پنج شنبه، 10 آبان 1386 - شماره 1529
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: موسيقي
گزارشي از اجراي گروه فيه ما فيه در هفته مولوي
مولانا به ايران رسيد
سحر طاعتي

بالاخره مولوي به ايران رسيد و حالا نوبت ماست که براي او جشن تولد هشتصد سالگي بگيريم و قبل از اينکه مولوي آخرين شمع هاي هشتصد سالگي خود را فوت کند بايد برايش پايکوبي راه بيندازيم و چند هفته بيشتر وقت نداريم که مولوي را متعلق به خود کنيم.

مولوي موضوع داغ اين روزها است. بعد از اينکه يونسکو سال 2007 را به نام مولوي نامگذاري کرد، همه به صرافت افتادند که برنامه هايي را در بزرگداشت او برگزار کنند و بگويند که قدرش را مي دانند، او را مي شناسند و آثارش را درک کرده اند. مولوي متعلق به جهان است اگرچه ايراني است اما ايراني ها خيلي دير به صرافت افتادند که قدر او را بدانند و قدر او البته بايد پيش از شروع جشنواره هاي مختلف فجر و آغاز ماه هاي محرم و صفر دانسته شود. کنگره هشتصدمين سال مولوي، اجراي برنامه هايي در تهران، خوي و تبريز و دعوت از پژوهشگران 29 کشور جهان از جمله اين برنامه ها است. فرهنگسراي هنر به همراه سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران نيز تصميم گرفت برنامه هاي مختلفي شامل موسيقي، تئاتر، نمايشگاه هنرهاي تجسمي، سخنراني و نمايش فيلم از 4 تا 11 آبان ماه در نقاط مختلف تهران برگزار کند.

پنج فرهنگسراي تهران و همچنين موزه هنرهاي ديني امام علي، مجموعه فرهنگي آسمان و موزه سينما ميزبان بخش هاي مختلف اين هفته بودند. سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در حالي تصميم به برگزاري هفته مولوي گرفته که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان متولي اصلي اين موضوع براي بزرگداشت و برگزار کردن برنامه يي ويژه در هشتصدمين سال تولد مولوي هيچ اقدامي نکرده است. برنامه هاي مختلف در کشور ترکيه به مناسبت هشتصدمين سال تولد اين شاعر، مسوولان فرهنگي در ايران و هنرمندان را سخت نگران کرده است. آنها نگران اين هستند که ترکيه مولوي را شاعري متعلق به اين کشور معرفي مي کند، حال آنکه بيش از 90 درصد شعرهاي مولوي به زبان فارسي است. اما با اين حال مثل هميشه تمام برنامه ها با عجله پيش رفته است.

فرهاد فخرالديني مي گويد؛ ما مدعي هستيم مولانا شاعري متعلق به ايران است اما هيچ نهادي براي برگزاري برنامه ويژه «سال مولوي» پيشنهادي به ما نداد. رهبر ارکستر موسيقي ملي درخصوص برگزاري کنسرتي با مضمون مولانا توضيح مي دهد؛ تاکنون چنين سفارشي نگرفته ام. در ايران آن قدر کم رنگ با اين مقوله برخورد مي شود که هيچ پيشنهادي درباره برگزاري کنسرتي با موضوع مولوي وجود ندارد. او مي افزايد؛ فکر مي کنم مسوولان براي چهره هاي ادبي و هنري پيش از اين بايد احساس مسووليت کنند و همه کارها را برعهده مردم نگذارند. اين کاري است که بايد در سطح بسيار خوب و بهتر از کشورهاي ديگر برگزار شود. رهبر ارکستر ملي ايران با اشاره به برگزاري هفته مولوي در تهران اظهار داشت؛ وقتي همه دست اندرکاران از چنين موضوع مهمي بي اطلاع و نسبت به آن بي تفاوت هستند، برگزاري هفته مولوي دردي را دوا نمي کند. اين آهنگساز در ادامه مي گويد؛ در نقاط مختلف دنيا شاهد برگزاري برنامه هاي مختلفي در بزرگداشت مولوي هستيم اما نمي بينيم در ايران کسي توجهي به اين مساله داشته باشد. فخرالديني با بيان اينکه اشعار مولانا قابليت بسياري براي ساخت قطعات موسيقي دارند، عنوان مي کند؛ به نظر من ابتدا بايد تعدادي آهنگساز مشغول به ساخت قطعاتي بر اساس اشعار مولانا شوند و سپس بررسي کرد که چقدر موفق بوده اند. بنابراين تا اثري نوشته نشود، نمي توان درباره آن صحبت کرد. اما قريب به يقين اشعار مولانا جاي کار زيادي دارند. فرهنگسراي هنر ميزبان دو برنامه موسيقي در هفته مولوي بود؛ کنسرت فيه ما فيه و اجراي دولتمند خال اف. گروه «فيه ما فيه» به سرپرستي سعيد نايب محمدي به مناسبت هفته مولوي از 4 تا 7 آبان با اجرايي ويژه در فرهنگسراي هنر به روي سن رفت.

در اين اجرا خوانندگاني از کشورهاي ارمنستان و سوريه و مجتبي عسگري، استاد غلامعلي پورعطايي دوتارنواز و خواننده برجسته تربت جام گروه را همراهي کردند.

فرهنگسراي هنر از ماه ها پيش سفارش ساخت قطعاتي درباره مولوي را به گروه فيه ما فيه داده بود و اين گروه پس از تمرين هاي مداوم برنامه خود را در دو بخش اجرا کرد. در بخش اول قطعاتي بي کلام با نام هاي «چهارمضراب»، «لوت» و «کوزه» ساخته سعيد نايب محمدي، «آفرو» ساخته همايون نصيري و «يا رايه» ساخته دمن الحراچي از کشور الجزاير اجرا شد.

در بخش دوم که به اجراي قطعات با کلام اختصاص داشت، گروه فيه مافيه با اجراي قطعه «عشق» ساخته هوشيار خيام و با صداي تيگران سوکيازيان از کشور ارمنستان به روي صحنه رفت. اين خواننده ارمني شعرهاي مولوي را به زبان انگليسي خواند. در قطعه عشق هوشيار خيام پيانو مي نواخت و آواز انگليسي، پرکاشن و عود او را همراهي مي کردند.

«بلخي» نام قطعه يي است که سعيد نايب محمدي آن را بر اساس مقام هاي تربت جام ساخته و استاد غلامعلي پورعطايي از تربت جام به عنوان نوازنده و خواننده ميهمان با آواز و دوتار اين قطعه را اجرا کرد.

«وداع» ساخته سعيد نايب محمدي قطعه يي است که به زبان فارسي اجرا شد و اجراي آواز آن را مجتبي عسگري به عهده داشت.«موشح» که از رپرتوار قديم موسيقي عرب است، با مقدمه سعيد نايب محمدي بر اساس ادوار ايقايي قديم (دور خوشرنگ) با خوانندگي مصطفي کريم خواننده سوري روي يکي از غزليات مولانا به زبان عربي اجرا شد. در اجراي گروه فيه مافيه سعيد نايب محمدي به عنوان آهنگساز و سرپرست گروه، همايون نصيري (پرکاشن)، حبيب مفتاح بوشهري (پرکاشن)، هوشيار خيام (پيانو)، ميثم مروستي (ويولن آلتو) و ساناز نخجواني (قانون) به عنوان اعضاي اصلي حضور داشتند.

اين گروه به سرپرستي سعيد نايب محمدي از سال 1381 با هدف اجراي موسيقي بي کلام در ژانر موسيقي تلفيقي در قالب آنسامبلي از عود، ويولنسل و سازهاي کوبه يي شکل گرفت. نگرش اين گروه به اجرا و آهنگسازي سرفصل تائيد شده و مشخصي از اجراي نوع خاصي از موسيقي ندارد و به موسيقي فراتر از ژانرها و مرزبندي هاي رايج مي نگرد. بنابراين در اجراي گروه فيه مافيه رد پاي گونه هاي مختلف موسيقي را مي توان ديد. اما از آنجايي که اين گروه در اجرايشان در هفته مولوي که با عنوان هشتصد سال با مولوي برگزار مي شود بخش آغازين را نيز به کارشان اضافه کرده اند مي توان نوع ديگري از موسيقي را در اجراي گروهي آنها شاهد بود. البته در کنسرت يکشنبه شب گذشته اين گروه همانند اجراهاي قبلي شان شاهد بخش سازي بوديم به طوري که اولين قطعه با عنوان کوزه با عودنوازي سعيد نايب محمدي آغاز شد و پس از دقايقي ميثم مروستي با ويولن آلتو و همايون نصيري با کوزه او را در اجراي قطعه همراهي کردند.

سالن کاملاً تاريک بود و هيچ کس قادر به ديدن نوازنده ها نبود. اين اتفاق شايد در لحظات اوليه تماشاچيان را يک مقدار سردرگم کرده بود اما اين تاريکي خود حکايت ديگري داشت چرا که پس از چند لحظه روي پرده سالن تصويري از کارگاه کوزه گري به نمايش درآمد. در واقع موسيقي و تصوير با هم همگام شده بودند تا مخاطب را به مقصود نهايي برساند. البته اين اتفاق تنها مختص اين قطعه نبود بلکه در تمام طول اجرا تصاوير پشت صحنه با تغيير قطعات تغيير مي کرد. به طوري که در اجراي قطعه چهارمضراب از ساخته هاي نايب محمدي تصويري از نقوش روي کاشي به چشم مي خورد. همنوازي گروهي با توجه به سن کم هرکدام از نوازنده ها بسيار خوب بود اما متاسفانه اين هنرمندان جوان در اجراي قطعه سوم شان نتوانستند سه نوازي خوبي با هم داشته باشند. در واقع هر کس تنها ساز خودش را مي زد و به ريتم ديگري توجهي نداشت. فيه مافيه در بخش سازي قطعات ديگري چون آفرو و نهاوند را نيز نواختند و پس از ده دقيقه تنفس بخش آوازي را که تماماً براساس اشعار مولانا بود آغاز کردند.

در اين بخش گروه با تلفيق جديدي ارادت خود را به مولانا نشان دادند و اين پيام را اينگونه به مخاطب القا کردند که مولانا تنها متعلق به ايران است اما اشعارش جهاني است و قابليت اين را دارد که بتوان آنها را در قالب قطعات موسيقي با هر زبان و ژانري اجرا کرد. ابتکار جديد گروه فيه مافيه اين بود که در هر قطعه از يکي از خوانندگان برجسته بهره جسته بودند به طوري که در اولين قطعه از بخش سازي با عنوان بلخي استاد غلامعلي پورعطايي خواننده و دوتارنواز خراسان در ترکيب گروه قرار گرفت و اين قطعه را که براساس موسيقي بومي خراسان بود با دوتارنوازي خود آغاز کرد. تلفيق بجاي موسيقي بومي و غربي در اين قطعه به وضوح ديده مي شد چرا که هوشيار خيام با تبحر خاص خود در نوازندگي پيانو توانست به خوبي دونوازي زيبايي را با دوتار خراسان و آواز پورعطايي داشته باشد. البته در اواسط قطعه همايون نصيري با دهل، سعيد نايب محمدي با عود و ميثم مروستي با ويولن آلتو نيز اين دو هنرمند را همراهي کردند. نواي موسيقي اين گروه از قطعه خراسان به اپراي غرب پيوند خورد و هوشيار خيام با پيانوي خود تيگران سوکيازيان خواننده ارمني را در اجراي قطعه ريشه همراهي کرد اما قبل از اجرا خيام به نمايندگي از گروه در توضيح قطعات اجرايي در بخش آوازي گفت؛ اين قسمت شامل چهار قطعه آوازي به چهار گويش مختلف براساس اشعار مولانا است. در طول انجام کار نايب محمدي از من خواست که روي اشعار انگليسي مولوي نيز کار کنم، من نيز به واسطه اينکه ادموند آلبري قطعات مولانا را به زبان انگليسي ترجمه کرده توانستم از آنها براي اجراي اين قطعه استفاده کنم. او افزود؛ اشعاري که آلبري ترجمه کرده بيشتر با مضمون طبيعت است و ما نيز آنها را اجرا خواهيم کرد. پس از اجراي اين قطعه کاملاً کلاسيک گروه به همراه مصطفي کريم خواننده سوريه يي وارد سن شدند. قبل از اجرا نايب محمدي گفت مصطفي کريم يکي از بزرگترين و بهترين اساتيد آواز سوريه است که تسلط خارق العاده يي روي آواز سنتي خودشان دارد. براي ما باعث افتخار است که با ايشان در چند اجرا همکاري داشته ايم. سپس نايب محمدي به دونوازي قانون با تم سوري پرداخت و گروه قطعه موشح قطعه قديمي عربي در مقام حجاز را اجرا کردند. موشح شعري موسيقايي با اصليت اسپانيايي مسلمان است که در قرن دهم ابداع شد و به سرعت در مشرق عربي يعني در کشورهاي مصر، سوريه و لبنان انتشار يافت. آخرين قطعه اجرايي اين گروه به خوانندگي مجتبي عسگري بود که قطعه وداع را به آهنگسازي نايب محمدي اجرا کردند.
عناوين اين صفحه
مولانا به ايران رسيد
حکايت تاريکي

حکايت تاريکي
سالن کاملاً تاريک بود و هيچ کس قادر به ديدن نوازنده ها نبود. اين اتفاق شايد در لحظات اوليه تماشاچيان را يک مقدار سردرگم کرده بود اما اين تاريکي خود حکايت ديگري داشت چرا که پس از چند لحظه روي پرده سالن تصويري از کارگاه کوزه گري به نمايش درآمد. در واقع موسيقي و تصوير با هم همگام شده بودند تا مخاطب را به مقصود نهايي برساند. البته اين اتفاق تنها مختص اين قطعه نبود بلکه در تمام طول اجرا تصاوير پشت صحنه با تغيير قطعات تغيير مي کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام