دوشنبه، 26 آذر 1386 - شماره 1567
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
براي روز جهاني کوهستان توسط کارشناسان مطرح شد
جاده سازي و گردشگري، چالش کوه هاي ايران
الهه موسوي

سال 1992 وقتي همه سفرا و وزراي بيش از 70 کشور جهان در کنفرانس زمين در ريودوژانيرو گرد هم آمدند تا سند حمايت و حفاظت از کره زمين و ساکنانش را امضا کنند، ايران نيز در کنار ساير کشورها نخستين سند مربوط به حفاظت از کوه ها را امضا کرد و به جرگه متعهدان به حفاظت از کوهستان پيوست. اما با وجود اين تعهد، هرگز و شايد کمتر حفاظت و سلامت کوهستان هاي ايران مورد توجه قرار گرفت.

کوه ها از مهمترين منابع زندگي براي ساکنان کره زمين محسوب مي شوند و منابع پايه يي مثل جنگل، مرتع، تنوع زيستي و ذخيره گاه آب شرب انساني در همين کوه ها تجميع مي شود.

همچنين از حدود 410 ميليارد مترمکعب بارش سالانه در ايران، تقريباً 70 درصد آن در کوه ها مي بارد.

پروفسور علي يخکشي فوق دکتراي مديريت محيط زيست از دانشگاه ژرژ آگوست آلمان، گروه هاي آسيب رسان به کوه ها را بدين سان برمي شمارد؛«دسته اول کساني هستند که بدون توجه به اهميت و ارزش کوه ها و بدون شناخت و رعايت قواعد کوهستان ها در اين مسيرها تردد مي کنند. آنها در قالب گردشگر يا ورزشکار، محيط کوهستان را به انواع زباله ها آلوده مي کنند.»

اين مدرس دانشگاه ضمن بيان اينکه روزانه چندين متر مکعب زباله در کوهستان هاي ما ريخته مي شود، گروه هاي بهره بردار را آسيب زنندگان بعدي به کوه ها مي نامد. او توضيح مي دهد؛«متاسفانه برخي گروه هاي بهره بردار و صاحبان بنگاه هاي اقتصادي اين حوزه بدون توجه به قوانين، با دست درازي به طبيعت، تخريب هايي در کوهستان به وجود مي آورند که حاصلش تخريب جنگل، گرم شدن هوا، فرسايش خاک، جاري شدن سيل و کم شدن حاصلخيزي خاک است.»

عباس محمدي مدير گروه ديده بان کوهستان نيز با اشاره به برگزاري برخي همايش هاي مرتبط با محيط زيست در کوهستان مي گويد؛«وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي از محل درآمد شرکت ها و کارخانه هاي صنعتي، بودجه يي را براي برنامه هاي ورزشي دارند و يکي از طرح هايي که بسيار کم هزينه اما پرآب و لعاب است و براي اين نهادها آمارها و ارقام هاي دهان پرکني را مي سازد همين صعودهاي سراسري است که از اساس مخرب است. اين برنامه ها را نمي شود به حساب فعاليت هاي ورزشي گذاشت؛ چون کوهنوردي ورزشي است در گروه هاي کوچک با امکانات خاص و اين برنامه ها با اين جمعيت زياد، بيشتر به يک پيک نيک شبيه است و صرف نظر از اين حالت، اثر تخريبي آن بر محيط کوهستان بسيار جدي بوده، فشار ناگهاني خاصي را اعم از پاکوبي محيط کوهستان، ريختن زباله و... به مناطق کوهستاني وارد مي کند.»

محمدي نمونه نگران کننده يي را از تخريب منطقه دماوند مثال مي آورد؛«استانداري مازندران در شهريور امسال چندين هزار نفر از کارکنان و خانواده هايشان را با بودجه يي سنگين در ارتفاع 4 هزار متري منطقه دماوند آورد. اين برنامه در سال قبل هم اجرا شده بود و بسيار طبيعي است که اين جمعيت عظيم با برجا گذاشتن حتي نيمي از زباله هاي خود، محيط کوه را آلوده کردند. به نظر نمي رسد به سادگي بتوان اثر تخريب اين گروه ها و هيات ها را که به ظاهر حرکت مثبتي انجام مي دهند، ترميم و جبران کرد و واقعاً بر مسوولان است که در اين مورد تصميم عاجل بگيرند.»

ساخت و ساز در ارتفاعات

ماده چهارم آيين نامه اراضي احداث بنا و تاسيسات خارج از محدوده قانوني و حريم شهرها مصوب شماره 4940، ايجاد هرگونه ساختمان و تاسيسات در خارج از محدوده قانوني و حريم شهرها را مستلزم رعايت ضوابط عمومي از قبيل رعايت حريم نسبت به راه ها، دريا، رودخانه، جنگل ها، درياچه ها، تالاب ها، نهرهاي عمومي و... و همچنين رعايت ضوابط مقرر توسط مراجع ذي ربط در مورد بهداشت عمومي و بهسازي و حفاظت محيط زيست مي داند. اما به رغم اين مواد قانوني طي پانزده سال اخير، ساخت و سازهايي در ارتفاعات صورت گرفته که باعث تخريب کوه ها و مناطق کوهستاني است.

عباس محمدي سدسازي، جاده سازي و راهسازي را چالش اصلي کوهستان ها مي داند و تاکيد مي کند؛«نهادها و ارگان هاي دولتي، تحت عنوان سازندگي، چنان بلايي بر سر ارتفاعات آورده اند که غيرقابل ترميم است. نمونه مشخص آن منطقه لواسانات است که شهرداري ها با عريض کردن جاده آن و ايجاد شاهراه به اصطلاح خودشان درصدد آباد کردن مسير هستند. اما اين آبادي نيست و در حقيقت، تخريب کوهستان است و آثار آن را هم به هيچ عنوان نمي توان از ميان برداشت. نمونه ديگر، در بخشي از منطقه ورجين اتفاق افتاده است.

به اين شکل که بخشي از کوه را منفجر کرده و براي جلوگيري از ريزش آن، توري هايي را در مقابل نصب کرده اند. همچنين در قلب کوه هاي بارز کرمان که از نمونه هاي نادر جنگل در جنوب شرقي ايران است، براي يک روستاي کوچک فصلي به نام روستاي گاوکان، جاده يي احداث کرده اند. در آزادراه قزوين- رشت در منطقه درفک در اثر انجام عمليات راهسازي، کوه ريزش کرده و به صورت ابدي اين کوهستان تخريب شده و رانش خواهد داشت.»

محمدي با اشاره به تجربه کشورهاي توسعه يافته مي گويد؛«در سوئيس سالانه چند ميليون نفر به «شهرک زرماد» که مرکز کوهنوردي سوئيس است براي تفريح و اسکي و... مي آيند. اين شهرک جاده يي دارد باريک که در برخي نقاط آن حتي دو خودرو در مقابل هم امکان عبور ندارند. آيا آنها امکان عريض کردن اين جاده را نداشته اند؟ اين طور نيست؛ آنها مي دانند کوهستان بسيار باارزش تر از آن است که بخواهند آن را تخريب کنند و مي دانند که اگر خاک و کوه برش بخورد با هيچ قدرتي نمي توان از ريزش و رانش آن جلوگيري کرد، چرا که خود آن کوه نگه دارنده آن خاک ها و منطقه است.»

مدير گروه ديده بان کوهستان از مسوولان وزارت راه مي پرسد؛«براساس کدام استراتژي بايد هر جاده کوچکي در دل کوه ها، عريض شده به اتوبان تبديل شود؟ با کدام هدف، براي اينکه يک نفر مي خواهد براي چند ساعت تفريح کند؟»

طرح کمربند سبز

پروفسور يخکشي با تاکيد بر اينکه به رغم وجود قوانين سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگل ها، تا 1800 متر ارتفاع ضلع شمالي تهران ساخت و ساز شده، اجراي طرح کمربند سبز تهران را يکي از راه حل هاي اين معضل مي داند. او مي گويد؛«پنج سال پيش اين افتخار را داشتم که به عنوان راه حلي براي اين معضل، «طرح جامع کمربند سبز تهران» را ارائه دهم که در شهرداري تصويب شد. وزارت مسکن هم آن را تصويب کرد ولي متاسفانه در اجرا با مشکلاتي مواجه شد. مشکلات توسط دستگاه هايي به وجود آمد که چندان بي ارتباط با دستگاه هاي دولتي نبودند و اين طرح تا اين ساعت هنوز اجرا نشده و با گذشت 5 ، 6 سال هنوز در کشو ميز مانده و به اجرا درنيامده است.»

يخکشي همان کسي است که قبل از انقلاب نيز طرح «کمان سبز تهران» را داده بود؛ طرحي که از جاجرود تا رودخانه کرج يعني از جنوب غربي تا جنوب شرقي تهران را دربر مي گرفت که بعدها به فراموشي سپرده شد.

گرم شدن زمين و کوه ها

عنوان امسال روز جهاني کوه ها «گرم شدن زمين و کوه ها» است، چرا که گرم شدن زمين امروز به يکي از جدي ترين و اساسي ترين بحران هاي بشري تبديل شده است.

عباس محمدي معتقد است که اين موضوع در کشور ما بر ديگر عوامل تخريب اضافه مي شود؛ چراي بي رويه و بيش از ظرفيت توسط دام، گردشگري غيراصولي، جاده کشي و ساخت و ساز در ارتفاعات و...

او تاکيد مي کند؛«تمام يخچال هاي طبيعي که ما در دماوند، علم کوه، سبلان و بسياري ديگر از نقاط کوهستاني کشورمان داشته ايم به سرعت در حال آب شدن هستند. اين برف چال ها و يخچال هاي طبيعي در حکم آب انبارهايي براي روزهاي گرم تابستان هستند. هنگامي که زمين گرم مي شود يخچال ها به سرعت آب شده و همين باعث مي شود حتي در يک سال پرباران هم شهرها کمبود آب را تجربه کنند.»

او توضيح مي دهد گرم شدن زمين فرآيند تدريجي ذوب شدن يخچال ها را سرعت بخشيده و باعث رخداد سيلاب هاي بهاري مي شود.

مدير گروه ديده بان کوهستان توضيح مي دهد؛«طي پانزده سال اخير، ميانگين بارندگي مان چندان تغيير نکرده در حالي که ميانگين سال هاي خشک مان بيشتر شده است، علتش همين گرم شدن زمين است. اين براي ما خطر بزرگي است؛ چرا که ما در منطقه خشک دنيا و روي نوار بياباني قرار گرفته ايم. در اين شرايط تا هنگامي که مردم ما ندانند تخريب کوهستان و محيط هاي طبيعي براي سلامتي خود و فرزندان شان چه خطراتي در پي دارد، هيچ چيز درست نمي شود.»

اين را يخکشي مي گويد. اين استاد دانشگاه که سال ها در آلمان زندگي کرده، يادآور مي شود؛«در کشورهاي غربي در اين زمينه فرهنگ سازي شده و مردم مي دانند اگر زباله در کوه و طبيعت ريخته شود، اگر به درختان آسيب رسانده شود و اگر جاده هاي غيراصولي ساخته شود ضرر و زيانش دامن همه شهروندان را خواهد گرفت.

براي همين در اروپا به خصوص اروپاي غربي و شمالي، هر يک از انسان ها خود جنگل بان، محيط بان و مراقب کوهستان منطقه خودشان محسوب مي شوند و آن را بخشي از اموال ملي و شخصي خود به حساب مي آورند که وظيفه شان حفاظت از آنها است، نه اينکه آنها را در تملک خود درآورند.

در اين بين نقش اطلاع رساني و آگاهي بخشي مراکز آموزشي- پژوهشي و مراکز اجرايي و همچنين شهرداري ها و انجمن هاي غيردولتي زيست محيطي بسيار مهم است و با فرهنگ سازي، بسياري از معضلات اجتماعي را مي توان حل کرد.
در نامه شبکه سبز گلستان به منابع طبيعي؛
احداث جاده در ارتفاعات متوقف شود
شبکه سبز گلستان طي نامه يي از اداره کل منابع طبيعي اين استان خواست احداث جاده جنگلي ارتفاعات ناهارخوران گرگان را متوقف کنند. در متن اين نامه آمده است؛

پيرو دعوت شبکه سبز گلستان جهت بررسي معضلات مربوط به جاده جنگلي ارتفاعات ناهارخوران گرگان از طرح جنگلداري سري 8 زيارت مربوط به يال سفيد چشمه تا دوبرار، به استحضار مي رساند اين نشست با حضور جمعي از کارشناسان و علاقه مندان طبيعت و اعضاي اين شبکه برگزار شد که نتايج حاصله به شرح زير حضورتان تقديم مي شود.

1- اگرچه از اقدامات موثر آن اداره کل در جهت خروج دام از جنگل و همچنين خارج کردن روستاهاي کوچک داخل جنگل و تملک و خريداري زمين هاي حساس در حوزه هاي آبخيز و جنگلکاري هاي وسيع در استان بايد ياد کرد ولي متاسفانه نگاه حاکم بر بهره برداري از جنگل هاي شمال کشور بيشتر جنبه اقتصادي دارد و ساير ابعاد آن از قبيل جنبه هاي اجتماعي، فرهنگي و زيست محيطي در آن کمتر لحاظ مي شود. لازم است مسوولان محترم به هر طريق ممکن اين جنبه هاي کم رنگ شمرده شده را حتي پررنگ تر از جنبه هاي اقتصادي مدنظر قرار دهند.

2- جنگل مربوط به طرح مذکور از قديم الايام نه به عنوان يک منطقه جنگلي کوهستاني عادي که به عنوان يکي از زيباترين و پرترددترين و به طور کلي يکي از بهترين مسيرهاي کوهپيمايي اين شهر و استان و حتي در سطح کشور مطرح بوده است که ايجاد جاده و سر و صداي اره موتوري خصوصاً در روزهاي پرازدحام جمعه و آمدن موتورسواران و افراد مزاحم در اين جاده بدترين ضربه را بر پيکر خانواده کوهنوردان و طبيعت دوستان و خصوصاً نسل جوان وارد ساخته است و اين مسير کوهپيمايي دل انگيز (يا در حقيقت ميدان ورزشي طبيعي) را از بين برده است که بازتاب آن نمي تواند براي آن اداره محترم خوشايند باشد.

3- هدف از احداث اين جاده صرفاً در جهت بهره برداري از جنگل و حمل و نقل چوب آلات است ولي اين نکته نيز حائز اهميت است که احداث جاده باعث دسترسي آسان افراد ناسالم به عمق جنگل و منجر به اختلال در امنيت اجتماعي کوهنوردان شده است که به لحاظ عدم نظارت صحيح بر رفت و آمد وسايل نقليه موتوري برخي افراد به آساني به يک مکان دنج و خارج از حوزه نظارتي نيروهاي انتظامي دست يافته اند که حرکت هاي نادرستي شروع مي شود و چه بسا مي رود در آينده نزديک شاهد معضلات اجتماعي زيانباري در منطقه باشيم چرا که هنوز حادثه آزار و اذيت زنان در پارک جنگلي النگدره مربوط به چند سال پيش در اذهان باقي مانده است.

4- با توجه به ميزان پايين و هفت درصدي سطح جنگل ها در کشور و اهميت مناطق حفاظت شده، جاي آن دارد اين منطقه که جاده در آن کشيده شده به دليل همجواري با منطقه حفاظت شده جهان نما به عنوان يک منطقه ضربه گير براي آن عمل کند. حال با توجه به موارد ذکر شده، پيشنهاد اين شبکه جهت اعمال نظر در طرح تجديدنظر بعدي در خصوص جاده احداث شده و همچنين جاده در دست مطالعه جهت احداث که در ادامه همين جاده تا ارتفاعات سوته کمر و چشمه پيرزن پيش بيني شده است، موارد زير است؛

الف- جاده موردنظر (يال سفيد چشمه تا دوبرار) به دلايل ذکر شده مسدود و رفت و آمد هرگونه وسايل نقليه در آن ممنوع شود.

ب- از احداث جاده بعدي که در ادامه اين جاده است نيز جلوگيري به عمل آيد.

ج- تمامي پارسل هايي که در تردد کوهنوردان است حفاظتي اعلام شده به طوري که هرگونه بهره برداري در آنها براي هميشه ممنوع شود.

د- جهت حفاظت اين منطقه از کمک هاي مردمي با الگوي جمعيت هلال احمر استفاده شود.

به طوري که افراد علاقه مند را به صورت داوطلب جذب کرده و در موارد لزوم همچون سيل، آتش سوزي و... از کمک آنها استفاده شود.

در خاتمه ضمن تشکر از زحماتي که آن مديريت درخصوص صيانت از منابع طبيعي و حفظ و توسعه آن به عمل مي آورد، شايسته است مراتب را بررسي و با توجه به اينکه هيچ دليل اقتصادي به هر مبلغ نمي تواند جاي اين همه ارزش از دست رفته و مشکلات ايجاد شده را پر کند، دستور فرمايند از هر طريق مقتضي نسبت به خواسته هاي نمايندگان گروه ها و سازمان هاي مختلف زيست محيطي و کوهنوردي در جهت نفي و حذف اين جاده و ادامه آن، اقدام مساعد و نتيجه بخش صورت گيرد.
توقف جنگل زدايي در آفريقا
فرزانه رحيمي

رهبران 27 کشور اروپايي و53 کشور آفريقايي روز نهم دسامبر(2007) در ليسبون پرتغال در مورد موضوعات مختلفي از جمله تغييرات آب و هوايي بين دو قاره بحث تبادل نظر کردند.

در حاشيه اين گفت وگوها، مذاکرات گرين پيس، رهبران آفريقا و اتحاديه اروپا براي اقدامات پيشگيرانه فوري جهت توقف جنگل زدايي در آفريقا که مي تواند باعث انتشار گاز کربن و در نتيجه گرم تر شدن کره زمين باشد، انجام شد.

بنابر گفته «استفان فون پرت» هماهنگ کننده مبارزات بين المللي عليه جنگل زدايي در آفريقا، رهبران در نشست ليسبون مجبور به به کارگيري حداکثر توان سياسي خود و حمايت هاي فوري براي توقف قطع درختان در آفريقا هستند.

اين درختان همان طور که رشد مي کنند، کربن مهم ترين گاز گلخانه يي را جذب مي کنند و با سوختن و پوسيدن، آن را به فضا برمي گردانند.

طبق تحقيقات سازمان ملل جنگل زدايي حدود 25 درصد انتشار گاز گلخانه يي را افزايش مي دهد. يعني به همان ميزاني که امريکا اين گاز را توليد کرده و باعث آلودگي هوا مي شود.

همچنين اروپا بايد قانوني را براي جلوگيري از قطع غيرقانوني درختان براي صادرات، به جهت اعتباربخشي قاره اروپا براي مبارزه با تغييرات آب و هوا و جنگل زدايي بپذيرد. شايان ذکر است رشد جنگل ها در غرب اروپا 10 درصد و در شرق اروپا 15 درصد از سال 1990 تا 2005 بوده است.

دلايل آن شامل حفاظت بهتر، مهاجرت به شهرها و افزايش بهره وري روي مزارعي است که نياز به زمين کمتري دارند.

بنابر اظهارنظر «پکا کوپي» که مديريت مطالعات در دانشگاه هلسينکي فنلاند را بر عهده دارد، جنگل هاي اروپا نقش مهمي در جذب و ذخيره کربن در 15 سال گذشته داشته، به طوري که ما را شگفت زده کرده است.

همزمان با اين نشست در بالي اندونزي نيز کنفرانسي در مورد تغييرات آب و هوا برگزار شده است. در اين رابطه هزاران تظاهرکننده در شهرهاي سراسر جهان از جمله لندن، برلن، هلسينکي، تايپه، اندونزي و... براي جلب توجه انظار نسبت به تغييرات جوي و فشار به رهبران جهان جهت اتخاذ اقداماتي جدي در اين زمينه دست به راهپيمايي زدند.

در همان حال، مردم سراسر آلمان چراغ هاي خانه هاي خود را براي صرفه جويي در مصرف انرژي به مدت پنج دقيقه خاموش کردند. برخي از تظاهرکنندگان عکس هاي بوش را با اين عبارت حمل مي کردند؛ «تحت تعقيب به علت ارتکاب جرم عليه کره زمين.» امريکا با معاهده کيوتو در ارتباط با شرايط جوي که از کشورهاي صنعتي مي خواهد گازهاي گلخانه يي را کاهش دهند، به مخالفت برخاسته است. اين کنفرانس تا يک هفته ديگر ادامه دارد.

منبع؛ کانون ديده بانان زمين
آداب کوهستان
علي رنجي پور

در انجام هر کاري، مسائل و جزئيات و به اصطلاح ريزه کاري هايي هست که بهتر است آدم خود را نسبت به رعايت آنها ملزم بداند. البته اين ريزه کاري ها با آن چيزي که به اصول و قوانين معروف است، اساساً فرق مي کند. به جا نياوردن جزئيات هرگز تباه کننده کليت کاري نيست، حال آنکه سرپيچي از کليات و زير پا گذاشتن اصول و قوانين، فعل آدمي را به طور کامل از حيز انتفاع ساقط مي کند. رانندگان حرفه يي ماشين هاي سنگين را همه در جاده ها ديده ايم؛ آنها که به رعايت آداب راندن در جاده معروفند. وقتي راهنماي چپ مي زنند، مي خواهند به ماشين پشتي اعلام کنند که از روبه رو ماشين نمي آيد و راه براي سبقت گرفتن باز است. اين راهنماي چپ در هيچ قانوني نوشته نشده و موقع گرفتن گواهينامه از هيچ کس در مورد آن امتحاني گرفته نمي شود و هرگز هيچ افسري راننده يي را به خاطر رعايت نکردن آن جريمه نمي کند. پس چه چيز راننده کاميون را وا مي دارد تا کاري کند که به هيچ عنوان در حيطه و محدوده وظايف او نيست و هيچ الزامي در انجام دادن يا ندادنش نمي بيند؟ شايد عده يي بخواهند آن را به بحث هاي اخلاقي ارتباط دهند که البته ارتباط چندان نابجايي هم نيست اما به نظر مي رسد سواي اخلاقيات چيز مهم ديگري هم هست که آن را بايد ذيل چيزي به نام «حرفه يي بودن» ديد. رانندگي مثال ساده يي است. خيلي از اين مثال ها درباره هر کاري -و نه الزاماً هر شغلي- را مي توان پشت هم رديف کرد. بازي کردن، شوخي کردن، حرف زدن، نامه نوشتن، فيلم ديدن، کتاب خواندن، قدم زدن و حتي کار ناپسند و مذمومي مثل سيگار کشيدن هم آداب خاص خود را دارد. (سيگار کشيدن همفري بوگارت را به خاطر بياوريد تا بهتر متوجه منظور بنده شويد.)

طبيعتاً کوهنوردي هم که موضوع اصلي بحث ما است، آدابي دارد. به پيرمردهايي که پنجشنبه ها و جمعه ها به کوه هاي اطراف تهران مي روند نگاه کنيد. به طمانينه و آرامشي که دارند و ارتباطشان با محيط اطراف خود و به نحوه راه رفتنشان و به کوله کوچک همراهشان و به طرز حرف زدنشان، سلام کردنشان، «خسته نباشيد» و «سلامت باشيد» گفتن شان و زير لب آواز زمزمه کردن شان و به نوع شوخي کردن شان و به آب و چاي و خرما خوردن شان و حتي به نفس کشيدن شان در هواي پاکيزه کوهستان. جالب اينجاست که همه اينها در يک پنجشنبه خلوت و يک مسير آرام به هيچ عنوان جلب توجه نمي کند و جزيي از طبيعت کوهستان پيش چشم آدم به نظر مي رسد. و اين از عجايب کار حرفه يي هاست که با کاري که مي کنند و با محيط پيرامون خود يکي مي شوند و پيش چشم نمي آيند. همانطور که آن راننده هيچ وقت در جاده جلب توجه نمي کند. حالا از آن طرف جواني -يا بهتر بگويم گروه جواناني- را در نظر بگيريد که کوهنوردي شان حسابي سر و صدا دارد و کلي داردار و خبردار. تو گويي صداي بلند ضبط صوت و ام پي تري پليرشان با صداي بلند، خبر از حضور قاطع و بي تخفيف ايشان به کوهستان مي دهد، و همينطور لحن حرف زدن شان و شوخي هايشان و بلند بلند خنديدن شان و از صخره آويزان شدن هايشان و وسط راه نشستن شان و حتي بعضاً نحوه کوله و چادر و کيسه کشيدن شان. و اينها همه از ويژگي کار آماتورهاست که مدام توي چشمند و به وصله يي ناجور و ناهماهنگ روي کار و محيط اطراف مي مانند. قصد بر تاييد گروهي و خداي ناکرده تکفير ديگري نيست.

حرفه يي ها به محيط احترام مي گذارند و براي آن ارزش و اعتبار قائل مي شوند. پيش چشم آنها محيط نه وسيله و مشخصه يي براي ديده شدن که جايي است که در آن حل مي شوند و صفا مي کنند چرا که ديده شدن اقتضائاتي دارد و به جا آوردن آن اقتضائات، مستلزم آن است که آدم از خود ردي باقي بگذارد و اين با آداب حرفه يي گري به هيچ وجه سازگار نيست. براي ديده شدن بايد اجزاي محيط را به گونه يي دستکاري کرد و هرچه اين دستکاري بيشتر باشد، آدم به هدف خود نزديک تر خواهد شد. يقين داشته باشيد اگر با اسپري قرمز روي تخته سنگي نام خود را به يادگار بنويسيد تا سال ها هرکه از کنار آن تخته سنگ بگذرد،تصرفي را که در محيط زيست کرده ايدو حضور قاطع شما را در آن محل به خاطر خواهد آورد. يا يک مثال ديگر؛ حتماً جمعه صبح ها يا روزهاي تعطيل ديگر توي همين ارتفاعات دم دستي تهران، لاي صخره ها و کنار رودخانه ها آثار به جا مانده از بساط خوشگذراني شب پيش را ديده ايد. چند تکه سنگ سياه و سوخته و کمي آشغال و پوست ميوه و قدري زباله (به معني زباله هاي تجزيه ناپذير و غيرقابل برگشت به طبيعت) و....همه به رهگذران و کوهنوردان اعلام مي کنند و خبر مي دهند که ديشب اينجا چه خبر بوده و چه اتفاقاتي افتاده و چه چيزهايي خورده شده است. نه اينکه قصدي در مخالفت با خوشگذراني در محيط کوهستان باشد، که برعکس، به شدت هم با آن موافقيم. اين مطالب صرفاً اشاره يي به رفتار آماتورها و جوان ها است و مقايسه يي با آنچه حرفه يي ها و پيرهاي کوهستان مي کنند. کساني که وقتي بساط تفريح هم به پا مي کنند و آتشي راه مي اندازند و دورش مي نشينند و ميوه مي خورند و تخمه مي شکنند و مي گويند و مي خندند و با هم دسته جمعي آواز مي خوانند، باز هم در گوشه و زاويه يي قرار مي گيرند، تو گويي باز در دل محيط پنهان شده و با آن يکي شده اند. البته در هر دو اين مثال ها رعايت آداب همان رعايت قوانين طبيعت کوهستان هم بود. پاک نگاه داشتن محيط، هم وظيفه و قانون کوهستان است و هم آداب آن. ولي همه آداب هميشه اينطور نيستند...

نوشتن درباره آداب کوهستان کار يکي، دو ستون نيست و مجال بسيار مفصلي مي طلبد. موضوع زواياي مختلفي دارد و آوردن مثال و شاهد از مصاديق عيني، براي روشن شدن اين زوايا ضروري است. مصداق و مثال هم که شکر خدا، کم نيست.
عناوين اين صفحه
جاده سازي و گردشگري، چالش کوه هاي ايران
احداث جاده در ارتفاعات متوقف شود
توقف جنگل زدايي در آفريقا
آداب کوهستان
جوابيه

جوابيه
در پي درج گزارشي با عنوان «کلپورگان؛ هفت هزار سال سفالگري زنان» در روز 4 آذر ماه جوابيه يي از سوي فرمانداري سراوان به روزنامه ارسال شده است؛

در روستاي کلپورگان مردم از داشتن آب، برق، بهداشت و مخابرات بهره مند مي باشند. محور سراوان به بازارچه مرزي متصل است و جمله «بايستي منتظر معضلات جدي در منطقه باشيم» کذب بوده و اصلاً بيان نشده است. بخش زيادي از اعتبارات بنگاه هاي اقتصادي زودبازده جذب نشده است. جهت رفع مشکلات لازم به نظر مي رسد دولت محترم راساً نسبت به سرمايه گذاري در بخش هاي زيرساختي از قبيل ساخت کارخانجات اقدام کرده و سپس سهام آن به مردم منطقه واگذار شود. به منظور استفاده بيشتر از بازارچه مرزي لازم است که قوانين صادرات و واردات مورد بررسي و تجديد نظر قرار گيرد تا امکان بهره برداري براي همه ساکنين نوار مرز تسهيل شود. در استان سيستان و بلوچستان بعد از انقلاب چندين کارگاه و کارخانجات جهت ايجاد اشتغال ايجاد شده موضوع در شهرستان سراوان بوده که هنوز کارخانجاتي جهت اشتغال از سوي بخش غيردولتي و دولتي عملياتي نشده است. در پايان لازم مي دانم به بخشي از اهم خدمات نظام مقدس اسلامي که در اين شهرستان اتفاق افتاده و اينجانب در مصاحبه خود به آن اشاره کرده ام بيان دارم. وجود چهار دانشکده و دانشگاه با 3000 دانشجو، توسعه فضاهاي آموزشي جهت 85 هزار دانش آموز، احداث بندهاي خاکي سيماني جهت مهار آب ها بيش از 2600 واحد، احداث سد بزرگ ماشکيد و مطالعه چهار سد در دست اقدام، توسعه راه هاي روستايي و شهري به طول بيش از 2000 کيلومتر، احداث و راه اندازي بيش از 130 مرکز و خانه بهداشت، احداث دو بازارچه مرزي، راه اندازي فرودگاه، انجام تقسيمات کشوري و تبديل يک شهرستان به سه شهرستان، توسعه شبکه مخابراتي با ضريب نفوذ 18 درصد و تحت پوشش تلفن همراه قرار گرفتن 50 درصد از شهرستان، کليه روستاهاي بالاي 100 خانوار از نعمت برق برخوردار مي باشند، احداث سه کارخانه طباخي، در دست احداث بودن کارخانه آرد، نئوپان، بيسکويت سازي، قند، کشتار گاه نيمه صنعتي، بسته بندي خرما، موزاييک سازي و غيره، کليه روستاهاي 100 خانوار به بالا و بخش ها از پوشش صد ا و سيما برخوردارند. تمام روستا هاي بالاي 100 خانوار از داشتن شبکه آب شرب سالم برخوردار بوده و خدمات ديگري که از حوصله جنابعالي خارج است، صورت پذيرفته و اميدوارم نسبت به چاپ و درج آن اقدام فرمايند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام