نرگس روحاني
سازمان ملل متحد در سال 2003 روز 11 دسامبر (20 آذر) را به عنوان روز بين المللي کوه ها اعلام کرد. امسال مساله تغييرات آب و هوايي و گرم شدن زمين موضوع اصلي تمام برنامه هاي سازمان ملل است و شعار امسال روز بين المللي کوه ها اين است «با تغييرات روبه رو شويد؛ تغييرات آب و هوايي در مناطق کوهستاني».
اکوسيستم هاي کوهستاني از موثرترين و زيباترين چهره هاي زمين به شمار مي روند. تسلط چشمگير آنها بر دشت ها و فلات هاي پيرامون خود پيامد اکولوژيک بسياري دارد.
کارکرد اکوسيستم هاي کوهستاني در تعديل دما بسيار چشمگير است. کوه ها به دليل همين ويژگي در کمربندهاي ارتفاعي، شرايط زيست اقليمي (بيوکليماتيک) متفاوتي به وجود مي آورند. سيماي گياهي با افزايش ارتفاع به شدت تغيير مي کند. تراکم گياهي به نسبت افزايش ارتفاع کاهش مي يابد. شرايط محدودکننده اکوسيستم هاي کوهستاني مانعي در شکل گيري فعاليت هاي معيشتي نيست و امروزه ده درصد از جمعيت جهان در نواحي کوهستان زندگي مي کنند. يک چهارم خشکي را کوه ها فرا گرفته اند. از طرفي اکوسيستم کوهستاني نقش عمده يي در وضعيت اقتصادي پيرامون خود ايفا مي کند. فشار بيش از حد انسان بر اکوسيستم هاي کوهستاني هرساله باعث از بين رفتن ميليون ها تن خاک مي شود. کاهش پوشش گياهي کوه ها در اثر جنگل زدايي، چراي بي رويه و کاربري نادرست اراضي باعث مي شود که کوه ها نقش ذخيره سازي آب را به خوبي ايفا کنند. پيامد اين روند، تسريع فرآيند ذوب برف، عدم تغذيه آب هاي زيرزميني، سيلاب و خاکشويي و خارج شدن آب از دسترس انسان، خسارت اقتصادي و اجتماعي سنگين و کمبود آب در فصل خشکي است.
تاثير کوه ها در شرايط اقليمي به ويژه در مناطق خشک، بسيار چشمگير و تعيين کننده است. کشور ما به علت حضور ارتفاعات بلند زاگرس و البرز پيرامون فلات ايران، داراي خشکي غيرمنطقه يي است. اگرچه ممکن است حضور ارتفاعات مزبور از ورود توده هاي مرطوب هوا به داخل فلات جلوگيري کند (که به هر حال به علت شرايط پرفشارش بدون حضور کوه ها نيز چنين مي بود) ولي همين عوارض با تخليه رطوبت ابرها به شکل برف در ارتفاعات، آب هاي جاري، پوشش گياهي جنگل ها و مراتع را براي منطقه بسيار خشکي چون فلات داخلي ايران به ارمغان مي آورند. به اين ترتيب کوهستان ها شرايط مساعد، منابع آب، پوشش گياهي و... را براي دشت هاي وسيع و کويري سرزمين ايران مهيا کرده اند. لذا شرايط اکولوژيک، اقتصادي و فرهنگي سرزمين، دشت هاي خشک و بياباني و دشت هاي باريک و مرطوب سواحل جنوب و شمال ايران را کوهستان ها تعيين مي کنند. اخيراً وضعيت غيرعادي اقليمي متاثر از جريانات ال نينو و لانينا ناشي از اثر آلودگي هوا، جنگل زدايي، کويرزايي نيز به افزايش بارش هاي برفي زمستاني و تشديد گرماي تابستاني منجر شده است. به نظر مي رسد که با گرمايش هوا احتمال بروز سيل هاي شديد و متواتر همراه با توفان و خشکسالي افزايش يابد. بارش هاي بسيار شديدتر به علت افزايش ابرهاي باران زاي اروپايي در ارتفاعات زاگرس و البرز قابل پيش بيني است که ميزان بسيار زياد فرسايش را موجب خواهد شد. اثرات دگرگون کننده وضعيت اقليمي در مناطق خشک و گرم و پيامدهاي آن در بهبود شرايط زيستي کشور ما را مي توان در بسياري از کوه ها نشان داد. شرايط زيست اقليمي خطه شمال کشور حاصل دخالت ديواره کوهستاني البرز است و اين رشته کوه مانند دامگاهي، ابرهاي درياي خزر را به زير فرو مي کشد. رشته کوه هاي زاگرس به نحوي مشابه مانع ورود هوا و رطوبت درياي مديترانه مي شود و اگرچه به سود کشور ما عمل نمي کند، ولي در گستره يکپارچه طبيعت خللي در کارکرد آن نيست. بديهي است پيامدهاي اسارت ابرها، در يک سو سرسبزي و در ديگر سو خشکي است. اگر رشته کوه هاي مغرب نبودند صحراي آفريقا به سرعت تا کرانه هاي درياي مديترانه گسترش مي يافت. همين رشته کوه ها همچون ديواره يي غيرقابل نفوذ سد راه پيشروي اين صحرا هستند. اکوسيستم هاي کوهستاني ايران از جمله غني ترين و متنوع ترين رويشگاه هاي گياهي کشور و غرب آسيا به شمار مي روند. مهمترين توده هاي جنگلي و مراتع کشور در کوهستان ها گسترده اند. البرز شمالي پوشيده از جنگل هاي هيرکاني است و اجتماع آن از نظر وسعت رويشگاه در دنيا منحصر به فرد است. رويش هاي البرز جنوبي و مرکزي اغلب خشکي دوست هستند که از نظر حفاظت آب و خاک نقش حياتي دارند. رشته کوه هاي زاگرس بسيار متنوع است و اگرچه از نظر تراکم، فقير و تيپ هاي جنگلي و غيرجنگلي آن تنک است، ولي از نظر گونه هاي بومي بسيار حائز اهميت است. کوه هاي خراسان (بينالود، کپه داغ، آلاداغ) نيز از نظر گياهان داراي اهميت بسيار است. کوه هاي ارسباران برخوردگاه فلور هيرکاني، اکسيني و قفقازي است و تحت تاثير فلات مرکزي نيز قرار دارد. رشته کوه هاي جنوب پوشيده از بوته ها و درختچه هايي است که منشاء متفاوتي دارند و ميعادگاه عناصر ديرين پالئوتروپيک و پالئو آرکنيک است و در آنها نفوذ عناصر گياهي ايراني- توراني به مرزهاي گرم جنوب ايران (که از آن قسمت هاي نواري هندي- سيرجاني هستند) به چشم مي خورد.
يکي از گونه هاي مهم هيرکاني گونه ليلکي است و انجيلي و پلت و بلندمازو از جمله گونه هايي هستند که در جامعه گياهي شمال البرز غايبند.
از جانوران پستاندار اکوسيستم هاي کوهستاني در زيستگاه هاي جنگلي هيرکاني مي توان گونه هاي مرال، شوکا، گربه هاي وحشي، خرس، پلنگ، راسو، سمور جنگلي، رودک، تشي و سنجاب درختي را ديد. در زيستگاه هاي شمال غربي که شامل جنگل هاي ارسباران تا استپ هاي کوهستاني شمال غربي مي شود، مي توان قوچ و ميش ارمني، خرس، گرگ، شغال، روباه، بز و پازن، پلنگ، سنجاب زميني و گربه وحشي را مشاهده کرد. زيستگاه هاي خراسان کانون اصلي قوچ و ميش اوريال، گربه پالاس، سنجاب دم ميشي، پلنگ، بز و پازن، خرس، گراز و پايکا است.
زيستگاه هاي زاگرس جنوب غربي مهمترين زيستگاه بز و پازن، قوچ و ميش، پلنگ، گرگ، شغال، روباه، کفتار و خرس قهوه يي، سمور، گربه وحشي و سنجاب ايراني است.
دايره المعارف ايرانيکا 8 تيپ زيستگاهي براي پرندگان در ايران مشخص کرده است که سه تيپ آن کاملاً کوهستاني هستند که عبارتند از؛
1- استپ هاي نيمه خشک و کوهپايه هاي حاشيه کوير که پوشيده از درمنه خشک و نيمه خشک است. سارگپه پابلند، دليجه، باقرقره، سبزقبا و زنبورخوار از جمله پرندگان اين زيستگاه است.
2- کوه هاي مرتفع، منطقه هاي آلپي کوه هاي البرز، زاگرس و کوه هاي آذربايجان، خراسان، کرمان و بلوچستان که گونه هاي بارز اين زيستگاه ها عبارتند از عقاب طلايي، هما، بادخورک، صعوه کوهي، طرقه کوهي، دم سرخ سياه، چلچله کوهي، چکاوک شاخدار، زاغ نوک زرد، گنجشک برفي و کبک دري. ناحيه جنگلي و درختزارهاي کوهستاني البرز- زاگرس که جنگل هاي شمال آذربايجان و جنوب خزر را شامل مي شود، داراي پرندگاني مانند دارکوب سبز، کبوتر جنگلي، دارکوب خالدار، جيجاق، پيت درختي، سنگ چشم پشت سرخ، صعوه جنگلي، اليکايي، سسک درختي زرد، سسک سرسياه، سينه سرخ، توکا، چرخ ريسک و در ارتفاعات بلوچستان و کرمان سسک سينه سرخ ايراني، سسک نقابدار، هيوم و حتي در کوه هاي دورافتاده که هنوز از توده هاي اورس قابل توجهي برخوردارند گونه هايي نظير سهره پيشاني سرخ را مي توان نام برد.
افزون بر اينها، در گذشته هاي نه چندان دور کوهستان به عنوان بارويي مطمئن در برابر ناامني هاي اجتماعي بود و ارزشي استراتژيک داشت و هميشه پناهگاهي براي مبارزان مردمي بود. کوهستان امانتدار بسياري از کانون هاي مذهبي بود؛ از آتشکده ها گرفته تا کليساها، از قلعه هاي نظامي تا کتيبه ها، همه در دل کوهستان محفوظ بوده اند. از نمونه هاي آن قلعه بابک در منطقه کليبر در کوه هاي ارسباران، آثار دوران اشکاني و ساساني در کوه خواجه سيستان و کتيبه گنج نامه در کوه الوند را مي توان نام برد. کوه هاي ايران از نظر تفرجگاهي بسيار غني هستند. برخي از اين پديده ها تا حد يک اثر طبيعي ملي ارزشمندند. سوسن چلچراغ گونه بسيار نادر و منحصر به فردي است که در داماش در دامنه کوه هاي جنگلي هيرکاني مي رويد. آبشارهاي کوه دنا، درياچه سوتک و ولشت در کوه هاي البرز، درياچه گهر در اشترانکوه و... نمونه هايي از هزاران پديده زيبا و باارزش کشور ما به شمار مي روند. اکوسيستم هاي کوهستاني سرزمين هاي حاشيه يي محسوب مي شوند، يعني سرزمين هايي که به علت وجود برخي از موانع طبيعي امکان کشت و زرع متمرکز در آنها نيست. دامنه هاي شيب دار، صخره يي و سرماي زياد از عوامل محدودکننده فعاليت هاي کشاورزي در کوهستان به شمار مي روند. سيستم دامداري و کوچ رو و سنتي که در بيشتر نقاط دنيا وجود دارد، در ايران نيز به صورت زندگي ايلات و عشاير تجلي يافته که از اين عوامل استفاده معيشتي مي کنند. ييلاق و قشلاق به صورت کوچ عمودي از کهن ترين شيوه هاي زيستي جوامع انساني به شمار مي روند. در حال حاضر فشار جمعيت دام و دگرگوني روش هاي کاربري اراضي تمام سرزمين هاي حاشيه يي را در معرض خطر قرار داده است. اين جمعيت براي تامين سوخت هنوز به هيمه و هيزم متکي است. با ادامه روند قطع درختان (که مساوي تخريب اکوسيستم کوهستان است) تداوم شيوه دامداري کوچ رو قابل تضمين نخواهد بود، زيرا اين جوامع رابطه موزون و هماهنگ خود را با طبيعت از دست مي دهند. اين جوامع کوچ رو داراي دستاوردهاي با ارزش تجربي در رابطه با طبيعت هستند. اين جوامع تجربه هايي گرانبها درباره کاربري گياهان (غذايي، علوفه يي يا دارويي)، کاربري اراضي و تراس بندي و شيب شکني بوده و در تحولات فنون متفاوت استفاده از زمين به ويژه در اراضي شيب دار و خاک هاي فرسايش يافته سهم زيادي دارند.
يکنواخت سازي فرهنگي براي حفظ تنوع زيستي که بعد چهارم آن تنوع فرهنگي است، ضايعه يي دردناک به شمار مي رود. در نيم قرن اخير نفوذ و گسترش نوآوري هاي فني در شيوه هاي زيستي ايلات و عشاير، دگرگوني هاي زيادي به وجود آورده است و در نتيجه اين اجتماعات هماهنگي خود را با طبيعت از دست داده اند و در اين فرآيند مراتع کوهستاني روزبه روز فقيرتر و از جوامع ايلات و عشاير تهي شدند. از عوامل تهديدکننده اکوسيستم کوهستاني مي توان علل زير را نام برد؛
1-پاک تراشي پوشش گياهي سيستم هاي کوهستاني.
2- فشار دام؛ پوشش گياهي جنگلي و مرتعي سيستم هاي کوهستاني به شدت تحت فشار چراي بي رويه دام قرار دارد. برخي ميزان دام کشور را سه برابر ظرفيت مراتع ذکر کرده اند. از اين لحاظ مراتع زاگرس و کوه هاي خراسان در وضعيتي به مراتب بدتر از البرز هستند.
3- بهره برداري از معادن؛ به طور کلي بهره برداري از منابع طبيعي بايد با تفکر آمايش انجام شود. اما تخريب هاي اخير نشان مي دهد که متاسفانه چنين نبوده است. در دامنه هاي جنوبي البرز و مشرف به تهران، برداشت سنگ لاشه به چشم مي خورد. اين نوع بهره برداري ها از معادن در مناطق اشترانکوه، کلاه قاضي و شيرکوه نيز کاملاً مشهود است. فرسايش و تغيير PH آب از جمله پيامدهاي ناشي از اين نوع بهره برداري هاست و رانش هاي بزرگ ناشي از واريزه هاي کوهي روي کل موجودات رودخانه تاثير گذاشته است. در اين روش تخريب، خاکي که براي توليد هر سانتيمتر آن صدسال وقت لازم است، به راحتي شسته شده و به چرخه رودخانه وارد مي شود. اين فرسايش عمر مفيد سدها را نيز کم مي کند.
4- جاده سازي؛ احداث جاده در مناطق کوهستاني با حجم زياد خاکبرداري و خاکريزي همراه است که در ادامه باعث نابودي زيستگاه ها و نابودي جانوران و گياهان و آسيب به مناطق حساس خواهد شد.
5- توريسم؛ مناطق کوهستاني امروزه به يکي از منابع توريسم جوامع پيشرفته تبديل شده اند. فعاليت هاي توريستي، شرايط زيستي بسياري از گونه هاي کوه زي و نادر را به مخاطره انداخته است که اختلال در امنيت حيات وحش، آلودگي هاي زيست محيطي، شيوع بيماري هاي حيات وحش، فشردگي خاک و آسيب ديدگي چشم انداز ها از جمله پيامدهاي متعارف توريسم و استفاده بي رويه از کوه ها به عنوان منابع تفرجگاهي به شمار مي رود.