چهارشنبه، 21 آذر 1386 - شماره 1563
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اول
استقبال دانشگاه از خاتمي

گروه سياسي، حامد طبيبي؛ سه سال پس از آخرين 16 آذر «رئيس جمهور اصلاح طلب ايران» بار ديگر به تالار شهيد چمران دانشکده فني دانشگاه تهران گام نهاد تا ميهمان مراسم «همراه شو عزيز» انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران باشد. اين بار اما سيدمحمد خاتمي نه در کسوت «رئيس دولت» که در قامت رئيس جمهور سابق ايران به جمع پرشمار دانشجويان دانشگاه تهران آمد و به جاي انتقادات تند و فريادهاي اعتراض آنان، شعارهاي حمايت آميزي را شنيد که به تصديق همه حاضران در اين همايش پرشور، شباهت هاي قريبي به شعارهاي جنبش دانشجويي در جريان انتخابات رياست جمهوري هفتم و پيش و پس از «حماسه دوم خرداد» داشت. اگرچه سيدمحمد خاتمي نه در روز 16 آذر که در بيستمين روز از آخرين ماه پاييز به دانشگاه آمده بود اما بهانه همان بود؛ «گراميداشت روز دانشجو». درحالي که انجمن هاي اسلامي همسو با طيف علامه دفتر تحکيم وحدت، دو روز قبل تر يعني يکشنبه هفته جاري تجمع «دانشگاه آخرين سنگر آزادي» را در اعتراض به برخي سياست هاي اجرايي کشور در دوسال و نيم گذشته در دانشگاه تهران برگزار کرده بودند اما انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشکي با دعوت از خاتمي روز گذشته را «روز دعوت» دانشجويان براي شنيدن سخنان وي برگزيده بودند. اين جلسه اما تنها يک جلسه سخنراني «يک طرفه» نبود چه اينکه عقربه هاي ساعت، بخش پرسش هاي دانشجويان از خاتمي و پاسخ هاي وي که بارها و بارها با تشويق هاي يکپارچه آنان براي لحظاتي قطع مي شد، را طولاني تر از اظهارات رئيس جمهور اصلاح طلب سال هاي نه چندان دور ايران کرد. خاتمي به مکاني قدم گذارده بود که در روز دانشجوي سال 83 در همان جا، با انتقادات صريح دانشجوياني مواجه شد که دولت اصلاحات را به دليل «عدم ايستادگي» در برابر برخي رفتارها نکوهش مي کردند. خاتمي اما با همان متانت و صبر سال هاي اوج اصلاحات به پرسش هاي آنان پاسخ گفت که اين امر بعدها «عيار بالاي» وي نسبت به «ديگران» را بيش از پيش براي دانشجويان برجسته ساخت. اينچنين بود که بسياري از فعالان دانشجويي و سياسي اين رفتار خاتمي آن هم در قامت «عالي ترين مقام اجرايي» يک کشور را «بي مانند» خواندند و سطح کاذب توقعات و عدم واقع بيني دانشجويان را دليل جلسه پرسش آذرماه 83 و شعارهاي آن سال هاي جنبش دانشجويي دانستند. در طول دوسال و نيم گذشته اما با تحديد روزافزون دايره حرکت هاي دانشجويي و فشارهاي وارد بر تشکل ها و فعالان آن، «تفاوت هاي آشکار» ميان رفتارهاي بخش عمده دولتمردان اصلاحات با شرايط کنوني به وضوح براي دانشجويان قابل رويت بود. اين امر بي شک اصلي ترين دليل استقبال غيرقابل توصيف از رئيس جمهور اصلاح طلب سابق ايران در روز گذشته بود جايي که هزاران دانشجو خارج از محوطه دانشکده فني امکان ورود به سالن سخنراني را نداشتند و در داخل دانشکده هم غوغايي به پا بود. چرا که تمامي مسيرهاي منتهي به دانشکده فني، راهروهاي طبقات همکف و اول لبريز از دانشجوياني بود که بسياري از آنان فضاي دانشگاه در دوران اصلاحات را درک نکرده بودند. در جاي جاي دانشکده فني جمعيت دانشجو موج مي زد. گويي در آستانه دوم خردادي ديگر قرار داشتيم. پوسترهاي «همراه شو عزيز» هم در همه جاي دانشگاه تهران به چشم خورده و تالار شهيد چمران نيز همانند محيط اطراف خود تا چند برابر ظرفيت خود، ميزبان همايشي بود که گويي در سال هاي 77 يا 78 در حال برگزاري است. هرچند مسوولان دانشگاه تهران - برخلاف آن سال ها- با بستن بسياري از درهاي ورودي و ممانعت شديد از ورود خبرنگاران و حتي دانشجويان به بهانه «عدم هماهنگي قبلي»، موجب بروز انتقادات فراواني شدند. سيدمحمد خاتمي در چنين فضايي پس از تلاوت آيات روح بخش کلام وحي سخنان خود را با «يادبود» بزرگمرداني که «در 16 آذر 32 بر ديوارهاي بلند ناکامي و استبداد، پنجره يي به اميد گشودند» و همچنين «ياد جوانان فرهيخته يي که در جمع ما و جامعه ما بودند و امروز به جرم بيان انديشه در اين جمع نيستند» و آرزوي آزادي براي آنان آغاز کرد؛ «همواره در جلسات عمومي و خصوصي گفته ام که در دوران اصلاحات تلاش زيادي براي نهادينه شدن حقوق شهروندي صورت گرفت اما اميدواريم پس از تدوين ضوابط، از نظر عملي نيز اين حق قانوني به رسميت شناخته شود.»رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي تمدن ها در عين حال نقبي نيز به دوران دانشجويي خود زد و با اشاره به فضاي خفقان آميز سال هاي 47 تا 49 و اخطارهاي مکرر ساواک و مسوولان دانشگاه به خود و ساير همراهانش در «انجمن اسلامي دانشگاه اصفهان»، سوالي را مطرح ساخت؛ «آيا با تعطيلي فعاليت هاي دانشجويي، حرکت تحول آفرين نيز در جامعه متوقف شد؟» اگرچه اشارات خاتمي براي بسياري از دانشجويان و ساير طرف هاي مورد نظر وي «پيام هاي لازم» را داشت اما خاتمي ترجيح داد تا مقصود خود از بيان اين خاطرات را روشن تر بيان کند؛ «زماني که راه فعاليت هاي قانوني و آشکار سد شده و هزينه اين قبيل حرکت ها بالا رود، حرکت آرام اصلاحي - به دليل ايجاد يأس در جامعه - جاي خود را به روش هاي تند و خشن مي دهد چرا که جان تحول خواه جامعه خصوصاً دانشجويان و جوانان نمي توانند شرايط سکون را تحمل کنند و آنگاه زمان رويارويي حرکت هاي راديکال به منطق فرا مي رسد.»اين گونه رئيس جمهور اصلاح طلب سابق ايران با بيان اين جملات به تحديد فضاي جامعه انتقاد کرد، امري که چندين بار و در مباحث گوناگون مورد اشاره خاتمي رخ داد؛ «در سال 49 نخستين جرقه هاي حرکت هاي چريکي از سياهکل آغاز شد، يعني دو سال پس از برخورد با حرکت هاي قانوني و آرام شاهد بروز امواج قهر آميز و رويارويي هاي خونين چه با عنوان اسلامي و چه غيراسلامي بوديم که هزينه هاي فراواني براي جامعه و حتي رژيم طاغوت داشت.»وي رفتارهاي سرکوبگرانه رژيم پهلوي را به دليل «توهم آسيب ناپذيري» در ميان آنان دانست و آن را نشانه عدم درک تحول خواهي جامعه خصوصاً در ميان دانشگاهيان ارزيابي کرد؛ «نااميد کردن جامعه از حرکت هاي آرام، رمز و راز جذابيت حرکت گروه هاي چپ در جهان سوم و کشورهاي استبدادزده است.» خاتمي واکنش منفي دانشجويان و جامعه به احزاب خودساخته دولت وقت را نيز مورد توجه قرار داد؛ «رژيم وقت متوجه بود که جوانان فرهيخته نياز به تحرک دارند به همين دليل پس از بستن فضاي سياسي با ايجاد احزابي خودساخته سعي در تغيير فضا داشت اما به دليل درک دانشجويان و جامعه از وابسته بودن آنها، اين احزاب با بي اعتنايي روبه رو شدند. آنچه در رژيم وقت رخ داد ناشي از تلاش براي حفظ وضع موجود و جلوگيري از هرگونه اعتراض براي تغيير وضع موجود بود.»تاکيد بر نقش جوانان و دانشگاه در پيروزي انقلاب، دوران جنگ تحميلي و همه عرصه ها، بخش ديگر سخنان خاتمي را تشکيل داد اما تحليل وي از نقش دانشگاه در جوامع به شدت مورد تشويق دانشجويان واقع شد؛ «دانشگاه همواره صف شکن و فروريزنده ديوار ترس و هراس در جوامع استبدادزده بود که نمونه آن درخشش سه اخگر از جنبش دانشجويي بود که در 16 آذر 32 و استيلاي فضاي ترس و خفقان در آسمان ظلماني ايران به حرکت درآمدند.امروز هم دانشگاه زنده است و نبض زندگي اجتماعي در آن مي تپد. برخي دانشگاه را مرده و سرد مي خواهند و اين امري محال است.»خاتمي به انقلاب و وجهه غالب ديني آن نيز گذر و نظري کوتاه داشت؛ «اين فضاي خفقان، با ظهور انقلاب از ميان رفت. انقلاب نيز يک انقلاب ديني بود که با رهبري ممتاز امام به پيروزي رسيد. وي سپس سوالي را مطرح کرد که در طول سال هاي اخير بارها بدان پرداخته شده است؛ آيا در ايران جنبش دانشجويي يا جنبشي اجتماعي وجود دارد؟ پاسخ به اين سوال نيز اشاره به ماهيت جنبشي بود؛ «بناي پاسخ به اين سوال را ندارم اما هر جنبشي براي تداوم بايد همسو با جنبش اجتماعي مردم بوده و هدف آن نيز حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب باشد.»وي سپس انديشه هاي راهنما براي نيل به مقصد را نيز داراي سه ويژگي دانست؛ «بايد با درد و خواست تاريخي ملت ايران آشنا باشد، با هويت تاريخي ايران همسو باشد و مبتني بر دين باشد. در غيراين صورت يا پديد نمي آيد يا پس از تولد دوامي نخواهد داشت.»اما بي شک اوج سخنان رئيس جمهور اصلاح طلب ايران در فرازهاي پاياني بود؛ جايي که به انتقاد از برخي شيوه هاي اخير اداره کشور پرداخت؛ «هر کس مخالف با تشکل و احزاب سياسي شناسنامه دار در صورت داشتن هر انديشه يي باشد، حتي اگر شعار مردم سالاري هم سر دهد، مخالف بديهي مردم سالاري است.»عدالت نيز اينگونه مورد توجه رئيس دولت اصلاحات قرار گرفت؛ «عدالت را در عدالت اقتصادي خلاصه کردن و آن را محصور در عدالت صدقه يي و توزيعي دانستن، تحريف معناي عدالت است. نبايد انبان ملت که بايد صرف قدرتمند و ثروتمند شدن جامعه و سپس توزيع ثروت بر پايه سازمان نمود را بي رويه توزيع و کيسه ملت را خالي کرد. اين کار نوعي توزيع فقر است.»وي به مشي دولت اصلاحات در اين خصوص نيز نگاهي دوباره داشت؛ «بايد دشمن محروميت و فقر باشيم اما مهمتر از آن حق حاکميت انسان بر سرنوشت خويش است. دفاع از حق حاکميت مردم بر سرنوشت خويش در کنار عدالت اقتصادي، مفهوم عدالتي است که دولت اصلاحات به دنبال آن است.»خاتمي فراز پاياني سخنان خود را به گونه يي بيان کرد که به سياست خارجي فعلي کنايه يي داشت؛ «ملت ايران، ملت بزرگي است و نبايد در دنيا خوار باشد بايد همه در رفع تهديدها بکوشيم.» وي خواستار اتخاذ اين مشي از سوي جنبشي دانشجويي شد؛ «نقد، نقد و باز هم نقد».

يادداشت سردبير
جنبش هاي دانشجويي
خيابان هاي قديمي پاريس با خانه هاي بورژوايي و رستوران هايي که پاتوق هنرمندان نامداري بوده است و از همه مهم تر سنگفرش هاي قرن نوزدهمي که وقتي چشم به آنها بدوزي به ياد آثار هنري مي افتي، از امانت هايي است که پاريس نشينان به آنها مي بالند و هيچ شهرداري جرات آن را نداشته است که در اين کمپوزيسيون زيبا تغييري ايجاد کند. ولي در چند خيابان قديمي که دانشگاه قديمي پاريس با خوابگاه هاي دانشجويي در آن واقع است، سنگفرش ها به آسفالت سرد و سياه و بي قواره تبديل شده اند.شايد کمتر کسي علت اين تغيير را بداند ولي روزنامه نويسان قديمي آن ديار راز آن را مي دانند و يکي از آنان اين راز را سال ها پيش براي من فاش کرد. او گفت که در دهه 60 ميلادي، پاريس يکي از مراکز عمده جنبش هاي دانشجويي بود و دانشجويان معترض هرچندگاه يک بار تظاهراتي برپا مي کردند که در هر تظاهراتي حتي سنگفرش هاي خيابان را از جا مي کندند و به سوي پليس پرتاب مي کردند. تظاهرات دانشجويان فرانسه براي چند سال دولت را با مشکل روبه رو کرده بود، ولي چون سياستمداران که روزگاري خود دانشجو بوده اند، با خوي و خصلت و شور و احساس دوره دانشجويي آشنا بودند با صبر و تحمل اين دوران سخت را از سر گذراندند. بعد از آرامش تنها چيزي که فرق کرد، تعويض سنگفرش ها با آسفالت بود تا در تظاهرات مشابهي دانشجويان نتوانند از آنها در برابر پليس استفاده کنند. دانشجويان عصيانگر دهه 60 دانشگاه هاي فرانسه و به ويژه پاريس بعدها به مقام و منصب دولتي رسيدند و خود ناچار بودند در برابر شور دانشجويان تساهل و تسامح داشته باشند، چرا که آنان مي دانستند خوي و خصلت و خصيصه دانشجو بودن، معترض بودن است. از پاريس به امريکا برويم، در دهه 60 ميلادي دانشگاه هاي اين کشور مرکز مخالفت با سياست هاي زمامداران امريکا بود. هر روز تظاهرات گسترده يي در يکي از دانشگاه ها انجام مي شد و خبرگزاري ها منبع اخبار و تحليل اين ناآرامي ها بودند. مخالفت با جنگ ويتنام، مخالفت با سياست هاي اقتصادي دولت فدرال و اعتراض به برنامه هاي تامين اجتماعي و حقوق بشر از رئوس اعتراض هاي دانشجويان بود.اين اعتراض ها حتي به دانشگاه هاي معروف برکلي و هاروارد که دومي محل تحصيل بسياري از سياستمداران برجسته امريکايي نظير رئيسان جمهور، معاونان آنها، اعضاي کنگره و سنا و... بودند کشيده شده بود.خانم هيلاري کلينتون کانديداي مطرح اين دوره رياست جمهوري امريکا يکي از همان دانشجويان معترض دهه 60 است که در کنار او مي توان به نام هايي نظير رابرت ردفورد، جين فوندا، گورويدال و شماري از برجسته ترين سردبيران امروز رسانه هاي امريکا اشاره کرد.و اما در ساير نقاط جهان، حتي در مسکو و به قولي پشت پرده آهنين کمونيسم، دانشگاه پاتريس لومومبا، دانشگاهي که براي دانشجويان خارجي به وجود آمده بود و دانشجوياني را پرورش مي داد که روياي چپ در سر داشتند، گاه و بي گاه اخباري از اعتراض دانشجويان به گوش مي رسيد. اخباري که از پرده آهنين نيز مي گذشت و در سراسر جهان انتشار پيدا مي کرد.اين چند نمونه که نمونه هاي بسيار ديگري نيز به آن مي توان افزود درواقع آناتومي زندگي اجتماعي دانشجويان را در برابر ما مي گشايد و به ما اين معرفت را مي دهد که زندگي دانشجويي پرشورترين دوران حيات يک انسان است. بايد با آن مدارا کرد، بايد با آن زيست و اين نسل جوان را براي آينده کشور آماده ساخت. اگر آنان رانده شوند، ثروت عظيمي از کشور رانده شده است و اگر بمانند تبديل به نيروي عظيمي براي سازندگي کشور مي شوند، همان طور که دانشجويان دهه 60 فرانسه و امريکا بعدها تبديل به بزرگترين سياستمداران و تکنوکرات هاي کشورشان شدند.راندن دانشجويان و متهم کردن آنان به خيانت شايد رفتاري از سر بي حوصلگي باشد. بايد آنان را شناخت، تحمل کرد و از ويژگي هاي مثبت شان سود جست و در نهايت بايد گفت هيچ پدر و مادر عاقبت انديشي فرزند معترض خود را نمي راند بلکه تندي هاي او را براي آينده يي بهتر مي بخشايد.
رئيس جمهور در برابر سوالات اقتصادي خبرنگاران
احمدي نژاد؛ درباره گراني توضيح مي دهم
گروه سياسي؛تحولات اخير داخلي و خارجي از گراني و تورم افسارگسيخته گرفته تا وضعيت پيچيده ايران در جامعه بين المللي محور سوالاتي بود که روز گذشته خبرنگاران داخلي و خارجي از محمود احمدي نژاد پرسيدند تا پاسخ او را درباره اين مسائل بشنوند؛ پاسخ هايي که گاه با زبان طعنه، گاه با زبان کنايه، گاه با زبان شوخي و گاه با پاسخ جدي از طرف احمدي نژاد مواجه شد و گاهي هم پاسخ سوالات را به سوال کننده موکول مي کرد و گاهي هم با انداختن شانه يي به بالا از زير پاسخگويي به سوالات شانه خالي مي کرد، به خصوص آنچه خبرنگاران داخلي به شدت از احمدي نژاد درباره دلايل گراني و تورم توضيح مي خواستند. هرچند احمدي نژاد مي گفت بعداً درباره دلايل گراني ها توضيح مي دهم اما بلافاصله خبرنگاران داخلي تاکيد کردند در شرايطي که رئيس جمهور و حاميانش تا پيش از اين گراني و تورم را انکار مي کردند و به کلي منکر افزايش قيمت ها بودند يا آن را به مافيا نسبت مي دادند يا گراني و تورم را ناشي از ايجاد موج رواني که از سوي رسانه هاي منتقد به راه افتاده است، قلمداد مي کردند، حال چگونه رئيس جمهور مي خواهد درباره گراني و تورم توضيح دهد مگر اينکه بپذيريم بالاخره گراني هم به محله رئيس جمهور رسيده است. البته اين تنها يک وجه از ماجرا بود چرا که احمدي نژاد در برابر سوالات متعدد ديگري درباره مسائل خارجي از جمله گزارش اخير سازمان هاي اطلاعاتي امريکا و احتمال صدور قطعنامه سوم تحريم قرار گرفت و برخي خبرنگاران هم به عقايد احمدي نژاد درباره نابودي اسرائيل پرداختند.احمدي نژاد البته به امريکا چراغ سبز نشان داد که اگر يکي دو گام ديگر بردارد راه براي تعامل بيشتر باز مي شود و در عين حال گفت که امکان حل مشکل 60ساله ايران با اسرائيل وجود دارد و البته احمدي نژاد صدور قطعنامه سوم را هم منتفي دانست. احمدي نژاد همچنين درباره استعفاهاي پي در پي در کابينه اش گفت آدم هايي که استعفا دادند آدم هاي او نبودند، بلکه از خارج به او تحميل شده اند در عين حال تغييرات هم طبيعي است.اما مهمترين سوال از احمدي نژاد درباره گراني و تورم افسارگسيخته بود. احمدي نژاد در پاسخ به سوال هاي نخستين که پيرامون گزارش اخير بانک مرکزي مطرح مي شد و علت افزايش تورم را مورد سوال قرار مي داد گفت؛ درباره برنامه اقتصادي و علت برخي افزايش قيمت ها به زودي صحبتي را با مردم خواهم کرد و برنامه هاي دولت را در چند روز آينده تشريح مي کنم.اما عمده ترين سوالات درباره گزارش اخير سازمان هاي جاسوسي امريکا مطرح شد. خبرنگاران با استناد به سخنان هفته گذشته احمدي نژاد مبني بر اينکه «گزارش اخير سازمان هاي اطلاعاتي امريکا بزرگترين پيروزي سده اخير ايران است»، سوالات خود را مطرح کردند و نقاط منفي اين گزارش را مورد اشاره قرار دادند. احمدي نژاد نيز با رد اين گفته تصريح کرد منظورش از پيروزي «گزارش اخير» نبود، بلکه تاييد عدم انحراف ايران در برنامه هسته يي يک پيروزي است.رئيس جمهور در پاسخ به انتقاداتي که با اشاره به نقاط منفي گزارش سازمان هاي جاسوسي مطرح مي شود خبرنگاران را به منتقدان ارجاع داد و گفت؛ «علت بدبيني آنها را از خودشان بپرسيد.»او با تاکيد بر اينکه «اگر جامعه اطلاعاتي امريکا بررسي دقيقي انجام دهد به نتايج ديگري خواهد رسيد» اين گزارش را يک «گام مثبت و رو به جلو» توصيف و اعلام کرد با طي چند گام ديگر شرايط به طور کامل متفاوت خواهد شد و مسائل پيچيدگي خود را از دست خواهند داد.احمدي نژاد برخي تلاش ها براي صدور قطعنامه سوم را «اشاراتي طبيعي» توصيف کرد و گفت؛ بالاخره وقتي يک مساله بسيار سنگين و چالش برانگيز حل مي شود اين تلقي که حواشي آن يکباره قطع نشود تلقي اشتباهي است. در مسائل حياتي وقتي اصل حل مي شود، قطع حواشي اش طول مي کشد. احمدي نژاد افزود؛ اگر روند 6 ماه گذشته را بررسي کنيد، مي بينيد مسير مشخصي طي شده و روند به سوي حل مسائل پيش مي رود و سرعت حل مسائل در آينده بيش از گذشته خواهد بود.او در پاسخ به اينکه «يکي دو گام امريکا» چه حرکت هايي مي تواند باشد با خنده يي گفت؛ عجله نکنيد بگذاريد همين گام تثبيت شود. احمدي نژاد خاطرنشان کرد؛ مخاطب ما به خوبي متوجه بيان ما مي شود. يکي از گام ها اين است که در منطقه تغيير موضع جدي داده شود.وي با تاکيد بر اينکه «با تغيير رويکرد امريکا مسائل قابل حل است»، حتي ماجراي 60ساله رژيم صهيونيستي را قابل حل دانست؛ «ما راه حل هايي را پيشنهاد کرديم، راه حل هاي ديگري هم داريم که مي تواند ماجراي 60ساله را خاتمه دهد.»در ادامه خبرنگار CNN از احمدي نژاد پرسيد حاضر است اگر پيش شرطي نباشد رو در روي امريکايي ها در سطح وزرا يا رياست جمهوري به مذاکره بنشيند؟ احمدي نژاد اين مذاکره را به «مناظره» تغيير داد و گفت؛ سال گذشته در سفر به نيويورک به رئيس جمهور امريکا پيشنهاد مناظره در صحن سازمان ملل يا در حضور رسانه ها دادم تا ديدگاه خاص خود را درباره نحوه مديريت جهان مطرح کنم که اين پيشنهاد همچنان روي ميز است. اما خبرنگار تاکيد کرد که منظور او «مذاکره» است که احمدي نژاد مذاکرات ايران با امريکا بر سر موضع عراق را مورد اشاره قرار داد و گفت؛ ارتقاي سطوح مذاکره نيازمند زمينه سازي و تامين شرايط لازم است.احمدي نژاد همچنين در پاسخ به خبرنگاري که خواستار ارائه توضيحات در مورد مفاد پيشنهادهاي پوتين به مقام معظم رهبري و بالطبع پيام دبير شوراي عالي امنيت ملي به رئيس جمهور روسيه شده بود، با خنده پاسخ داد؛ «نمي خواهم توضيحي بدهم.» البته گفت وگويش با پادشاه عربستان و ماجراي سفر به حج تمتع را روايت کرد؛ «پادشاه عربستان در قطر از من سوال کرد که اگر شما را به حج دعوت کنيم، مي آييد؟ اما هنوز که دعوتي به من نرسيده اما اگر دعوتي برسد مي روم.» البته انگار خبرنگار مهر که اين سوال را پرسيده توفيقي هم نصيبش شده چون احمدي نژاد خطاب به او عنوان کرد؛ «چون پسر خوبي هستي، ممکن است، تو را هم با خودم ببرم.»البته رئيس جمهور در تمام طول مصاحبه هم چندان خندان نبود چون وقتي سوال به نامه سرگشاده احمد توکلي در انتقاد از نتايج منفي سفر وي به دوحه قطر و دلايل فعال نبودن دستگاه ديپلماسي براي جلوگيري از بيانيه اين اجلاس رسيد، احمدي نژاد انتقادهاي تندي را روانه منتقدان سفرهاي خارجي اش کرد و حتي آنها را متهم کرد که اخلاق خوبي ندارند ولي دولت آنها را تحمل مي کند؛ «دولت حوصله و تحمل مي کند چون مي خواهيم همه نظرات به راحتي و آزادي بيان شود. البته مطالبي که مي گويند خلاف واقع است و حتي آن را منتشر مي کنند.»بدين ترتيب وي تمام اجلاس دوحه را مثبت ارزيابي کرد و اينکه اصلاً در اين اجلاس و سفرش هيچ نقطه ضعفي نديده است.البته بيانيه اين اجلاس از ديد رئيس جمهور يک کار روزمره و حاشيه يي است که تاثيري در مناسبات ايران نداشته و نخواهد داشت. به قول رئيس جمهور منتقدان عينک خودخواهي و بدبيني را بايد بردارند.
در واکنش به اظهارات اخير سردار رادان بيان شد
نظر نمايندگان درباره پوشش زمستاني زنان

يک گروه از نمايندگان به استناد احکام اسلامي و تعريف تبرج در دين، بخش جديد طرح امنيت اجتماعي را مغاير حدود شرع عنوان کرده و تاکيد داشتند نيروي انتظامي نبايد بدون مشورت با علما و نهادهاي فرهنگي تصميم بگيرد


گروه اجتماعي؛ ممنوعيت پوشيدن چکمه به دليل مصداق «تبرج» واکنش هاي روحانيون مجلس را برانگيخت. برخي از اعتراض هاي نمايندگان روحاني مجلس روز گذشته نسبت به اظهارات اخير سردار رادان در حالي صورت گرفت که اين گروه از نمايندگان به استناد احکام فقهي و اسلامي و تعريف تبرج در دين، بخش جديد طرح امنيت اجتماعي را مغاير حدود شرع عنوان کرده و تاکيد داشتند نيروي انتظامي نبايد بدون مشورت با علما و نهادهاي فرهنگي چنين تصميماتي بگيرد. آنها معتقد بودند چکمه بلند و قرار گرفتن شلوار در آن مصداق تبرج در دين اسلام نيست. محمدتقي رهبر نماينده اصفهان و از اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس در گفت وگو با اعتماد با بيان اينکه پوشيدن چکمه بلند توسط زن مسلمان همراه مانتو و ساير پوشش ها منافاتي با اسلام ندارد، به مسوولان نيروي انتظامي يادآور شد؛ «بهتر بود در مورد مصاديق تبرج با روحانيون مشورت مي شد و حداقل پيش از اعلام رسمي آن نظر علما را جويا مي شدند.» به گفته رهبر، تبرج به معناي خودنمايي است و پوشيدن چکمه زننده نبوده و حکم خودنمايي هم ندارد. محمدرضا ميرتاج الديني از روحانيون اصولگراي مجلس هم اين نکته را به مسوولان نيروي انتظامي يادآوري کرد که اين «علما» هستند که بايد مصاديق تبرج را بگويند؛ «نيروي انتظامي تنها اجراکننده است و شوراي فرهنگ عمومي و کميسيون فرهنگي مجلس است که بايد مشخص کند مصاديق تبرج در پوشش زنان چه بوده است.» اين روحاني عضو کميسيون فرهنگي مجلس با ابراز تاسف از اينکه نيروي انتظامي خودش تصميم گرفته، قانون تدوين مي کند و بعد اجرا مي کند، از مسوولان نيروي انتظامي خواست که به حيطه قانونگذاري وارد نشوند و رسالتشان که تامين امنيت عمومي است را اجرايي کنند؛ «اظهارات اخير سردار رادان جزء وظايف نيروي انتظامي نبوده و دستگاه هاي فرهنگي بايد در اين باره تصميم بگيرند.»سيدهادي طباطبايي نماينده روحاني ايذه هم با بيان اينکه نحوه برخورد نيروي انتظامي در طرح امنيت اجتماعي با خانم ها با شرع اسلام منافات دارد، به جنبه احساساتي اين رفتارها اشاره و اين پرسش را مطرح کرد؛ «در شرايطي که هم در رساله ها و هم فتواهاي فقهي مجتهدين مساله حجاب و پوشش زن کاملاً مشخص است، چرا بايد مسوولان نيروي انتظامي برخلاف فتواها و تفسيرهاي فقهي، حکم کرده و در سطح جامعه به اجرا مي گذارند.» اين روحاني مجلس تاکيد کرد که پوشيدن پوتين يا انواع حجاب زمستاني هيچ گاه در اسلام مصداق تبرج نبوده و هرکسي نبايد به خود اجازه دهد که از لغات ديني و اسلامي براي يک ديدگاه غيراسلامي استفاده کند؛ «هيچ مسوولي حق ندارد دين را با احساسات گره بزند و به خودش اجازه بدهد خارج دين و به جاي روحانيون و علما فتوا دهد و اجرا کند.» طباطبايي در حالي که نسبت به عواقب اين نوع برخوردها با زنان هشدار مي داد، عنوان کرد؛ «اين رفتارها اسلام را لکه دار مي کند و در حالي که اسلام تمام اين موارد را به عرف اجتماع محول کرده، بهتر است مسوولان نيروي انتظامي خارج از دين، دست و پا دراز نکنند تا دردسرساز نشود.»البته حسيني نماينده روحاني برخوار و ميمه هم که از اعضاي کميسيون فرهنگي است با کنايه و خنده که هنوز اين نوع چکمه ها را نديده، دغدغه اصلي را قرار دادن سربازها براي تعيين رابطه چکمه و تبرج عنوان کرد؛ «اين نظر نيروي انتظامي صحيح نيست چون اين سوال مطرح است که چرا نيروي انتظامي جاي علما و حتي نهادهاي فرهنگي مانند شوراي فرهنگ عمومي را گرفته است.» در حالي که حسيني ابراز اميدواري کرد که مسوولان اين نيرو خودسرانه وارد عمل نشوند از اين دغدغه صحبت کرد که «صلاح نيست يک سرباز سر چهارراه بخواهد با سليقه خودش در مورد چنين موضوع هاي مهمي تصميم گرفته و با بانوان برخورد نامناسب داشته باشد.»البته عشرت شايق و فاطمه آليا از اعضاي فراکسيون زنان مجلس نظر متفاوتي داشته و معتقد بودند که پوشيدن چکمه مورد نظر نيروي انتظامي مي تواند مصداق خودنمايي باشد و بايد با آن برخورد شود. عشرت شايق نماينده تبريز در پاسخ به اين سوال که آيا سرباز اين توانايي را دارد که با نگاه کردن به يک چکمه و شلوار تشخيص بدهد که مصداق تبرج است يا نه، معترض شد که دليلي ندارد که بخواهد نسبت به اظهارات مسوولان نيروي انتظامي موضع گيري کند. وي با اعتراض به رسانه ها براي طرح اين پرسش ها از نمايندگان مجلس گفت؛ «شما نگران تعداد قليلي زن (400 نفر) هستيد که چکمه مي پوشند اما من نگران مادرهايي هستم که گوشت ندارند سر سفره هايشان ببرند يا تن پوش فرزندانشان را ندارند.» وي سپس با موضع گيري نسبتاً تند نسبت به رسانه ها با طرح برخي اتهامات عنوان کرد؛ «من برايتان متاسفم که دغدغه شما چکمه چند خانم مرفه است. به اندازه کافي در مجلس جبهه داريم، شما لازم نيست به اختلاف ها دامن بزنيد. اصلاً مگر رسانه ها وکيل مدافع خانم ها هستند؟»البته شايق در نهايت به دفاع از مسوولان نيروي انتظامي پرداخت و گفت؛ «نه سردار رادان هرکسي است و نه طرح امنيت اجتماعي، هر کاري است. اما نمايندگان هم مسوول عملکرد نيروي انتظامي نيستند.» فاطمه آليا رئيس فراکسيون زنان هم به خانم ها پيشنهاد کرد که با پوشيدن يک لباس گشاد مانند چادر يا مانتو اين مشکل را حل کنند تا بتوانند زير آن چکمه راحتي با شلوار کوتاه بپوشند.
عناوين اين صفحه
استقبال دانشگاه از خاتمي
جنبش هاي دانشجويي
احمدي نژاد؛ درباره گراني توضيح مي دهم
نظر نمايندگان درباره پوشش زمستاني زنان

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام