سه شنبه، 13 آذر 1386 - شماره 1556
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
گفت وگو با دکتر فريدون سحابي اولين رئيس سازمان انرژي اتمي بعد از انقلاب
روس ها نيروگاه ديگري را در بوشهر ساخته اند
گروه سياسي-مريم جمشيدي؛ «کار سازمان انرژي اتمي، نيروگاه هسته يي ساختن نيست. نيروگاه را بايد وزارت نيرو بسازد.» اين را اولين رئيس سازمان انرژي اتمي ايران پس از انقلاب سال 57 مي گويد که در تکميل صحبتش مي افزايد اين سازمان فقط نماينده آژانس انرژي اتمي در کشور است که مسووليت نظارت بر پروژه هاي هسته يي و رعايت ضوابط ايمني را برعهده دارد. دکتر فريدون سحابي با بيان اينکه سپردن ساخت نيروگاه اتمي بوشهر، کار نادرست شاه بود مي گويد؛ بعد از انقلاب هم روس ها نيروگاه بوشهر را تکميل نکردند بلکه طي قراردادي متعهد شدند در همان بوشهر نيروگاهي ديگر را از نو و به سبک خودشان بسازند. زيرا به علت تفاوت روش روس ها و آلمان ها در ساخت نيروگاه هاي هسته يي آنها از عهده تکميل کار آلمان ها برنيامدند.

---

- نيروگاه بوشهر هنگامي که قرارداد ساختنش با آلمان ها بسته مي شد، از کم نظيرترين نيروگاه هاي دنيا محسوب مي شد و اين در حالي بود که کشورهاي صاحب تکنولوژي هسته يي، نيروگاه هايي به مراتب کوچک تر داشتند. چه شد که چنين نيروگاهي به اين سايز و اندازه براي ايران در نظر گرفته شد؟

نيروگاهي که آلمان ها قرار بود بسازند از نوع خاصي است به نام نيروگاه آب تحت فشار که PWR ناميده مي شود و قرار بود با ظرفيت 2400 مگاوات (در دو واحد 1200 مگاواتي) ساخته شود. تا آن زمان آلمان ها حتي براي خودشان هم چنين نيروگاهي در اين اندازه و بزرگي نساخته بودند. امريکايي ها هم همين طور، تا آن زمان نيروگاهي به اين اندازه نداشتند. آنها براي داشتن مثلاً 2400 مگاوات برق، نيروگاه هاي هسته يي در قالب واحدهاي کوچک تر مي ساختند . امريکايي ها نيروگاهي در نزديکي نيويورک داشتند به اسم «تري مايلز آيلند» که مشکل نشت در لوله هاي آب گرمش پيدا کرد که مي توانست به خطر بزرگي تبديل شود، اما در مجموع طي چند ساعت توانستند آن را مهار کنند. نيروگاه چرنوبيل نيز که نيروگاه کوچک تري با ظرفيت 400 مگاوات بود، نشت بزرگ تري پيدا کرد و آب مدار اول که آلوده هم بود به خارج از رآکتور راه يافت و فاجعه اتمي چرنوبيل رخ داد و هنوز که هنوز است آثار و صدماتي که اين ضايعه به وجود آورده، پاک نشده است. پس وقتي مي بينيم براي امريکا و روسيه که از پيشکسوت هاي تکنولوژي هسته يي اند، چنين مشکلاتي پيش مي آيد، بدون شک براي کشورهاي جهان سوم، احتمال وقوع اين گونه ضايعات به طريق اولي، خيلي بيشتر خواهد بود.

- با اين حساب چرا در دوره پهلوي طراحاني که نيروگاه بوشهر را ساختند تاسيساتي کوچک تر را توصيه نکردند؟

آن گونه که اسناد و سوابق نشان مي دهد آنها چنين توصيه يي کرده بودند. پيشنهاد ساخت چهار نيروگاه کوچک تر پانصد مگاواتي که در مجموع حدود دو هزار مگاوات برق هسته يي توليد کند، از سوي آلمان ها مطرح شده بود ولي در نهايت به خاطر آنکه خواست خود شاه ساخت نيروگاهي به بزرگي بوشهر بود، اين پيشنهاد مورد قبول واقع نشد. در اين ارتباط شاه از آنها مي پرسد بزرگ ترين نيروگاهي که تا حالا ساخته ايد چه اندازه بوده؟ که پاسخ مي دهند عين نيروگاه بوشهر را براي برزيل طراحي کرده و ساخته ايم و شاه هم مي گويد که مشابه آن را براي ايران بسازند و به همين سادگي تصميم گرفته مي شود نيروگاه 2400 مگاواتي بوشهر در دو واحد ساخته شود.

- علاوه بر اين موضوع، دشواري هاي ديگر ساخت نيروگاه بوشهر چه بود؟

موضوع ايمني نيروگاه بوشهر به مراتب مهم تر از نيروگاه برزيل بود. بنابراين ساخت يک نيروگاه 2400 مگاواتي به جز آنکه به خودي خود کاري دشوار است، لذا ايمني اين نيروگاه از جمله مسائلي بوده که در رأس کارها قرار داشته است.

- با توجه به حرف هايي که مطرح کرديد يعني براي جايگاه ساخت نيروگاه هم هيچ تحقيقي صورت نگرفته بود يا فقط براساس خواست شاه آن مکان برايش در نظر گرفته شد؟

يکي از کارهاي مهمي که براي احداث هر سازه عمراني در نظر گرفته مي شود بررسي انتخاب محل آن است.

از اين رو براي احداث نيروگاهي به عظمت مرکز بوشهر، حداقل چهار سال وقت لازم بود تا تحقيقات مربوط به انتخاب محل صورت بگيرد.

در نامه يي که يک نظامي هلندي به عنوان دوست و کارشناس مورد تاييد و اعتماد شاه محل نيروگاه را تعيين مي کند عنوان شده بود؛ «اينجا (بوشهر) جاي مناسبي است زيرا يکي از جهات مثبت آن اين است که کشتي ها مي توانند در خليج آن به راحتي بارگيري و تخليه بار کنند. از سوي ديگر به نظر مي رسد که نکته ديگري هم مي تواند مد نظر بوده باشد و آن دسترسي آسان و سريع به نيروگاه از طريق آب هاي آزاد و خليج فارس است. اين مساله مي تواند يکي از دلايل پشت پرده و پنهان موافقت آلمان و امريکا با ساخت نيروگاه هسته يي در مکان تعيين شده در بوشهر باشد.

البته طراحي و ساخت نيروگاه هاي هسته يي يک مساله است. مجوز، اداره و کنترل آن مساله ديگري است؛ اولي موضوعي فني است و دومي امري است سياسي. اصولاً تاسيسات هسته يي ابعادي سياسي دارند به خصوص اگر قرار باشد در کشورهاي جهان سوم ساخته شوند.

- يعني روس ها در زماني که شما به مدت دو سال مسووليت رياست سازمان انرژي اتمي را برعهده داشتيد براي صحبت درباره ساخت نيروگاه به ايران آمدند؟


نه، بعد از آن دو سال بود. منتها بعدها در سال هاي 73 تا 75 دوباره از سوي سازمان انرژي اتمي دعوت شدم تا به عنوان مشاور با بخش انتخاب محل در معاونت نيروگاه در آن سازمان همکاري کنم. آن موقع روس ها آمده بودند و تمام اطلاعات فني و محاسبات و موضوعات محرمانه درباره نيروگاه بوشهر را مي خواستند. ابتدا همه جور امکانات و اطلاعات لازم در اختيارشان گذاشته شد تا به بررسي بپردازند. بعد به اين نتيجه رسيدند که ادامه و تکميل آن نيروگاهي که آلمان ها نيمه کاره رهايش کردند، براي روس ها مقدور نيست. به اين دليل که روش، استاندارد و ضوابط طراحي و ساختار اجرايي روس ها در مورد نيروگاه هاي هسته يي با روش غربي ها کاملاً متفاوت بوده است. بنابراين براي روس ها حتي بعد از فروپاشي شوروي، اين امر خيلي حياتي بود که به اين استانداردها دست پيدا کنند. به همين علت خود روس ها به اين نتيجه رسيدند نيروگاه بوشهر را در قالب طرح و الگوي خودشان که با طرح قبلي بسيار متفاوت بود، بسازند نه آنکه در جهت تکميل آنچه آلمان ها ساخته بودند برآيند. اين در حالي بود که در ابتدا از روس ها خواسته شده بود براي تکميل نيروگاهي که آلمان ها حاضر به اتمام آن نشدند به ايران بيايند.

- اين احتمال وجود دارد که پذيرش ساخت نيروگاه بوشهر از سوي روس ها به علت دستيابي آنان به اطلاعات محرمانه نيروگاه بوده باشد؟

بله. من در جريان کار بودم و نکته جالب آنکه روس ها خيلي اصرار داشتند اطلاعات مربوط به طراحي، ساخت و اجراي نيروگاه بوشهر در بست و به طور تمام و کمال در اختيارشان باشد. اين اطلاعات جزء مسائل کاملاً سري بود. اصولاً در سازمان انرژي اتمي بايگاني مربوط به نيروگاه در آرشيو خاصي که خيلي هم محرمانه بود، نگهداري مي شد. ولي در نهايت روس ها اين اجازه را يافتند و به آرشيو اطلاعات محرمانه دسترسي پيدا کردند.

-نتيجه تحقيقات شما و توصيه تان در تيمي که به بررسي مکان ساخت نيروگاه مي پرداخت چه بود؟

ما نظرمان اين بود که اگر قرار است نيروگاه ديگري ساخته شود در محل ديگري غير از بوشهر باشد.

-چرا؟ کجا را پيشنهاد کرديد؟

نيروگاه بوشهر نيمه کاره بود. مقداري از قطعاتش هنوز به ايران تسليم نشده بود و اين مساله در قالب اختلافات ايران و شرکت کرافت ورک يونيون بعد از انقلاب حل نشد و لاينحل ماند. هر چند که ايران خيلي تلاش کرد و اصرار داشت که آلمان ها نيروگاه را تمام کنند اما آنها نيامدند و صراحتاً اعلام کردند نمي توانند بيايند، چرا که مجاز به تکميل آن نيستند. حتي يادم هست آقاي دکتر امر اللهي رئيس وقت سازمان انرژي اتمي تلاش زيادي کردند تا خود آلمان ها برگردند اما اين گونه نشد، زيرا قبل از انقلاب، ايران مجاز بود نه تنها نيروگاه بوشهر بلکه 23 نيروگاه هسته يي داشته باشد اما بعد از انقلاب به لحاظ همان مسائل سياسي، حتي تکميل نيروگاه نيمه کاره بوشهر هم مقدور نشد. از سوي ديگر وقتي قرار شد نيروگاهي ديگر ساخته شود کار مطالعاتي آغاز شد. جاهاي بهتري هم وجود داشت. منطقه دارخوين اهواز (دشت آبادان) يکي از آنها بود که قبل از انقلاب، فرانسوي ها(شرکت فراماتوم) در اين منطقه عمليات احداث دومين نيروگاه را آغاز کرده بودند و تا انقلاب و قبل از توقف فعاليت هايشان، حدود 10 درصدش را پيش برده بودند. دشت آبادان به لحاظ زمين شناسي يکي از امن ترين مناطق ايران است اما ديديد که در جريان جنگ تحميلي خيلي زودتر از بوشهر مورد تهاجم نيروهاي عراقي قرار گرفت. بنابراين منطقي است که کشورهايي مثل ما براي اين گونه سازه ها، ملاحظاتي اين چنيني هم داشته باشند. به همين خاطر منطقه دارخوين به رغم پيشنهاد گروه بررسي کننده، انتخاب نشد.

-چه عوامل ديگري در انتخاب منطقه بوشهر براي احداث نيروگاه هسته يي دخيل بود؟

مساله اياب و ذهاب و سهولت دسترسي نيز مورد مهمي است. ببينيد، حتي در منطقه زلزله خيز هم مي توان نيروگاه هسته يي ساخت مشروط به اينکه ملاحظات ايمني و ساختاري را در نظر گرفته باشيم.

- چه تفاوتي ميان نيروگاه هاي اتمي مدل روسي و غربي وجود دارد؟

به اتفاق معاونت نيروگاه هاي هسته يي، در مدتي که با ايشان همکاري مي کردم، بازديدي از چند نيروگاه روسي احداث شده در چند کشور به عمل آورديم؛ دوتا در فنلاند و دانمارک بود و ديگري در جنوب روسيه. آنها نيروگاه هاي ساده يي بودند که ظرفيت چهارصد مگاواتي داشتند اما تکنولوژي ساخت آنها با نيروگاه هايي که در غرب ساخته مي شد، اصلاً قابل قياس نبود. اين در حالي بود که خود دانمارکي ها و فنلاندي ها در طراحي و ساخت نيروگاه هايشان به مقدار خيلي زيادي، ضوابط و ايده هاي روسي را تغيير داده بودند. با اين وجود، آن نيروگاه ها مطلقاً قابل مقايسه با نيروگاه هاي امريکايي يا حتي آلماني نبود.

-نگاه دولت در آن وقت به نيروگاه بوشهر چگونه بود و چه تصميمي درباره آن گرفته شد؟

قبلاً گفته ام که پس از انقلاب مرحوم مهندس بازرگان رئيس دولت موقت از من خواستند تا واقعيت هاي موجود درباره نيروگاه هاي بوشهر و اهواز را با نظرخواهي از افراد متخصص در سطح کل کشور جمع آوري کنم و براساس اين نظرات، گزارشي به دولت و شوراي انقلاب ارائه دهم تا هر تصميمي را که آنها گرفتند اجرا کنيم. در آن موقع حدود 65 درصد از دو واحد نيروگاه بوشهر آماده بود و نيروگاه اهواز هم حداکثر 12 درصدش ساخته شده بود. اين بود که شوراي انقلاب بعد از بررسي گزارش به اين نتيجه رسيدند که نيروگاه اهواز را کنار بگذارند و قراردادش فسخ شود اما نيروگاه بوشهر را اگر بشود تکميل کنند.

-ايران خسارتي هم پرداخت کرد؟

نمي دانم، چون بعد از اتمام دوره مسووليت من در اين باره اقدام شد که بايد از آقاي دکتر امراللهي رياست وقت سازمان پرسيده شود. من فقط اين را مي دانم که تمامي طرف هاي قرارداد ايران، حتي قراردادهاي مربوط به تامين اورانيوم و غني سازي را به طور يکجانبه فسخ کردند. البته اصولاً اوايل انقلاب به علت مشکلات خاص آن دوره، ايران اين امکان را نداشت که مثلاً حقوق متقابل طرف ها را بدهد يا حق الشرکه سازمان انرژي اتمي يا هر سازمان ديگر به نمايندگي دولت ايران مستقيماً پرداخت شود. آن موقع اصلاً اولويت ها با اين مسائل نبود، چرا که مشکلات حادتري وجود داشت. مضاف بر اينکه در آن موقع جو سياسي و احساسات ضدغربي در سطح جامعه و اکثر مسوولان مزيد بر علت بود. بسيار گفته مي شد که اصلاً چرا ما بايد برويم و با غربي ها ازجمله آلمان و فرانسه قرارداد ببنديم. از سوي ديگر تامين اعتبار و پرداختن به مشکلات سازمان انرژي اتمي مانع از در اولويت قرار گرفتن نيروگاه هاي هسته يي بود. اين شد که تا ما به خودمان بياييم آلمان ها با شکايت و ادعاي خسارت و غيره، خودشان بريدند و دوختند و قراردادها فسخ شد.

يادم مي آيد آن اوايل داخل خود سازمان مخالفت هاي بسيار زيادي با نيروگاه بوشهر مي شد. به عقيده آنها «خون واحد نيروگاه بوشهر در سازمان انرژي اتمي هميشه قرمزتر از واحدهاي ديگر سازمان بوده» و خيلي بيشتر از پروژه هاي ديگر به آن اهميت داده مي شده است. بنابراين اينکه فقط بگوييم آلمان ها کار نيروگاه بوشهر را تعطيل کردند و پروژه متوقف شد، تحليل درستي نيست.در اينجا بد نيست موردي را ذکر کنم که در دوره مسووليتم شاهد آن بودم. در بوشهر ما يک انبار مجهز و مملو از مصالح ساختماني و لوازم داشتيم. آن موقع هر موسسه و سازماني را که فکرش را بکنيد به اين انبار چشم داشت. يک روز شاهد اين بوديم که براي انتقال آب از يک طرف جاده هاي محلي به طرف ديگر از لوله هاي بسيار گران قيمت و نادر از جنس تيتانيوم که در قلب نيروگاه به کار مي رود به جاي لوله هاي چدني استفاده کرده بودند و اتومبيل هم از روي اين لوله رد مي شد. وقتي هم که مي پرسيديم چرا؟ پاسخ مي دادند جهاد کرده. باز يادم مي آيد سازمان انرژي اتمي چند موسسه آموزشي بسيار عالي داشت. به همين علت شهيد رجايي از من خواستند تا امکانات آن را در اختيار آموزش و پرورش تهران قرار دهيم. مجموعه اين قضايا نشان مي دهد که شرايط آن دوران به خصوص سال هاي اول نه ايجاب مي کرد و نه مقدور بود که بخواهيم به توانمند کردن نيروگاه هسته يي بوشهر بپردازيم.
نگراني هايي از جنس اعراب
در همسايگي نيروگاه اتمي بوشهر شيوخي ساکنند که خود روايتي خواندني دارند. عمان، امارات متحده عربي، بحرين، کويت و عربستان کشورهاي عربي هستند که بعضاً در حاشيه خليج فارس قرار دارند و برخي نظير عربستان نيز به رغم آنکه به آب هاي اين خليج دسترسي اندکي دارند اما جزء اعرابي محسوب مي شوند که همواره رهبريت شيوخ عرب را در هدايت مسائل مختلف بر عهده داشته اند. در اين ميان عراق نيز از ديگر کشورهاي عربي خاورميانه به شمار مي آيد که اگرچه به لحاظ نژاد و قوميت ريشه يي مشترک با کشورهاي مذکور دارد اما تاکنون تمايلي به حضور زير بيرق عربستان نداشته است، بنابر اين در دسته يي جداگانه از آنها جاي مي گيرد. با اين وجود همواره موضع آنها همسو با مواضع امريکا در منطقه و همچنين درباره ايران بوده است. در اين ميان نيروگاه اتمي بوشهر نيز به نوعي تابع اين تقسيم بندي محسوب مي شد. به همين علت در دو مقطع قبل و بعد از انقلاب شاهد رفتاري کاملاً متفاوت از سوي آنها هستيم.

پس از آنکه شاه پهلوي در دهه پنجاه ميلادي اولين تلاش هايش را براي دستيابي به فناوري هاي هسته يي آغاز کرد، نخستين کشوري که ايران را به دستيابي به آن ترغيب و اين تکنولوژي را براي اولين بار به ايران منتقل کرد امريکا بود و اين در حالي بود که هيچ کدام از همسايگان ايران در ظاهر مخالفتي با آن نداشتند. بعد ها هم که ساخت نيروگاهي عظيم آن هم از نوع هسته يي در بوشهر مطرح شد از آنجايي که تاييد کاخ سفيد را به همراه داشت لذا عربستان هم به عنوان بزرگ تر اعراب چاره يي جز پذيرش ايراني با قابليت توليد برق هسته يي نداشت. اما با وقوع انقلاب اسلامي قضيه متفاوت شد و شکل ديگري به خود گرفت. اما وقوع جنگ تحميلي عليه ايران از سوي عراق نياز به حضور آنان در اين عرصه را رفع مي ساخت. براي اينکه عراق به خوبي از عهده اين نقش برمي آمد. در واقع رژيم بعث که خود داراي نيروگاه هسته يي بود، حالا فرصت يافته بود تا آن گونه که تمايل دارد رفتار کند. بنابر اين در طول جنگ نيروگاه هاي نيمه تکميل شده را بارها و بارها مورد حملات هواپيما هاي جنگي خود قرار داد تا اين چنين مخالفت خود را با تاسيساتي که هنوز راه اندازي نشده بود، علني کند. با اتمام جنگ و انعقاد قرارداد ساخت نيروگاه بوشهر بين ايران و روسيه، ساير اعراب در اين ميان صاحب نقش شدند. اصولاً نگراني هاي عمده اعراب درباره ايران حول دو محور مي چرخد؛ يکي نگراني از برنامه هسته يي ايران و استفاده از خليج فارس براي مانور نظامي و آزمايش هاي سلاح هاي جديد و ديگري نفوذ فزاينده ايران در منطقه.

اين گونه بود که کشورهاي عرب و دولت سالار حاشيه خليج فارس با تاسي از رويکرد عربستان که خود اين کشور هم بدون نظر امريکا هيچ کاري نمي کند، اين بار از دو نگراني درباره آثار زيست محيطي نيروگاه بوشهر وارد شدند. به همين علت شش کشور در نشست سران شوراي همکاري خليج فارس با طرح اين مساله، خواهان ارائه تضمين هاي کافي براي مصونيت اعراب از عواقب فعاليت هاي هسته يي ايران شدند. اما اين ظاهر قضيه بود، چرا که سفر پي درپي مقامات کاخ سفيد به مصر، عربستان و امارات متحده عربي به خوبي توانسته بود اعراب را با مواضع امريکا در زمينه برنامه هسته يي ايران همراه کند تا بدين شکل فشاري مضاعف بر تهران وارد آيد. از اين رو اعراب با تاکيد بر اينکه نيروگاه بوشهر به کشورهاي آنان بسيار نزديک است خواهان تضمين براي مصونيت از هر نوع عواقب زيست محيطي رآکتورها شدند. اما ماجرا به اينجا ختم نشد زيرا اعراب دست بردار نبودند و علاوه بر آن، موارد ديگري را هم مطرح مي کردند. ايمن نبودن تاسيسات بوشهر بهانه بعدي آنان بود و اين در حالي بود که کارشناسان روس بارها بر ايمن بودن نيروگاه هسته يي تاکيد داشتند تا اينکه ايران باز در واکنش به اظهارات شان، توضيحات مفصلي را در خصوص ايمني نيروگاه بوشهر، استاندارد بالاي بين المللي آن و هزينه مضاعفي که صرف افزايش ايمني اش شده، ارائه کرد و باز هم با ادامه بهانه گيري هاي اعراب، تهران اين بار برخي مقامات ارشدش را به تعدادي از اين کشورها فرستاد تا با همتايان خود در اين باره گفت وگو کنند. محمود احمدي نژاد رئيس جمهور، هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و علي لاريجاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي از جمله افرادي بودند که مامور مذاکره با اعراب شدند. ماموريت اصلي آنان اطمينان دادن به اعراب بود که ايران قصد سوئي در منطقه ندارد. به اين ترتيب مقامات ايران سعي در جلب اعتماد کشورهاي عربي منطقه داشته و دارند. هر چند تا به امروز اين نگراني هنوز به طور کامل رفع نشده و اين ظن قوي بين اعراب وجود دارد که ايران مي خواهد به يک قدرت بزرگ منطقه يي تبديل شود و نيروگاه هسته يي بوشهر هم قطعاً آينده منطقه را دچار دردسر مي کند. به همين علت است که اعراب هرازچندگاهي و به صورت يک خط در ميان در نشست هاي خود بيانيه يي با اين محتوا صادر مي کنند. بنابر اين به نظر مي رسد کشورهاي مذکور تا زماني که تمايل داشته باشند نگران خواهند ماند.چرا که اعراب همچنان بنابر مصالحي فراتر از آنچه عنوان کرده اند، تمايل دارند نگران باشند؛ مصالحي که ناشي از رويکرد غرب نسبت به پرونده هسته يي ايران است و منافع بيشتري براي کشورها يشان در بردارد.
عناوين اين صفحه
روس ها نيروگاه ديگري را در بوشهر ساخته اند
نگراني هايي از جنس اعراب
ديدار خانواده باقي با آيات عظام صانعي و منتظري
نامه نهضت آزادي به حزب موتلفه
درخواست براي آزادي دو روزنامه نگار
تقاضاي دفاع از حقوق شهروندي
کرباسچي رئيس کميته انتخابات کارگزاران
توصيه مسکو به گروه 1«5
توصيه مسکو به گروه 1+5

ديدار خانواده باقي با آيات عظام صانعي و منتظري
خانواده عمادالدين باقي رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان به صورت جداگانه با آيات عظام منتظري و صانعي در شهر قم ديدار کردند. خانواده باقي در ديدار با آيت الله صانعي که آراي فقهي و سياسي ايشان در سال هاي اخير در زمره نوگراترين آراي فقهاي شيعه قرار مي گيرد، گزارشي از آخرين وضع عمادالدين باقي ارائه کردند. آيت الله صانعي با اشاره به اينکه هنر نظام حفظ دوستان است، تاکيد کردند در شرايط حساس کشور، نظام به دوستان بيش از مخالفان نياز دارد و نبايد از دوست، مخالف ساخت. اين فقيه، باقي را از فرزندان انقلاب و معتقد به آرمان هاي آن به خصوص آزادي دانست که نقش مهمي در احيا و توجه به مساله حقوق بشر داشته است. ايشان با تاکيد بر اهميت مباحث حقوق بشر و حقوق زنان در جهان امروز، پرداختن به اين موضوعات را مهم ترين وظيفه فقه شيعه و انديشه اسلامي شمردند و با ابراز نگراني درباره افرادي مانند عمادالدين افزودند؛ با وجود اين، ضروري است که مسائلي از اين دست شما را از ادامه راهي که براي رشد انديشه اسلامي و حقوق بشر طي مي کنيد مايوس نسازد و بدانيد که اين انقلاب، موسس و بنيانگذاري به بزرگي امام خميني داشت که براي به ثمر رساندن آن زحمات بسيار کشيد و کار بزرگ زحمات عظيم مي طلبد. ايشان همچنين ضمن دعا براي آزادي باقي و امثال او که وفادار به نظام و انقلاب اسلامي بوده و هستند اظهار اميدواري کردند که هر چه زودتر با تلاش حجت الاسلام کروبي و ديگران زمينه بازگشت ايشان به خانواده و تلاش در مسير خدمت به اسلام و حقوق بشر و دفاع از زندانيان با رعايت موازين اسلامي، فراهم شود.خانواده باقي سپس به ديدار آيت الله العظمي منتظري رفتند. ايشان با اشاره به حوادث اخير به خصوص برخوردهايي که با افرادي مانند عمادالدين باقي يا هادي قابل مي شود، گفتند؛ اين حوادث البته جاي تاسف دارد اما به فرض آنکه فردي يا مقامي يا روحاني يي در نظام اسلامي مسبب اين اتفاقات بوده، شما نبايد از اسلام و انقلاب نااميد شويد و با توجه به شناختي که از آقاي باقي دارم ايشان در اعتقادات خود راسخ تر و جازم تر مي شوند. آيت الله العظمي منتظري تاکيد کردند؛ در اسلام و نظام اسلامي تاکيد شده که بايد وضع زندان ها مناسب باشد. نبايد افراد براي اتهامات اثبات نشده يا فاقد ادله مدت ها در زندان انفرادي بمانند. پيامبر گرامي اسلام (ص) بنا به سيره و روايات و اخباري که به ما رسيده است هيچ کس را (حتي اگر متهم به قتل باشد ) بيش از 6 روز در حبس نگه نمي داشت.آيت الله منتظري در پايان اين ديدار آرزو کردند با تدبير بيشتر در کار کشور، زندانيان به ويژه آقاي باقي آزاد شوند.


نامه نهضت آزادي به حزب موتلفه
ابراهيم يزدي دبيرکل نهضت آزادي ايران پس از برگزاري کنفرانس احزاب اسلامي ساير کشورها به ميزباني حزب موتلفه اسلامي نامه يي خطاب به محمدنبي حبيبي دبيرکل حزب موتلفه نوشت. در بخشي از اين نامه آمده است؛ از طريق اخبار روزنامه ها مطلع شديم که حزب موتلفه در حرکتي نوآورانه و شايان تحسين از احزاب اسلامي ديگر کشورها براي شرکت در کنفرانس احزاب اسلامي دعوت کرده است. نهضت آزادي ايران با تقدير از توجه حزب موتلفه به تقويت فرآيند تحزب در کشورهاي اسلامي و رويکرد مديران آن تشکل به اهميت و نقش تحزب در برنامه هاي توسعه کشورها، به رغم تبليغات و موضع گيري هاي حزب گريزانه دولت نهم، توجه جناب عالي و ديگر مسوولان محترم حزب موتلفه اسلامي را به دو سوالي که پس از اطلاع يافتن از برگزاري چنين همايشي در اذهان به وجود آمده بود، جلب مي کنيم که اميد است پاسخي براي آن بيابيم. آيا مسوولان و اعضاي همه احزاب دعوت شده به همايش از نظر شرعي مانند حزب موتلفه مي انديشند و سوال ديگر اين است که معيارهاي حزب موتلفه اسلامي براي دعوت از احزاب چه بوده است؟ آيا همه احزاب دعوت شده پروانه فعاليت از وزارت کشور و ساير نهادهاي مربوط داشته اند يا مطابق عرف رايج بين الملل، احزاب شناخته شده و شناسنامه دار رسمي تلقي شده و به همايش دعوت شده اند؟


درخواست براي آزادي دو روزنامه نگار
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در نامه يي به رئيس قوه قضائيه، خواستار آزادي مريم حسين خواه و رضا ولي زاده دو فعال مطبوعاتي شد. به گزارش ايسنا علي مزروعي در اين نامه خطاب به رئيس قوه قضائيه با ابراز تاسف از بازداشت مريم حسين خواه و رضا ولي زاده خواستار رعايت قوانين و پرهيز از صدور قرارهاي سنگين و بازداشت در مورد روزنامه نگاران شد.


تقاضاي دفاع از حقوق شهروندي
يدالله اسلامي دبيرکل مجمع نمايندگان ادوار با اشاره به نامه نگاري به رئيس قوه قضائيه به ايسنا گفت؛ با توجه به نامه يي که درباره زهرا بني يعقوب از سوي مجمع به رياست قوه قضائيه نوشته شده بود و براساس پيگيري هايي که دفتر مجمع نمايندگان تا امروز داشته است اين نامه از سوي دفتر رياست قوه قضائيه به دادسراي انتظامي قضات براي رسيدگي فرستاده شده است. دوستان تاکيد داشتند براي جلوگيري از حوادث مشابه بايد اين مساله به صورت جدي مورد پيگيري قرار بگيرد و انتظار داريم که دستگاه قضايي با سرعت مناسب و قاطعيت موضوع را مورد بررسي قرار دهند.


کرباسچي رئيس کميته انتخابات کارگزاران
غلامحسين کرباسچي به رياست کميته انتخابات حزب کارگزاران سازندگي در انتخابات مجلس هشتم انتخاب شد. به گزارش مهر، رياست کميته انتخابات حزب کارگزاران برعهده غلامحسين کرباسچي قرار گرفته و افرادي نظير حسين مرعشي، اسحاق جهانگيري، هدايت آقايي و يدالله طاهرنژاد نيز عضو اين کميته هستند.


توصيه مسکو به گروه 1«5
معاون وزير خارجه روسيه گفت که پنج عضو دائم شوراي امنيت و آلمان در رايزني هاي خود بايد همکاري هاي ايران با «آژانس بين المللي انرژي اتمي» را در مد نظر قرار دهند. به گزارش خبرگزاري روسي ايتارتاس، «سرگئي کيسلياک» افزود که اين شش کشور بايد تحليل و ارزيابي جامعي را در رابطه با وضعيت موجود برنامه هسته يي ايران ارائه دهند و براساس گزارش «محمد البرادعي» مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي، همکاري هاي ايران با اين آژانس را نيز مورد توجه قرار دهند.اما در همين حال چين از تحريم هاي جديد عليه ايران حمايت کرد. بنابر گزارش هاي رسيده از نشست 1«5 در پاريس، نماينده چين در نشست روز شنبه پاريس مواضع هم سوتري با امريکا و ديگر اعضاي گروه 1«5 اتخاذ کرده است. بر اين اساس به گزارش مهر نماينده چين در نشست پاريس در خصوص ممانعت از سفر مقام هاي ايراني بيشتري به کشورهاي خارجي اعلام آمادگي و از تحريم بانک هاي ايراني نيز حمايت کرد.


توصيه مسکو به گروه 1+5
معاون وزير خارجه روسيه گفت که پنج عضو دائم شوراي امنيت و آلمان در رايزني هاي خود بايد همکاري هاي ايران با «آژانس بين المللي انرژي اتمي» را در مد نظر قرار دهند. به گزارش خبرگزاري روسي ايتارتاس، «سرگئي کيسلياک» افزود که اين شش کشور بايد تحليل و ارزيابي جامعي را در رابطه با وضعيت موجود برنامه هسته يي ايران ارائه دهند و براساس گزارش «محمد البرادعي» مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي، همکاري هاي ايران با اين آژانس را نيز مورد توجه قرار دهند.اما در همين حال چين از تحريم هاي جديد عليه ايران حمايت کرد. بنابر گزارش هاي رسيده از نشست 1«5 در پاريس، نماينده چين در نشست روز شنبه پاريس مواضع هم سوتري با امريکا و ديگر اعضاي گروه 1«5 اتخاذ کرده است. بر اين اساس به گزارش مهر نماينده چين در نشست پاريس در خصوص ممانعت از سفر مقام هاي ايراني بيشتري به کشورهاي خارجي اعلام آمادگي و از تحريم بانک هاي ايراني نيز حمايت کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام