
گروه حوادث؛ مرد جواني که مدعي است براي رهايي برادرش از اعدام قتلي را که او انجام داده به گردن گرفته است ديروز در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم 30 ساله به نام محسن، آرش سيفي نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و در توضيح کيفرخواست گفت؛ 17 مهرماه سال گذشته به ماموران نيروي انتظامي کرج خبر دادند در يک نزاع دسته جمعي جواني به نام مجتبي مجروح شده است. با حضور پليس در محل مجتبي که ضربات شديدي به او وارد شده بود به بيمارستان انتقال يافت و محسن و برادرش مهدي که در نزاع شرکت داشتند دستگير شدند، ساعاتي بعد به پليس خبر داده شد مجتبي جان باخته است. بنابراين تحقيقات کارآگاهان ويژه قتل براي شناسايي عامل اين قتل آغاز شد. سيفي ادامه داد؛ در تحقيقات محسن قتل را بر عهده گرفت و مدعي شد از آنجايي که با مجتبي اختلاف داشته او را به قتل رسانده است. با توجه به اظهارات محسن، گواهي پزشکي قانوني و ساير مدارک موجود در پرونده به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني را براي اين متهم دارم. در ادامه جلسه محاکمه اولياي دم مجتبي در جايگاه قرار گرفتند و براي جوان متهم به قتل تقاضاي قصاص کردند. در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي - رئيس دادگاه - از محسن خواست تا براي دفاع از خود در برابر قضات قرار گيرد. محسن اتهام قتل را رد کرد و گفت؛ من مجتبي را نکشتم، اما قبول دارم که با او درگير شدم. ماجرا اينطور آغاز شد که چند روز قبل از حادثه من يک مشتري براي صافکاري ماشين به مجتبي معرفي کردم، اما مرد مشتري 25 هزار تومان به مجتبي بدهکار شد.
متهم ادامه داد؛ من و مجتبي از سال ها قبل دوست و همکار بوديم و آن روز چون من مشغول تعمير مغازه ام بودم مشتري را به سراغ مجتبي فرستادم. وقتي مرد مشتري به مجتبي بدهکار شد، چون من او را معرفي کرده بودم، مجتبي پولش را از من مي خواست، چندين بار بر سر اين موضوع به صورت لفظي با هم درگير شديم، من گفتم که مرد مشتري نسبتي با من نداشته و بدهي او ارتباطي با من ندارد، به رغم توضيحات من مجتبي حرفم را قبول نمي کرد تا اينکه روز حادثه به مغازه من آمد و پيشنهاد کرد با هم دعوا کنيم، من قبول نکردم و از مغازه خارج شدم و با موتورسيکلت به راه افتادم، مجتبي نيز سوار خودرويش شد و به دنبالم آمد.
محسن در ادامه اظهاراتش گفت؛ در همين حين برادرم مهدي هم آمد و درگيري شروع شد. مجتبي با شمشيري که در ماشين مخفي کرده بود به سمت من حمله کرد و چند ضربه به پهلويم زد، من هم با کابل به سمتش رفتم و چند ضربه به وي زدم. مهدي برادرم به هواخواهي من با مجتبي درگير شد. او چيزي به شکل درفش در دست داشت اما من چاقو يا شي ء برنده نداشتم. البته نديدم که برادرم ضربه يي به مقتول وارد کند و فقط ديدم که مجتبي با شمشير به طرف مهدي رفت و او را زد، من هم دوباره به هواخواهي برادرم به سمت مجتبي رفتم و به او مشت زدم و وي بيهوش روي زمين افتاد. متهم توضيح داد؛ من چاقويي نداشتم که مجتبي را بزنم، درفش هم دست برادرم بود. من فقط چون از مهدي بزرگ تر بودم خواستم برادرم را حمايت کنم تا اعدام نشود به همين دليل قتل را گردن گرفتم اما حالا واقعيت را بازگو مي کنم و مي گويم که ضربه مرگبار را برادرم به مقتول زد. در پي اظهارات متهم، قاضي دادگاه از وي پرسيد؛ هيچ کدام از شاهدان نديده اند که تو چاقو زده باشي اما کسي هم نديده که مجتبي شمشيري داشته باشد. در اين باره چه توضيحي داري؟
متهم جواب داد؛ من شمشير را در دست مقتول ديدم و با ضربه همان شمشير هم مجروح شدم.
قاضي عزيزمحمدي سپس پرسيد؛ پزشکي قانوني اعلام کرده است ضربات وارده به تو خودزني بوده، در اين مورد چه مي گويي؟
محسن پاسخ داد؛ من اين نظريه را قبول ندارم، ضربات را مجتبي بر بدنم وارد کرد.
پس از پايان جلسه محاکمه قضات شعبه 71 دادگاه کيفري وارد شور شدند و براي تکميل تحقيقات، ادامه رسيدگي به پرونده را به آينده موکول کردند.