جاهد جهانشاهي

نورمن ميلر نويسنده و منتقد اجتماعي- سياسي امريکا که در 25سالگي با رمان برهنه ها و مرده ها از جمع نويسندگان سرشناس امريکايي سر درآورده بود با انتشار کتاب «درباره خدا» به خواب ابدي فرو رفت.
زندگي ميلر سراسر قصه بود و مبارزه. از همان ابتداي کار نويسندگي نقد سياسي را هم به طور هم زمان دامن زد. در طول زمان توانست به سياست پيشگان تفهيم کند که نقد خانمان برانداز نيست. مشکل گشا است. نقد يکي از کار پايه هاي انسان آزاد و جامعه طالب آزادي است و اين موهبت هديه نخبگان سياسي به مردم نيست، بلکه مردم هستند که با ارج نهادن به آزادي اهل سياست را وادار به رعايت و حفظ آن مي کنند.
فعاليت سياسي جدي او از عصر مک کارتيسم و سرکوب و دستگيري نويسندگان و هنرمندان شروع شد و تا آخرين نفس هايش از تقبيح سياست هاي جنگ افروزانه بوش و ديک چني و ديگر ياران آنها در عراق و افغانستان باز نايستاد.
از اين نويسنده بالغ بر چهل اثر در دسترس است و همه آنها به نحوي خميرمايه انتقادي در خود نهفته دارند. شايد بتوان گفت ميلر از نادر نويسندگان امريکايي است که در طول عمر براي بارور کردن دموکراسي جنگيد و در برابر هر جنگي جانانه زبان به اعتراض گشود.
او در گذر زمان جوايز ادبي متعددي کسب کرد که «ارتش برخاسته از عشق شب» و «آواز جلاد» در دو برهه مختلف دو جايزه پوليتزر را برايش به ارمغان آورد.
نورمن ميلر 1923 در بروکلين نيويور ک زاده شد، زود هنگام به نوشتن روي آورد، رشته مهندسي را در دانشگاه هاروارد طي کرد و سال 1944 براي جمع آوري مطالب براي رمان خويش عازم جنگ با ژاپن شد و در درگيري هاي کم اهميت شرکت جست. سال 1948 پس از پايان جنگ وصلت کرد و رمان «برهنه ها و مرده ها» به بازار عرضه شد. هنگام بازگشت از جنگ پي برد که کتابش در مقام پرفروش ها قرار گرفته و از شهرتي جهاني برخوردار شده است. او در ارتش بيش از آنکه شاهد خشونت جنگ باشد ناظر خشونت قدرت بود. ساختار ظاهري رمان ميلر شباهتي به «موبي ديک» هرمان ملويل دارد. اينجا است که هشدارهاي نويسنده در برابر خودکامگي هاي نظامي امريکايي طنين مي اندازد؛ امريکايي که تحت لواي ميهن پرستي براي ديگر کشورها ديکتاتورهاي رنگ وارنگ مي تراشد.
در آن روزگار که اغلب نويسندگان امريکايي سعي مي کردند از سياست فاصله بگيرند ميلر خواستار شد تا سياستمداران در برابر اعمال شان پاسخگو باشند. سال 1960 جان اف کندي رئيس جمهور وقت ميلر را به مقام مشاور خود برگزيد تا بتواند با پيشنهادات خود دامنه اصلاحات را گسترش دهد. سال 1969 نامزد پست شهرداري نيويورک شد، اما چون شعارهاي آزادي خواهانه او با شرايط جامعه هم سو نبود، ناکام ماند.
فعاليت سياسي او با «کندي» شروع شد، با «ليندون ب جانسون» ادامه يافت و با «ريچارد نيکسون» که جنگ خانمانسوز ويتنام را به پايان رساند، خاتمه يافت و به اين ترتيب ثابت کرد که دموکرات ها هم نقش آفرينان «گسترش صنايع نظامي» بودند.
ميلر انساني بي قرار بود، مبارزه براي او هدف اصلي بود، چه همراه ديگران و چه تنها، از هر شکستي موفقيت مي آفريد و گامي به پس نمي نهاد. زماني 10 سال آزگار پيرو همينگوي بود، بوکس بازي مي کرد، به ماهيگيري و شکار مي رفت، تا مرز افراط باده گساري مي کرد و سپس مي نوشت؛ 1951 رمان «دمادم بربريت» و 1955 «پارک گوزن ها».
اين هم چهره يي ديگر از ميلر؛ جنگجو، اهل جدل، نامزد سابق پست شهرداري، مبارز ديرپاي عرصه ادبيات، پدر نه فرزند، روشنفکر افراطي، فيلسوف اگزيستانسياليسم، پيشگام بي تربيتي، اهل نزاع در کوچه و بازار، شش ازدواج رسمي، مشتري پر و پا قرص پياله فروشي ها و...
ميلر هم مثل دولت هاي امريکا در همه عرصه ها زياده روي کرده است و تا زماني که آثارش بتواند جامعه را با صداي بلند به نقد بکشاند، جاي اميدواري هست.
نويسنده در کتاب «چرا مي جنگيم؟» (ترجمه همين قلم، نشر اختران، 1384) يازده سپتامبر و انهدام برج هاي دوقلو و پيامدهاي آن را بررسي مي کند و اشغال عراق را غرقابي دامن سوز براي امريکا مي شمرد. جرج بوش و دولت او را جنگ افروز و خون آشام مي خواند و مي گويد؛ اگر قرار باشد دامنه اين جنگ طي 10 سال آينده گسترش يابد، از يک نظر مي تواند بدتر از هر جنگ ديگري شود که تاکنون به ياد مي آوريم و در واقع اصلاً سر در نخواهيم آورد براي چه مي جنگيم.»
با درگذشت نورمن ميلر جامعه امريکا نويسنده و منتقدي را از دست داد که از جنس غرب وحشي بود و صلح نيم بند را بر جنگ ترجيح مي داد.