سه شنبه، 8 آبان 1386 - شماره 1527
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
درباره عقلاني کردن منازعات سياسي
دموکراسي گفت وگويي
پروين بختيارنژاد

به تعبير هابرماس، سياست محلي پر از نزاع است و تنها با گفت وگو است که مي توان منازعات را حل کرد تا در عرصه عمومي، عقلانيت تفاهمي شکل گيرد و پروسه تصميم با عقلانيت استراتژيک به وجود آيد.غايت سياست فهم و توافقات بين الاذهاني است و زنده کردن حوزه عمومي. در خصوص دموکراسي گفت وگويي، مصاحبه يي با دکتر منصور انصاري استاد دانشگاه و نويسنده کتاب دموکراسي گفت وگويي؛ امکانات دموکراتيک در انديشه هاي ميخائيل باختين و يورگن هابرماس انجام شده که در پي مي آيد.

-گفت وگو را با اين پرسش آغاز مي کنم که آيا دموکراسي دچار استحاله معنايي شده و با چالش هاي جدي مواجه است؟

دموکراسي عمدتاً ليبرال در حال حاضر در دو سطح به چالش کشيده شده است؛ برخي از اين چالش ها نظري هستند و به بنيادها و شالوده هاي دموکراسي مربوط مي شوند. چالش هاي ديگر عملي هستند و عمدتاً به کژکارکردي هاي آن مربوط مي شوند. براي مثال تبديل شدن دموکراسي به فرآيندي براي گردش نخبگان يا بازي هاي پنهان کارانه احزاب سياسي. علاوه بر اين بر اثر تحولات و رويدادهاي به ويژه تکنولوژيک، امکانات و فرصت هاي جديدي براي ظهور و گسترش اشکال آرماني تر دموکراسي فراهم شده است.

بنابراين هر چند دموکراسي با فرصت هايي روبه رو شده است اما در عين حال با بحران هاي جدي چه در درون گفتمان دموکراسي و چه در بيرون از گفتمان دموکراسي مواجه است؛ گفتمان هاي رقيبي که با خواست ها و به دليل داشتن مطالبات خاص خود، دموکراسي را به چالش کشيده اند. يکي از مهمترين اين چالش ها ضعف در تشخيص معيارهاي دموکراسي واقعي از غير واقعي است. در قرن بيستم و به ويژه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و فروريختن ديوار برلين دموکراسي به عنوان مطلوب ترين شيوه زيست سياسي مطرح شده است. هم اکنون همه نظام هاي سياسي براي کسب مشروعيت و تداوم حيات خود از برچسب دموکراسي سود مي جويند و با ايجاد بعضي از نهادهاي سياسي دموکراتيک مدعي چنين مشروعيتي هستند. يک سري رژيم هاي غير دموکراتيک، نام دموکراسي را گرفته اند ولي آن را از محتوا خالي کرده اند. چنان که صدام هم مي آمد انتخابات برگزار مي کرد و اعلام مي کرد 98 درصد از مردم به او راي آري داده اند. با اين وصف، شرايطي پيش آمده است که عموم مردم نمي توانند مفهوم دموکراسي را از غير دموکراسي تشخيص دهند. اين يکي از مهمترين چالش هاي دموکراسي در دوران ماست.

در نتيجه ما نيازمند شناسايي ملاک هاي ديگري هستيم؛ ملاک هايي در حوزه زبان، در حوزه ديالوگ و در حوزه گفت وگو.

در نتيجه ملاک هايي به شهروندان بايد داده شود که غير از انتخابات بتوانند دموکراسي واقعي را از دموکراسي غيرواقعي تشخيص دهند.

يکي ديگر از چالش هاي دموکراسي وجود دشمنان قسم خورده دموکراسي است که تبار آنها را مي توان از نظريه هاي علمي مانند نخبه گرايي تا ايدئولوژي هاي تازه تري مانند بنيادگرايي از هر نوع دنبال کرد. دموکراسي در چالش با اين نيروها نياز به بازسازي و غني سازي خود دارد تا توانايي فائق آمدن بر چنين نيروهايي را به دست آورد. دموکراسي ليبرال کنوني به نظر مي رسد هم به لحاظ نظري و هم به لحاظ عملي از پس چنين دشمناني بر نمي آيد و دروناً نيز نياز به بازسازي راديکالي را ايجاب مي کند.

همين طور موضوعات ديگري مانند جهاني شدن، اگر نگوييم دموکراسي را به چالش مي کشند اما مسائلي را پيش مي کشند که دموکراسي نمي تواند نسبت بدان ها خنثي و بي توجه باشد. زماني که بحث دهکده جهاني پيش مي آيد، دموکراسي هم بايد يک پديده جهاني شود. به عنوان مثال سازمان ملل در حال حاضر سازمان دولت ها است. در حالي که اگر سازمان ملل بخواهد دموکراتيک شود، بايد سازمان شهروندان باشد که همه در اين دهکده جهاني سهيم هستند. اينجا ديگر کسي نمي تواند مصالحه کند، بايد بر روي منازعات و نسبت به آن چيزي که به نفع جوامع است، اجماع شود.

دموکراسي در شکل کلاسيک آن که در قرن بيستم رواج پيدا کرده، همان شکل نمايندگي است. با انتخاب نماينده، او بايد از مطالبات کليه شهروندان حمايت کند. در حالي که در همه جاي دنيا مي بينيم که نمايندگان به مطالبات موکلان خود کمتر وفادار هستند. نه اينکه نيستند بلکه کمتر وفادار هستند. در نتيجه بايد برگرديم به دموکراسي رودررو تا همه مردم بتوانند در موضوعات مشترک مشارکت کنند.

دموکراسي نمايندگي، دموکراسي حداقلي است. منظور من هم اين نيست که احزاب نباشند، پارلمان نباشد، اما مي توان همان طور که هابرماس از مدرنيته ناتمام نام مي برد، ما هم از پروژه ناتمام دموکراسي نام ببريم.

-آيا فکر مي کنيد از طريق دموکراسي گفت وگويي، بدنه جامعه را مي توان درگير مقوله دموکراسي کرد؟

ما در قرن بيستم عمدتاً شاهد گسترش دموکراسي به مثابه روش بوده ايم، به اين معنا که شهروندان مي آيند، نمايندگان خود را انتخاب مي کنند و نمايندگان وارد عرصه سياسي مي شوند. اين تعريفي است که افرادي چون وبر، شومپيتر و دال از آن حمايت کردند و به عنوان ادبيات غالب توسعه سياسي در حوزه دموکراسي پذيرفته شده است.

در حالي که دموکراسي در نفس خود قرار بود امکاني آگاهانه براي مشارکت و حضور مستقل شهروندان در فرآيند سياسي باشد.اما در مقام عمل اتفاقي که رخ داد، همان چيزي بود که «دال» از آن با پولي آرشي يا گردش نخبگان نام مي برد. در کشور امريکا هم ما شاهد گردش نخبگان بين دو حزب دموکرات و جمهوري خواه هستيم. در حالي که «الکسي دو توکويل» در کتاب دموکراسي در امريکا، از دموکراسي امريکايي ستايش مي کند و مي گويد امريکايي ها داراي زندگي انجمني قوي يي هستند. امريکايي ها مدام در گروه هاي کوچک جمع مي شوند، با هم رايزني مي کنند يا جفر سون يکي از پدران بنيانگذار مي گويد امريکايي ها از با هم بودن لذت مي برند، در حالي که در حال حاضر در قرن 21 در امريکا، زندگي انجمني نيز ضعيف شده است. دموکراسي گفت وگويي مبتني بر اين مدعاست که دموکراسي هاي موجود جامعه سياسي را محدود به تعداد اندکي از نخبگان کرده است. به اين معنا دموکراسي گفت وگويي تلاشي براي بازگرداندن سياست به حوزه عمومي و جامعه است.

-اگر بخواهيم هسته سخت دموکراسي را واکاوي کنيم، شما به چه مواردي اشاره مي کنيد؟

مي توانيم بگوييم دموکراسي مجموعه يي از مشارکت فعالانه و آگاهانه مردم براي تعيين سرنوشت خودشان است که به ابزارهايي نياز دارد. دموکراسي به طور حتم به جريان آزاد اطلاعات نيازمند است. اين آگاهي از کجا مي آيد؟ از جريان آزاد اطلاعات. سرنوشت مردم به چه وابسته است؟ به آزادي بيان، به آزادي تجمعات تا مردم بتوانند با هم رايزني و گفت وگو کنند تا از اين طريق مردم به آگاهي واقعي برسند که چه چيزي براي آنها خوب است و چه چيزي خوب نيست. اين اتفاق، در جايي که آزادي بيان نيست، آزادي تجمعات نيست، آزادي انتخاب نيست، هرگز نخواهد افتاد، دموکراسي مبتني بر حاکميت مردم، حکومت مبتني بر رضايت شهروندان، حقوق اقليت ها، تضمين حقوق اساسي بشر، انتخابات آزاد، برابري در نزد قانون، فرآيند صحيح قانون، محدوديت هاي نهادي بر حکومت، پلوراليسم اجتماعي، اقتصادي و سياسي همراه با ارزش هايي مانند تساهل است که همه اينها زمينه هايي براي مشارکت فعالانه و خودانگيخته مردم براي تعيين سرنوشت را فراهم مي کنند.

- در مورد دموکراتيزه کردن دولت در نسبت با عرصه عمومي چه نظري داريد؟

زماني که «هابرماس يا آرنت» از حوزه عمومي نام مي برند، منظور آنها ساختار هم مي تواند باشد. رفتارها بايد به گونه يي تنظيم شوند که ساختارها را نيز تحت تاثير قرار دهند. زماني که سخن از دموکراسي به ميان مي آيد منظور فقط جامعه نيست. دموکراسي در واقع زمينه ساز گفت وگو ميان جامعه و دولت است. براي مثال نظريه پردازان دوره اصلاحات، بيشتر به دنبال آن بودند که اصلاحات در سطح جامعه بايد رخ دهد. در حالي که اين نشان از يک غفلت است، زيرا خود دولت هم بايد فرآيند دموکراسي را طي کند. يعني مناسبات دولت هم بايد دموکراتيک شود. دولت به تعبير آرنتي يک آگورا يا فضاي عمومي است يا هابرماس پارلمان را در ذيل حوزه عمومي قرار مي دهد. به عنوان مثال، ديالوگ ها در پارلمان تا چه اندازه دموکراتيک است؟ آيا نمايندگان آنقدر آزاد هستند که به راحتي بتوانند نظرات شان را اعلام کنند؟ بايد ببينيم که روابط و مناسبات دموکراتيک تا چه اندازه در پارلمان حاکم است. در نتيجه از طريق دموکراتيک کردن عرصه عمومي و نيز نهاد دولت مي توان گفت جامعه يي دموکراتيک است.

هابرماس مي گويد؛ «ما يک جامعه مدني داريم، يک حوزه عمومي و يک دولت که رابطه اين سه بخش است که سياست را مي سازد.»

اما «آرنت» مي گويد؛ «دولت حوزه عمومي است.» در دولت همه بايد دست به ديالوگ بزنند. او دولت را خيلي وسيع مي گيرد. و يا روسو هم مي گويد؛ دولت مظهر اراده همگاني است؛ جايي که نه فرمانروايي هست و نه فرمانبرداري. همه مردم همزمان هم فرمانروايند و هم فرمانبردار.

هابرماس هم مي گويد؛ ما يک عقلانيت تفاهمي داريم و يک عقلانيت استراتژيک. عقل ابزاري به شما مي گويد اين کار را بکن و آن کار را نکن. در اين حوزه ديگر نيازي به گفت وگو و رايزني وجود ندارد. بنابراين هابرماس از مفهوم «ديسکورس» يا گفتمان استفاده مي کند. هرجا که نزاع وجود دارد، بهترين راه حل برايش گفت وگو است و باز هابرماس ادامه مي دهد که سياست محلي پر از نزاع است. تنها با گفت وگو است که مي توان منازعات را حل کرد. در نتيجه به تعبيري دولت نيز بايد عرصه عمومي تلقي شود تا عقلانيت تفاهمي شکل بگيرد، اول فهم صورت گيرد و سپس اجماعي حاصل شود.

-به جرات مي توان گفت هابرماس کامل ترين صورت بندي از رابطه ميان دموکراسي و زبان را در اختيار ما مي گذارد. به نظر شما چگونه از طريق برقراري اين ارتباط، مي توان به استقرار دموکراسي دست يافت؟

بحث هابرماس از اين مقدمه قابل فهم تر است که مدرنيته دچار انحراف شده است، مدرنيته قرار بود ما را وارد عصر روشنگري کند. به نظرم بهترين توصيف از روشنگري را هم کانت ارائه کرده است. «کانت» مي گفت؛ «روشنگري عصر بلوغ است.» تا هر فرد بتواند سرنوشت خودش را خود انتخاب کند، يعني من و شما بتوانيم در خصوص مسائل فردي و جمعي خود يک تصميم فردي و جمعي بگيريم. اين تبارشناسي که هابرماس از مدرنيته انجام مي دهد، به اين نکته اشاره مي کند که مدرنيته از روشنگري دور شده و روشنگري تبديل به عقلانيت ابزاري شده است و عقلانيت ابزاري فقط سود و فايده را مي بيند. انتقاد هابرماس به پوزيتيويسم به تبعيت از مکتب فرانکفورتي ها اين است که در حوزه روشنگري و در حوزه انسان، صرفاً روابط سود و زيان حاکم نيست. به نظر فرانکفورتي ها جنگ هاي اول و دوم نتيجه قطعي پوزيتيويسم بود. پوزيتيويسم همان منطق قوانين حاکم بر طبيعت است. يعني همان طور که طبيعت قانون دارد، جامعه قانون دارد، انسان هم قانون دارد. شما با کشف قوانين انسان مي توانيد بر انسان ها سلطه يابيد.

در نتيجه مدرنيته تبديل به علم سلطه بر انسان شده است، يعني فقط به فکر مهار انسان هستند.

اما به زعم هابرماس انسان موجودي نيست که با الگوي پوزيتيويسم جور درآيد. انسان داراي خرد، عقلانيت آزاد و داراي اراده است. علاوه بر اين، او تمايز اساسي بين عقلانيت ابزاري با عقلانيت ارتباطي ايجاد مي کند. او در کتاب نظريه کنش ارتباطي مي نويسد؛ کنش ارتباطي به تعامل دست کم دو عامل اشاره دارد که قادر به سخن گفتن هستند... و روابط شخصي برقرار مي کنند... کنشگران در پي رسيدن به درکي درباره وضعيت کنش و نقشه هاي کنش خودشان هستند تا اعمال شان را بر اساس توافق هماهنگ کنند. بر مبناي اين تعريف کانون کنش ارتباطي، زبان است. تا جايي که او حتي تاکيد مي کند که عقل به عنوان عقل ارتباطي در زبان جاي گرفته است. به نظر هابرماس جامعه از دو جزء تشکيل شده است؛ نظام يا سيستم و جهان زيست. جهان زيست دقيقاً همان جايي است که عمل ارتباطي در آن صورت مي گيرد. به نظر وي، زبان و فرهنگ براي جهان زيست جنبه سازنده بنياديني دارند. اميدها و نويدهاي روشنفکري دوران روشنگري ايجاد يک جهان زيست عقلاني متکي بر عمل ارتباطي بود. هابرماس با چنين ديدگاهي نظريه کنش ارتباطي را به مثابه برون رفت و راه نجاتي براي انسان تعريف مي کند. سلامت جامعه در گرو گسترش توانايي ارتباطي است. جامعه مريض و ناسالم وضعيتي همانند وضع بيمار رواني دارد که از قدرت کلامي کامل بي بهره است. در حال حاضر مدرنيته در چنبره نظام يا سيستم گرفتار آمده است و با وارد کردن منطق نظام روابط ميان انسان ها نيز سيستمي شده است. به نظر هابرماس، آزادي، برابري و توافق همگاني در حوزه جهان زيست يافت مي شوند و در چنين افقي امکان حل اختلافات و منازعات به صورت عقلاني و از طريق ارتباط و مفاهمه وجود خواهد داشت. دموکراسي به اين معنا بخشي از جهان زيست است و فقط با گسترش آن مي توان دموکراسي را غني کرد. علاوه بر اين با قبول اينکه دموکراسي يک حوزه عمومي و بخشي از جهان زيست است بايد بپذيريم که دموکراسي مترداف با خود کنش ارتباطي و قبول گفتمان حاکم بر آن است. دموکراسي به مثابه شيوه زيست به اين معناست که همه بتوانند در کنش ارتباطي وارد شوند، بتوانند ادعاهاي اعتباري گويندگان را به چالش بکشند، ادعاهاي اعتباري خود را مطرح کنند، طبق عقيده خود رفتار کنند و از شرايط تقارن و برابري کامل با ساير گويندگان و کنشگران برخوردار باشند. بنابراين سياست عرصه گفتمان است. در دموکراسي، «ديگري» بايد پذيرفته شود. شما بايد گوش کنيد و استدلالات قوي تر مورد پذيرش قرار گيرد. نهايتاً مقوله ديسکورس مفهوم دموکراتيک است زيرا در اين روابط «غير» بايد پذيرفته شود و اگر احساس مي کنيم که حقيقتي وجود دارد، اين حقيقت بايد در روابط بين الاذهان اثبات شود، بايد در فرآيند گفت وگوي باز قرار گيرد، محک بخورد و بتواند پاسخگو باشد و صدق و کذب آن در عرصه عمومي سنجيده شود.

-تا آنجا که من اطلاع دارم مدل دموکراسي گفت وگويي از طرف هابرماس فقط طرح بحث شده، يعني در حال حاضر ما نمي توانيم جامعه يا حکومتي را مثال بزنيم که در آن، اين مدل از دموکراسي اجرا شده، تا نظر شما چه باشد؟

نکته اول آنکه ما دموکراسي را بايد به صورت طيفي ببينيم. هابرماس هرگز ادعا نکرده است که اين مدل الان وجود دارد. او در کتاب «دگرگوني ساختاري حوزه عمومي» نشان مي دهد قرن طلايي حوزه عمومي، قرن 18 بوده است، ولي بعد از فرآيندي که نام او را فئوداليزه شدن حوزه عمومي مي گذارد، حوزه عمومي فئوداليزه شده و از بين رفته است. ما در اين قرن شاهد حوزه هايي عمومي بوديم که يکي از نمونه هاي جالب توجه آن قهوه خانه هاي شهر لندن بودند. ولي به نظر هابرماس با به هم خوردن رابط ميان حوزه عمومي و حوزه خصوصي و نيز سلطه منطق و بازار در عرصه سياست و نيز ورود سياستمداران حرفه يي به حوزه سياست در شکل احزاب سياسي، ما شاهد فئوداليزه شدن دوباره هستيم. به اين ترتيب معناي سياست دگرگون شدن است ما در سياست يک مفهوم مذاکره و مصالحه داريم و يک مفهوم گفت وگو. هابرماس مي گويد؛ آن چيزي که ما الان شاهد آن هستيم مصالحه و مذاکره است. من و شما در موردي مذاکره مي کنيم، يک امتياز مي دهم و يک امتياز مي گيرم. در اينجا شما به فکر افزايش منافع خودتان هستيد، همان چيزي که پوزيتيويسم به دنبال آن است. هابرماس اين نوع از سياست را با تغيير «مصالحه» ياد مي کند. حال مذاکره و مصالحه دست چه کساني است، دست سياستمداران حرفه يي. اما در کافه ها و قهوه خانه هاي قرن 18 بحث مفاهمه بود نه بحث امتياز دادن. بنابراين هابرماس مي گويد غايت سياست «فهم» و توافقات بين الاذهاني است و اما راهکار به وجود آمدن آن چيست؟ زنده کردن حوزه عمومي، عقلانيت ارتباطي، گفتمان با اخلاق گفتماني و سياست به مثابه نقطه کانوني گفتمان. به نظر خود من تجلياتي گرچه مستتر از مفهوم حوزه عمومي هابرماسي را مي توانيم در NGO ها، محيط زيست گرايان، جمعيت هاي صلح سبز، گروه هاي طرفدار حيوانات، گروه هاي حقوق بشر بيابيم که تا حدودي پروسه گفت وگو و مفاهمه بين آنها اتفاق افتاده است و تلاش مي کنند تا از چنبره سرمايه داران و سياستمداران بگريزند و بيشتر به علايق عمومي توجه دارند تا کسب قدرت و علايق شخصي.

- بين دموکراسي مشارکتي که گيدنز مطرح مي کند با دموکراسي گفت وگويي که هابرماس يا باختين آن را مطرح مي کند چه نقاط اشتراک و افتراقي وجود دارد؟

اين مدل هاي دموکراسي همه از يک خانواده هستند. من اين مدل ها را به دموکراسي روش شناختي و دموکراسي هستي شناختي تقسيم مي کنم. دموکراسي روش شناختي همان مدل شومپيتر، دال و وبر است که از آن دفاع مي کردند. اما در دموکراسي هستي شناختي که آرنت، باختين، گيدنز در آن جاي دارند، دموکراسي را بسان شيوه زيست به مثابه ذهنيت مي گيرند. اگر ما ذهنيت دموکراتيک نداشته باشيم، اگر من با خودم، با خانواده و با فرزندانم روابط دموکراتيک نداشته باشم فرزندانم افرادي دموکراتيکي نخواهند شد. به عنوان مثال وبر از خانواده پدرسالار نام مي برد.

در خانواده پدرسالار، يک رئيس به نام پدر وجود دارد و ساير اعضا به صورت سلسله مراتبي از او تبعيت مي کنند. يک فرد در چنين شرايطي نمي تواند دموکراتيک عمل کند. حتي طي پروسه هاي دموکراتيک، هيچ تضميني براي رفتار دموکراتيک نيست. چه در دموکراسي مشارکتي و چه در دموکراسي گفت وگويي، اول از همه نيازمند فرد دموکراتيک هستيم. دموکراسي بيش از همه محصول افراد دموکرات است.
در اعتراض به عدم پاسخگويي مسوولان صورت گرفت
استعفاي دسته جمعي شوراي صنفي دانشگاه تهران
اعضاي شوراي صنفي دانشگاه علوم پزشکي تهران در اعتراض به عدم پاسخگويي مسوولان دانشگاه نسبت به مطالبات دانشجويي و صنفي به صورت دسته جمعي استعفا دادند. اين شورا در نامه يي خطاب به رياست دانشگاه که نسخه يي از آن در اختيار خبرگزاري مهر قرار گرفته است، نگاه تيم مديريتي دانشگاه علوم پزشکي تهران را به شوراي صنفي در جهت بازدارندگي به جاي بالندگي دانسته است.

شوراي صنفي دانشگاه علوم پزشکي تهران با بيان آنچه، محدود ساختن روزافزون حيطه فعاليت شوراي صنفي با استناد به «نقش مشورتي و نظارتي» و نه «اجرايي» شوراي صنفي در آيين نامه دانسته است آن را بريدن تدريجي دست شوراي صنفي از حضور موثر در شوراي دانشجويي به عنوان تنها نهادي که در آن امکان تاثيرگذاري شوراي صنفي در تصميمات سرنوشت ساز دانشجويان وجود دارد، عنوان کرده است.

اين دانشجويان استعفاي همه اعضاي شوراي صنفي را تنها راه باقيمانده پيش روي اين نهاد ريشه دار دانشجويي دانسته و تاکيد کرده اند؛ اين اتفاق نقطه پايان زندگي نبوده بلکه نقطه عطفي در پرونده شوراي صنفي و آغازي دوباره براي حضور موثرتر دانشجويان در عرصه تصميم گيري هاي سرنوشت سازشان خواهد بود.همچنين شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير نيز خواستار ديدار با دکتر رهايي رئيس اين دانشگاه شد.

دبير شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير گفت؛ طي مکاتبه يي از دکتر رهايي درخواست شد تا ترتيب ملاقاتي با وي براي طرح پاره يي مسائل داده شود.مهدي ابوالحسني افزود؛ برخي از گروه هاي دانشجويي ادعا مي کنند که رئيس دانشگاه از دانشجويان شکايت کرده است. مي خواهيم در ملاقات با رئيس دانشگاه صحت و سقم اين ادعا را جويا شويم.

وي پيگيري وضعيت تحصيلي دانشجوياني از دانشگاه صنعتي اميرکبير را که به حکم مرجع قضايي محکوم به زندان شده اند از ديگر بحث هاي مدنظر شوراي صنفي در جلسه با رئيس دانشگاه عنوان کرد.
گزارشي از سمينار گسترش ناتو به شرق در دفتر مطالعات بين المللي وزارت خارجه
ناتو در مرزهاي ايران
گروه سياسي، مريم مهدوي اصل؛ دفتر مطالعات بين المللي وزارت امور خارجه در نياوران تهران مکاني بود که روز گذشته گروهي از محققان، پژوهشگران و سياستمداران سابق چند کشور جهان گرد هم آمدند تا به بررسي ابعاد وجودي گسترش ناتو به شرق و تاثير آن بر کشورهاي منطقه از جمله ايران بپردازند؛ گردهمايي که در پايان آن سخنرانان اذعان داشتند اين سازمان نظامي دامنه هاي نفوذ خود را نه تنها در آسياي مرکزي، قفقاز و خاورميانه حتي تا شرق آسيا نيز گسترش داده است. در اين ميان برخي محققان نيز به تحليل اين موضوع پرداختند که به نوعي در مرزهاي ايران نيروهاي نظامي ناتو مستقر شده اند هرچند در مناطقي چون آسياي مرکزي و قفقاز اين حضور رسمي ولي در کشورهايي چون عراق و افغانستان اين حضور به واسطه اشغال نظامي حاصل شده است. به هر حال پيمان نظامي ناتو که بر اساس رقابت هاي ايالات متحده امريکا و اتحاد جماهير شوروي از سوي غرب به وجود آمده بود، پس از پايان جنگ سرد، برخلاف انحلال پيمان نظامي ورشو همچنان به حيات خود ادامه داد. چنانچه امروزه از 12 عضو به 26 عضو رسيده است و برخي از متحدان اتحاد جماهير شوروي سابق در آسياي مرکزي و قفقاز را هم دربر گرفته است. به همين دليل توسعه ناتو بعد از جنگ سرد و وضعيت گرجستان به عنوان کشوري از منطقه قفقاز که خواهان پيوستن به ناتو است عنوان نخستين سخنراني بود که توسط ايراکلي منقا راشويلي وزير خارجه اسبق گرجستان ايراد شد.

وي گفت؛ «ناتو در دهه 50 تشکيل شد و اهداف آن با توجه به اينکه اعضاي آن از 12 کشور به 26 کشور رسيده است، ايجاد درهاي باز است و گفته مي شود هر دموکراسي اروپايي که بتواند باعث افزايش ضريب امنيتي شود، مي تواند به عضويت ناتو درآيد، بنابراين توسعه ناتو يک توسعه مستمر است.» وي افزود؛ «در حال حاضر بحث هايي وجود دارد که آيا از لحاظ استراتژيک اين امر کار درستي است؟»

با توجه به اينکه يونان و ترکيه در سال 1952، آلمان در سال 1955 و اسپانيا در سال 1982 و... به عضويت ناتو درآمدند؛ بعد از گذر از معضلاتي که هر کدام از اين کشورها با آن روبه رو بوده اند، الان در پاسخ به سوال فوق به اين نتيجه رسيده اند که اين تصميم از لحاظ استراتژيک درست بوده است و ناتو بعد از جنگ سرد به صورت کيفي دارد توسعه مي يابد.»

وزير خارجه سابق گرجستان در ادامه توضيح داد؛ «تمامي مطالعات انجام شده روي توسعه فعاليت هاي ناتو بين ساير کشورهاي اروپايي نشان داده است که ناتو باعث افزايش امنيت، دموکراسي، مشارکت و شفافيت و همچنين فعاليت هايي در زمينه تامين بودجه نظامي اين سازمان شده است و نوعي تسهيل در يکپارچه سازي و افزايش امنيت جهاني را به وجود آورده است، ضمن اينکه نپيوستن برخي از کشورهاي اروپايي به ناتو باعث تبعاتي براي تمام ملت هاي اروپايي شده است.»

ايراکلي منقا راشويلي سپس در مورد پيوستن گرجستان به ناتو گفت؛ «دليل پيوستن گرجستان به ناتو اين است که گرجستان يکي از بخش هاي جداشده از اروپا است که داراي مشکلات سياسي زيادي بوده و تاکنون نتوانسته است از بخش هاي اروپايي استفاده لازم را ببرد. پس گرجستان درصدد پيوستن به ناتو است تا بتواند به تمدن گذشته اروپايي خود برگردد.

تجربه آسياي مرکزي از پيوستن به ناتو

آسياي مرکزي منطقه يي پيچيده و در حال تحول يا چهارراهي بين شرق و غرب است که از اهميت استراتژيک بالايي برخوردار است. اين مقدمه يي از سخنراني شيرين آکينر محقق انگليسي بود که بحث خود را در خصوص گسترش ناتو و معضلات به وجود آمده از آن در بين کشورهاي آسياي مرکزي که به اين سازمان پيوسته اند، شروع کرد. وي گفت؛«ناتو سازمان دفاعي و نظامي بود که براساس دشمني با اتحاد جماهير شوروي از سوي بلوک غرب به وجود آمد. ولي پس از پايان جنگ سرد و با از بين رفتن اين دشمن نگاه ناتو تغيير کرد و به تغيير شعار و گفتمان خودش در داخل و خارج از ناتو پرداخت و در حال حاضر بيشتر تمرکزش را روي خارج از اعضاي ناتو گذاشته است. به دليل همين ظرفيت بود که آسياي مرکزي براي ناتو مطرح شد و نوعي دعوت به اين کشورها ارائه شد تا در اشاعه صلح که هدف ناتو است با پيوستن به آن همکاري کنند.» وي سپس با شرح ناموفق عملکرد ناتو بين کشورهاي آسياي مرکزي که به اين پيمان پيوسته اند و رويکرد دوباره آنان به سمت روسيه به منظور دريافت وضعيت امنيتي که ناتو نتوانست آن را تامين کند در ادامه تبيين کرد؛«ناتو اگر بخواهد در چارچوب خود اين کشورها را وارد معاهده يي کند که توسط غرب برنامه ريزي شده است، موفق نخواهد شد تا آن را عملي کند، زيرا اگر فقط بخواهد براساس ديدگاه هاي مرکزي، سياسي و فرهنگي خود پيش برود و درک مناسبي از وضعيت ديناميکي اين کشورها در آسياي مرکزي نداشته باشد؛ همين درک خام و ناپخته باعث معضلات و مسائلي براي آنان مي شود که هم اکنون در ميان برخي از اين کشورها به وجود آمده و به نوعي باعث اصطکاک در واقعيت هاي موجود شده است.» وي سپس با اشاره به کشور ازبکستان به عنوان نخستين دوست غرب در ناتو گفت؛«هرچند اين کشور روابط خيلي خوبي هم با امريکا داشت، اما عضويت آن در ناتو به تلخي انجاميد. حتي با ابراز همدردي اين کشور با امريکا بعد از حادثه 11 سپتامبر و در اختيار گذاشتن پايگاه هاي نظامي خود به امريکا، ولي متاسفانه تبعاتي از حضور نظامي نيروهاي امريکايي در اين کشور به وجود آمد که برخلاف افکار عمومي و حتي دولت ازبکستان بود. ضمن اينکه اين امر باعث نزديک تر شدن اين کشور به روسيه شد که باعث تنش در روابط آنان با امريکا و ناتو شد و کشورهاي عضو اتحاديه اروپا هم ديدگاه سختي را نسبت به ازبکستان اتخاذ کردند.» اين محقق انگليسي که به گفته خود حدود يک دهه است که روي مساله ناتو در آسياي مرکزي تحقيق و پژوهش مي کند، در ادامه با اشاره به اينکه غرب درصدد جايگزيني قزاقستان به جاي ازبکستان در اين منطقه است، افزود؛«سياست تفرقه بينداز و حکومت کن در آسياي مرکزي و همين طور ناتو جواب نمي دهد چرا که الان روابط آنان با قزاقستان هم دچار مسائل حادي شده است، بنابراين بايد با کشورهاي آسياي مرکزي براساس درک خودشان از ناتو و غرب روابط را ادامه داد زيرا آنان نمي خواهند روابط انحصاري با غرب داشته باشند.» شيرين آکينر سپس با اشاره به حضور ناتو در افغانستان پس از حادثه 11 سپتامبر خاطرنشان ساخت؛«وقتي ناتو عمليات آزادسازي و ائتلاف به رهبري غرب را در افغانستان شروع کرد از حمايت زيادي برخوردار بود. حتي کشورهاي آسياي مرکزي نيز به دليل نگراني از وضعيت امنيتي، مواد مخدر، قاچاق انسان و“ در افغانستان که باعث نگراني آنان بود از ناتو براي ايجاد ثبات و امنيت در اين کشور حمايت کردند، اما نيروهاي ناتو الان به اين نتيجه رسيده اند که ناتو نتوانسته است بهبود چشمگيري را در افغانستان به وجود آورد و برعکس بزرگ ترين تهديدي که کشورهاي آسياي مرکزي هم اکنون با آن روبه رو هستند به دليل وضعيت ناامني افغانستان است.» وي افزود؛ «به دليل همين تجربه تلخ از افزايش ناامني، مواد مخدر و... در افغانستان کشورهاي آسياي مرکزي احترام به ناتو و قدرت آن را تا حد زيادي تضعيف شده مي بينند و نوعي احساس زدگي از آن در بين آنان به وجود آمده است.»

وي در ادامه با اشاره به وضعيت منطقه خاورميانه تاکيد کرد؛ «الان مردم آسياي مرکزي به مسائل عراق، افغانستان، لبنان، فلسطين و حتي ايران با نگراني نگاه مي کنند و مي خواهند بدانند براي ايران چه اتفاقي خواهد افتاد، بنابراين ناتو به رغم جنبه هاي خوبي که داشته است، نتوانسته سهمي از امنيت را در آسياي مرکزي ايفا کند و باعث شده دوباره کشورهاي اين منطقه به سمت روسيه روي بياورند.

رويکرد متفاوت ناتو در غرب

چرا ناتو به سمت اوراسيا حرکت کرده و دارد اين تجربه را انجام مي دهد؟ آرنولد لتهولد پژوهشگر سوئيسي با ذکر اين سوال به دو مقدمه اشاره کرد و گفت؛ «ما در ابتدا بايد ببينيم که در مورد کدام ناتو صحبت مي کنيم؛ ناتويي که کشورها عضو آن هستند يا در مورد 49 کشوري که مشارکت در صلح را از طريق عضويت در ناتو به وجود مي آورند. براساس اين دو مقدمه آيا بين کشوري مثل سوئيس که سياست بي طرفي را اتخاذ کرده است و در عين حال عضو ناتو است، مي توان تفاوتي بين فعاليت هاي دوجانبه يا يکطرفه اش با اعضاي ناتو قائل شد؟ و... در واقع تمامي اين سوال ها و فرضيه ها نشان مي دهد که مرزبندي براي مفهوم ناتو کار ساده يي نيست.»

وي افزود؛ «چرا کشورهاي اروپايي، قفقاز و آسياي مرکزي به دنبال همکاري در چارچوب ناتو هستند؟ براي کيفيت اين نوع همکاري بايد تشريک مساعي وجود داشته باشد زيرا بيشتر تمرکز ناتو روي جلوگيري از انتشار سلاح هاي کشتارجمعي، مبارزه با تروريسم بين المللي و... است و از طرف ديگر ناتو بر فعاليت هاي صلح جويانه که جنبه هاي آموزشي، قوانين بشردوستانه، سياست هاي امنيتي براي نظاميان، ديپلمات ها و همچنين خدمات پزشکي و... دارد، تمرکز کرده است. بنابراين برنامه هاي مشارکت در صلح براساس همکاري هاي امنيتي است و هر کشوري در هر سطحي که علاقه مند باشد، مي تواند به صورت آزاد به همکاري و مشارکت خود در ناتو ادامه دهد.»

اين محقق سوئيسي در ادامه گفت؛ «از طرف ديگر اگر نگاه کنيم، مزاياي بالقوه يي براي همکاري با ناتو براي کشورهاي آسياي مرکزي وجود دارد که شامل دسترسي به دانش، تخصص، حکومت گري بهتر و امنيت بيشتر براي کليه شهروندان منطقه مي شود. پس اگر کشورهاي آسياي مرکزي و قفقاز از چنين مزايايي استفاده مي کنند به نوع حکومت گرايي آنان در اين منطقه هم بستگي دارد که چه کسي در مورد امنيت و همکاري هاي امنيتي تصميم مي گيرد؟ آيا روند تصميم گيري به صورت نهادينه شده است؟ آيا مجلس بر اين تصميم گيري نظارت دارد يا خير؟ بنابراين در همکاري هاي امنيتي هميشه اين امکان وجود دارد که مورد سوءاستفاده قرار گيرند.»

وي در ادامه يادآور شد؛ «برهمين اساس کشورهاي آسياي مرکزي و قفقاز که بيشتر به دنبال سياست هاي کوتاه مدت بوده اند، باعث بدتر شدن اوضاع شده و کشورهايي که حکومت گرايي در آنان ضعيف است، هم تهديدي براي خودشان هستند و هم براي منطقه. من معتقدم که بالا رفتن سطح همکاري در آسياي مرکزي و قفقاز در نهايت به نفع ايران هم خواهد بود.»

وي گفت؛ «در پايان جنگ سرد، هيچ همکاري امنيتي - انحصاري وجود ندارد و شبکه ها به صورت غرب و شرق نيستند. ايران هم به عنوان عضوي مهم در منطقه يي که به درياي خزر و خليج فارس راه دارد، مي تواند نقش مهمي را بازي کند؛ نقش ملي، منطقه يي و بين المللي که باعث بهبود همکاري در منطقه شود. به فرض ايران براي رسيدن به اين هدف مي تواند مرکزي براي تحقيقات اورانيوم در منطقه به وجود آورد که داراي منابع ذهني و انساني خوبي هم هست.»
همزمان با انجام مذاکرات نهايي درباره سانتريفوژهاي P1 و P2 در تهران
البرادعي؛ راهي جز ديپلماسي و انجام بازرسي ها نمي بينم
گروه سياسي؛ اولي هاينونن معاون ارشد البرادعي دبيرکل آژانس انرژي اتمي بامداد ديروز وارد تهران شد تا مذاکرات نهايي درباره سانتريفوژهاي P1 و P2 را با مقامات ايراني انجام دهد و گفت وگوهاي قبلي صورت گرفته از قبل در اين باره را تکميل کند. بدين ترتيب با اتمام اين نشست، بحث درباره يکي از مهمترين موضوعاتي که از گذشته مورد سوال آژانس بوده به پايان مي رسد و محمد البرادعي نتيجه مذاکراتي که از هفته ها پيش آغاز شده را در گزارش خود که تا اواخر آبان به شوراي حکام و اعضاي 1«5 ارائه مي دهد، منعکس خواهد کرد. اين گزارش که برگرفته از نشست هاي انجام شده ميان ايران و آژانس است، مبناي تصميم گيري پنج عضو دائم شوراي امنيت و آلمان قرار مي گيرد تا درباره صدور يا عدم صدور تحريم هاي بيشتر عليه ايران اقدام کنند.

ايران طبق توافقي با آژانس متعهد شد به ابهام زدايي برخي فعاليت هايش بپردازد که تا پيش از اين حاضر نبود توضيحاتي درباره شان ارائه دهد. گروه 1«5 متشکل از امريکا، انگليس، فرانسه، روسيه، چين و آلمان نيز در واکنش به اين اقدام، تصميم گرفتند تا انجام مذاکرات و مشخص شدن نتيجه آن و ارائه گزارش البرادعي منتظر بمانند و بعد درباره اقدام مربوطه در مواجهه با پرونده هسته يي ايران تصميم گيري کنند. هرچند امريکا چند روز قبل به طور يکجانبه اقدام به اعمال تحريم هاي گسترده يي عليه ايران کرد که با مخالفت روسيه و حتي آلمان مواجه شد، با اين حال سانتريفوژهاي P1 و P2 نيز جزء موارد مهمي بودند که قرار بود در تعهد اخير تهران مورد بررسي قرار بگيرد. از اين رو جلساتي طي چند دور ميان کارشناسان ايران و آژانس برگزار شد. هاينونن نيز پيش از اين در همين راستا به تهران آمده بود. در حال حاضر علاوه بر معاون البرادعي چند کارشناس ديگر نيز از چند روز پيش در کشورمان به سر مي برند.

در همين راستا اولي هاينونن معاون دبيرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي در امور پادمان ها در خصوص اين مذاکرات گفت؛ خيلي از کارها در اين خصوص انجام شده است و خيلي از کارهاي ديگر باقي مانده است. اميدوارم در چند هفته آينده بتوانيم به اهداف مدنظرمان برسيم. هاينونن که پيش از آغاز مذاکرات صحبت مي کرد، افزود که اميدوار است در اين سفر مذاکرات سازنده يي از سوي دو طرف انجام شود.

وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه چه نگاهي به توافقات ايران و آژانس دارد به اين جمله اکتفا کرد؛ اميدواريم در اين موضوع به مراحلي برسيم.

به گزارش ايسنا هاينونن در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه چرا امريکا قبل از توافقات نهايي ايران و آژانس اقدام به اعمال تحريم هاي يکجانبه عليه ايران کرده است از پاسخ به اين سوال خودداري کرد و گفت؛ آژانس در اين خصوص نظر خاصي نمي دهد و هيچ ارتباطي با اين موضوع ندارد. وي در ادامه در پاسخ به اين سوال که آيا سوالات شما از مسائل باقي مانده ايران در چارچوب معاهده ان پي تي يا پروتکل الحاقي است، گفت؛ به هر حال اين سوالات بخشي از ان پي تي است و مطمئناً در چارچوب معاهده هستند. وي با اشاره به اينکه سوالات مربوط به مسائلي مي شود که ايران در گذشته به آنها پاسخ نداده است، تاکيد کرد؛ ما در حال برطرف کردن و اصلاح اين امور هستيم و اميدواريم ايران نسبت به اجرا و امضاي پروتکل الحاقي متعهد باشد. وي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه ارزيابي از پاسخ هاي ايران به موضوع P1 و P2 چيست، گفت؛ ما براي بحث سانتريفوژها اينجا آمده ايم. معاون سازمان انرژي اتمي در ادامه خاطرنشان کرد؛ پس از جمع بندي و حل موضوع سانتريفوژهاي P1 و P2، طبيعتاً سوال ديگري در اين خصوص از سوي آژانس مطرح نخواهد شد.

از سوي ديگر محمد سعيدي معاون سازمان انرژي اتمي نيز در استقبال از هاينونن در جمع خبرنگاران گفت؛ ما در دو دور بحث مفصل در مورد تاريخچه موضوع سانتريفوژهاي P1 و P2 گفت وگوهايي طولاني و فشرده در عين حال بي پرده و صريح داشتيم. وي ابراز اميدواري کرد که در مذاکرات مقامات ايران و آژانس بتوانند به جمع بندي در اين موضوع برسند و اگر مسائلي باقي بماند در روزهاي آينده و تا زماني که اين موضوع گزارش مي شود تبادل نظر بين ما و آژانس ادامه خواهد داشت. معاون سازمان انرژي اتمي در پاسخ به اينکه علاوه بر سوالات قبلي اعلام شده از سوي آژانس سوالات ديگري مطرح است؟ اظهار داشت؛ مباحث در چارچوب همان سوالات ارائه شده از سوي آژانس است، البته ممکن است سوالات جديدي هم پيش آيد که ما پاسخ هاي لازم را فراهم و به آژانس اعلام خواهيم کرد. وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آژانس در حل يک موضوع و اعلام حل شدن آن موضوع به طور رسمي مي تواند مجدداً در آن موضوع سوالاتي را مطرح کند از جمله در موضوع سانتريفوژهاي P1 و P2 گفت؛ در موضوعات آلودگي انبارهاي کرج و پلوتونيوم طبيعتاً سوال جديد ديگري باقي نمانده است و اين دو موضوع کاملاً بسته شده است. وي گفت؛ اگر بتوانيم در نوامبر بر سر موضوع سانتريفوژهاي P1 و P2 به جمع بندي روشن برسيم طبيعتاً سوال ديگري در اين موضوع مطرح نخواهد شد. به گزارش ايسنا، هفته گذشته کارشناسان آژانس به مدت پنج روز در تهران و در محل سازمان انرژي اتمي مذاکراتي فشرده را به انجام رساندند.

هشدار البرادعي

در ادامه تحولات اخير در پرونده هسته يي ايران محمد البرادعي دبيرکل آژانس اعلام کرد نمي توانيم در حال حاضر به ايران نمره قبولي بدهيم چرا که همچنان علامت سوال هاي بسياري وجود دارد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه وي که با شبکه سي ان ان گفت وگو مي کرد در عين حال به انتقاد از امريکا پرداخت و افزود؛ اگر ايالات متحده اطلاعات بيشتري نسبت به آژانس درباره فعاليت هسته يي ايران دارد، از دريافت آن و پرداختن به آن بسيار خوشحال خواهم شد. البرادعي همچنين تاکيد کرد بازرسان سازمان در ايران يک برنامه اتمي نظامي يا مواد راديواکتيو که بتوان از آنها در ساخت چنين سلاحي استفاده کرد، مشاهده نکردند.دبيرکل آژانس با اين حال، به رد سخنان احمدي نژاد رئيس جمهوري پرداخت که پرونده هسته يي ايران را مختومه اعلام کرده بود.

البرادعي همچنين با اشاره به ارزيابي هاي مقامات امريکايي افزود؛ حتي اگر ايران قرار باشد روي سلاح هسته يي کار کند با داشتن چنين سلاحي دست کم چند سال فاصله دارد. دبيرکل آژانس تاکيد کرد؛ در اين مرحله لازم است که ما به کار کردن از طريق ديپلماسي خلاق ادامه دهيم. چرا که من راه حلي جز ديپلماسي و انجام بازرسي ها براي اين مساله نمي بينم.

رئيس ديده بان هسته يي سازمان ملل اظهار کرد؛ اما آيا ما مواد هسته يي که بتواند براي استفاده در سلاح هسته يي به سرعت به کار گرفته شود را در ايران شاهد بوده ايم؟ خير. آيا يک برنامه تسليحاتي هسته يي را شاهد بوده ايم؟ خير. البرادعي با بيان اينکه تبادل لفاظي ها مساله هسته يي ايران را حل نخواهد کرد به مذاکرات با کره شمالي به عنوان الگويي براي پرداختن به مساله هسته يي ايران اشاره کرد. وي با بيان اينکه اکنون زمان توقف پيچيده کردن و جار و جنجال به راه انداختن درباره مساله ايران است نسبت به هر نوع اقدام تند هشدار داد .

البرادعي افزود؛ اين مساله مي تواند حتي با وجودي که ايران امروز روي سلاح هسته يي کار نمي کند، انحراف اين کشور به سوي سلاح هسته يي را تشديد کند. وي اظهار کرد؛ بنابر اين ما مي توانيم درباره توسل به زور در صورتي که و در زماني که ديپلماسي را به طور کامل به کار گرفته باشيم صحبت کنيم. اما از آن مرحله بسيار فاصله داريم. البرادعي در خاتمه نيز تصريح کرد؛ کمترين چيزي که درباره خاورميانه مي توان گفت اين است که اوضاع کاملاً آشفته يي دارد و ما نمي توانيم نفت روي آتش بريزيم.
عناوين اين صفحه
دموکراسي گفت وگويي
استعفاي دسته جمعي شوراي صنفي دانشگاه تهران
ناتو در مرزهاي ايران
البرادعي؛ راهي جز ديپلماسي و انجام بازرسي ها نمي بينم
خاتمي کانديدا نمي شود
قطعي نشدن نامزدهاي ائتلاف
پيروزي اصلاح طلبان با اقليت يا اکثريت
بيستم آبان ماه دادگاه سه نشريه
هادي قابل آزاد شد
تشکر از مدافعان مرجعيت
انتقاد ابطحي از کيهان
ديدار مجمع زنان با علماي قم
بررسي چگونگي تشکيل دولت ملي
مراقب باشيم در دام نيفتيم
مذاکره ملک عبدالله با مقامات انگليسي
درخواست براي مذاکره مستقيم با امريکا
محکوميت اقدامات پ ک ک در شمال عراق
نظر مک کين درباره ايران و روسيه

خاتمي کانديدا نمي شود
موسوي لاري وزير کشور دولت اصلاحات تصريح کرد؛ سيدمحمد خاتمي به هيچ وجه قصد نامزدي در انتخابات هشتمين دوره مجلس را ندارد. همچنين سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان درباره تيتر يکي از روزنامه ها درخصوص نامزدي سيدمحمد خاتمي و سرليستي وي در فهرست اصلاح طلبان گفت؛ تمام پافشاري ها براي جلب نظر آقاي خاتمي و قرار گرفتن ايشان به عنوان سرليست اصلاح طلبان نشان مي دهد که اقبال مردم به اصلاحات بيشتر شده است.

عبدالله ناصري ادامه داد؛ اما آقاي خاتمي بنا به دلايلي که براي خود دارند، تصميمي براي کانديداتوري انتخابات مجلس هشتم ندارند. تصميم ايشان اين است که باوقت گذاري و تقويت ائتلاف اصلاح طلبان و جلب مشارکت مردم زمينه تشکيل مجلسي شايسته و در خور توجه را فراهم کنند. وي به ايسنا گفت؛ ما نيز معتقديم محوريت آقاي خاتمي که مورد پذيرش بزرگان جبهه اصلاحات است، امري کارساز و اثرگذار در انتخابات مجلس هشتم و نتيجه آن خواهد بود و يکي از خواسته هاي جدي آقاي خاتمي اين است که اشخاص، مديران و چهره هاي باتجربه که بيش از دو دهه تجربه مديريتي و قانونگذاري دارند با ورود به صحنه انتخابات، مجلسي شايسته اين کشور تشکيل دهند.

پاسخ منفي خاتمي به کانديداتوري

عضو مشترک شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشارکت نيز همسو با ديگر اصلاح طلبان به موضع منفي خاتمي اشاره کرد و گفت؛ اگر آقاي خاتمي نامزد انتخابات مجلس هشتم مي شد امکان انتخابات پرشکوه تري فراهم بود اما تاکنون پاسخ آقاي خاتمي در زمينه کانديداتوري منفي بوده است و ايشان قول داده اند که به صورت فعال در صحنه انتخابات حاضر شوند. مصطفي تاج زاده در گفت وگو با ايسنا اظهار کرد؛ در چند سال گذشته آقاي خاتمي از سوي اقشار و گروه هاي مختلف تحت فشار زيادي قرار داشت براي آنکه در انتخابات مجلس هشتم نامزد شود. با توجه به شرايط کشور تنها راه مقابله با تهديدات بين المللي برگزاري يک انتخابات آزاد و باشکوه است، چنانکه در دوم خرداد موجب شد تهديدات عليه ايران منتفي شود. وي افزود؛ نکته مهم تر اينکه مجلس بايد جايگاه خود را پيدا کرده و در راس امور قرار بگيرد. بنابراين اگر آقاي خاتمي نامزد شود هم انتخابات پرشکوه برگزار مي شود و هم مجلس جايگاه و اعتبار واقعي خود را کسب مي کند در عين حال با مجلسي که آقاي خاتمي در راس آن باشد سياست هاي کشور اصلاح و مخاطرات برطرف خواهد شد.


قطعي نشدن نامزدهاي ائتلاف
قائم مقام ستاد ائتلاف اصلاح طلبان درخصوص افرادي که روز گذشته به عنوان نامزدهاي قطعي و نيمه قطعي اين ستاد معرفي شدند، گفت؛ هنوز ليستي در ستاد ائتلاف نهايي نشده که بخواهيم نامزدها و افراد مورد نظر خود را اعلام کنيم.سيدحسين مرعشي قائم مقام ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در گفت وگو با مهر اظهارداشت؛ افرادي که روز گذشته به عنوان نامزدهاي قطعي و نيمه قطعي ستاد معرفي شدند، را نمي توان نامزدهاي نهايي محسوب کرد، چرا احتمال دارد تا زمان انتخابات، خود اين افراد از حضور در اين عرصه منصرف شوند يا در بررسي صلاحيت ها با مشکل مواجه شوند.وي افزود؛ اسامي نامبرده که به عنوان نامزدهاي ستاد ائتلاف معرفي شده اند، نامزدهاي احتمالي اين ستاد هستند و هيچ چيز در اين باره قطعيتي ندارد.


پيروزي اصلاح طلبان با اقليت يا اکثريت
دبير کل جبهه مشارکت گفت؛ اگر انتخابات آزاد و قابل قبول برگزار شود، خود به خود سهم شايسته احزاب به وسيله مردم تعيين و فضاي بانشاطي براي شرکت در انتخابات فراهم مي شود. محسن ميردامادي در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ احزاب همه مايلند در انتخابات حضور فعال و پرنشاطي داشته باشند اما اين کار لوازمي دارد از جمله برگزاري يک انتخابات آزاد و قابل قبول و اينکه کانديداهاي احزاب بتوانند در اين انتخابات حضور داشته باشند، در اين صورت خود به خود سهم طبيعي و شايسته احزاب توسط مردم تعيين مي شود. فضاي بانشاطي براي شرکت در انتخابات فراهم مي شود و مجلسي متعادل را مي توان انتظار داشت. ميردامادي ادامه داد؛ کساني که در چند سال اخير در حاکميت بوده اند، طبيعي است که بايد از وضع موجود دفاع کنند و کارشان مشکل تر است. نمي خواهم پيش بيني قطعي درباره انتخابات داشته باشم اما به هر حال ما اصلاح طلبان چه اقليت قوي در مجلس هشتم باشيم و چه اکثريت که بالاخره يکي از اين دو محقق خواهد شد، هر دو براي ما پيروزي است و من خوش بين هستم.


بيستم آبان ماه دادگاه سه نشريه
جلسه رسيدگي به اتهامات مديران مسوول نشريات «سياست روز»، «نامه» و«جسم و جان» 20 آبان ماه در شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران با حضور هيات منصفه مطبوعات برگزار مي شود. به گزارش ايسنا در ادامه رسيدگي به پرونده هاي مطبوعاتي در شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران، دادگاه مديران مسوول نشريات «سياست روز»،«نامه» و«جسم و جان» 20 آبان ماه در شعبه مذکور ، برگزار و وکلا و مديران مسوول اين نشريات به دفاع از خود در برابر اتهامات مطرح شده در کيفرخواست صادره از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران خواهند پرداخت.


هادي قابل آزاد شد
هادي قابل عضو شوراي مرکزي مشارکت ديروز با توديع قرار وثيقه 50 ميليوني از سوي دادگاه ويژه روحانيت قم آزاد شد. روح الله قابل فرزند هادي قابل با بيان اين خبر به «اعتماد» گفت؛ روز شنبه براي ما قرار وثيقه معين کردند و پس از دادن وثيقه پدرم آزاد شد و در حال حاضر حال عمومي ايشان خوب است.


تشکر از مدافعان مرجعيت
آيت الله صانعي روز دوشنبه از همه مجامعي که نسبت به حفظ حريم مرجعيت شيعه حساسيت به خرج دادند، تشکر کرد و از آنها خواست اين موضوع را خاتمه يافته تلقي کنند. آيت الله العظمي صانعي با ابراز تشکر و تقدير از کليه روحانيون، نمايندگان محترم مجلس، تشکل هاي سياسي، مطبوعات سراسري و استاني، انديشمندان دانشگاهي، رسانه هاي مجازي و مجامع علمي نسبت به حساسيت آنها در ارتباط با حفظ حريم مرجعيت شيعه، از آنها خواست اين موضوع را خاتمه يافته تلقي کنند و نيرو و توان فکري و علمي و توفيقات الهي خويش را صرف ايجاد آگاهي و زمينه سازي براي انتخاب آگاهانه و آزادانه انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي کنند تا جمله بلند امام امت (سلام الله عليه) که ميزان رأي ملت است را تحقق بخشند مبادا که ادامه روند موجود باعث برآورده شدن برخي اهداف پشت پرده بدخواهان و دشمنان آزادي و حريت انسان ها شود.


انتقاد ابطحي از کيهان
عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز، در واکنش به يادداشت روزنامه «کيهان» مبني بر نسبت دادن طرح ايده گفت وگوي تمدن ها به داريوش شايگان- عضو دفتر فرح پهلوي- تصريح کرد؛ اگر حقد و حسادت نسبت به خاتمي اين قدر فراوان است که حاضرند اين سرمايه را قرباني و افتخار آن را نصيب همسر شاه سابق کنند، نبايد تفاوتي بين آنها و جرياني که نابودي انقلاب را مي خواهد، قائل شد. «محمدعلي ابطحي» در گفت وگو با سايت باران به جايگاه ايده گفت وگوي تمدن ها به عنوان يک ايده جهاني اشاره کرد و افزود؛ ايده گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها بعد از طرح توسط خاتمي اين شانس را داشت که به عنوان يک ايده جهاني مورد پذيرش همه قرار گيرد و با استقبال سازمان ملل مواجه شود، اگر در داخل کشور نيز به اين ايده توجه مي شد، بسياري از مشکلاتي که امروز در زمينه صدور قطعنامه و تحريم عليه ايران وجود دارد، اتفاق نمي افتاد. وي که عدم توفيق شعارهاي دولت فعلي را منشاء برقراري چنين نسبت هايي بين ايده طرح شده از سوي خاتمي با پيشنهاد يک عضو دفتر فرح مي دانست، ادامه داد؛ از آنجا که اين سياست ها رهاوردي نداشته، برخي ايده گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها را مورد حمله قرار مي دهند.


ديدار مجمع زنان با علماي قم
اعضاي مجمع زنان اصلاح طلب هفته آينده با علما و فضلاي حوزه علميه قم ديدار و درخصوص بحث حضور زنان در انتخابات و مشارکت سياسي زنان بحث و تبادل نظر مي کنند. فخرالسادات محتشمي پور سخنگوي مجمع زنان اصلاح طلب در گفت وگو با مهر با اشاره به جلسه يکشنبه شب شوراي هماهنگي مجمع زنان اصلاح طلب، گفت؛ در اين جلسه گزارشي از عملکرد کميته هاي مختلف مجمع ارائه شد و سپس خانم شجاعي روند کار ائتلاف اصلاح طلبان را تشريح کرد. وي افزود؛ خانم شجاعي در جلسات ستاد ائتلاف اصلاح طلبان پيشنهاد کرده است که بحث سهميه 30 درصدي زنان در دستور کار ائتلاف قرار گيرد.


بررسي چگونگي تشکيل دولت ملي
سه شنبه شب گذشته، در سي و دومين نشست از مجموعه «هشت فراز، هزار نياز» و در سه فصل فراز «نهضت ملي شدن» نفت، مهندس عزت الله سحابي و دکتر حبيب الله پيمان مباحث آغازين اين فراز را طرح انداختند. مهندس سحابي در مطلعي کوتاه به مقايسه عمومي جامعه ايراني در فراز نهضت ملي با مشروطه پرداخت و سپس بازتاب ها و رسوب هاي نهضت ملي به رهبري دکتر مصدق را برشمرد. دکتر پيمان نيز ذيل عنوان «اهميت تاريخي نهضت ملي در تاريخ معاصر»، به طور ويژه بر مدل دموکراسي مصدق درنگ کرد. وي با تاکيد بر مميزه هاي الگوي دموکراسي مصدق با الگوي ليبرال دموکراسي، چنين عنوان داشت که «مصدق با درهم آميختن عنصر انتقاد از مشي و عملکرد حاکمان، بهره برداري تاريخي از اخلال پارلماني و آموزش مردمان، زمينه تاسيس دولت ملي را فراهم آورد و آنگاه به عنوان رئيس دولت ملي، مبادرت به بناگذاري «دموکراسي شورايي» در ايران کرد.» غروب امروز از ساعت 30/17 تا 30/19 هدي صابر در ادامه تحليل فراز نهضت ملي، فضاي بين المللي دوره را ترسيم خواهد کرد. کتابخانه حسينيه ارشاد همچون گذشته ميزبان اين سلسله نشست ها است.


مراقب باشيم در دام نيفتيم
عبدالله ناصريہ

از موضوعات بسيار مهم در روزهاي گذشته در ميدان ارتباطات و رسانه ها، موضوع استعفا يا عزل آقاي علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي در اين شرايط حساس بود. به دور از وقايع پشت پرده که نهايتاً به اين تغيير منجر شد، نکته مهمي که بايد اصلاح طلبان و رسانه هاي اصلاح طلب و همه مردم عزيز به آن توجه کنند، نقش آقاي علي لاريجاني در شکل گيري اين شرايط حساس است. نگاه به اين موضوع مهم است. به عقب برگرديم. همه منصفان دوران اصلاحات را که پس از شرايط بحراني کشور در سال 1375 شکل گرفت- شرايطي که ايران را با يک اجماع فراگير اروپايي عليه خود و در آستانه يک برخورد قرار داده بود - يک گشايش ملي مي دانند. جداي از اين مطلب که در کشا کش مبارزات انتخاباتي آن دوره سهمي که صداوسيماي تحت مديريت آقاي علي لاريجاني در تخريب جريان اصلاح طلبي خط امام داشت فراموش ناشدني است، روند تخريبي رسانه ملي و مديريت عالي آن در تخريب چهره اصلاح طلبان در دو قوه مقننه و مجريه و زير سوال بردن تمام سياست هاي نوگرايانه جريان مرد مسالار ديني که با الهام از آراي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و توسط سيد محمد خاتمي با قرائتي نو عرضه مي شد. چهره يي که از اصلاحات در رسانه ملي ارائه مي شد ناکار آمد، غوغاسالار، بي دين و ... بود. اين همه از صداوسيماي آقاي علي لاريجاني بود. در عرصه سياسي، اجتماعي و فرهنگي يادمان نرفته نمايش هايي چون کنفرانس برلين و برنامه هويت که هم سو و هم جهت و با الهام از قلم نويسندگان مصون و محفوظ، به مردم ارائه شد چه بحراني در عرصه هاي ملي و بين المللي پديد آورد . يادمان هست يکي از روحانيون سر شناس و درس خوانده مدرسه حقاني در برنامه زنده تلويزيوني با زنجيربافي هاي عمووار عامل قتل هاي زنجير ه يي را دولت اصلاحات و سيد محمد خاتمي معرفي کرد. هرگز از يادمان نمي رود در سريال هاي تلويزيوني و در قالب طنز چگونه مردمسالاري و دستاوردهاي آن از جمله توسعه احزاب و مطبوعات زير سوال مي رفت و به سخره گرفته مي شد. يادمان هست چگونه دستاوردهاي بزرگ دولت و مجلس اصلاحات ناديده گرفته مي شد و چگونه يک مساله کوچک منطقه يي، ملي و حتي از منظر رسانه بين المللي مي شد. چگونه يک موضوع جعلي يا بي هويت مساله ملت نشان داده مي شد؟ ماجراي گوشت هاي آلوده يادمان هست. به خاطر داريم در فصل انتخابات دوم شوراي شهر و روستا چه تصوير زشتي از بعضي از منازعات کوچک درون شوراي اول به رخ کشيده شد تا بدبيني به بزرگ ترين دستاورد دولت که احياي اصل بزرگ فرو مانده ميثاق ملي بود را افزايش دهد. به سخنراني هاي مهم سيد محمد خاتمي در خارج و از جمله دانشگاه هاروارد و سازمان ملل چگونه پرداخته مي شد. به اندازه کمتر از عشر پردازش به موضوع اخير کلمبيا که دوستان آقاي لاريجاني در وصفش گفته اند مهمتر از جنگ 33 روزه حزب الله با اسرائيل بود، يا به اندازه ... بزرگ بوده است، پناه بر خدا.آن همه ناسپاسي نسبت به اصلاحات، دولت، مجلس، شورا و رياست آن همه در صداوسيماي آقاي علي لاريجاني بود.روا نيست اينک که او مستعفي يا معزول است و نقش غيرمدبرانه و غوغا سالارش در ايجاد ذهنيت سوء نسبت به مديريت سابق پرونده هسته يي بر کسي پوشيده نيست به خاطر منازعه يا مخالفتش با رياست محترم شوراي عالي امنيت ملي ناخود آگاه مورد تمجيد قرار گرفته، تطهير شود. دولت و دبير خانه شوراي امنيت در مورد هسته يي، اصلاحات و مردمسالاري و مختصات خط امام يکسان مي انديشند. آقاي لاريجاني حق بزرگي بر دولت نهم دارد. او بود که بخشي از مردم را نسبت به اصلاحات بدبين کرد و زمينه روي کار آمدن يک دولت مخالف دوران اصلاحات و سازندگي را پديد آورد. قلم زنان اصلاح طلب هوشيار باشند آقاي لاريجاني را قهرمان نکنند.

ہ سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان


مذاکره ملک عبدالله با مقامات انگليسي
پادشاه عربستان سعودي، روز گذشته در ديدار با مقامات انگليسي، پرونده هسته يي ايران را مورد بحث و بررسي قرار داد. به گزارش فارس به نقل از روزنامه سعودي «عکاظ»، ملک عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود، روز گذشته در نخستين مرحله از سفر دوره يي خود به کشورهاي اروپايي، به دعوت همتاي انگليسي خود، وارد لندن شد. ملک عبدالله روز گذشته ديدار خود از بريتانيا را آغاز کرد. اين نخستين ديدار يک پادشاه عربستان سعودي از بريتانيا در دو دهه گذشته است. وي در جريان ديدار از لندن افزون بر گوردون براون نخست وزير، با اليزابت دوم ملکه بريتانيا نيز ديدار خواهد کرد.


درخواست براي مذاکره مستقيم با امريکا
«ادوار بالادور» نخست وزير اسبق فرانسه خواستار استفاده از تمامي ظرفيت هاي سياسي براي حل بحران هسته يي ايران شد. به گزارش ايرنا بالادور در گفت وگو با تلويزيون «اروپ يک» و «تي وي5 » و روزنامه هاي «لوموند» و «پاريزين» تاکيد کرد؛ بايد براي حل بحران هسته يي ايران از تمامي ظرفيت هاي سياسي استفاده کنيم. وي بر مذاکره مستقيم سياسي بين امريکا و ايران تاکيد کرد و گفت؛ 30 سال است که ايران با امريکا ارتباط ندارد و من بر اين باور هستم که به نفع واشنگتن است که با ايران مذاکره مستقيم داشته باشد.


در سفر منوچهر متکي به دمشق مطرح شد
محکوميت اقدامات پ ک ک در شمال عراق
گروه سياسي؛ تحولات و بحران هاي منطقه اين روزها سران کشورهاي منطقه را به جنب و جوش و سفر واداشته است. اما موضوع گروه پ ک ک و درگيري عراق و ترکيه در اين خصوص اين روزها چهار کشور منطقه (ترکيه، ايران، عراق و سوريه) را بيش از ديگران به جنب وجوش واداشته است، آنچنان که مقامات شان راهي کشورهاي يکديگر مي شوند تا شايد بتوانند به حل اين بحران جديد منطقه که باز عراق را در بر مي گيرد دست يابند. در همين راستا علي باباجان وزير خارجه ترکيه روز يکشنبه با سفر به تهران با مقامات ايراني درباره عمليات گروه پ ک ک در مرزهاي مشترکش با عراق و ايران به رايزني پرداخت و البته با اعلام محکوميت اقدامات تروريستي گروه پ ک ک از سوي منوچهر متکي همتاي ايراني اش، تهران را ترک کرد.

حال در تحولي ديگر در اين زمينه منوچهر متکي وزير خارجه ايران يک روز پس از پايان سفر علي باباجان وزير خارجه ترکيه به تهران، عازم دمشق شده است تا به گفته اش «با توجه به سرعت تحولات منطقه با طرف سوري مشورت کند.»

وزير خارجه ايران ظاهراً حامل پيام محمود احمدي نژاد براي بشار اسد رئيس جمهوري سوريه است. به گزارش ايسنا پيام احمدي نژاد درخصوص راه هاي هماهنگي و مشاوره ميان دو کشور و تحولات منطقه به ويژه در عراق، لبنان و اراضي فلسطين است و مذاکرات متکي با مقامات دمشق مساله تنش ها ميان ترکيه و پ ک ک در مرز ترکيه با عراق و انتخابات رياست جمهوري لبنان را نيز در بر خواهد گرفت.

همچنين سفر منوچهر متکي به سوريه از آنجا که کنفرانس وزراي خارجه و کشورهاي همسايه عراق به زودي برگزار خواهد شد نيز حائز اهميت است. دولت سوريه از متحدان نزديک منطقه يي ايران محسوب مي شود و بشار اسد رئيس جمهوري سوريه اولين مقام رسمي و رئيس جمهوري بود که پس از انتخاب محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري براي ديدار با او به تهران سفر کرد. در همين حال امريکا نيز پس از يازدهم سپتامبر ايران و سوريه را در کنار کره شمالي در آنچه که محور شرارت توصيف مي کرد، قرار داد.به هر حال به گزارش ايرنا «منوچهر متکي» وزير امور خارجه ايران صبح روز گذشته در صدر هياتي و براي ديداري يک روزه وارد دمشق شد و در فرودگاه مورد استقبال «احمد عرنوس» معاون وزير خارجه سوريه و «محمدحسن اختري» سفير جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت.

همچنين «منوچهر متکي» و «وليد المعلم» وزيران امور خارجه ايران و سوريه طي ديدارشان در دمشق اقدامات تروريستي حزب کارگران کرد (پ ک ک) در شمال عراق را محکوم کردند.

متکي در اين ملاقات که بلافاصله پس از ورود به دمشق انجام شد، به فعاليت هاي تروريستي در شمال عراق، اشاره و بر لزوم مقابله با تروريسم تاکيد کرد.

وي گفت؛ «ايران، استفاده تروريسم از خاک عراق در شمال اين کشور عليه همسايگان را محکوم مي کند و با تروريسم در هر نقطه يي مقابله مي کند.»

بنابر اين گزارش، وزير خارجه سوريه نيز در اين باره گفت؛ «مواضع ما، در خصوص مبارزه با تروريسم در شمال عراق، همسو با مواضع ايران است.»

وزير خارجه ايران در ملاقات با همتاي خود، همچنين مناسبات دو کشور، مسائل منطقه از جمله اوضاع عراق، لبنان و فلسطين را مورد بررسي قرار داد.

متکي، روابط ايران و سوريه را خوب ارزيابي کرد و گفت؛ در حوزه روابط دوجانبه گام هاي خوبي برداشته شده و تلاش دو طرف بر استفاده بيشتر از ظرفيت هاي فراوان براي گسترش همکاري هاي اقتصادي استوار است.به گزارش ايرنا، وزير خارجه سوريه نيز از روابط دمشق با تهران ابراز خرسندي کرد و گفت؛ امضاي توافقنامه شراکت ايران، سوريه، مالزي، ونزوئلا براي ساخت پالايشگاه، در زمره فعاليت هاي جديد در عرصه همکاري هاي چندجانبه است.


نظر مک کين درباره ايران و روسيه
سناتور ارشد جمهوريخواه که يکي از نامزدهاي ارشد اين حزب در انتخابات آتي رياست جمهوري امريکا به شمار مي رود اعتقاد دارد بايد از شدت لفاظي هاي واشنگتن عليه تهران کاسته شود. به گزارش فارس، «جان مک کين» سناتور ايالت آريزونا در گفت وگو با شبکه خبري «اي بي سي» اين کشور که همچون ديگر مقامات امريکا تلاش کرد برنامه صلح آميز هسته يي ايران را تسليحاتي جلوه دهد، خاطرنشان کرد؛ «نبايد اجازه داد تهران به سلاح هسته يي دست پيدا کند.» مک کين گفت؛ «لازم نيست که همه تاسيسات هسته يي ايران از رده خارج شود. من درباره تاکتيک هايي که مي توان استفاده کرد سخن نمي گويم بلکه درباره دانش خودم براي اين گونه مواقع سخن مي گويم.» وي تصريح کرد اگر رئيس جمهور امريکا شود رويکرد تندتري در قبال روسيه و ولاديمير پوتين در پيش خواهد گرفت و او را به اجلاس سران گروه هشت کشور صنعتي دنيا دعوت نخواهد کرد. وي پوتين را به تلاش براي احياي امپراتوري روسيه و محروم کردن مردم اين کشور از روند دموکراتيک متهم کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام