پنج شنبه، 8 آذر 1386 - شماره 1552
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: تاريخ
نقدي به انتقادهاي اخير نويسندگان داخلي از نهضت ملي نفت
مصدق دموکرات يا مستبد
وحيد ميرزاده*

در اين مقاله در بخش هاي کوتاهي که نويسنده محترم به نام بعضي از افراد اشاره کرده و يا درباره زندگي و مشي نويسندگاني که به آنان پاسخ داده به داوري پرداخته، گرچه از نظر روشن شدن ديدگاه آنان مهم است ولي از آنجا که چندان لطمه يي به بحث نمي زند، حذف شده است. چرا که بر اساس قانون مطبوعات همگان حق پاسخگويي دارند و اگر چنين اتفاقي بيفتد، پاسخ هاي احتمالي به فرع کشيده خواهد شد که مورد نظر ما و حتي نويسنده محترم نيز نبايد باشد. البته درباره اصل موضوع مبحث گشوده است و روزنامه اعتماد از بحث هاي اصولي استقبال مي کند.

- - -

گويي در دوراني زندگي مي کنيم که ارزش ها تعادل خود را از دست مي دهند و هر از گاهي دچار واژگوني شده و تغيير چهره مي دهند. برخي از کارکردها و هويت ها که زماني در قله رفيع ارزش قرار داشته اند به ناگاه در مسير حضيض قرار مي گيرند و حتي تا مرحله يک ضدارزش نزول مي کنند. اين رخداد، لباس و آرايش ظاهري مو و چهره و سبک موسيقي و نوع زندگي و تحصيلات و نوع دوستي ها و روابط اجتماعي را درنورديده و امواج خود را به حوزه هاي فکري و حتي اعتقادي و بحث هاي روشنفکري هم رسانده است. يکي از تازه ترين اين عدم تعادل ها را در عرصه بحث ها و رويدادها و ارزش گذاري رخدادهاي تاريخي شاهد هستيم. اگر در ربط با تغيير نوع لباس و آرايش و حتي موسيقي بتوان با مسامحه و اغماض گذشت، براي موضوعات عرصه تاريخي مجوز چنين کاري را نمي توان يافت، زيرا تاريخ هر ملت در واقع آزمايشگاه بزرگي است، براي انجام آزمون و خطاهايي که در مسير عمر يک ملت به تجربه مي نشيند تا در پرتو آن امکان تشخيص راه صواب از ناصواب ميسور شود و راه بهروزي نمايان و مسيرهاي بي نتيجه و عبث دوباره پيمايش نشود. البته در گذار از مرحله آزمون و خطا آزمايش هايي که جواب منفي هم داده اند، جزئي از سرمايه هر آزمايشگاه به حساب مي آيند، به اين دليل که دوباره آن آزمايش با صرف وقت و هزينه با دستاوردي تهي همراه نشود. اگر آزمايشگاهي جواب هاي مثبت و منفي که در طول زمان به دست آورده را، به يک باره با شک و دودلي مورد ترديد قرار دهد، به آن معني است که مي بايد با هزينه گزاف زماني و سرمايه يي راه آزموده را دوباره بپيمايد و پر واضح است که آزموده را آزمودن خطاست.

بحث هايي از حدود يک سال اخير حول نهضت ملي شدن صنعت نفت و دکتر مصدق از گوشه و کنار مطرح شده که در آن نوعي اعاده حيثيت از قوام السلطنه و نقد و به زير سوال بردن هدف و دستاوردهاي نهضت ملي را در پي دارد. اين موج «مصدق ستيزي» و «قوام ستايي» پس از انتشار کتاب «تيررس حادثه» نوشته حميد شوکت آغاز شد. پس از آن توسط اشخاصي همچون... هر کدام در مرتبه يي تکرار شد. هر چند امکان بررسي هر يک از اين ديدگاه ها در يک نوشتار مطبوعاتي امکان ناپذير است اما در حد بضاعت و گنجايش صفحات به نقد چند موضوع اصلي اين ديدگاه مي پردازيم.

قبل از ورود به بررسي و ارزيابي هر رويداد تاريخي، مي بايد از قبل ملاک ها و مباني ارزش گذاري براي ورود به بحث روشن شود. در واقع دموکراسي در دوران ما روشي است عملي که در پرتو آن موج ترقي خواهي و پيشرفت بخش قابل توجهي از گيتي را در نورديده و بديلي ارزشمندتر در نوع تعريف روابط سياسي پيدا نکرده است.

بررسي رخدادهاي تاريخي به خصوص پس از انقلاب مشروطيت گوياي اين واقعيت تاريخي است که دموکراسي داروي درد مزمن تاريخي ايران است. بارها در طول ساليان دراز به اثبات رسيده که هرگاه شاخص هاي دموکراسي حتي به صورت نيم بند در عرصه سياسي ايران سايه افکنده باشد، بروز استعدادها آنچنان تواني به ظرفيت هاي ملي وارد مي کند که اثرات کيفي و کمي آن تا سال هاي بعد، خودنمايي مي کند. حال چنانچه با سنجش ضرورت پيشبرد پروژه دموکراسي در ايران به نقد و تحليل وقايع دوران جنبش ملي شدن صنعت نفت و دولت بيست و هشت ماهه دکتر مصدق از جمله قيام سي تير بنشينيم نتيجه گيري موضوع آسان تر مي شود.

همانگونه که همگي مي دانيم علت اصلي قيام سي تير، اختلاف نظر دکتر مصدق با شاه در مورد تصدي مقام وزارت جنگ بود. شاه اصرار داشت همچون گذشته وزير جنگ و تمام مقامات عالي انتظامي را خود انتخاب کند تا آن مقامات در برابر شخص شاه پاسخگو باشند. البته نکته جالب و شايد طنزآميز اين کار اين بود که مقامات نظامي پاسخگوي شخصي بودند که مطابق قانون اساسي خود پاسخگو و مسوول نبود و مي بايست سلطنت کند نه حکومت و مي دانيم شرط اول حکومت کردن بر اساس موازين دموکراسي، پاسخگو بودن مقامات آن حکومت است. بديهي بود که بر اساس مشي دموکراتيک دکتر مصدق، اين دخالت آشکار خلاف قانون شاه، با مخالفت جدي وي روبه رو شود. آيا چنانچه دکتر مصدق در اين مورد کوتاه مي آمد و شرايط شاه را مي پذيرفت، اين سوال جدي به اصالت دموکراسي خواهي او وارد نبود؟

دنباله قضايا را همه مي دانند ايستادگي مصدق، مخالفت شاه و نوشتن استعفا که؛ «در اين موقع حساس ايجاب مي کند که پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهده دار شود و اين کار مورد تصويب شاهانه واقع نشد البته بهتر آن است که دولت آينده را کسي تشکيل دهد که کاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا کند.» در آن مقطع حساس، براي پيشبرد پروژه دموکراسي در ايران آيا چاره يي جز استعفا براي مصدق باقي مانده بود.

در اين گيرودار قوام خلاف پروژه دموکراسي در ايران به شرايط شاه مبني بر انتخاب وزرا و فرماندهان عالي نظامي گردن نهاد. در چنين شرايطي با توجه به صف بندي نيروهاي سياسي و جايگاه و مقبوليت مردمي مصدق، بروز واکنش در ميان هواداران مصدق در سراسر ايران بديهي ترين فرضيه يي بود که امکان داشت. آيا جانبداران حکومت دموکراتيک نمي بايست در آن کشمکش سياسي براي جلوگيري از تداوم و استمرار روش ضددموکراتيک شاه واکنش نشان دهند و چنانچه قيام سي تير بروز نمي کرد، اينک اين حق انتقاد تاريخي محفوظ نبود، که چرا فعالان سياسي وظيفه تاريخي خود را انجام نداده اند و به خواب خرگوشي رفته اند و همچنين مصدق متهم به فرصت سوزي تاريخي نمي شد که چگونه در شرايطي که مقبوليت او همه گير بود و امواج محبوبيتش در سراسر ايران موج مي زد از انجام وظيفه خود براي پيشبرد دموکراسي استفاده نکرده است و فرصت طلايي براي محدوديت حکومت فردي شاه را از دست داده است؟ قوام پس از دريافت حکم نخست وزيري، اعلاميه مشهور «کشتيبان را سياستي دگر آمد» را صادر کرد. در آن اعلاميه با زبان تهديد و شدت عمل سخن راند و به صراحت از قلع و قمع گروهاي سياسي، تهديد گروهاي اسلامي با عنوان ارتجاع سياه و ايجاد دادگاه هاي انقلابي و اعدام افراد و پايان دوران خودسري و زمان اطاعت خبر داد. متن اعلاميه با کلامي رسا در راديو هم خوانده شد. فحواي اعلاميه گواهي بر ديدگاه هاي غيردموکراتيک قوام در آن شرايط ويژه است و نيازي به تفسير و تحليل ويژه يي ندارد. ضمن اينکه يکي از خواست هاي جدي قوام براي قبول نخست وزيري، انحلال مجلس شوراي ملي با صدور فرمان ملوکانه بود و به جد پا فشاري مي کرد. لحن تند و غيردموکراتيک اعلاميه به نحوي بود که حتي بخشي از نزديکان قوام و حتي سفراي غربي بعداً از آن تبري جستند و انتقاد کردند. اگر با اين مقدمات مخالف نباشيم «صفت شکستي شوم» براي قيام سي تير از سوي آقاي حميد شوکت شگفتي و بهت براي آگاهان به تاريخ ايران و دلسوزان دردهاي مزمن سياسي را به همراه دارد. آيا چنانچه در سال بعد در هنگامه کودتاي بدفرجام بيست و هشت مرداد برخي از همراهان نهضت به دليل ناديده گرفتن منافع و مصالح ملي و عدم درک شرايط ويژه مملکت و خريداري شدن و انحراف و خيانت بعضي از نظاميان و غيرنظاميان و نيز برنامه ريزي و توطئه چيني دولت هاي امريکا و انگليس، با انجام کودتا، دولت ملي و دموکراتيک مصدق سرنگون و به دنبال آن يک دوران بسته سياسي و استبدادي در ايران شروع شد، مي توان ارتباط علت و معلولي بين کودتا و قيام سي تير تعريف کرد؟ با توجه به اينکه قيام سي تير حداقل باعث عقب نشيني شاه حتي به صورت مقطعي از مواضع ضددموکراتيکش بود بي ربط نيست که اطلاق صفت «شکست شوم» حتي از سوي گروه هاي افراطي حامي سلطنت هم ادا نشده و سابقه نداشته است و آقاي شوکت در اين مورد گوي سبقت را از ايشان ربوده است. آيا چنين جايگاهي در مقام نقد و ارزيابي تاريخي نوعي فرار از ارزش ها يا واژگوني ارزش هايي که در طول حيات سياسي يک ملت و پس از پرداخت هزينه هاي گزاف انساني و زماني و مالي، قلمداد نمي شود. شگفت آور آنکه سال ها بعد در دوران وزارت مادلين آلبرايت وزير خارجه اسبق امريکا، ضمن قبول مسووليت از اقدام دولت متبوعش در کودتا اظهار تاسف کرده و عملاً در جهت تسلاي خاطر ايرانيان برآمده، يک روشنفکر ايراني صاحب قلم با کوله باري از تجربيات سياسي چنين خودزني مي کند.

همچنين علي ميرفطروس در نوشتاري تحت عنوان «آسيب شناسي يک شکست» کل تجربيات و ارزش هاي تاريخي معاصر را بي محابا به زير سوال برده است . ميرفطروس با اين استدلال که سياست «هنر تحقق ممکنات است» نه مطلوبات عملاً قرارداد نفتي 1933 (1312 شمسي) را تاييد کرده است و آن را در پرتو «هنر تحقق ممکنات»، ارزش گذاري کرده و وقوع کودتاي بدفرجام مرداد سي و دو را سرنوشت محتوم مصدق ناشي از آرمان گرايي و مطلوب خواهي او قلمداد کرده است و نوع رويکرد سياسي آزاديخواهانه و استقلال طلبانه مصدق را مورد نقد قرار داده است. ميرفطروس در اينجا به جاي نقد استبداد به عنوان درد مزمن تاريخ ايران و علت عقب افتادگي ها و سعي در اثبات به دليل آن يعني دموکراسي ره به ترکستان مي برد و به نقد مصدق به اتهام آرمان گرايي و پيگيري مطلوبات مي پردازد. گويا کساني که مصدق را آرمانخواه و ذهني گرا و سنتي توصيف مي کنند فراموش کرده اند که دکتر مصدق هنگامي در جهت محدود کردن قدرت بلامنازع شاه و دربار برآمد که توانسته بود با سکانداري سياست خارجي ايران در دنياي بيش از نيم قرن گذشته، اجماع جهاني را عليه دولت امپراتوري انگليس در ديوان بين المللي لاهه به نفع ايران به دست آورد و برخلاف ديدگاهي که او را آرمان گرا و غيرواقع بين يا سياستمدار سنتي مي دانند چنين پيروزي بزرگي را بدون شعارهاي دست نيافتني و دقيقاً از راه هاي ديپلماتيک به دست آورد. انتخاب او به عنوان مرد سال از سوي مطبوعات غربي و راي دادن قاضي انگليسي به نفع ايران، را نمي توان جز با واقع بيني و تسلط دستگاه سياست خارجي او به حقوق بين المللي به گونه ديگري تفسير کرد.

ميرفطروس بدون توجه به نقش کارشناسان و حقوقدانان و مهندسين ايراني در جريان ملي شدن صنعت نفت مي گويد؛ «عموم رهبران سياسي ايران در اين باره فاقد دورانديشي، آگاهي اقتصادي و عقلانيت سياسي بودند.» با اين گفته عملاً ملي شدن صنعت نفت را نبايد يک نهضت ملي بلکه خطاي ملي تلقي کرد و با اين نتيجه گيري، بديهي است که مصدق گناهکار اوليه آن خطاست و به گفته خودش تنها گناه و گناه بزرگ تر آن ملي کردن صنعت نفت بود که سزاي آن را با کودتا و غارت خانه و کاشانه و زندان و تبعيد و اعدام نزديک ترين همکارش پرداخت کرد.

ميرفطروس درباره قيام سي تير مي نويسد؛ «قيام سي تير و بازگشت مجدد مصدق به حکومت، در واقع تيري بود بر پيکر جنبش ملي ايران، چرا که با قيام سي تير و بازگشت مجدد مصدق به حکومت، او در هيئت يک فرمانرواي مطلق العنان، ماهيت اقتدارگرا و غيردموکراتيک خويش را آشکار ساخت.» با اين فرمايش عملاً قيام سي تير يک حرکت خلاف مصالح ملي و غيردموکراتيک ارزيابي شده است و به اين دليل نه تنها ملت ايران يک عذرخواهي تاريخي بدهکار است بلکه تصميم تعيين فرماندهان قواي نظامي توسط يک شخص غيرپاسخگو (شاه) که خلاف نص صريح قانون اساسي بود (مبني بر غيرمسوول بودن شاه) عملي است در جهت جلوگيري از حکومتي مطلق العنان و اقتدارگرا و غيردموکراتيک به رياست مصدق، يعني درخواست مصدق مبني بر عدم تعيين فرماندهي نظامي توسط شاه اقدامي غيردموکراتيک بوده است.

* دبير سرويس تاريخ معاصر نشريه توقيف شده ايران فردا.
نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

از موشک هاي اسپهبد بهرام چوبين  تا موشک هاي عاشورا


28 نوامبر سال 588 ميلادي (روزي چون ديروز در هزار و 419 سال پيش) ارتش ايران در جنگ بلخ با خاقان «شابه» از سلاح تازه يي که در آن نفت خام به کار رفته بود، استفاده کرد. در اين جنگ فرماندهي ارتش ايران را ژنرال (اسپهبد) بهرام مهران متولد «ري» و معروف به بهرام چوبين برعهده داشت که در تاريخ نظامي جهان از او به عنوان يک نابغه رزم نام برده اند. خاقان «شابه» شمال غربي چين وارد اراضي ايران در شمال شرقي خراسان (تاجيکستان فعلي و شمال افغانستان) شده، بلخ را پايگاه خود قرار داده و عازم تصرف کابل و بادغيس بود. نوشته اند که وي 300 هزار مرد و چند دسته فيل جنگي با خود داشت.اسپهبد بهرام سال ها پيش از نبرد بلخ، هنگام بازديد از محل فوران نفت خام در ناحيه بادکوب (باکو) در ساحل جنوبي غربي درياي مازندران و آگاهي از قدرت اشتعال اين ماده، انديشه به کار بردن آن را در نوعي پيکان دوربرد با مهندسان ارتش درميان گذارده بود. در مدتي کمتر از يک سال پيکان بزرگي ساخته شد که بي شباهت به راکت هاي امروز نبود و اين پيکان حامل گوي دوکي شکل آغشته به نفت خام بود که از روي تخته يي که بر پشت قاطر قرار داشت با کشيدن زه پرتاب مي شد. طرز پرتاب آن بي شباهت به کمان نبود. دستگاه پرتاب پيکان از يک زه (روده تابيده شده) و چوب گز (نوعي درخت مناطق خشک) ساخته شده بود که آن را بر تخته سوار مي کردند و داراي يک ضامن بود و پنج مرد خدمه آن را تشکيل مي دادند که دو نفر از آنان کمانکش بودند، نفر سوم نشانه گيري (زاويه بندي) مي کرد و فرمانده اين مجموعه بود، مرد چهارم مامور شعله ور ساختن قسمت آغشته به نفت خام (پيکان) بود و مهمات رساني مي کرد و نفر پنجم مواظب قاطر (استربان) بود و از هر دستگاه پرتاب و خدمه اش، هشت نيزه دار دفاع مي کردند و به اين واحد «آتشبار» مي گفتند. بهرام که مامور بيرون راندن خاقان از خاک ايران شده بود، هنگام رسيدن دو نيرو به مقابل هم به واحدهاي آتشبار دستور داد که حمله را با پرتاب پيکان هاي شعله ور آغاز کنند و ادامه دهند تا آرايش سپاهيان خاقان بر هم خورد و قادر به تنظيم آن هم نباشند و به واحدهاي سوار (اسواران) گفت که همزمان با حمله آتشبارها آنان هم با تير چشم فيل ها را هدف قرار دهند و در اين جريان، خود با دو هزار سوار گزينش شده قرارگاه خاقان را مورد حمله قرار داد. خاقان که انتظار حمله مستقيم به مقر خود را نداشت دست به فرار زد که کشته شد، سپاه عظيم او متلاشي گرديد و پسر وي نيز بعداً به اسارت درآمد و جنگ تنها يک روز طول کشيد که از شگفتي هاي تاريخ نظامي جهان است. بهرام سپس به راندن خاقانيان به آن سوي کوه هاي پامير و سين کيانگ امروز پرداخت و.... به نوشته برخي از تاريخ نگاران، سامانيان که باعث احياي زبان فارسي و فرهنگ ايراني شدند از نسل بهرام چوبين هستند. ديروز در يک هزار و چهارصد و نوزدهمين سالروز پيروزي بزرگ اسپهبد بهرام چوبين رسانه هاي غرب به نقل از آژانس فرانس پرس (خبرگزاري فرانسه) و از قول مصطفي محمدنجار وزير دفاع ايران گزارش کرده بودند که يک موشک تازه به نام «عاشورا» با برد دو هزار کيلو متر در سازمان صنايع نظامي ايران ساخته شده است. اين رسانه ها اضافه کرده بودند که ايران قبلاً موشک هاي قدر ـ 1 و شهاب ـ 3 داراي تقريباً همين برد را در رژه هاي نظامي نشان داده بود. به گزارش اين رسانه ها وزير دفاع ايران همچنين خبر از ساخت ديستروير (ناوشکن) تازه يي به نام «موج» و يک زيردريايي از نوع جديد به نام «غدير» داده بود و با چاپ عکس زيردريايي نوشته بودند که پيشرفت صنايع نظامي ايران در سه دهه اخير بيش از هر زمان ديگر پس از حکومت نادرشاه در قرن هجدهم ميلادي بوده است. اين رسانه ها اظهارات محمدنجار را نقل کرده بودند که گفته بود ايران هيچ گاه در حمله پيشقدم نخواهد شد ولي با همه توان و امکانات خود به هرگونه تجاوز نظامي پاسخ خواهد داد.مروري بر تاريخ معاصر ايران نشان مي دهد که هشتم آذر ماه 1331 (مصادف با همين روز) دکتر مصدق در جلسه کابينه از وزير فرهنگ وقت پرسيده بود که چرا مطبوعات ما در ترجمه اخبار خبرگزاري هاي خارجي به واژه سازي (خودسازي واژه ها) مي پردازند. واژه هاي نظامي تفنگدار دريايي (مورين)، ناوشکن (ديستروير) و... ساخت خودشان است که مصطلح مي شود و با مفهوم واقعي آن مطابقت ندارد. اين کار وظيفه فرهنگستان است. قبلاً گفته بودم که اين سازمان بايد از تاجيک ها، کردها و گوشه و کنار ايران واژه فارسي معادل به دست آورد و جايگزين کلمات بيگانه کند يا اينکه از مصدرها و ريشه هاي موجود و افزودن پيشوند و پسوند فارسي واژه به وجود آورد و اين واژه ها را اعلام دارد تا مورد استفاده قرار گيرد و رايج شود. بعداً به دکتر مصدق گزارش شده بود که اختراع واژه ناوشکن و تفنگدار و... کار يک مترجم روزنامه ها است (با ذکر نام او). پس از براندازي 28 امرداد 1332 اين توصيه مصدق هم به فراموشي سپرده شد.

اردشير پاپکان با روميان مماشات نکرد

آخرين جنگ اردشير پاپکان با امپراتوري روم (به نوشته مورخان اروپايي، جنگ بارباليسوس) 26 نوامبر سال 240 ميلادي با پيروزي قاطع ايران به پايان رسيد. اردشير چند بار پيشنهاد مذاکره را رد کرده و به دولت وقت روم پيام داده بود تا زماني که روميان از شرق مديترانه (خاورزمين) خارج نشوند مذاکره معنا نخواهد داشت. وي که سه بار ارتش اعزامي روم به خاورزمين را شکست داده بود يک سال پس از سومين پيروزي بر روميان درگذشت. شديدترين جنگ اردشير با روميان در سال 232 ميلادي و در آناتولي (ترکيه امروز) روي داده بود که «الکساندر سه وروس» امپراتور وقت روم شخصاً آن را فرماندهي مي کرد. در اين جنگ 60هزار نظامي رومي کشته، زخمي يا اسير شده بودند. به سبب اين شکست، «سه وروس» در بازگشت به اروپا به دست افسران لژيون آلمان ارتش روم ترور شد. از مطالعه تاريخ طولاني ايران چنين برمي آيد که ايرانيان، هرگاه که در برابر بيگانه کوتاه آمده و به بهاي گذشتن از حق مسلم ملي، راه مماشات و سازش در پيش گرفته بودند دچار باخت و آسيب شده و در موارد متعدد، اين سياست به بهاي تضعيف حاکميت ملي و نقض تماميت ارضي تمام شده بود.
عناوين اين صفحه
مصدق دموکرات يا مستبد
نگاهي به گذشته در امروز
اشتراکات طبيعي اعتماد ملي و اصلاح طلبان
علاقه برخي به عوام زدگي جامعه
رايزني خاتمي براي سلامت انتخابات
اصلاح طلبان با چهره هاي ملي در انتخابات

اشتراکات طبيعي اعتماد ملي و اصلاح طلبان
قائم مقام حزب اعتماد ملي گفت؛ از آنجا که هم حزب اعتماد ملي و هم ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در نظر دارند از افراد با تجربه، کارآمد و ريشه دار در نظام که امروز از صحنه کنار زده شده اند به عنوان کانديدا در انتخابات مجلس هشتم استفاده کنند، گفته مي شود 80 در صد از فهرست انتخاباتي ما با ساير اصلاح طلبان يکسان است. رسول منتجب نيا با بيان اينکه «ارتباط حزب اعتماد ملي با ساير افراد و گروه هاي اصلاح طلب برقرار است»، اضافه کرد؛ اينکه به صورت مشخص طي جلساتي با گروه هاي اصلاح طلب بر سر تنظيم يک فهرست کاملاً مشترک بحث کنيم تاکنون چنين اتفاقي نيفتاده است اما به طور طبيعي فهرست انتخاباتي ما با فهرست ساير گروه هاي اصلاح طلب هماهنگي و اشتراکات زيادي خواهد داشت. وي در گفت وگو با ايسنا با بيان اينکه «معتقديم بايد از سرمايه هاي ملي که در دولت عدالت محور دست همه آنها از کار کنار زده شده است در مجلس استفاده کنيم»، ادامه داد؛ بايد تجربيات اين افراد را بتوانيم در مرحله قانونگذاري و نظارت به کار ببنديم.


علاقه برخي به عوام زدگي جامعه
عضو سابق مجلس خبرگان درباره فعاليت احزاب گفت؛ پويايي اجتماعي و سياسي جامعه با وجود احزاب فعال صورت مي گيرد. سيدمحسن موسوي تبريزي افزود؛ جامعه يي که حزب نداشته باشد يا تک حزبي باشد به رکود مبتلا مي شود؛ به طوري که آزادي ها کم مي شود و نتيجه اين مساله براي جامعه خطرناک است؛ به ويژه در جامعه ما که آن را جمهوري اسلامي مي گوييم و در قانون اساسي نيز آمده است که در جمهوري مردم بايد حکومت را رقم بزنند. وي با بيان اينکه احزاب بايد حضور داشته باشند و به مردم آگاهي سياسي بدهند، گفت؛ عده يي ديد مناسبي نسبت به احزاب ندارند، متاسفانه برخي دوست دارند جامعه عوام باشد؛ يعني عوام زدگي را بيشتر دوست دارند. اين مدرس حوزه علميه قم گفت؛ در حالي يک حزب اصيل، فعال است که همان طور که در انتخابات بايد فعال و تاثيرگذار باشد در زمان غير از انتخابات نيز همان تاثيرگذاري و فعاليت را داشته باشد؛ ضمن اينکه يک حزب دائماً بايد مشغول تربيت نيروهاي ارزشمند و قدرتمند باشد. موسوي تبريزي در گفت وگو با ايسنا تاکيد کرد؛ بالاتر از اين موضوع من معتقدم که امروز در کشور مسائل و گرفتاري هايي وجود دارد و اينجا وظيفه احزاب است که يک يا ده حزب با يکديگر متحد شده و تصميم بگيرند. وقتي همه بر اين عقيده اند که يک موضوع به نفع مردم نيست، احزاب بايد به ميدان بيايند و سخن بگويند.


رايزني خاتمي براي سلامت انتخابات
رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت؛ از نظر ستاد حضور خاتمي و ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم منتفي است اما رايزني ها نه از سوي ستاد بلکه از سوي اشخاص درون جبهه اصلاحات با اين دو شخصيت اصلاح طلب ادامه دارد. موسوي لاري در گفت وگو با مهر در مورد بحث کانديداتوري ميرحسين موسوي در انتخابات مجلس هشتم از سوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت؛ ميرحسين موسوي از افراد مورد احترام اصلاح طلبان بوده و هست اما بحث آمادگي وي براي حضور در انتخابات از نظر ما تقريباً منتفي است و به همين لحاظ، شخصي از سوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به صورت رسمي و به نمايندگي از ستاد با ايشان صحبتي نکرده است. وي همچنين در مورد کانديداتوري سيدمحمد خاتمي در انتخابات مجلس هشتم نيز گفت؛ تفاوت خاتمي با ميرحسين موسوي در اين است که وي همچنان در عرصه هاي سياسي و اجتماعي فعال است. وزير سابق کشور در گفت وگو با مهر تصريح کرد؛ رايزني با بزرگان نظام براي برگزاري انتخاباتي آزاد، سالم و رقابتي، تشويق عناصر موثر و کارآمد براي حضور در انتخابات و حضور در عرصه هاي مختلف سياسي و اجتماعي از جمله کارهاي مستمري است که از سوي خاتمي دنبال مي شود.


اصلاح طلبان با چهره هاي ملي در انتخابات
رئيس دوره يي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات با بيان اينکه در حال تشويق چهره هاي ملي براي ورود به عرصه انتخابات مجلس هشتم هستيم، گفت؛ در مذاکره يي که با برخي چهره هاي ملي داشته ايم، تعداد قابل قبولي از آنان براي حضور در انتخابات مجلس هشتم موافقت کرده اند. هدايت آقايي اظهار داشت؛ اکنون در حال جمع آوري اطلاعات در خصوص کانديداهاي انتخاباتي مورد نظر خود هستيم. وي با اشاره به سفر سيدمحمد خاتمي به مشهد که چندي پيش صورت گرفت، افزود؛ سفر رئيس جمهور سابق کشورمان مورد بررسي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و کميته هاي ستاد قرار گرفت و همه موافق ادامه سفرهاي او به ساير استان هاي کشور بودند. آقايي در گفت وگو با مهر ادامه داد؛ بر اساس توافقات به دست آمده مقرر شد از وي براي ادامه سفرها به استان هاي سراسر کشور درخواست شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام