوراي عالي فرهنگ هم صحبت کردم که به جاي ستاد انقلاب فرهنگي عمل مي کند؛ غآقاي ايرج فاضل ف وزير علوم از آن ناراضي است . راجع به جواز نرخ گذاري دولت غروي کالا و خدمات ف پرسيدم که فتواي ايشان حکم اولي است يا ثانوي ؛ کميسيون بازرگاني غمجلس به اين حکم ف نياز دارد. فرمودند ثانوي است و قرار شد بنويسند. از جنگ هم گزارش دادم و ايشان بر ضرورت تقويت امکانات فني صداوسيما براي جلوگيري از خرابکاري کشورهاي همسايه در ارتباطات تاکيد فرمودند. از ايشان خواستم که بيشتر با مردم حرف بزنند. عصر بيشتر وقتم را به مطالعه پرداختم .


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام