پنج شنبه، 10 آبان 1386 - شماره 1529
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
سريال«بي صدا فرياد کن» رنگ واقعيت گرفت
کشف جسد سه معتاد در ساختمان پاکسازي شده
گروه حوادث؛ کشف جسد سه مرد معتاد در ساختمان نيمه کاره يي که دو روز پيش از سوي پليس تهران پاکسازي شده بود بازپرس ويژه قتل را در برابر فرضيه توزيع مواد مخدر مسموم قرار داد تا سريال

«بي صدا فرياد کن» رنگ واقعيت به خود بگيرد.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 13 ظهر روز سه شنبه ماموران کلانتري 119 مهرآباد جنوبي در جريان کشف جسد مردي جوان در ساختمان نيمه کاره يي در خيابان 45 متري زرند در حوالي شهرک توحيد قرار گرفتند و پس از حضور در محل متوجه شدند متوفي که جواني 25ساله است معتاد بوده و در پي تزريق مواد مخدر جان باخته است.

پس از کشف جسد موضوع به بازپرس روشن رئيس شعبه سوم دادسراي جنايي تهران اطلاع داده شد و وي دستور انتقال جسد قرباني به پزشکي قانوني را صادر کرد. از سويي از آنجا که هويت مرد معتاد که شلوار لي آبي رنگ و پليور بر تن داشت معلوم نبود تحقيقات درخصوص افشاي هويت وي نيز در دستور کار پليس قرار گرفت.

ساعت 17 همان روز در حالي که ماموران کلانتري همچنان در انتظار رسيدن متخصصان پزشکي قانوني و تشخيص هويت به ساختمان نيمه کاره بودند يکي از ماموران متوجه گودالي شد که در اطراف آن تعداد زيادي سرنگ پخش شده بود، وي پس از نزديک شدن به گودال ناگهان با جسد مردي ديگر مواجه شد.

دومين متوفي مردي 40ساله به نام «غلامرضا ر.» بود و آثار اعتياد در او به چشم مي خورد. به اين ترتيب براي دومين بار زنگ تلفن همراه بازپرس ويژه قتل تهران به صدا درآمد، وي بعد از آن که از کشف دومين جسد مطلع شد دستور انتقال آن را به پزشکي قانوني صادر کرد.

در شرايطي که ساختمان نيمه کاره تحت محافظت پليس قرار گرفته بود تا بازرسي از محل و تحقيق هاي لازم درباره مرگ دو مرد معتاد صورت بپذيرد ماموران ساعت 24 هنگامي که وارد طبقه دوم اين ساختمان شدند مردي جوان را مشاهده کردند که در حال احتضار بود. ماموران بلافاصله پس از مشاهده اين جوان و کنترل علائم حياتي او موضوع را به اورژانس تهران اطلاع دادند و درخواست کمک کردند اما پيش از حضور امدادگران وي نيز جان خود را از دست داد و کشف سومين جسد در ساختمان نيمه کاره به بازپرس روشن اطلاع داده شد و وي اين بار ضمن دستور انتقال جسد اين جوان 20ساله که «محمد» نام داشت به پزشکي قانوني تحقيقات ويژه يي را درخصوص علت مرگ همزمان سه مرد در يک ساختمان آغاز کرد.

بررسي هاي مقدماتي نشان داد هر سه معتاد در همان روز کشف اجساد جان باخته و همگي از طريق تزريق نياز خود به مواد مخدر را برطرف مي کردند. به همين خاطر بازپرس جنايي تهران با اين فرضيه مواجه شد که مخدرهايي که مواد فروش ناشناس در آن روز به معتادان فروخته آلوده و مسموم بوده است.

از سويي ديگر در جريان تحقيقات مشخص شد ساختمان محل کشف اجساد دو روز قبل در جريان عملياتي ويژه از سوي پليس تهران پاکسازي شده و 17 معتاد و فروشنده مواد مخدر در آنجا بازداشت شده بودند.

بازگشت معتادان به ساختمان پاکسازي شده و مرگ سه تن از آنان روز گذشته با انتقاد رئيس شعبه سوم دادسراي امور جنايي از پليس تهران همراه شد. بازپرس روشن درباره اين حادثه گفت؛«متاسفانه پليس پس از پاکسازي اين محل اقدامات لازم ثانويه را انجام نداده، محل را پلمب نکرده و آنجا را بدون محافظت رها کرده که همين امر باعث بازگشت معتادان به ساختمان متروکه شده است.»

وي افزود؛ «اقدام ديگري که پليس در انجام آن غفلت کرد شناسايي صاحب ساختمان مورد نظر، بازداشت و بازجويي از او درخصوص علت رها کردن ساختمان و تعيين تکليف اين محل بوده است.»

بنابراين گزارش در حالي که هم اکنون تحقيقات پيرامون فرضيه فروش مواد مخدر مسموم در ساختمان نيمه کاره ادامه دارد بازپرس روشن خواهان بازجويي از مالک ساختمان توسط پليس شده است و اين در حالي است که روز گذشته خبرنگار ما هنگام حضور در محل مورد نظر بار ديگر با تجمع تعداد زيادي از معتادان در آن مکان روبه رو شد و ماموران بار ديگر ساختمان نيمه کاره را رها کرده اند.
دو متهم در جلسه محاکمه قتل را گردن يکديگر انداختند
معماي پيچيده جنايت در کارگاه مبل سازي
گروه حوادث؛ متهمان سرقت خونين از کارگاه مبل سازي در جلسه محاکمه انگشت اتهام را به سوي يکديگر نشانه رفتند و قضات دادگاه را با معمايي پيچيده روبه رو کردند.

به گزارش خبرنگار ما روز گذشته صفر خاکي نماينده دادستان تهران هنگامي که در جايگاه ويژه شعبه 74 دادگاه کيفري استان قرار گرفت به تشريح جنايتي پرداخت که در جريان آن جواني به نام حسين در يک کارگاه مبل سازي از پاي درآمد. خاکي در توضيح ماجرا گفت؛ «در اين پرونده سعيد 21 ساله متهم به مباشرت در قتل عمدي و بابک متهم به معاونت در قتل عمدي جواني به نام حسين هستند. روز 29 تيرماه سال 84 ماموران کلانتري شهرک راه آهن از وقوع قتل در يک کارگاه مبل سازي مطلع شدند و با حضور در محل مشاهده کردند مقتول دست و پايش بسته و پارچه يي دور گردنش پيچيده شده است. در جريان تحقيقات با اطلاعاتي که از صاحب کارگاه به دست آمد و همچنين با بررسي اموالي که از متهمان در صحنه باقي مانده بود در فاصله کوتاهي از زمان وقوع قتل متهمان بازداشت شدند و ضمن اعتراف به قتل انگيزه شان را سرقت از کارگاه اعلام و تاکيد کردند فقط 140 هزار تومان از مقتول دزديده اند. نماينده دادستان تهران ادامه داد؛ پزشکي قانوني علت اصلي فوت حسين را خفگي ناشي از انسداد مجاري فوقاني تنفسي اعلام کرد و در نهايت سعيد قتل را پذيرفت و بابک به همدستي با وي اقرار کرد. به همين خاطر درخواست صدور حکم قانوني را دارم.»

در ادامه جلسه محاکمه اولياي دم مقتول براي سعيد به عنوان متهم رديف اول درخواست قصاص کردند و خواستار اشد مجازات براي بابک شدند. سپس قاضي کوه کمره يي رئيس دادگاه نوبت را به سعيد داد تا به دفاع از خود بپردازد. اين جوان با انکار اتهام قتل، همدستش را به عنوان عامل اصلي جنايت معرفي کرد و گفت؛ من و بابک هر دو از شهرستان به تهران آمده بوديم و دنبال کار مي گشتيم تا اينکه روز حادثه به دهکده المپيک رفتيم و پس از صحبت با صاحب کارگاه مبل سازي توانستيم در آنجا مشغول به کار شويم و قرار شد شب ها را نيز نزد حسين - يکي از کارکنان کارگاه- بمانيم.

وي افزود؛ هنگامي که براي خريد شام بيرون رفتيم بابک به من گفت در دست حسين 30 هزار تومان پول ديده است. از من خواست به او کمک کنم تا پول را از حسين بدزديم اما من وي را از اين کار منصرف کردم و در نهايت به کارگاه بازگشتيم. براي خواب آماده شده بوديم که ناگهان حسين از کارگاه به طرف مغازه رفت و بابک به وي حمله کرد و از پشت گردن او را گرفت و به من اشاره کرد تا کمکش کنم ولي من اين کار را انجام ندادم. آن دو با هم درگير شدند و حسين در حالي که دست و پا مي زد يک پيچ گوشتي را که روي زمين افتاده بود برداشت اما نتوانست با آن از خودش دفاع کند و ناگهان خون از بيني و دهانش بيرون زد. هرچه به بابک اصرار کردم که حسين را رها کند به حرفم توجهي نکرد و بعد از آنکه مرد جوان روي زمين افتاد بابک از من خواست برايش سيم و پارچه ببرم تا دست و پا و گردن وي را ببندد. من نيز از ترس اين کار را کردم.

متهم به قتل در ادامه اظهاراتش گفت؛در اين هنگام همسايه ها با شنيدن داد و فريادهاي ما به مقابل کارگاه آمدند و بابک به آنها گفت اتفاق خاصي نيفتاده و ما در حال شوخي با يکديگر بوديم و آنها نيز رفتند. همه ماجرا به اين شکل اتفاق افتاد و من در قتل هيچ نقشي نداشتم و اگر سابقه زندگي ام را بررسي کنيد متوجه مي شويد اصلاً نيازي به دزدي و آدم کشي ندارم.

در اين هنگام قاضي دادگاه به بخشي از اعترافات قبلي سعيد اشاره کرد و گفت؛ تو گفته يي براي اينکه مقتول داد و فرياد نکند با چاقو او را تهديد کرده و سپس دست و پا و گردنش را بسته يي. در اين باره چه مي گويي؟

متهم پاسخ داد؛ آن زمان من 18 سال بيشتر نداشتم و هرچه قبلاً گفتم تحت فشار بوده و به هيچ وجه با حسين درگير نشدم.

در ادامه جلسه محاکمه بابک در جايگاه متهم قرار گرفت و با پذيرفتن اتهام همدستي در قتل ايفاي نقش اصلي در اين جنايت را انکار کرد و گفت؛ اين سعيد بود که در دست مقتول پول را ديد و به من پيشنهاد سرقت داد و خود وي نيز آن مرد را کشت و من فقط با وي همدستي کردم.

متهم رديف دوم ادامه داد؛ پس از فرار از کارگاه به ترمينال رفتيم در حالي که هنوز نمي دانستم حسين فوت شده است. از سعيد در اين باره سوال کردم او مرگ مرد جوان را تاييد کرد و گفت خودش در پايان کار بيني و دهان حسين را گرفته و از مرگ وي مطمئن شده است. بعد از آن هر کدام به شهر خودمان رفتيم.

بعد از پايان دفاعيات دو متهم، وکيل سعيد در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ در بازجويي هاي اوليه بعد از آنکه موکلم قتل را گردن گرفت بابک از زندان برايم نامه يي نوشت و طي آن از پذيرش اتهام قتل از سوي سعيد تشکر کرد و اين نشان مي دهد در اين قتل هر دو متهم نقش داشته اند و نمي توان سعيد را به تنهايي عامل اين جنايت دانست.

در ادامه وکيل مدافع متهم رديف دوم نيز بر بيگناهي موکلش اصرار کرد و سپس قاضي دادگاه ادامه رسيدگي به پرونده را براي مشخص شدن قاتل اصلي و تحقيق درخصوص نامه بابک به آينده موکول کرد.
فروشنده دوره گرد، متهم سرقت 100 کيلوگرم طلا و جواهر
گروه حوادث؛ فيلمبرداري صاحبان يک کارگاه طلاسازي از راز سرقت هاي متوالي طلا از اين کارگاه پرده برداشت و فروشنده دوره گرد طلا را روانه بازداشتگاه پليس آگاهي تهران کرد.

به گزارش خبرنگار ما پنجشنبه هفته قبل صاحبان يک کارگاه طلاسازي در خيابان سليمان خاطر پس از تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 به ماموران اطلاع دادند که فردي را به اتهام سرقت طلا از اين کارگاه دستگير کرده اند. با مراجعه ماموران به محل مشخص شد که صاحبان کارگاه يک فروشنده دوره گرد طلا به نام عباس را که از مدت ها پيش با اين کارگاه در ارتباط بوده و از مشتريان ثابت آنهاست در حال سرقت 640 گرم طلا دستگير و از اين مرد در حال انجام سرقت فيلمبرداري نيز کرده اند.

پس از بازبيني فيلم و اثبات ادعاي شکات، متهم توسط ماموران بازداشت شد و در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي تهران قرار گرفت تا تحقيقات فني از وي انجام شود. با بررسي پرونده توسط کارآگاهان و انجام تحقيقات اوليه و بازجويي از متهم 41 ساله شريک وي به نام مهدي نيز شناسايي و با اخذ دستور قضايي بازداشت شد و درنهايت روز گذشته بازپرس شعبه پنجم دادسراي جنايي تهران به بررسي اظهارات شاکيان و مالباختگان پرداخت. محمود يکي از صاحبان کارگاه طلاسازي در اظهارات خود گفت؛ از شش سال و نيم پيش با اين مرد که فروشنده دوره گرد طلا است و طلاهاي ساخته شده را در طلافروشي ها پخش مي کند آشنا شديم و او هر هفته با مراجعه به کارگاه ما مقاديري طلا خريداري مي کرد. عباس به مرور زمان موفق شد اعتماد کامل ما را جلب کند تا حدي که ما به او هر هفته مقادير زيادي طلاي اماني مي داديم و پول آنها را پس از فروش مي گرفتيم. پس از مدتي متوجه شديم که هر از گاهي مقاديري طلا از کارگاه ناپديد مي شود. اين موضوع شک ما را به سوي کارمندان و پرسنل کارگاه برد ولي از آنجا که هيچ سند يا مدرکي که اثبات کننده اتهام کسي باشد در دست نداشتيم اقدامي براي شناسايي سارق ناشناس نکرديم. تا اينکه سرانجام تصميم گرفتيم بدون اينکه کسي متوجه شود دوربيني در کارگاه نصب کنيم و به طور نامحسوس رفتار افراد را کنترل کنيم تا دست سارق رو شود. اما تا مدتي هيچ حرکت مشکوکي مشاهده نمي شد. تا اينکه سرانجام رفتار عباس شک ما را برانگيخت. با دقت به ساعات رفت و آمد او به کارگاه متوجه شديم که وي همواره پنجشنبه ها بعد از ظهر که ساير کارکنان و حتي آبدارچي رفته اند به کارگاه مي آيد و خيلي اوقات در دفتر ما تنها است و ما به خاطر اعتمادمان به وي کاري به او نداريم و او آزادانه هر جايي سرک مي کشد. به همين دليل تصميم گرفتيم که دوربين را از کارگاه به دفتر کار خودمان منتقل کنيم و يک روز که او آمد رفتارش را تحت نظر قرار دهيم. مرد شاکي ادامه داد؛ ساعت 2 بعد از ظهر پنجشنبه هفته گذشته عباس مطابق معمول به کارگاه آمد. ما او را در اتاق تنها گذاشتيم و از اتاق ديگر او را تحت نظر گرفتيم. پس از چند دقيقه ديديم که وي به ميز نزديک شد و کتش را روي طلاهايي که روي ميز بود انداخت و آنها را برداشت. ما ابتدا فکر کرديم که فقط يک رشته گردنبند برداشته است ولي وقتي به اتاق بازگشتيم و از او خواستيم که محتويات جيب کتش را به ما نشان دهد متوجه شديم که 640 گرم از طلاهاي ساخته شده يي را که روي ميز قرار داشته لاي کتش پنهان کرده است. بلافاصله موضوع را به پليس اطلاع داديم و ماموران او را بازداشت کردند.

در حالي که مالکان کارگاه طلاسازي مدعي هستند که اين مرد 41 ساله طي شش سال حدود 100 کيلوگرم طلاي ساخته شده از آنها به سرقت برده است عباس ادعا کرد که مالکان کارگاه او را بي دليل متهم مي کنند و قصد دارند با چسباندن اين اتهام به او مبلغ زيادي پول از وي طلب کنند. پس از اظهارات مالباختگان و متهم، بازپرس توکلي- مسوول رسيدگي به پرونده- عباس و شريکش مهدي را با صدور قرار وثيقه نيم ميليارد توماني روانه بازداشتگاه آگاهي کرد تا تحقيقات بيشتري از آنها انجام شود. از سوي ديگر وي دستور داد با محاسبه دقيق ميزان طلاهاي به سرقت رفته از کارگاه طلاسازي از طريق بيلان ماهيانه و ساليانه کارگاه و بررسي مراودات مالي و حساب هاي بانکي صاحبان ادعاي آنها درخصوص به سرقت رفتن نزديک به 100 کيلوگرم طلا طي شش سال توسط تيم ويژه کارشناسي بررسي شود.
خطرات مرگبار مواد مخدر ناخالص
سرهنگ جواد کشفي*

نتايج بررسي و آزمايش مواد مخدر کشف شده در شهر تهران حاکي از آن است که با توجه به بالا بودن قيمت برخي از اين مواد افرادي سودجو که در راس گروه هاي توزيع کننده اين مواد قرار دارند با افزودن مواد شيميايي و ناخالصي هاي ارزان قيمت تلاش مي کنند قيمت خريد را براي قربانيان معتاد خود پايين بياورند و به آمار بالاتري در فروش اين مواد دست يابند. تحقيقات به عمل آمده نشان دهنده اين است که مواد مخدر و افيوني چون کراک و هروئين که در حال حاضر در سطح شهر تهران توزيع مي شود تنها تا 25 درصد خالصي دارد و مابقي را مواد شيميايي خطرناکي تشکيل مي دهند که خطر ناشي از مصرف آنها بسيار بيشتر از خود مواد مخدر و در بسياري موارد مرگ آور است و افراد معتاد بدون اطلاع از خطري که آنها را تهديد مي کند با خريد و استفاده اين مواد خود را در آستانه مرگ قرار مي دهند. چندي پيش پس از انهدام يک باند بزرگ توزيع مواد مخدر در پايتخت با بازرسي مخفيگاه آنها و اظهارات متهمان مشخص شد که اين افراد در کارگاهي در داخل مخفيگاهشان پس از مخلوط کردن مواد افيوني با مواد شيميايي خطرناک آنها را داخل کپسول هاي خالي مي ريخته و تحت عنوان مواد مخدر خارجي توزيع مي کرده اند. به واسطه اين اقدام باندهاي توزيع شاهد هستيم قيمت برخي از مواد مخدر از جمله هروئين و قرص هاي روانگردان و اکستازي که وارداتي است در کشورمان بسيار پايين تر از کشورهاي توليدکننده بوده و در عوض چندين برابر خطرناک تر از نمونه هاي خارجي است. هر چند پليس تلاش مي کند تا با توليد و توزيع کنندگان مواد مخدر و به طور خاص مواد تقلبي و مسموم مقابله کند اما معتادان نيز بايد به خطرات بزرگي که سلامت جسمي و رواني آنان را تهديد مي کند هرچه سريع تر براي درمان خود و ترک اعتياد اقدام کنند.

* رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ
عناوين اين صفحه
کشف جسد سه معتاد در ساختمان پاکسازي شده
معماي پيچيده جنايت در کارگاه مبل سازي
فروشنده دوره گرد، متهم سرقت 100 کيلوگرم طلا و جواهر
خطرات مرگبار مواد مخدر ناخالص
دختر کر و لال در اسارت مسافرکش شيطان صفت
توضيح درباره يک خبر
اعدام دو محکوم به مرگ در اراک و قم
نجات کودک 6 ساله از چنگ زن کودک ربا
سرقت 5/6 ميليوني سه مامور قلابي

دختر کر و لال در اسارت مسافرکش شيطان صفت
گروه حوادث؛ دو مرد شيطان صفت که پس از ربودن دختر کر و لال و زنداني کردن او در خانه يي در قيطريه وي را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند پس از يک ماه تحقيقات فشرده کارآگاهان دستگير شدند.به گزارش خبرنگار ما شامگاه پنجشنبه 12 مهرماه سال جاري زني سراسيمه به ماموران گشت پليس در بلوار کاوه اطلاع داد که دختر 18 ساله کر و لالش به طرز مرموزي ناپديد شده است. زن 48 ساله در اظهاراتش به ماموران گفت؛ من به همراه دخترم که کر و لال است نزد دکتر تغذيه رفته بوديم. هنگام بازگشت دخترم به من گفت که دلش مي خواهد اندکي پياده روي کند و من هم مطابق معمول قبول کردم و خود تنها به خانه بازگشتم. اما اينک بيش از سه ساعت از جدا شدن ما از هم مي گذرد و او هنوز به خانه بازنگشته است. با شکايت اين زن تحقيقات پليس براي يافتن سمانه - دختر کر و لال- آغاز شد و يک روز بعد يکي از واحدهاي گشتي پليس دختر را که سراسيمه در حال دويدن بود شناسايي کرد و وي به خانواده اش تحويل داده شد. سمانه پس از بازگشتن به آغوش خانواده به مادرش فهماند که در اين مدت توسط دو نفر در خانه يي زنداني شده بود و اين افراد ضمن آزار و اذيت وي از او عکس گرفته و در حالي که قصد داشته اند او را براي مدت زيادي نگهدارند با کمک يک کارگر افغان موفق شده از طريق پنجره ساختمان از محل فرار کند. با پيگيري شکايت خانواده دختر جوان و افزوده شدن اظهارات سمانه به پرونده کارآگاهان اداره 16 پليس آگاهي تهران تحقيقات ويژه يي را در اين خصوص از سرگرفته و سليماني داديار جنايي تهران به آنان دستور داد با توجه به اظهارات سمانه و تحقيق از منابع محلي براي دستگيري دو مرد شيطان صفت اقدام کنند.با تحقيق مجدد کارآگاهان از سمانه مشخص شد که وي پس از خسته شدن از پياده روي سوار يک خودروي پيکان شده که پيش از آن نيز راننده ميانسال آن را بارها در بلوار کاوه مشاهده کرده بود. دختر جوان گفت؛ من از راننده خواستم که مرا به خانه برساند اما او که متوجه ناتواني من شده بود من را به خانه فرد ديگري برد و در آنجا زنداني شدم. ماموران در ادامه براي شناسايي خانه يي که سمانه توسط راننده پيکان به آنجا منتقل شده بود دختر جوان را سوار ماشين گشت به نزديکي منطقه مورد نظر بردند و از وي خواستند خانه يي را که در آن زنداني بوده شناسايي کند. سرانجام با دو روز گشتن در کوچه هاي منطقه سرانجام سمانه موفق شد خانه يي که يک شب را در آن به اسارت گذرانده بوده پيدا کند. پس از شناسايي خانه مورد نظر با دستور بازپرس سليماني تيمي از ماموران به طور نامحسوس به مراقبت از اين منزل مسکوني پرداختند و پس از 24 ساعت کنترل رفت و آمد ها به خانه سرانجام علي صاحبخانه 50 ساله و يک کارگر افغان را که در آنجا زندگي مي کرد شناسايي و دستگير کردند. علي در اظهاراتش گفت؛ من فقط با قصد خير دختر جوان را که همراه دوستش بود در خانه ام پناه دادم چرا که گمان مي کردم سمانه گم شده و با توجه به ناتواني اش نتوانسته نشاني منزلش را بيابد. علي با رد اتهام آزار و اذيت دختر جوان مدعي شد شب حادثه در خانه نبوده و اطلاعي از آنچه در منزل وي اتفاق افتاده ندارد. با وجود اظهارات علي تحقيقات محلي ماموران نشان مي دهد که اين خانه خالي از سکنه و در اختيار اين مرد 50 ساله است و هر از چندگاهي افراد مشکوکي به اين خانه رفت و آمد دارند.در ادامه بازجويي ها جوان افغان با تاييد ادعاهاي دختر کر و لال ماجرا را چنين شرح داد؛ من از مدتي پيش در اين خانه خالي از سکنه زندگي مي کنم. آن شب علي و دوستش اين دختر را به خانه آوردند و او را مورد آزار و اذيت قرار دادند و من که دلم براي سمانه سوخته بود به بهانه يي موفق شدم دختر جوان را به اتاق بکشانم و او را فراري دهم. با تکميل تحقيقات اوليه بازپرس سليماني علي را با قرار وثيقه روانه بازداشتگاه پليس آگاهي کرد تا تحقيقات از اين مرد توسط کارآگاهان ادامه يابد.


توضيح درباره يک خبر
اولياي دم پسر 9 ساله يي که فرزندشان به دست دختر خدمتکار به نام صغري به قتل رسيده است با ارسال نامه يي به روزنامه اعتماد توضيحاتي را به روزنامه ارسال کرده اند که مي خوانيد.مطالب مندرج در شماره 10/7/86 در روزنامه اعتماد درباره متهمي به نام صغري هيچ کدام در پرونده موجود نمي باشد و قاتل در تمام مراحل با توجه به تناقض گويي متعدد حتي نامه يي که اخيراً (زمستان 85) از زندان براي ما ارسال داشته و در پرونده منعکس است اقرار صريح به قتل کودک دلبندمان داشته است. متاسفانه قاضي محترم شعبه 105 با استناد به بخشنامه، قوانين موضوعه و قواعد شرعي و قانوني کشور را زير پا گذاشته و قاتل انساني بي گناه را با قيد ضمانت آزاد نموده است. به محض اطلاع از اين موضوع نزد قاضي محترم رفته اعتراض خود را اعلام داشتيم ولي ايشان از گرفتن نامه اعتراض امتناع کردند. البته حق اعتراض به قاضي محترم 105 به مراجع ذي صلاح براي ما محفوظ مي باشد. براي پيگيري پرونده به دادسراي اجراي احکام مراجعه نموديم و خواهان اجراي حکم شديم. قاضي محترم اجراي احکام دستور جلب متهم را صادر نمودند و متاسفانه متهم متواري است. مجدداً قاضي محترم اخطاريه يي براي ضامن ارسال کرد که ظرف مدتي متهم را تحويل دهد.روزنامه محترم مي خواهد با داستانسرايي و قصه نويسي و مطالب کذب و عاري از حقيقت سبب تشويش اذهان عمومي و آزار و اذيت ما اولياي دم گردد. کودک بي گناه و معصوم توسط قاتل به طرز فجيع کشته شده و قاضي تيموري قاتل را آزاد مي کند و حقوق حقه ما اولياي دم را ناديده مي گيرد. آيا قانون به واقع معنا و مفهوم خود را از دست داده است؟ قانون و مجريان قانون پناهگاهي براي قاتلان و جنايتکاران شده اند.

در اخبار منتشر شده درباره صغري، اين موضوع که اين دختر به قتل اعتراف کرده همواره قيد شده و تمامي موارد منعکس شده بنا به محتويات پرونده و تصميم فعلي قاضي پرونده بوده که به تاييد رئيس شعبه 105 دادگاه عمومي رشت نيز رسيده است.


اعدام دو محکوم به مرگ در اراک و قم
دو مرد به اتهام تجاوز به عنف و شرارت در اراک و قم به دار آويخته شدند.رئيس مرکز اطلاع رساني معاونت اجتماعي و ارشاد نيروي انتظامي استان مرکزي گفت؛ يک شرور و متجاوز به عنف روز سه شنبه در اراک به دار آويخته شد. سروان «سيداحمد خسروي» روز چهارشنبه در گفت وگو با ايرنا افزود؛ اين حکم توسط ديوان عالي کشور تاييد شده بود. وي بيان کرد؛ مجرم به نام «احمد د.» اهل و ساکن اراک که مرتکب چندين فقره شرارت، تجاوز به عنف و ديگر موارد مفسده شده بود در ميدان فراهان شهر اراک به دار مجازات آويخته شد.همچنين مرد ديگري که حکم اعدام وي به جرم تجاوز به عنف در ديوان عالي کشور به تاييد رسيده بود روز گذشته در قم به دار آويخته شد.


نجات کودک 6 ساله از چنگ زن کودک ربا
گروه حوادث؛ سانحه رانندگي مانع ربوده شدن پسر بچه 6 ساله توسط زن آدم ربا شد.به گزارش خبرنگار ما ساعت 15 بعد از ظهر سه شنبه 8 آبان ماه جاري زني که کودکي 6 ساله را در آغوش داشت در حال عبور از خيابان ستارخان در نزديکي فلکه دوم صادقيه با يک خودرو سمند تصادف کرد و هر دو نقش بر زمين شدند. پس از اجتماع مردم براي کمک رساندن به زن 50 ساله و پسر خردسال، کودک 6 ساله در حالي که مي گريست به مردم گفت که اين زن مادرم نيست. در اين ميان يکي از عابران با شناختن سعيد که فرزند يکي از همسايگان شان است بلافاصله مادر وي را در جريان موضوع قرار داد. در حالي که زن ناشناس قصد داشت سعيد را سوار تاکسي کند و از محل بگريزد با سر رسيدن مادر پسربچه 6 ساله و کمک مردم از ربودن کودک بازماند و پس از دستگير شدن توسط عابران، به ماموران گشت پليس تحويل داده شد.اين زن روز گذشته در بازجويي ها ادعا کرد تنها قصد عبور دادن پسر خردسال از خيابان را داشته است. پس از اظهارات اين زن قاضي جعفري معاون دادسرا متهم 50 ساله پرونده را براي ادامه تحقيقات در اختيار کارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران قرار داد.


سرقت 5/6 ميليوني سه مامور قلابي
گروه حوادث؛ سه مرد جوان پس از معرفي کردن خود به عنوان مامور پليس 5/6 ميليون تومان پول زن جوان را ربودند.به گزارش خبرنگار ما روز گذشته زني جوان با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران از سه سارق مامور نما که کيف دستي اش را ربوده اند شکايت کرد. زن 32 ساله در شرح ماجرا به جعفري معاون دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ ساعت يک بعدازظهر شنبه پس از گرفتن وام خودرو از بانک خارج و سوار ماشين شدم که در بين راه سه نفر سوار بر يک پرايد سفيد رنگ ماشين مرا متوقف کردند. پس از آنکه خود را مامور پليس آگاهي معرفي و شروع به گشتن خودرو کردند يکي از آنها کيف من را برداشت و پس از گشتن کيف دستي ام که مبلغ شش و نيم ميليون تومان وام خريد خودرو داخلش بود، به من گفت که براي بازپس گيري کيفم بايد به پليس آگاهي مراجعه کنم. صبح يکشنبه زماني که به مقر پليس آگاهي مراجعه کردم فهميدم که آن سه نفر مامور نبوده اند و کيف من ربوده شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام