دوشنبه، 26 آذر 1386 - شماره 1567
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
حرفه يي ترين دزد تهران در چنگ پليس
اين مرد هر سرقت را در مدت 30 ثانيه انجام مي داد

گروه حوادث؛ حرفه يي ترين دزد تهران پس از چهارماه بازجويي به ارتکاب بيش از يک هزار سرقت در مدت دو سال اعتراف کرد.به گزارش خبرنگار ما، کارآگاهان اداره 20 پليس آگاهي تهران پس از آنکه با چندين فقره شکايت مشابه مبني بر سرقت وجوه نقد و لوازم داخل خودروهاي مدل بالا در شمال تهران مواجه شدند تحقيقات گسترده يي را در اين رابطه آغاز کردند، اما از آنجا که سارق ناشناس هيچ ردي از خود برجاي نمي گذاشت موفق به شناسايي و دستگيري وي نشدند تا اينکه سرانجام دزد حرفه يي در حين يکي از دزدي هاي خود با مالباخته رو در رو شد و به سرعت پا به فرار گذاشت. پس از اين حادثه مرد مالباخته با مراجعه نزد کارآگاهان مشخصات سارق لوازم خودرو يش را به پليس ارائه داد و با انجام چهره نگاري مشخص شد متهم مورد نظر مجرم سابقه داري به نام کامران است.با افشاي هويت سارق حرفه يي کارآگاهان به دستور داديار اکبري - رئيس شعبه دوم دادياري دادسراي ناحيه سه - براي دستگيري کامران وارد عمل شدند و توانستند او را به دام بيندازند.کامران که در هنگام دستگيري 5/1 ميليون تومان تراول چک و يک ميليون و 900 هزار تومان پول نقد همراه داشت در بازجويي هاي اوليه جرم خود را انکار کرد، اما با ادامه يافتن تحقيقات در مدت چهار ماه گذشته پذيرفت تاکنون بيش از يک هزار فقره سرقت انجام داده و از اين طريق حدود 25 ميليون تومان به دست آورده است.در پي اعترافات کامران، ماموران موفق شدند 6 مردي را که اموال مسروقه را از وي خريداري مي کردند بازداشت کنند.

سرقت 30 ثانيه يي

داديار اکبري - مسوول رسيدگي به اين پرونده - در رابطه با دزدي هاي کامران گفت؛ اين متهم فردي خونسرد و فوق العاده حرفه يي است، به گونه يي که سرقت هاي خود را معمولاً در مدت زمان 30 ثانيه و حداکثر در دو دقيقه انجام مي داده است.وي افزود؛ اين متهم در هيچ يک از سرقت هاي خود ناموفق نبود و به دليل اطمينان به کار خود حتي در مکان هايي که دوربين مداربسته وجود داشت نيز دست به سرقت مي زد به گونه يي که سابقه تصويري وي را در مواردي به دست آورده ايم ضمن اينکه اينگونه نبود که اگر وي در يک مکاني سرقت انجام داد براي دزدي هاي بعدي دوباره به آن محل مراجعه نکند.اکبري ادامه داد؛ متهم غالباً لاستيک و دستگاه راديوپخش سرقت مي کرد و در مواردي نيز پس از دزديدن چک هاي بانک به دليل مسدود شدن حساب موفق به برداشت پول نشده بود. همچنين اين مرد که از وي تاکنون يکصد حلقه لاستيک و تعدادي مدارک شناسايي کشف شده است اگر در دزدي هايش کارت هاي شناسايي به دست مي آورد از آنها براي نقد کردن تراول چک هاي مسروقه استفاده مي کرد.

اين مقام قضايي در ادامه گفت؛ متهم با فروش اموال مسروقه سه خودروي سمند، پژو 405 و پژو 206 براي خود خريداري کرده بود و در سرقت هايش از اين اتومبيل ها استفاده مي کرد. او حتي در برخي موارد پلاک ماشين ها را مي دزديد و در سرقت هاي بعدي پلاک هاي دزدي را روي اتومبيل خود نصب مي کرد و در برخي موارد نيز پلاک جلو و عقب خودروي وي با يکديگر متفاوت بود.

نحوه سرقت

کامران که پس از تحمل نخستين محکوميت خود به خانواده اش تعهد داده بود هرگز سراغ دزدي و کارهاي خلاف نرود هر روز صبح سوار بر يکي از اتومبيل هايش از منزل خارج مي شد و سپس خودرو را در يک پارکينگ پارک مي کرد و اين بار سوار بر اتومبيل ديگرش که پلاک هاي جعلي روي آن نصب شده بود، در شمال تهران پرسه مي زد.دزد حرفه يي پس از شناسايي طعمه يي مناسب به تعقيب سوژه مي پرداخت و پس از آنکه راننده اتومبيل مورد نظر ماشين را پارک مي کرد و از آن دور مي شد، کامران که خودروي خود را در فاصله چند متري سوژه اش متوقف کرده بود از آن پياده مي شد و بلافاصله نقشه دزدي را به مرحله اجرا درمي آورد. او پس از شکستن شيشه خودروها، قفل مرکزي را از کار مي انداخت و وجوه نقد و لوازم قيمتي داخل اتومبيل را به سرقت مي برد و اگر در اين مرحله شيئي باارزش يا پول نقد به دست نمي آورد صندوق عقب را باز و لاستيک زاپاس سرقت مي کرد و اگر در صندوق عقب نيز زاپاس وجود نداشت اين بار با استفاده از آچار لاستيک هاي اتومبيل را مي دزديد و به سرعت فراري مي شد.اين سارق که به صورت دو شيفت کار مي کرد هر روز ظهر بار ديگر به پارکينگ بازمي گشت و با تعويض دوباره اتومبيل راهي منزلش مي شد. وي پس از صرف ناهار دوباره از خانه بيرون مي رفت و همان کارهايي را که صبح انجام مي داد تکرار مي کرد و برخي روزها نيز به خودش مرخصي مي داد.

کامران کيست

کامران که حرفه يي ترين دزد تهران شناخته شده مردي متاهل با وضع مالي خوب و ساکن شمال تهران است. او پيش از آنکه تبهکاري هاي خود را آغاز کند صاحب يک توليدي بزرگ بود اما پس از آنکه ورشکسته شد تصميم گرفت از طريق دزدي مشکلات مالي اش را حل کند. اين مرد در سال 82 به اتهام سرقت، جعل و استفاده از سند مجعول بازداشت و پس از محاکمه به سه سال حبس، شلاق و جزاي نقدي محکوم شد اما بعد از آنکه توانست رضايت برخي از شاکيان خود را جلب کند مدت مجازات حبس وي به دو سال تقليل يافت.کامران 10 روز پس از آزادي از زندان در سال 84 بار ديگر سرقت هاي خود را آغاز کرد و با خريدن سه خودروي سمند، پژو 405 و پژو 206 اجراي نقشه هايش را پي گرفت.حرفه يي ترين دزد پايتخت هم اکنون در حالي در زندان به سر مي برد که فقط 40 مالباخته پرونده وي شناسايي شده اند و داديار اکبري طي فراخواني از ساير مالباختگان که خودروي آنها با شگردي مشابه در شمال تهران مورد دستبرد قرار گرفته است يک ماه مهلت داد تا براي پيگيري پرونده به اداره 20 پليس آگاهي تهران مراجعه کنند.
نامه يک زن محکوم به مرگ به خانواده شوهرش
من را به خاطر فرزندانم ببخشيد
گروه حوادث؛ يک زن محکوم به مرگ که قرار است به جرم قتل شوهرش صبح روز چهارشنبه در زندان اوين قصاص شود با ارسال نامه يي براي اولياي دم مقتول از آنها خواست به خاطر فرزندانش او را ببخشند.

به گزارش خبرنگار ما، راحله زن 27 ساله يي که دو سال پيش شوهرش علي را به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده بود، پس از محاکمه در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد و حکمش از سوي ديوان عالي کشور نيز مورد تاييد قرار گرفت.

راحله در جلسه محاکمه به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت؛ روز حادثه وقتي از منزل خواهرم به خانه خودم بازگشتم متوجه شدم شوهرم در خانه است و زني هم به محض ورود من وارد حمام شد. من و شوهرم بر سر اين موضوع درگيري لفظي شديدي پيدا کرديم و شوهرم مرا از خانه بيرون کرد. شب که برگشتم آن زن نبود اما من و علي بار ديگر به شدت با هم دعوا کرديم و شوهرم گفت که تو ديگر به درد من نمي خوري. من که از شدت خشم کنترل خودم را از دست داده بودم با ميله آهني ضرباتي به سرش زدم و وقتي متوجه شدم ديگر جان ندارد براي مخفي کردن جسدش مجبور شدم او را مثله کنم.

وي افزود؛ من و شوهرم نسبت دور فاميلي با هم داشتيم از طرفي چون دو فرزند داشتم نمي توانستم از او جدا شوم.راحله که قرار است چهارشنبه اعدام شود روز گذشته با ارسال نامه يي از خانواده شوهرش تقاضاي بخشش کرد. وي همچنين خواستار توقف اجراي حکم و به دست آوردن فرصت کافي براي اخذ رضايت شد. در اين نامه آمده است؛ من از اين که ناخواسته اين کار را کرده ام پشيمانم. هنوز باورم نمي شود که چه کرده ام. فکر مي کنم خواب ديده ام. آنقدر اذيت شده بودم و آنقدر رنج کشيده بودم که يک لحظه کنترلم را از دست دادم و نفهميدم چه شد. من هم خيلي ناراحتم. باور کنيد من هم دلم براي شوهرم مي سوزد. اما اين کار ناخواسته بود. من مي خواستم زندگي ام را حفظ کنم. اما يک دفعه اتفاق افتاد. کاري کنيد حالا که بچه هايم بي پدر شده اند ديگر بي مادري نکشند. سه سال است که بچه هايم (دختر 5 ساله و پسر 3 ساله ام) را نديده ام. اما مي دانم که الان يک چيز را گم کرده اند؛ مادر مي خواهند. اينها بچه هاي خانواده شوهرم هم هستند از آنها خواهش مي کنم فقط به آرامش خودشان و انتقام از من فکر نکنند به روح و روان بچه هاي من که بچه هاي خودشان هم هستند، فکر کنند. اين بچه ها بدون پدر و مادر چطور بايد بزرگ شوند. وقتي بزرگ شوند نمي گويند چرا مادر ما را نبخشيديد. نمي گويند چرا نگذاشتيد ما بزرگ شويم و تصميم بگيريم. من سه سال است که بچه هايم را نديده ام. چهار بار درخواست کرده ام اما آنها را نياورده اند. قبلاً براي ملاقات آنها خيلي اصرار نداشتم چون مي ترسيدم اگر آنها را ببينم قلبم بلرزد. مي ترسيدم نه خودم ديگر دوري آنها را طاقت بياورم و نه آنها دوري من را. اما حالا مي خواهم آنها را ببينم. دلم ديگر به تنگ آمده، ديگر تحمل دوري بچه هايم را ندارم.آن قتل فقط يک اتفاق بود. من نمي دانم يک لحظه چه بلايي سرم آمد که اين کار را کردم. بچه هاي من تازه اول زندگي شان است چطوري بي پدر و مادري بکشند. آنها به هر حال بزرگ مي شوند اما محبت مادر و بوي تن مادر يک چيز ديگر است. کاش پدرشان بالاي سرشان بود. کاش من مي مردم و اين اتفاق نمي افتاد. من به خاطر خودم نمي گويم، فقط به خاطر بچه هايم مي گويم. اگر پسرشان را دوست دارند فکر بچه هاي او را هم بکنند. نخواهيد که درد بچه ها دو برابر شود. اگر من ظالم و گناهکار هستم، بچه ها که گناهي ندارند. به خاطر آنها مرا ببخشيد و از خون من بگذريد.من خانواده شوهرم را مثل پدر و مادر خودم مي دانم. الان هم خيلي براي آنها ناراحتم و براي اتفاقي که براي پسرشان افتاده خيلي پشيمانم. آنها به خاطر يک لحظه يي که نفهميدم چه شد، فکر مي کنند با پسرشان يا خودشان کينه و دشمني دارم ولي اينجوري نيست و من واقعاً نفهميدم که چه کردم و الان پشيمانم. من هر شب خواب خانواده شوهرم را مي بينم و الان که از خانواده او دور شده ام انگار از خانواده خودم دور شده ام. فکر کنند من هم بچه خودشان هستم. من هم اميدم اين است که آنها از خون من بگذرند. اصلاً نمي توانم تصور کنم آنها طناب دار را دور گردن من بيندازند.
موبايل مسروقه، سرنخي براي دستگيري سارقان جنايتکار
گروه حوادث؛ دو برادر با انگيزه سرقت از خانه مردي ميانسال با شليک گلوله او را به قتل رساندند و جسدش را در چاه فاضلاب منزلش پنهان کردند.

اوايل شهريور ماه سال جاري پليس بوشهر از کشف جنازه مردي ميانسال به نام محمدعلي مطلع شد و در منزل اين مرد حضور يافت. پس از آنکه پيکر مقتول از چاه فاضلاب بيرون کشيده شد کارآگاهان مشاهده کردند وي در پي شليک گلوله جان باخته است. در حالي که سرنخي از علت قتل و هويت عاملان آن در دست نبود ماموران به بازرسي از منزل مقتول پرداختند و متوجه شدند خودروي پژو 405 محمدعلي به همراه اسناد و مدارک آن و تلفن همراه وي به سرقت رفته است.با طرح فرضيه قتل محمدعلي با انگيزه سرقت، پليس به تحقيقات خود ادامه داد و شماره پلاک و مشخصات پژو 405 مسروقه در اختيار تمامي واحدهاي گشتي قرار گرفت و ماموران موظف شدند به محض رويت اين اتومبيل ضمن توقيف آن سرنشينانش را بازداشت کنند.چهار روز پس از کشف جسد مرد ميانسال خودروي وي بدون سرنشين و در حالي که تمام درهاي آن قفل بود در نزديکي خانه مقتول کشف شد اما بازرسي از داخل اتومبيل نتوانست سرنخي درباره عامل يا عاملان اين جنايت در اختيار پليس قرار دهد و به همين خاطر کارآگاهان اين بار کنکاش هاي خود را روي رديابي تلفن همراه محمدعلي متمرکز کردند.به دست نيامدن ردي از موبايل مسروقه باعث شد تا رازگشايي از جنايت مسلحانه به تعويق بيفتد تا اينکه بالاخره بعد از گذشت سه ماه سيم کارت دزديده شد، فعال شد و کارآگاهان توانستند از اين طريق مردي به نام عليرضا را بازداشت کنند. اين مظنون در بازجويي ها ضمن انکار اتهام قتل گفت؛ من اين موبايل را از مردي به نام هادي خريدم و از مسروقه بودن آن بي خبر بودم.در پي اظهارات اين مرد ماموران توانستند در عملياتي ضربتي هادي را بازداشت کنند. اين جوان 27 ساله در بازجويي ها قتل محمدعلي را گردن گرفت و گفت؛ چند روز قبل از قتل يک قبضه سلاح کمري و شش تير فشنگ جنگي خريداري کردم و به همراه برادرم به مقابل خانه محمدعلي رفتيم، ما که تصور مي کرديم او اشياي باارزش در منزل نگهداري مي کند پس از سلام و احوالپرسي با مرد صاحب خانه به وي گفتيم خواهرزاده مان شب قبل به اشتباه کليد موتورسيکلت مان را داخل خانه او انداخته است. به اين ترتيب به بهانه جست وجو براي يافتن کليد وارد حياط منزل مرد ميانسال شديم و در يک لحظه او را غافلگير کرديم و پس از گلاويز شدن با محمدعلي در يک لحظه گلوله يي شليک کردم و او را به قتل رساندم. بعد از آن به جست وجو داخل خانه پرداختم و موبايل و مقداري اسناد و مدارک به سرقت برديم.متهم به قتل ادامه داد؛ ساعت 45/12 همان روز بار ديگر به قتلگاه بازگشتيم تا جست وجوهاي دقيق تري انجام دهيم اما در اين مرحله نيز شي ء با ارزشي پيدا نکرديم و بعد از پايان بازرسي جسد را داخل چاه فاضلاب انداختيم. بعدازظهر همان روز براي سومين بار به خانه محمدعلي رفتيم و اين بار پژو 405 وي را برداشتيم و به سمت بندر ريگ به راه افتاديم و در آنجا موبايل را فروختيم و راهي شيراز شديم اما يک روز بعد دوباره به بوشهر بازگشتيم و خودروي مقتول را کنار خيابان رها کرديم.بنابراين گزارش پس از اعترافات اين مرد، فروشنده کلت کمري نيز بازداشت شد و تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.
جاعل فراري در بازداشتگاه پليس رديابي شد
گروه حوادث؛ کارآگاهان پليس پايتخت پس از تحقيقات فشرده براي دستگيري جاعل حرفه يي رد وي را در بازداشتگاه پليس يافتند.

به گزارش خبرنگار ما 24 مهرماه امسال مردي جوان با مراجعه به اداره پليس آگاهي، خود را قرباني يک باند جعل اسناد معرفي کرد و در توضيح ماجرا به ماموران گفت؛ چندي پيش يکي از دوستانم به نام حسين به من گفت دوستي دارد که مي تواند براي من از طريق قانوني کارت پايان خدمت تهيه کند. من در اين باره با چند نفر از دوستانم مشورت کردم و آنها گفتند اگر کارت قانوني باشد خيلي خوب است. زماني که با اين فرد مواجه شدم قرار شد حق الزحمه او را در دو مرحله پرداخت کنم و نيمي از پول را پس از اطمينان از اصل بودن کارت به وي بدهم. زماني که کارت را به من داد، به سازمان نظام وظيفه رفتم و آنجا به من گفتند که کارتم جعلي است و اعتبار ندارد. با شکايت جوان 28 ساله تحقيقات براي دستگيري متهمان اين پرونده آغاز و در نخستين مرحله حسين که جاعل را معرفي کرده بود به پليس آگاهي منتقل شد و تحت بازجويي کارآگاهان اداره سيزدهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت. نتيجه بازجويي از اين مرد جوان نشان داد وي فقط نقش يک رابط را در اين پرونده ايفا کرده و خود در جعل اسناد نقشي نداشته است. حسين در ادامه تحقيقات دوست خود به نام محمد را به ماموران معرفي کرد.

با به دست آمدن اطلاعات جديدي در پرونده جعل اسناد، ماموران خانه محمد در خيابان وحدت اسلامي را به محاصره خود در آوردند اما دقايقي پيش از وارد شدن ماموران به اين منزل مسکوني متهم موفق شد از طريق پشت بام از محل فرار کند. با جست وجو در خانه اين مرد 25 ساله تعداد زيادي اسناد و مدارک جعلي به همراه دو دستگاه بي سيم و 37 تير فشنگ جنگي کشف و ضبط شد. با پيگيري مستمر کارآگاهان براي دستگيري اين مرد جاعل، مشخص شد محمد به خانه يي در خيابان 17 شهريور رفت و آمد دارد. سرانجام ماموران موفق شدند شامگاه 10 آذرماه متهم گريزپا را بازداشت کنند.در بازجويي از اين مرد جوان مشخص شد جاعل اصلي اين باند به نام اسکندر از متهمان سابقه دار است که مدتي پيش توسط ماموران اداره يکم پليس آگاهي دستگير شده و در بازداشتگاه به سر مي برد.

با دستگيري اعضاي اصلي اين باند جعل اسناد و مدارک، تحقيقات قضايي و پليسي پيرامون جرائم احتمالي آنها و شناسايي ساير شاکيان ادامه دارد.
دزد طلاي کودکان به تله افتاد
گروه حوادث؛ کودک خردسال با آگاه کردن والدين خود از سرقت طلاهايش توسط يک زن جوان، سارق طلاهاي کودکان را در دام انداخت.به گزارش خبرنگار ما غروب شنبه هفته جاري زني جوان پس از آنکه با دختر 5 ساله اش به نام نگين مواجه شد که با چشماني گريان به خانه بازگشته بود، علت موضوع را از وي جويا شد و کودک خردسال مادر خود را در جريان سرقت النگوهايش توسط زني ناشناس قرار داد. بلافاصله پس از اطلاع يافتن والدين کودک 5 ساله از ربوده شدن طلاهاي کودک شان، پدر نگين به خيابان دويد تا با استفاده از نشانه هايي که دخترش از زن سارق ارائه داده بود، اين فرد را دستگير کند. زماني که پدر نگين جست وجوي خود را در خيابان هاشمي آغاز کرد، زن سارق با اين تصور که کسي به دنبال او نخواهد آمد در حال قدم زدن در کنار خيابان بود. زماني که پدر نگين سارق طلاي کودکش را مشاهده کرد به تعقيب وي پرداخت و سرانجام موفق شد او را دستگير کند. دقايقي پس از به دام افتادن زن سارق، ماموران گشت کلانتري در محل حاضر شدند و متهم براي انجام تحقيقات به پايگاه ششم پليس آگاهي پايتخت منتقل شد. در بازرسي بدني از اين زن 35 ساله 5 النگو و تعدادي گوشواره کشف شد که نشان مي داد وي علاوه بر سرقت از نگين، طلاي کودکان ديگري را نيز به سرقت برده است. از سويي بررسي سوابق فاطمه - متهم - که به ترياک اعتياد دارد فاش کرد وي سارقي سابقه دار است و يک بار ديگر نيز به اتهام سرقت به زندان محکوم شده است. در حالي که فاطمه در بازجويي مقدماتي هرگونه سرقت ديگري را انکار مي کرد، روز گذشته با انتقال به دادسرا گفت؛ من با شناسايي دختران خردسالي که طلا همراه داشتند آنها را با وعده خريدن شکلات و ساير تنقلاتي که مورد علاقه کودکان است به گوشه يي خلوت مي کشاندم و در يک لحظه طلاهايشان را از دست و گردن آنها بيرون مي آوردم و به سرعت محل را ترک مي کردم. پس از آن طلا را به طرق مختلف به فروش مي رساندم و خرج زندگي و هزينه مواد مخدرم را از اين طريق تامين مي کردم. در حال حاضر تلاش ماموران پايگاه ششم پليس آگاهي براي شناسايي ساير شکات اين زن 35 ساله ادامه دارد.
سرقت از کودکان
رضا جعفري*

سرقت طلا و جواهرات کودکان جرمي است که علاوه بر زيان هاي مالي با آسيب هاي رواني براي کودکان همراه است. در برخي موارد اين جرم با جرائم سنگين تري همراه مي شود و خسارات غيرقابل جبراني به بار مي آورد، به همين دليل در وهله اول والدين بايد با رعايت نکات ايمني فرزندان شان را از اين آسيب ها دور نگه دارند. در واقع همراه داشتن زيورآلات گرانبها بچه ها را در معرض خطر قرار مي دهد و به معناي ايجاد ناامني براي آنها است، به همين دليل والدين نبايد کودکان خود را همراه با طلا و جواهرات در کوچه و خيابان رها کنند.بعد ديگر اين معضل، نحوه برخورد قانون با سارقان طلا و جواهرات کودکان است. اين نوع دزدي بنا به تعريف قانوني سرقت مقرون به آزار محسوب و مشمول مجازات سه تا 10 سال زندان مي شود و اگر در جريان اين نوع دزدي ها به کودکان آسيب برسد حداکثر مجازات براي مجرمان در نظر گرفته مي شود. از سويي قانونگذار پيش بيني کرده است چنانچه سارقان از ناتواني مالباختگان سوءاستفاده و آن را به فرصتي براي ارتکاب جرم تبديل کنند، مشمول تشديد مجازات خواهند شد و سرقت از کودکان نيز شامل همين قانون مي شود و محاکم بايد با اين گونه مجرمان با قاطعيت برخورد کنند.

*معاون دادسراي امور جنايي تهران
عناوين اين صفحه
حرفه يي ترين دزد تهران در چنگ پليس
من را به خاطر فرزندانم ببخشيد
موبايل مسروقه، سرنخي براي دستگيري سارقان جنايتکار
جاعل فراري در بازداشتگاه پليس رديابي شد
دزد طلاي کودکان به تله افتاد
سرقت از کودکان
زني براي قتل شوهرش آدم کش اجير کرد
سارق بدشانس در مطب گرفتار شد
مرد مغازه دار دزد مسلح را به دام انداخت
اختلاس ميلياردي کارمند بانک
مجروحيت30 زائر ايراني در عراق
دستگيري دزدان 50 راديوپخش خودرو

زني براي قتل شوهرش آدم کش اجير کرد
گروه حوادث؛ آدمکش اجاره يي که با صدور فرمان مرگ از سوي زني جوان، شوهر او را تيرباران کرده بود، دستگير شد.

تحقيقات در رابطه با اين جنايت از يک هفته پيش و زماني که جنازه گلوله باران شده مردي جوان کنار جاده پيدا شد، در دستور کار پليس اردبيل قرار گرفت و تحقيقات اوليه نشان داد جسد متعلق به جوان 38 ساله يي به نام فرامرز است که با شليک چندين گلوله به سر و صورت و ساير قسمت هاي بدنش به قتل رسيده است. اما آنچه معماي قتل را پيچيده کرد محلي بود که جسد فرامرز پيدا شد چرا که کشف جسد کنار يک جاده کم رفت و آمد در محور پارس آباد - اردبيل نشان مي داد فرامرز در جايي ديگر به قتل رسيده و سپس جسدش به اين مکان انتقال داده شده است.

پليس در گام بعدي تحقيقات همسر فرامرز به نام فرشته را مورد بازجويي قرار داد.

وي گفت؛ فرامرز صبح براي رفتن به سرکار از خانه خارج شد و من به خاطر تاخير او در بازگشت به خانه به شدت نگرانش شدم. شوهرم تا جايي که من در جريان هستم با کسي درگيري و اختلاف نداشت. ادعاي فرشته مبني بر بي اطلاعي از نحوه قتل شوهرش در حالي مطرح شد که پليس مي دانست فرشته و همسرش با هم به شدت اختلاف داشتند و خانواده هاي اين زوج تا حدي از اين اختلاف مطلع بوده اند.

افشاي اين اختلاف باعث شد بازجويي ها از فرشته ادامه يابد. اين زن بالاخره در تحقيقات فني - پليسي لب به اعتراف گشود و گفت؛ من و فرامرز از همان سال هاي اول زندگي مشترکمان با هم اختلاف شديدي داشتيم و نمي توانستيم اين مشکل را حل کنيم، من از دست فرامرز خسته شده بودم و براي رهايي خودم از زندگي سياهي که داشتم تصميم گرفتم او را بکشم.

وي افزود؛ مردي به نام سعيد را مي شناختم که در کارهاي خلاف بود، براي اينکه بتوانم فرامرز را بکشم از او کمک گرفتم و خواستم فرامرز را از سر راه من بردارد. او هم قبول کرد و در فرصتي مناسب شوهرم را به قتل رساند.ماموران پليس با توجه به اعترافات فرشته و سرنخ هايي که او در اختيار پليس قرار داد محل اختفاي سعيد را تحت نظر گرفتند و سرانجام بعد از گذشت يک هفته موفق شدند آدمکش اجاره يي را دستگير کنند. سعيد وقتي متوجه شد همدستش فرشته حقايق را افشا کرده است به ناچار به جرم خود اعتراف کرد و گفت؛ چند روز قبل از حادثه فرشته به سراغم آمد و گفت از دست شوهر بداخلاقش خسته شده و مي خواهد هر طور که شده او را از زندگي اش حذف کند و به من پيشنهاد داد در قبال گرفتن مبلغ زيادي پول فرامرز را بکشم.

وي ادامه داد؛ من که هم دلم براي فرشته سوخته بود و هم به خاطر پيشنهاد پول وسوسه شده بودم، قبول کردم با فرشته همکاري کنم. اين زن مسير رفت و آمد شوهرش را به من توضيح داد و من هم روز حادثه بر سر راه مرد جوان کمين و در فرصتي مناسب با شليک هاي متعدد فرامرز را گلوله باران کردم و زماني که مطمئن شدم او مرده است، گريختم.

مرد متهم افزود؛ بعد از کشته شدن فرامرز جسد او را در صندوق عقب ماشين گذاشتم و به جاده پارس آباد بردم چون مي دانستم آن جاده کم رفت و آمد است و به تصور اينکه جنازه خيلي دير کشف مي شود جسد را آنجا رها کردم. ماموران در ادامه در تجسس هاي خود از خانه سعيد دو قبضه سلاح را که در قتل فرامرز به کار رفته بود کشف کردند.

فرشته و سعيد هم اکنون به اتهام قتل فرامرز در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.


سارق بدشانس در مطب گرفتار شد
گروه حوادث؛ سارق مسلحي که قصد داشت از مطب يک پزشک سرقت کند با گير کردن گلوله در سلاح به دست بيماران دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 16 بعدازظهر شنبه مردي 40 ساله در حالي که يک کلت کمري و 5 رشته طناب همراه داشت وارد مطبي در خيابان پيروزي تهران شد و از منشي مطب خواست تمام پول موجود را به او بدهد. زماني که اين مرد با مقاومت پزشک و بيماران مواجه شد تصميم گرفت به سوي آنها شليک کند اما با عمل نکردن سلاح خود را در محاصره پزشک و بيماران يافت. دقايقي بعد با گزارش اين سرقت مسلحانه به مرکز فوريت هاي پليسي ماموران به اين مطب مراجعه کردند و سارق مسلح را که با طناب هاي خودش دست و پايش بسته شده بود براي انجام تحقيقات به مقر پليس آگاهي تهران منتقل کردند.

با آغاز بازجويي از شهباز وي با انکار سرقت مسلحانه از مطب مدعي شد که توسط دو مرد ديگر به داخل مطب کشانده شده و اين افراد پس از درگيري با او دست و پايش را بسته و در آنجا رها کرده اند. هم اکنون تحقيقات پيرامون سوابق اين مرد ميانسال و نحوه به دست آوردن سلاح توسط وي ادامه دارد.


مرد مغازه دار دزد مسلح را به دام انداخت
گروه حوادث؛ مرد مغازه دار با مقاومت در برابر سارق مسلح وي را به دست ماموران سپرد.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 17 عصر شنبه جوان مسلحي با ورود به يک فروشگاه لوازم خانگي در خيابان امين حضور از صاحب مغازه خواست پول موجود در گاوصندوق را در اختيار وي قرار دهد. زماني که مرد جوان با مقاومت مغازه دار مواجه شد قصد داشت از فروشگاه خارج شود که با سر و صداي فروشنده، همسايگان سارق جوان را دوره کردند و به دام انداختند. دقايقي بعد با حضور ماموران جوان 28 ساله دستگير و براي تحقيقات به پليس آگاهي پايتخت منتقل شد. هم اکنون تحقيقات پيرامون ساير جرائم احتمالي و سوابق اين مرد جوان ادامه دارد.


اختلاس ميلياردي کارمند بانک
شکايت مسوولان يکي از شعب بانک ملت اصفهان به پليس آگاهي از يک اختلاس ميلياردي پرده برداشت.به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا اوايل ماه جاري مقامات يکي از شعب بانک ملت شهر اصفهان از يکي از کارمندان خود به نام «اميرحسين ع.» به دليل سوءاستفاده از موقعيت شغلي و اختلاس شکايت کردند. در اين شکايت آمده است؛ اين متهم در سال هاي 85 و 86 با جعل اسناد و برداشت مخفي از سرفصل هاي خريد و فروش اوراق مشارکت مبلغي بيش از يک ميليارد تومان از سرمايه هاي بانک اختلاس کرده است.با توجه به اينکه کارآگاهان احتمال مي دادند اين شخص با همدستي و مشارکت ديگران اقدام به اين اختلاس کرده است، تحقيقات گسترده يي را در خصوص اين پرونده انجام دادند و سرانجام فاش شد متهم در خصوص يک فقره پرونده آدم ربايي در زندان اصفهان به سر مي برد. با هماهنگي مقامات قضايي، اميرحسين تحويل پليس آگاهي شد و ضمن بازجويي هاي تخصصي به جرم خود اقرار کرد و نام دو همدستش «رضا م.» و «مجيد ک.» را نيز در اختيار پليس قرار داد. تحقيقات تکميلي در اين خصوص ادامه دارد.


مجروحيت30 زائر ايراني در عراق
برخورد اتوبوس زائران ايراني با يک دستگاه کاميون در عراق 30 مجروح برجاي گذاشت. به گزارش ايسنا ستاد هدايت بحران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي اعلام کرد؛ اين حادثه ساعت 13/15 بعدازظهر شنبه گذشته در بدره عراق به وقوع پيوست.تعداد مسافران اين اتوبوس 39 تن بود که تمامي آنها از شهرستان گلپرواز اردبيل عازم سفر زيارتي بودند، اما پس از عبور از مرز با ورود ناگهاني يک نفر شتر به جاده در 4 کيلومتري استان «کوت» عراق، راننده اتوبوس براي جلوگيري از برخورد با اين شتر به سمت چپ منحرف شد که در نتيجه آن، با يک دستگاه کاميون تصادف کرد. ستاد هدايت بحران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي اعلام کرد؛ به دنبال وقوع اين حادثه،30 سرنشين اتوبوس، مصدوم و به وسيله اتومبيل هاي شخصي و امنيتي عراق به درمانگاه کوت منتقل شدند.


دستگيري دزدان 50 راديوپخش خودرو
گروه حوادث؛ دو سارق حرفه يي راديوپخش خودروها پس از دستگيري به 50 فقره جرم مشابه اعتراف کردند.به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل فردي به نام بهروز در تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 گفت دو نفر پس از شکستن شيشه خودرويش دستگاه راديوپخش او را به سرقت برده و با يک وانت نيسان متواري شده اند.پس از اين تماس ماموران کلانتري 140 انقلاب با حضور در محل به گشت زني در خيابان هاي اطراف پرداختند و پس از آنکه به خودرويي مشابه مشخصات اتومبيل سارقان برخورد کردند آن را متوقف و در بازرسي از وانت نيسان چند دستگاه راديوپخش کشف کردند.با کشف راديوپخش ها هر دو متهم که محمد و مرتضي نام دارند به کلانتري منتقل شدند و در بازجويي هاي اوليه به 50 فقره سرقت از خودروها اعتراف کردند.با اعتراف محمد و مرتضي پرونده آنها به شعبه 10 دادياري دادسراي ناحيه 6 تهران ارجاع شد و داديار جوزي بررسي پرونده را برعهده گرفت. مرتضي در جلسه بازپرسي در اعترافات خود گفت؛ من و محمد هر دو به کراک اعتياد داريم و براي تامين هزينه مواد مخدر دست به سرقت از خودروها مي زديم. او ادامه داد؛ من يک وانت نيسان دارم و همراه محمد پس از شناسايي خودروهايي که راديوپخش گران قيمتي داشتند کنار آنها توقف مي کرديم و محمد با شمع موتور شيشه خودرو را مي شکست و دستگاه راديوپخش آن را بيرون مي آورد و به سرعت از محل دور مي شديم.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام