پنج شنبه، 24 آبان 1386 - شماره 1540
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: سياست
چند برداشت از سفرهاي استاني رئيس جمهور
دور ايران در چهار سال

سجاد سالک

در همين روزهايي که مردم تهران در منازل گرم و نرم خود انتظار باريدن باران را داشته و از رسانه هاي عمومي دعواهاي فيروز کريمي با استقلال اهواز و کشمکش هاي مديرعامل پرسپوليس با سازمان تربيت بدني را نظاره مي کردند، احمدي نژاد و يارانش به خراسان جنوبي رفته و دور دوم سفرهاي استاني را کليد زدند. اين در حالي است که مسوولان دولتي اصرار دارند در پايان دو سال از آغاز سفرهاي استاني، حدود 70 تا 90 درصد وعده هاي طرح شده در استان ها عملياتي شده و ميزان رضايت مردم از نتايج اين سفرها بسيار بالا است. در مقابل اين آمار و ارقام دولتمردان، کارشناسان و ناظران اظهار عقيده مي کنند به اين آمار خوش بينانه همان قدر مي توان اعتماد کرد که به آمار طرح شده در خصوص ثمرات سهميه بندي بنزين،نمايندگان مستقلي هم که از حوزه هاي انتخابيه خود بازديد به عمل آورده اند پيشرفت پروژه ها و تحقق وعده ها را چندان مثبت ارزيابي نمي کنند. در مقابل نمايندگان نزديک به دولت، کار را به شکرگزاري کشانده و از دولت بابت نتيجه دادن برنامه هايش در سفرهاي استاني تقدير و تشکر مي کنند.خلاصه هرکس به مقتضاي مسووليتش و رابطه اش با دولت نظري ارائه مي دهد که البته در اين نظرات تنها چيزي که نسبت به هم ديده نمي شود شباهت است،

ايستون هم کم مي آورد اگر...

ديويد ايستون نظريه پرداز سرشناس نظريه سيستم ها، قسمتش نبود در اين ايام در ايران باشد تا نظرش را در مورد سفرهاي استاني دولت و عواقب و تبعاتش بگويد اما از کليات نظريه وي چنين بر مي آيد که وي اگر به ايران مي آمد و با احمدي نژاد روبه رو مي شد کلي وي را نصيحت مي کرد و به او بابت سفرها و سخنراني هايش هشدار مي داد که چرا اينگونه بر مطالبات مي افزايد و خواسته هاي مردم را افزايش مي دهد.ايستون که روزي روزگاري در مورد نظام هاي سياسي به تفصيل سخن گفته و به حاکمان توصيه کرده بود با تقليل خواسته ها، کارايي سيستم مورد نظر خود را تضمين کنند، گرچه با احمدي نژاد روبه رو نشد تا وي را نسبت به عواقب کارش مطلع کند اما در همين ايران خودمان پيدا شدند صاحب نظراني که مرتب دولت را مخاطب قرار داده و سفرهاي استاني را باعث افزايش توقعات و دامن زدن به مطالبات ارزيابي کردند. پاسخ رئيس جمهور در مواجهه با اين قبيل منتقدان برگرفته از همان سبک معمول خودش بود؛ «ما کجا به توقعات دامن زديم؟ آيا قول احداث حمام براي روستانشينان افزايش توقعات است؟ اينکه به ساکنان يک ده بگوييم براي شما مدرسه مي سازيم افزايش انتظارات است؟ مدرسه و حمام حق مردم ما است. چرا برخي فکر مي کنند اعطاي حقوق اوليه شهروندان دامن زدن به مطالبات است؟»در مقابل اين سوالات در قالب استفهام انکاري، قبول داريد که اگر خود ديويد ايستون هم قرار مي گرفت کم مي آورد و بي خيال توصيه ها و نظرياتش مي شد؟

يک راي ديگر تا نتيجه

دور دوم سفرهاي استاني دولت به نظر مي رسد که آخرين دور سفرهاي استاني هم باشد. يعني با توجه به اينکه نخستين دور سفرهاي دولت براي بازديد از تمام استان ها دو سال به طول انجاميد، به طور قطع دور دوم سفرها هم همين زمان طول مي کشد و دو سال ديگر کسي رئيس جمهور را نمي بيند تا از وي سوال کند وعده هايي که در دو سفر قبلي مطرح کردي کجا رفت و چه سرانجامي پيدا کرد. در اين شرايط قابل پيش بيني است که رسانه ها و چهره هاي حامي رئيس جمهور به صحنه بيايند و به روستانشينان و ساکنان شهرهاي دور از مرکز بشارت دهند که اگر مي خواهند طعم شيرين آباداني و پيشرفت را بچشند و درو کردن ثمرات سفرهاي استاني را شاهد باشند لازم است يک بار ديگر به احمدي نژاد راي دهند و وي را بر کرسي رياست جمهوري بنشانند تا او دستاوردهاي سفرهاي استاني را يک به يک نشان دهد.

مسافرت با موسيقي غربي

گردانندگان سفرهاي استاني اگر روزي قرار باشد براي مسافرت هاي رئيس حمهور کليپي بسازند و روي آن ترانه يي بگذارند قطعاً نمي توانند سراغ شعر «بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي» بروند. بنابراين شايد چاره يي نداشته باشند جز آنکه به سراغ اين ترانه لس آنجلسي بروند که مضمون مناسبي دارد؛ «سفر هميشه همسفر مي خواد، دل کندن از هم، بال و پر مي خواد». صدا و سيما البته در همين ايام هم برنامه هايي از سفرهاي استاني پخش مي کند اما به جاي استفاده از آهنگ هايي با صداي خواننده، ترجيح مي دهد از موسيقي بي کلام ونجليس و ياني استفاده کند. با وجود پوشش گسترده سفرهاي رئيس جمهور در صدا و سيما و استفاده از انواع ابتکارات براي تنوع بخشيدن به برنامه و جذاب کردن آن، برخي مسوولان دولتي معتقدند صدا و سيما در نشان دادن دستاوردهاي سفرهاي استاني کوتاهي کرده و آنگونه که شايسته بوده عمل نکرده است. معلوم نيست اگر عملکرد صدا و سيما در معرفي دستاوردهاي دولت احمدي نژاد ضعيف بوده، بر عملکرد صدا وسيما در زماني که خاتمي رئيس جمهور بود چه نامي مي توان گذاشت.

خبرنگاران مواظب باشيد

اين فقط خبرنگاران رسانه هاي منتقد دولت نيستند که از همراهي در سفرهاي استاني محرومند، همان خبرنگاران اصولگرايي هم که با دولت به سفر مي روند اگر عملکردشان مورد تاييد نهاد رياست جمهوري قرار نگيرد ممنوع السفر شده و از رسانه هاي آنها خواسته مي شود خبرنگار ديگري را جايگزين کنند.

درباره اين قبيل برخوردها، نمونه عيني هم مي توان مثال آورد اما وقتي که خود خبرنگاران محروم از سفر تمايلي به گشودن سفره دلشان در اين باره ندارند خب ما هم بيشتر از اين قضيه را باز نمي کنيم. مي توانيم تصور کنيم که تعريف و تمجيد بيش از حد و خودداري از انتقاد باعث کنار گذاشتن خبرنگاران اصولگرا از سفرهاي استاني شده؛ تصورش که اشکالي ندارد؟،

يک کلمه هم از منتقدان بي انصاف

دروغ و راستش پاي گويندگانش، اما بعضي منتقدان که احتمالاً از سوي دولت در جمله منتقدان بي انصاف سفرهاي استاني قرار بگيرند، معتقدند سفرهاي دولت بيش از آنکه در شناسايي و حل مشکلات مردم شهرهاي دور از مرکز مفيد باشد، مسافرت هاي تبليغاتي براي انتخابات دوره دهم رياست جمهوري است. از نگاه اين قبيل منتقدان، از سفرهاي نمايشي دولت بهره خاصي نمي توان برد و با اعطاي عروسک و واکمن به روستا نشينان، مشکلات اساسي کشور حل نمي شود. با اين حال وقتي که دوربين هاي واحد مرکزي خبر، روي همين هدايا زوم مي کند و مرتب خبر ديدار صميمانه رئيس جمهور با جمعي از مردم و شنيدن بي واسطه مشکلات آنها پخش مي شود، آدمي ناخودآگاه به اين فکر مي کند که نکند اهداف ديگري از اين سفرها مدنظر باشد. البته ما که اينها را نمي گوييم، دروغ و راستش پاي گويندگانش،

منتقدان ما حسودند

وقتي موضوع بحث برانگيزي مثل سفرهاي استاني دولت زير نظر کارشناسان قرار داشته باشد، طبيعي است که در اين ميان بحث هاي موافق و مخالفي شکل مي گيرد و هر ناظري از زاويه يي موضوع را به بحث مي نشيند. در اين ميان علي سعيدلو از دولتمردان نزديک به احمدي نژاد دوشنبه شب گذشته در برنامه 45دقيقه شبکه خبر حاضر شد و طي آن منتقدان سفرهاي استاني دولت را افرادي حسود توصيف کرد که به خاطر ناتواني از پياده کردن چنين برنامه يي در زمان مديريت خود، لب به انتقاد غيرمنصفانه مي گشايند.

وي که از منتقدان غيرمنصف دولت به شدت شاکي بود، گفت؛ اين دست از منتقدان از دو حال خارج نيستند؛ يا حسودند يا غبطه مي خورند که چرا در هشت سال مديريت خود چنين تدبيري به خرج ندادند.احتمالاً لازم به يادآوري نيست که وي هم مثل ديگر چهره هاي نزديک به دولت، تکيه کلامش در پايان هر بخش از سخنانش اين بود که دولت از نقد سازنده استقبال مي کند و فلان و بهمان...

اظهار نظر جنجال برانگيز

اولين سفر استاني دولت در دور جديد، بيش از حد حاشيه ساز شد و کلي تبعات جانبي به همراه داشت.

اين حاشيه سازي با مطلب جنجال برانگيز سايت محافظه کار «فردا» در خصوص اظهارات احمدي نژاد در بيرجند آغاز شد؛ چنان که اين سايت ادعا کرد احمدي نژاد در مورد مخالفان خود، تشبيه نامناسبي به کار برده است. اين خبر جنجال برانگيز، بلافاصله در وبلاگ ها و سايت هاي خبري واکنش ساز شد و وبلاگ نويسان هرکدام در اين خصوص موضع متفاوت و بعضاً تند و تيزي اتخاذ کردند. يک روز پس از اين بمب خبري، معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رياست جمهوري وارد صحنه شد و در مصاحبه يي متن کامل جملات رئيس جمهور را بيان کرد. بر اين اساس وي تاييد کرد رئيس جمهور با استفاده از قواعد تشبيه و تمثيل، درباره فهم مخالفان سخن گفته است.

با وجود اين اظهار نظر، حواشي مربوط به اظهار نظر رئيس جمهور در سفر استاني اش همچنان ادامه يافت و پس از آنکه برخي فعالان سياسي از رئيس جمهور خواستند در ادبيات خود تجديد نظري به عمل بياورد، خبرگزاري فارس، فيلم اظهار نظر رئيس جمهور را منتشر کرد تا پاياني بر اولين سفر جنجالي رئيس جمهور رقم بخورد.

همين است که هست

خوشمان بيايد يا نيايد دومين دور سفرهاي استاني دولت شروع شده و بپسنديم يا نپسنديم تغييراتي در دور دوم سفرها ايجاد شده که مهمترين اش تمرکز رئيس جمهور در مرکز استان و فرستادن وزرا با اختيارات تام به شهرستان ها است. با تمهيد انديشيده شده، رئيس جمهور ديگر در شهرهاي دورافتاده با اين پرسش مردم روبه رو نمي شود که چرا به وعده هاي داده شده عمل نشده و چرا پيشرفت پروژه ها کند است. در مقابل برنامه جديدي که از قبل وعده اش داده شده، برکناري مديران ناکارآمد است. پس تعجب نکنيد اگر دور دوم سفرهاي استاني تلفاتي به دنبال داشت و دولتمردان تصميم بگيرند براي رهايي از زير بار انتقادات، تعدادي از مسوولان اجرايي و مديران مياني را از کار برکنار کنند. اين تاکتيک مي تواند در يک سال و نيم باقيمانده تا انتخابات دوره بعد رياست جمهوري، مردم را از دولت راضي نگه داشته و زمينه را براي اعلام فراخواني جهت تمديد رياست جمهوري احمدي نژاد براي يک دوره چهارساله ديگر فراهم کند. تا آن موقع ما همچنان مي توانيم نظاره گر دعواهاي نمکين آبي و قرمز باشيم و نظريات سيستمي ديويد ايستون را مروري تازه کنيم.

نگاه نزديک يک خبرنگار به سفرهاي استاني
آشنايي با عمق دردهاي مردم
ثمانه اکوان

وقتي از سفرهاي استاني دولت صحبت مي کنيم، ناخودآگاه ياد اصحاب رسانه يي مي افتيم که قرار است بي طرفانه اخبار اين سفرها را پوشش داده و گزارشي از روند امور ارائه کنند. بنابراين علاوه بر بررسي ديدگاه صاحب نظران لازم است تا ارزيابي خبرنگاران حاضر در اين سفرها را هم مورد توجه قرار دهيم. ثمانه اکوان دبير سرويس سياسي خبرگزاري موج و بهمن هدايتي خبرنگار خبرگزاري مهر از خبرنگاراني هستند که امکان حضور در سفرهاي استاني را يافته اند. ديدگاه آنها را در اين زمينه مي خوانيم.



دفتر يادداشتم را براي نوشتن مشاهداتم در سفرهاي پيگيري مصوبات استاني رئيس جمهور آماده مي کنم؛

1- هيچ اعتقادي به اين سفرها ندارم.

مگر نمي شود مثل يک مدير خوب در پايتخت نشست و به مشکلات شهرستان هاي ديگر هم رسيدگي کرد؟ مگر استانداران به عنوان مديران مياني دولت نمي توانند خود، به بررسي مشکلات استان تحت مديريت شان پرداخته و آنها را حل کنند؟ اگر رئيس جمهور بخواهد براي هر مشکلي خودش پا به ميدان گذاشته و وارد عرصه عمل و تصميم گيري شود، يک رئيس جمهور حتماً براي حل اين همه مشکل براي کشور کم است،

2- در همين اول سفر بايد يک چيز را تبيين کنم.

وقتي در خبرها مي خوانيد صد درصد مصوبات اجرايي شده، به اين معني نيست که تمام پروژه هاي مورد نظر هيات دولت در اين استان ها اجرا شده و به مرحله بهره برداري رسيده است، به اين معني است که وارد فاز اجرايي شده است.

بعضي از پروژه ها با پيشرفت فيزيکي بين 30 تا 50 درصد و بعضي ديگر در مراحل پاياني و حتي به بهره برداري رسيدن هستند. مهمترين و پررنگ ترين پروژه هايي که به چشم مي خورد پروژه هاي مرمت راه ها و اصلاح نقاط حادثه خيز و احداث اماکن ورزشي است. پروژه هايي که در تمام استان ها بيش از ساير مصوبات به چشم مي خورد. وقتي استانداران خود به بررسي مشکلات مي پردازند، مايلند بودجه ها را براي کارهاي مهمتري هزينه کنند اما رئيس جمهور معتقد است بردن نفت سر سفره هاي مردم، يعني جاده يي اصلاح شود تا خانواده هاي کمتري، داغدار عزيزان شان شوند، بيمارستاني تجهيز شود يا سالني براي ورزش جوانان احداث شود و به بخش توليدي بخش خصوصي کمکي شود تا بيکاري از بين برود.

3- رئيس جمهور باور نداشت که نمي توانيم. بايد به مسوولان استاني ثابت مي کرد.

با مساله دردناکي روبه رو شده ام و آن فراموش شدن مردم طي ساليان گذشته در بعضي از استان هاي کشور است. در بيمارستان آيت الله موسوي زنجان، با وجود اينکه بناي اين بيمارستان براي ساليان سال ساخته شده و بدون مصرف رها شده بود، هيچ اقدام اجرايي براي مجهز کردن آن و استفاده بيماران از اين بيمارستان که مي توان گفت به مراتب بزرگتر از بسياري از بيمارستان هاي تهران است، انجام نشده و سال هاي زيادي است که مردم در اثر حوادث جاده يي به دليل اينکه به مرکز درماني نمي رسند، جان خود را از دست مي دهند. بيمارستان ديگري نيز در استان ايلام با همين مشخصات وجود داشت و تنها دليل بلااستفاده ماندن آن نبود کادر تخصصي پزشکي در اين استان است. براي بيمارستان اول در زنجان، منابع مالي لازم از محل سفر رياست جمهوري براي تجهيز آن در نظر گرفته شد و قرار است تا عيد غدير به بهره برداري برسد و براي بيمارستان دوم هم قرار شد تيم پزشکي متخصص از مراکز استان هاي ديگر با حقوقي به مراتب بالاتر از بيمارستان هاي ديگر به اين بيمارستان بيايند. مسوولان استاني باورشان شده بود که ديگر نمي شود هيچ کادر پزشکي را به اين منطقه محروم کشاند ولي رئيس جمهور باور نداشت که نمي توانيم.

4- مردم دوست دارند رئيس جمهورشان عمق دردهايشان را بفهمد و احساس کند.

در سفر ايلام از هواپيما جا ماندم و با هواپيماي بعدي رفتم کرمانشاه و از کرمانشاه خودم را رساندم به ايلام. در راه با راننده حرف زدم و خواستم بپرسم بعد از سفر رئيس جمهور تکليف اون همه نامه چي شده. گفت؛ خودم براي شهريه دانشگاه بچه هام نامه نوشتم. همسايه مان هم نامه اش را داد به من. خيلي از دوستانم نامه نوشتند. جواب همه نامه ها آمده. پرسيدم؛ مشکل تون حل شده؟ جواب داد؛ بله، به اميد خدا همه مشکلات حل مي شه. مي دونيد آقاي احمدي نژاد چقدر خوش قولند؟ به يکي از اهالي روستا زماني که براي سفر تبليغاتي به ايلام آمده بودند قول دادند که اگر رئيس جمهور بشوند براي اولين سفرهاي استاني به ايلام بيايند. بعد از اينکه رئيس جمهور شدند به عنوان دومين سفر استاني به اينجا آمدند.

ياد يک روستايي در زنجان افتادم که بعد از اينکه آب لوله کشي به روستايشان از محل مصوبات سفر رياست جمهوري رسيد، آمده بود بين خبرنگاران شيريني پخش مي کرد و مي گفت؛ آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور بود ولي از همون آبي که ما تا قبل از اين مي خورديم، خورد...

5- باز هم کم است. خيلي کم.

سفر اول و سوم پيگيري مصوبات، به استان هاي سيستان و بلوچستان و ايلام، ما را با عمق دردهاي اين ملت، اين عقب ماندگي ها و بي توجهي هاي تاريخي آشنا کرد. مردمي خونگرم و صميمي و ميهمان نواز و در عين حال به طرز شگفت آوري قانع و صبور. در حاشيه بازديد از بيمارستاني در استان ايلام، با خبرنگار ديگري راهمان را به طرف اورژانس بيمارستان کج کرديم و از کاروان خبرنگاران جدا شديم. مردم به سمت اتاقکي هجوم برده بودند که پشت ميله هاي بلند و سرد در انتهاي راهروي اورژانس قرار گرفته بود. از يکي از خانم هايي که در صف بود پرسيدم شما بعد از سفر رئيس جمهور به اين استان، احساس مي کنيد که وضع استان بهتر شده باشد؟ عصبانيتش را پشت چادر مشکي اش پنهان کرد و گفت؛ ما از آقاي رئيس جمهور ممنونيم که به شهر ما هم سفر کردند. بر ما منت گذاشتند. ما خيلي خوشحال شديم وقتي ايشان را از نزديک ديديم ولي... ولي ما محروم تر از اين حرف هاييم که با دستور هاي رئيس جمهور يک شبه وضع زندگي مان خوب شود. در کل استان ايلام فکر کنم تنها حدود پنج بيمارستان وجود دارد و همين پنج بيمارستان هم کادر پزشکي تخصصي ندارند. ما يک پزشک متخصص در بيمارستان ها و درمانگاه ها نداريم. ناني که مي خوريم، هيچ کس نمي خورد. آب آشاميدني مناسب نداريم و... زن ديگري به طرفم آمد و گفت؛ خانوم، ما هنوز هم با آثار جنگ در جنگيم. دولت بايد براي روحيه اين مردم کاري انجام دهد. مرد ديگري که از دور نگاهمان مي کرد نزديک شد و گفت؛ پسرم هفت روزه که تصادف کرده و نياز به عمل داره ولي تموم اين هفت روز درد کشيده و ما تو صف اتاق عمل بوده ايم. درست پشت همين در...

6- واقعاً چند سفر استاني ديگر براي رفع محروميت ها لازم است؟ کاش سفر استاني براي همه دولت ها سنت شود؛ سنتي ماندگار. سنتي که حالا به آن اعتقاد زيادي دارم.
مشاهدات عيني يک خبرنگار از مسافرت هاي دولت
سفرهايي شبيه تبليغات انتخاباتي

بهمن هدايتي

اولين نکته يي که مي توانم بگويم اين است که سخنراني هاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني، شباهت قابل تاملي به سخنراني هاي دوران تبليغات انتخابات وي دارد. فکر مي کنم برخلاف اکثر خبرنگاران، اين شانس را داشتم که در چند سفر تبليغاتي (ارديبهشت 84) هم (به عنوان خبرنگار مهر)، همراه دکتر احمدي نژاد بودم و ادعايم از اين جهت است.

- شروع سخنراني احمدي نژاد با پرسيدن «از کي اومدين اينجا؟» از مردم و ديالوگي کوتاه با مردم در مورد ساعت حضورشان در محل ديدار است، نهايتاً احمدي نژاد به مردم مي گويد «خسته ايد؟ کي خسته اس؟» و مردم پاسخ مي دهند «دشمن». بعد از اين احوالپرسي کوتاه، اصل سخنراني احمدي نژاد شروع مي شود.

- سخنراني هاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني

(و پيش تر در سفرهاي انتخاباتي) دو بخش دارد؛ يک بخش تکيه بر اين نکته است که انقلاب اسلامي، يک «حرکت معمولي» و سياسي نبود و اينطور نبود که مثلاً عده يي عليه ظلم و ستم سلسله پهلوي قيام کنند و کسان ديگري را به قدرت برسانند، بلکه اين حرکتي در امتداد حرکت انبيا بود. در اين بخش معمولاً احمدي نژاد مانع شعار دادن مردم مي شود و اگر مردم شعار بدهند (به خصوص در موضوع هسته يي) رئيس جمهوري با گفتن «به آن هم مي رسيم» مانع از شعار دادن و ابراز احساسات مردم مي شود. اما بخش دوم سخنراني احمدي نژاد به مسائل روز اختصاص دارد که تقريبا جزء ثابت آن، موضوع هسته يي است، بدون ترديد و بدون هيچ شبهه و طبق آمار احمدي نژاد در همه سفرهاي استاني و در همه شهرها، اشاره يي به موضوع هسته يي و مفاهيمي چون «زورگويي غرب، بي اعتبار بودن شوراي امنيت، کوتاه نيامدن از مسير فعلي و...» داشته است. در آخر اين بخش هم معمولاً احمدي نژاد با گفتن «بشنويد صداي مردم... (شهر مربوطه)» از مردم براي سخنان هسته يي خود تاييديه مي گيرد.

- «دوبرابر کردن اعتبار عمراني» و «کشيدن گوش مسوولان متخلف» و «وعده ساخت يک ورزشگاه براي دختران و يک ورزشگاه براي پسران» جزء پاياني سخنان احمدي نژاد (در دور اول سفرهاي استاني) است، اين بخش آنقدر در سخنان ايشان در شهرهاي مختلف، عيناً تکرار مي شد که خبرنگاران به صلاحديد خود آن را حذف مي کردند که البته به نظرم کار اشتباهي است و خبرنگاران نبايد چنين کاري را کنند.

- نکته جالبي که خودم بارها شاهد آن بوده ام اين است که دکتر احمدي نژاد در هنگام ابراز احساسات مردم، زير لب ذکر مي گويد.

- نوع حضور مردم در سفرهاي استاني هم جالب است؛ سيستم حضور مردم در سفرهاي استاني احمدي نژاد به گونه يي شبيه مدل نماز جمعه ها است، به اين معني که حضار (که معمولاً در يک استاديوم جمع شده اند) با دو داربست تقسيم بندي مي شوند، مقامات دولتي و سياسي استان مربوطه، علما و نمايندگان مجلس و... در قسمت جلويي و نزديک به جايگاه مي نشينند و مردم عادي پشت داربست دوم جاي مي گيرند. چيزي که جالب است و من خود شاهد آن بوده ام ايجاد نوعي رقابت پنهان و بعضاً شديد مردم عادي براي حضور در بخش جلويي جايگاه است. جلب توجه با در دست گرفتن پلاکارد، فرياد زدن، مورد خطاب مستقيم قرار دادن احمدي نژاد و... کارهايي است که مردم عادي براي آمدن به داربست جلويي انجام مي دهند و دکتر احمدي نژاد هم معمولاً با اشاره دست، اذن ورود اين افراد به پشت جايگاه و قسمت جلو را مي دهد و در آنجا است که آقايان سعيدلو و زريبافان شکايت و گلايه يا نامه فرد مربوطه را گوش مي کنند يا دريافت مي کنند و...

- سفرهاي استاني براي خبرنگاران هم برکات خاص خود را دارد، ديدن وزرا و مسوولان در جريان سفرهاي استاني براي خبرنگاران يک شانس و فرصت مناسب است، شايد جالب باشد که اين بخش را با خاطره يي از سفر استاني خراسان شمالي(مرداد 85) به پايان ببرم؛ در شهر آشخانه و حين سخنراني احمدي نژاد، من آقاي دکتر سعيدلو (معاون اجرايي رئيس جمهور و مسوول سفرهاي استاني) را قبل از اقامه نماز ديدم و از وي سوال کردم که شما در آستانه يک سالگي دولت نهم، چه نمره يي به دولت مي دهيد که سعيدلو با صراحت گفت؛ من به دولت نمره 20 مي دهم که اين اظهار نظر سعيدلو خبري به يادماندني شد و تا چند روز در روزنامه ها و سايت ها مي چرخيد.

خطري در کمين سفرهاي استاني
محمدحسين نژادفلاحہ

آيا سفرهاي استاني رئيس جمهور، دستاورد لازم را داشته و آيا مي توان به آن نمره قبولي داد؟ اين پرسشي است که دوستان مطبوعاتي از ما نمايندگان مجلس مي پرسند و توقع دارند در راستاي وظيفه نظارتي به آن پاسخ دهيم. شکي نيست اصل حضور هيات دولت در مناطق دورافتاده و آشنايي با مشکلات آنها بسيار مفيد است چرا که دولتمردان به وسيله اين سفرها با مشکلات مردم از نزديک آشنا شده و از دستاورد آن فاصله حاکميت و مردم به حداقل مي رسد. با انجام اين سفرها در واقع اولويت هاي شهرستاني، خودش را نشان داده و نيازهاي اساسي مردم براي مسوولان مشخص مي شود. از سوي ديگر نبايد فراموش کرد که حضور عالي ترين مقام قوه مجريه در شهرستان ها باعث مي شود اجراي پروژه ها سرعت گرفته و نقايص کار به اطلاع رئيس جمهور برسد. با اين حال اين نگراني وجود دارد که در برخي موارد کيفيت فداي سرعت شود. با وجود محسناتي که سفرهاي استاني دارد، رئيس جمهور و وزيران بايد مراقب و هوشيار باشند که اين سفرها در آينده برايشان دردسر ايجاد نکند چرا که اگر دولتمردان به قول هايي که مي دهند عمل نکنند و پروژه ها اجرايي نشود به بدبيني مردم منجر شده و وجهه دولت خراب مي شود. به همين دليل رئيس جمهور و اعضاي کابينه بايد دقت کنندکه وعده و وعيدهايشان اجرايي بوده و توقعات مردمي به صورت نامتعادل افزايش پيدا نکند. به عنوان نمونه در سفر دولت به ساوجبلاغ، حوزه انتخابيه اينجانب، قول رسيدگي به مشکلات کارگران بازخريد شده شرکت فخر ايران داده شد، حتي قول صريحي داده و زمان دقيقي براي حل مشکل مطرح شد اما متاسفانه مسوولان وزارت رفاه و وزارت دفاع به وظيفه خود عمل نکرده و اکنون کارگران به طور جدي مي پرسند چرا قولي که رئيس جمهور داده محقق نمي شود و از مسوولان مربوطه به طور جدي گله مند هستند. به همين خاطر شايسته است معاون اجرايي رئيس جمهور در موارد اينچنيني دستور رسيدگي صادر کند. يا مثلاً در مورد تخصيص سهميه آب سد طالقان براي مردم ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد با سهل انگاري کارشناسان وزارت نيرو روبه رو بوده ايم که افزايش چنين نارضايتي هايي ممکن است در آينده دستاوردهاي سفرهاي استاني در زمينه احداث بيمارستان و راه هاي ارتباطي و گازرساني را تحت الشعاع قرار دهد. در هر صورت به اعضاي کابينه پيشنهاد مي کنم در زمينه قول هايي که مي دهند دقت و پيگيري لازم را داشته باشند. ہ نماينده ساوجبلاغ در مجلس شوراي اسلامي
هم مفيد و هم اميدوارکننده
موسي قرباني

سفرهاي استاني دولت حرف و حديث هاي فراواني در پي داشته است. از همان ابتداي امر کساني قبل از آنکه از چند و چون آن مطلع باشند به مخالفت با آن برخاستند و با طرح مطالبي که کاملاً روشن است با انگيزه هاي سياسي مطرح مي شود به تخريب اين برنامه دولت مي پردازند. هر کس کمترين اطلاعات را داشته باشد مي داند که طرح مسائلي از قبيل دلسوزي براي هزينه هاي سفر، معطلي مردم، غيراجرايي بودن آن و... بهانه يي بيش نيست و اين افراد هيچ گاه به اقدامات مشابه که توسط دولت هاي قبلي انجام شده است اعتراض نکرده اند. عجيب تر از مطالب فوق اظهار دلسوزي براي دولت که به ضرر خودش کار مي کند است و در اين ميان عجيب و غريب ادعاي دوستان مخالف است که بلافاصله پس از انجام سفر از تريبون هايي که دراختيار دارند عدم اجراي مصوبات سفرها را مطرح مي کنند که اين امر کاملاً غيرمنصفانه است زيرا بديهي است که نهايي کردن مصوبات سفر و تهيه دستورالعمل، مبادله موافقتنامه و ساير تشريفات اداري زمان زيادي مي برد و قطعاً بسياري از کارها به سرعت قابل تحقق نيست و مستلزم طي زمان و تشريفات خاص خودش است. اينجانب به عنوان کسي که تاکنون در دو سفر استاني دولت همراه رئيس جمهور بوده ام و در جلسات دولت شرکت داشته و در جريان روند کارشناسي قبل از سفر نيز هستم اعلام مي کنم؛

1- اين سفرها مايه اميد مردم شده است و مقام معظم رهبري بارها بر صحيح بودن آن تاکيد کرده اند و قطع نظر از مصوبات خوب و کاربردي اين سفر نفس ديدار با مردم و شنيدن حرف هاي آنان و گوش کردن به درد دل تعدادي از مردم حتماً کاري شايسته و ارزشي در نظام اسلامي است.

2- مصوبات سفر داراي کارشناسي قابل قبولي است که مراحل ذيل را طي کرده است.

الف - جلسات مشترک استاندار، دستگاه اجرايي، نمايندگان مجلس و نماينده رئيس جمهور قبل از سفر و بررسي توان دستگاه ها در کمک به استان ها.

ب- نشست وزرا با مديران شهرستان ها و بررسي پيشنهادات نمايندگان و مسوولان شهرستان.

ج - تشکيل کارگروه هاي استاني مثل کارگروه اشتغال، صنعت، کشاورزي، مسکن و ... با حضور رئيس جمهور و وزراي ذيربط و مسوولان استاني و بررسي مشکلات بخش هاي يادشده و ارائه پيشنهاد به دولت.

د - تصميم نهايي دولت بر اساس کارشناسي هاي قبلي.

3- مشاهده عيني اينجانب از برخورد مردم و استقبال آنان براي بار دوم از رئيس جمهور اين است که اين سفر مايه اميدواري مردم است و با توجه به اينکه همه ما براي مردم تلاش مي کنيم قطعاً رضايت مردم مي تواند صحت کار را تاييد کند، بلکه حمايت مردم از اين سفرها نوعي همه پرسي است که مي توان مشروعيت اين سفر را از آن استفاده کرد. اين سفرها يک امر پسنديده مورد تاييد رهبري و مورد توجه مردم و استقبال آنان است و بهترين شيوه براي عنايت دولت و مسوولان به خواسته هاي مردم است و بايد نقاط ضعف آن را برطرف کرد تا به عنوان يک حرکت نو و مفيد و موثر در نظام اداري دنيا ثبت شود و مخالفت کلي با آن نه معقول است و نه به مصلحت.

ہ نماينده قائنات
سولانا و البرادعي چه پيامي به دنيا مخابره مي کنند
گزارش هاي سرنوشت ساز

مهدي تاجيک

ژورناليست هاي کنجکاو امروز منتظر خبري هستند که از وين مخابره مي شود؛ خبري که مرد مصري تبار آژانس بين المللي انرژي اتمي آن را بازگو مي کند تا مبناي تصميم گيري هاي بعدي درباره يکي از داغ ترين موضوع هاي روز دنيا باشد. بي ترديد گزارش تازه البرادعي از فعاليت هاي هسته يي ايران سرنوشت سازتر از گزارش هاي پيشين اين ديپلمات کارکشته است. او پيشتر زماني که تهران قول مساعد براي همکاري همه جانبه با آژانس را داده بود، گفته بود که اين شايد آخرين فرصت تهران براي شفاف سازي برنامه هسته يي اش باشد و امروز زماني است که البرادعي قرار است نتيجه نهايي را به شوراي حکام و شوراي امنيت اعلام کند؛ اينکه آيا ايران به همه سوالات آژانس درباره فعاليت هاي هسته يي گذشته اش پاسخ داده و به خواسته شوراي امنيت درباره تعليق غني سازي اورانيوم نيز عمل کرده يا خير. اما پاسخ او به اين سوالات به تنهايي کافي نيست. قدرت هاي جهاني پس از شنيدن گزارش البرادعي مدت کوتاهي صبر خواهند کرد تا سفير اروپا، خاوير سولانا، نيز ارزيابي اش از گفت وگو با ايراني ها را ارائه کند و خبر دهد که آيا ايران به خواسته هاي شوراي امنيت براي تعليق غني سازي اورانيوم عمل کرده است يا نه. چيزي که کاملاً انتظارش مي رود اين است که سولانا و البرادعي هر دو با آهنگي مشابه خبر از تداوم غني سازي اورانيوم در ايران خواهند داد. اين مساله يي است که تهران خود نيز با قاطعيت آن را تاييد مي کند و بنابراين جاي ترديدي در آن نمي ماند. ولي مساله ديگري که البرادعي بايد در گزارش خود آن را روشن کند، رضايت يا عدم رضايت نهاد تحت امر وي از همکاري ايران براي پاسخگويي به سوالات بازرساني است که در دو ماه گذشته به مراکز هسته يي ايران سر مي زدند تا تصوير روشني از کارنامه اتمي ايران به دست آورند. البرادعي در گزارش تازه خود قرار است درباره سانتريفوژهاي پيشرفته P2 صحبت کند که قادرند اورانيوم را با خلوص بالا توليد کنند. در واقع نکته کليدي گزارش تازه البرادعي هم پاسخي است که وي قرار است در اين باره بدهد. اينکه ايران چگونه اين سانتريفوژها را به دست آورده، چه تعداد از اين سانتريفوژها را در اختيار دارد و تاکنون براي چه مصارفي آنها را به کار برده است. اگر گزارش البرادعي، مواضع تهران را در استفاده صلح آميز از انرژي هسته يي تصديق کند، ايران بي شک از آن به گرمي استقبال خواهد کرد. برخي نشانه ها هم گوياي اين است که تهران اطلاعات خوبي درباره اين سانتريفوژها به بازرسان آژانس داده تا اعتماد اين نهاد را جلب کند و با ابهام زدايي از فعاليت هاي گذشته، دست شوراي امنيت سازمان ملل را براي تشديد فشارها ببندد. اما مساله اينجاست که در شوراي امنيت، فعاليت هاي هسته يي ايران در گذشته امري ثانويه تلقي مي شود و چيزي که اکنون در اين شورا مستمسک تشديد فشارها بر تهران قرار خواهد گرفت، خودداري تهران از تعليق غني سازي اورانيوم است. بنابراين به نظر مي رسد گزارش البرادعي هر چقدر هم که حاوي نکات مثبت پيرامون همکاري سازنده تهران در پاسخگويي به سوالات بازرسان آژانس باشد، نمي تواند دست شوراي امنيت را براي تشديد فشارها عليه تهران به طور کامل ببندد، خصوصاً آنکه قدرت هاي دو سوي آتلانتيک، روي گزارش رئيس ديپلماسي اروپا هم حساب ويژه يي باز کرده اند و اگر سولانا ارزيابي بدبينانه يي از مذاکره با مقام هاي ايراني ارائه دهد، آن وقت اروپايي ها به قولي که به امريکا داده اند عمل مي کنند. يعني دست به کار قطعنامه تازه يي مي شوند و براي تصويبش در شوراي امنيت هم وارد چانه زني هاي فرسايشي با چين و روسيه مي شوند. در واقع براي غرب، گزارش سولانا بسيار بيش از گزارش البرادعي داراي اهميت است به گونه يي که گزارش البرادعي تنها مي تواند به عنوان مکمل گزارش سولانا مورد توجه قرار گيرد.

منطق اروپايي

در منطق اروپايي ها و امريکايي ها، مشکل موجود بر سر برنامه هاي هسته يي ايران، يک مشکل کاملاً سياسي است و اين چيزي نيست که بشود با پاسخ هاي فني انسان محتاطي چون البرادعي حل و فصلش کرد. به همين خاطر هم اعضاي غربي کمپ 1«5 معتقدند مساله در حال حاضر شفافيت فعاليت هاي گذشته ايران نيست بلکه جلوگيري از ادامه آن است. بر همين اساس نيز سولانا هفته گذشته، طرحي را پيشنهاد کرد تا بر اساس آن، يک مرکز بين المللي غني سازي براي تضمين سوخت اتمي همه کشورهاي جهان ايجاد شود و علاوه بر حل بحران هسته يي ايران، جلوي بروز مناقشه هاي اينچنيني در آينده نيز گرفته شود. هدف سولانا از اين پيشنهاد، بر کسي پوشيده نبود. منظور او اين بود که تهران بايد غني سازي بومي را رها کند و به کنسرسيومي بپيوندد که سوخت هسته يي را در اختيار کشورهاي نيازمند قرار مي دهد. مشخص بود که تهران از اين پيشنهاد استقبال نخواهد کرد. همان طور که از پيشنهاد روسيه و از پيشنهاد اخير عربستان براي ايجاد کنسرسيوم کشورهاي اسلامي براي تضمين سوخت اتمي به ايران نيز استقبالي نشد.

صف آرايي تازه

هيچ چيز براي امريکايي ها خوشايند تر از اين نخواهد بود که البرادعي در ابتداي هر بند از گزارش تازه خود، کلمه «متاسفانه» را قرار دهد و با نارضايتي از همکاري ايران با بازرسان آژانس دست واشنگتن را براي اعمال فشارهاي بيشتر عليه تهران باز بگذارد. ولي از البرادعي بعيد است که با گزارشش امريکايي ها را خيلي خشنود کند. او بارها نسبت به اقدام هاي ايالات متحده عليه ايران هشدار داده و با همين کارها در کاخ سفيد براي خودش دشمن تراشي کرده است. دو ماه پيش، وزير امور خارجه امريکا به او هشدار داد که فکر نکند رئيس ديپلماسي دنياست. در جلسه پيشين شوراي حکام گريگوري شولت نماينده امريکا در اين شورا، نامه يي در مخالفت با توافق همکاري ايران و آژانس بين المللي انرژي اتمي ميان 35 عضو شورا پخش کرد و حالا جان بولتون به نمايندگي از نومحافظه کاران با لحني کنايه وار گفته البرادعي گمان مي کند کاردينالي سکولار است و از همه کشورهاي عضو برتر است و اين انحرافي اساسي در راه اجراي کارهاي آژانس است.

برخي تحليلگران هستند که بعيد نمي دانند البرادعي در ماجراي پرونده اتمي ايران، قرباني شود.هر چند که همه چيز بستگي به نقش آينده آژانس بين المللي انرژي اتمي در مناقشه اتمي ايران دارد. اگر شوراي امنيت با تصميم گيري هاي خود، آژانس بين المللي انرژي اتمي را به حاشيه براند، آن وقت امريکايي ها دليلي براي رودررويي با البرادعي پيدا نمي کنند ولي در صورتي که آژانس به هر طريقي نقش خود را در پرونده اتمي ايران حفط کند، کار امريکايي ها سخت خواهد شد. آنان يا بايد با البرادعي سرسخت کنار بيايند يا اينکه توصيه دوستان اسرائيلي خود را بپذيرند و او را تشويق به استعفا کنند. مشکلي که امريکاييان در ماجراي اتمي ايران با البرادعي دارند، خاص خودشان است. اروپاييان از آنجا که ترجيح مي دهند ماجرا را بر مبناي روايت هاي سولانا تفسير کنند، کمتر با البرادعي درگير شده اند، هر چند که روابط اروپاييان و البرادعي در پرونده اتمي ايران خالي از تنش هم نبوده و براي نمونه در نشست قبلي شوراي حکام در پي تلاش قدرت هاي اروپايي براي انتشار بيانيه يي در محکوميت ايران، البرادعي سالن نشست را ترک کرد و دو هفته پيش هم وزير دفاع فرانسه در واکنشي به سخنان البرادعي که بر صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته يي ايران انگشت تاييد مي گذاشت، لب به اعتراض گشود و مدعي شد که فرانسه درباره تلاش ايران براي ساخت سلاح اتمي مدرک دارد. با اين همه اروپاييان تا حد امکان از رودررويي با البرادعي در پرونده اتمي ايران اجتناب مي کنند و تمايل ندارند مانند امريکا به تلاش براي فريب افکار عمومي و ماجراجويي متهم شوند. اين احتياط اروپاييان البته به معني فاصله گرفتن آنان از ايالات متحده نيست. آنان اتفاقاً پذيرفته اند که قطعنامه هاي شوراي امنيت عليه تهران را تمام و کمال به اجرا درآورند و پس از گزارش البرادعي و سولانا هم دست به کار قطعنامه بعدي خواهند شد. حتي بحث از تحريم هاي خارج از شوراي امنيت توسط اتحاديه اروپا نيز اکنون موضوع داغ گفت وگوهاي ديپلماتيک دولتمردان اروپايي شده است. پيشنهاد چنين تحريمي ابتدا از سوي نيکلا سارکوزي رئيس جمهور مجارتبار فرانسه داده شد؛ همان که در ديدار هفته پيشش با بوش با لحني شادمانه گفت که آمده تا قلب امريکايي ها را تا ابد فتح کند. پيشنهاد فرانسه براي اعمال تحريم هاي خارج از شوراي امنيت عليه ايران، بيش از همه براي آلماني ها و ايتاليايي ها نگران کننده است. چرا که اين دو کشور در ميان دولت هاي اروپايي بيشترين ميزان مبادله تجاري را با ايران دارند و بنابراين نسبت به از دست دادن بازارهايشان خشنود نخواهند شد. ميزان مبادلات تجاري آلمان با ايران در سال 2006 نسبت به سال 2005، هفت درصد کاهش داشته و اين روند نزولي در سال 2007 هم تداوم يافته است. آلمان ها بر همين اساس مي ترسند که چين به سرعت جاي خالي آنها را در بازار ايران پر کند، درست همان طور که روس ها جاي آلمان ها را در نيروگاه بوشهر پر کردند. به نظر مي رسد که تصور آلمان ها تصور اشتباهي هم نيست چرا که ميزان مبادله تجاري ايران و چين در سال 2006 نسبت به سال 2005 ، 43 درصد رشد داشته و پيش بيني مي شود که مبادله تجاري دو کشور در سال 2007 به 20 ميليارد برسد. بر اين اساس کاملاً قابل درک است که چرا اروپاييان به راحتي به تحريم هاي خارج از شوراي امنيت عليه تهران تن نمي دهند. اروپايي ها انتظار دارند که امريکا،

هرچه زودتر چين و روسيه را نيز در ماجراي تحريم ايران همراه کند تا کشورهاي اروپايي شاهد از دست رفتن هميشگي بازارهايشان نباشند. امريکايي ها نيز به انتظار اروپا پاسخ گفته اند ولي البته چندان کامياب نبوده اند. براي مثال رابرت گيتس وزير دفاع امريکا هفته پيش در پکن پس از ديداري نوددقيقه يي با رئيس جمهوري چين، نتوانست او را به همراهي با ايالات متحده در تشديد فشارها عليه ايران همراه کند و همه خبرگزاري ها واکنش پکن به خواست واشنگتن را سرد توصيف کردند. درباره همراه کردن روسيه نيز همچنان دست اندازهاي زيادي وجود دارد و تا اختلاف هاي اساسي تر کرملين و کاخ سفيد درباره موضوعات استراتژيکي چون طرح سپر موشکي حل نشود احتمال همراهي همه جانبه مسکو با خواسته هاي واشنگتن پيرامون ايران زياد نيست. واقعي ترين گمانه در شرايط موجود اين است که مسکو و پکن با شروط خاصي حاضر به همراهي با تصويب قطعنامه سوم شوراي امنيت عليه ايران شوند ولي تصور اينکه اين دو کشور حاضر به اعمال تحريم هايي خارج از شوراي امنيت عليه تهران باشند دست کم در شرايط کنوني دور از واقع است. با اين حال اگر به هر شکل قطعنامه ديگري در شوراي امنيت تصويب شود، آن وقت نوبت ايران خواهد بود که وعده خود را عملي کند. تهران ممکن است هشدارش مبني بر تجديد نظر در رابطه با آژانس بين المللي انرژي اتمي را به حال اجرا درآورد و آن زمان است که ديگر پيش بيني آينده ابداً ساده نخواهد بود.

در حاشيه اعطاي يک لقب به مصطفي پورمحمدي وزير کشور
دوست دولتي رسانه ها
فرناز حسنعلي زاده

اعطاي لقب «دوست رسانه ها» به وزير کشور اگرچه با جلب موافقت و مشورت رسانه ها صورت نگرفت اما مخالفتي نيز در پي نداشت و محافل سياسي و اصحاب رسانه ترجيح دادند با سکوت از کنار اعطاي نشان دولت به دولتمرد خويش بگذرند. هفته گذشته معاونت ارتباطات و اطلاع رساني رياست جمهوري مصطفي پورمحمدي را به عنوان «دوست رسانه ها» ملقب و از وي به خاطر استفاده از فرصت «چهارشنبه ها» تقدير کرد تا نشان دهد دولت نهم رسانه ها را «اسب تروا» نمي داند. به اعتقاد دولتيان وزير کشور توانسته بود از فرصت گفت وگوي مستقيم با خبرنگاران در حاشيه جلسه هيات دولت که چهارشنبه ها برگزار مي شود به خوبي بهره ببرد.

تقديري از اين دست از سوي «خودي ها» بيش از آنکه نقش يکي از وزراي کابينه را در تعامل با رسانه ها برجسته کند نموداري از نحوه روابط دولت و رسانه ها را رسم کرد. پل ارتباطي آسيب ديده يي که معاونان رئيس جمهور را به فکر انداخته تا براي ترميم اندکي از خرابي ها به چهره يي که کمتر رودرروي رسانه ها قرار گرفته متوسل شوند و از او براي نشان دادن چهره يي متفاوت از دولت نهم در ارتباط با اصحاب قلم سود بجويند چرا که به اعتقاد تحليلگران در بيست و چند ماهه گذشته از عمر دولت نهم - دولتي که با «شعار مهرورزي» توانست گوي سبقت را از رقيبان بربايد- نه تنها کارنامه درخشاني در اين تعامل به چشم نمي خورد بلکه انتقادات شديداللحن دولتمرداني که بيشترين ارتباط را با اصحاب رسانه دارند فصلي از بي اعتمادي را بين دولت و مطبوعات گشوده است.

اندکي پس از روي کار آمدن دولت نهم محمدحسين صفارهرندي سکاندار فرهنگ و ارشاد به همراه مهدي کلهر مشاور احمدي نژاد در امور رسانه ها و علي اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور اضلاع مثلثي را تشکيل دادند که انتقاد از رسانه ها را در دستور کار خويش قرار داده بودند. اندکي بعد جواد شمقدري ديگر مشاور احمدي نژاد به اين کارزار پيوست تا نشان دهد اگرچه عملکرد صفار را در وزارتخانه اش نمي پسندد اما با موضع وي در قبال رسانه ها همسو و همراه است. در همين حال محمود احمدي نژاد در راس مردان کابينه هرازگاهي مطبوعات را مورد انتقاد قرار داده و همين امر باعث مي شد مثلث منتقدان با سرعت و حدت بيشتري به کار خود ادامه دهند.

در اين ميان صفارهرندي وزير 54 ساله کابينه که سابقه 11 سال فعاليت در عرصه مطبوعات را در کارنامه خود داشت در راس اين هرم قرار گرفت و طلايه دار انتقاد از مطبوعات شد چرا که هرندي پس از آنکه حسين شريعتمداري مديرمسوول کيهان شد به عنوان معاون وي و سردبير روزنامه سکان هدايت «کيهان» را به دست گرفت. وقتي نام احمدي نژاد به عنوان پيروز رقابت رياست جمهوري نهم از صندوق هاي راي بيرون آمد «کيهان» به حمايت از او برخاست و در مقاله يي با عنوان «خودت را به نسيم بسپار» ارادتش را به رئيس جمهور نورسيده نشان داد؛ «بالاخره نام مردي که ياد رجايي را در ذهن و خاطره مردم تجديد مي کند، همراه با رقيبي قدرتمند و بانفوذ، در صدر نام کانديداها خوانده شد.» چندي بعد از انتشار اين مقاله، صفارهرندي پس از يازده سال از «کيهان» استعفا داد تا مانند همتاي ديگرش از رسالت، محمود فرشيدي، وارد کابينه شود.

اما ورود صفارهرندي به کابينه به عنوان کارآشناي عرصه مطبوعات نه تنها گرهي از مطبوعات کشور نگشود بلکه برخي اظهارات وي دغدغه هايي را براي اصحاب رسانه رقم زد.

اگرچه وزير فرهنگ و ارشاد به صراحت مي گفت؛ «من به واسطه سابقه مطبوعاتي ام از باقي اعضاي دولت پوست کلفت تر هستم» اما وي برخي از مطبوعات را به کارکرد حزبي و انتشار اخبار نادرست متهم کرد و از اراده يي سخن به ميان آورد که فضاي بي رحمانه يي را براي منعکس نکردن خدمات دولت شکل داده است. صفارهرندي به کرات و به صراحت اعلام کرد تمام مطبوعات کشور مشمول حمايت هاي دولت نخواهند شد. وي با وارد کردن اين اتهام که «برخي مطبوعات براي اجنبي يقه دراني مي کنند» به اين رسانه ها اولتيماتوم داد انتظار کمک از جانب دولت نهم را نداشته باشند. روزنامه کيهان که صفارهرندي تا قبل از انتصاب به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد، سردبيري آن را به عهده داشت، در سرمقاله روز يکشنبه خود مطبوعات و روزنامه نگاران را حامي اراذل و اوباش توصيف کرد. حسين شريعتمداري انتقاد مطبوعات از نحوه اجراي طرح امنيت اجتماعي را «حمايت مطبوعات از اراذل و اوباش» ارزيابي کرد و نوشت؛ «براي هر دو سوي ماجرا يعني اراذل و اوباش و حاميان مطبوعاتي و سياسي آنها هويت مشترکي قائليم و البته براي غفلت زده ها نيز حساب جداگانه يي باز مي کنيم.»

اما با روي دادن اتفاقات جديد در عرصه رسانه ها، انتقاد پاستورنشينان از اصحاب رسانه وارد فاز جديدي شد. همزمان با رفع توقيف و بازگشايي دو روزنامه «شرق» و «هم ميهن» و آنچه «بهار روزنامه هاي اصلاح طلب» خوانده مي شد موج انتقادات اوج گرفت تا در دومين سالگرد سوم تير مقامات دولتي، مشاوران و حاميان احمدي نژاد به صورت هماهنگ پازل جديدي را عليه مطبوعات طراحي کنند که در آن رسانه ها با اتهاماتي نظير تلاش براي «کودتاي خزنده» و «حمله رسانه يي نرم» متهم شوند.

مطبوعات در حالي متهم به براندازي شده بودند که براي اولين بار مشاوران احمدي نژاد اين اتهام را عليه مطبوعات مطرح کرده بودند.

به گزارش ايلنا، مهدي کلهر نماينده رئيس جمهور در شوراي نظارت بر صدا و سيما که به مناسبت سوم تيرماه سالروز انتخاب احمدي نژاد به سمت رياست جمهوري در تالار شهريار دانشگاه تبريز سخن مي گفت تاکيد کرد؛ «کودتاي خزنده رسانه يي در داخل و خارج از کشور شکل گرفته است و امريکا و صهيونيسم در تلاش هستند مانع پيشرفت و رشد دولت نهم شوند.»

يک روز پس از اتهام «کودتاي خزنده مطبوعات» روزنامه ايران بيانيه شديداللحن معاون ارتباطات احمدي نژاد را اينگونه انتشار داد. «دفتر رئيس جمهور از لاک سکوت خارج شده و تهاجم بدخواهان عليه دولت را بي پاسخ نخواهد گذاشت.» معاون احمد ي نژاد با تاکيد بر اينکه يک تيم و گروه باسابقه در مجموعه رئيس جمهوري وارد شده در اين بيانيه آورده بود؛ «اين باند (مطبوعات منتقد دولت) نه تنها با تبليغات سياه و غيربهداشتي و توطئه روزمره خود ضدبرنامه ها و عملکرد دولت مکتبي ادامه داده بلکه متاسفانه در اين اواخر وارد فاز تمسخر و توهين مستقيم به شخص رئيس جمهور، تحريف و دروغ پردازي در انعکاس سخنان و مواضع ايشان شده که تحمل اين رويه در واقع ناديده گرفتن آرا و اعتماد ده ها ميليون ايراني به رئيس جمهور در انتخابات حماسي سوم تيرماه 84 ارزيابي مي شود.»

به اين ترتيب دفتر امور رسانه هاي رئيس جمهور براي «صيانت از دولت در برابر دروغ پردازي ها» و «انگاره سازي هاي کثيف» وارد عمل شد به گونه يي که اين دفتر تنها به ارسال تکذيبيه اکتفا نکرد و روزنامه هاي اصلاح طلب ناچار شدند بارها تکذيبيه هاي اين دفتر را در صفحه نخست خود و با تيترهاي تعيين شده به چاپ برسانند. چنان که روزنامه اعتماد ملي طي يک هفته سه بار تيتر يک خود را به چاپ جوابيه اين دفتر اختصاص داد.

حدود دو هفته از انعکاس اظهارات صفارهرندي درباره کودتاي خزنده مطبوعات و مواجه شدن اين گفته ها با انتقادات فراوان وي، اظهارات خود را از اساس تکذيب کرد.

به گزارش واحد مرکزي خبر صفارهرندي ادعاي کودتاي خزنده مطبوعات عليه دولت از سوي خود را دروغ محض خواند؛ «الان مي گويم هر کس که براي آنچه به عنوان کودتاي خزنده به من نسبت داده اند يک کد يا شاهد شفاهي بياورد که من اين حرف را زده ام به او جايزه مي دهم و او را به عنوان روزنامه نگار واقعي معرفي مي کنم.»

وزير فرهنگ، مطبوعات را نمايندگان جريان فکري موجود در جامعه معرفي کرد و به کار بردن تعبير کودتاي خزنده براي کارکرد آنها را درست ندانست. وي همچنين در گفت وگو با مهر گفت از کارکرد مطبوعات در شرايط حاضر کودتاي خزنده برداشت نمي کند و با وجود مشکلاتي که در اين عرصه وجود دارد تعبير کودتاي خزنده را تعبير قشنگي نمي داند و آن را بيشتر يک داستان تلقي مي کند.

اما تکذيبيه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي پيش از آنکه با واکنش منتقدان روبه رو شود عکس العمل مشاوران احمدي نژاد را در پي داشت. جواد شمقدري مشاور هنري رئيس جمهور وجود «کودتاي خزنده در مطبوعات» را تاييد کرد و صفارهرندي را به «انکار شتاب زده و سردرگمي» متهم کرد؛ «يکي از ابزارهاي کودتا و انقلاب رنگين رسانه ها هستند ولي دوستان ما ابتدا در واکنش به طرح موضوع کودتاي خزنده توسط برخي مطبوعات شتاب زده موضوع را انکار کردند.»

وي در گفت وگويي با مهر مديريت وزارت ارشاد در حوزه مطبوعاتي را بي برنامه و سردرگم خواند و با انتقاد از اتخاذ مواضع دوگانه دولتمردان در برابر موضوع کودتاي خزنده رسانه ها تاکيد کرد مطبوعات از ابزارهاي کودتاي رنگين هستند.

همچنين مهدي کلهر ديگر مشاور احمدي نژاد در حاشيه گردهمايي مسوولان روابط عمومي دستگاه هاي اجرايي خراسان رضوي انتشار اظهارات صفارهرندي مبني بر وجود کودتاي خزنده در مطبوعات را مورد اشاره قرار داد و بعد با توجه به اينکه وزير فرهنگ اين اظهارات را تکذيب کرد همين امر را مصداق کوتاهي رسانه يي دانست.

به گزارش ايسنا وي رسانه ها را «خاله زنک» خطاب کرد و گفت؛ «دولت تمام انرژي اش را براي ساخت و ساز مي گذارد، اما برخي رسانه هاي ما به جاي نقل اتفاق توليد، ساخت و ساز، اختراع و پيشرفت، مثل خاله زنک ها دنبال اين هستند که اين چي گفت و آن يکي چه جواب داد.»

به اين ترتيب تکذيب اتهام کودتاي خزنده از سوي وزير فرهنگ و ارشاد بيشتر به اين بحث دامن زد تا دولتمردان همچنان تلقي «اسب تروا» را از رسانه هاي منتقد داشته باشند.

اما خلاف آنچه پيش بيني مي شد «بهار روزنامه هاي اصلاح طلب» خيلي زودتر از يک فصل به خزان نشست.

در حالي که هنوز بيلبوردهاي تبليغاتي در خيابان هاي پايتخت خبر ورود «شرق» و «هم ميهن» به جامعه رسانه يي را به اطلاع مردم مي رساندند، اين دو روزنامه به فاصله کمتر از يک ماه از هم به محاق توقيف رفتند و با خاموشي اين دو رسانه تب تند ارسال تکذيبيه ها و تعيين تيتر از سوي نهاد رياست جمهوري به عرق نشست.

به اين ترتيب معاونت ارتباطات و اطلاع رساني در حالي که روزهاي کم کاري را مي گذراند ترجيح داد به مرور ميان دولتمردان نهم پرداخته و از ميان آنها، چهره يي را به عنوان دوست رسانه ها معرفي کند.

مصطفي پورمحمدي وزير کشور با لقب «دوست رسانه ها» معرفي شد بلکه حافظه مطبوعات از خاطرات دو سال گذشته دولت پاک شود.
عناوين اين صفحه
دور ايران در چهار سال
آشنايي با عمق دردهاي مردم
سفرهايي شبيه تبليغات انتخاباتي
خطري در کمين سفرهاي استاني
هم مفيد و هم اميدوارکننده
گزارش هاي سرنوشت ساز
دوست دولتي رسانه ها

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام