سه شنبه، 29 آبان 1386 - شماره 1544
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
مرگ دوست محمد اوراز در صعود به «برده زرد»
سقوط مقبل
صوفي فراز؛ در حادثه يي که براي محمد اوراز کوهنورد قهرمان کشورمان پيش آمد او درگذشت ولي جواني جوياي نام باقي ماند. اوراز در آن حادثه يک هم طناب داشت، يک هم زبان، يک هم دل؛ «مقبل هنرپژوه» و اکنون؛ «مرحوم مقبل هنرپژوه». مقبل در حالي از ميان ما رفت که از حادثه در گاشربروم جان سالم به در برد. وي پر کشيد ولي نه در هيماليا، در بوکان و در حالي که خانواده اش مثل سال هاي گذشته شاهد رفتن او به کوه بودند اما کوهي که اين بار نه مانند هيماليا خطرناک بود و نه مانند گاشربروم حادثه خيز. 8 متر سقوط در «برده زرد»، چند روز اغما در بيمارستان عارفيان اروميه و مرگ. خداوند تقدير جوان ترين صعودکننده جهان به قله لوتسه را جور ديگري رقم زده بود تا او در ميان سکوت جامعه ورزش و کوهنوردي مظلومانه اين ديار را ترک کند. وي که در سال 80 به عضويت تيم ملي درآمده بود در سال 81 به لوتسه صعود کرد و در سال 82 در گاشربروم در حالي که هم نورد و هم طناب خود را از دست داد، زنده ماند اما تا مدتي به علت ضربات وارده به سرش از رفتن به کوهستان ممنوع بود. اما عشق به کوهستان او را رها نکرد تا سرانجام او را براي هميشه از نقطه يي نزديک تر به آسمان به سوي خود ببرد. او شب ها تا ديرهنگام در کوه ها بود و با بازگشت به خوابگاه باز هم از ديوار به داخل مي آمد تا با نگهباني درگير نشود. او کسي بود که يک ترم براي همه همکلاسي هايش از استاد تربيت بدني نمره 20 گرفت. وقتي استاد شرط کرد که اگر او تنها 20 دور، دور زمين ورزشي بدود براي همه 20 مي گيرد، او 53 دور دويد تا دوستانش جلوي او را بگيرند. خبر مرگش را دير شنيدم، شوکه شدم، جا خوردم و بي اختيار دست هايم را روي سرم گذاشتم. خبر مرگ بسياري از دوستانم را شنيده بودم اما مرگ مقبل مرا تکان داد. زود بود. او 4 سال پيش مرگ را رد کرده بود.

اول به فکر هيماليا افتادم و به کوهنوردي لعنت فرستادم اما وقتي شنيدم که او در ارتفاعات آذربايجان غربي دچار حادثه شده آرام شدم. کوه «برده زرد» بوکان. نمي دانم چرا. شايد چون او تنها نبود. دير شنيدم، جمعه او را دفن کرده بودند. همه چيز زود بود. امروز فقط يک خبر در مورد مرگ او در خبرگزاري ايرنا ديدم. او در سکوت مرد، او مظلومانه مرد، ... روحش شاد...
پس از تقلب در مسابقات سرعت قهرماني ايران اتفاق افتاد
محروميت يک ساله لاله صديق از اتومبيلراني
مهدي امير پور

داستان برمي گردد به پنجمين مسابقه سرعت قهرماني کشور در پيست استاديوم آزادي؛ جايي که لاله صديق در کلاس GT1600 با رانندگان مرد رقابت مي کرد، اما هر قدر که به پدال گازش فشار آورد، دست آخر نتوانست بين سه راننده برتر کلاس از خط پايان بگذرد. پس از پايان مسابقه که کارشناسان فدراسيون اتومبيلراني يک به يک موتور اتومبيل ها را چک مي کردند، فهميدند که لاله صديق در پيست نمانده و رفته. همه آن را به حساب ناراحتي صديق از شکست گذاشتند اما محمدرضا پازند يکي از رانندگان کلاس GT1600 که در مسابقه صداي عجيبي از موتور اتومبيل صديق شنيده بود، اعتراض مي کند که صديق تقلب کرده و اصلاً براي همين از تست کارشناسي آخر مسابقه فرار کرده. اعتراض پازند به جايي کشيد تا کارشناسان فدراسيون اتومبيلراني قانع شوند به پارکينگ اختصاصي صديق بروند؛ پارکينگي در چند کيلومتري مجموعه ورزشي آزادي. وقتي کارشناسان فدراسيون به آن پارکينگ مي رسند، مي بينند که دو اتومبيل يک شکل در آنجا پارک شده. اتومبيلي که پيش از مسابقه GT1600 تست شده و موتور آن را پلمب کردند و اتومبيلي که موتور آن تقويت شده است. نمايندگان فدراسيون از سر و وضع اتومبيل ها مي فهمند که صديق با اتومبيل تقويت شده آن روز مسابقه داده و اصلاً اتومبيل GT1600 آن ساعت در پارکينگ بوده.

محمدرضا پازند رقيب صديق در آن مسابقه مي گويد؛ «به خاطر اينکه مسابقات از شبکه سوم مستقيم پخش مي شود، پيش از آغاز مسابقه کارشناسان فدراسيون وقت نمي کنند موتورها را چک کنند. براي همين روز پيش از مسابقه کارشناسان فدراسيون تمام اتومبيل ها را بازرسي مي کنند و پس از بازرسي موتور تمام اتومبيل ها پلمب مي شود تا روز مسابقه پس از گذشتن از خط پايان باز هم کارشناسان مي روند و پلمب اتومبيل ها را چک مي کنند تا تقلبي اتفاق نيفتاده باشد.» اما روز يازدهم آبان ماه نه تنها صديق پس از پايان مسابقه اجازه نداد موتورش را چک کنند که حتي در مجموعه ورزشي آزادي هم نماند و پس از آن بازرسان فدراسيون فهميدند که او اتومبيلش را عوض کرده. در دنياي اتومبيلراني وقتي کسي دست به اين کار زده باشد، يک جور «دوپينگ» به حساب مي آيد و براي همين پس از گذشت بيست وپنج روز از آن مسابقه بالاخره کميته انضباطي فدراسيون اتومبيلراني او را براي يک سال از حضور در مسابقات اتومبيلراني محروم کرد. وطن دوست مسوول کميته فني فدراسيون که در جلسه کميته انضباطي هم حضور داشته مي گويد؛ «هم خود خانم صديق و هم مکانيک ايشان اعتراف کردند که در مسابقه يازدهم آبان تقلب کردند. کار آنها بي شباهت نيست به اينکه در مسابقات کشتي يک کشتي گير 68 کيلويي روز وزن کشي روي باسکول برود و در وزن 68 کيلوگرم قرار بگيرد، ولي روز مسابقه يک کشتي گير 90 کيلوگرمي جاي او روي تشک بيايد.» با اين حساب او در کميته انضباطي محکوم مي شود و البته چند روز بعد رئيس فدراسيون اتومبيلراني و موتورسواري حکم محروميت يک ساله او را امضا مي کند. حکمي که هنوز به دست رسانه هاي عمومي نرسيده ولي در فدراسيون همه از آن باخبر هستند.

اين در وضعي است که پيش از اين رسوايي هم، رانندگان پيست ايران در سال هاي گذشته به تقلب هاي لاله صديق اعتراض داشتند ولي اين اعتراضات هيچ وقت از سوي فدراسيون جدي گرفته نمي شد. حتي در مسابقات رالي هم که ديگر رانندگان پس از جمع امتيازات مثبت و منفي رده بندي مي شوند و کسي پس از پايان رالي نمي داند چندم شده، همه رانندگان به پارتي بازي داوران براي مقام آوردن صديق اعتراض داشتند. به هر حال با اين اتفاقات احتمال اينکه ديگر لاله صديق از اتومبيلراني ايران اوت شود، کم نيست.

احمد قلعه باني رئيس فدراسيون اتومبيلراني، مديرعامل شرکت خودروسازي سايپاست. حسين شهرياري نايب رئيس فدراسيون هم در هيات مديره باشگاه سايپا عضويت دارد و با توجه به اينکه صديق در زماني که عضو تيم سايپا بوده دست به اين تقلب زده، اصلاً عجيب نيست مقامات فدراسيون که از مديران سايپا هم هستند، به خاطر بدنام نشدن شرکت شان او را از اين ورزش کنار بگذارند. نبايد فراموش کرد صديق دو سال پيش هم ادعا کرد در مسابقات جهاني فرمول سه شرکت کرده ولي پس از پيگيري همه فهميدند که او تنها در پيست فرمول سه بحرين رکوردگيري کرده و هيچ مدرکي بابت حضور او در مسابقات فرمول سه وجود نداشت. اين اتفاقات در وضعي افتاده که حتي ديگر دختران اتومبيلراني ايران چندان دل خوشي از صديق ندارند. او کسي است که ادعا داشت آمده تا حق زنان را در اتومبيلراني از مردان بگيرد. ولي حالا پس از مدت کوتاهي همه فهميدند که او با تقلب دنبال اين کار بوده و حتي اين اتفاق باعث شده که ديگر رانندگان زن خواستار حذف او از مسابقات سرعت ايران شوند. به هر حال اين پايان کار براي دختري است که ارتباط خوبي هم با رسانه ها دارد و شايد براي همين باشد که دوستان مطبوعاتي او فعلاً چندان علاقه يي به انتشار خبر تقلب او ندارند.
صفايي اعلام کرد براي کار شخصي به اروپا رفته
و اينک پيتر ريد
در وضعي که محسن صفايي فراهاني روز گذشته سفرش به اروپا براي استخدام سرمربي تيم ملي را از بيخ و بن تکذيب کرد و علت اصلي مسافرتش را شخصي دانست، دو اتفاق جالب در پروسه استخدام سرمربي تيم ملي افتاد. اولين اتفاق برمي گردد به شايعه حضور پيتر ريد در ليست گزينه هاي تيم ملي. اين شايعه در روزي قوت گرفت که ديگر لو رفته بود محسن صفايي فراهاني در لندن بوده و حتي با يک سرمربي انگليسي هم حرف زده. به هر حال وقتي بدانيد سايت «تبيان» اولين جايي بوده که اين خبر را روي اينترنت فرستاده و بفهميد که مديران اين سايت ارتباط خوبي با کيومرث هاشمي يکي از اعضاي کميته انتقالي فدراسيون فوتبال دارند، مطمئناً اين خبر را جدي مي گيريد. «پيتر ريد» در سال هاي گذشته سرمربيگري تيم هاي ساندرلند، منچسترسيتي، ليدز و کاونتري را تجربه کرده. او چند سال پيش همراه ساندرلند از مسابقات دسته اول انگليس به ليگ برتر صعود کرد و البته چند سال پس از آن يک مرتبه هم با ليدز از مسابقات ليگ برتر به دسته اول سقوط کرد. با هر متر و عياري او سرمربي ايده آلي براي تيم ملي ايران نيست و البته وقتي اين بحث را با صفايي فراهاني در ميان گذاشتند، او همه چيز را تکذيب کرد. صفايي گفت؛«در حالي که من براي يک سفر شخصي به خارج از کشور رفته بودم، حسن غفاري هم در سوريه بود و همين باعث شد جلسه يکشنبه عصر کميته انتقالي کنسل شود.»

البته اين را هم بايد اضافه کرد که در آشفته بازار انتخاب سرمربي تيم ملي روز گذشته وينفرد شفر سرمربي آلماني افشا کرد که دوشنبه شب با نمايندگان فدراسيون فوتبال ايران ديدار مي کند تا اگر به توافق برسند سرمربي تيم ملي شود. او در وضعي از ملاقات شب گذشته با نمايندگان فدراسيون فوتبال ايران حرف زده که هم صفايي فراهاني و هم حسن غفاري روز گذشته در ايران بودند و اصلاً معلوم نيست او با چه کسي ملاقات خواهد کرد. به هر حال بايد تمام اين اتفاقات را کنار حرف هاي مهدي خبيري گذاشت که 48 ساعت پيش اعلام کرد محسن صفايي فراهاني در اروپا با سرمربي آينده تيم ملي تمام کرده و فقط از آنجا که افشاي نام او پيش از بازگشت صفايي به ايران اخلاقي نيست، نام سرمربي آينده را نمي گويد، به هر حال داستان انتخاب سرمربي تيم ملي به جايي رسيده که سرگيجه حاصل از آن تمام تماشاگران فوتبال ايران را به هم ريخته. اينکه اين معما چه روزي حل مي شود را فقط اعضاي کميته انتقالي مي دانند.
چهار گل براي ترساندن قطبي
پرسپوليس بازنده اصلي سپاهان- برق
افشين قطبي ديروز يکي از عصرهاي دلگير پاييزي را تجربه کرد. او حالا وقتي به جدول رده بندي نگاه مي کند، ترس عجيبي سراغش مي آيد. سپاهان با سه امتيازي که از بازي با برق گرفت 25 امتيازي شد و با چهار بازي کمتر از پرسپوليس تنها هفت امتياز فاصله دارد. يعني پيروزي در سه بازي از چهار مسابقه عقب افتاده، سپاهان را به صدر جدول مي رساند. تازه اگر سخت جاني و خوش شانسي پرسپوليس مقابل مس و سايپا نتيجه نمي داد و گل هاي سه امتيازي فراز فاطمي و محسن خليلي زده نمي شد اوضاع امروز خيلي بدتر هم بود. محمود ياوري در روزي مقابل تيم سابقش قرار گرفت که حتي به سه امتياز هم اميد داشت اما گل به خودي مدافع برق خيلي زود سپاهان را بر بازي مسلط کرد. سيدصالحي که در بازي هاي پاياني ليگ قهرمانان آسيا به يک نيمکت نشين محض تبديل شده بود دو بار گلزني کرد و تير خلاص هم توسط ابوالهيل زده شد تا پيروزي چهار بر صفر سپاهان در روزي که هيچ بازي ديگري انجام نمي شد و اغلب مربيان ليگ برتر مسابقه فولادشهر را تماشا مي کردند، ثبت شود. حالا ليگ چهره واقعي خود را پيدا کرده و تنور آن به تدريج داغ مي شود. شايد اگر بازي هاي جام باشگاه هاي جهان اواسط آذر برگزار نمي شد، جنگ سپاهان و پرسپوليس در بالاي جدول شکل و شمايل خاصي پيدا مي کرد اما همين حالا هم رقابت به اوج رسيده است. قطبي که تيمش بازي به بازي محتاط تر و خسيس تر کار مي کند، در انتظار از دست رفتن حداقل پنج پوئن در چهار بازي عقب افتاده سپاهان است. پاس، مس، سايپا و ذوب آهن حريفان بعدي سپاهان هستند که به ترتيب در رده هاي هفتم، سيزدهم، پانزدهم و شانزدهم جدول قرار دارند. در واقع اگر شانس نتيجه گيري سپاهان را از روي جدول تخمين بزنيم، بوناچيچ حتي مي تواند تمام 12 پوئن را از چهار بازي معوقه خود بگيرد اما قطعاً نه پيروزي در داربي اصفهان کار آساني است، نه فرهاد کاظمي با شناخت ويژه يي که از سپاهان دارد، راحت به اين تيم مي بازد و نه سايپا با وجود تمام مشکلاتي که دارد، مقابل تيم هاي بزرگ به آساني تسليم مي شود. اگر سپاهان در يکي از اين بازي ها شکست بخورد و يک بار هم متوقف شود، باز امتيازاتش با پرسپوليس برابر خواهد شد آن وقت تفاضل گل بهتر صدرنشين را تعيين مي کند. تفاضل گل هر دو تيم در حال حاضر 12« است.

اما سپاهان فرصت خوبي دارد که در اين زمينه هم از تيم قطبي جلو بزند. به هر حال پس از پيروزي قاطع سپاهان در بازي ديروز داستان رقابت در بالاي جدول خيلي جالب شده و اگر سپاهان با همين قدرت ادامه دهد، در هفته پاياني دور رفت مسابقات که پرسپوليس در تهران ميزبان سپاهان خواهد بود، يکي از بازي هاي ويژه ليگ برتر را خواهيم ديد. مسابقه يي که صدهزار نفر را به ورزشگاه آزادي مي کشاند و غير از حساسيتي که براي انتخاب قهرمان نيم فصل دارد، روز انتقام گيري پرسپوليس هم محسوب مي شود. آنها هنوز بازي فينال جام حذفي فصل قبل را فراموش نکرده اند که سپاهان چطور در عرض چند دقيقه بازي يک بر صفر باخته را با پيروزي 4 بر يک عوض کرد.
اشتباه فيروز، استقلالي شدن او را عقب انداخت
کريمي عليه کريمي
مثل اينکه قرار نيست استقلال و فيروز به هم برسند. همه چيز آنقدر جدي شده بود که ديروز نزديکان استقلال خبر دادند صبح سه شنبه آقاي خاص فوتبال ايران قراردادش را با اين تيم ثبت مي کند اما خيالتان راحت؛ امروز هم هيچ اتفاقي رخ نخواهد داد. البته اگر فيروز کريمي حواسش جمع بود و پايش را از پدال اعتراض برمي داشت، امروز مقابل عکاسان مي ايستاد و لبخند رضايتش جلد روزنامه ها را پر مي کرد اما او ديروز بي احتياطي عجيبي انجام داد که جشن استقلال تهران را عقب انداخت. داستان از اين قرار است که شهرام شفيع زاده صبح يکشنبه اعلام مي کند؛ «ما فقط مي خواستيم ثابت شود حق با استقلال اهواز است. حالا که کميته انضباطي به نفع ما راي داده و همه فهميدند فيروز کريمي مشکلات را ايجاد کرده، رضايتنامه اش را صادر مي کنيم تا با هر تيمي دوست دارد قرارداد ببندد.» خبرنگاراني که از اين اظهارنظر مطلع شده بودند خود را براي تيتر يک داغ آماده کرده بودند؛ «استقلالي شدن فيروز قطعي شد.» اما چند ساعت پس از کوتاه آمدن مديرعامل استقلال اهواز، اين فيروز کريمي بود که بدون اطلاع از موضع تازه باشگاه اهوازي حرف هاي تازه خود را رسانه يي کرد؛ «به اين آقايان تا چهارشنبه فرصت مي دهم برگه تسويه حساب را به من بدهند وگرنه من مي دانم و آنها، من مي دانم چه چيزي بگويم که مديران استقلال اهواز رضايتنامه ام را صادر کنند.» پس از انجام اين مصاحبه خيلي زود شفيع زاده از موضع گيري تند فيروز باخبر شد و عکس العمل او لبخندي معنادار بود. مديرعامل استقلال اهواز اين بار به نزديکان خود اعلام کرد حالا که فيروز اين طوري حرف مي زند، بايد چند هفته ديگر دنبال برگه رضايتنامه و تسويه حساب بدود تا بفهمد با چه کسي طرف است. به هر حال استقلالي شدن فيروز کريمي به همين راحتي عقب افتاد و مردي که به زعم اغلب اهالي فوتبال باهوش ترين مربي ايران است با يک اشتباه تاکتيکي، روز ثبت قرارداد با استقلال تهران و تيتر يک داغ روزنامه ها را چند روز ديگر عقب انداخت، البته به نظر مي رسد در پايان اين اتفاق رخ دهد. در واقع هر چند دو پيروزي پياپي استقلال مقابل راه آهن و فجر سپاسي، حجازي و حاجيلو را از جذب کريمي پشيمان کرده اما به نظر مي رسد اين موضوع فقط دير و زود دارد و سوخت و سوز نخواهد داشت؛ به هر حال استقلالي شدن فيروز اتفاقي است که رخ خواهد داد اما فعلاً خود کريمي اين وصلت را عقب انداخته است. در همين حال عبدالرحمن شاه حسيني رئيس کميته انضباطي فدراسيون فوتبال اعلام کرده باشگاه استقلال اهواز طبق قانون نمي تواند فيروز کريمي را به تيم پايه يي خود منتقل کند چرا که در قرارداد کريمي نام او به عنوان سرمربي تيم بزرگسالان اين باشگاه ثبت شده است. البته همان روزي که مديران استقلال اهواز اين موضوع را مطرح کردند مشخص بود تنها هدف شان تخريب وجهه رسانه يي فيروز کريمي و برخورد با حرکات عجيب او است و تهديد شهرام شفيع زاده براي فرستادن فيروز به تيم هاي پايه يي استقلال اهواز فقط جنگ زرگري است.
پليس به دنبال لوکا بوناچيچ
سرمربي تيم فوتبال سپاهان اصفهان به دنبال شکايت يکي از باشگاه هاي کرواسي تحت پيگيرد پليس قرار دارد. روز سيزدهم آبان ماه امسال «پرشمير راگوژ» خبرنگار روزنامه «يوتارني» کرواسي به اصفهان مي آيد تا با سرمربي کروات سپاهان گفت وگويي داشته باشد. لوکا در مصاحبه با اين خبرنگار، فوتبال کرواسي را به مردابي تشبيه مي کند که درون آن پر از تمساح هاي گرسنه است. او مربيگري کردن در فوتبال اين کشور را به اندازه راه رفتن در خيابان هاي بغداد خطرناک مي خواند. خبرنگار روزنامه «يوتارني» کرواسي که به بهانه ترک تيم هايدوک توسط لوکا بوناچيچ و دو مربي ديگر با لوکا گفت وگو مي کرد دليل اين اتفاق را از او مي پرسد. لوکا هم پاسخ مي دهد که باشگاه هايدوک اشپيلت توسط مافيا اداره مي شود. نه اين باشگاه بلکه ديگر باشگاه هاي کرواسي نيز تحت کنترل مافيا هستند. وي اضافه مي کند که همه آنها توسط مافياي حاکم بر فوتبال کرواسي و در راس آن فردي به نام «شوشه» که از سوي بوناچيچ «دلال» خوانده مي شود تحت فشار بوده اند.

پي شجاعت لوکا بوناچيچ در اين گفت وگو به تن اولين رئيس جمهور کرواسي دکتر «توجمان» و همچنين اعضاي حزب ملي اين کشور (HNS) هم مي خورد. او حتي حکومت فعلي کرواسي را نيز به اتهام رشد تبهکاري در فوتبال و باشگاه هايدوک اشپيلت متهم مي کند. لوکا که در جريان مصاحبه با خبرنگار روزنامه «يوتارني» کرواسي به شدت عصباني شده بود حتي فوتبال کرواسي را بي صاحب مي خواند، يک روز پس از چاپ اين مصاحبه در تاريخ چهاردهم آبان ماه سال جاري «آلن اولدريچ» نويسنده روزنامه «يوتارني» کرواسي مي نويسد؛ «پليس در پي شکايت باشگاه هايدوک از بوناچيچ، وي را مورد بازجويي قرار خواهد داد. پليس کرواسي درصدد است از مربي پيشين هايدوک پيرامون حمله فيزيکي به وي در مارس 2006 بازجويي کند.» خانم «ماريا آلوويچ» سخنگوي قرارگاه پليس شهر اشپيلت در اين خصوص مي گويد؛ «ما در ايران با لوکا تماس مي گيريم و در صورتي که موفق نشويم او را به کرواسي بياوريم با اقدامات پليسي او را بازداشت کرده و به کشور باز مي گردانيم.» نويسنده روزنامه «يوتارني» کرواسي از شکايت باشگاه هايدوک از لوکا خبر مي دهد و مي آورد؛ «دکتر «نوسيچ» رئيس باشگاه هايدوک به خاطر بيان اين مسائل از لوکا شکايت کرده و تاکيد دارد که دادگاه در اين باره تصميم گيري خواهد کرد.» البته چندي پيش سخنگوي قرارگاه پليس شهر اشپيلت با يکي از واسطه هاي مربيان کروات در ايران تماس مي گيرد تا با لوکا ارتباط برقرار کند اما فرد مورد نظر از همکاري با وي خودداري مي کند تا پليس کرواسي از راه هاي ديگر در پي لوکا باشد. اين احتمال وجود دارد که پليس کرواسي از طريق پليس بين الملل لوکا را به کرواسي فراخواند تا او در دادگاه پاسخگوي اتهاماتي باشد که به باشگاه هايدوک وارد آورده است. ظاهراً مشکل لوکا جدي است و حتي امکان دارد به از دست دادن موقعيت شغلي اش بينجامد.
افشين قطبي از تعارفات ايراني و موسيقي مي گويد
فکر مي کنند از پرسپوليس بزرگ ترند
افشين قطبي از روزي که به ايران آمده و سرمربيگري پرسپوليس را قبول کرده مدام بر محبوبيتش افزوده شده است. اين مربي 43 ساله پس از سال 2000 مدتي طولاني را به عنوان کمک مربي تيم ملي کره جنوبي گذرانده است و با مربيان بزرگي همچون گاس هيدينک و ديک ادووکات همکاري داشته است. او همچنين مدتي به عنوان کمک مربي تيم ال اي گالکسي (تيمي که اکنون ديويد بکام را به عنوان بازيکن و رود گوليت را به عنوان مربي در اختيار دارد) فعاليت کرد.«افشين امپراتور» لقبي است که هواداران پرسپوليس به او داده اند و حالا با پيشتازي در ليگ برتر ايران او همان مربي بزرگي است که مي تواند پرسپوليس را پس از سال ها به قهرماني ايران برساند؛ مربي يي با کاراکتر منحصر به فرد که شباهتي به ديگر مربيان شاغل در ليگ ايران ندارد. افشين قطبي پس از غلبه بر سايپا در آخرين ثانيه هاي بازي از هميشه خوشحال تر به نظر مي رسد و جام را بيش از هميشه در دسترس مي بيند. گفت وگو با او چندان ويرايش نشده است تا لهجه انگليسي و گويش نيمه تمام فارسي اش از آن نمايان باشد.

---

-شما از محيطي کاملاً متفاوت به فوتبال ايران آمده ايد. حاشيه هاي اين فوتبال آزاردهنده نيست؟

فوتبال ما خيلي شلوغ است، مثل خيابان هايمان؛ ولي براي کسي که در يکي از باشگاه هاي بزرگ کشور مربيگري مي کند اين موضوع طبيعي است. کارهايي مثل بستن تيم و تمرين دادن کار ساده يي نيست و فشار و استرس زيادي ايجاد مي کند.

-فوتبال ايران با چيزي که تصور مي کرديد چقدر تفاوت داشت؟

من فکر نمي کردم آنقدر احساس، محبت و علاقه در کشور وجود دارد. تعارف هم در اين مدت زياد ديدم. در 10 دقيقه صحبت، فرد 9 دقيقه قربان من مي رود و ما تنها يک دقيقه فرصت داريم که صحبت کنيم. البته من کم کم عادت کرده ام و ياد گرفته ام که بگويم «مخلصتم» يا «کوچيکتم»، به نظر من خيلي از اين حرف ها صادقانه نيست بعضي اوقات به من مي گويند تو درست مي گويي و حرفت صحيح است ولي اين کار در کشور ما خطرناک است ولي افشين قطبي چنين آدمي است. من دوست دارم با صداقت کار کنم و جلو بروم و غمي خواهمف کساني هم که با من کار مي کنند اين صداقت را داشته باشند.

-شرايط شخصي خود شما چطور، راضي هستيد؟

هر بازي، چه قبل و چه بعد از آن، ساعت ها ذهن مربي را مشغول مي کند. مردم فکر مي کنند کل فوتبال يک ساعت و نيمي است که در زمين ديده مي شود و بعد از آن ما به خانه مي رويم تا هفته بعد و بازي بعدي، ولي اينطور نيست. ببينيد چند نفر از مربيان فوتبال سکته قلبي کرده اند، همسران شان از آنها جدا شدند، دچار مشکلات رواني و کچلي شده اند و...

-چه مقدار از تلاش شما براي برآورده کردن خواسته هاي خود شماست و چه ميزان از اين احساس به علاقه شما نسبت به فوتبال ربط دارد؟

هر دو. من خيلي کشورم را دوست دارم. براي من که 30 سال دور از کشور زندگي کرده ام ولي هميشه احساس ايراني بودن را داشته ام، کار در هر جايي احساس غريبگي محسوب مي شده و فکر کرده ام جايي که بايد باشم و کار کنم، نيستم. غدر مورد فوتبال همف از زماني که به ياد دارم به آن علاقه داشته ام و تو خون و قلبم بوده است. سه ساله بودم که صبح و شب من در کوچه هاي تهران به فوتبال بازي کردن مي گذشت. پدر و مادرم اصرار داشتند که من درس بخوانم و من پنهان از آنها فوتبال بازي مي کردم.

-مربيان ايراني به دوربين اهميت زيادي مي دهند و براي همين هيچ وقت خود واقعي شان را در کنار زمين نشان نمي دهند. احساسات شما، چه زماني که تيم گل مي زند و چه وقتي که گل مي خورد، خيلي طبيعي است.

من هميشه خودم هستم. وقتي در کنار زمين هستم از هر ثانيه آن لذت مي برم؛ حتي زماني که بازي به باخت منجر شود. من در تمام مدت بازي داخل زمين هستم و حتي تماشاگران چند صد هزار نفري هم (حواس) مرا از زمين خارج نمي کند. هيچ وقت فکر نکردم اگر اين بازي را ببريم يا ببازيم چه مي شود. فقط سعي کرده ام از هر ثانيه آن لذت ببرم. برخي از مربيان پرسپوليس فکر مي کنند که بزرگ تر از پرسپوليس هستند اما پرسپوليس از همه ما بزرگ تر و مهم تر است. جاي همه ما در پرسپوليس اجاره يي است؛ اين اجاره ممکن است يک ماه يا يک سال باشد. وظيفه ما اين است که در آن مدت وضعيت پرسپوليس را بهتر کنيم تا وقتي رفتيم پرسپوليس بهتري برجا بماند.

-اين غريزي رفتار کردن تا به حال صدمه يي به شما نزده است؟

اين کار در ايران اتفاق جديدي است. محمد نصرتي يک روز بعد از تمرين به من گفت؛ «افشين، ايراني ها اين حرف ها را خيلي نمي پسندند.» ولي اين کار، کار حرفه يي است. من بايد کاري کنم که تيم برنده و قهرمان باشد. تصميماتي که پدر و مادرها براي بچه هايشان مي گيرند براي آن است که آن بچه بهترين باشد؛ آنها به اين موضوع که اين کار چقدر علاقه کودک را نسبت به آنها افزايش مي دهد اهميت نمي دهند.

-شما گفتيد سعي مي کنيد که عادت تعارف کردن ايراني ها را ياد بگيريد. اين خيلي ها را نگران مي کند که شما هم شبيه ديگر مربيان شويد.

هميشه بايد خوبي ها را جذب کرد. هلندي ها نظم و هارموني خاصي در بازي دارند و حرکات آنها مثل جريان آب در رودخانه است و بهترين سازماندهي در حمله را دارند. آلماني ها نظم، قدرت و تمرکز زيادي دارند. در فوتبال ايتاليا دفاع و ضدحمله هاي خوبي صورت مي گيرد. من سعي کردم خصوصيات خوب هرجايي را که کار کرده ام، ياد بگيرم. از هلندي ها ياد گرفتم چطور با سازماندهي فوتبال بازي کنم. از ايتاليايي ها ياد گرفته ام چطور ضدحمله هاي سريع تدارک ببينم. از کره يي ها غياد گرفتمف نظم، بدنسازي و سرعت تا چه اندازه مهم است. از کساني مثل ميلوتينوويچ که همه جا کار کرده است، ياد گرفتم که صداقت و محبت تا چه اندازه موثر است، که بايد به همه سلام کنم؛ چه مدير باشگاه و چه يک گدا. خون و قلب من ايراني است و عشق و علاقه و هوش ايراني ها را دارم اما از جهاتي که گفتيد نمي خواهم ايراني شوم.

-به عنوان مربي چقدر از بازي هاي پرسپوليس راضي هستيد و لذت مي بريد؟

نيمه اول بازي در مقابل شيرين فراز بدترين نيمه فوتبال ما بود اما در 30 دقيقه ابتدايي بازي در اهواز و ده دقيقه پاياني همه چيز آنطور بود که مي خواستم. گرچه نظم، تاکتيک و فکري را که مورد نظر من است در تمام 90 دقيقه بازي نداشته ايم. خيلي سخت است که تمام عادت ها در 14 هفته عوض شود اما فکر مي کنم با تمام امکاناتي که در اختيار ما وجود دارد ما محشر بازي کرديم؛ 14 هفته بدون باخت. ايده آل من يک فوتبال بين المللي با ترکيبي از تفکرات همه فوتبال هاست، اي کاش مي توانستيم مثل آرسنال يا بارسلونا بازي کنيم.

-عده يي اعتقاد دارند شما به حداقل نتيجه راضي هستيد.

مردم ايران خيلي سخت راضي مي شوند و راضي کردن آنها اصلاً کار ساده يي نيست. هيچ مربي و هيچ تيمي با بازي زيبا قهرمان نمي شود. به نظر من يک تفکر است که روحيه و فضاي قهرماني در تيم ايجاد مي کند که ما آن را در تيم داريم.

-زماني که فوتبال نيست، چه کار مي کنيد؟

من روزي يک ساعت ورزش مي کنم. سعي مي کنم کتاب بخوانم. آخرين کتابي که خواندم درباره صحبت کردن با بدن بود. اين کتاب را خواندم تا کساني را که اطرافم هستند و با بدنشان حرف مي زنند را بهتر بفهمم. دوست دارم در تمام دنيا کار کنم و وقتي نمي توانم صحبت کنم، بايد از بدن (Bodylanguage) استفاده کرد. به موسيقي هم علاقه زيادي دارم. موسيقي ايراني و عربي را خيلي دوست دارم. در ايران هنوز به سينما نرفته ام. اين 14 هفته سرم خيلي شلوغ بوده است.
مقدماتي جام جهاني 2010
سالاس با دو گل دلتنگي پنج ساله را به فراموشي سپرد
شيوا آباء

همان قدر که تب و تاب فوتبال در اروپا داغ است و رقابت در جريان، از اين سو در امريکاي جنوبي هم با هيجان زيادي بازي هاي فوتبال دور مقدماتي جام جهاني 2010 دنبال مي شود.

يکشنبه شب دو بازي مهم برگزار شد که طي آن شيلي با اروگوئه و برزيل با پرو به مصاف هم رفتند.

تيم فوتبال شيلي با درخشش مارچلو سالاس در خانه اروگوئه به تساوي دو - دو رسيد و اروگوئه را متوقف کرد. براي اروگوئه هم سوارز و سباستين آبرئو گلزني کردند و هر دو گل شيلي را مارچلو سالاس به ثمر رساند.اما در ديدار ديگري که در شهر ليماي پرو برگزار شد، برزيل با تساوي يک - يک متوقف شد. در اين مسابقه کاکا که بار ديگر به تيم ملي برزيل بازگشته است در دقيقه 40 برزيل را جلو انداخت اما وارگاس در دقيقه 70 بازي را به تساوي کشاند.

بازگشت ستاره قديمي

اما آنچه براي فوتبال دوستان جالب و تا حد زيادي حائز اهميت است بازگشت موفق و باشکوه مارچلو سالاس مهاجم شيليايي است.بازي شيلي با اروگوئه جولانگاه خوبي براي نمايش مجدد استعدادهاي ستاره شيلي در سال هاي دهه 90 بود، در حالي که شيلي در بازي قبل خود با آرژانتين دو بر صفر مغلوب شده بود، اما توانست با ايجاد موقعيت هاي گلزني زياد اروگوئه را که خود مدعي صعود است در خانه متوقف کند.

اگرچه اروگوئه هم در ضد حمله ها فشار زيادي روي دروازه شيلي وارد کرد اما نتوانست براي سومين بار اين تيم را مغلوب کند و شيلي هم يک امتياز به دست آورده را مرهون هنرنمايي ستاره کهنه کار و قديمي اش است.

اما شايد برخي از هواداران جوان فوتبال سالاس را در سال هاي دهه 90 خوب به خاطر نياورند؛ مهاجم تيز و سرعتي شيلي با چهره يي گندمگون و موهايي بلند و هدبندي روي پيشاني که در جام 98 هم بازي هاي فوق العاده يي از خود به نمايش گذاشت.خوزه مارچلو سالاس ملينائو در سال 1974 در تموکوي شيلي به دنيا آمد و فوتبالش را در شيلي آغاز کرد.مارچلو، الياس فيگوئروا و ايوان زامورنا سه تن از مشهورترين بازيکنان فوتبال شيلي هستند که به ال ماتادور معروف هستند.سالاس يکي از ستاره هاي چپ پاي شناخته شده جهان است که ضربات سرکش و قدرتي پاي چپش گل هاي زيبايي را به ثمر رسانده است.حضورش در ريورپلات، لاتزيو و يوونتوس در فاصله سال هاي 96 تا 2003 از او چهره يي محبوب و شناخته شده ساخت. او از سال 2005 به يونيورسيداد شيلي پيوست و تقريباً فراموش شد و در حاشيه فوتبال روز دنيا قرار گرفت که اين امري کاملاً طبيعي بود. فوتبال دنيا در قلب اروپا مي تپد و اگر بزرگ ترين ستاره جهان هم باشي اما از اروپا نقل مکان کني ناخودآگاه از کانون توجهات فوتبال دوستان هم دور مي شوي.

اما اواخر جولاي 2005 زمزمه هايي به گوش رسيد مبني بر بازگشت او به فوتبال، در خبرها هم به نقل از مارچلو نوشته شده بود؛ «هيچ گاه نمي توانم از عشق و علاقه ام به فوتبال و هواداران دو آتشه کشورم خداحافظي کنم. آنها هميشه در قلب من هستند.» مارچلو حتي سال هايي هم که پيراهن تيم ملي کشورش را نمي پوشيد باز هم مورد توجه و حمايت هواداران شيليايي بود و دوباره به تيم بازگشت درحالي که از سوي رسانه ها همواره تحت فشار بود و مصدوميت ها به او اجازه انجام بيش از 10 بازي در طول يک سال را نداد و ناگهان خبر بازنشستگي در تابستان 2006 روي خبرگزاري ها رفت که البته هيچ گاه به صورت رسمي و قطعي اين خبر تاييد يا تکذيب نشد، اما حضور او در هاله يي از ابهام قرار گرفت. پس از شش ماه باز هم شايعاتي به گوش رسيد مبني بر حضور مجدد سالاس در تيم ملي و يونيورسيداد،او با قراردادي يکساله بار ديگر راهي بازي هاي باشگاهي شد و با وجود پنج سال دوري از تيم ملي به رغم تاثيرگذاري بر روند پيشرفت فوتبال شيلي طي سال هاي حضورش ترديدهايي مبني بر حضور مجدد در رقابت هاي ملي اش وجود داشت. با 65 بازي ملي و 35 گلي که به ثمر رسانده بود پس از مذاکرات فراوان با مسوولان فدراسيون فوتبال شيلي در نهايت او به تيم ملي بازگشت و در رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 2010 در ترکيب تيم مارچلو بيلسا قرار گرفت. اولين بازي اش را مقابل بوليوي انجام داد و اگرچه شيلي در بازي با آرژانتين به شکست محکوم شد اما درخشش ستاره قديمي در بازي يکشنبه شب مقابل اروگوئه هواداران او را به وجد آورد.

از آرژانتين تا شيلي

مارچلو بيلسا چهره يي شناخته شده در فوتبال جهان است و شهرتش را طي سال هاي 1998 تا 2004 بابت رهبري تيم ملي آرژانتين يکي از بزرگ ترين کشورهاي ستاره پرور جهان به دست آورده است.او سال 2004 از سمت مربيگري تيم ملي آرژانتين برکنار شد و عمده دليل برکناري اش کسب نتايج ضعيف و دور از انتظار آرژانتين در رقابت هاي جام جهاني 2002 آسياي شرقي بود. بلافاصله پس از برکناري بيلسا، خوزه پکرمن جانشين او در تيم آرژانتين شد.او نيز پس از چند سال در ابتداي سال جاري ميلادي مربيگري تيم ملي شيلي را به مدت سه سال پذيرفت تا شيلي را راهي رقابت هاي 2010 آفريقاي جنوبي کند.پس از تساوي يکشنبه شب شيلي مقابل اروگوئه سرمربي آرژانتيني تيم در گفت وگو با خبرنگاران اعلام کرد؛«سرشار از شادي و رضايت هستم که چنين بازيکنان باانگيزه و آماده يي دارم. گل هايي که به ثمر رسيد واقعاً فوق العاده بودند.»بيلسا درخصوص بازگشت سالاس اظهار داشت؛«به نظرم او تنها بازيکني است که حتي اگر در هيچ باشگاهي توپ نزند باز هم قابليت بازي در تيم ملي را به بهترين شکل ممکن دارد. براي انتخاب او به عنوان بازيکن فيکس ابهامات زيادي بود و بسياري به من انتقاد کردند اما خوشحالم که عقيده ام درباره مارچلو درست از آب درآمد.»

ديگر بازي هاي اين هفته

اين هفته در ادامه دور مقدماتي جام جهاني 2010 فردا سه ديدار در حوزه امريکاي جنوبي و اقيانوسيه برگزار مي شود که طي اين بازي ها کلمبيا با آرژانتين، اکوادور با پرو، برزيل با اروگوئه و شيلي با پاراگوئه به مصاف هم مي روند.
چرا ايتاليا نمي تواند از هول هوليگانيسم رهايي يابد
هواداران ايتاليا پس از مرگ طرفدار لاتزيويي سراسر کشور را به هم ريختند و سوال اينجا است که آيا هوليگانيسم هفتگي فوتبال نمي خواهد از کالچو رخت بربندد؟ اين يک مشکل جدي است که 9 ماه پس از حوادث قبل سر باز مي کند. زماني که داربي شهر سيسيلي کاتانيا بين کاتانيا و پالرمو به هجوم تماشاگران به داخل زمين انجاميد و پس از معلق شدن مسابقه «اولترا»ها به خيابان هاي شهر ريختند و به جنگ با پليس پرداختند که در جريان آن يک مامور پليس کشته شد. اين صحنه هاي خشن همزمان در غالب تصاوير خبري در شبکه هاي تلويزيوني کشور چکمه يي پخش شدند و آميگوها و مردم دنيا را شوکه کردند.«فيليپو راچيتي» پليس محلي در حقيقت با يک موشک دست ساز که توسط يک هوادار پرتاب شد مجروح شد و ساعتي بعد در بيمارستان درگذشت. آن روز همه از خود و يکديگر پرسيدند که فوتبال ايتاليايي به کجا مي رود و دولت هم سعي کرد با وضع قوانيني به اين سوال پاسخ دهد. از همين رو ميادين فوتبال ايتاليا اين فصل بسيار امنيتي تر از قبل بودند، طوري که حتي استانداردهاي بريتانيايي هم به پاي آن نمي رسند. ورودي هاي تک نفره و بليت هايي با اسم تماشاگران براي اولين بار معرفي شدند و باشگاه ها براي نخستين بار تک تک هواداران را زير نظر گرفتند و مديران باشگاه ها همه مستقيماً خشونت طلبي، شعارهاي نژادپرستانه، نوارنوشته هاي آنچناني و حملات گاه و بيگاه هواداران خشن را زير نظر گرفتند و ديگر هيچ اولترايي نمي توانست بدون بازرسي هاي سفت و سخت وارد استاديوم شود و هرکاري که خواست انجام دهد.

چرا هوادار لاتزيو کشته شد

تمام ماجرا به گردن يک افسر پليس انداخته شده که در قتل هوادار لاتزيو دخيل بوده است در حالي که از اعتراضات او پيداست ماجرايي نامتعارف در جريان بوده است. افسر پليس چند باري بنا به دستور تيرهوايي شليک مي کند تا يک اتومبيل را که با سرعت پست بازرسي را ترک مي کرده متوقف کند اما وقتي در حين دويدن با هفت تيرش شليک مي کند به ناگاه تير به خطا مي رود و به گردن هواداري که در صندلي عقب ماشين نشسته بود برخورد مي کند که در آن زمان خواب بوده است.پس آيا شليک هيچ ارتباطي با جمعيت خشونت طلب هواداران در همان نزديکي نداشته است؟اتومبيلي که با سرعت پست بازرسي را ترک مي کرده حامل هواداران يوونتوسي بوده است که کمي قبل با دو ماشين حامل هواداران لاتزيو درگير شده بود.

پس ماجرا بي ارتباط به خشونت هاي آن حوالي هواداران نبوده است چنان که معرکه هواداران آتالانتا که با شکستن حصارها به داخل زمين ريختند بسيار شديدتر از خشونت هاي خياباني محسوب مي شده. تازه ديروز گزارش هايي منتشر شد که نشان مي داد افسر پليس شليک کننده حتي از بروز آشوب در سمت ديگر اتوبان توسط سرنشينان همان اتومبيل بي اطلاع بوده است. در واقع خشونت هواداران جو عادي اتوبان را چنان به هم ريخته بود که يک افسر پليس را به واکنش اورژانسي واداشته است.

چرا هواداران کالچو اينقدر خشن هستند

هنگامي که کشمکش هاي آنچناني بين هواداران باشگاه هاي ايتاليايي درمي گيرد، به خصوص بين دو طيف هواداران لاتزيو و رم در پايتخت ايتاليا، جملگي آنها پليس را به عنوان دشمن مشترک خود تصور مي کنند.از نگاه اولتراها دو طرف درگير جنگي حقيقي هستند و مرگ «فيليپو راچيتي» پليس مقتول ايتاليايي نشان مي دهد که پليس چگونه در گيرودار اين جنگ مورد هجوم قرار مي گيرد.خاموش شدن جايگاه شمالي ورزشگاه المپيک رم جايي که اولتراها گرد هم مي آمدند تا رجزخواني کنند و محو شدن نوارنوشته هاي خشونت بار آنها متاسفانه باعث شده کار به جنگ فيزيکي بکشد. مرگ تصادفي آخر هفته گذشته به آنها بهانه يي براي دوباره برپا ساختن جنگ بخشيده است تا به دنيا نشان دهند که هنوز وجود دارند و نفس مي کشند و اينکه هنوز قابليت هرزه گويي و درنده خويي را دارند. پس از مرگ «راچيتي» فوتبال ايتاليا يک هفته به حالت تعليق درآمد. در روز يکشنبه که بازي لاتزيو و اينتر تعطيل شده بود صدها هوادار در ميلان و ديگر شهرها به تظاهرات پرداختند و اين شعار را سر دادند؛«همه مرگ ها يکسان نيستند.»

شاهدان مي گويند که مرگ «گابريل ساندري» هرگز از وجوه تعمدي مرگ «راچيتي» برخوردار نبوده، هنوز مشخص نيست که مقامات ايتاليايي در معلق ساختن کالچو مصمم هستند يا خير، هر چند که سياستمداران عقيده دارند بايد روز عزاي عمومي اعلام شود.

براي مثال در رم با اينکه بازي هاي ورزشگاه المپيک رم لغو شدند اما در حوالي استاديوم شاهد صحنه هايي به مراتب خشونت بار تر از آنچه انتظار مي رفت بوديم که 40 پليس طي آنها زخمي شدند و صد هزار يورو خسارت به اتومبيل ها و اماکن عمومي وارد شد.

بازگشت هوليگانيسم آري يا نه

در خوش بينانه ترين حالت مي توان پيش بيني کرد که دولت ايتاليا بر سختگيري هاي ماه هاي گذشته که ثابت کردند هواداران مي توانند رفتار مناسب تري داشته باشند، پافشاري کند. آنها مي توانند با بهانه قرار دادن اين شورش ها مبارزه با اولتراها را جدي تر از قبل ادامه دهند.در حال حاضر دولت از تصميم خود براي تعطيلي کامل صنعت فوتبال پرده برداشته همان طور که در فوريه گذشته چنين کرد. باشگاه هايي که درآمدهاي هنگفت از حق پخش تلويزيوني بازي هايشان دارند و در ضمن وضعيت مالي شان هم شکننده است نمي توانند چنين وضعي را تحمل کنند.

منبع؛اينديپندنت

پيتر پاپهام
عناوين اين صفحه
سقوط مقبل
محروميت يک ساله لاله صديق از اتومبيلراني
و اينک پيتر ريد
پرسپوليس بازنده اصلي سپاهان- برق
کريمي عليه کريمي
پليس به دنبال لوکا بوناچيچ
فکر مي کنند از پرسپوليس بزرگ ترند
سالاس با دو گل دلتنگي پنج ساله را به فراموشي سپرد
چرا ايتاليا نمي تواند از هول هوليگانيسم رهايي يابد
بازگشت رضازاده به مسابقات
جلوگيري از اسراف در ورزش
ايران- کاستاريکا، 10 بهمن در تهران
قطبي؛ علي سامره را نمي شناسم
درگيري در بوشهر
مرفاوي به اهواز رفت
برکناري سرمربي تربيت يزد
بله، ما اينيم،
اگر جاي جباري بوديم...
مورينيو، کودک آزاري و پشيماني
چهارمين مسترز براي استاد فدرر

بازگشت رضازاده به مسابقات
حسين رضا زاده پس از يک سال دوري از ميدان و پشت سر گذاشتن آسيب ديدگي ناشي از سانحه رانندگي صبح روز گذشته در ليگ وزنه برداري روي تخته رفت. رضازاده در حرکت اول ابتدا وزنه 170 کيلوگرمي را مهار کرد و در حرکت دوم خود توانست وزنه 180 کيلوگرمي را بالاي سر ببرد و کار خود را در يک ضرب به اتمام برساند. او با صلاحديد کادر فني براي انجام سومين حرکت يک ضرب روي تخته نيامد. رضازاده در حرکت دوضرب نيز با وزنه 215 کيلوگرمي کار خود را آغاز کرد و توانست اين وزنه را به راحتي بالاي سر ببرد. با توجه به اينکه اين ديدار حکم آخرين رکوردگيري تيم مناطق نفت خيز پيش از اعزام به جام باشگاه هاي آسيا را هم داشت مربيان اين تيم صلاح نديدند رضازاده وزنه هاي سنگين تر را بلند کند. آخرين ميداني که حسين رضازاده روي تخته رفته بود بازي هاي آسيايي دوحه قطر بود که در آن ميدان با مهار وزنه هاي 195 و 230 کيلوگرم در حرکت يک ضرب و دو ضرب و مجموع 425 کيلوگرم صاحب مدال طلا شد.


جلوگيري از اسراف در ورزش
جمشيد زارع مديرکل دفتر ارزيابي عملکرد و پاسخگويي به شکايات سازمان تربيت بدني در نامه يي به مديران کل استان ها خواستار جلوگيري از اسراف شد. در نامه جمشيد زارع به مديران کل استان ها آمده؛ «بر اساس گزارش هاي واصله، مشاهده شده در زمان حضور معاونان و مديران ستادي سازمان و روساي فدراسيون هاي ورزشي در استان ها، برخي از مديران کل با استقبال آنچناني از قبيل نصب پلاکاردهاي متعدد، بعضاً ذبح قرباني و تدارک سفره هاي رنگين و تجملاتي، از آنان پذيرايي کرده و در زمان مراجعت نيز اقدام به اهداي هدايا مي کنند. با عنايت به اينکه اين گونه اقدامات مغاير با سياست هاي رئيس سازمان و اهداف دولت خدمتگزار بوده، لذا مخالفت شديد خود را با چنين اقداماتي اعلام مي کنم.»


ايران- کاستاريکا، 10 بهمن در تهران
ايسنا؛ فدراسيون فوتبال کاستاريکا خبر داد تيم هاي ملي ايران و کاستاريکا سي ام ژانويه 2008 ديداري دوستانه را در تهران انجام خواهند داد. اين دومين رويارويي دو تيم در دو سال گذشته است. تيم هاي ايران و کاستاريکا پيش از جام جهاني 2006 ديداري دوستانه را با هم برگزار کردند که تيم ايران در آن ديدار موفق شد با نتيجه 3 بر 2 حريف امريکايي خود را از پيش رو بردارد. ديدار دوستانه ايران و کاستاريکا در راستاي آمادگي دو تيم براي حضور در رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي است. کاستاريکا براي حضور در ايران در سال 2006 صد هزار دلار به اضافه هزينه سفر به ايران را از فدراسيون فوتبال ايران دريافت کرد. مهدي محمدنبي دبير فدراسيون با تاييد اين خبر مي گويد؛« پس از ارسال درخواست فدراسيون فوتبال کاستاريکا، کميته روابط بين الملل قراردادي را بين فدراسيون فوتبال ايران و کاستاريکا منعقد کرد تا دو تيم با بازيکنان اصلي خود دهم بهمن در ورزشگاه آزادي با يکديگر روبه رو شوند.»


قطبي؛ علي سامره را نمي شناسم
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس راجع به جذب مهاجم الشعب امارات گفت؛ «بازيکني به نام سامره را نمي شناسم.» افشين قطبي درباره شايعه جذب بازيکن ايراني تيم الشعب امارات گفت؛« در روزهاي گذشته خبرهاي زيادي درباره جذب علي سامره در رسانه هاي ايراني و به نقل از من منتشر شد اما صحت ندارد و بازيکني به اين نام را نمي شناسم.»


درگيري در بوشهر
در تمرين روز گذشته شاهين پارس در بوشهر بازيکنان و مربيان شاهين به کتک کاري و دعوا با يکديگر پرداختند. هواداران تيم شاهين که از سه بازي اخير تيم شان ناراضي بودند دست به شعارهايي عليه مربي و برخي بازيکنان اين تيم زدند که در پايان منجر به زد و خورد و کتک کاري بين آنها شد. در اين درگيري هادي خنيفر از مهاجمان شاهين که نقش بسزايي در متشنج کردن محيط داشت، با حرف هايي رکيک تماشاچيان را مورد توهين هاي خود قرار داد. اين درگيري با دخالت برخي از تماشاگران و مسوولان باشگاه شاهين پارس به اتمام رسيد.


مرفاوي به اهواز رفت
مربي سابق تيم فوتبال استقلال تهران براي عقد قرارداد با باشگاه استقلال اهواز عازم خوزستان شد. صمد مرفاوي پس از فسخ قرارداد با استقلال تهران و دريافت برگه تسويه حساب از مسوولان اين باشگاه به پيشنهاد مجيد جلالي به اهواز رفت تا روي نيمکت مربيگري استقلال اهواز کار کند. مرفاوي با حضور در هيات فوتبال اهواز با اين تيم قرارداد رسمي امضا کرد. مربي سابق استقلال تهران به دليل اختلاف نظر با ناصر حجازي از تيم استقلال تهران جدا شد.


برکناري سرمربي تربيت يزد
هيات مديره باشگاه تربيت يزد پس از برگزاري نشستي سرمربي اين تيم را برکنار کرد. مديران اين تيم دسته اولي به دليل نتايج ضعيف کسب شده در سه هفته نخست ليگ دسته اول، ابراهيم طالبي را برکنار کردند. آنها در شرايطي تصميم به برکناري طالبي گرفتند که جمعه هفته جاري از مرحله يک شانزدهم نهايي جام حذفي بايد مقابل استقلال تهران به ميدان بروند. گويا تا مشخص شدن نام سرمربي جديد، حميدرضا آسيابان پور سرمربيگري موقت تربيت را برعهده دارد.


بله، ما اينيم،
مشکل بزرگ کميته انتقالي در استخدام سرمربي تيم ملي مبناي گزارش ويژه دنياي فوتبال قرار گرفته است؛ «دايره بزرگ ضدارزش ها».

مهدي زحمتکش با اين تيتر به بررسي مسائلي پرداخته که کار جذب سرمربي تيم ملي را سخت کرده است. اين گزارش پر از فکت ها و فلاش بک هايي است که محدوديت مسوولان کميته انتقالي را نشان مي دهد؛ «سال ها پيش وقتي رئيس وقت فدراسيون براي بستن قرارداد با لئو بين هاکر پاي ميز مذاکره نشست، شنيد او يک يهودي است و به همين راحتي قيد اين مربي را زد. اکنون هم در حالي به دنبال جذب وينفرد شفر هستيم که برخي عقايد مذهبي او بارها در رسانه هاي آلمان باعث جنجال شده است. با توجه به شعاع بزرگ دايره قرمز کشور جمهوري اسلامي ايران، کمتر مربي يافت مي شود که دقيقاً مطابق معيارهاي ما باشد. ما که حتي تحمل افشين قطبي را نداريم و براي او «نيمه پنهان» مي سازيم، ما که درباره ميروسلاو بلاژويچ نوشتيم مشکلات اخلاقي دارد، ما که فقط کافي است دقيقه يي پاي اينترنت بنشينيم تا انگ مورد نظر خود را بيابيم، بله، ما اينيم،


اگر جاي جباري بوديم...
در حالي که همه روزنامه ها در تب و تاب انتخاب سرمربي تيم ملي هستند، تيتر اول خبر ورزشي احتمال رويارويي ايران و کاستاريکا در ورزشگاه آزادي است. البته اين خبر هم تحت تاثير مقاله يي قرار مي گيرد که در راستاي مطالب چند روز اخير خبر ورزشي حمايت عجيب از ناصر حجازي را دنبال مي کند. اين بار نوبت مجتبي جباري است که به خاطر مشکلات اخير با حجازي سيبل شود. نويسنده مطلب که امضاي خود را نزده معتقد است؛«جباري اولين رباط از دست داده فوتبال نيست و صد نفر ديگر هم مثل او اين شرايط را تجربه کرده اند اما با اراده محکم به زمين برگشتند. اگر جاي مجتبي جباري بوديم به جاي درگير شدن با حاشيه هاي فرساينده، از حجازي عذرخواهي مي کرديم و به اين اميد که دوباره همان هافبک پرمشتري دو فصل قبل شويم، حرف هايمان را به جاي رسانه ها در ميدان عمل مطرح مي ساختيم و به اثبات مي رسانديم.» خبر ورزشي اميدوار است با اين مطلب جباري متنبه شود و حجازي هم با قدرت به پيروزي هاي ناپلئوني خود ادامه دهد.


مورينيو، کودک آزاري و پشيماني
«ژوزه مورينيو» که به زادگاهش پرتغال بازگشته، اين روزها کاملاً آزاد است تا به مشغله مورد علاقه خانوادگي اش يعني رساندن دخترش «ماتيلدا» به مدرسه بپردازد. اما متاسفانه در اين کار هم مثل مربيگري اخلاق را زير پا گذاشته است طوري که رفتارش در هيچ فرهنگي قابل پذيرش نيست و نمي توان به هيچ زباني توجيهش کرد.هفته گذشته مرد پرتغالي جلوي در مدرسه «سنت پيترز» ليسبون حادثه يي آفريد که نه تنها دوباره او را در مرکز توجهات قرار داد بلکه براي اولين بار مورينيو مجبور شد به خاطر رفتار ناشايست اش معذرت خواهي هم بکند. «ايزابل سيمائو» مدير مدرسه سنت پيترز به رسانه هاي پرتغالي مي گويد؛«من خودم ديدم که آقاي مورينيو بازوي يک بچه را مي کشيد. من جلو رفتم تا مرد جوان را آرام کنم و از او خواستم که از تنبيه يا کتک زدن پسربچه خودداري کند که چنين کرد اما مي دانم که آقاي مورينيو موي بلند پسرک را هم کشيده است.»گويا اين موضوع براي «دن ژوزه» گران تمام شده و او مجبور به معذرت خواهي شده است. خانم سيمائو مي گويد؛«او گفت که از آنچه اتفاق افتاده متاسف است و در يک نامه رسمي از مدرسه، پسرک و والدينش معذرت خواست که آنها از اين موضوع خوشحال شدند.» البته مورينيو پس از اين عذرخواهي دخترش را از مدرسه «سنت پيترز» بيرون آورده و به دنبال مدرسه ديگري براي او است.

تصادف و مکافات

تصورش را بکنيد که يک فوتباليست مشهور ليگ برتري هستيد و در يک شاهراه با سرعت بالا رانندگي مي کنيد که ناگهان اتومبيل شما با شدت هر چه تمام تر به عقب اتومبيل جلويي برخورد مي کند.شما از ماشين تان پياده مي شويد و با چهره عبوس و البته آشنايي مواجه مي شويد که در حالت عادي هم از ديدن آن در خيابان وحشت داريد چه برسد در چنين وضعيتي. اين عين اتفاقي بود که براي «درن بنت» مهاجم تاتنهام هاتسپر افتاد. او در جنوب شرقي جزيره و در جاده M25 همين بلا را بر سر اتومبيل «پاتريک ميلر» آورد که از قضاوت ديدار جام حذفي بين بارنت و گيلينگهام بازمي گشت. «بنت» پس از تصادف با حال خراب به منزل بازمي گردد و با يکي از مقامات باشگاه عواقب تصادف با داور انگليسي را جويا مي شود که وقتي مي شنود «ميلر» اين فصل در ليست قضات ليگ برتري نيست از خوشحالي پر درمي آورد.

«درن بايد به خاطر اينکه ميلر در آينده نزديک داور بازي تاتنهام نيست خدا را شکر کند.»

سياستمداري يا هواداري

اين روزها تناقضي بين سياستمداري و هواداري در فوتبال انگليس به يک ماجراي جالب ختم شده است.

«سرالکس فرگوسن» فروشنده جزء سابق ابزارآلات در اسکاتلند خود را حامي مادام العمر حزب حاکم کارگر مي داند اما اين مانع از واکنش خشمگينانه اش نسبت به اظهارات «گري ساتکليف» وزير ورزش دولت کارگري نشده است. «ساتکليف» که در عين حال نماينده سالفورد در مجلس عوام انگليس محسوب مي شود نيز به نوبه خود هوادار منچستريونايتد است اما بي توجه به ماهيت هواداري اش از پرداخت هاي بالاي من يوها به بازيکنان شان انتقاد کرده است. اما سرالکس در پاسخ به ساتکليف او را از هواداري منچستريونايتد منع کرده است؛«آيا او واقعاً هوادار يونايتد است؟ بهتر است او دوباره برنگردد. مي تواند برود و اف سي يونايتد خودشان را تشويق کند.»اين حرف فرگوسن در واقع کنايه يي است به حمايت هاي ساتکليف از باشگاه «برادفورد سيتي اف سي» که تيم شهر محل نمايندگي او محسوب مي شود. وزير ورزش انگليس هم فرگوسن را دور زده و اعلام کرده طبق روال هر فصل که پنج، شش بازي من يوها را در اولدترافورد تماشا مي کرده عمل مي کند و به هواداري اش ادامه مي دهد مگر اينکه ديويد گيل مدير اجرايي باشگاه در نامه يي رسمي او را از اين کار بازدارد.


چهارمين مسترز براي استاد فدرر
بي بي سي؛راجر فدرر با پيروزي بر ديويد فرر تنيس باز اسپانيايي مسابقات تنيس جام مسترز را برد.در فينال مسابقات تنيس جام مسترز که با شرکت هشت تنيس باز برتر جهان در شانگهاي جريان داشت، فدرر فرر را در سه ست و با نتايج 2-6 ، 3-6 و 2-6 شکست داد.با اين پيروزي فدرر چهارمين عنوان قهرماني خود در تورنمنت آخر فصل را به دست آورد که با رکورد ايليه ناستاسه برابري کرد.او اکنون تنها به يک قهرماني ديگر در اين مسابقات جهت برابري با رکورد ايوان لندن و پيت سمپراس (پنج قهرماني در جام مسترز) نياز دارد.فدرر سوئيسي که براي پنجمين سال پياپي مجوز حضور در اين مسابقات را کسب کرده بود، در هفت مسابقه يي که طي عمر ورزشي خود مقابل ديويد فرر برگزار کرده بود، هيچ گاه شکست نخورده بود.ديويد فرر اسپانيايي هم هرچند در اولين حضور خود در جام مسترز با شکست دادن اندي راديک در نيمه نهايي و رسيدن به فينال باعث شگفتي شد اما در برابر فدرر از قدرت و مهارت کافي برخوردار نبود.تکان دادن ممتد زنگوله هاي سوئيسي از سوي تماشاچيان (در حمايت از فدرر) در مختل کردن تمرکز تنيس باز اسپانيايي بي تاثير نبود و فدرر تنها در 26 دقيقه ست اول را به سود خود به پايان برد.فدرر که در نيمه نهايي رافائل نادال تنيس باز شماره دو جهان را با اختلاف زياد شکست داده بود، در ست دوم عملاً مقاومت ديويد فرر را درهم شکست.فدرر با اين پيروزي يک ميليون و دويست هزار دلار جايزه کسب کرد تا مبلغ مجموع جوايزش در سال 2007 به هشت ميليون و ششصد هزار دلار رسيده باشد؛ «پيروزي خوبي بود. به خودم و دنيا ثابت کردم که مي توانم بارها و بارها ببرم. وقتي روي دور بيفتم، براي حريفانم سخت است که دوباره خودشان را بالا بکشند. من به آنها اجازه نمي دهم. هميشه مي دانستم که مهارت هاي دفاعي بالايي دارم و دوباره با مهارت هاي تهاجمي خودم اين موضوع را نشان دادم.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام