
گروه بين الملل، آرمين منتظري؛ پنج سال پيش از سوي ايالات متحده امريکا به نيروهاي ارتش پاکستان که در نزديکي مرزهاي اين کشور با افغانستان مستقر بودند دوربين هاي ديد در شب داده شد تا بتوانند به راحتي در تاريکي شب به ديده باني پرداخته و مبارزه موثرتري با نيروهاي القاعده و طالبان داشته باشند. اين دوربين هاي ديد در شب که هر کدام شان 9 هزار دلار براي بوش خرج برداشته است، حاوي پيغامي براي ارتش پاکستان هستند؛ «جلوي حملات را بگيريد.»
از سال 2001 تاکنون دولت بوش مبلغي حدود 11 ميليارد دلار به ارتش پاکستان کمک کرده است که بخش اعظمي از اين کمک در قالب تجهيزات نظامي و بخش ديگري از آن به صورت حمايت هاي تدارکاتي عملياتي بوده است. اما امريکا هرچه بيشتر به ارتش پاکستان کمک کرده، کمتر نتيجه گرفته است. تاکنون ارتش پاکستان نتوانسته در حوزه عملياتي در يکي از درگيري هايش با نيروهاي القاعده و طالبان پيروز شود. حتي سران نظامي پاکستان نتوانسته اند اعتماد ژنرال هاي امريکايي را نيز جلب کنند.برخي از ژنرال هاي امريکايي معتقدند بخشي از مشکل مربوط به اين مساله مي شود که دولت پاکستان از تعهد کافي در مقابله با دشمن برخوردار نيست. تعهد ارتش پاکستان در مقابله با شبه نظاميان مساله يي است که به گفته ژنرال هاي امريکايي در اين برهه خاص زماني از تحولات سياسي پاکستان بيش از هر زمان ديگري در معرض فراموش شدن قرار دارد.
اخيراً نيز بار ديگر پاکستان شاهد انفجاري انتحاري، اين بار در نزديکي دفتر پرويز مشرف در «راولپندي» بود که دست کم هفت کشته برجاي گذاشت. اين انفجار ترس از گسترش دامنه درگيري هاي ارتش پاکستان با شبه نظاميان را به شهرهاي بزرگ و مدرن پاکستان تقويت کرد. اگر تا پيش از اين ارتش پاکستان ادعا مي کرد که براي مبارزه با شبه نظامياني که در مناطق قبيله يي پاکستان مستقر هستند به کمک نياز دارد، اين بار به نظر مي رسد که دامنه فعاليت شبه نظاميان تندرو از کوه ها و صحراهاي مناطق قبيله نشين به شهرها کشيده شده است و ارتش پاکستان را درگير جبهه جنگي جديدي کرده است.به رغم افزايش خشونت ها بسياري از شهروندان طبقه متوسط پاکستاني و حتي بسياري از تحصيلکردگان پاکستاني که خود را در ميانه درگيري و خشونت مي بينند کماکان نمي خواهند بپذيرند که در قبال اين وضعيت مسووليتي دارند.همچنين بسياري از قشر تحصيلکرده پاکستان بر اين گمانند شکست هاي امريکا در افغانستان موجب شده است که پاي پاکستان به جنگ جهاني عليه تروريسم باز شود و هم طرف پاکستاني و هم طرف امريکايي را تحت فشار قرار داده است. نتايج نظرسنجي اخير که توسط دانشکده علوم سياسي دانشگاه مريلند امريکا انجام شده است نشان مي دهد شهروندان پاکستاني درخصوص الزام نيروهاي ارتش پاکستان به نواحي قبيله نشين شمال غرب کشور براي مبارزه با نيروهاي القاعده ترديد دارند.
ضعف ارتش پاکستان در مبارزه با شبه نظاميان تندرو از يک سو و ترديد مردم پاکستان در لزوم مبارزه با نيروهاي القاعده و طالبان از سوي ديگر موجب شده است شبه نظاميان بيش از هر زمان ديگري قدرت يافته و حتي به طور علني بيانيه صادر کنند. اخيراً يکي از گروه هاي شبه نظامي طرفدار طالبان که تحرکات خشونت آميزي در نواحي شمالي پاکستان به نام «سوات» تدارک ديده بود در گفت وگو با شبکه بي بي سي به طور علني اعلام کرد که تا زمان برقراري قانون اسلام در پاکستان به مبارزه خود ادامه خواهد داد. منطقه «سوات» که در نواحي قبيله نشين در امتداد مرز پاکستان با افغانستان واقع شده است، اخيراً صحنه درگيري هاي شديد شبه نظاميان با نيروهاي امنيتي پاکستان بوده است. هفته گذشته ارتش پاکستان نيروهاي کمکي خود را به اين منطقه اعزام کرد.
مقامات پاکستاني مي گويند از اين بيم دارند که اين منطقه به بهشت القاعده و طالبان تبديل شود.
پيش از بمب گذاري انتحاري روز سه شنبه در نزديکي دفتر مشرف، نيروهاي ارتش پاکستان در منطقه «سوات» به شدت با شبه نظاميان طالبان درگير شده بودند که در نتيجه اين درگيري ها صد نفر از دو طرف مخاصمه کشته شدند. همچنين ارتش متشکل از پنج هزار مرد مسلح به رهبري مولانا فضل الله، برخي از مقامات امنيتي ارتش پاکستان را به اسارت گرفتند؛ مولانا فضل الله همان کسي است که به خاطر ايستگاه راديويي اش که جهاد عليه نيروهاي امريکايي را تبليغ مي کند، شهرت دارد. خبرها حاکي از آن است که شبه نظاميان سر برخي از اسيران خود را از تن جدا و در خيابان هاي شهر رها کرده اند.
تا پيش از اين پاکستاني ها، تجربه مشاهده چنين صحنه هايي را در نواحي خودمختار قبيله يي داشتند اما در نواحي مسکوني نظير «سوات» که به خاطر موقعيت کوهستاني اش براي اسکي بسيار مناسب است و توريست هاي زيادي به آنجا سفر مي کنند چنين حادثه يي غيرمنتظره بود.
«خالد رحمان» استاد علوم سياسي در دانشگاه اسلام آباد مي گويد؛ «مردم مي بينند که ارتش پاکستان در چارچوب دستور کار امريکا در منطقه با تروريسم مبارزه مي کند و به نظر مي رسد دولت پاکستان از اين موقعيت استفاده کرده و درصدد تامين بيشتر امنيت خود است. در حالي که محبوبيتش در ميان مردم روز به روز کمتر مي شود.»
برخي از تحليلگران پاکستاني معتقدند مي توان ريشه هاي تحولات خونين «سوات» را در درگيري هاي خونين ماه جولاي ميان ارتش پاکستان و شبه نظاميان مذهبي در مسجد سرخ جست وجو کرد. اما اوضاع پاکستان در آن زمان تا حدودي متفاوت بود. در آن زمان رهبران سکولار جامعه معدني افغانستان و نيز دانشگاهيان و فعالان سياسي پاکستان اقدامات ارتش را تقبيح کردند. سرانجام پس از آنکه ارتش دست به کار شد شايعاتي درخصوص وجود گورهاي دسته جمعي کودکان و گروگان ها بر سر زبان ها افتاد.
برخي تحليلگران پاکستاني معتقدند روش ارتش پاکستان در حل و فصل غائله مسجد سرخ موجب به وجود آمدن جو نفرت و خشونت در کشور شده است. برخي پس از بحران خونين مسجد سرخ احساس امنيت بيشتري مي کنند. در عوض برخي شهرها شاهد نخستين بمب گذاري هاي انتحاري هستند. مولانا فضل الله رهبر شبه نظاميان طرفدار طالبان در منطقه «سوات»، پس از عمليات خشونت بار ارتش در مسجد سرخ، بلافاصله اين اقدام را تقبيح کرد. به نظر مي رسد مردم پاکستان بايد درخصوص جايگاه و عملکرد ارتش کشورشان بيشتر بينديشند. مسلماً وظيفه ارتش اين است که در صورت لزوم وارد عمل شود اما مساله اين است که اگر خشونت هاي پاکستان به همين نحو ادامه يابد، ميدان بعدي جنگ ارتش پاکستان با شبه نظاميان کجا خواهد بود،