چهارشنبه، 9 آبان 1386 - شماره 1528
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
قلب شاعر «آينه هاي ناگهان» از تپش ايستاد
لحظه عزيمت قيصر ناگزير شد
او پس از اخذ کارشناسي ارشد از دانشگاه تهران، در سال 1369 تحصيل در دکتراي ادبيات را آغاز کرد و هفت سال بعد با رساله «سنت و نوآوري در شعر فارسي» با راهنمايي دکتر شفيعي کدکني و با همکاري دکتر اسماعيل حاکمي و دکتر تقي پورنامداريان موفق به اخذ دکتراي زبان و ادبيات فارسي شد. امين پور از سال 1360 تا 62 در مدارس راهنمايي به تدريس پرداخت، از سال 67 در دانشگاه الزهرا(س) مشغول تحصيل شد و از سال 1370 استاد دانشگاه تهران شد. پيوستن امين پور به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان فارسي در سال 1382 روي داد؛ سالي که قيصر پس از پنج سال از سردبيري نشريه موفق «سروش نوجوان» کناره گرفت. دکتر محمدرضا شفيعي کدکني که همواره شعرهاي قيصر امين پور را مورد ستايش قرار داده بود، روز گذشته مقابل بيمارستان دي حضور يافت. وي که کمتر در مراسمي حضور مي يابد و به هيچ وجه تن به گفت وگو نمي دهد، در حالي که چهره يي گريان داشت، قيصر امين پور را «شاعري بي تالي» دانست. او درگذشت اين شاعر را غم بزرگي براي جامعه فرهنگي کشور عنوان کرد. محمدعلي بهمني يکي ديگر از کساني بود که درباره قيصر امين پور به اظهارنظر پرداخت. وي که با ايسنا سخن مي گفت، قيصر امين پور را شاعري تثبيت شده در ميان ذهن، زبان و قلب دوستداران بسيارش دانست. ضيا موحد دفتر آخر شعر قيصر امين پور را داراي مضاميني روشن و روند او را رو به رشد توصيف کرد. شمس لنگرودي، شعرهاي امين پور را روان، نغز، ساده و پرمغز عنوان کرد و او را فردي داراي سلامت رفتاري دانست که هرگز به دنبال قدرت نبوده است. فاطمه راکعي با نگاهي عاطفي مساله را مورد حلاجي قرار داد. او قيصر را شاعري دانست که دردهاي انساني بسياري را بر دوش مي کشيد، اما هرگز نمي ناليد. راکعي که مديرعامل انجمن شاعران ايران نيز هست، از آخرين ديدارش با امين پور ياد کرد که بعدازظهر پنجشنبه و بعد از دياليز شاعر صورت گرفته بود. موسي بيدج در حالي که خبر از ترجمه شعرهاي امين پور مي داد که تا آخر امسال به پايان مي رسد، از گفت وگويي با شاعر گفت که از سه روز در دانشگاه تهران و سه روز در بيمارستان او خبر مي داد. حسام الدين سراج، قيصر را دردانه شعر فارسي دانست و کلمات او را کلماتي اصيل و ريشه دار عنوان کرد. قيصر امين پور شاعري را با کتاب «تنفس صبح» آغاز کرد که در سال 1363 منتشر شد. او بعد از اين آثاري همچون «آينه هاي ناگهان»، «گل ها همه آفتابگردانند» و «دستور زبان عشق» را منتشر کرد. اين شاعر که سال ها سردبير يکي از محبوب ترين نشريات نوجوان بود، توفان در پرانتز (نثر ادبي)، «منظومه ظهر روز دهم»، «مثل چشمه مثل رود»، «بي بال پريدن» (نثر ادبي)، «گفتگوهاي بي گفتگو»، «به قول پرستو» را براي اين سنين منتشر کرد. کتاب «سنت و نوآوري در شعر فارسي» او نيز که عنوان رساله دکترايش بود، توسط بسياري از اهالي فرهنگ و ادب مورد تاييد قرار گرفت. قيصر امين پور کار فرهنگي اش را با چهره هايي همچون سيدحسن حسيني، محسن مخملباف، سلمان هراتي، حسام الدين سراج، حسين خسروجردي و فريدون عموزاده خليلي از حوزه هنري شروع کرد، اما در سال 1366 از اين نهاد جدا شد تا فعاليتي ديگرگونه را تجربه کند؛ تجربه يي که بيش از هر چيز شاعرانگي در آن مي چربيد. قيصر در شعري که به نوعي پيشگويي مي ماند، چنين آورده است؛«سه شنبه / چرا تلخ و بي حوصله؟/ سه شنبه/ چرا اين همه فاصله؟/سه شنبه/ چه سنگين، چه سرسخت، فرسخ به فرسخ/ سه شنبه خدا کوه را آفريد.» پيکر زنده ياد قيصر امين پور که صبح ديروز سه شنبه درگذشت، امروز ساعت 9 صبح از مقابل خانه شاعران ايران تشييع خواهد شد. محل دفن اين شاعر هنوز مشخص نيست، اما شواهد حاکي از آن است که او را در قطعه هنرمندان بهشت زهرا و در کنار يار ديرينش، سيدحسن حسيني به خاک خواهند سپرد.
خاطرات هاشمي رفسنجاني(1363)
9 آبان ماه

سفراي ايران در انگليس ، هلند، دانمارک و نيکاراگوئه آمدند و گزارش داده و مشاوره کردند. سفير غايران ف در لهستان آمد و حقوق چند ساله کار سابق خود را براي کمک به جبهه داد. آقايان غمسيح ف مهاجري و غسيدمحمدرضاف بهشتي آمدند و از جناح مقابل شان در حزب غجمهوري اسلامي ف،گله کردند و پيشنهاد استعفا از حزب را داشتند. گفتم با آيت الله خامنه يي توافق شده که تعادل غدر بين اعضاي حزب جمهوري اسلامي ف به وجود آيد؛ پذيرفتند که صبر کنند.

با نمايندگان تهران جلسه داشتيم . درباره غساخت ف متروي غ تهران ف و طرح گودهاي جنوب مذاکره شد و بخشي از آئين نامه جلسه به تصويب رسيد. آقايان غمحي الدينف انواري و غمحمدعلي ف موحدي کرماني ، درباره اعتبارنامه يکي از نمايندگان صحبت کردند. خواهان تحقيق بيشتر و توضيح به نمايندگان بودند و آقايان غمحمدعلي ف هادي ، غاسدالله ف بيات و غمحمدف اصغري در جهت عکس غخواسته ف آنها مراجعه کردند. قرار شد در جلسه خصوصي مطرح شود.

عصر، هيات رئيسه غمجلس ف جلسه داشت . بيشتر درباره کارهاي جاري اداري مجلس غشوراي اسلامي ف بحث کرديم . شب ، مهمان احمد آقا بوديم . امام هم شرکت کردند و درباره دوران اقامت در نجف ، کمي حرف زدند.

درباره کيفيت برخورد با جمعي از سران ضدانقلاب کردستان ـ که مي خواهند تسليم غجمهوري اسلامي ف ـ شوند و هم درباره رسيدگي بيشتر به خانواده مفقودان بحث شد. آقاي غموحدي ف کرماني ، تلفني اطلاع داد که در اهواز با آقا شيخ محمد کرمي صحبت کرده و مشکل او را حل کرده است ، ولي آقاي خامنه يي معتقدند اين اقدام کافي نيست . دير وقت به منزل آمدم .

خانم غاينديراف گاندي ـ نخست وزير هند ـ توسط محافظان خود ترور و کشته شده است . قاتلان از سيک ها هستند که اخيراً با دولت هند درگير شده اند و چون گروهي از آنها در معبد طلايي سيک ها کشته شده اند، اينها غبا ترور نخست وزيرف انتقام گرفته اند.
فيلم هاي جديد عباس کيارستمي و کنسرت موسيقي
نامه هاي اسپانيايي، نغمه هاي آرژانتيني
داوود سينايي؛ هر ايده يي مي تواند دستمايه يک فيلم بلند باشد اگر عباس کيارستمي تصميم بگيرد. امروز ساعت 17 دو ساخته جديد عباس کيارستمي در خانه سينما به نمايش درمي آيد. «نامه ها» فيلمي است هفتاد دقيقه يي از نامه نگاري هاي تصويري عباس کيارستمي و ويکتور اريس. نسخه يي که امروز از اين فيلم پخش مي شود نسبت به نسخه سال گذشته کامل تر است. با اين حساب اگر ارتباط کيارستمي و ويکتور اريس در سال هاي بعد ادامه داشته باشد هر سال نسخه تازه يي از اين فيلم را شاهد خواهيم بود. فيلم ديگر که عنوانش هنوز اعلام نشده آخرين فيلم کيارستمي است که براي اولين بار به نمايش درمي آيد. مدت اين فيلم بدون نام 17 دقيقه است. به دوستداران موسيقي لاتين هم پيشنهاد مي کنيم امروز ساعت 20 شاهد کنسرت گروه موسيقي بوئنوس آيرس باشند. اين گروه که از سه گيتاريست تشکيل شده در تالار وحدت برنامه اجرا خواهد کرد.
دهخدا آنلاين جواب مي دهد
مريم ذوالفقار؛ بعد از مدت ها قرار است يک بار ديگر اين ستون کار خود را از سر بگيرد. از همراهي کساني که هنوز هم با اي ميل هاي خود، وب سايت ها و وبلاگ هايي را پيشنهاد مي دهند، ممنونم. فقط لطفاً پيشنهادات تان کمتر جنبه تبليغي داشته باشد. لينک امروز نيازي به توضيح زياد ندارد. حتماً براي خيلي هايتان پيش آمده که براي يافتن معني کلمه يي مجبور به مراجعه به فرهنگ لغات مختلف شده باشيد يا اگر فرهنگ لغت در خانه يا محل کار نداريد، حتماً گاهي براي يافتن معني عبارت مجبور به برقراري تماس هاي متعدد با دوستان و آشنايان شده ايد. لينک امروز به آدرس www.mibosearch.com براي چنين مواقعي است. لينکي با کمترين تبليغات و بيشترين کارايي. معني کلمات از فرهنگ لغت دهخدا و معين، تنها با تايپ کلمه موردنظر و کليک کردن روي دکمه جست وجو بلافاصله ظاهر مي شود و حتي نياز به گشتن لابه لاي صفحات فراوان کتاب دهخدا يا معين براي پيدا کردن کلمه موردنظر نيست. در عين حال در اين سايت مي توانيد به فهرست کلمات و معاني آن در اين کتاب ها، براساس حروف الفبا دست پيدا کنيد.
نه يک، نه دو، بل که بارها
سيمين بهبهاني

هر شاخه که از درختي برومند بخشکد دريغي ست بر باغ و دريغ تر آن که شاخه يي نودميده و پرجوانه باشد.

قيصر امين پور شاعري جوان و مستعد و آگاه به رموز کلام بود. در جواني از قامت درخت افتاد تا در سينه خاک اقامت کند. شعرش را خواند و آفرين گفته بودم. مي گفتند مذهبي است مي گفتم چه بهتر، مذهب اگر سبب برکناري از فريب و ريا و کشتار و ستم باشد بي گمان به صافي بي دل شاعر و لطافت احساس او ياري خواهد کرد و اگر چنين نباشد مذهب نيست.

قيصر جوان مرد و من از ماندن شرم دارم و از خود مي پرسم که اين مصيبت تا کي ادامه خواهد گرفت.

نه يک نه دو بل که بارها

به سوگ ياران نشسته ام

ز روي مژگان به پشت دست

سرشک خونين سترده ام

نه خضر بل چون کلاغ پير

به گرم و سرد و به سبز و زرد

گذشتن چار فصل را...

قريب سيصد شمرده ام.

8 آبان 86
دور از افراط و تفريط
علي باباچاهي

درگذشت اين شاعر مردمي و دوست داشتني براي من خيلي غافلگيرکننده بود و مرا مبهوت کرد. اگر قرار باشد بر شعر امين پور درنگي کنم حيفم مي آيد که پيش از آن از سجاياي اخلاقي و رئوفت خاصي که قيصر داشت يادي نکنم. در يکي دو ديداري که با قيصر داشتم در او ذهنيتي ديدم که قائل به تقسيم نويسندگان و شاعران به خودي و غيرخودي و مسائلي از اين دست نبود. بلکه در او نوعي علو طبع و درويش مسلکي بود که خوشبختانه بر فراز اين قبيل تقسيم بندي ها حرکت مي کرد. اين ويژگي در محيطي که مهياي اين هست که به يک نوع تفاوت گذاري و اختلاف دامن بزند، بسيار قابل درنگ است. من اين ويژگي را در قيصر به فال نيک مي گيرم و در عين حال بر وجوه اشتراک خودم با ايشان که شعر است تاکيد مي کنم. يعني بر آن چيزي که من و او را به وادي دوستي مي کشاند. اما راجع به شعر قيصر بايد بگويم که اگر گونه يي از شعر امروز را افراط و گونه يي ديگر از آن را تفريط بدانيم، قيصر امين پور با هيچ کدام از اين دو قطب ارتباط نداشت. يعني نمي خواست زير عنوان مدرنيست طوري عمل کند که به ناچار تروريست ادبي قلمداد شود. پس راه معتدل و ميانه يي را پيش گرفت و اين ميانه روي يا حزم و دورانديشي قيصر امين پور بود که باعث شد خود را درگير ماجراهايي نکند که معلوم نبود فردا دستاوردي برايش داشته باشد. قيصر، براي سرودن اشعارش به خلاقيت و استعداد خود که مقدار آن هم کم نبود اتکا کرد و شعرهايي گفت که خواننده براي خواندن شان نياز به مطالعه آنچنان پيشرفته يي در زمينه امور هنري نداشته باشد و اين به هيچ وجه عيب نيست بلکه نوعي اختيار و گزينش است. او افق ديدي را برگزيد که بتواند قلب آحاد مردم را نشانه رود و مقبول طبع مردم صاحبنظر قرار بگيرد. ما معتقد به تکثر حضور هستيم. يعني به اينکه بايد حضور هنري فردي مثل قيصر امين پور با حضور هنري فردي ديگر متفاوت باشد. هر کس بايد همان طور که فکر مي کند مي تواند با خوانندگانش ارتباط برقرار کند، شعر بگويد و قيصر امين پور هم شعرهايش را با اين نگاه سرود و ناگفته نماند که طرفداران شعر قيصر امين پور بسيارانند و خيلي ها هستند که شعرش را دوست دارند و البته زمينه هايي هم فراهم است که باعث مي شود آثار ايشان از طرف مردم با استقبال بيشتري همراه شود يا شده باشد، اما قيصر دو وجه ديگر هم دارد که يکي، نگاه انتقادي او است و ديگري شعر کودک. من کتاب سنت و نوآوري در شعر معاصر ايران او را که مطالعه کردم ديدم او فردي است واقعاً کوشا، مطلع و آگاه در مسائل هنري و به دور از جنجال برانگيزي و نوعي خودنمايي که در کار بيشتر هنرمندها هست و نمي گويم کار بدي است. در مورد شعرهاي او براي کودکان هم بايد بگويم که او خود را بين شعر، نقد شعر و شعر کودک تقسيم نکرد. بلکه نياز دروني و اشتياقي که آدم را به وادي هاي مختلف مي کشاند ايشان را هم به آن وادي ها کشاند. حالا، اينکه او در هر کدام از اين وادي ها چه ميزان دستاورد داشته چيزي است که در فرصتي ديگر بايد ارزيابي شود و خوانش شعر قيصر امين پور تازه آغاز شده است. من فکر مي کنم کارهاي قيصر امين پور در زمينه ادبيات کودکان نه تفنني است و نه صددرصد تعليمي بلکه خوشبختانه وجهي آفرينشي در اين کارها ديده مي شود. يعني نقطه عزيمت اين کارها وجه آفرينشگرانه شان است. من جاي قيصر را بسيار خالي مي بينم و فکر نمي کنم به اين زودي ها باور کنم که ايشان را از دست داده ام.
دريچه
تقاضا براي افزايش سهم بودجه فرهنگ و هنر؛210 نماينده در نامه يي به رئيس جمهور خواستار ارتقاي سهم بودجه فرهنگ و هنر به حداقل 10درصد بودجه عمومي شدند. در اين نامه نمايندگان از رئيس جمهور خواستند نسبت به توسعه فرهنگي اهتمام ويژه داشته باشد و سهم بودجه فصل فرهنگ و هنر را به حداقل 10درصد بودجه عمومي ارتقا دهد.

پروانه ساخت سه پروژه سينمايي صادر شد؛ شوراي صدور پروانه فيلمسازي 35 ميلي متري در جلسه اخير خود براي سه پروژه سينمايي پروانه ساخت صادر کرد. «بار هستي» به تهيه کنندگي جلال الدين قزل اياق و کارگرداني سيروس رنجبر ،«امشب شب مهتابه» به تهيه کنندگي سيدغلامرضا موسوي و کارگرداني محمدهادي کريمي و«چهارچنگولي» به تهيه کنندگي و کارگرداني سعيد سهيلي عنوان پروژه هايي است که از اين شورا پروانه ساخت دريافت کرده اند.

«دولتمند» خواننده تاجيک براي مولوي «فلک خواني» مي کند؛ گروه موسيقي «دولتمند خال اف» در هفته مولوي که در فرهنگسراي هنر برگزار مي شود اشعار مولانا را فلک خواني مي کند.
عناوين اين صفحه
لحظه عزيمت قيصر ناگزير شد
خاطرات هاشمي رفسنجاني(1363)
نامه هاي اسپانيايي، نغمه هاي آرژانتيني
دهخدا آنلاين جواب مي دهد
نه يک، نه دو، بل که بارها
دور از افراط و تفريط
دريچه
پيدا و پنهان
پيام سيدمحمد خاتمي
سه شنبه مبادا
نه، اين قرارمون نبود

پيدا و پنهان
تلاش براي مختومه کردن پرونده محصولي؛ گفته مي شود داوود احمدي نژاد برادر رئيس جمهور براي تلاش جهت مختومه کردن پرونده صادق محصولي مشاور رئيس جمهور در اصل 90 به مجلس رفته است. به دنبال شکايت طلاکوب اصفهاني از محصولي پرونده يي در مورد يک قطعه زمين 10 هزار متري در منطقه دزاشيب در کميسيون اصل 90 مجلس تشکيل شده که اخيراً دادگاهي در قوه قضائيه حکم به مختومه بودن آن داده اما اين پرونده همچنان در مجلس مفتوح است.

ماموريت ويژه مشايي؛ شنيده مي شود اسفنديار رحيم مشايي در روزهاي اخير در هيچ يک از جلسات کميسيون فرهنگي براي بررسي رفع مظلوميت از فرهنگ حضور نيافت. معاونان وي عنوان کردند رئيس سازمان ميراث فرهنگي از سوي رئيس جمهور چند ماموريت خارج از کشور داشته است و به جهت ماموريت هاي ويژه رئيس جمهور فعلاً در ايران نيست.

اختلاف دو نماينده؛ موضوع سهم جمهوري اسلامي ايران از درياي خزر پس از برگزاري اجلاس کشورهاي حاشيه درياي خزر باعث درگيري لفظي دو نماينده عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي شد. به گزارش عصر ايران يکي از اعضاي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در اعتراض به موضوع سهم ايران از خزر در نشست اين کميسيون سخن گفت و توضيحات عضو ديگر کميسيون امنيت ملي به اظهارات اين نماينده معترض باعث عصبانيت اين نماينده شد که اين مساله به اعتراض متقابل انجاميد و کار بالا گرفت و سرانجام با وساطت بقيه اعضا دعوا تمام شد.


پيام سيدمحمد خاتمي
بسم الله الرحمن الرحيم

فضيلت و هنر داغدار خاموشي مهر تاباني است که در آسمان آگاهي و دينداري و ادب و هنر روزگار ما مي درخشيد و جان هاي مومن و زيبايي طلب و خيرخواه و والانگر را روشني مي بخشيد.

قيصر امين پور گوهر تاباني بود که خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود، او از وفاداران به انقلاب اسلامي و خواستار سربلندي ايران عزيز بود و اينک در جوار رحمت حق آرميده است، اما ياد و نام او همواره زنده و انگيزاننده به سوي خوبي و معرفت و حقيقت خواهد بود. با دلي داغدار اين مصيبت بزرگ را به همه خوبان و نيک انديشان و ملت سرفراز ايران و اصحاب فرهنگ و هنر به ويژه خانواده و بستگان معزز و شکيباي اين بزرگوار تسليت مي گويم و از درگاه خداوند منان براي روان پاک او آمرزش و والايي جايگاه طلب مي کنم.»


سه شنبه مبادا
حميدرضا شکارسري

نماز صبح را خوانده يي و تازه چشمت دوباره گرم شده که صداي رسيدن يک پيامک از جا مي پراندت. اما ناي بلند شدن نداري. خب بعد هم مي تواني آن را بخواني، دوباره گوسفندها را مي شماري. به پنجاهمي نرسيده يي که پيامک ناخوانده ديگري گله گوسفندها را تار و مار مي کند. زير لب غرولند مي کني و نفريني حواله در و ديوار مي کني و سعي مي کني گله را دوباره جمع و جور کني که پيامک بعدي و بلافاصله پيامک بعدي و بعدي... با چشم هاي نيمه باز اولي را نمي تواني بخواني. فارسي را انگليسي نوشت؛ «ENNA LELLAH». مي روي سراغ بعدي «سيدعلي شفيعي» نوشته است؛ «خبر پتک سنگين... قيصر...» يک لحظه خشک مي شوي. «سيدعلي شفيعي» از صدها کيلومتر دورتر، سر صبحي چه مي گويد؟ «علي پازوکي» پيامک بعدي را فرستاده است؛ «او که سبز بود و گرم... خدايش بيامرزد،» و پيامک بعدي ويرانت مي کند؛ «مجيد نظافت» نوشته است؛ «پشت شعر روزگار ما شکست/ قيصر شعر معاصر درگذشت» اين تلخ ترين بيتي است که تا به حال شنيده يي.

حالا آواره يي. از خانه مي زني بيرون. يک لحظه يادآوارگي صبح روز چهاردهم خرداد 68 مي افتي. بيمارستان دي، خانه شاعران، حوزه هنري، هيچ کجا مقصد تو نيست و هست. زمزمه مي کني؛

«سه شنبه/ چرا تلخ و بي حوصله؟/ سه شنبه/ چرا اين همه فاصله/ سه شنبه/ چه سنگين، چه سرسخت، فرسخ به فرسخ،/ سه شنبه/ خدا کوه را آفريد،»

و کوهي در دلت احساس مي کني و کوهي در گلويت گير کرده و راه اشک را بسته است.

راستي چرا عزاي عمومي اعلام نشده است؟ چرا همه جا تعطيل نيست؟ پس پيراهن هاي مشکي مردم کجاست؟ خود را غريبه حس مي کني. تنهاي تنهايي. راه اداره را گم مي کني. به خانه برمي گردي. «تنفس صبح» را که برمي داري و ورق مي زني «شعري براي جنگ مي خواني». و در «آينه هاي ناگهان»؛

«در صفحه هاي تقويم/ روزي به نام روز مبادا نيست/ آن روز هرچه باشد/ روزي شبيه ديروز/ روزي شبيه فردا/ روزي درست مثل همين روزهاي ماست/ اما کسي چه مي داند؟/ شايد/ امروز نيز روز مبادا/ باشد،»

و روز مبادا، همين سه شنبه لعنتي است؛

«عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري

روي ميز خالي من، صفحه باز حوادث

در ستون تسليت ها، نامي از ما يادگاري»

و چشمت مي جوشد. حالا بر رودي از اشک مي روي. مي داني که ديگر هرگز نخواهيش ديد و صداي مهربانش را، فروتن و سرشار نخواهي شنيد. آنکه «نام کوچکش با حرف آخر عشق آغاز مي شود.»


نه، اين قرارمون نبود
ابراهيم رها

کماکان بحث آمدن يا نيامدن سيدمحمد خاتمي به انتخابات مجلس هشتم داغ است و نود و پنجاه درصد قضيه حل است و همه اصلاح طلبان مي خواهند که او بيايد اما پنجاه درصد ديگر مشکل دارد و او نمي خواهد بيايد، من يک سريال تلويزيوني مي ديدم که در تيتراژ پاياني يک آقايي آواز مي خواند، گفتم بخشي از آن را براي خاتمي بنويسم، به دردش مي خورد؛«نه، نه/ اين قرارمون نبود/ من بسته بندي شم/ تو جون به لب بشي/ من نفله شم که تو/ اصلاح طلب بشي،» گويا غلامحسين الهام (مردي براي تمام شغول) يک پست ديگري هم داشته که ما (حتي ما، فکر کن،) خبر نداشته ايم. او عضو هيات مديره روزنامه ايران بوده که در اعتراض به سياست هاي روزنامه استعفا داده (شايد هم استعفا کرده،) الف- ايشان آيا به سياست هاي ساير پست هايش اعتراضي ندارد؟، ب- حالا شايد اعتراض داشت ها، ج- به هر حال آدم که بي اعتراض نمي شود. د- نه خوب فکر کنيد من گمان مي کنم يک اعتراضاتي هست که تا حالا خودش توجه نکرده. آقاي الهام دقت کن، دقت کن، از قرار معلوم در آرژانتين بدون حق کپي رايت از ما تقليد کرده اند. خواستم بگويم فهميديم. الان از اين خبر مهمتر خبر سرمربي تيم ملي و تيم مربيان ايراني است. الف- سرمربي از روسيه بياوريد کمکش هم استيلي باشد که به امريکا گل زد. ب- سرمربي فيدل کاسترو بشود کمکش زرينچه که توپ را براي استيلي سانتر کرد. ج- سرمربي را هوگو چاوس برايمان انتخاب کند، خودش هم بايستد کمک مربي. د- يادتان باشد يک جوري مربي انتخاب کنيد که بيش از اين در فوتبال ما از اون بالا کفتر نيايه.
jangesard@gmail.com


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام