شنبه، 24 آذر 1386 - شماره 1565
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: علم
پيامدهاي زيانبار بهره برداري بي رويه از طبيعت
لزوم پاسداشت کوهستان ها

نرگس روحاني

سازمان ملل متحد در سال 2003 روز 11 دسامبر (20 آذر) را به عنوان روز بين المللي کوه ها اعلام کرد. امسال مساله تغييرات آب و هوايي و گرم شدن زمين موضوع اصلي تمام برنامه هاي سازمان ملل است و شعار امسال روز بين المللي کوه ها اين است «با تغييرات روبه رو شويد؛ تغييرات آب و هوايي در مناطق کوهستاني».

اکوسيستم هاي کوهستاني از موثرترين و زيباترين چهره هاي زمين به شمار مي روند. تسلط چشمگير آنها بر دشت ها و فلات هاي پيرامون خود پيامد اکولوژيک بسياري دارد.

کارکرد اکوسيستم هاي کوهستاني در تعديل دما بسيار چشمگير است. کوه ها به دليل همين ويژگي در کمربندهاي ارتفاعي، شرايط زيست اقليمي (بيوکليماتيک) متفاوتي به وجود مي آورند. سيماي گياهي با افزايش ارتفاع به شدت تغيير مي کند. تراکم گياهي به نسبت افزايش ارتفاع کاهش مي يابد. شرايط محدودکننده اکوسيستم هاي کوهستاني مانعي در شکل گيري فعاليت هاي معيشتي نيست و امروزه ده درصد از جمعيت جهان در نواحي کوهستان زندگي مي کنند. يک چهارم خشکي را کوه ها فرا گرفته اند. از طرفي اکوسيستم کوهستاني نقش عمده يي در وضعيت اقتصادي پيرامون خود ايفا مي کند. فشار بيش از حد انسان بر اکوسيستم هاي کوهستاني هرساله باعث از بين رفتن ميليون ها تن خاک مي شود. کاهش پوشش گياهي کوه ها در اثر جنگل زدايي، چراي بي رويه و کاربري نادرست اراضي باعث مي شود که کوه ها نقش ذخيره سازي آب را به خوبي ايفا کنند. پيامد اين روند، تسريع فرآيند ذوب برف، عدم تغذيه آب هاي زيرزميني، سيلاب و خاکشويي و خارج شدن آب از دسترس انسان، خسارت اقتصادي و اجتماعي سنگين و کمبود آب در فصل خشکي است.

تاثير کوه ها در شرايط اقليمي به ويژه در مناطق خشک، بسيار چشمگير و تعيين کننده است. کشور ما به علت حضور ارتفاعات بلند زاگرس و البرز پيرامون فلات ايران، داراي خشکي غيرمنطقه يي است. اگرچه ممکن است حضور ارتفاعات مزبور از ورود توده هاي مرطوب هوا به داخل فلات جلوگيري کند (که به هر حال به علت شرايط پرفشارش بدون حضور کوه ها نيز چنين مي بود) ولي همين عوارض با تخليه رطوبت ابرها به شکل برف در ارتفاعات، آب هاي جاري، پوشش گياهي جنگل ها و مراتع را براي منطقه بسيار خشکي چون فلات داخلي ايران به ارمغان مي آورند. به اين ترتيب کوهستان ها شرايط مساعد، منابع آب، پوشش گياهي و... را براي دشت هاي وسيع و کويري سرزمين ايران مهيا کرده اند. لذا شرايط اکولوژيک، اقتصادي و فرهنگي سرزمين، دشت هاي خشک و بياباني و دشت هاي باريک و مرطوب سواحل جنوب و شمال ايران را کوهستان ها تعيين مي کنند. اخيراً وضعيت غيرعادي اقليمي متاثر از جريانات ال نينو و لانينا ناشي از اثر آلودگي هوا، جنگل زدايي، کويرزايي نيز به افزايش بارش هاي برفي زمستاني و تشديد گرماي تابستاني منجر شده است. به نظر مي رسد که با گرمايش هوا احتمال بروز سيل هاي شديد و متواتر همراه با توفان و خشکسالي افزايش يابد. بارش هاي بسيار شديدتر به علت افزايش ابرهاي باران زاي اروپايي در ارتفاعات زاگرس و البرز قابل پيش بيني است که ميزان بسيار زياد فرسايش را موجب خواهد شد. اثرات دگرگون کننده وضعيت اقليمي در مناطق خشک و گرم و پيامدهاي آن در بهبود شرايط زيستي کشور ما را مي توان در بسياري از کوه ها نشان داد. شرايط زيست اقليمي خطه شمال کشور حاصل دخالت ديواره کوهستاني البرز است و اين رشته کوه مانند دامگاهي، ابرهاي درياي خزر را به زير فرو مي کشد. رشته کوه هاي زاگرس به نحوي مشابه مانع ورود هوا و رطوبت درياي مديترانه مي شود و اگرچه به سود کشور ما عمل نمي کند، ولي در گستره يکپارچه طبيعت خللي در کارکرد آن نيست. بديهي است پيامدهاي اسارت ابرها، در يک سو سرسبزي و در ديگر سو خشکي است. اگر رشته کوه هاي مغرب نبودند صحراي آفريقا به سرعت تا کرانه هاي درياي مديترانه گسترش مي يافت. همين رشته کوه ها همچون ديواره يي غيرقابل نفوذ سد راه پيشروي اين صحرا هستند. اکوسيستم هاي کوهستاني ايران از جمله غني ترين و متنوع ترين رويشگاه هاي گياهي کشور و غرب آسيا به شمار مي روند. مهمترين توده هاي جنگلي و مراتع کشور در کوهستان ها گسترده اند. البرز شمالي پوشيده از جنگل هاي هيرکاني است و اجتماع آن از نظر وسعت رويشگاه در دنيا منحصر به فرد است. رويش هاي البرز جنوبي و مرکزي اغلب خشکي دوست هستند که از نظر حفاظت آب و خاک نقش حياتي دارند. رشته کوه هاي زاگرس بسيار متنوع است و اگرچه از نظر تراکم، فقير و تيپ هاي جنگلي و غيرجنگلي آن تنک است، ولي از نظر گونه هاي بومي بسيار حائز اهميت است. کوه هاي خراسان (بينالود، کپه داغ، آلاداغ) نيز از نظر گياهان داراي اهميت بسيار است. کوه هاي ارسباران برخوردگاه فلور هيرکاني، اکسيني و قفقازي است و تحت تاثير فلات مرکزي نيز قرار دارد. رشته کوه هاي جنوب پوشيده از بوته ها و درختچه هايي است که منشاء متفاوتي دارند و ميعادگاه عناصر ديرين پالئوتروپيک و پالئو آرکنيک است و در آنها نفوذ عناصر گياهي ايراني- توراني به مرزهاي گرم جنوب ايران (که از آن قسمت هاي نواري هندي- سيرجاني هستند) به چشم مي خورد.

يکي از گونه هاي مهم هيرکاني گونه ليلکي است و انجيلي و پلت و بلندمازو از جمله گونه هايي هستند که در جامعه گياهي شمال البرز غايبند.

از جانوران پستاندار اکوسيستم هاي کوهستاني در زيستگاه هاي جنگلي هيرکاني مي توان گونه هاي مرال، شوکا، گربه هاي وحشي، خرس، پلنگ، راسو، سمور جنگلي، رودک، تشي و سنجاب درختي را ديد. در زيستگاه هاي شمال غربي که شامل جنگل هاي ارسباران تا استپ هاي کوهستاني شمال غربي مي شود، مي توان قوچ و ميش ارمني، خرس، گرگ، شغال، روباه، بز و پازن، پلنگ، سنجاب زميني و گربه وحشي را مشاهده کرد. زيستگاه هاي خراسان کانون اصلي قوچ و ميش اوريال، گربه پالاس، سنجاب دم ميشي، پلنگ، بز و پازن، خرس، گراز و پايکا است.

زيستگاه هاي زاگرس جنوب غربي مهمترين زيستگاه بز و پازن، قوچ و ميش، پلنگ، گرگ، شغال، روباه، کفتار و خرس قهوه يي، سمور، گربه وحشي و سنجاب ايراني است.

دايره المعارف ايرانيکا 8 تيپ زيستگاهي براي پرندگان در ايران مشخص کرده است که سه تيپ آن کاملاً کوهستاني هستند که عبارتند از؛

1- استپ هاي نيمه خشک و کوهپايه هاي حاشيه کوير که پوشيده از درمنه خشک و نيمه خشک است. سارگپه پابلند، دليجه، باقرقره، سبزقبا و زنبورخوار از جمله پرندگان اين زيستگاه است.

2- کوه هاي مرتفع، منطقه هاي آلپي کوه هاي البرز، زاگرس و کوه هاي آذربايجان، خراسان، کرمان و بلوچستان که گونه هاي بارز اين زيستگاه ها عبارتند از عقاب طلايي، هما، بادخورک، صعوه کوهي، طرقه کوهي، دم سرخ سياه، چلچله کوهي، چکاوک شاخدار، زاغ نوک زرد، گنجشک برفي و کبک دري. ناحيه جنگلي و درختزارهاي کوهستاني البرز- زاگرس که جنگل هاي شمال آذربايجان و جنوب خزر را شامل مي شود، داراي پرندگاني مانند دارکوب سبز، کبوتر جنگلي، دارکوب خالدار، جيجاق، پيت درختي، سنگ چشم پشت سرخ، صعوه جنگلي، اليکايي، سسک درختي زرد، سسک سرسياه، سينه سرخ، توکا، چرخ ريسک و در ارتفاعات بلوچستان و کرمان سسک سينه سرخ ايراني، سسک نقابدار، هيوم و حتي در کوه هاي دورافتاده که هنوز از توده هاي اورس قابل توجهي برخوردارند گونه هايي نظير سهره پيشاني سرخ را مي توان نام برد.

افزون بر اينها، در گذشته هاي نه چندان دور کوهستان به عنوان بارويي مطمئن در برابر ناامني هاي اجتماعي بود و ارزشي استراتژيک داشت و هميشه پناهگاهي براي مبارزان مردمي بود. کوهستان امانتدار بسياري از کانون هاي مذهبي بود؛ از آتشکده ها گرفته تا کليساها، از قلعه هاي نظامي تا کتيبه ها، همه در دل کوهستان محفوظ بوده اند. از نمونه هاي آن قلعه بابک در منطقه کليبر در کوه هاي ارسباران، آثار دوران اشکاني و ساساني در کوه خواجه سيستان و کتيبه گنج نامه در کوه الوند را مي توان نام برد. کوه هاي ايران از نظر تفرجگاهي بسيار غني هستند. برخي از اين پديده ها تا حد يک اثر طبيعي ملي ارزشمندند. سوسن چلچراغ گونه بسيار نادر و منحصر به فردي است که در داماش در دامنه کوه هاي جنگلي هيرکاني مي رويد. آبشارهاي کوه دنا، درياچه سوتک و ولشت در کوه هاي البرز، درياچه گهر در اشترانکوه و... نمونه هايي از هزاران پديده زيبا و باارزش کشور ما به شمار مي روند. اکوسيستم هاي کوهستاني سرزمين هاي حاشيه يي محسوب مي شوند، يعني سرزمين هايي که به علت وجود برخي از موانع طبيعي امکان کشت و زرع متمرکز در آنها نيست. دامنه هاي شيب دار، صخره يي و سرماي زياد از عوامل محدودکننده فعاليت هاي کشاورزي در کوهستان به شمار مي روند. سيستم دامداري و کوچ رو و سنتي که در بيشتر نقاط دنيا وجود دارد، در ايران نيز به صورت زندگي ايلات و عشاير تجلي يافته که از اين عوامل استفاده معيشتي مي کنند. ييلاق و قشلاق به صورت کوچ عمودي از کهن ترين شيوه هاي زيستي جوامع انساني به شمار مي روند. در حال حاضر فشار جمعيت دام و دگرگوني روش هاي کاربري اراضي تمام سرزمين هاي حاشيه يي را در معرض خطر قرار داده است. اين جمعيت براي تامين سوخت هنوز به هيمه و هيزم متکي است. با ادامه روند قطع درختان (که مساوي تخريب اکوسيستم کوهستان است) تداوم شيوه دامداري کوچ رو قابل تضمين نخواهد بود، زيرا اين جوامع رابطه موزون و هماهنگ خود را با طبيعت از دست مي دهند. اين جوامع کوچ رو داراي دستاوردهاي با ارزش تجربي در رابطه با طبيعت هستند. اين جوامع تجربه هايي گرانبها درباره کاربري گياهان (غذايي، علوفه يي يا دارويي)، کاربري اراضي و تراس بندي و شيب شکني بوده و در تحولات فنون متفاوت استفاده از زمين به ويژه در اراضي شيب دار و خاک هاي فرسايش يافته سهم زيادي دارند.

يکنواخت سازي فرهنگي براي حفظ تنوع زيستي که بعد چهارم آن تنوع فرهنگي است، ضايعه يي دردناک به شمار مي رود. در نيم قرن اخير نفوذ و گسترش نوآوري هاي فني در شيوه هاي زيستي ايلات و عشاير، دگرگوني هاي زيادي به وجود آورده است و در نتيجه اين اجتماعات هماهنگي خود را با طبيعت از دست داده اند و در اين فرآيند مراتع کوهستاني روزبه روز فقيرتر و از جوامع ايلات و عشاير تهي شدند. از عوامل تهديدکننده اکوسيستم کوهستاني مي توان علل زير را نام برد؛

1-پاک تراشي پوشش گياهي سيستم هاي کوهستاني.

2- فشار دام؛ پوشش گياهي جنگلي و مرتعي سيستم هاي کوهستاني به شدت تحت فشار چراي بي رويه دام قرار دارد. برخي ميزان دام کشور را سه برابر ظرفيت مراتع ذکر کرده اند. از اين لحاظ مراتع زاگرس و کوه هاي خراسان در وضعيتي به مراتب بدتر از البرز هستند.

3- بهره برداري از معادن؛ به طور کلي بهره برداري از منابع طبيعي بايد با تفکر آمايش انجام شود. اما تخريب هاي اخير نشان مي دهد که متاسفانه چنين نبوده است. در دامنه هاي جنوبي البرز و مشرف به تهران، برداشت سنگ لاشه به چشم مي خورد. اين نوع بهره برداري ها از معادن در مناطق اشترانکوه، کلاه قاضي و شيرکوه نيز کاملاً مشهود است. فرسايش و تغيير PH آب از جمله پيامدهاي ناشي از اين نوع بهره برداري هاست و رانش هاي بزرگ ناشي از واريزه هاي کوهي روي کل موجودات رودخانه تاثير گذاشته است. در اين روش تخريب، خاکي که براي توليد هر سانتيمتر آن صدسال وقت لازم است، به راحتي شسته شده و به چرخه رودخانه وارد مي شود. اين فرسايش عمر مفيد سدها را نيز کم مي کند.

4- جاده سازي؛ احداث جاده در مناطق کوهستاني با حجم زياد خاکبرداري و خاکريزي همراه است که در ادامه باعث نابودي زيستگاه ها و نابودي جانوران و گياهان و آسيب به مناطق حساس خواهد شد.

5- توريسم؛ مناطق کوهستاني امروزه به يکي از منابع توريسم جوامع پيشرفته تبديل شده اند. فعاليت هاي توريستي، شرايط زيستي بسياري از گونه هاي کوه زي و نادر را به مخاطره انداخته است که اختلال در امنيت حيات وحش، آلودگي هاي زيست محيطي، شيوع بيماري هاي حيات وحش، فشردگي خاک و آسيب ديدگي چشم انداز ها از جمله پيامدهاي متعارف توريسم و استفاده بي رويه از کوه ها به عنوان منابع تفرجگاهي به شمار مي رود.
بازار سيستم هاي ضدعفوني کننده آب و فاضلاب در اروپا
رقيب روش هاي سنتي
ترجمه؛ عبدالله مصطفايي

بازار سيستم هاي ضدعفوني کننده آب و فاضلاب يکي از پررشدترين بازارها در صنعت آب اروپا است. قوانين سختگيرانه يکي از بزرگ ترين محرک هاي اين بازار است و نگراني اروپاييان در زمينه آلودگي آب و نيز بيماري هاي ناشي از آب باعث رشد فرصت هاي جديد در اين عرصه مي شود که تصويب قوانين جديد را در پي خواهد داشت.

به تازگي موسسه Frost & Sullivan تحقيقي در زمينه اين بازار انجام داده است که بيانگر درآمدي معادل 5/485 ميليون دلار امريکا در اين بازار اروپايي است. برآورد شده است که اين درآمد تا سال 2013 به رقم 700 ميليون دلار افزايش يابد.

ريچارد مسوول اين تحقيق در موسسه فوق الذکر بوده است. او در اين زمينه مي گويد؛«افزايش نگراني ها درباره اثرگذاري فعاليت صنايع غيرقانوني و نيز آلودگي بيولوژيکي بر منابع آب منجر به آن شده است که اتحاديه اروپا قوانين جديدي را با هدف تقويت سيستم هاي ضدعفوني کننده آب و فاضلاب شهري اعلام کند. البته از سوي ديگر در بخش صنعت نيز نياز به آب با خلوص زياد به شدت احساس مي شود که بازار اين سيستم ها را تقويت مي کند.» در بخش آب و فاضلاب شهري مي توان به قانون آب آشاميدني اتحاديه اروپا

(EC/98/83) و قانون آب براي استحمام (76/160/EEC) اشاره کرد.

همان طوري که ذکر شد در بخش آب و فاضلاب شهري، قوانين جديد به عنوان محرک هاي رشد بازار سيستم هاي ضدعفوني کننده به شمار مي روند و در بخش صنعت به خصوص صنايع غذايي، دارويي و نوشيدني ها اين نياز به آب با خلوص بالا است که به عنوان يک محرک قوي عمل مي کند. بايد توجه داشت که گرايش اين صنايع آن است که به جاي استفاده از آب تصفيه خانه ها، تاسيسات تصفيه را در صنعت خود برپا دارند تا بتوانند به کيفيت مورد نياز خود دست يابند.

هر چند بازار سيستم هاي ضدعفوني کننده آب و فاضلاب اروپا از فرصت هاي رشد خوبي برخوردار است، ولي افراد سهيم در اين بازار معتقدند که اگر شرکت هاي دخيل در اين بازار خدمات اضافي نيز ارائه کنند، قادر خواهند بود مزيت هايي را نيز براي خود کسب کنند. در مورد اين خدمات مي توان به سيستم هاي مانيتورينگ، ارائه خدمات مهندسي و آموزش پرسنل اشاره کرد.

ريچارد در اين باره مي افزايد؛«تامين کنندگان تجهيزات اصلي سيستم هاي ضدعفوني کننده اگر بتوانند خدمات ديگري را نيز در اين عرصه ارائه کنند، قادر خواهند بود سهم بيشتري از بازار را نصيب خود کنند.» او مي گويد؛«اين شرکت ها با ساخت تجهيزات منطبق با نياز مشتري مي توانند خدمات بهتري ارائه کنند.»

در کل بايد اعتراف کرد که اين بازار در حال تغيير مسير از روش هاي متداول کلرزني به سوي تکنولوژي هاي جديدتر از قبيل سيستم هاي UV، ازن زني، سيستم هاي دي اکسيد کلر، کلريناسيون الکتروليتي و حتي سيستم هاي غشايي است. هر چند در حال حاضر ميزان به کارگيري روش هاي مرسوم کلرزني(تزريق گاز کلر و کلر مايع) زياد است ولي با افزايش نگراني در مورد اثرات بيماري زاي محصولات جانبي حاصل از ضدعفوني کردن(DBP)، از اين ميزان خواهد کاست

در عوض تشکيل اين محصولات جانبي هنگام تزريق کلر، باعث افزايش تقاضا براي روش هايي از قبيل UV، ازن زني، سيستم هاي دي اکسيد کلر در بخش آب آشاميدني خواهد شد. در اين بين سيستم هاي UV از رشد بالايي برخوردار بوده و رقيبي براي روش هاي کلرزني به شمار مي روند. بايد متذکر شد که روش هاي کلريناسيون الکتروليتي و نيز سيستم هاي دي اکسيد کلر چون کلر کمتري مصرف مي کنند، انتظار اين است که محصولات جانبي کمتري نيز توليد کنند و در نتيجه ريسک کمتري وجود داشته باشد. نهايتاً اينکه در اروپا کل بازار سيستم هاي ضدعفوني کننده آب و فاضلاب در حال رشد است ولي سرعت و الگوي اين رشد در مناطق مختلف اين اتحاديه متفاوت است. اين بدان معني است که مناطق مرکزي و شرقي اروپا و نيز منطقه ايبري بخش آب آشاميدني داراي رشد بالايي است و در مناطق صنعتي اروپا مثل آلمان، فرانسه و انگلستان فرصت هاي زيادي براي فناوري هاي پيشرفته ضدعفوني سازي وجود دارد.

Waterworld, May.2007
تلاش براي ارسال کاوشگر به ماه
ساعت به کار افتاد
جان استوارت
ترجمه؛ رقيه علي نژاد


اولين گروه به طور رسمي ورودش به مسابقه دستيابي بخش خصوصي به ماه را اعلام کرد. شرکت اوديسه ماه مي گويد مي خواهد با ارسال يک فرودگر روباتي به سطح ماه بدون استفاده از هرگونه کمک هاي دولتي «تاريخ ساز» شود. اين شرکت براي دستيابي به جايزه يي 30 ميليون دلاري که شرکت گوگل و بنياد ايکس پرايز برگزارکننده آن هستند، رقابت مي کند. هدف از اين رقابت سرعت بخشيدن به پژوهش هاي کم هزينه ماموريت هاي فضايي است.

«ويليام پومر انتز» مدير برنامه هاي فضايي بنياد ايکس پرايز مي گويد؛«بسيار جالب است که بدانيم بيش از نيمي از جمعيت کنوني جهان، در دوراني که آخرين انسان و حتي خرين روبات ها در سطح ماه جست وجو مي کردند، وجود نداشتند.» وي افزود؛«ما اميدواريم اين جايزه يک مسابقه بين المللي را به راه اندازد تا بشر بتواند تاثيرش را تا ماه گسترش دهد. در دهه آينده همه چيز در مورد ماه خواهد بود. هم اکنون ماه داغ ترين موضوع پژوهش است.»

مبلغ جايزه

جايزه برنده اين مسابقه 20 ميليون دلار است و به اولين شرکت خصوصي اهدا مي شود که بتواند يک وسيله نقليه را روي سطح ماه فرود آورد و بتواند با موفقيت مجموعه يي از وظايف(از جمله طي مسافت حداقل 500 متر روي سطح ماه و جمع آوري اطلاعات علمي) را به انجام برساند.

يک جايزه 5 ميليون دلاري ديگر نيز به دومين گروهي که بتواند کاوشگري را به ماه ارسال کند، اهدا مي شود.

5 ميليون دلار ديگر نيز به گروهي اهدا مي شود که بتواند ماموريت هاي بيشتري را در سطح ماه انجام دهد، از جمله عکسبرداري از ابزارهاي ساخت بشر برجاي مانده در سطح ماه همانند ابزارهاي ماموريت هاي آپولو.

شرکت اوديسه ماه يکي از ايده هاي رابرت ريچاردز است. وي مي گويد؛ «هدف ما اين است که اولين گروهي باشيم که جايزه ايکس پرايز قمري گوگل را دريافت مي کند، اما براي دستيابي به اين جايزه بايد روشي يافت تا دستيابي تجاري به فضاي وراي مدار زمين را امکان پذير کرد و حتي به ماه دسترسي پيدا کرد.» وي مي افزايد؛«به گمان من ماه مکان بسيار زيبايي است. البته طبيعت ماه بسيار خشن است. بسته به اينکه در کدام قسمت ماه باشيم، ماه بسيار داغ يا بسيار سرد است، اما با اين همه موضوع بسيار جذابي نيز محسوب مي شود.»

وي در ادامه مي گويد؛«زمين بسيار بزرگ است، خروج از زمين بسيار دشوار و پرهزينه است، اما زماني که توانستيم ساختارهاي مورد نياز را در سطح ماه بسازيم، با مصرف مقدار کمتر انرژي و هزينه مي توانيم از آنجا به هر جاي ديگري در منظومه شمسي مان برويم.»

اسکنرهاي سه بعدي


شرکت اوديسه ماه هنوز به طور کامل طرح هاي فني خود را رو نکرده است، اما يک مدل از فرودگري را که مي توان به ماه فرستاد، ارائه کرد.

اين مدل داراي يک اسکنر ليزري سه بعدي است. اين اسکنر سه بعدي مي تواند تصوير کاملي از محيط اطراف فرودگر را ارائه کند.

شرکت اوديسه ماه براي ساخت اين فرودگر با شرکت کانادايي MDA همکاري مي کند. شرکت MDA براي ساخت بازوهاي روباتي براي ناوگان شاتل فضايي امريکا شهرت دارد.

دکتر کريستين سالابرگر معاون شرکت MDA مي گويد با توجه به محدوديت هاي اين رقابت طرح نهايي شکل مي گيرد. وي مي گويد؛«يکي از شرط هاي اين رقابت، ارسال تصويرهاي ويدئويي با کيفيت بالا به زمين است. اين شرط درباره سيستم هاي حسگري که مي توان به ماه برد، محدوديت هايي اعمال مي کند.» وي در ادامه مي گويد؛«در مورد برقراري ارتباط نيز با دشواري هايي روبه رو هستيم. بايد اين تصويرهاي با وضوح زياد را به زمين ارسال کنيم، بنابراين به يک سيستم با پهناي باند زياد نياز داريم. اين يکي از دشواري هاي فني است که ما تلاش مي کنيم بر آن چيره شويم.»

آغاز شمارش معکوس

جايزه ايکس پرايز ماه سومين جايزه يي است که بنياد ايکس پرايز باني آن بود. اولين جايزه که در سال 2004 اهدا شد نيز به موضوع گسترش صنعت فضاپيمايي خصوصي مربوط بود.

گروه سازنده هواپيماي موشکي اسپيس شيپ وان اين جايزه ده ميليون دلاري را به چنگ آورد. اين گروه توانسته بود فردي را به ارتفاع ده کيلومتري از سطح زمين ببرد و همين کار را طي يک هفته يک بار ديگر تکرار کرد. سخنگويان شرکت اوديسه ماه در کنار يک پوستر سخن مي گفتند که روي آن نوشته شده بود «ساعت به کار افتاد.» اين گروه در تلاش است بر اين محدوديت زماني چيره شود زيرا اين رقابت تا 31 دسامبر 2014 ادامه دارد و اگر گروهي برنده اين مسابقه نشود، مسابقه لغو مي شود.

www.bbc.co.uk
عناوين اين صفحه
لزوم پاسداشت کوهستان ها
رقيب روش هاي سنتي
ساعت به کار افتاد
کنفرانس مهندسي ساخت و توليد
ريشه هاي ايراني من
جايزه بيوتکنولوژي تربيت مدرس
خم شدگي در منظومه شمسي

کنفرانس مهندسي ساخت و توليد
اعتماد؛ دومين کنفرانس بين المللي مهندسي ساخت و توليد ايران با حضور متخصصان داخل و خارج کشور در دانشگاه علم و صنعت ايران برگزار شد. رئيس بخش علمي دومين کنفرانس بين المللي مهندسي ساخت و توليد ايران از ايجاد بستر تعامل بين پژوهشگران دانشگاهي و صنعتگران بخش خصوصي با رعايت موازين استاندارد علمي در حد کنگره هاي بين المللي مشابه به عنوان دستاورد اين کنگره نام برد. دکتر اميرحسين دوايي با اشاره به اينکه مکاترونيک، تلفيقي از رشته هاي مکانيک، برق، کنترل، مخابرات، طراحي صنعتي، روانشناسي، نرم افزار و... است، تصريح کرد؛ امروزه توليدکنندگان محصولات پيچيده مبتني بر فناوري هاي نوين براساس نياز بازار و با در نظرگيري موارد فوق، نسبت به طراحي و توليد محصول اقدام مي کنند. وي ادامه داد؛ هم اينک دانشجويان کشور که در حوزه مکاترونيک مهارت هاي لازم را کسب کرده اند، در تعامل با شرکت هاي بين المللي قرار دارد. دکتر محمد صديقي دبير اين کنفرانس نيز گفت؛ گروه هاي طراحي و ساخت به کمک کامپيوتر، ماشينکاري سنتي و غيرسنتي، فرآيندهاي ساخت، اتوماسيون در ساخت و توليد، کاربردهاي صنعتي در ساخت و توليد و مديريت اقتصاد در ساخت و توليد از محورهاي تخصصي اين کنفرانس بود. اين کنفرانس در روز دوشنبه (نوزدهم آذرماه) شروع و روز چهارشنبه (بيست و يکم آذرماه) نيز به کار خود پايان داد.


ريشه هاي ايراني من
اعتماد؛ شماره 530 ماهنامه دانشمند منتشر شد. در اين شماره علاوه بر خبرها و نوآوري ها اين عنوان ها به چشم مي خورد؛ نوبل در سال صد و هفتم (معرفي برندگان نوبل در رشته هاي علمي)، ريشه هاي ايراني من (گفت وگوي اختصاصي دانشمند با انوشه انصاري)، راز ساخت هرم بزرگ، زماني براي انبساط عالم، نگاهي دوباره به ساکنان کوچک بدن، در دنياي معتادان خبري جز مرگ نيست، استون هنج ايران (آشنايي با عجايب برج هشتصدساله رادکان)، آيا آنها از آمدن زمين لرزه آگاهند (نگاهي به توانمندي هاي شگفت انگيز حيوانات در تشخيص زودهنگام وقوع زلزله ها)، نام ايران را به جايگاه اصلي اش برگردانيد (چالش تازه کاربران ايراني با ياهو). داستان علمي - تخيلي، نگاه تازه، آن سوي دانش، وب گشت علمي، خواندني ها، کتابخانه دانشمند، سينماي علمي - تخيلي، گذشته ها و ... نيز از ديگر صفحه هاي ثابت اين نشريه است که در 100 صفحه و با قيمت 600 تومان منتشر مي شود.


جايزه بيوتکنولوژي تربيت مدرس
اعتماد؛ با شناسايي ژن هاي دخيل در ايجاد مقاومت به شوري و خشکي در گياهان زراعي و وحشي به روش پروتئوميکس توسط دکتر قاسم حسيني سالکده رئيس بخش تحقيقات فيزيولوژي، بيوشيمي و پروتئوميکس پژوهشکده بيوتکنولوژي کشاورزي جايزه بيوتکنولوژي دانشگاه تربيت مدرس به اين دانشمند جوان اختصاص يافت. تنش هاي شوري و خشکي از عمده ترين عوامل محيطي محدودکننده پيش روي توليد است که با توجه به گسترش زمين هاي شور، افزايش توليد در اين زمين ها با توجه به روند فزاينده رشد جمعيت و نياز به غذا اجتناب ناپذير است. يکي از موثرترين روش هاي مقابله با اين تنش ها، اصلاح گياهان براي افزايش مقاومت است که متاسفانه روش هاي اصلاحي سنتي براي رسيدن به اين هدف با مشکلات بسياري روبه رو بوده و روند آن کند است که بخش عمده آن به پيچيدگي اين صفات و تعداد بسيار زياد ژن هاي دخيل در پاسخ گياه به اين تنش ها برمي گردد. پروتئوميکس در ترکيب با روش هاي نوين ژئوميکس و بيوانفورماتيک، امکان شناسايي مکانيسم ها و ژن هاي دخيل در پاسخ گياهان به تنش ها را فراهم مي کند. هدف اصلي از اجراي اين پروژه بررسي مکانيسم پاسخ به شوري و خشکي در گياهان مختلف با ديدي بهتر در زمينه مکانيسم هاي مشابه و متفاوت است تا در آينده بتوان از ژن هاي شناخته شده دخيل در مقاومت در برنامه هاي اصلاح نباتات از طريق هرم سازي ژني استفاده کرد.


خم شدگي در منظومه شمسي
ايسنا؛ دانشمندان به تازگي دريافته اند که منظومه شمسي ما با ضربه هاي ميدان مغناطيسي بين ستاره يي از اعماق فضا دچار فرورفتگي و قرشدگي شده است. اين اطلاعات به وسيله فضاپيماي «وويجر» آژانس فضانوردي امريکا (ناسا) در طول سفر 30 ساله اش به لبه منظومه شمسي به دست آمده است. «ادوارد استون»، دانشمند ماموريت «وويجر» در موسسه فناوري کاليفرنيا در اين زمينه گفت؛ «محققان تا مدت زيادي تصور مي کردند که منظومه شمسي خميده شده، اما هرگز تاکنون به مدارک علمي مستقيم و صريح در اين زمينه دست نيافته بودند.» به گفته اين دانشمندان، فضاپيماي «وويجر-2» وارد تکان پاياني شد که تقريباً يک ميليارد مايل در نيمکره جنوبي هليوسفر منظومه شمسي از «وويجر- 1» پيشتر رفته است. تکان پاياني يک منطقه متلاطم فراتر از مدار پلوتون است؛ جايي که بادهاي خورشيدي نشأت گرفته از خورشيد به ميزان قابل توجهي به دليل برخورد با گاز رقيق فضاي بين ستاره يي آرام مي شوند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام