يكشنبه، 2 دي 1386 - شماره 1572
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
جوان قاتل ناگفته هاي يک جنايت ناموسي را بازگو کرد
بلوتوث شيطاني، جرقه يي براي يک جنايت هولناک

گروه حوادث؛ مردي که پس از پي بردن به روابط يکي از دوستان خود با همسرش مرتکب قتل شده بود، ناگفته هاي اين جنايت هولناک را بازگو کرد.

اين جوان 24 ساله که علي اسحاق نام دارد ظهر روز شنبه 26 آبان ماه پس از ورود به يک کارگاه لوله سازي در اصفهان مردي به نام حيات را مورد حمله قرار داد و با ضربات چاقو وي را به قتل رساند. او هنگامي که قصد داشت از محل قتل به منزلش بازگردد توسط پليس دستگير شد و انگيزه خود را از اين جنايت رابطه پنهاني حيات با همسر 16 ساله اش اعلام کرد و گفت قصد داشته پس از کشتن اين مرد به منزل برود و زنش را نيز از پاي درآورد. در حالي که تحقيقات از علي اسحاق در شعبه 5 دادسراي امور جنايي اصفهان ادامه دارد، اين مرد به تشريح مجموعه عواملي پرداخت که وي را به سمت اين جنايت سوق داد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت متهم به قتل 24 ساله گفت؛ همسرم را مدت ها بود که مي شناختم و به وي به شدت علاقه مند بودم. اولين باري که به خواستگاري اش رفتم، به من جواب رد دادند و اصرار کردند بايد خانواده ام را به خواستگاري بفرستم، من نيز اين کار را انجام دادم و بالاخره دو سال قبل ما زندگي خودمان را بدون هيچ مشکلي شروع کرديم و اکنون يک پسر 5/1 ساله به نام عليرضا دارم. وي افزود؛ عامل اصلي همه مشکلات زندگي ما حيات بود. من با او دوست و هم محل بودم ولي چون مي دانستم به لحاظ اخلاقي مشکل دارد رابطه ام را با وي قطع کردم تا اينکه يک روز او با منزل ما تماس گرفت و از همسرم خواست شماره موبايل مرا به وي بدهد اما زنم شماره را به او نداد و بعداً ماجرا را برايم تعريف کرد. من هم تذکرهاي لازم را به او دادم. بعد از اين ماجرا حيات چند بار با منزل ما تماس گرفت و براي همسرم مزاحمت ايجاد کرد. البته براي اينکه رديابي نشود هميشه از تلفن هاي عمومي استفاده مي کرد. علي اسحاق در ادامه اظهاراتش گفت؛ چند بار همسرم جواب تلفن هاي حيات را نداد اما او صداي فرد ديگري را از پشت تلفن پخش و از اين طريق زن 16 ساله ام را تهديد مي کرد و حتي با طراحي يک نقشه صداي همسرم را ضبط کرد و او را تهديد مي کرد که اگر به خواسته هايش عمل نکند، نوار مکالمات را براي من مي فرستد. البته اين مکالمات کاملاً معمولي بود و من در جريان همه چيز قرار داشتم. به رغم مزاحمت هاي حيات براي اينکه زندگي ام تباه نشود تا مدت ها جلوي خودم را گرفتم و هيچ برخوردي با مقتول نکردم. به هر ترتيب مزاحمت هاي حيات ادامه يافت و او در نهايت همسرم را وادار کرد به مکان مورد نظرش برود و در آنجا از زن من فيلم بلوتوثي تهيه کرد و با استفاده از آن تهديدهايش را از سر گرفت و همسرم را مرتب تحت فشار مي گذاشت. متهم به قتل افزود؛ پس از مدتي فيلم به دست پسردايي حيات افتاد و او آن را به چند نفر نشان داد و سپس ماجرا را براي برادرم تعريف کرد. وقتي ماجرا را از زبان برادرم شنيدم سراغ پسردايي حيات رفتم اما او موضوع را انکار کرد. آن روز در حالي که بسيار عصبي و خشمگين بودم به منزل بازگشتم و با ضرب و جرح همسرم از او خواستم واقعيت را بگويد و او ماجرا را برايم تعريف کرد. بالاخره تصميم خودم را گرفتم. ظهر روز حادثه پس از آنکه از محل کار به خانه برگشتم و ناهار خوردم به کارگاه لوله سازي رفتم و حيات و برادرش را در آنجا ديدم. دقايقي مقابل کارگاه قدم زدم و سپس به داخل رفتم و با غافلگير کردن مرد مزاحم با چاقو يک ضربه به گردنش زدم و زماني که او خواست به من حمله ور شود چند ضربه به وي زدم و از آنجا دور شدم اما هرگز قصد کشتن همسرم را نداشتم هر چند اگر او کمي دقت مي کرد و به تلفن ها جواب نمي داد هرگز چنين حادثه يي رخ نمي داد. بنابراين گزارش هم اکنون تحقيقات از علي اسحاق ادامه دارد و وي در بازداشت به سر مي برد.
متهم در جلسه محاکمه برادرش را به عنوان قاتل معرفي کرد
چه کسي مجتبي را کشت

گروه حوادث؛ مرد جواني که مدعي است براي رهايي برادرش از اعدام قتلي را که او انجام داده به گردن گرفته است ديروز در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم 30 ساله به نام محسن، آرش سيفي نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و در توضيح کيفرخواست گفت؛ 17 مهرماه سال گذشته به ماموران نيروي انتظامي کرج خبر دادند در يک نزاع دسته جمعي جواني به نام مجتبي مجروح شده است. با حضور پليس در محل مجتبي که ضربات شديدي به او وارد شده بود به بيمارستان انتقال يافت و محسن و برادرش مهدي که در نزاع شرکت داشتند دستگير شدند، ساعاتي بعد به پليس خبر داده شد مجتبي جان باخته است. بنابراين تحقيقات کارآگاهان ويژه قتل براي شناسايي عامل اين قتل آغاز شد. سيفي ادامه داد؛ در تحقيقات محسن قتل را بر عهده گرفت و مدعي شد از آنجايي که با مجتبي اختلاف داشته او را به قتل رسانده است. با توجه به اظهارات محسن، گواهي پزشکي قانوني و ساير مدارک موجود در پرونده به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني را براي اين متهم دارم. در ادامه جلسه محاکمه اولياي دم مجتبي در جايگاه قرار گرفتند و براي جوان متهم به قتل تقاضاي قصاص کردند. در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي - رئيس دادگاه - از محسن خواست تا براي دفاع از خود در برابر قضات قرار گيرد. محسن اتهام قتل را رد کرد و گفت؛ من مجتبي را نکشتم، اما قبول دارم که با او درگير شدم. ماجرا اينطور آغاز شد که چند روز قبل از حادثه من يک مشتري براي صافکاري ماشين به مجتبي معرفي کردم، اما مرد مشتري 25 هزار تومان به مجتبي بدهکار شد.

متهم ادامه داد؛ من و مجتبي از سال ها قبل دوست و همکار بوديم و آن روز چون من مشغول تعمير مغازه ام بودم مشتري را به سراغ مجتبي فرستادم. وقتي مرد مشتري به مجتبي بدهکار شد، چون من او را معرفي کرده بودم، مجتبي پولش را از من مي خواست، چندين بار بر سر اين موضوع به صورت لفظي با هم درگير شديم، من گفتم که مرد مشتري نسبتي با من نداشته و بدهي او ارتباطي با من ندارد، به رغم توضيحات من مجتبي حرفم را قبول نمي کرد تا اينکه روز حادثه به مغازه من آمد و پيشنهاد کرد با هم دعوا کنيم، من قبول نکردم و از مغازه خارج شدم و با موتورسيکلت به راه افتادم، مجتبي نيز سوار خودرويش شد و به دنبالم آمد.

محسن در ادامه اظهاراتش گفت؛ در همين حين برادرم مهدي هم آمد و درگيري شروع شد. مجتبي با شمشيري که در ماشين مخفي کرده بود به سمت من حمله کرد و چند ضربه به پهلويم زد، من هم با کابل به سمتش رفتم و چند ضربه به وي زدم. مهدي برادرم به هواخواهي من با مجتبي درگير شد. او چيزي به شکل درفش در دست داشت اما من چاقو يا شي ء برنده نداشتم. البته نديدم که برادرم ضربه يي به مقتول وارد کند و فقط ديدم که مجتبي با شمشير به طرف مهدي رفت و او را زد، من هم دوباره به هواخواهي برادرم به سمت مجتبي رفتم و به او مشت زدم و وي بيهوش روي زمين افتاد. متهم توضيح داد؛ من چاقويي نداشتم که مجتبي را بزنم، درفش هم دست برادرم بود. من فقط چون از مهدي بزرگ تر بودم خواستم برادرم را حمايت کنم تا اعدام نشود به همين دليل قتل را گردن گرفتم اما حالا واقعيت را بازگو مي کنم و مي گويم که ضربه مرگبار را برادرم به مقتول زد. در پي اظهارات متهم، قاضي دادگاه از وي پرسيد؛ هيچ کدام از شاهدان نديده اند که تو چاقو زده باشي اما کسي هم نديده که مجتبي شمشيري داشته باشد. در اين باره چه توضيحي داري؟

متهم جواب داد؛ من شمشير را در دست مقتول ديدم و با ضربه همان شمشير هم مجروح شدم.

قاضي عزيزمحمدي سپس پرسيد؛ پزشکي قانوني اعلام کرده است ضربات وارده به تو خودزني بوده، در اين مورد چه مي گويي؟

محسن پاسخ داد؛ من اين نظريه را قبول ندارم، ضربات را مجتبي بر بدنم وارد کرد.

پس از پايان جلسه محاکمه قضات شعبه 71 دادگاه کيفري وارد شور شدند و براي تکميل تحقيقات، ادامه رسيدگي به پرونده را به آينده موکول کردند.
دختر و پسرهاي جوان طعمه هاي مامور قلابي پليس بودند

گروه حوادث؛ دستگيري سارقي که با معرفي خود به عنوان مامور قصد داشت موبايل پسر جواني را بر بايد از نقش او در چندين سرقت ديگر پرده برداشت.

اين مرد جوان با گشت زدن در پارک ها پسران و دختران جوان را با جعل عنوان مامور مورد تفتيش بدني قرار مي داد و برخي وسايل ارزشمند آنها را مي ربود.

به گزارش خبرنگار ما ساعت چهار بعدازظهر پنجشنبه اول آذرماه امسال صداي فرياد پسر جواني که در پارک شقايق واقع در نارمک عابران را براي دستگيري سارق موبايلش به کمک مي طلبيد توجه رهگذران را جلب کرد. دقايقي بعد کاظم سارق 31 ساله که خود را در محاصره تعقيب کنندگان مي ديد به ناچار تسليم شد و در حالي که تلاش مي کرد با پس دادن موبايل پسر جوان به غائله پايان دهد با سر رسيدن خودروي گشت پليس، توسط ماموران بازداشت شد. با تشکيل پرونده يي عليه کاظم و ارجاع آن به شعبه چهارم دادياري دادسراي امور جنايي تهران، اميراسماعيل رضوانفر - مسوول پرونده - کارآگاهان آگاهي را مامور تحقيقات پيرامون ساير جرايم احتمالي اين سارق جوان کرد و متهم را به بازداشتگاه فرستاد. با آغاز تحقيقات کاظم نقش خود در ديگر سرقت ها را انکار کرد و مدعي شد دزدي در پارک شقايق نخستين تلاش او براي موبايل قاپي بوده که سرانجام بدي را برايش رقم زده است. اين در حالي بود که بررسي پرونده هاي تحت بررسي در پليس آگاهي نشان از آن داشت که مشخصات اين سارق جوان با متهم تحت تعقيبي که در پارک هاي تهران به شکار طعمه هاي خود مي پردازد مطابقت دارد. از اين رو تعدادي از شاکيان اين پرونده ها براي شناسايي متهم به پليس آگاهي فراخوانده شدند و همگي از ميان صف افرادي که به عنوان مظنون در برابر آنها قرار گرفته بودند، انگشت اتهام را به سوي کاظم نشانه گرفتند و وي را به عنوان سارق اموال شان معرفي کردند.

اعتراف متهم

سارق جوان هنگامي که در برابر شاکيان خود قرار گرفت لب به اعتراف گشود و در خصوص شيوه سرقت خود به ماموران گفت؛ من از 10 ماه پيش دزدي از دختران و پسران جوان در پارک ها را آغاز کردم و هر بار پارک جديدي را براي به اجرا گذاشتن نقشه ام انتخاب مي کردم. به طور معمول زماني که در پارک قدم مي زدم به دنبال دخترها و پسرهايي مي گشتم که با هم روي يک نيمکت نشسته و در حال حرف زدن بودند. پس از تحت نظر گرفتن آنها در زماني مناسب که کسي در آن حوالي نبود سراغشان مي رفتم و با اعلام اينکه مامور پليس هستم و بايد آنها را براي انجام تحقيقات به کلانتري محل منتقل کنم از اين افراد کارت شناسايي مي خواستم. سپس پسر جوان را به کناري مي کشيدم و به او مي فهماندم که اگر مي خواهد کارش به کلانتري نکشد بايد چيزي به عنوان رشوه به من بدهد. در اين شرايط معمولاً موبايل و مبلغ پولي را که همراه اين افراد بود مي گرفتم و رهايشان مي کردم که بروند و خود نيز به سرعت از محل دور مي شدم. آخرين باري که قصد انجام اين کار را داشتم با مقاومت پسر جوان مواجه شدم و به همين دليل موبايل را از دستش قاپيدم و پا به فرار گذاشتم که در نهايت توسط مردم به دام افتادم.

بررسي اعترافات کاظم نشان مي دهد که وي در سرقت هاي متعددي که طي سال جاري در پارک هاي تهران انجام داده علاوه بر پول و گوشي موبايل مقادير زيادي طلا و در مواردي موتورسيکلت نيز به سرقت برده است. در حالي که تاکنون پنج تن از شاکيان با مراجعه به پليس آگاهي و شعبه چهارم دادياري دادسراي امور جنايي تهران اين سارق حرفه يي را شناسايي کرده اند، روز گذشته داديار رضوانفر از ساير کساني که طعمه نقشه کاظم شده اند خواست با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران ضمن شناسايي متهم، به تکميل پرونده خود بپردازند. در حال حاضر تحقيقات پليس پيرامون ساير جرائم احتمالي و شناسايي ديگر شاکيان ادامه دارد.
مشتريان قلابي به خانه هاي اعياني دستبرد مي زدند
گروه حوادث؛ اعضاي يک باند خانوادگي که تحت عنوان خريدار خانه هاي گرانقيمت دست به سرقت هاي ميليوني مي زدند پس از سه سال تحقيقات به دام افتادند. اعضاي اين شبکه حرفه يي سرقت که شامل مادر خانواده، دو دختر 16 و 18 ساله و پسر 24 ساله اش مي شود، فعاليت هاي مجرمانه شان را از سال 83 در مشهد آغاز کردند و تاکنون 30 مالباخته با مراجعه به پليس آگاهي آنان را شناسايي کرده اند.

چندي قبل زني جوان به همراه مالک يک بنگاه معاملات ملکي به پليس آگاهي مشهد مراجعه کردند و از وقوع يک سرقت خبر دادند. زن مالباخته در اظهاراتش گفت؛ ما خانه مان را براي فروش گذاشته بوديم تا اينکه ديروز - روز حادثه - زني ميانسال به همراه سه فرزندش از طرف بنگاه معرفي شدند و به خانه من آمدند حين بازديد منزل زن ميانسال با من گرم صحبت شد و همين مساله مرا از فرزندان وي غافل کرد. پس از خروج اعضاي اين خانواده از خانه متوجه شدم طلا و جواهراتم به سرقت رفته است. مرد بنگاهدار نيز در اظهاراتش گفت؛ اعضاي اين خانواده که بسيار شيک پوش و به ظاهر ثروتمند بودند پس از مراجعه به بنگاه من خواستند يک خانه مناسب و گرانقيمت براي ايشان پيدا کنم. آنها اصرار داشتند فقط از خانه يي بازديد کنند که خالي از سکنه نباشد هر چند اين درخواست آنان به نظرم مشکوک بود اما بالاخره خانه يي در بلوار دانشجو به اين خانواده معرفي اما شماره تلفن و آدرس مشتريان قلابي را يادداشت کردم. پس از طرح اين شکايت در حالي که مشخص شده بود شماره تلفن و آدرس سارقان فراري جعلي است کارآگاهان پي بردند از سال 83 تاکنون چندين مورد شکايت مشابه از سوي مالکان خانه هاي گرانقيمت مطرح شده و تاکنون ردي از دزدان به دست نيامده است. از آنجا که نحوه وقوع سرقت و مشخصات دزدان در تمامي پرونده ها يکسان بود کارآگاهان به چهره نگاري از متهمان پرداختند و موفق شدند دو تن از آنان را در مشهد و دو نفر ديگر را در گرگان بازداشت کنند. همچنين از خانه متهمان مقداري طلاي بدلي کشف شد. مادر خانواده سارقان که سردستگي باند را نيز بر عهده داشت در اعترافاتش گفت؛ از آنجا که ما در قالب خانوادگي و با ظاهري شيک به بنگاه ها مي رفتيم کسي به ما شک نمي کرد. ما ساعاتي را براي بازديد خانه ها انتخاب مي کرديم که معمولاً در آن ساعات فقط يکي از ساکنان خانه در منزل حضورداشت. در ادامه من با فرد صاحبخانه مشغول صحبت مي شدم و بچه هايم با سرعت به جست وجو در کمدها مي پرداختند و طلاها را مي ربودند. پس از هر سرقت طلاهاي اصلي و بدل را از هم تفکيک مي کرديم و طلاها را به يک مالخر مي فروختيم و در هر سرقت به طور ميانگين سه تا چهار ميليون تومان به دست مي آورديم. به گفته سرگرد نوروزي - مسوول رسيدگي به اين پرونده - پس از اعترافات سارقان 30 شاکي آنها شناسايي شدند و ارزش اموال مسروقه تاکنون بين 100 تا 120 ميليون تومان برآورد شده است و تحقيقات از متهمان ادامه دارد.
سرنخ تازه در قتل دختر جوان در ميدان هروي
گروه حوادث؛ دستگيري يک مظنون در ماجراي قتل دختري جوان در ميدان هروي اين پرونده جنايي را وارد مرحله تازه يي کرد. به گزارش خبرنگار ما ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 21 تيرماه سال جاري ساکنان ميدان هروي در تماس با پليس 110 از کشف جسد دختري جوان در ميان زباله ها خبر دادند و محمدحسين شهرياري - بازپرس جنايي - و کارآگاهان ويژه قتل پليس آگاهي تهران را به محل حادثه کشاندند. کارآگاهان در بازرسي هاي مقدماتي هيچ گونه آثار ضرب و جرح روي پيکر مقتول ناشناس که 18 تا 22 ساله به نظر مي رسيد، پيدا نکردند و فقط با خراشيدگي کوچکي در ناحيه صورت وي مواجه شدند و احتمال دادند اين دختر در محل ديگري کشته و سپس در حين انتقال به ميدان هروي بر اثر کشيده شدن روي زمين صورتش خراشيده شده است. از سويي از آنجا که دختر ناشناس لباس کامل و کفش به پا داشت اين فرضيه پيش روي پليس قرار گرفت که وي در مکاني به غير از منزل مسکوني از پاي درآمده است. پس از تحقيقات مقدماتي در حالي که هيچ سرنخي از عامل جنايت و هويت مقتول به دست نيامده بود جسد قرباني به پزشکي قانوني انتقال يافت و متخصصان اعلام کردند وي خفه شده است. اين نظريه در حالي مطرح شد که دو احتمال در خصوص قتل دختر جوان وجود داشت؛ نخست آنکه وي پس از قرار گرفتن در دام پسري شيطان صفت در پي مقاومت در برابر خواسته هاي او به قتل رسيده و دومين احتمال موجود در پرونده اين بود که فرد يا افرادي خاص از پيش با مقتول اختلاف داشته و با انگيزه کينه جويي دست به اين جنايت زده اند. چندي پس از کشف جسد در حالي که کاوش هاي کارآگاهان بر کشف هويت مقتول متمرکز شده بود دختري جوان به پليس آگاهي مراجعه کرد و گفت دختر کشته شده خواهر او است. پس از شناسايي جسد از سوي دختر جوان هويت قرباني 20 ساله به نام شيوا فاش شد و ماموران متوجه شدند شيوا در پي از دست دادن والدينش به همراه خواهر خود و دختري ديگر زندگي مي کرده است. به اين ترتيب تحقيق درباره افرادي که مقتول را مي شناختند در دستور کار پليس قرار گرفت و هر چند در مراحل اوليه نتيجه يي عايد کارآگاهان نشد اما آنان سرانجام توانستند مرد جواني را که شيوا را مي شناخته شناسايي و بازداشت کنند. اين جوان که تنها مظنون پرونده شناخته مي شود تاکنون اتهام قتل را گردن نگرفته اما پليس اميدوار است با بازجويي هاي دقيق از او سرنخ هاي تازه يي از اين جنايت مرموز به دست آورد.
مشتري نماهاي سارق
سرهنگ ماشاءالله صادقي*

سرقت از منازل از سوي افرادي که خود را خريدار يا مستاجر معرفي مي کنند يکي از شگردهايي است که تاکنون چندين مورد آن را شاهد بوده ايم. در واقع اين نوع سرقت راحت ترين شيوه براي دستبرد به منازل است چرا که در اين شرايط سارقان مي توانند کوچک ترين نقاط منزل را ببينند و با توجه به اينکه محل نگهداري طلا، پول و اشياي قيمتي در هر خانه يي مشخص است به راحتي اين اقلام را مي دزدند. اغلب اين سارقان براي اينکه مورد شک مشاوران املاک و صاحبان خانه ها قرار نگيرند هميشه ظاهري آراسته دارند، حال آنکه احتياط بيشتر از سوي کارکنان بنگاه هاي معاملات املاک که با اقشار مختلفي طرف هستند مي تواند از وقوع اينگونه حوادث پيشگيري کند. مشاوران املاک بايد اطلاع داشته باشند زماني که شخص را به عنوان مستاجر يا خريدار براي بازديد به خانه يي مي برند مسووليت اعمال مشتري از زمان ورود تا خروجش از منزل بر عهده آنان است، بنابراين نبايد آنها را در منازل تنها بگذارند و بايد آنان را به صورت کامل زير نظر داشته باشند و از راه دادن افراد مشکوک به خانه هاي مردم خودداري کنند و هر گاه با موارد مشکوک مواجه شدند بلافاصله پليس 110 را در جريان قرار دهند.

*رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي
عناوين اين صفحه
بلوتوث شيطاني، جرقه يي براي يک جنايت هولناک
چه کسي مجتبي را کشت
دختر و پسرهاي جوان طعمه هاي مامور قلابي پليس بودند
مشتريان قلابي به خانه هاي اعياني دستبرد مي زدند
سرنخ تازه در قتل دختر جوان در ميدان هروي
مشتري نماهاي سارق
زن ميانسال روي شوهرش اسيد پاشيد
راننده آژانس در تله چهار مسافر گروگانگير
قاتل ميانجيگر دعوا در آستانه قصاص
مرگ ناگهاني عروس در جشن ازدواج
حکم قصاص قاضي متهم به قتل نقض شد
کارمند بانک از حساب مشتري پول برداشت مي کرد

زن ميانسال روي شوهرش اسيد پاشيد
گروه حوادث؛ زني که با ريختن اسيد روي صورت شوهرش، وي را روانه بيمارستان کرده است تحت تعقيب پليس قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما ساعت 10 صبح جمعه 30 آذرماه مسوولان بيمارستان شهداي تجريش ماموران کلانتري 101 را از حضور بيماري در بيمارستان خود مطلع کردند که قرباني اسيدپاشي شده است. با مراجعه ماموران به بيمارستان تحقيقات از مرد 45 ساله به نام منوچهر پيرامون چگونگي وقوع حادثه آغاز شد و وي ماجرا را چنين شرح داد؛ من و همسرم سيما مدتي است که دور از هم و در خانه هايي جداگانه زندگي مي کنيم. من امروز-روز حادثه- به خانه او رفته بودم و ماشين موسو خودم را که در پارکينگ خانه وي قرار داشت سوار شدم و قصد خروج از منزل را داشتم که ناگهان مورد حمله همسرم قرار گرفتم و او با ريختن اسيد روي صورت من، مرا به شدت مجروح کرد. روز گذشته با ارجاع پرونده اسيدپاشي به دادسراي امورجنايي تهران، قاضي رضا جعفري معاون دادسرا، ماموران اداره 16 پليس آگاهي را مامور کرد تا ضمن بازداشت همسر 41 ساله منوچهر و انتقال وي به پليس آگاهي تهران وي را تحت بازجويي قرار دهند.


راننده آژانس در تله چهار مسافر گروگانگير
گروه حوادث؛ مرد راننده يي که از سوي چهار مسافر خود به گروگان گرفته شده بود با تلاش کارآگاهان از چنگ آدم ربايان نجات يافت. تلاش براي رهايي مرد جوان که ناصر نام دارد از روز سه شنبه هفته گذشته با طرح شکايتي از سوي همسر وي آغاز شد. زن جواني به نام مهديس پس از مراجعه به پليس آگاهي بندر ترکمن از ربوده شدن شوهرش خبر داد و گفت؛ ناصر راننده يک آژانس است و امروز وقتي برخلاف معمول در بازگشت به خانه تاخير کرد نگرانش شدم و به صرافت افتادم علت دير کردن وي را بفهمم. در همين فکر بودم که ناگهان زنگ تلفن خانه مان به صدا درآمد و مردي غريبه که يک موبايل اعتباري در دست داشت به من گفت شوهرم را ربوده است و براي آزادي او بايد 5 ميليون تومان پول نقد بپردازم. آن مرد سپس تلفن را قطع کرد. من که به شدت نگران شوهرم شده بودم و جان او را در خطر مي ديدم تصميم گرفتم پليس را در جريان قرار دهم. پس از طرح اين شکايت کارآگاهان بلافاصله تحقيقات خود را آغاز کردند و ضمن کنترل تلفن خانه مهديس به وي آموزش هاي لازم را ارائه دادند و از او خواستند در صورت تماس مجدد آدم ربايان بگويد پول درخواستي شان را فراهم کرده است. در گام بعدي مهديس نقشه پليس را به صورت کامل اجرا کرد و براي آزادي شوهرش و تحويل دادن پول با مرد ناشناس که ناصر را گروگان گرفته بود قرار ملاقاتي ترتيب داد و ماموران توانستند محل مورد نظر را تحت کنترل نامحسوس قرار دهند. سرانجام هنگامي که مرد آدم ربا در محل قرار حاضر شد کارآگاهان توانستند وي را به دام بيندازند. اين جوان که رامين نام دارد در همان بازجويي هاي مقدماتي جرم خودش را پذيرفت و گفت با همدستي سه دوست ديگرش دست به اين گروگانگيري زده است. رامين در ادامه محل اختفاي اعضاي باند را معرفي کرد اما ماموران هنگامي که به آنجا رسيدند متوجه شدند سه آدم ربا گروگان خود را در خانه تنها گذاشته و فرار کرده اند. به اين ترتيب ناصر آزاد شد و در تشريح واقعه گفت؛ ساعت 30/20 بود که چهار مرد به دفتر آژانس آمدند و اتومبيلم را کرايه کردند. آنها در بين راه از من خواستند از يک جاده خاکي به روستاي «دوگنچي» بروم، پس از ورود به بيراهه خلوت و تاريک يکي از آنان چاقو زير گلويم گذاشت و با تهديد دست ها و دهانم را بست. مرد راننده ادامه داد؛ آدم ربايان در ادامه مرا به خانه يي منتقل کردند و شماره تلفن خانه ام را به زور از من گرفتند. در اين ميان هرچه خواهش و التماس کردم تا مرا رها کنند اعتنايي نکردند و گفتند فقط در صورتي مي توانم به خانه ام بازگردم که همسرم پول درخواستي آنان را فراهم کند. بنابر اين گزارش هم اکنون در حالي که رامين - يکي از متهمان - در بازداشت به سر مي برد تحقيقات براي دستگيري ساير اعضاي باند ادامه دارد.


قاتل ميانجيگر دعوا در آستانه قصاص
فردي که متهم است ميانجيگر يک نزاع را به قتل رسانده، در آستانه اجراي حکم قصاص قرار گرفت. به گزارش ايسنا، ساعت 23 روز 27 مرداد ماه سال 84 بازپرس کشيک قتل تهران از طريق گزارش ماموران کلانتري ونک در جريان فوت جواني 19 ساله به نام احسان بر اثر اصابت جسمي برنده قرار گرفت و تحقيقات خود را آغاز کرد. با توجه به شهادت شهود، مشخص شد مقتول با ضربات شيشه شکسته نوشابه توسط دوست 17 ساله خود به نام بهنود از پاي درآمده است. به اين ترتيب بهنود تحت تعقيب قرار گرفت و بازداشت شد. اين متهم در بازجويي هاي صورت گرفته به قتل اعتراف کرد و گفت؛ شب حادثه من با فردي ديگر درگير بودم که احسان به قصد ميانجيگري در دعواي ما دخالت کرد و من از شدت عصبانيت شيشه نوشابه يي را که دستم بود شکستم و با آن احسان را مجروح کردم و سپس متواري شدم. به دنبال تکميل تحقيقات قضايي و محاکمه بهنود، اين متهم روز 9 مهر ماه سال گذشته از سوي قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد و راي صادره به تاييد شعبه 33 ديوان عالي کشور نيز رسيد. عصمت الله جابري قاضي اجراي احکام و سرپرست واحد صلح و سازش دادسراي امور جنايي تهران روز گذشته با بيان اينکه پرونده متهم به دادسرا ارجاع شده است، تصريح کرد؛ در حال حاضر اولياي دم احسان براي متهم تقاضاي قصاص کرده اند که در صورت انجام نشدن صلح و سازش، مجازات بهنود به زودي اجرا خواهد شد.


مرگ ناگهاني عروس در جشن ازدواج
جشن ازدواج در «فردوس» بيرجند، با مرگ ناباورانه عروس، تبديل به عزا شد. به گزارش ايسکانيوز در جشن ازدواجي که شامگاه جمعه در روستاي «فتح آباد» بخش مرکزي فردوس برگزار شد، عروس هنگام خداحافظي با خانواده، در آغوش پدر دچار ايست قلبي شد و در دم جان سپرد. داماد در کمال ناباوري به جاي همراهي شادمانه دختر عمويش به خانه بخت، با چشمان اشکبار او را روانه سردخانه کرد. عروس تنها فرزند خانواده بود.


حکم قصاص قاضي متهم به قتل نقض شد
گروه حوادث؛ ديوان عالي کشور حکم قصاص يک قاضي دادگستري را که متهم به قتل همسرش شده بود نقض کرد و قتل را از موارد لوث تشخيص داد. به گزارش خبرنگار ما اين متهم 35 ساله به نام احمد که قاضي معلق دادگستري شهرستان خوي است متهم به قتل همسر 17 ساله اش به نام مريم با شليک گلوله شده است. احمد اتهام قتل عمد همسرش را در جلسه محاکمه دادگاه قبول نکرد و گفت؛ مريم خودکشي کرده است. ظهر روز حادثه من از دادگستري به خانه رفتم و سلاحم را روي اپن آشپزخانه گذاشتم. وقتي در حال وضو گرفتن بودم صداي شليک گلوله را شنيدم و ناگهان ديدم همسرم روي زمين افتاده است. اکثريت قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران پس از برگزاري جلسه محاکمه و بررسي پرونده با توجه به گزارش پليس مبني بر اينکه خانه مقتول به هم ريخته بود و شواهد از وقوع درگيري در محل حادثه حکايت داشت، نامه پر از گلايه يي که مريم قبل از مرگ نوشته بود و همچنين نحوه شليک و محل اصابت گلوله احمد را مجرم شناختند و او را به قصاص محکوم کردند. قضات صادرکننده راي معتقد بودند فردي که با اسلحه اقدام به خودکشي مي کند از ناحيه سر به سمت خودش شليک مي کند حال آنکه گلوله به گونه مقتول اصابت کرده است. با صدور حکم قصاص، احمد به راي صادره اعتراض و شعبه 31 ديوان عالي کشور پس از بررسي حکم را نقض کرد و قتل را از موارد لوث تشخيص داد، بنابراين اولياي دم مقتول بايد براي اثبات قتل دخترشان 50 نفر واجد شرايط را براي انجام مراسم قسامه به دادگاه معرفي کنند.


کارمند بانک از حساب مشتري پول برداشت مي کرد
کارمند بانکي که از حساب عابربانک مشتريان پول برداشت کرده بود دستگير شد. فردي با مراجعه به دادسراي بعثت طي شکايتي عنوان کرد حدود ساعت 18روز 15 آذر به همراه همسرم براي گرفتن پول به يکي از عابربانک ها در خيابان نازي آباد مراجعه کرديم که پس از وارد کردن کارتم دستگاه آن را به علت نقص فني قبول نکرد. وي افزود؛ پس از پيگيري يکي از کارمندان بانک از پشت شيشه شماره رمز کارت را از همسرم خواست و پس از گفتن رمز از سوي همسرم کارمند بانک اظهار داشت براي گرفتن کارت روز بعد مراجعه کنيم اما پس از مراجعه مجدد به بانک مرد کارمند گفته هاي روز قبل خود را انکار کرد و گفت کارت من نزد او نيست. وي خاطرنشان کرد؛ با مراجعه به بانک صادر کننده کارت و پس از استعلام متوجه شدم در همان روز مبلغ 160 هزار تومان و طي چند روز بعد حدود 600 هزار تومان از حسابم برداشت شده است. پس از ثبت شکايت اين مرد تحقيقات ماموران آغاز شد و در نهايت پس از دستگيري و انتقال کارمند بانک به نام «اصغر م.» به کلانتري وي اعتراف کرد پس از گرفتن رمز شاکي وسوسه شده و از آن حساب پول برداشت کرده است. پس از تکميل تحقيقات و اعتراف متهم 27 ساله صبح ديروز بازپرس دادسراي بعثت با صدور راي نهايي به اتهام سرقت قرار کفالت براي وي صادر کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام