يكشنبه، 27 آبان 1386 - شماره 1542
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
با توليد دنباله «رمز داوينچي»، فيلم تازه اليور استون و جيمز باند متوقف شد
نويسندگان ، هاليوود را فلج کردند
گروه فرهنگي، ساسان گلفر؛ اعتصاب نويسندگان سينمايي و تلويزيوني امريکا نتايج تلخ خود را به تهيه کنندگان نشان داده و بيم و اميد در فضاي هاليوود اين روزها موج مي زند. آخرين خبر اگرچه نشانه هايي از اميد را در خود دارد اما احتمال حل مشکل را به 8 روز بعد و مذاکرات رودررو ميان نمايندگان انجمن صنفي نويسندگان و ائتلاف تهيه کنندگان سينما و تلويزيون موکول کرده است. اگر آن مذاکرات زود به نتيجه نرسد حتي لبخند روي لب مجريان مراسم اهداي جوايز گرمي، گلدن گلوب، اسکار و انجمن بازيگران سينما خشک مي شود.

12 روز بعد از آغاز اعتصاب و تظاهرات نويسندگان هاليوود، رهبران انجمن صنفي نويسندگان امريکا (WGA) و ائتلاف تهيه کنندگان سينما و تلويزيون (AMPTP) ضمن بيانيه يي اعلام کردند که مذاکرات سر يک ميز را از 26 نوامبر از سر مي گيرند. در اين بيانيه به جزئيات مذاکرات اشاره يي نشده است. 12 هزار عضو انجمن صنفي نويسندگان تا آن زمان به اعتصاب ادامه مي دهند اما تظاهرات خياباني را که قرار بود از سه شنبه دوباره آغاز شود، موقتاً لغو کرده اند. فشارهايي که به هر دو طرف درگير در بزرگ ترين بحران هاليوود در 20 سال گذشته وارد آمده از جمله ملاقات ها و تماس هاي تلفني مدام آرنولد شوارتزنگر فرماندار کاليفرنيا به صدور اين بيانيه منجر شده است.

عده يي از نويسندگان و تهيه کنندگان خوشحالي خود را از رسيدن به اين توافق اوليه پنهان نمي کنند. پاتريک ورون رئيس WGA بعد از صدور بيانيه خطاب به اعضاي اين انجمن اعلام کرد؛«اين بيانيه نتيجه مستقيم کوشش هاي شما است. در مدت اين 12 روز مدام تکرار کرده ام که اعتصاب قدرتمند، اعتصاب کوتاه مدت است.» اعتصاب قبلي در سال 1988 بيش از 22 هفته طول کشيد و نيم ميليارد دلار به اقتصاد سينما و تلويزيون صدمه زد. اکنون که سهم صنعت سرگرمي در اقتصاد منطقه کاليفرنيا به 30 ميليارد دلار در سال يا 80 ميليون دلار در روز رسيده، اين صدمه به مراتب سنگين تر است. نخستين خسارات اعتصاب به تاک شوهاي تلويزيوني و سريال هاي کمدي و درام وارد شد که پخش آنها با توقف يا تکرار قسمت هاي قبلي روبه رو شد. از روز جمعه اولين علائم تاثير اعتصاب نويسندگان در سينما بروز کرد. شرکت کلمبيا اعلام کرد که پروژه «فرشتگان و شياطين» ، دنباله «رمز داوينچي» که وقايع آن پيش از رمز داوينچي مي گذرد به کارگرداني ران هاوارد و با بازي تام هنکس به تاخير افتاده و نمايش آن از فصل تعطيلات 2008 به 15 مه 2009 موکول شده است. نگارش فيلمنامه اين فيلم را آکيوا گلدمن نويسنده برنده جايزه اسکار «مرد سيندرلايي» و «ذهن زيبا» برعهده دارد که فعلاً قلم بر زمين گذاشته است. پروژه تازه يي که اليور استون به نام «پينک ويل» درباره جنگ ويتنام در دست دارد نيز به علت عضويت استون و ميکو آلن فيلمنامه نويس در انجمن صنفي و همچنين با حمايت بروس ويليس بازيگر نقش اول اين فيلم از اعتصاب به تعويق افتاده است.

همچنين فيلم بعدي جيمز باند، کمدي «با زوهان جر و بحث نکن» آدام سندلر و درام اکشن «هنکاک» با بازي ويل اسميت هم از جمله تلفات ديگر اعتصاب هستند. بدتر از همه، فصل اهداي جوايز رسيده و چند مراسم مهم اهداي جوايز در پيش است از جمله جوايز گلدن گلوب در 13 دسامبر، اعلام اسامي نامزدهاي جوايز انجمن بازيگران امريکا در 20 دسامبر و مراسم اسکار در 22 ژانويه. نکته اينجا است که تمام بذله گويي هايي که مجري اين مراسم و همچنين برندگان ظاهراً في البداهه بر زبان مي آورند، از حدود يکي دو ماه پيش از آن نوشته و تمرين شده است و اکثر مجري ها، اعضاي انجمن صنفي نويسندگان هستند. اگر مشکل نويسندگان و تهيه کنندگان خيلي زود حل نشود، تمام اين مراسم به يکسري اسامي خشک و رد و بدل کردن چند مجسمه براق تقليل خواهد يافت.
شجريان براي اولين بار در يک کشور عربي مي خواند
استاد آواز ايران با بليت هاي 76 هزار توماني در دوبي
گروه فرهنگي؛ پس از کنسرت موفقيت آميز محمدرضا شجريان در امريکا، اروپا، تهران و اصفهان وي براي نخستين بار در يک کشور عربي به اجراي کنسرت مي پردازد.

کنسرت شجريان در حالي در دوبي و در دانشگاه اي يودي برگزار مي شود که کنسرت اين خواننده مطرح موسيقي در تبريز مدتي پيش به دلايلي که معاون فرهنگي و هنري اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي آن را ناشناخته خوانده، لغو شده است.

درباره لغو اين کنسرت مسائلي همچون عدم تفاهم مديران اجرايي برنامه و نمايشگاه بين المللي تبريز مطرح شده است. برنامه کنسرت شجريان در دوبي با همراهي گروه آوا 29 و 30 آذر ماه و در تالار دانشگاه امريکايي دوبي برگزار مي شود و افرادي همچون مجيد درخشاني (تار)، محمد فيروزي (عود)، سعيد فرج پوري (کمانچه)، همايون شجريان (تنبک) و حسين رضايي در اين برنامه شجريان را همراهي مي کنند. قيمت بليت کنسرت شجريان در دوبي 150 و 300 درهم امارات، معادل76200 و 38100 تومان، اعلام شده که فروش اينترنتي آن از روز دوشنبه - 28 آبان ماه جاري - آغاز مي شود. بنا به شنيده ها علاقه مندان ايراني نيز مي توانند اين بليت را خريداري کنند. همچنين قرار است به زودي گزارش کامل کارگاه آموزش آواز که از سوي شجريان و با حمايت فرهنگستان هنر ايران برگزار شد، به همراه اسامي برگزيدگان 30 آبان ماه در مجتمع فرهنگي هنري آسمان ارائه شود.

محمدرضا شجريان از بين بيش از سيصد هنرجو که در کارگاه هاي او شرکت کرده بودند، سيزده نفر را براي آموزش معرفي خواهد کرد. دور اول برگزاري نخستين کارگاه آموزش آواز محمدرضا شجريان که چهارم اسفندماه سال گذشته برگزار شد به مباحثي پيرامون تکنيک، صداسازي و شيوه هاي مختلف آوازي اختصاص داشت.
معرفي برگزيدگان انيميشن جشن خانه سينما
يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران پس از هفتاد روز با برپايي جشن بخش انيميشن به پايان رسيد. به گزارش ايسنا در اين مراسم که جمعه شب در فرهنگستان هنر برگزار شد؛ پرويز پرستويي در آخرين پلان از جشن يازدهم به عنوان دبير پيامش را قرائت کرد و در ادامه برگزيدگان معرفي شدند و در نهايت با حضور اسفنديار احمديه اولين انيماتور ايراني و بريدن کيک، پنجاه سالگي انيميشن در ايران جشن گرفته و از اسفنديار احمديه تقدير شد. تنديس بهترين خلاقيت هنري به مريم کشکولي براي فيلم «در خانه ما» تنديس کارگرداني به مجيد شاکري براي ساخت انيميشن «آريو» رسيد. آخرين تنديس يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران به فيلم «عروسک گمشده» به کارگرداني معين صمدي به عنوان بهترين فيلم انيميشن تعلق گرفت.
نظرات مديرعامل بنياد فارابي درباره فيلم کوتاه
مجيد شاه حسيني مديرعامل بنياد سينمايي فارابي گفت؛ حرکت بدون پشتوانه و پيشينه به سمت بيان آوانگارد در حوزه سينما نوعي تهديد است.

مديرعامل بنياد سينمايي فارابي با بيان اينکه فيلم هاي کوتاهي که در خارج از کشور ساخته مي شوند رويه ها و سبک هاي مختلفي دارند، خاطرنشان ساخت؛ شايد تمام اين فيلم ها براي نسل جوان مفيد نباشد و به اعتقاد من برخي بدآموزي ها که در حوزه فيلم کوتاه اتفاق افتاده به دليل تقليد بي منطقي بوده که بعضي از فيلمسازان نوپاي ما انجام داده اند. وي گفت؛ رشد بيش از حد رويه موج آوانگارد در فيلم کوتاه ايران شايد به دليل همين تقليد ناخواسته و خودخواسته است.
خاطرات هاشمي رفسنجاني
27 آبان 1363

تا ساعت ده ونيم صبح جلسه غمجلس شوراي اسلامي ف را اداره کردم و بعد از تنفس ، رياست جلسه را به آقاي يزدي سپردم . با آقاي غعبدالحليم ف خدام معاون رئيس جمهوري سوريه و هيات همراه ملاقات داشتم .سياست سوريه حذف طرفداران آقاي غياسرف عرفات است و در مورد تحسين روابط با عربستان سعودي و شوروي به ما توصيه مي کرد؛ ما هم قبول داشتيم . ظهر غآقاي اسحق جهانگيري ف نماينده جيرفت آمد. از مشکلات جيرفت و اينکه امکانات طبيعي منطقه هرز مي رود، گفت و از امام جمعه جيرفت گله داشت و از تضعيف نيروهاي حزب اللهي در دانشگاه ها اظهار نگراني مي کرد. آقاي غشيخ فضل الله ف محلاتي غنماينده امام در سپاه ف آمد. گزارشي از موج مخالفت با فرماندهي سپاه گفت و اعلان خطر کرد و از عدم توجه فرماندهي غسپاه پاسداران ف به نصايح خودش و تضعيف ايشان گله داشت . رئيس جمهور درباره کرمان که به زودي به آنجا مسافرت مي کنند، مشورت کردند و آقاي ناطق نوري وزير کشور درباره استاندار کرمان و خوزستان و آقاي غحبيب الله ف عسگراولادي درباره کميته صنفي صحبت کرد. من در اين جلسه تذکر دادم که حزب غجمهوري اسلامي ف با يک بعدي شدن ، تدريجاً حمايت امام را از دست خواهد داد و از هم اکنون نيز شکايات زيادي از اين جهت به امام مي رسد.
دريچه
نمايش آثار احصايي در موزه آرميتاژ

محمد احصايي از برپايي نمايشگاهي از آثار خود در موزه آرميتاژ شهر سن پترزبورگ روسيه خبر داد.

تجليل از کامران شيردل در جشنواره اوورا

جشنواره فيلم هاي کوتاه اوورا (فيکه 2007) با تجليل از کامران شيردل افتتاح شد.

بزرگان سينما «زندگينامه استاد مشايخي» را روايت مي کنند

مستند بلند «زندگينامه استاد جمشيد مشايخي» به کارگرداني امير مهرتاش احمدي، با حضور مسعود کيميايي، خسرو شکيبايي، پرويز پرستويي، حميد سمندريان، امين تارخ و... در مراحل پاياني توليد است.

فيلمبرداري جديدترين کار «کلينت ايستوود» آغاز شد

فيلمبرداري جديدترين کار «کلينت ايستوود» به نام «بچه عوضي» با حضور «آنجلينا جولي»، «جان مالکوويچ»، «جفري دونووان» و «کولم فيور» در لس آنجلس آغاز شد.

اولين نمايشگاه تخصصي کتاب هاي هنر ايران برپا مي شود

اولين نمايشگاه تخصصي کتاب هاي هنر ايران با همکاري ناشران کتاب هاي فرهنگي و هنري از دوشنبه 28 آبان ماه در مجموعه فرهنگي هنري صبا گشايش مي يابد.
پاتوق يا محفل
درباره مناقشات صنفي ميان سينماگران
مصطفي جلالي فخر

از ديرباز که سينما وارد اين کشور شد، برخي کوشيدند تا با دور هم نشستن و شکل گيري تشکيلاتي، منافع مشترکي را براي اعضاي خود فراهم سازند. در همه جا و همه مشاغل هم بوده و هست. آنها نمايندگان بخش غيردولتي محسوب مي شدند و دولت ها همواره در دوراهي بخشيدن يا نبخشيدن قدرت خود به آنها مردد بوده اند. بعد از انقلاب و به ويژه پس از پايان جنگ سياست هاي کلي حاکم بر اقتصاد ايران به سمت و سوي خصوصي سازي و کاهش بار دولت رفت. سينما به واسطه ماهيت صنعتي بودنش و در عين حال مهمترين ويترين فرهنگي بودنش براي دولت وقت گير و هزينه بر و گاهي دردسرساز بوده. تغيير چنين فرآيندي که سال هاي سال با ساختار اقتصادي سوسياليستي عجين بوده، روند وقت گيري ا ست که نياز به بسترسازي همه جانبه دارد. اوايل دهه هفتاد بود که بحث گردهم آمدن صنوف پراکنده تحت لواي خانه سينما به صورت جدي پيش آمد. آنها اميدوار بودند که بتوانند به تدريج بار دولت را به دوش گيرند و فضاي اقتصادي - فرهنگي سينما را به عرصه عرضه و تقاضا ببرند و بگذارند که روي پاي خودش بايستد. اما دولت در عين حال که مايل بود بارش سبک شود، چندان مايل نبود که اقتدار و نفوذ و صاحب اجازه بودن خود را کم رنگ کند. فيلمسازي در سينماي ما به واسطه وابستگي به وام ها و چه بسا کمک هاي بلاعوض تا حد زيادي طفيلي دولت است. خانه سينما هم طبعاً به بودجه نياز دارد و چون اقتصاد باز به تمامي مهيا نيست، پس باز دستش پيش خزانه عمومي دراز است. قرار مي شود که دو درصد فروش سالانه به آنها داده شود که امورات شان بگذرد. در واقع نقض غرض اول. خانه سينمايي که قرار است در تامين حقوق و خواسته هاي اعضايش با صاحبان قدرت اداري سينما به گفت وگو بنشيند، خود بودجه بگير دولت مي شود. در واقع ويترين ماجرا با ريشه ها همخواني ندارد. اشتباه اساسي تر آن بود که اساسنامه و اختيارات به نحوي تدوين شد که اجازه مي داد تا ساختار محفلي بتواند زير پوشش هاي صنفي نفس بکشد. با حرف ها و نيت هاي ظاهراً موجه بود که سه صنف اين خانه صاحب اختياراتي شدند که ذاتاً رانت آفرين بود. آنها مختار شدند که فقط به عده يي معدود که به نظرشان صلاحيت داشتند اجازه حضور حرفه يي بدهند. بيشترين مقاومت و مناقشه هم در کانون کارگردانان رخ داد. هرچند که تهيه کنندگان نيز مطلقاً مايل نبودند پاي ديگران را به سودآورترين بخش سينماي ايران باز کنند. زياد شدن مدعيان و متقاضيان به نفع دولت هم نبود. پس بازي برقرار ماند.

عملکرد ناصواب اعطاکنندگان امتياز و قانون و... باعث شده که سينماي ايران به جزيره يي تبديل شود که کلي پدرخوانده کوچک دارد که براي منافع خود در برابر متقاضيان بيرون جزيره متحدند و البته گاهي با خود مي جنگند، اين معضل در کانون کارگردانان نمود برجسته تري داشته و دارد. آنها در عين حال که مدعي بودند لياقت تهيه آثار خود را دارند و مدام با اتحاديه، ماجراهاي جلو و پشت پرده داشتند، نگراني عميقي نيز از به خطر افتادن سطح متوسط خود داشتند. دو موج اصلي موقعيت و سودهاي کلان آنها را تهديد مي کرد و مي کند؛ يکي نسل جوان باهوش و توانا و خلاق و پيش رويي که مدعي فيلمسازي بودند و ديگري فناوري ديجيتال که مي توانست داستان کهنه نگاتيوسازي گران را تمام کند. آنها کوشيدند با استفاده از رانت اهدايي قانوني و عنوان موهوم «حراست شغلي» راه را بر تازه واردها ببندند و حتي المقدور به کساني اجازه دهند که امکان ورود به فضاي حرفه يي آنها کمتر باشد.

سينماي ايران به شدت از ارزان شدن و زياد شدن دست ها هراسان است و آن را يک کابوس مي داند. آنها مي دانند که در صورت رقابت با نسل تازه و باسواد و خلاق راهي جز ترک زمين ندارند. سينماي سطح بالا و ارزان به معناي نابودي دوران پدرخواندگي است. براي همين نگاتيو را به حيطه هاي ناموسي کشانده و در سطر به سطر قوانين گنجانده اند. فکر کنيد اگر اين ايده آل تحقق يابد چه اتفاقي مي افتد. اينکه دولت يا بخش خصوصي سالن هاي کوچک و متعدد سينما داير کند، سينماي ديجيتال امکان راه پيدا کردن به پرده ها را داشته باشد و هر هنرمندي بتواند در محدوده هاي نظارتي فرهنگي و بدون اجازه از پدرخوانده ها فيلم بسازد و نمايش دهد. طبعاً دستمزدها و سودها پايين مي آيد و استعدادهاي تازه کشف مي شوند. رقابت تنگاتنگ و تماشاگر صاحب حق انتخاب مي شود. مثل حالا نيست که ميان چهار پنج فيلم روي پرده مجبور به انتخاب ميان بد و بدتر است. شگفت انگيز اينکه اين فضاي رابطه گرا و پيچيده به دو مرکز توليد فيلم کوتاه هم تسري پيدا کرده است؛ دو مرکزي که زماني با نگاه سالم توانستند انبوهي فيلمساز توانمند و مدعي محافل نازل سازي را کشف و عرضه کنند. طبعاً افکار عمومي هنري هم نمي پذيرفت که کارگردانان متوسطي که خودشان فيلم هاي زير متوسط مي سازند و صلاحيت هنري شان زير سوال است، قرار باشد که توانايي جوانان برتر از خود را تاييد کنند. پدرخوانده ها دو مرکز فوق را مدعي پرور مي دانستند و در نهايت تعجب مي بينيم که يکي تقريباً به کل از کار افتاده و ديگري به پيچيده گري هاي رابطه يي آلوده شده است و بيشتر درگير بازي جشنواره برگزار کردن است( اميدوارم بتوانم به زودي درباره جريان تلخي که در مراکز متولي فيلم کوتاه جاري است، مطلب مفصلي بنويسم). در واقع مهمترين فعاليت صنفي شان ممانعت از زياد شدن دست شد و ديگر به کار ديگري کار نداشتند. شايد باور نکنيد که 28 کانون و صنف و تشکل در خانه سينما عضوند و يکي از يکي ناکارآمدتر. به تبع اينکه ساده ترين راه ارائه بيلان کاري در مراکز بودجه بگير، برگزاري همايش و جشن و سمينار و اين طور چيزهاست که حکم نمايش را دارد و ديده مي شود، خانه سينما هم به جاي ساماندهي و سالم سازي و کارآمدکردن صنوف تحت پوشش خود به برپايي جشن خانه سينما مبادرت کرد؛ کاري که ديده شود و بتوان روي خط خبر برد و البته زيرساخت فرسوده و ناسالم خود را پنهان کرد. انصافاً هم جواب داد. پس از چند سال برگزاري جشن کانون کارگردانان هم به اقدام مشابهي دست زد و توانست تحت پوشش نمايش تقدير از کارگردانان هم براي صرف بودجه اش توجيه پيدا کند و هم عملکرد خود را از نقد و بررسي دور بدارد.

حرف آخر اينکه تا ريشه ها درست نشود و امکانات سودجويي و رانت خواري و انحصارطلبي برچيده نشود، حکايت همچنان باقي خواهد ماند. انسان ذاتاً خودخواه و منفعت طلب است. گمان نکنيم که اگر ما جاي آنها بر صندلي هاي غرور و قدرت و سود اصناف خانه سينما تکيه زده بوديم، چندان بهتر از آنها مي بوديم. اي کاش دولت و قدرتي بتواند دمل چرکين و مزمن پدرخواندگي را در سينماي ايران جراحي کند. شايد درد داشته باشد و به مدتي بيهوشي نياز باشد و دوباره بساط مظلوم نمايي عده يي را پهن کند اما در عوض باعث سلامت سينماي بيمار فعلي مي شود. زياد شدن فيلم ها و فيلمسازها و تهيه کننده ها و سالن هاي سينما باعث آزار و دردسر دولت نيست. اين جزيره هاي ريز و درشت قابل برچيده شدن هستند.

www.jalalifakhr.blogfa.com
عناوين اين صفحه
نويسندگان ، هاليوود را فلج کردند
استاد آواز ايران با بليت هاي 76 هزار توماني در دوبي
معرفي برگزيدگان انيميشن جشن خانه سينما
نظرات مديرعامل بنياد فارابي درباره فيلم کوتاه
خاطرات هاشمي رفسنجاني
دريچه
درباره مناقشات صنفي ميان سينماگران
پيدا و پنهان
بازگشت بازيگر گزيده کار
گانگسترها و جادوگرها
پي نوشت، بعد از مرگ
تقاضاي چاپ دلبرکان غمگين

پيدا و پنهان
راه اندازي خبرگزاري دولتي قدغن ؛شنيديم دبير شوراي اطلاع رساني دولت گفته است؛ مصوبه يي از سوي هيات وزيران به تصويب رسيده که بر اساس آن، هيچ دستگاه اجرايي «از اين به بعد» مجوز تاسيس خبرگزاري را نخواهد داشت. دبير شوراي اطلاع رساني دولت گفته است؛ خبرگزاري هاي موجود دولتي نيز که هم اکنون در دستگاه هاي اجرايي فعال هستند به جز خبرگزاري جمهوري اسلامي، با برنامه ريزي صورت گرفته يا تبديل به پايگاه اطلاع رساني مخصوص آن دستگاه شده و يا تعطيل خواهند شد.



نمايندگان درباره بودجه توجيه هستند ؛در خبرها آمده است مشاور عالي رئيس جمهور گفت؛ بودجه سال 87 از شفافيت بالايي برخوردار است و نمايندگان نسبت به آن توجيه هستند. محمد صادق محصولي گفته است؛ گذر از کوچه پس کوچه هاي ماده و تبصره هاي بودجه آسان تر شده است.



تحصن خانواده دراويش؛ شنيديم خانواده هاي دراويش بروجردي، در اعتراض به تخريب حسينيه آنها و بازداشت هايي در اين خصوص مقابل فرمانداري بروجرد تحصن کردند.



انتقاد از ادبيات احمدي نژاد ؛معاون سيدمحمد خاتمي از ادبيات مورد استفاده احمدي نژاد انتقاد کرد. محمدعلي ابطحي در گفت وگو با آفتاب گفت؛«من معتقدم ادبيات آقاي احمدي نژاد برخلاف آقاي خاتمي، فراگير نشده و حتي برخي جناح ها و گروه هاي هوادار ايشان از اين ادبيات استفاده نمي کنند. چرا که در مجموع اين ادبيات مورد قبول جامعه نيست.»


گلچهره سجاديه
بازگشت بازيگر گزيده کار
مريم نراقي؛ گلچهره سجاديه پس از هشت سال دوري از عرصه سينما و تلويزيون، با بازي در تله فيلم «تلخون» به صورت جدي به عرصه بازيگري در کارهاي تلويزيوني بازگشته است. کارگردان اين تله فيلم پليسي عليرضا اميني است که شش فيلم سينمايي را در کارنامه کاري خود ثبت کرده است و اين تله فيلم نخستين تجربه تلويزيوني او به شمار مي رود. سجاديه در اين تله فيلم نقش مادر پسر جواني را بازي مي کند که در يک مهماني شبانه دچار حادثه مي شود و مي ميرد. دوستانش او را به بيرون شهر منتقل مي کنند، اما گروهي مدعي مي شوند که او را گروگان گرفته اند. گلچهره سجاديه که فعاليت هنري خود را از بيست سالگي در عرصه تئاتر آغاز کرد، در نمايش هاي «اي جادوگران شهر سليم» و «خانه برنارد آلبا» روي صحنه رفته است و نمايش «بازگشتي نيست» را کارگرداني کرده است. او در بيست و سه سالگي براي نخستين بار در فيلم «کلاغ» ساخته بهرام بيضايي ايفاي نقش کرد. سجاديه که بازي در فيلم هايي مانند «موج توفان»، «ايستگاه» ، «دندان مار»، «گروهبان»، «ردپاي گرگ»، «هبوط»، «سرزمين خورشيد»، «زشت و زيبا»، «هيوا» و «نگين» را در کارنامه خود ثبت کرده است، براي بازي در فيلم «سرزمين خورشيد» سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن پانزدهمين جشنواره فيلم فجر و تنديس بهترين بازيگر زن اولين جشن خانه سينما را از آن خود کرد. سجاديه همچنين چند دوره نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن براي بازي در فيلم هاي «هبوط» و «هيوا» شده بود. بازي در مجموعه تلويزيوني «رعنا» به کارگرداني داوود ميرباقري، سجاديه را به چهره يي به يادماندني در تلويزيون تبديل کرد. در تله فيلم «تلخون» گلچهره سجاديه در کنار نيما رئيسي، عبدالرضا اکبري، روشنک عجميان، حميد مهين دوست، شاهرخ استخري و... به ايفاي نقش پرداخته است. شايد بازي در اين تله فيلم و نيز حضور در يک تله تئاتر که سجاديه به زودي در آن بازي خواهد کرد، نويد از پرکاري بازيگر مطرح دهه شصت سينماي ايران و گزيده کار اين روزها بدهد.


نمايش فيلم هاي هري پاتر، باني و کلايد و هملت
گانگسترها و جادوگرها
داوود سينايي؛ امروز فرصت خوبي براي سينمادوست هاست تا چهره هاي بزرگي را بر پرده ببينند، از محبوب ترين زوج گانگستر سينما «باني و کلايد» گرفته تا هري پاتر و هملت. ساعت شانزده امروز در سينما کوچک حوزه هنري ساخته مشهور آرتور پن«باني و کلايد» به نمايش درمي آيد. باني و کلايد در سال 1967 ساخته شد و وارن بيتي و في داناوي در آن بازي مي کنند. ساعت 18 در همين سالن قسمت دوم از سري فيلم هاي هري پاتر (هري پاتر و جام آتش) به نمايش درمي آيد. در روزهاي آينده سينما کوچک فيلم هاي تعطيلات مستربين، خاطرات سفر با موتورسيکلت، زورباي يوناني و آلمان سال صفر را نمايش خواهد داد. اما ساعت 18 امروز در سينماتک سينما سپيده اقتباس سينمايي لارنس اليوير از نمايشنامه «هملت» به روي پرده مي رود. اليوير اين فيلم را در سال 1948 ساخت و خودش به نقش هملت در آن ايفاي نقش کرد. دو فيلم مستند «اينانا» و «روز آفرينش» ساخته سودابه محاوري ساعت 18 در فرهنگسراي هنر (ارسباران) به نمايش درمي آيد. اين دو فيلم مستند در جشنواره هاي داخلي و خارجي مورد توجه قرار گرفته. سودابه مراديان هم به عنوان منتقد در اين جلسه حضور خواهد داشت.


پي نوشت، بعد از مرگ
مريم ذوالفقار؛ «من سال هاي سال مردم، تا اينکه يک دم زندگي کردم، تو مي تواني، يک ذره، يک مثقال، مثل من بميري.» همان صفحه اول سايت را که باز مي کني تصويري از قيصر با اين شعر و امضاي او به چشم مي خورد. پايگاه اينترنتي قيصر امين پور سايت رسمي او نيست و خيلي وقت هم نيست که راه افتاده است. اين سايت «به ياد قيصر امين پور» توسط تعدادي از دوستداران او بعد از درگذشتش با هدف جمع آوري و انعکاس بخشي از آثار و مطالب مربوط به آن مرحوم راه اندازي شده است. يادداشت، اشعار تقديمي، يادداشت هاي وبلاگي، عکس، زندگينامه و... بخش هاي مختلف اين سايت را تشکيل مي دهد. اين مطالب در آدرس http://qeysar.ir قابل دسترسي است.


تقاضاي چاپ دلبرکان غمگين
ابراهيم رها

ديروز دوستان اغلب مطالب مربوط به «مشکلات جنسي» را حذف کرده بودند. باعث خوشحالي است که اينجا هم با مشکلات جنسي، مشکل دارند اساسي، در خبرها آمده بود وزير امور خارجه، ساختمان وزارتخانه را براي ساخت سريال کارآگاه علوي2، در اختيار تلويزيون قرار داده است. ضمن تقدير از اين عمل پسنديده، فکر مي کنيم اين موارد هم بد نباشد الف- ساختمان وزارت اطلاعات براي ساخت فيلم «چه کسي از ويرجينيا وولف مي ترسد؟» ب- ساختمان وزارت مسکن براي فيلم «سرگيجه». ج- ساختمان وزارت کشاورزي به فيلم «چه سرسبز بود (بود) دره من،» د- ساختماني که آقاي الهام در آن ساکن است به فيلم «مردي براي تمام شغول،» گويا وزير رفاه گفته وقتي تلويزيون هست ديگر نيازي به روزنامه نداريم(به عهده راوي). الف- وقتي اين همه رفاه است نيازي به وزير رفاه نيست، عمراً. ب- وقتي شلوار هست نيازي به جوراب نداريم، ج- وقتي نفت با اين قيمت هست ديگر نيازي به اينکه يک عده بيايند آن را بمالند به سفره ها نداريم. د- وقتي هر روز يک نفر از مسوولان از اين دست اظهارنظرها مي کند نيازي نداريم که ما بگوييم از اون بالا کفتر ميايه، عده يي آدم مساله دار دور هم جمع شده اند و در پايان خواستار آزادي عماد باقي شده اند. الف- پس فردا لابد رويتان را زياد مي کنيد خواستار بهبود اوضاع هم مي شويد ديگر، ب- چهار روز بعد ادعا مي کنيد تورم هم بايد کنترل شود. ج- قباحت دارد. همين مانده تقاضا کنيد قيمت مسکن هم کنترل شود. د- چشمم روشن اگر دو روز ديگر آمديد تقاضا کرديد دلبرکان غمگين من چاپ شود چه کار کنيم؟،



jangesard@gmail.com


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام