سه شنبه، 29 آبان 1386 - شماره 1544
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
صبح ديروز در عملياتي همزمان در تهران و اصفهان
عاملان دستبرد به خودروهاي حمل پول دستگير شدند
گروه حوادث؛ اعضاي يک باند به دستبرد به خودروهاي حمل پول بانک صادرات و بانک ملي در شهرک غرب و بلوار فردوس، سرقت از بانک سپه شعبه سليمان خاطر، يک فقره قتل و 8 فقره دزدي مسلحانه ديگر اعتراف کرده اند.

کارآگاهان ويژه مبارزه با سرقت مسلحانه صبح روز گذشته پس از ماه ها تحقيق طي عمليات هاي همزمان در تهران و اصفهان اعضاي باندي را که به سه بانک و خودروي حمل پول دستبرد زده و يک نگهبان را به قتل رسانده بودند دستگير کردند.

به گزارش خبرنگار ما اعضاي اين باند 5 نفري که سه تن از آنها نقش اصلي را در دزدي ها ايفا مي کردند تاکنون به سرقت مرگبار از خودروي حمل پول از مقابل بانک صادرات شعبه زرافشان، دستبرد به بانک ملي شعبه آموزش و پرورش منطقه 5 تهران، دزدي از بانک سپه شعبه سليمان خاطر و 8 فقره سرقت مسلحانه ديگر اقرار کرده اند.

سرقت خونين

ساعت 9 صبح روز 9 خردادماه سال جاري هنگامي که خودروي حمل پول بانک صادرات به مقابل شعبه زرافشان واقع در شهرک غرب رسيد سه مرد مسلح ناگهان به سوي محافظان بانک و خودروهاي متوقف شده در آن محدوده آتش گشودند و توانستند ظرف چند دقيقه سه گوني پر از پول را بربايند و سوار بر خودروي پژوي نقره يي رنگ خود متواري شوند.

پس از فرار دزدان مسلح که نقاب به چهره نداشتند دو محافظ خودروي حمل پول که هدف گلوله قرار گرفته بودند به سرعت به بيمارستان آتيه منتقل شدند و از سويي تحقيقات براي شناسايي هويت سارقان که بي محابا اقدام به تيراندازي کرده بودند آغاز شد. بعدازظهر همان روز با مرگ حسن قنبري - نگهبان 30 ساله خودروي حمل پول - اتهام قتل نيز به پرونده سارقان فراري اضافه شد.

دومين سرقت

در اين ميان تحقيقات گسترده پليس براي رديابي عاملان اين سرقت خونين بي نتيجه ماند تا اينکه ساعت 25/9 صبح روز 5 شهريورماه بار ديگر سه مرد مسلح بدون نقاب وارد بانک سپه شعبه سليمان خاطر شدند و با تهديد کارمندان و مشتريان مبلغ 6 ميليون و 300 هزار تومان وجه نقد و تراول چک به يغما بردند و سوار بر يک خودروي پژو 405 از محل گريختند.

اين سرقت نيز بسيار سريع و حرفه يي به وقوع پيوست و تنها سرنخ هايي که از متهمان بر جاي ماند اظهارات جسته و گريخته شاهدان عيني بود.

يکي از اين شاهدان به پليس گفت؛ ابتدا مردي با يک کت طوسي و شلوار سفيد رنگ و عينک آفتابي وارد بانک شد. او يک قبضه کلاشينکف در دست داشت و پس از او من مردي را با کت و شلوار تيره رنگ و کلت کمري در دست ديدم و نفر سوم که به نظر عقب مانده ذهني مي آمد با لباس هاي مشکي به سمت کارمندان رفت و با تهديد پول هاي پشت باجه را تحويل گرفت.

اين سارق لهجه يي خاص داشت و تنها چيزهايي که از دزدان به خاطر دارم در همين حد است چرا که در آن لحظات به شدت وحشت زده بودم.

در حالي که پليس تمام توان خود را براي شناسايي هويت سارقان بانک سپه به کار گرفته بود فرضيه يي مبني بر وقوع دزدي اول و سرقت اخير توسط يک باند کاملاً حرفه يي مطرح شد اما هيچ مدرک قطعي براي اثبات اين احتمال وجود نداشت.

سرقت سه دقيقه يي

دستبرد به خودروي حمل پول بانک ملي در مقابل شعبه آموزش و پرورش منطقه 5 تهران واقع در بلوار فردوس سومين سرقتي بود که پليس را شوکه کرد. اين سرقت ساعت 58/7 صبح روز شنبه 5 آبان ماه به وقوع پيوست و اين بار نيز سه مرد مسلح و بدون نقاب به محض توقف خودروي حامل پول نقد و تراول چک، اين اتومبيل را به رگبار بستند و پس از مجروح کردن يکي از نگهبانان در کمتر از سه دقيقه مبلغ 72 ميليون تومان به يغما بردند و سوار بر يک سمند نقره يي رنگ فرار کردند.

پس از فرار دزدان ناشناس حسيني - نگهبان مجروح - به بيمارستان منتقل و تحقيقات در اين خصوص از سوي کارآگاهان اداره يکم پليس آگاهي تهران بزرگ آغاز شد. اين بار براي پليس ديگر جاي ترديدي باقي نمانده بود که هر سه سرقت توسط يک شبکه انجام شده و سارقان بانک هايي را براي دزدي انتخاب کرده اند که دوربين مدار بسته و نگهبان مسلح نداشته اند.

دستگيري

کارآگاهان در ادامه شاهدان عيني هر سه سرقت را به پليس آگاهي فراخواندند و تلاش کردند با توجه به اظهارات آنان چهره هاي فرضي دزدان مسلح را ترسيم کنند. اين مرحله از تحقيقات توانست سرنخ مهمي در اختيار پليس قرار دهد و مشخص شد که چهره اين دزدان به چهره سه سارق سابقه دار شباهت زيادي دارد.

در همان روزهايي که کارآگاهان در تلاش بودند مخفيگاه سارقان را پيدا کنند چند فقره از تراول چک هاي مسروقه به ارزش 50 ميليون تومان با مهرهاي جعلي در بانک هاي مختلف نقد شد و دزدان به اين ترتيب ردپايي تازه از خود بر جاي گذاشتند.

تحقيقات شبانه روزي پليس با رديابي چک هاي نقدشده و اطلاعات موجود از سارقان سابقه دار در بايگاني پليس منجر به آن شد که کارآگاهان چهار خانه را در تهران و اصفهان به عنوان مخفيگاه سارقان شناسايي کنند. افسران ويژه مبارزه با سرقت مسلحانه در ادامه با زير نظر گرفتن چهار خانه تيمي متوجه شدند اعضاي اين شبکه 5 نفر هستند که فردي به نام حجت الله -28 ساله- آن را هدايت مي کند و دو تن ديگر به نام هاي صلاح الدين و محسن -26 ساله- در تمام دزدي ها او را همراهي کرده و دو عضو ديگر باند نيز فقط وظيفه نقد کردن چک هاي مسروقه را بر عهده داشته اند.

پس از تکميل اطلاعات اوليه پليس، ماموران ويژه عملياتي از بامداد ديروز هر چهار خانه را در تهران و اصفهان زير نظر گرفتند و ساعت 5/11 صبح در عملياتي همزمان و ضربتي توانستند 5 متهم را دستگير کنند. سه سارق اصلي که در تهران به دام افتاده بودند به پليس آگاهي انتقال يافتند و مقدمات انتقال دو همدست آنها از اصفهان به تهران نيز بلافاصله انجام شد. صلاح الدين، حجت الله و محسن در بازجويي ها سه فقره دستبرد مسلحانه را پذيرفتند و گفتند ما براي هر سرقت از پيش بانک ها را زير نظر مي گرفتيم و نقشه مان را طراحي مي کرديم و در جريان سرقت ها از تيراندازي و مجروح کردن افرادي که در برابرمان مقاومت مي کردند هراسي نداشتيم.

در ادامه مشخص شد عامل قتل حسن قنبري - محافظ خودروي حمل پول بانک صادرات- صلاح الدين است و حسيني - نگهبان خودروي حمل پول بانک ملي- نيز با گلوله محسن مجروح شده است.

با ادامه يافتن بازجويي ها متهمان به 8 فقره سرقت مسلحانه ديگر نيز اقرار کردند و مشخص شد اعضاي اين باند پس از آنکه در سال 84 در کرمانشاه به سوي يک مامور آتش گشودند و او را مجروح کردند به تهران آمدند و سرقت هاي مسلحانه خود را از سال گذشته طرح ريزي کردند.

رئيس پليس آگاهي تهران روز گذشته با اعلام خبر دستگيري اين متهمان گفت؛ علاوه بر سه مورد سرقت از بانک ها سرقت مسلحانه از صرافي برج سايه در سال 85 و ربودن 150 ميليون تومان، سرقت مسلحانه از سه مطب در محدوده خيابان هاي ستارخان، وليعصر (عج) و جنت آباد در سال 85، سرقت از يک صرافي در سال 84 در کرج، سرقت مسلحانه از شرکت ليزينگ خودرو از کرج در سال 85 و سرقت مسلحانه از شرکت خدمات پستي در کرج در کارنامه سياه اين سه متهم به چشم مي خورد.

وي با بيان اينکه از ميان اموال کشف شده از اعضاي اين باند بيش از 5/1 ميليارد تومان شامل وجه نقد، چک هاي مسافرتي و اوراق مشارکت به دست آمد، گفت؛ متهمان بخش کمي از وجوه مسروقه را خرج کرده بودند.

در بازرسي از مخفيگاه متهمان سه قبضه کلاشينکف، سه قبضه کلت کمري، دو قبضه نارنجک جنگي، دو اسلحه شکاري و 200فشنگ جنگي کشف شد.

بنابر اين گزارش متهمان هم اکنون در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات براي افشاي ديگر تبهکاري هاي اين گروه ادامه دارد.
اعتراف چهار زن و مرد مسلح به سرقت هاي زنجيره يي از مسافران


گروه حوادث؛ يک زن و سه مرد مسلح که با تهديد مسافران جيب آنها را خالي مي کردند با تلاش ماموران اداره يکم پليس آگاهي در مخفيگاه شان به دام افتادند.

اين چهار نفر پس از شناسايي طعمه هاي جوان خود در خيابان هاي خلوت غرب تهران آنها را به عنوان مسافر سوار مي کردند و با تهديد مسافران به وسيله چاقو و کلت کمري پول و اشياي قيمتي آنان را به سرقت مي بردند.

به گزارش خبرنگار ما 17 مردادماه سال جاري مرد جواني به نام حميد با مراجعه نزد ماموران انتظامي از سه مرد و يک زن که او را تحت عنوان مسافر سوار ماشين خود کرده و با تهديد مسلحانه مورد سرقت قرار داده بودند، شکايت کرد. اين مرد در توضيح ماجرا به ماموران گفت؛ من در کنار خيابان انتظار تاکسي را مي کشيدم که پيکاني کرم رنگ در کنار من توقف کرد که يک زن و دو مرد ديگر سوار آن بودند. پيش از سوار شدن من يکي از مسافران با اين بهانه که جلوتر پياده مي شود از خودرو پايين آمد و من وسط نشستم. بلافاصله پس از راه افتادن خودرو متوجه حرکات مشکوک آنها شدم. ناگهان يکي از مرداني که در کنار من نشسته بود يک کلت کمري از جيبش بيرون آورد و تهديد کرد که اگر صدايم بلند شود شليک خواهد کرد و فرد ديگر با يک دستبند پلاستيکي دست مرا بست و راننده ماشين را به خياباني خلوت برد و هرچه پول همراه من بود را گرفتند و رهايم کردند. با شکايت اين مرد جوان پرونده براي رسيدگي به اداره يکم پليس آگاهي تهران ارجاع و با چهره نگاري متهمان تلاش براي دستگيري آنها آغاز شد. در حالي که پس از طرح نخستين شکايت گزارش جديدي از فعاليت اين باند سرقت مسلحانه مطرح نشده بود با گذشت يک ماه از نخستين شکايت زن جواني با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران، سليماني داديار جنايي را در جريان فعاليت دوباره اين باند قرار داد.

با طرح دومين شکايت و جمع آوري جزئيات تازه درخصوص مشخصات متهمان تحت تعقيب تيمي از کارآگاهان پليس ماموريت يافتند با تمرکز روي اين پرونده رد آنها را به دست آورند. در اين زمان پسر دانشجويي با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران شکايت جديدي را از اين افراد مطرح کرد و بدين ترتيب شمار شاکيان به سه نفر رسيد. در حالي که تحقيقات فشرده براي دستگيري متهمان ادامه داشت تا پايان مهرماه 7 شاکي ديگر نيز با مراجعه به اداره يکم پليس آگاهي به چهره نگاري متهمان پرداختند. با افزايش تعداد شاکيان پرونده سرنخ هاي ماموران نيز بيشتر شد و با کنار هم قرار دادن اطلاعات موجود و جمع بندي اظهارات شاکيان کارآگاهان پليس خود را در يک قدمي اين باند سرقت مسلحانه يافتند. 12 آبان ماه مرد جواني به نام منصور با مراجعه به دادسراي امور جنايي و شکايت از اين باند سارقان برگ جديدي بر اتهامات چهار مرد و زن مسلح افزود و شماره پلاک خودروي پيکان کرم رنگي را که به عنوان مسافر سوار آن شده بود در اختيار داديار سليماني قرار داد. هوشياري آخرين طعمه اين باند کليدي ترين سرنخ را به دست ماموران داد تا از اين طريق به رديابي متهمان بپردازند. اطلاعات قبلي موجود در پرونده و رديابي خودروي مورد ادعاي منصور ماموران را به سمت محلي در کرج که آخرين بار دوربين هاي پليس تصوير اين خودرو را ضبط کرده بودند، کشاند و سرانجام با رديابي پيکان کرم در اين شهر مخفيگاه متهمان شناسايي شد و کارآگاهان 4 نفر از افرادي را که در آنجا حاضر بودند دستگير و به پليس آگاهي تهران منتقل کردند. با انتقال 4 متهم دستگير شده به دادسراي امور جنايي تهران بازجويي از اين افراد آغاز شد. شهرام که خودروي پيکان کرم رنگ متعلق به اوست با پذيرفتن شرکت در اين سرقت ها اعتراف کرد که همسرش سولماز را نيز وادار کرده براي جلب اعتماد قربانيان آنها را در اين سرقت ها همراهي کند. با انجام تحقيق از ساير متهمان به نام هاي محمد ج. و محمد ل. مشخص شد در برخي سرقت ها دو مرد ديگر به نام هاي حميد و مرتضي نيز آنان را همراهي مي کرده اند و اين دو هم اکنون به يکي از شهرهاي غرب کشور فرار کرده اند.
دو خواستگار عاشق، دختران مورد علاقه شان را گروگان گرفتند


گروه حوادث؛ دو خواستگار عاشق در ماجراهاي جداگانه دختران مورد علاقه خود را گروگان گرفتند تا آنها را وادار به نشستن پاي سفره عقد کنند.

به گزارش خبرنگار ما، اين دو جوان 24 و 21 ساله که حميد و هومن نام دارند، ساعاتي پس از اجراي نقشه هاي مشابه خود در عمليات ضربتي کارآگاهان پليس آگاهي تهران دستگير شدند. بعدازظهر روز يکشنبه مردي هراسان و مضطرب به اداره 16 پليس آگاهي تهران مراجعه کرد و از گروگان گرفته شدن دختر جوانش به نام نازنين خبر داد. اين مرد گفت؛ چندي پيش پسري به نام حميد به خواستگاري دخترم آمد اما به خاطر شرايطي که داشت به او جواب رد داديم، با اين وجود حميد فکر ازدواج با دخترم را از سرش بيرون نکرد و از آن به بعد هر از گاهي مزاحم نازنين مي شد و به طرق مختلف سعي داشت ما را وادار کند به اين وصلت رضايت دهيم. اين کشمکش ها ادامه داشت تا اينکه حدود يک ساعت پيش حميد با من تماس گرفت و گفت نازنين را گروگان گرفته و اگر به خواستگاري او جواب مثبت ندهم بلايي بر سر دخترم مي آورد. حميد هنگامي که با من صحبت مي کرد بسيار خشمگين بود و ادعا کرد که سلاح در اختيار دارد. پس از اظهارات اين مرد بلافاصله تحقيقات کارآگاهان آغاز شد و آنان به بررسي اماکني پرداختند که احتمال داشت خواستگار سمج از آنجا به عنوان مخفيگاه استفاده کرده باشد. در جريان اين تحقيقات مشخص شد پدر حميد به مسافرت رفته و شرکت او تعطيل است. مشخص شدن اين موضوع سبب شد پليس احتمال دهد حميد دختر جوان را به شرکت پدر خود برده باشد. به اين ترتيب تيمي از ماموران به محل مورد نظر مراجعه کردند و متوجه شدند چراغ هاي شرکت روشن است. آنان پس از اطمينان از حضور جوان گروگانگير در آن محل بلافاصله در عملياتي ضربتي وارد آنجا شدند و حميد را بازداشت و دختر جوان را آزاد کردند. حميد در بازجويي ها به جرم خود اعتراف کرد و گفت؛ من قصد نداشتم به نازنين آسيبي برسانم و تنها هدفي که از گروگانگيري دنبال مي کردم اين بود که پدر او را وادار کنم به ازدواج ما رضايت بدهد. در همان شرايط که تحقيقات از حميد ادامه داشت پرونده ديگري در اداره 11 پليس آگاهي تهران گشوده شد و کارآگاهان تحقيقات تازه يي را براي نجات يک دختر ديگر از چنگ خواستگارش آغاز کردند. پدر اين دختر 20ساله که مريم نام دارد هنگامي که نزد ماموران مراجعه کرد، گفت؛ خواستگار دخترم به نام هومن او را ربوده و در تماس با من تنها شرط آزادي مريم را نشستن وي پاي سفره عقد اعلام کرده است.

پس از طرح اين شکايت کارآگاهان به رديابي تلفن جوان گروگانگير پرداختند و متوجه شدند هومن دختر مورد علاقه اش را در خانه خودش حبس کرده است. با انجام يک عمليات ضربتي مريم نيز آزاد و پسر 21ساله دستگير شد. هومن در اعترافاتش گفت؛ من به ماده مخدر کوکائين اعتياد داشتم و چندي پيش به صورت خودمعرف به يک مرکز درماني مراجعه کردم و در آنجا بود که با مريم آشنا و به وي علاقه مند شدم اما پس از ترک اعتياد خانواده اين دختر با ازدواج ما مخالفت کردند. با اين وجود با مريم در ارتباط بودم و همه اميدم به اين بود که بالاخره اين دختر به عقد من درآيد.

وي افزود؛ روز حادثه از مريم خواستم براي تزئين اتاقم به خانه من بيايد، او هم اين کار را انجام داد و پس از پايان کارمان بار ديگر از مريم خواستگاري کردم اما او گفت قصد ندارد با من ازدواج کند. وقتي اين حرف را شنيدم دست و پاي وي را با سيم بستم و با پدرش تماس گرفتم و شروع به تهديد کردم تا اين که بالاخره دستگير شدم.
عناوين اين صفحه
عاملان دستبرد به خودروهاي حمل پول دستگير شدند
اعتراف چهار زن و مرد مسلح به سرقت هاي زنجيره يي از مسافران
دو خواستگار عاشق، دختران مورد علاقه شان را گروگان گرفتند
دو قاتل در پايان راه
جوان 16ساله به اتهام قتل به قصاص محکوم شد
تلفات توفان بنگلادش به 3100 نفر رسيد
رسيدگي به پرونده باند سارقان بانک ها
تصميم جنون آميز دختر جوان ،بر فراز برج 14 طبقه
دستگيري متهم به قتل فراري پس از دو سال

دو قاتل در پايان راه
قضات ديوان عالي کشور حکم قصاص دو مرد قاتل را تاييد کردند و به اين ترتيب ناقوس مرگ براي اين دو جوان به صدا درآمد. در نخستين پرونده حکم مرگ مردي که مدعي بود در دفاع از همسرش صاحب کار خود را کشته است در ديوان عالي کشور تاييد شد. اين متهم 34 ساله به نام عليرضا بهمن 1382 با همدستي همسر جوانش به نام اعظم صاحب کار خود را که کرامت -57 ساله- نام داشت با کوبيدن قندشکن به سر او در خانه اش در کرج به قتل رساند. عليرضا پس از دستگيري در اعترافاتش گفت؛ من مباشر مقتول بودم. آن شب «کرامت»به خانه من آمد و چون دير وقت بود خواست شب را همانجا بخوابد. صبح زود مرا بيدار کرد و گفت؛ برايش ترياک تهيه کنم. من هم به ناچار براي تهيه مواد از خانه خارج شدم و اما وقتي برگشتم فهميدم او قصد تعرض به همسرم را دارد، به همين خاطر قندشکن را از آشپزخانه برداشتم و بر سرش کوبيدم.

متهم ادامه داد؛ سپس يک رشته طناب را دور گردن کرامت پيچيدم، او را خفه کردم و جنازه را با کمک زنم داخل صندوق عقب ماشين گذاشتم و در بيابان هاي فرديس کرج دفن کرديم. پس از محاکمه اين متهم قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران وي را به قصاص محکوم کردند که اين حکم ديروز در شعبه 40 ديوان عالي کشور تاييد شد. در دومين پرونده جواني که يک مرد 45 ساله را با انگيزه ازدواج با همسر وي به قتل رسانده بود در آستانه اجراي حکم قصاص قرار گرفت. شامگاه روز 2 آذر سال 83 ماموران کلانتري قيامدشت از کشف جسد يک مرد ميانسال در حوالي شهرداري اين منطقه با خبر شدند و با حضور در محل دريافتند مقتول فردي حدوداً 45 ساله به نام محمد است که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده است. با بازجويي از همسر مقتول به نام بصيره مشخص شد وي با جواني 26 ساله به نام نعيم ارتباط نامشروع داشته و با همدستي وي اقدام به قتل محمد کرده است. بصيره مدعي شد به نعيم علاقه مند بوده و به همين دليل به وي پول داده محمد را به قتل برساند تا بتوانند با هم ازدواج کنند. با توجه به اقرار صريح متهمان و تکميل پرونده شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي بصيره 15 سال حبس و براي نعيم حکم قصاص صادر کرد که اين حکم از سوي شعبه 41 ديوان عالي کشور تاييد شد.


جوان 16ساله به اتهام قتل به قصاص محکوم شد
قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران صبح ديروز پس از محاکمه پسري که متهم به قتل هم اتاقي اش است وي را به قصاص محکوم کردند.

در ابتداي جلسه دادگاه آرش سيفي نماينده دادستان تهران به تشريح اين قتل که در ورامين به وقوع پيوست، پرداخت و گفت؛ در اين پرونده «خسرو» 16ساله متهم است جوان 20ساله يي به نام امين را در روز 21 تيرماه سال گذشته با چاقو کشته است و با توجه به مدارک موجود درخواست مجازات او را دارم.

در ادامه جلسه دادگاه اولياي دم مقتول نيز تقاضاي قصاص متهم را کردند و سپس خسرو با قرار گرفتن در جايگاه به دفاع از خود پرداخت و اظهار داشت؛ به خاطر مشکلات مالي از انديمشک براي پيدا کردن کار به تهران آمدم، از آنجايي که نتوانستيم منزلي کرايه کنيم در ورامين 15 نفري آپارتماني را اجاره کرديم. وي افزود؛ شب حادثه من مشغول آشپزي بودم و امين و دوستانش مواد مخدر مصرف مي کردند. آنها به من اعتراض کردند و گفتند زماني که ما مواد مي کشيم تو آشپزي نکن. بر سر اين موضوع با يکديگر درگير شديم اما ماجرا پايان يافت. شب من رختخواب ها را در حياط پهن کردم، امين آمد و گفت؛ از آنجايي که من بزرگ تر هستم تعيين مي کنم که تو کجا بخوابي. دوباره بر سر اين موضوع با همديگر درگير شديم و امين چايي را که در دستش بود، روي من پاشيد و با آجر به طرفم حمله کرد. داخل اتاق رفتم، چاقويي برداشتم و به شکمش زدم و به روي زمين افتاد. ما به بيمارستان منتقلش کرديم حتي پول دادم تا او را مداوا کنند. روز بعد به انديمشک رفتم و در آنجا خانواده ام اطلاع دادند که کشته شده، به همين خاطر فرداي آن روز خودم را به کلانتري معرفي کردم. قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران (کوه کمره يي، تردست، سالاري، سليماني نيا و باقري) پس از انجام شور متهم اين پرونده را به قصاص محکوم کردند.


تلفات توفان بنگلادش به 3100 نفر رسيد
سربازان و نيروهاي امدادي در بنگلادش در حالي براي امدادرساني به ميليون ها نفر از مردم بي خانمان اين کشور تلاش مي کنند که تلفات رسمي ويران کننده ترين توفان يک دهه گذشته اين کشور به 3100 نفر رسيده است. به گزارش خبرگزاري فرانسه دولت از ارتش درخواست کمک کرده است اما با توجه به مسدود بودن اکثر جاده ها، امدادرساني 5 روز پس از اينکه توفاني سهمگين پنجشنبه شب جنوب بنگلادش را در نورديد، با مشکلات زيادي روبه رو شده است. همه ذخاير غذايي، محصولات کشاورزي و آب آشاميدني ساکنان سواحل با موج هاي 6 متري توفان گرمسيري «سيدر» که به سواحل فرود آمدند، از بين رفته اند و با توجه به نبود امکانات بهداشتي و درماني نگراني از شيوع بيماري ها نيز در منطقه يي که ضربه شديدي خورده است، وجود دارد. مقامات اعلام کرده اند که ممکن است تلفات اين توفان با احتساب تلفات مناطق دور افتاده به چندين هزار نفر برسد. «عبد الرب» رئيس جامعه هلال احمر بنگلادش گفت؛ «تلفات جاني توفان تاکنون به 3 هزار نفر رسيده است و احتمال دارد به 5 هزار نفر هم برسد اما بيشتر از 10 هزار نفر نخواهد شد.» در همين حال پاپ «بنديکت» شانزدهم خواستار کمک جهاني به ملت مسلمان بنگلادش شد. امريکا نيز اعلام کرده دو ناو نيروي دريايي خود را که حامل چند فروند هلي کوپتر هستند براي کمک به مناطق آسيب ديده به منطقه اعزام کرده و کمک هاي ديگر نيز در راه است.


رسيدگي به پرونده باند سارقان بانک ها
محمدحسين شاملو*

روز گذشته با دستگيري اعضاي باند سرقت مسلحانه يي که تاکنون به 12 جرم جنايي - 11 سرقت مسلحانه و يک مورد تيراندازي به مامور پليس در کرمانشاه - اعتراف کرده اند، رسيدگي قضايي به پرونده اين افراد آغاز شد. بررسي جزئيات اين پرونده و اظهارات شاهدان عيني در محل وقوع اعمال جنايتکارانه اين باند نشان از آن دارد که اين افراد در جرائم خود به سوي مردم آتش مي گشودند و قتل يک نگهبان خودرو حمل پول در مقابل بانک صادرات شعبه زرافشان و مجروح کردن ماموري ديگر در سرقت از بانک ملي شعبه آموزش و پرورش و تيراندازي به سوي ماموران در کرمانشاه و چندين فقره سرقت مسلحانه ديگر اين باند اين نتيجه را در پي دارد که متهمان به ايجاد رعب و وحشت در جامعه پرداخته اند و مطابق قانون مجازات اسلامي و فقه هرگاه فرد يا گروهي با تيراندازي به سمت مردم ايجاد رعب و وحشت کند محارب شناخته مي شود. حال اگر اين افراد از انجام اين اقدام مسلحانه قصد سرقت داشته باشند و موفق به نيل به مقصود خود نيز نشوند در اين حکم تغييري حاصل نخواهد شد.

در مرحله بازپرسي و با توجه به محتويات پرونده و اظهارات شاهدان قرار مجرميت پرونده با اتهام محاربه صادر خواهد شد و البته تشخيص نهايي آن برعهده قضات دادگاه کيفري استان تهران است. در صورت احراز اتهام محاربه براي اعضاي اين باند مجازات هايي چون اعدام، قطع انگشتان دست راست و پاي چپ و تبعيد بدون حق معاشرت و تجارت که خود به گونه يي مرگ مدني است، در انتظار متهمان خواهد بود. البته رسيدگي به اتهام قتل نگهبان خودرو حمل پول نيز به طور جداگانه صورت خواهد گرفت و اين جنايت در جاي خود بررسي خواهد شد.

*رئيس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران و بازپرس پرونده سرقت از بانک ها


طرح دو دانش آموز آلماني براي قتل عام در دبيرستان

پليس آلمان اعلام کرد نقشه دو نوجوان دبيرستاني را براي اقدام به يک کشتار جمعي در دبيرستان مکن واقع در غرب اين کشور خنثي کرده است. به گزارش سي ان ان پليس اعلام کرد که يکي از دو نوجوان مظنون پس از افشاي نقشه مرگبارش خودکشي کرد. به گفته پليس اين حمله که قرار بود امروز انجام شود طوري برنامه ريزي شده بود که با سالروز کشتار جمعي سال گذشته در دبيرستاني در اين کشور مصادف باشد. مظنون ديگر اين پرونده که 18 سال دارد، هم اکنون در بازداشت به سر مي برد. انگيزه اين حمله برنامه ريزي شده هنوز معلوم نيست.


تصميم جنون آميز دختر جوان ،بر فراز برج 14 طبقه
دختر 24 ساله يي که با رفتن به بالاي برج 14 طبقه قصد خودکشي داشت از اين اقدام جنون آميز منصرف شد. ساعت 13 ديروز دختر جوان 24 ساله يي با رفتن به بالاي برج 14 طبقه زيبا در خيابان سهروردي تهديد به خودکشي کرد. اين دختر جوان انگيزه خود از اين اقدام را اختلاف مالي با کارفرماي خود عنوان کرد و مدعي شد با اين اقدام قصد داشته به زندگي خود پايان دهد. با تلاش ماموران نيروي انتظامي تهران بزرگ اين دختر در ساعت 35/13 از اقدام خود منصرف شد و تحقيقات درخصوص صحت ادعا و همچنين انگيزه اصلي وي ادامه دارد.


دستگيري متهم به قتل فراري پس از دو سال
متهمي که به خاطر قتل يک جوان 20 ساله تحت تعقيب قرار داشت پس از دو سال فرار توسط ماموران کلانتري سليمانيه تهران دستگير شد.

به گزارش فارس شامگاه روز 7 شهريور سال 84 ماموران کلانتري نبرد از درگيري و نزاع منجر به فوت يک جوان با خبر شدند و با آغاز تحقيقات پي بردند مقتول جواني 20 ساله به نام پوريا است، در حالي که تحقيقات براي دستگيري عاملان اين قتل آغاز شده بود همان شب جوان 21 ساله يي به نام محمد دستگير اما مدعي شد ضربه چاقو را فردي به نام محمد تقي 19 ساله وارد کرده و قاتل اصلي نيز همين جوان فراري است.

با ادامه يافتن تحقيقات مشخص شد محمدتقي از شب حادثه متواري شده است و همين امر فرضيه ارتکاب قتل توسط وي را قوي تر کرد.

به اين ترتيب متهم فراري تحت تعقيب قرار گرفت تا اينکه سرانجام پس از دو سال شامگاه يکشنبه توسط ماموران کلانتري 121 سليمانيه دستگير شد، محمد تقي در بازجويي اوليه هرگونه ارتباطي با اين حادثه را انکار کرد و مدعي شد در روز حادثه در تهران نبوده است. بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران در اين رابطه گفت؛ در حال حاضر تحقيقات درخصوص نحوه ارتکاب قتل و همچنين صحت و سقم ادعاي محمدتقي در حال بررسي است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام