چهارشنبه، 30 آبان 1386 - شماره 1545
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
انگيزه نامشخص ميهمان جنايتکار براي قتل دختر 10 ساله
گروه حوادث؛ انگيزه نامعلوم مردي جوان براي کشتن دختر 10 ساله دوست قديمي اش پليس جنايي را با معمايي تازه روبه رو کرده است. به گزارش خبرنگار ما نخستين ساعات صبح روز شنبه هفته جاري مردي در تماس با پليس 110 از مرگ دختر 10 ساله اش به نام نرگس خبر داد و از ماموران درخواست کمک کرد. دقايقي بعد تيمي از ماموران پليس شهريار به محل حادثه واقع در شهرک انديشه رفتند و پس از مشاهده پيکر بي جان نرگس که در رختخوابش رها شده بود، تحقيقات خود را آغاز کردند. آنان متوجه شدند شب قبل از مرگ دختر 10 ساله پدر نرگس يکي از دوستانش را به خانه دعوت کرده اما مرد ميهمان که حسين نام دارد به طرز مرموزي هنگامي که اعضاي خانواده در خواب بودند با سرقت النگوهاي زن صاحبخانه فراري شده است. از آنجا که مرگ نرگس مشکوک به نظر مي رسيد بازپرس ويژه قتل، متخصصان پزشکي قانوني و تيم ويژه يي از کارآگاهان جنايي در محل حاضر شدند و در بررسي هاي اوليه دريافتند دختر 10 ساله بر اثر خفگي جان سپرده و در واقع به قتل رسيده است. به اين ترتيب بازجويي از تک تک اعضاي خانواده مقتول در دستور کار قرار گرفت. پدر نرگس در اظهاراتش گفت؛ دوست 37 ساله ام به نام حسين کارگر تابلوساز است و مغازه اش در نزديکي خانه ما است. شب گذشته حسين تا دير وقت در مغازه حضور داشت و از آنجا که خانه اش در تهران است، به وي پيشنهاد دادم به منزل من بيايد و شب را در اينجا بگذراند، او نيز پذيرفت. همه ما پس از خوردن شام احساس خواب آلودگي کرديم و زماني که بيدار شدم فهميدم نرگس فوت شده و النگوهاي همسرم به سرقت رفته و از حسين نيز خبري نيست. خواهر کوچک نرگس که

5 سال بيشتر ندارد نيز در اظهاراتش گفت؛ نيمه هاي شب بود که حالت تهوع به من دست داد و براي رفتن به دستشويي از خواب بيدار شدم. نرگس نيز همان مشکل مرا داشت. در اين زمان حسين را ديديم که بيدار بود. او مرا دوباره به رختخوابم باز گرداند اما نمي دانم بعد از آن چه اتفاقي براي نرگس رخ داد. پس از ثبت اظهارات خانواده مقتول تحقيقات براي دستگيري حسين آغاز شد تا اينکه وي ساعت 30/22 شامگاه دوشنبه با مراجعه به کلانتري 150 تهرانسر خودش را معرفي و به قتل دختر 10 ساله اقرار کرد. حسين روز گذشته براي انجام بازجويي به دادسراي امور جنايي تهران انتقال يافت و در تشريح حادثه به بازپرس روشن - رئيس شعبه سوم دادسرا - گفت؛ آن شب پس از اينکه پدر نرگس که از دوستان قديمي ام است مرا به خانه اش دعوت کرد من وظيفه تهيه شام را بر عهده گرفتم و از يک رستوران پيتزا خريدم. سپس به داروخانه يي رفتم و قرص خوابي را که همسرم هميشه آن را مصرف مي کند تهيه و قرص ها را به صورت پودر درآوردم و روي پيتزاها ريختم. پس از صرف شام همه ما به خواب عميقي فرو رفتيم. وي افزود؛ نيمه هاي شب به خاطر حالت تهوع بيدار شدم و دقايقي بعد نرگس و خواهر کوچکش را ديدم که آنها نيز مي خواستند به دستشويي بروند. من توانستم با اصرار دختر 5 ساله را به رختخوابش برگردانم اما هرچه اصرار کردم نرگس حاضر نشد بخوابد. به همين خاطر با دستانم گلويش را فشار دادم و او را خفه کردم. در همان لحظه از کاري که انجام داده بودم پشيمان شدم و تلاش کردم با تنفس مصنوعي دختر 10 ساله را به زندگي بازگردانم اما موفق به اين کار نشدم. متهم به قتل در ادامه اعترافاتش گفت؛ رختخواب من و پدر نرگس در هال قرار داشت و دو دختر و مادرشان در يکي از اتاق ها خوابيده بودند. من پس از مرگ نرگس جسد او را به رختخوابش باز گرداندم اما هنوز وحشت زده بودم. به همين خاطر از آپارتمان بيرون رفتم و روي خرپشته ساختمان يک گالن نفت پيدا کردم. مقداري از نفت را داخل شيشه نوشابه ريختم و دوباره به خانه دوستم بازگشتم و دور تا دور خانه را نفت ريختم. سپس النگوهاي مادر نرگس را که همچنان خواب بود از دستش درآوردم و سعي کردم خانه را به آتش بکشم و سپس فراري شدم. حسين ادامه داد؛ من نمي دانم به چه دليل دختر 10ساله را کشتم و هيچ انگيزه يي از اين جنايت نداشتم. پس از اعترافات اين مرد، بازپرس روشن به بررسي سوابق وي پرداخت و مشخص شد حسين سابقه رواني و اعتياد ندارد. همچنين معلوم شد مرد 37ساله 10 سال قبل ازدواج کرده اما از آنجا که همسرش داروهاي اعصاب مصرف مي کرده، به توصيه پزشکان در اين مدت بچه دار نشده اند. در ادامه اين فرضيه مطرح شد که حسين به قصد سرقت از خانه دوست قديمي خود آنان را بيهوش کرده اما حين ارتکاب به سرقت دو خواهر از خواب بيدار شده و در اجراي نقشه او اخلال ايجاد کرده اند و به همين خاطر نيز مرد جوان تصميم به ارتکاب قتل گرفته است. بنا بر اين گزارش هم اکنون حسين در بازداشت به سر مي برد و پرونده وي به زودي به دادسراي شهريار فرستاده خواهد شد.
با به دست آمدن دو چهره فرضي از عامل جنايت
پليس يک گام به قاتل وکيل دادگستري نزديک شد
گروه حوادث؛ چهره نگاري قاتل وکيل دادگستري توسط شاهدان بازپرس ويژه قتل و کارآگاهان جنايي پايتخت را يک قدم به دستگيري عامل اين جنايت نزديک تر کرد. به گزارش خبرنگار ما با گذشت بيش از شش ماه از قتل محمد عاشوري وکيل پايه يک دادگستري در دفتر کارش در خيابان وليعصر محمدحسين شاملو بازپرس ويژه قتل تهران دو تصوير احتمالي عامل اين جنايت را براي شناسايي توسط مردم در اختيار جرايد قرار داد.

وقوع جنايت

ساعت 9 بامداد چهارشنبه 12 ارديبهشت ماه سال جاري تماس هاي بي پاسخ خانواده محمد عاشوري با تلفن همراه و دفتر کار اين وکيل 45 ساله همسر و دختران وي را بر آن داشت تا براي از بين بردن نگراني پيش آمده خود را به محل کار مرد ميانسال در نزديکي ميدان وليعصر برسانند. مشاهده خودروي عاشوري که در مقابل ساختمان پارک شده بود خانواده اش را از حضور وي در دفتر وکالتش مطمئن کرد اما اين بار کسي در را به روي آنها نگشود تا خانواده وکيل دادگستري با اين ظن که اتفاقي ناخوشايند پشت در بسته انتظارشان را مي کشد، پليس را در جريان قرار دهند و ماموران را به کمک بطلبند. دقايقي بعد از تماس خانواده عاشوري با مرکز فوريت هاي پليسي 110 ماموران کلانتري سنايي در محل حاضر شدند و در دفتر وي را گشودند. با ورود ماموران به داخل محل کار اين وکيل دادگستري ردي از خون آنها را به سمت آشپزخانه کوچک واحد آپارتماني کشاند و با جسد اين مرد 45 ساله مواجه کرد. بلافاصله پس از کشف جسد وکيل عاشوري در محل کارش شاملو بازپرس ويژه قتل پايتخت در جريان قرار داده شد تا با حضور در صحنه جنايت تحقيق فني در اين خصوص را آغاز کند.

ساعتي بعد با حضور بازپرس شاملو، کارآگاهان ويژه مبارزه با قتل پليس آگاهي و ماموران تشخيص هويت بررسي صحنه جنايت آغاز شد. بررسي هاي اوليه در محل قتل نشان از آن داشت که عاشوري پذيراي ميهماني بوده که نقشه قتل وي را از مدتي پيش طراحي کرده و در نهايت به اجرا گذاشته است. جسد غرق در خون وي در حالتي در آشپزخانه افتاده بود که مشخص بود قاتل با شليک گلوله از فاصله چند قدمي به شقيقه اين مرد او را در حال دم کردن چاي غافلگير کرده است. محل پارک خودرو عاشوري، زمان غيرمعمول حضور وي در دفتر کارش و غيبت منشي در آن ساعت همه گواهي بر اين فرضيه بود که قاتل با قرار قبلي مقتول را براي انجام کاري به دفتر کارش کشانده و اين جنايت را انجام داده است.

دستگيري هاي متعدد

در حالي که بررسي هاي اوليه بازپرس ويژه قتل و کارآگاهان را مطمئن ساخته بود که عامل جنايت را بايد در ميان موکلان مقتول يافت تلاش براي پيدا کردن سرنخي که تحقيقات را به سمت شناسايي قاتل سوق دهد، ادامه پيدا کرد و در اين راستا چند تن از افرادي که آخرين تماس ها را با عاشوري برقرار کرده بودند احضار شدند و مورد بازجويي قرار گرفتند و حتي در چند مرحله افرادي نيز که ظن آن مي رفت در اين جنايت دخيل باشند، بازداشت شدند و بازجويي فني پليسي از آنها انجام شد اما اين تحقيقات به خاطر نبود شواهد و مدارک بي نتيجه ماند. در اين زمان نظريه جديد پزشکي قانوني در اختيار بازپرس پرونده قرار گرفت که در آن از احتمال کوتاه قد بودن قاتل سخن به ميان آمده بود. از سويي يکي از مظنونان پرونده که همچنان در بازداشت به سر مي برد، مدعي شد فردي به دفتر عاشوري رفت و آمد داشته که مي تواند در اين جنايت نقش داشته باشد. اين مظنون اعلام کرد مي تواند با انجام چهره نگاري اين فرد به ماموران براي دستگيري وي کمک کند. با انجام چهره نگاري از فرد مورد نظر در اداره دهم پليس آگاهي بازپرس شاملو دستور داد دور تازه يي از تحقيقات در محل وقوع جنايت آغاز شود و در خصوص رفت و آمد اين مظنون به محل تحقيقات جامعي صورت پذيرد. با مراجعه ماموران به محل و تحقيق از کساني که به ساختمان هاي مجاور رفت و آمد داشتند سرانجام زني مدعي شد که روز وقوع جنايت صاحب اين چهره را در حال ورود به ساختمان مشاهده کرده است. روز گذشته در ادامه تحقيقات کارآگاهان براي دستگيري عامل اين جنايت دو تصوير چهره نگاري از مظنون به قتل با دستور بازپرس شاملو در اختيار رسانه ها قرار گرفت تا شهروندان با شناسايي اين مظنون اطلاعات خود را در خصوص محل اختفاي اين فرد جنايتکار در اختيار بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران يا اداره دهم پليس آگاهي پايتخت قرار دهند.
جنايت به خاطر خشم لحظه يي جوان 19 ساله
گروه حوادث؛ جوان 19ساله يي که دوست خود را چند روز پيش از مراسم عروسي اش به قتل رسانده بود، در دادگاه کيفري استان اصفهان به تشريح علت ارتکاب اين جنايت پرداخت. متهم که محمد نام دارد در تعطيلات نوروزي سال جاري تصميم گرفت به همراه يکي از دوستان خود به نام حبيب از نجف آباد براي گردش به روستايي در آن نزديکي برود. ساعتي پس از آغاز اين سفر يک روزه هنگامي که دو جوان سوار بر موتورسيکلت به کوچه يي باريک رسيدند با خودرويي که از روبه رو به سمت آنها در حرکت بود برخورد کردند و نقش بر زمين شدند اما راننده اتومبيل به نام محسن که از دوستان محمد بود بدون توقف به راهش ادامه داد و همين مساله سبب شد دو جوان موتور سوار به تعقيب وي بپردازند و به اين ترتيب درگيري آغاز شد و در اين ميان محمد با ضربه چاقو محسن را از پاي در آورد و به همراه دوستش به نجف آباد گريخت اما سرانجام خودش را تسليم کرد. در جلسه محاکمه اين متهم 19 ساله که روز گذشته در شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان برگزار شد، پدر مقتول در بيان شکايتش گفت؛ 60 سال دارم و کشاورز و داراي 8 فرزند هستم که «محسن» عزيزترين آنها بود و قرار گذاشته بوديم چهاردهم فروردين ماه عروسي کند. ولي اين فرد او را به سادگي از بين برد و از دادگاه تنها تقاضاي قصاص دارم. پس از طرح شکايت از سوي اولياي دم محمد در جايگاه قرار گرفت و با پذيرش اتهام قتل عمد گفت؛ همه چيز ناگهاني رخ داد و اصلاً متوجه کاري که کردم، نبودم. من هميشه چاقو در جيبم داشتم تا هنگام بازي فوتبال با آن توپ دولايه درست کنم و در نهايت با همان چاقو دست به قتل زدم. روز حادثه پس از آن تصادف حبيب مرا تحريک کرد که محسن را تعقيب کنم. وقتي به او رسيدم و اعتراض کردم وي جواب درستي نداد و من و حبيب را به باد کتک گرفت و من يک لحظه عصبي شدم و با چاقو ضربه يي به او زدم. پايگاه اطلاع رساني عبرت در اين رابطه گزارش داد قضات شعبه 17 کيفري استان اصفهان با شنيدن اعترافات محمد و دفاعيات وکيل متهم، جوان 19ساله را به جرم ارتکاب قتل عمدي مقصر شناختند و به قصاص نفس محکوم کردند.
متهم 17 ساله ؛ مجبور به آدم کشي شدم
گروه حوادث؛ پسر نوجواني که ادعا مي کند در دفاع از خودش پسرعمويش را به قتل رسانده است روز گذشته محاکمه شد. به گزارش خبرنگار ما آرش سيفي - نماينده دادستان تهران - در ابتداي جلسه محاکمه خطاب به پنج قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي نوجوان 17 ساله که احمد نام دارد و از روز 24 آبان ماه سال گذشته به اتهام قتل پسرعموي خود به نام سعيد در بازداشت به سر مي برد، درخواست مجازات کرد و سپس اولياي دم مقتول نيز قصاص عامل اين جنايت را که در کهريزک به وقوع پيوست خواستار شدند. در ادامه جلسه دادگاه يک فروشنده دوره گرد به نام علي در جايگاه قرار گرفت و به توصيف مشاهدات خود پرداخت. وي گفت؛ من و چند نفر از دوستانم جلوي يک بنگاه مسکن ايستاده بوديم که «احمد» و «سعيد» را سر کوچه ديديم. اول فکر کردم با هم شوخي مي کنند اما يکباره احمد به سمت خيابان دويد و فرياد زد «سوختم سوختم». من و دوستانم هراسان به کمکش رفتيم و ديديم چاقو خورده است. او را سوار ماشين کرديم تا به بيمارستان ببريم اما سعيد که آن موقع روي موتور نشسته بود ناگهان به زمين افتاد. وقتي بالاي سرش رفتم، فهميدم او هم چاقو خورده است.در ادامه جلسه محاکمه نوجوان 17 ساله با پذيرفتن اتهام قتل به دفاع از خود پرداخت و گفت؛ جلوي در خانه نشسته بودم که «سعيد» با يکي از دوستانش آمدند. پسرعمويم حال طبيعي نداشت و شک ندارم مست بود. او به من فحاشي کرد و بي مقدمه با چاقو چهار ضربه به دست، سر و کتفم زد. او مي خواست مرا بکشد به همين خاطر چاقويي را که هميشه همراه داشتم از جيبم بيرون کشيدم و يک ضربه به وي زدم. «احمد» در ادامه درباره علت اختلافش با سعيد گفت؛ 7 ماه قبل از حادثه او به من پيشنهاد کثيفي داد و مرا تهديد نيز کرد اما نمي دانم آن روز براي چه سراغم آمد. من و «سعيد» فاميل بوديم و باور کنيد قصد کشتن او را نداشتم. با پايان اظهارات مجرم 17 ساله رئيس و چهار مستشار شعبه 71 دادگاه کيفري براي صدور راي وارد شور شدند.
مهندس جوان مديرعامل شرکت را قرباني تسويه حساب خونين کرد
گروه حوادث؛ مهندس جوان اختلاف حساب مالي خود با مديرعامل شرکت محل کارش را با خونريزي تسويه کرد و وي را به قتل رساند. به گزارش خبرنگار ما ساعت 15 بعدازظهر دوشنبه پرسنل يک شرکت خصوصي در خيابان توانير پليس را در جريان مرگ مديرعامل اين شرکت در نزاعي خونين با کارمند پيشين شرکت قرار دادند. بلافاصله پس از اعلام وقوع اين جنايت ماموران کلانتري 145 ونک با حضور در صحنه موضوع را به بازپرس روشن رئيس شعبه سوم دادسراي جنايي اطلاع دادند تا با حضور وي در صحنه جنايت تحقيقات تخصصي در اين خصوص آغاز شود.

ساعتي بعد بازپرس روشن به همراه تيمي از کارآگاهان اداره دهم مبارزه با قتل پليس آگاهي و اداره تشخيص هويت در محل جنايت به بررسي جسد و ثبت اظهارات شاهدان واقعه پرداختند. با تفحص پيرامون شواهد مشخص شد که مديرعامل 50 ساله شرکت به نام محمود دقايقي پيش از مرگ کارمند اخراجي خود عليرضا را به حضور پذيرفته و پس از بالا گرفتن نزاع ميان اين دو عليرضا با چاقويي که همراه داشته وي را به قتل رسانده است. با روشن شدن هويت عامل جنايت ماموران تلاش کردند با توجه به سوابق اين کارمند اخراجي وي را رديابي و دستگير کنند. با آغاز عمليات پليسي براي دستگيري اين مرد سرانجام کارآگاهان ساعت 22 شامگاه دوشنبه موفق شدند خانه متهم را شناسايي و با مراجعه به محل، عليرضا را دستگير و به پليس آگاهي تهران منتقل کنند. اين مرد 37 ساله پس از دستگيري به انکار قتل محمود پرداخت و مدعي شد در ساعت وقوع جنايت در محل ديگري حضور داشته و از اين قتل

بي اطلاع است اما زماني که در برابر اظهارات شاهدان قرار گرفت سرانجام اتهام خود را پذيرفت.

روز گذشته با انتقال اين مهندس جوان به دادسراي امور جنايي تهران وي در تشريح انگيزه اش از اين جنايت به بازپرس روشن گفت؛ من سال ها براي اين شرکت تلاش کرده و خدمات زيادي به آنها رسانده بودم اما يک هفته پيش به طور غيرمنتظره يي تصميم به اخراج من گرفتند و من را بيکار کردند. نمي توانستم باور کنم که در حق من چنين کاري را انجام داده اند. براي همين بارها با آنها تماس گرفتم و خواهش کردم که با توجه به شرايط بد بازار کار از اخراج من صرف نظر کنند اما محمود گفت که اين تصميم غيرقابل تجديدنظر است. از طرفي من 150 ميليون تومان از محمود طلب داشتم و او را تهديد کردم که بايد اين پول را به من بازگرداند اما وي از اين کار هم سر باز زد. سرانجام بعدازظهر دوشنبه تصميم گرفتم که يکبار ديگر به شرکت بروم و خواهش کنم که مرا به سر کارم بازگردانند. سر راهم در ميدان ونک ديدم که مرد دستفروشي يک چاقو در بساط خود براي فروش گذاشته و اين چاقو را به قيمت 6 هزار تومان خريداري کردم و راهم را به سمت شرکت ادامه دادم. زماني که به شرکت رسيدم مستقيم به دفتر محمود رفتم و پس از دقايقي مجادله با او درگير شدم. يک لحظه کنترل خود را از دست دادم و با چاقويي که خريده بودم چند ضربه به او زدم و از شرکت خارج شدم. با اعتراف متهم به قتل بازپرس روشن وي را براي تکميل تحقيقات و انجام بازسازي صحنه در اختيار کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار داد.
عناوين اين صفحه
انگيزه نامشخص ميهمان جنايتکار براي قتل دختر 10 ساله
پليس يک گام به قاتل وکيل دادگستري نزديک شد
جنايت به خاطر خشم لحظه يي جوان 19 ساله
متهم 17 ساله ؛ مجبور به آدم کشي شدم
مهندس جوان مديرعامل شرکت را قرباني تسويه حساب خونين کرد
حکم اعدام 31 نفر از اراذل و اوباش صادر شد
زلزله 30 دانش آموز خوزستان را مصدوم کرد
همدستي سه خواهر و برادر براي کشتن داماد خانواده
جنايت در دوران نوجواني
کشف جسد زن ناشناس در بزرگراه آزادگان

رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا اعلام کرد
حکم اعدام 31 نفر از اراذل و اوباش صادر شد
رئيس پليس امنيت اخلاقي نيروي انتظامي خبر داد تاکنون براي 31 نفر از اراذل و اوباش کشور به جز تهران، حکم اعدام صادر شده است. سردار احمد روزبهاني اعلام کرد؛ بررسي هاي انجام شده از 4 هزار و 800 اراذل و اوباشي که از ابتداي طرح جمع آوري تاکنون دستگير شده اند نشان داد 5 درصد اين افراد، 14 تا 17 سال دارند و 53 درصد در گروه سني 17 تا 23 سال قرار دارند. وي با اعلام اين که حکم اعدام صادر شده از سوي مرجع قضايي براي اين متهمان هنوز نهايي نشده و بايد مراحل قضايي خود را طي کند، تاکيد کرد؛ 30 درصد اين متهمان نيز محکوم به حبس طولاني مدت شده اند. وي با اشاره به آمار 5 درصدي اراذل و اوباش 14 تا 17 ساله اعلام کرد؛ بسيار دوست داشتيم اسامي اين اراذل و اوباش کم سن را از ليست بيرون آوريم، اما جرائم ارتکابي از سوي اين متهمان درست همانند يک اوباش حرفه يي بود. بر اين اساس نتوانستيم از اين آمار 5 درصد بگذريم. سردار روزبهاني در ادامه به انتشار فيلم ها و تصاوير مستهجن از طريق بلوتوث تلفن هاي همراه اشاره کرد و با طرح موضوع برخورد نيروي انتظامي با افرادي که امنيت خانواده ها را به خطر مي اندازند، گفت؛ افراد مورد بحث، جداي از متهماني هستند که دست به ساخت و توليد اين فيلم ها مي زنند. وي اضافه کرد؛ گاهي اوقات جوانان ناخواسته اين فيلم ها را در سطح جامعه منتشر مي کنند، بر اين اساس بايد افرادي که اطلاعاتي از اين نحوه انتشار دارند موضوع را به پليس اطلاع دهند. رئيس پليس امنيت اخلاقي نيروي انتظامي با تاکيد بر اين که پليس هرگز در خيابان نمي ايستد تا تلفن همراه شهروندان را بازرسي کند، اذعان کرد؛ پليس موبايل نداريم. اما در ارتباط با پرونده هاي پيگيري شده در صورت وجود شاکي، طبق قانون برخورد مي شود. به گفته سردار روزبهاني، اين طور نيست که يک نوجوان يا جوان تصور کند که به راحتي مي تواند فيلم هاي بلوتوثي را نگه دارد و به مردم نشان دهد. چرا که يک جايي، جرمش به عنوان جرم مشهود به شمار مي رود و آن موقع، با برخورد پليس مواجه مي شود. بنابراين افرادي که با آبرو و حيثيت مردم بازي مي کنند، نمي توانند امنيت داشته باشند. سردار روزبهاني در بخش ديگري از اظهاراتش گفت؛ کتاب ترانه هاي خواننده هاي مبتذل دنيا از جمله جنيفر لوپز يا مدونا با بهترين کيفيت کاغذ و زيبا ترين طراحي چاپ شده و در کتابفروشي هايي که مهد علم شناخته مي شود، به فروش مي رسد. پوسترهاي گروه هاي مبتذل غربي از جمله رپ و هوي متال و... با ليوان ها و فنجان هايي با آرم هاي خاص به راحتي فروخته مي شود. چه کسي مجوز چاپ اين کتاب و آن پوستر را داده است؟ من مي دهم؟ چه کسي بايد کار فرهنگي مي کرد؟ اصلاً نمي خواهم کسي را محکوم کنم. اما وقتي با نيروها به خيابان مي رويم و مي خواهيم ناهنجاري ها را جمع کنيم، با برداشت هاي مختلف نادرست، آن طور که بايد، خروجي نداريم.


زلزله 30 دانش آموز خوزستان را مصدوم کرد
وقوع زمين لرزه 1/5 ريشتري در منطقه «قلعه تل» استان خوزستان، مصدوميت 30 دانش آموز و تخريب 100 واحد مسکوني شهري و روستايي را در پي داشت. مهندس شاپور رستمي دبير ستاد حوادث غيرمترقبه استان هرمزگان در گفت وگو با ايسنا با اعلام اينکه اين زمين لرزه ساعت 50/8 صبح ديروز در منطقه يي ميان دو شهرستان «ايذه» و «باغملک» رخ داد، گفت؛30 دانش آموز مصدوم شده در مدارس اين دو شهرستان بر اثر ازدحام جمعيت براي تخليه مدارس دچار مصدوميت سطحي شدند که تعدادي از آنها به صورت سرپايي مداوا شده و تعدادي نيز در حال درمان هستند. وي افزود؛ بر اساس گزارش اوليه از شهرستان «باغملک»، يکصد واحد مسکوني شهري و روستايي بين 20 تا 50 درصد دچار خسارت شدند.


همدستي سه خواهر و برادر براي کشتن داماد خانواده
گروه حوادث؛ زني که متهم است به همراه دو برادرش شوهر خود را به قتل رسانده در دادگاه کيفري استان تهران پاي ميز محاکمه مي رود. به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/9 صبح روز 25 دي ماه سال 83 ماموران نيروي انتظامي شهريار جسد مردي را که در خودروي شخصي اش در منطقه اسماعيل آباد رها شده بود، پيدا کردند. مقتول که تقي نام داشت از ناحيه شکم مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته و جراحات ناشي از خفگي نيز دور گردنش مشهود بود. پس از کشف جنازه تحقيقات براي افشاي راز اين قتل آغاز شد و همسر 33ساله تقي به نام بتول ادعا کرد شوهرش براي مسافرکشي از خانه خارج شده و ديگر به منزل بازنگشته بود و از ماجراي قتل وي بي اطلاع است. به رغم انکارهاي بتول بازجويي از اين زن 33 ساله ادامه يافت و گفت؛ از آنجا که تقي با زن همسايه رابطه داشت، شب يلدا با او درگير شدم و تقي با چاقو دنبال من کرد. من نيز از ترس جانم به کوچه دويدم و از مستاجرمان به نام مهرداد کمک خواستم. مهرداد چند روز بعد در حالي که از قبل سم خريده بود تقي را به منزلش دعوت کرد و ساعت 7 صبح روز بعد با من تماس گرفت و گفت شوهرم را کشته است. پس از اظهارات اين زن فرزند وي تحت بازجويي قرار گرفت اما ادعاهاي مادرش را انکار کرد و در تشريح حادثه گفت شب قتل به خاطر مشکلاتي که بين پدر و دو دايي ام پيش آمده بود آن دو به پدرم حمله کردند و يکي از دايي هايم به نام محمد سر او را گرفت و دايي ايرج نيز پايش را گرفت و با سيم وي را خفه کردند. مادرم نيز بلافاصله فرش را شست تا اثري از قتل باقي نماند. در نهايت با اثبات اظهارات فرزند مقتول ايرج و محمد به همراه خواهرشان بازداشت شدند و پرونده آنها روز گذشته براي رسيدگي در اختيار قضات دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفت.


جنايت در دوران نوجواني
سيدضياءالدين فائق*

وقوع دو جنايت به دست نوجوانان 17 و 19 ساله که به محاکمه آنان در دادگاه هاي کيفري استان اصفهان و تهران منجر شد بار ديگر بر لزوم بررسي علل و عوامل ارتکاب قتل به دست متهمان کم سن و سال تاکيد کرد.

گرايش به درگيري و پرخاشگري در بسياري از نوجوانان ديده مي شود. اين مساله با شرايط و ويژگي هاي سن آنان ارتباط مستقيم دارد. نوجوانان با چنين رفتارهايي و مخالفت و مقاومت در برابر والدين در واقع درصدد استقلال طلبي و ايجاد محيطي امن براي يک زندگي مرفه و آزاد هستند و همين هدف آنها را عصبي و پرخاشگر مي کند و چنانچه والدين نسبت به اين خصوصيات آگاهي نداشته باشند بحران نوجواني در نهايت به عصيان گري و سرکشي مي انجامد و ايجاد شکاف ميان نوجوان و پدر و مادر را در پي دارد. حال آنکه اين جدايي و فاصله بسيار خطرناک است زيرا موجب رهايي فرد در دنياي آزاد پيرامون مي شود و گروه هاي تبهکار از آن به بهترين شکل ممکن بهره مي برند و گاه نيز به صورت اتفاقي نوجوان گرفتار افرادي مي شود که به واسطه دوستي با آنها مي تواند قدرت، اعتقادها و باورهاي غلط خود را به ظهور برساند. در اين شرايط است که نوجوان تحت تاثير گروه دوستان تحريک مي شود و تقويت خشونت، تندي، وسوسه هاي وهم انگيز و افزايش غرور وي را به سمتي خطرناک هدايت مي کند. تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه نشان مي دهد عامل اصلي گرايش نوجوانان به خشونت، درگيري و پرخاشگري که گاه منجر به قتل مي شود صرفاً فرمانبرداري از گروه همسالان است که نوعي استقلال بي محتوا، پذيرش ارزش هاي غيرمنطقي، قانون ستيزي و گريز از هنجارهاي عام را در پي دارد. انسان زماني که در هر زمينه يي و به هر شکلي مورد تهديد قرار مي گيرد از خود پرخاشگري بروز مي دهد که اين واکنش در نوجوانان شديدتر است و به همين خاطر نيز شاهد وقوع جناياتي توسط اين گروه سني هستيم. حال آنکه مي توان با آموزش اين احساس را مهار کرد. آمار بيانگر آن است که قتل هايي که به دست نوجوانان و جوانان به وقوع مي پيوندد حاصل يک تصميم گيري آني است. در اين ميان اگر خانواده امر آموزش صحيح فرزندان را از کودکي آغاز و آموزه هاي صحيح را به آنان منتقل کنند و از سويي شرايط دوران نوجواني را درک کنند آمار اين حوادث به شدت کاهش خواهد يافت.

* آسيب شناس اجتماعي


قاتل فراري پس از يک سال به دام افتاد

گروه حوادث؛ جوان 21 ساله يي که يک سال پيش در جريان نزاعي بر سر جاي پارک خودرو مرتکب قتل شده بود سرانجام دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما ساعت 15 بعدازظهر 21 آبان ماه سال گذشته نزاعي در بلوار معلم منطقه يافت آباد تهران به وقوع پيوست که منجر به جراحت عميق جواني 22 ساله به نام سلمان شد. هرچند دوستان اين جوان به سرعت وي را به بيمارستان رساندند اما از آنجا که ضربه چاقو به سينه او اصابت کرده بود سلمان تسليم مرگ شد و ولي الله حسيني- رئيس وقت شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران- دستور آغاز تحقيقات در اين خصوص را صادر کرد. کارآگاهان با بازجويي از دوستان مقتول که در زمان وقوع نزاع در محل حادثه حضور داشتند متوجه شدند اين درگيري بر سر جاي پارک خودرو ميان سلمان و جواني به نام مهدي به وقوع پيوست. پس از شناسايي محل زندگي مهدي، مشخص شد اين جوان پس از ارتکاب قتل گريخته است، به اين ترتيب تحقيقات براي يافتن ردپاي متهم فراري گسترده تر شد. با اين وجود در يک سال گذشته هيچ سرنخي از محل اختفاي مهدي به دست نيامد تا اينکه روز 21 آبان ماه سال جاري- در سالروز وقوع قتل- محمد شهرياري، رئيس فعلي شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران، به کارآگاهان دستور داد دو منزل مسکوني را در ساوه و رباط کريم که احتمال حضور مهدي در آن دو وجود داشت به صورت نامحسوس زيرنظر بگيرند. سرانجام شامگاه دوشنبه ماموران جوان فراري را در حال ورود به منزل مسکوني رباط کريم مشاهده و وي را دستگير کردند. جوان 21 ساله ضمن اعتراف به قتل به بازپرس شهرياري گفت؛ روز حادثه پس از آنکه بر سر جاي پارک با سلمان درگير شدم اما پس از دقايقي غائله پايان يافت.دقايقي بعد براي يادداشت کردن شماره پلاک خودروي سلمان تصميم گرفتم به محل درگيري بازگردم. در اين زمان يکي از دوستانم چاقويي به من داد تا در صورت اينکه دعوا دوباره شروع شد بتوانم از خودم دفاع کنم. دقيقاً همين اتفاق افتاد و سلمان و دوستانش بار ديگر سر من ريختند و من نيز پس از وارد کردن يک ضربه چاقو فراري شدم.


کشف جسد زن ناشناس در بزرگراه آزادگان
کشف جسد زني 40ساله پرونده جنايي تازه يي را پيش روي کارآگاهان و بازپرس ويژه قتل تهران گشود. شامگاه دوشنبه ماموران گشت انتظامي تهران بزرگ در حين گشت زني در حوالي اتوبان آزادگان جنازه زني حدوداً 40ساله را پيدا کردند که هيچ گونه اوراق شناسايي به همراه نداشت. بازپرس روشن رئيس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران در اين خصوص گفت؛ در بررسي هاي اوليه مشخص شد اين زن از ناحيه صورت و سر دچار جراحت شده است. وي ادامه داد؛ اين زن در جاي ديگري به قتل رسيده و سپس با وسيله نقليه به اين محل منتقل شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام