چهارشنبه، 2 آبان 1386 - شماره 1522
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
تحليلي بر حضور کارگردان قديمي در برنامه زنده تلويزيوني «دو قدم مانده به صبح»
کيميايي در کانون توجه
گروه فرهنگي، بابک غفوري آذر؛ نيمه شب دوشنبه درست زماني که فيروز کريمي در برنامه نود يکي ديگر از آن شوهاي معروفش را با جملات و لحن عجيبش اجرا مي کرد، مسعود کيميايي در برنامه زنده «دو قدم مانده به صبح» ترجيح مي داد همزمان با بخش غيرمنتظره سکانس افتتاحيه فيلم اعتراض از تلويزيون ديالوگ معروف «سلامتي سه تن، ناموس و رفيق و وطن» را زير لب زمزمه کند. او که به قول خودش بعد از يک «محروميت طولاني از تلويزيون سرزمينش» اجازه يافته بود در رسانه ملي با بينندگان انبوه صحبت کند بيش از هر چيز شاهد برنامه يي تمجيدگونه از خودش بود. فريدون جيراني و جواد طوسي که در همراهي و تعلق خاطر به سينماي کيميايي شهره هستند دوشنبه شب وظيفه ميزباني از اين فيلمساز همواره جنجالي سينماي ايران را برعهده داشتند و هرچند سوال ها و صحبت هايشان چندان مناسب چنين برنامه يي به نظر نمي رسيد اما به هر شکل ترکيب جذابي را در يک برنامه زنده تلويزيوني به وجود آورده بودند. دورتر از آنها محمد صالح علا مجري اصلي برنامه هم حاضر بود که تجربه يک بار فعاليت با کيميايي به عنوان بازيگر در «تيغ و ابريشم» را همراه داشت. و همه اينها نشان از فراهم آمدن يک فرصت براي تجليل از کيميايي داشت. کيميايي البته در اين سال ها چند باري راهي به تلويزيون پيدا کرده بود. آخرين بار در شبکه جام جم براي بينندگان خارج از کشور با حسين پاکدل به گفت وگو نشست و چند ماه پيش در فيلم مستندي راجع به ساخته شدن «سرب» گفت وگويش با يک منتقد سينما با حذف هاي زياد پخش شد و چند فيلمش از جمله «سرب» و «ضيافت» و «سلطان» و «تجارت» با مميزي فراوان به روي آنتن رفته بودند. اما در برنامه «دو قدم مانده به صبح» بيش از هرچيز درباره جايگاه کيميايي در سينماي ايران صحبت شد و براي اولين بار در تلويزيون به شکل رسمي فيلمي چون «قيصر» مورد تمجيد قرار گرفت. اين ميزان از تعريف به نحوي بود که حتي اين انتظار در بيننده و حتي خود کيميايي به وجود آمد که شايد بخش هايي از اين فيلم زماني که فريدون جيراني خبر از پخش بخش هايي از فيلم هاي کيميايي داد، به نمايش درآيد. اما همان قسمت هاي پخش شده هم کم از جذابيت هاي قيصر نداشتند. زماني که فريبرز عرب نيا وسط يک اتوبان در نمايي از بالا مي گفت؛ «اما من از اين اتوبان ها و برج ها وحشتم مي گيره» و حسن جوهرچي جانباز شده سر قرار «ضيافت» مي آمد خاطرات بسياري زنده شد. درست بعد از پخش اين فصل ها بود که کيميايي ترجيح داد به جاي پاسخ به سوال هاي تئوريک جيراني و طوسي از مشکلات هميشگي اش در فيلمسازي گلايه کند. او حتي از نمايش داده نشدن «خط قرمز» و اينکه 37 دقيقه از «تيغ و ابريشم» کم شد و درجه ج گرفت هم صحبت کرد و تا آنجا پيش رفت که لفظ اصطلاح سينماي حمايتي/ هدايتي را هم به شوخي گرفت. کيميايي البته متوجه بود اين نکته را هم بيان کند که تنها فيلم مورد توجه قرار گرفته اش از جانب مديران همين «ضيافت» بود که در زمان معاونت سينمايي عزت الله ضرغامي ساخته شد.

اينچنين بود که تمام سوال ها و صحبت هاي جيراني و طوسي در برابر گفته هاي کيميايي که بيش از آن دو به نفس برنامه زنده و طبيعت آن آشنا نشان مي داد، بي ارتباط به ذهن مي رسيد.

برنامه دو قدم مانده به صبح بعد از پخش سکانس افتتاحيه «اعتراض» که اصلاً نمايشش از تلويزيون عجيب مي نمود و بخش هايي از «سربازهاي جمعه» زودتر از آنچه به نظر مي رسيد پايان يافت تا حتي شوخي کيميايي در زمينه دکور و ميزانسن برنامه نزد بينندگان جذاب به نظر برسد. به اين ترتيب در روزهايي که کيميايي از قطعيت فيلم نساختنش در سال جاري صحبت کرده بود هوشمندانه با حضور در يک برنامه تلويزيوني نامش را همچنان بر صدر توجهات قرار داد و البته بيش از آن اقدام تلويزيون در شکل گيري چنين برنامه يي عجيب به نظر رسيد تا تغيير سياست هاي رسانه ملي در اين روزها بيشتر به چشم بيايد.
افتتاح نمايشگاه پژوهشي هنر معاصر ايران
بزرگان کنار هم
گروه فرهنگي؛ نمايشگاه پژوهشي هنر معاصر ايران / دهه 40 و 50، با هدف بررسي هنر معاصر در موسسه فرهنگي هنري صبا افتتاح شد. اين نمايشگاه با 290 اثر از هنرمندان و چهره هاي شاخص اين دو دهه چون سهراب سپهري، جواد حميدي، مرتضي مميز، علي اکبر صنعتي، محمد احصايي، مارکو گريگوريان، مسعود عربشاهي، فرامرز پيلارام، مرتضي کاتوزيان، حسين کاظمي، جليل ضياءپور، بهجت صدر، حسين زنده رودي، پرويز تناولي، اردشير و بهمن محصص، پروانه اعتمادي، فريده لاشايي، منوچهر معتبر، ايرج زند، ژازه طباطبايي، کامبيز درم بخش، نيکزاد نجومي و... جمع قابل توجهي از آثار هنرمندان بنام ايران را در خود جا داده است. اين نمايشگاه تا 24 آبان برپا خواهد بود. پيش از اين موزه هنرهاي معاصر نيز با هدفي مشابه، نمايشگاه جلوه هاي هنر معاصر در ايران را از دوم مهرماه در موزه هنرهاي معاصر برگزار کرده بود. آثار نمايشگاه پژوهشي هنر معاصر ايران با همکاري موزه ها، گالري ها و تعدادي از مجموعه داران شخصي جمع آوري شده اند. علاوه بر موزه هنرهاي معاصر تهران که با ارسال آثاري از هانيبال الخاص، رويين پاکباز، محسن وزيري مقدم، جعفر روحبخش، منوچهر يکتايي، غلامحسين نامي و... به تکميل مجموعه اين نمايشگاه کمک کرده بود، مجموعه فرهنگي- تاريخي سعدآباد، موزه هنرهاي معاصر صنعتي کرمان و نگارخانه هاي هما، دي، عقيلي و آشيان نقش و مهر با ارسال تعدادي از آثار مجموعه خود در برپايي اين نمايشگاه مشارکت داشته اند.

موسسه صبا در روزهاي برپايي نمايشگاه پژوهشي هنر معاصر ايران نشست هايي را به منظور بررسي هنر دهه هاي 40 و 50 برگزار خواهد کرد که اولين جلسه از اين نشست ها امروز برگزار مي شود. در کنار نمايشگاه پژوهشي هنر معاصر، «نمايشگاه نقاشان نوگراي گرجستان» نيز از بعدازظهر ديروز در موسسه فرهنگي هنري صبا افتتاح شد.
سرپرست خانه کتاب برکنار شد
گروه فرهنگي؛ به دنبال پاره يي از اختلافات، سيدمهدي جهرمي سرپرست خانه کتاب از سمت خود کناره گيري کرد. علي شجاعي صايين که چندي پيش شايعه حضورش به عنوان رئيس اداره کتاب و کتابخواني بود، جايگزين او شده است. جلسه معارفه سرپرست جديد خانه کتاب صبح روز قبل و در حضور دکتر محسن پرويز معاون فرهنگي وزارت ارشاد برگزار شد.

سيدمهدي جهرمي کمتر از يک و نيم سال پيش توسط هيات امناي خانه کتاب به عنوان سرپرست اين مجموعه فرهنگي پذيرفته شد. وي که چند تاليف از جمله «آسيب شناسي ديني از منظر استاد شهيد مطهري»، تصحيح «تحفه الابرار» و «گنجينه بهارستان» را در کارنامه اش دارد، در طول مدت کمي که به عنوان سرپرست خانه کتاب به کار مشغول بوده، دستاوردهاي قابل توجهي داشت که از جمله آنها مي توان به تاسيس خبرگزاري کتاب ايران (ايبنا)، تاسيس سراي دائمي اهل قلم، راه اندازي و برگزاري اولين دوره جايزه ادبي گام اول، جايزه کتاب فصل، راه اندازي جايزه ادبي جلال آل احمد و تاسيس دبيرخانه دائمي جايزه ادبي پروين اعتصامي از جمله آنها است. برخي برگزاري جايزه هاي ادبي توسط جهرمي و برندگانش را از جمله دلايل انتقاد و استعفاي وي عنوان مي کنند و معتقدند که انتخاب هيات داوري و برتري برخي از آثار متفاوت، سبب اعتراض هايي به اين مدير فرهنگي شده بود. علي شجاعي صايين سرپرست جديد خانه کتاب که هم اکنون قائم مقام معاون فرهنگي وزارت ارشاد است، پيش از اين مدير دفتر کل دفتر مطالعات و برنامه ريزي فعاليت هاي معاونت فرهنگي وزارت ارشاد بوده است.
کناره گيري مشاور مديرعامل انجمن سينماي جوان
گروه فرهنگي؛ دوازدهمين جشنواره بين المللي فيلم کوتاه 22 آبان ماه برگزار مي شود. در حالي که کمتر از يک ماه به برگزاري اين جشنواره باقي است، اختلافات يک ساله ميان مديرعامل انجمن سينماي جوانان ايران و مشاور مديرعامل موجب شد سيدمحمد مختاري از سمت مشاور مديرعاملي اين انجمن استعفا دهد. مختاري که پيش از اين يک سال و نيم در سمت مديريت توليد انجمن سينماي جوانان ايران مشغول به کار بود، پيرو اختلاف نظر با ناصر باکيده و اعمال نظرهاي شخصي او از سمت خود استعفا داد. با نزديک شدن به دوازدهمين جشنواره فيلم کوتاه تهران و حذف چند فيلم منتخب هيات داوران از سوي باکيده، مختاري در اعتراض به رفتار مديرعامل انجمن در نامه سرگشاده يي کناره گيري خود از سمت مشاور مديرعامل انجمن را رسماً اعلام کرد. مختاري درباره اين استعفا به اعتماد گفت؛ «اخيراً و در حاشيه مشکلات پيش آمده مبني بر اعلام نظرهاي شخصي آقاي باکيده و حذف فيلم هاي شاخص منتخب هيات انتخاب تصميم گرفتم از سمت خود کناره گيري کنم.» در بخشي از نامه سرگشاده مختاري آمده است؛ «اين جماعت عاشق، چشم انتظارشان را خسته و خيره در افق کاري به انجمن سينماي جوانان ايران بسته اند. جناب آقاي باکيده، همکار اسبق و مخاطب حال، هر آنگاه که چرتکه سياست، سرانجام هنر را، نه به مصلحت که به منفعت شخصي محاسبه کند، اوضاع جز اين نخواهد بود. جناب آقاي باکيده مديرعامل محترم، بارها با رفتار و کلامم منتقد و معترض رفتار تکرو حضرتعالي بوده ام که بر آن نام مديريت عاملي نهاده ايد. غافل از اينکه مديريت، آن هم در اين حوزه مشخص تعريفي مبرهن دارد و الفبايي واضح.»
خاطرات هاشمي رفسنجاني
2 آبان 1363

صبح زود به مجلس رفتم . غآقاي حسين نيلي ف وزير معادن و فلزات براي حل مشکلات انتقال دفتر مرکزي فولاد اصفهان به تهران کمک مي خواست . نمايندگان اصفهان غدر مجلس شوراي اسلامي ف مخالفت مي کنند. آقاي غجوادف مقصودي مسوول ستاد غبرگزاري ف نماز جمعه تهران آمد. از مديريت حج ناراضي است ، ولي برخلاف انتظارم ، قبول داشت که حج امسال ، بهتر از گذشته برگزار شده غاست ف، اما عامل آن را خارج از مديريت مي دانست . به طور کلي ، عملکرد دولت را خوب نمي داند. همين مطالب را آقاي غحبيب الله ف عسگراولادي هم به احمد آقا گفته است . مي گويند حمايت امام و ماها از دولت ، مردم را به جاي دولت ، در مقابل نظام قرار خواهد داد. عصر، آقاي غحسين ف کمالي ، نماينده تهران آمد. از فشار جناحي از حزب غجمهوري اسلامي ف، بر خانه کارگر ـ که جناح راديکال حزب است ـ شکايت داشت . آقاي محسن رضايي ، گزارش عمليات ميمک را آورد. حدود دويست و پنجاه شهيد و پيروزي قابل توجهي داشته ايم . در مورد عمليات پنجوين ، ابراز ترديد مي کند. پيش از ظهر، نمايندگان تهران جلسه داشتند که گزارش نهايي غساخت ف مترو و فاضلاب تهران و مشکل آب هاي جنوب تهران و باتلاق هاي ايجاد شده در اراضي ورامين و... مطرح شد. عصر، هيات رئيسه غمجلس شوراي اسلامي ف جلسه داشت . بحث درباره منزل نمايندگان و توقعات آنها در امور رفاهي ، وقت زيادي گرفت . شب ، سران قوا، در مجلس مهمان من بودند. جلسه يي هم با حضور غآقاي محمدنبي حبيبي ف شهردار تهران ، غآقاي ناطق نوري ف وزير کشور غآقاي ميرعمادي ف و دادستان تهران تشکيل شد؛ راجع به جلوگيري از ساخت و سازهاي غيرقانوني تهران و حل مشکلات واگذاري زمين تصميماتي اتخاذ شد.
واقعيت جشنواره حقيقت
محمدرسول اف

تلاش مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي در راه اندازي جشنواره يي با شاخص هاي بين المللي کوششي ستايش برانگيز است، اما از پس چنين حرکت ارزنده يي و با چشم پوشي از اين ويژگي مثبت که اين جشنواره امکان ديدن آثار خارجي قابل نمايش در ايران را فراهم مي کند چند افسوس باقي است. با نگاهي به برگزيدگان بخش ملي اين رويداد در مي يابيم که حاکميت نگاه دولتي در انتخاب آثار بسيار پررنگ تر از آن است که عنوان اين جشنواره مدعي آن بود. واضح است داوري امري سليقه يي است و نمي توان به داوران محترم خرده يي گرفت، اما نگراني از آنجا آغاز مي شود که در مهمترين بخش اين جشنواره بر اساس سنت ديرينه جشنواره هاي سينمايي کشور، چهره هاي شاخص و تاثيرگذار در هيات داوري به گونه يي انتخاب مي شوند که قضاوت آنان تامين کننده نظر مديريت دولتي باشد. واقعيت است که وقتي براي توليد آثار خود به بودجه ها و حمايت هاي دولتي متکي شويد به هنگام داوري آثار ناچار به تامين نظر مديران دولتي هستيد و بدون ترديد براي گريز از قرار گرفتن در دايره چنين قضاوتي کوشش مي کنيد که آرمان هاي خود را با آرمان هاي مديران دولتي هم سنگ و هم طراز نشان دهيد. همه اين مسائل قابل درک است، چرا که حافظه تاريخي ما چنين قضاوتي را پيشتر يادآوري کرده است. کسروي در «تاريخ مشروطه ايراني» در جايي براي توصيف دلايل عدم موفقيت منتقدين و همچنين مناقضات موجود در آراي روشنفکران که در مطبوعات آن زمان نوشته مي شد، مي نويسد؛ «راستي آن است که اينان مي خواستند کوشش در راه ايران بنمايند ولي در اين ميان خود هم نان خورند و پول اندوزند. اين شيوه انبوه کوشندگان بود.» اين مثال تاريخي، سختي تکرار واقعه را در زمان حال تلطيف مي کند. خلاصه اينکه اين گونه گزينش داوران و در نهايت انتخاب آثار برتر، اهرم فشار جدي بر روي فيلمسازان مستقل و منتقد است تا اين فيلمسازان و آثارشان بيش از پيش منزوي و متنبه شوند. به اين ترتيب جشنواره «سينما حقيقت» تبديل به ابزاري براي هدايت انديشه فيلمسازان به سوي مسير موردنظر مديريت دولتي مي شود. اگر جشنواره سينما حقيقت مي خواهد خود را متفاوت از جشنواره هاي مشابهي که تاکنون فراوان برگزار شده است و همگي ويژگي هايي کم و بيش يکسان دارند، نشان دهد بهتر است قبل از تغيير صورت ظاهر، بيش از همه تکليف خود را با دخالت هاي جدي بخش دولتي روشن کند، چرا که بزرگ ترين دستاورد چنين جشنواره يي در بعد ملي، نمايش ابعاد و زواياي تاريک جامعه و طرح سوالاتي به اميد يافتن پاسخ هايي مطلوب از سوي سياستگذاران و تصميم گيران کشور است. بدون شک دستيابي به چنين جايگاهي، کاري سخت و دشوار است. به هر حال در اينکه جشنواره يي ديگر به مجموعه جشنواره هاي دولتي و کم خاصيت ايراني اضافه شود، فضيلتي نيست. اميد آن است که اين جشنواره در گام هاي آتي موفق به رهايي از وابستگي هاي دولتي و جهت گيري هاي از پيش تعيين شده باشد. هرچند محال، اما به اميد آن روز.
به مناسبت دوازدهمين سالمرگ احمد ميرعلايي
سنگ آفتاب
شيرين ميرعلايي

در مقابل عکس بزرگي ايستاده ام که بر روي قاب چوبي حک شده است. عکس مردي است با صورتي گرد و موهايي سفيد و چشم هاي قهوه يي که يک وري دستهايش را به سينه گذاشته و به صورت تمام رخ در دوربين نگاه کرده و لبخند ملايمي زده است. اين عکسي است که مدت ها است رويش را برگردانده ام تا حقيقت را قبول نکنم. تا بتوانم به خود القا کنم که دوستش ندارم و بود و نبود او هيچ نقشي در زندگي ام ندارد، اما هرچه به دوم آبان و دوازدهمين سالگرد رفتن نابهنگامش نزديک مي شوم، وسوسه ديدن دوباره رويش مرا بر آن مي دارد تا قاب را برگردانم و به صورتش خيره شوم. ديگر امشب نتوانستم تاب بياورم. وقتي همه به خواب رفتند، تصوير را جلوي رويم گذاشتم و به صورت مهربانش زل زدم. نمي دانم چرا اين عکس اينقدر زنده است؟ گويي خودش روبه روي من ايستاده است و لبخند مي زند. يک دستم خودکار است و دست ديگرم عينک بابا. اين يکي از معدود يادگاراني است که از او به جا مانده است. طي اين سال ها تقريباً هر چيز که مرا به گذشته وصل مي کرد از بين رفته است. با خود فکر مي کنم اين عينک مدت ها صورت بابا را لمس کرده و من گويي مي خواهم با فشار دادن آن، او را حس کنم. جالب است خودش 12 سال است که نيست، اما اين عينک و عکس سال ها است که هست...

روز هفت پدرم است و جمعيت زيادي دور قبرش جمع شده اند و من بي اختيار به هق هق مرد جواني که نه ديدمش و نه مي شناسمش گوش مي کنم. اما چشمم به همين عکس است که گفتم. اين قاب را دوستانش همراه با گل مانند کتاب درست کرده اند و رويش نوشته اند؛ کتاب زندگي صفحه 53. ابتکار جالبي است. من به عکس خيره شده ام و به چشم هاي قهوه يي ملايمش که پشت عينک پنهان شده نگاه مي کنم. اما مغزم پر است از خاطره و ياد بچگي هايم. چشم هايم را مي بندم و به آن دورها مي روم...

من دختر خيلي کوچکي هستم طوري که به راحتي روي زانوي بابا جايم مي شود. بابا دارد ترجمه مي کند رمان چهارباب اسکندريه (رماني که هرگز چاپ نشد) و من آرام نشسته ام، بدون هيچ صدايي و فقط به نوشته ها که چيزي از آن را نمي فهمم، خيره شده ام. نمي دانم چرا حوصله ام سر نرفته؟ چندين سال بعد وقتي کلاس پنجم رفتم انشايي نوشتم که مي خواهم ادبيات فارسي بخوانم تا مثل پدرم نويسنده يا مترجم شوم. يک روز بابا هنگام ترجمه به من گفت؛«اگر مي خواهي بنويسي سعي کن هر چيزي را همان طور که مي بيني وصف کني. مثلاً در مورد اين قوطي هرچه را مي بيني بنويس. اين کار به تو کمک مي کند که ساده نويسي را همراه با درست نويسي ياد بگيري. از من به تو نصيحت سعي کن در نوشتنت و در زندگي ات هميشه خاص باشي و سبک مخصوص خودت را داشته باشي.» بعد دوباره عينکش را بالا زد تا لغتي را در ديکشنري اش پيدا کند...

ذهنم همه جا هست و هيچ جا نيست. زير لب شعر سهراب را زمزمه کردم؛ پدرم وقتي مïرد آسمان آبي بود... با خود فکر کردم اما پدر من وقتي مرد آسمان سياه بود چون همان روز کسوف شده بود. مغزم دارد منفجر مي شود. صداهاي مختلف، صحنه هاي مختلف. احساس غم شديدي مي کنم. بلند مي شوم و مي روم کتاب «هوارزاند» را از کتابخانه بيرون مي آورم و بر روي اين آخرين به قول خودش حاصل عشق و مشق پيرانه سرش دست مي کشم. ناگهان با تمام وجود حس مي کنم که بابا اينجاست، در کنار من و کتاب هايش. جلوي قاب زانو مي زنم و در حالي که چشم هايم را به دست هايش مي گذارم به خود اعتراف مي کنم چقدر دلتنگ او هستم برخلاف همه ادعاهايم.
عناوين اين صفحه
کيميايي در کانون توجه
بزرگان کنار هم
سرپرست خانه کتاب برکنار شد
کناره گيري مشاور مديرعامل انجمن سينماي جوان
خاطرات هاشمي رفسنجاني
واقعيت جشنواره حقيقت
سنگ آفتاب
پيدا و پنهان
بازگشت بازمانده
بار ديگر فخيم زاده
دريچه
کي چه دردي داره؟

پيدا و پنهان
گلايه از بودجه تبليغاتي؛ شنيده مي شود برخي از نمايندگان در جلسه ديدار با هيات دولت نسبت به دادن بودجه تبليغاتي به عنوان بودجه روحانيت از سوي سازمان اوقاف گلايه کرده اند. به گفته آنها چندي پيش احمدي نژاد دستور داده که اين اعتبار از سازمان تبليغات به سازمان اوقاف منتقل شود تا به طور مستقيم به روحانيون مساجد داده شود.

الواح توقيفي در دستان محققان امريکايي؛ شنيده مي شود در حالي که براساس حکم يک دادگاه امريکايي الواح هخامنشي که به طور امانت در اختيار دانشگاه شيکاگو بوده، هم اکنون توقيف است اما سايت اين دانشگاه اعلام کرده که در يک ماه گذشته يکي ديگر از الواح ايراني بازخواني شده که بر اساس اين ادعا ثابت مي شود اين الواح همچنان در دست محققان اين دانشگاه بوده و حکم دادگاه فدرال هم صوري و براي انحراف ايران بوده است.

سايت بازتاب؛ شنيده مي شود در ديدار صفارهرندي با اعضاي کميسيون فرهنگي برخي از نمايندگان به وزير ارشاد انتقاد کرده اند دليل فيلتر سايت بازتاب با دامنه وسيع مخاطبانش تا جايي که خبرهاي اين سايت تا 35 هزار بيننده دارد چه بوده است.

استعفاي گروهي؛ اعضاي تحريريه خبرگزاري شهر به طور دسته جمعي استعفا کردند. اين خبرگزاري تحت نظر سازمان فرهنگي- هنري شهرداري اداره مي شود و مديرعامل سابق آن بيشتر رويکردي فرهنگي- اجتماعي داشت. بنابر اخبار واصله دکتر محکي يکي از مديرعامل هاي احتمالي خبرگزاري شهر خواهد بود. وي قبلاً مدير اطلاع رساني ناجا در دوره قاليباف بوده است.


سيف الله داد
بازگشت بازمانده
مهدي طاهباز؛ با نزديک شدن به روزهاي پاياني فيلمبرداري پروژه «فرزند صبح» سيف الله داد پشت ميز مونتاژ قرار مي گيرد تا تدوين فيلم بهروز افخمي را انجام دهد. افخمي و داد فعاليت در سينماي حرفه يي را در کنار يکديگر آغاز کردند. بيست و سه سال پيش بهروز افخمي در نخستين فعاليت حرفه يي اش در سينما پشت دوربين فيلمبرداري قرار گرفت و اولين فيلم سيف الله داد با نام «زير باران» را فيلمبرداري کرد. «زير باران» يک فيلم 16 ميليمتري بود که در جشنواره چهارم فجر به نمايش درآمد ولي با توجه به نوع قطعش، فرصت اکران عمومي نيافت و در آن سال ها چندين بار از تلويزيون پخش شد. سه سال بعد سيف الله داد اولين فيلم بلند 35 ميليمتري اش يعني «کاني مانگا» را ساخت که يکي از خوش ساخت ترين فيلم هاي حادثه يي سينماي ايران است. هفت سال بعد داد دومين فيلمش «بازمانده» را کارگرداني کرد که مرتبط با مسائل فلسطين بود. سيف الله داد پس از آنکه در زمان انتخابات دوم خرداد سال 76 فيلم تبليغاتي سيدمحمد خاتمي را ساخت، به وزارت ارشاد رفت و به عنوان معاون سينمايي وزير، عهده دار هدايت سينماي ايران در يکي از پرچالش ترين دوره هايش شد. به اعتقاد بسياري از صاحب نظران مهمترين نقطه مثبت دوران او باز شدن فضا براي طرح و ارائه مضامين جسورانه در فيلم ها و نيز برداشتن قواعد و قوانين دست و پاگير براي توليد و اکران فيلم ها بود. چند سال بعد وقتي سيف الله داد ساختمان ارشاد را ترک کرد، در انزوايي ناخواسته فرو رفت که شايد مهمترين دليلش بيماري سخت او بود که باعث شد کارگردان و مدير سينماي ايران چند سالي خانه نشين شود.

هم اکنون يکي دو سالي مي شود که سيف الله داد فعاليت جدي اش در سينما را دوباره آغاز کرده است. او سال گذشته يکي از اپيزودهاي فيلم «فرش ايراني» را کارگرداني کرد و اوايل امسال نيز از سوي ميرحسين موسوي به سمت رياست دوسالانه فيلم جهان اسلام منصوب شد. سيف الله داد که سابقه تدوين چند فيلم سينمايي مانند هور در آتش (عزيزالله حميدنژاد)، ابليس (احمدرضا درويش)، در مسلخ عشق (کمال تبريزي) و... را در کارنامه اش دارد، تا چندي ديگر تدوين پروژه پرحاشيه «فرزند صبح» که به زندگي بنيانگذار جمهوري اسلامي مي پردازد را آغاز خواهد کرد؛ فيلمي که چندين سال است در مرحله توليد قرار دارد و گويا بالاخره قرار است طي چند روز آينده فيلمبرداري اش به پايان برسد. شايد برعهده گرفتن تدوين پروژه يي سنگين مانند «فرزند صبح» مقدمه يي باشد بر حضور پررنگ سيف الله داد در سينماي ايران. خيلي ها منتظرند فيلم جديد سازنده «کاني مانگا» و «بازمانده» را ببينند.


سريال «بي صدا فرياد کن»
بار ديگر فخيم زاده
حسن محمودي؛ اگر شما هم از آن دسته مخاطباني هستيد که بعد از اتمام سريال هاي ماه رمضان منتظر تماشاي يک برنامه جايگزين هستيد، به نظر مي آيد بد نباشد با تماشاي قسمت نخست سريال مهدي فخيم زاده شانس خود را يک بار ديگر بعد از نااميد شدن از انبوه سريال هاي نچسب امتحان کنيد. پيش بيني مي شود شبکه دو سيما، که با سريال ميوه ممنوعه حسن فتحي موفق به کسب رتبه اول ميزان رضايت و تماشاگر شد، اين بار نيز با سريال بي صدا فرياد کن فخيم زاده، بار ديگر بتواند اين موقعيت را براي خود کسب کند. مهدي فخيم زاده با دو سريال تاريخي تنها ترين سردار و ولايت عشق بخشي از مخاطبان تلويزيوني را با کارهايش همراه ساخت. اين کارگردان با سريال پرمخاطب خواب و بيدار توانست مخاطبان بي شماري را در هفته هاي پخش، مشتري پا و قرص شبکه يک کند. فخيم زاده با سريال حس سوم؛ گرچه نتوانست به حد و اندازه خواب و بيدار ظاهر شود، اما همچنان به عنوان يکي از سريال هاي پرمخاطب شناخته شد. قصه بي صدا فرياد کن بر محور بازي هاي اصلي سارا خوئيني ها، فرهاد قائميان، محمد صادقي، مهدي فخيم زاده و ليلا برخورداري از امشب هر چهارشنبه شب پيش خواهد رفت. البته امشب تنها سر و کله سارا خوئيني ها و فرهاد قائميان پيدا خواهد شد. ماجراي قسمت اول از جايي شروع مي شود که بيمار قرص اکسي را آمبولانس به بيمارستان مي آورد. دکتر ليلا افخمي؛ افسر نيروي انتظامي براي تحقيق بالاي سر بيمار مي آيد و متوجه مي شود اين بيمار نيز به مانند چند بيمار ديگر بر اثر مصرف قرص هاي اکسي مي ميرد که در ايران بايد توليد شده باشد و ترکيب آن دچار اشکال است. سارا خوئيني ها اين گزارش را به سرهنگ اميري فرمانده عمليات با بازي فرهاد قائميان مي دهد.


دريچه
ساخت موسيقي نمايش «افرا»

محمدرضا درويشي از ساخت موسيقي براي تئاتر «افرا»ي «بهرام بيضايي»خبر داد.

اعلام داوران ايراني دوسالانه کاريکاتور

کامبيز درم بخش، جواد عليزاده، بهرام عظيمي و توکا نيستاني داوران ايراني دوسالانه کاريکاتور تهران هستند.

پيش فروش بليت ارکستر سمفونيک تهران

علاقه مندان مي توانند با مراجعه به گيشه تالار وحدت بعدازظهر روز چهارشنبه، دوم آبان ماه سال جاري، به مدت سه روز کاري بليت کنسرت ارکستر سمفونيک تهران را تهيه کنند. دانشجويان مي توانند با ارائه کارت دانشجويي از تخفيف 50 درصد قيمت بليت (تا سقف 20 درصد ظرفيت سالن) بهره مند شوند.


کي چه دردي داره؟
ابراهيم رها

مي خوانيم احتمال استعفاي روحاني از شوراي امنيت ملي، پس از استعفاي علي لاريجاني. ايضاً اينجا نوشته احتمال استعفاي متکي (وزير امور خارجه) از سمت خود.

الف- تفاهمت منو کشته،

ب- مي شود تمام اين شغل ها را داد به آقاي الهام

ج- اختلاف نظر؟ شوخي مي کنين، شايعه است. روحاني دل درد داره، متکي دست مادربزرگش مونده لاي در، وزير نفت و وزير صنايع هم لازم نداريم. گفتم که خوبه، همه شو صادر کنين،

درباره پلمب کافه کتاب ها يک چيز بامزه يي نوشته بودم که حذف شد، از لجم يک چيزي بي مزه درباره الاغ مي نويسم. خبر اين است «خطر انقراض نسل الاغ ها در يونان.» گويا تعداد الاغ ها در يونان طي پنجاه سال اخير 96 درصد کاهش يافته است.

الف- ببين پنجاه سال پيش چقدر اونجا خر تو خر بوده،

ب- پنجاه سال پيش رو نمي دونم اما ...

ج- محض اطلاع تان بگويم در اعتماد هم بدفرم از اون بالا کفتر ميايه.



jangesard@gmail.com


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام