سه شنبه، 4 دي 1386 - شماره 1574
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
نقص مدارک براي اثبات جنايات پدرخوانده يک شبکه مافيايي
«فرزادشاه» طي دو سال گذشته اتهام قتل هاي مسلحانه را انکار کرده است

گروه حوادث؛ نبود مدارک کافي عليه پدرخوانده يک شبکه مافيايي آدمکش و قاچاق مواد مخدر رسيدگي به اتهامات اين مجرم را به تعويق انداخت تا دور تازه يي از تحقيقات درباره او آغاز شود.

به گزارش خبرنگار ما اين مجرم مخوف که به فرزادشاه شهرت دارد تاکنون در هيچ يک از مراحل بازجويي قتل هاي خود را گردن نگرفته و فقط اتهام قاچاق مواد مخدر را پذيرفته است. انکارهاي فرزادشاه در طول دو سال و نيم گذشته سبب شده است تا قضات دادگاه کيفري استان تهران مدارک را براي کشاندن وي پاي ميز محاکمه کافي ندانند و خواستار انجام تحقيقات بيشتر درباره اتهام هاي پدرخوانده شبکه مافيايي شوند.

قتل مامور پليس

نيمه شب سه شنبه 23 فروردين ماه سال 84 يک مامور موتورسوار کلانتري 145 ونک در حين گشت زني در محدوده استحفاظي خود هدف شليک يک گلوله قرار گرفت و جان باخت. پس از کشف جسد اين مامور پليس تحقيقات گسترده يي براي رديابي قاتل او آغاز شد اما هيچ سرنخي از اين جنايت مرموز به دست نيامد تا اينکه 21 روز بعد بهروز هنرمند - بازپرس ويژه قتل تهران - در پي اعلام ماموران نيروي انتظامي خودش را به مقابل ساختمان کشتيراني رساند و با جنازه گلوله باران شده جواني به نام بهزاد روبه رو شد. برادر بهزاد که زمان حادثه همراه وي بود در اظهارات خود گفت؛ ما در حين پياده روي بوديم که ناگهان چند مرد شرور راه ما را سد کردند و يکي از آنان به سوي برادرم آمد و با سلاحي مدرن وي را گلوله باران کرد و سپس همگي با هم فراري شدند.

واحد اسلحه شناسي پليس آگاهي تهران پس از آزمايش روي پوکه هاي کشف شده در محل قتل بهزاد طي نامه يي به بازپرس ويژه قتل تهران اعلام کرد نتيجه بررسي ها نشان مي دهد بهزاد به احتمال زياد با همان سلاحي کشته شده که در قتل مامور کلانتري ونک از آن استفاده شده است.

اعلام اين نظريه کارآگاهان را به تکاپو انداخت تا هر چه سريع تر ردپاي قاتل مخوف را شناسايي کنند. آنان با جمع آوري قطعات اين پازل هولناک متوجه شدند مرد جاني فردي است که هميشه پيراهن آستين دار گشاد مي پوشد و سلاح مدرن خود را در آستين راستش پنهان مي کند و در هر لحظه براي شليک کردن آمادگي دارد.

در حالي که کنکاش ها پيرامون هويت و زندگي قاتل مسلح ادامه داشت مردي نزد بازپرس هنرمند مراجعه کرد و اطلاعاتي درباره يکي از بستگانش در اختيار وي قرار داد. اين مرد کرمانشاهي که در جريان جنايت هاي سريالي يک قاتل افغان به نام «نظير ازبک» دخترش را در تهران از دست داده بود، گفت؛ «يکي از بستگانم از نوچه هاي يک جوان کرمانشاهي به نام فرزادشاه است. فرزادشاه مجرمي مخوف است که در زمينه قاچاق مواد مخدر فعاليت مي کند و شبکه وي به حدي وسيع و گسترده است که خود او چندين محافظ دارد و به هيچ وجه نمي توان وي را از نزديک و به صورت رودررو ديد.» اطلاعاتي که مرد کرمانشاهي ارائه داد به اين فرضيه که فرزادشاه همان قاتل تحت تعقيب است قوت بخشيد و کارآگاهان جست وجوهاي وسيعي را براي دستگيري وي آغاز کردند اما پس از مدتي متوجه شدند اين مرد تيرماه همان سال به اتهام قاچاق مواد مخدر در خيابان خوش تهران دستگير شده و در زندان به سر مي برد. کارآگاهان که در جريان بررسي هاي خود متوجه شده بودند فرزادشاه به راستي پدرخوانده يک شبکه مافيايي است و چندين محافظ دارد در ادامه پي بردند وي علاوه بر قاچاق مواد مخدر يک باند زورگيري را نيز در شهرستان هرسين اداره مي کرده است. پس از انتقال فرزادشاه به پليس آگاهي برادر بهزاد که تنها شاهد جنايت در مقابل سازمان کشتيراني بود بلافاصله وي را شناخت و به عنوان قاتل معرفي کرد اما متهم، قتل بهزاد و مامور پليس را گردن نگرفت و گفت فقط به صورت جزيي خريد و فروش مواد مخدر انجام مي داده است و در پرونده ديگري به خاطر يک تصادف مرگبار غيرعمدي تحت تعقيب قرار دارد. در نهايت با جمع آوري مدارک موجود بازپرس هنرمند عليه فرزادشاه قرار مجرميت صادر کرد و با تاييد اين قرار و تنظيم کيفرخواست پرونده وي به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد اما قضات دادگاه اين مدارک را براي محاکمه پدرخوانده شبکه مافيايي کافي ندانستند و طي نامه يي خواستار انجام تحقيقات بيشتر در اين رابطه شدند. بنابر اين گزارش دور تازه تحقيقات عليه فرزادشاه از ديروز آغاز شده و به نظر مي رسد مواجهه حضوري متهم با افرادي که شاهد تبهکاري هاي وي بوده اند تنها راه اثبات گناهکاري وي است. اين در حالي است که احتمال داده مي شود شاهدان به خاطر ترس از اين مرد حاضر به مواجهه حضوري نباشند.
متهم به قتل در جلسه دادگاه مدعي شد
تحت تاثير اکستازي زن عمو و دخترعمويم را کشتم

گروه حوادث؛ پسر جواني که مدعي است به خاطر مصرف بيش از حد مواد مخدر از حالت طبيعي خارج شده و زن عمو و دخترعمويش را به قتل رسانده است روز گذشته در شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم، محمدرضا حيدري پس از حضور در جايگاه نمايندگان دادستان در توضيح کيفرخواست گفت؛ بابک 18 ساله متهم است 26 مردادماه سال گذشته در يک اقدام جنون آميز شهناز و زهرا زن عمو و دخترعمويش را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده است.

وي افزود؛ 21 مردادماه سال گذشته مردي به پليس مراجعه کرد و گفت همسر و دخترش به طرز هولناکي در خانه به قتل رسيده اند. بلافاصله ماموران در محل حضور يافتند و با جسد غرق در خون مادر و دختر روبه رو شدند، به دستور بازپرس پرونده اجساد به پزشکي قانوني انتقال يافت و سپس بازرسي از محل جنايت در دستور کار قرار گرفت و مشخص شد مبلغي پول و مقداري طلا و گوشي تلفن همراه مقتولان از خانه به سرقت رفته است. با رديابي تلفن همراه مسروقه فردي که موبايل را در اختيار داشت شناسايي شد و در بازجويي ها اعتراف کرد گوشي را از جواني چاق و قدبلند خريداري کرده است.

حيدري افزود؛ از آنجايي که ورود به خانه مقتول در زمان قتل با زور نبود، پليس اين فرضيه را که قاتل فردي آشنا با اين خانواده بوده است مورد بررسي قرار داد و در نهايت بابک را که مشخصاتش با اظهارات خريدار موبايل مسروقه مطابقت داشت دستگير کرد و اين جوان به قتل شهناز و دخترش زهرا اعتراف کرد. وي گفت؛ دادستان به لحاظ اينکه زهرا دخترخوانده شهناز و شوهرش بوده و خانواده واقعي او هم شناسايي نشده اند در مورد قتل اين دختر براي بابک تقاضاي قصاص کرده است. در ادامه اولياي دم شهناز در جايگاه حاضر شدند و براي متهم تقاضاي قصاص کردند.

سپس به دستور قاضي کوه کمره يي- رئيس دادگاه- متهم در برابر قضات قرار گرفت و گفت؛ اتهام، قتل عمد را قبول دارم اما آن زمان در شرايط عادي نبودم، من مواد مخدر زيادي مصرف کرده بودم و از حالت طبيعي خارج شده بودم. وي ادامه داد؛ روز حادثه براي گرفتن پول مواد مخدر به خانه عمويم رفتم. زهرا تنها در خانه بود، خواسته ام را به وي گفتم، دختر عمويم به داخل اتاق رفت که پول بياورد، من هم به آشپزخانه رفتم تا آب بخورم. يکدفعه چشمم به چاقو افتاد. ناخودآگاه آن را برداشتم و به سمت زهرا رفتم، چند ضربه چاقو به او زدم، يکدفعه ترس همه وجودم را گرفت. داشتم فرار مي کردم که صداي در آمد و زن عمويم شهناز وارد منزل شد و از من سراغ زهرا را گرفت من که مي ترسيدم او با ديدن جسد زهرا داد و فرياد کند با همان چاقو ضربات متعددي به زن عمويم زدم.

بابک ادامه داد؛ سپس مچ دست زن عمويم را قطع کردم و 17 النگو او و هرچه انگشتر و پول در خانه بود، به علاوه يک گوشي تلفن همراه برداشتم و از خانه فرار کردم. چند ساعت بعد به خودم آمدم و متوجه شدم چه کرده ام. چند ماه قبل از حادثه به خوردن قرص اکستازي معتاد شدم و آن روز هم قرص اکس با دوز بالا استفاده کرده بودم. حالا از کرده خودم بسيار پشيمان هستم اما مي دانم که فايده يي ندارد.

متهم در ادامه گفت؛ من از بيکاري و وقت آزاد زياد معتاد شدم و هر روز بيشتر از روز قبل در اعتياد فرو رفتم. حالا هم آنقدر عذاب وجدان دارم که شب ها در زندان با قرص هاي آرام بخش مي خوابم.

پس از دفاعيات متهم وکيل تسخيري وي در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از موکلش گفت؛ از آنجايي که موکل من نمي تواند دليلي براي دفاع از اعمالش بيان کند، نتيجه مي گيرم که تحت دستور قوه ناخودآگاه و مصرف قرص اکس دست به اين اقدام زده است.

ياورزاده با تاکيد بر اينکه بابک کينه يي شديد نسبت به دخترعمو و زن عمويش داشته است، افزود؛ موکلم بيمار رواني است. اما در اين پرونده مسلوب الاراده بودن موکلم بررسي نشده و وي بايد درمان شود نه مجازات.

قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران (کوه کمره يي، تردست، باقري، سالاري و سليماني نيا) در اين هنگام اعلام تنفس کردند و پس از انجام شور، ادامه رسيدگي به پرونده را براي اخذ نظر از کميسيون روانپزشکي پزشکي قانوني به آينده موکول کردند.
با پرداخت ديه از سوي سينا پايمرد
نوازنده ني پس از 5/3 سال از زندان آزاد شد
گروه حوادث؛ نوجوان نوازنده ني که از 5/3 سال پيش به اتهام قتل در زندان به سر مي برد با اعلام رضايت اولياي دم مقتول سرانجام بعدازظهر يکشنبه براي هميشه از زندان آزاد شد و يک بار ديگر به زندگي بازگشت. به گزارش خبرنگار ما، سينا پايمرد که متهم بود در 16 سالگي جواني به نام جهان را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود بعدازظهر يکشنبه در حالي از زندان رجايي شهر کرج آزاد شد که قبل از اعلام رضايت اولياي دم دو بار پاي چوبه دار رفته بود. سينا که 5/3 سال پيش در يک نزاع مرتکب قتل شده بود پس از محاکمه در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد و اين حکم در ديوان عالي کشور مورد تاييد قرار گرفت. اوايل سال جاري از آنجايي که سينا نتوانسته بود رضايت اولياي دم مقتول را جلب کند در فهرست اعداميان قرار گرفت. وي که به سن 19 سالگي رسيده بود هنگامي که پاي چوبه دار رفت به عنوان آخرين تقاضا از اجرا کنندگان حکم خواست اجازه دهند او براي دقايقي ني بنوازد. ناله هاي ني سينا سبب شد اولياي دم به صورت موقتي و به شرط دريافت ديه از اعدام وي صرف نظر کنند و به اين ترتيب ني سينا نه تنها باعث نجات خودش از طناب دار شد بلکه يک خانواده ديگر هم تحت تاثير اين اتفاق از قصاص قاتل فرزندشان گذشت کردند. سينا که بر سر خريد ماده مخدر حشيش با مقتول درگير شده و او را به قتل رسانده بود هنگامي که از طناب دار فاصله گرفت، خطاب به اولياي دم گفت انسان ديگري شده و حالا فقط مي خواهد به زندگي کردن و خوب بودن فکر کند، اما چند ماه بعد روزهاي بحراني بار ديگر به زندگي سيناي جوان خيمه زد چرا که او نتوانسته بود ديه مورد تقاضاي اولياي دم را تهيه کند. به اين ترتيب شهريورماه سال جاري يک بار ديگر نام سينا پايمرد در ليست اعداميان چهارشنبه آخرماه قرار گرفت و اولياي دم هم حاضر نشدند کمي بيشتر به خانواده سينا فرصت دهند. در اين ميان تلاش هاي سازمان هاي مدافع حقوق بشر و فعالان حقوق کودک براي نجات سينا آغاز شد و سرانجام شب قبل از اعدام با نامه رئيس قوه قضائيه دستور توقف اجراي حکم اعدام سينا صادر شد و او براي بار دوم از سلول انفرادي به اندرزگاه يک زندان رجايي شهر بازگشت. چندي بعد با فراهم شدن مبلغ مورد تقاضاي اولياي دم و اعلام رضايت آنها، سينا از اعدام به طور قطع فاصله گرفت و براي مشخص شدن مجازات جنبه عمومي جرمش در انتظار محاکمه ماند تا اينکه 10 روز پيش براي بار دوم در برابر قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفت و با راي صادره به لحاظ جنبه عمومي جرم به 5/3 سال حبس با احتساب ايام بازداشت محکوم شد و سرانجام بعدازظهر روز يکشنبه درهاي طوسي رنگ زندان رجايي شهر همزمان با اشک شوق سينا و خانواده اش باز شد و قدم هاي لرزان نوازنده ني چارچوب در را پيمود تا يکبار ديگر سينا در هواي سرد زمستاني نفس بکشد و طعم آزادي را بچشد. آزادي سينا اميدي براي ساير نوجوانان محکوم به اعدام است که روزهاي سختي را در زندان مي گذرانند.
دستگيري سارقان مسلح بانک صادرات در 40 دقيقه
گروه حوادث؛ پدر و پسر مسلح 40 دقيقه پس از دستبرد به بانک صادرات خيابان آيت در حلقه محاصره پليس گرفتار و دستگير شدند.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/13 ديروز دو مرد که به سلاح کمري و يک قبضه نارنجک دستي مسلح بودند وارد بانک صادرات خيابان آيت شدند و با فرياد، کارمندان و مشتريان حاضر در شعبه را تهديد کردند. آن دو با تهديد مبلغ سه ميليون و 800 هزار تومان وجه نقد از صندوقدار و مشتريان حاضر در بانک تحويل گرفتند و بلافاصله پس از خروج از بانک به سمت موتورسيکلت شان رفتند تا از محل فرار کنند.

در اين هنگام يکي از کارمندان بانک که قصد داشت تا حد امکان مانع فرار دزدان مسلح شود و شماره و مشخصات وسيله نقليه آنان را به حافظه بسپارد به سمت دو مرد ناشناس دويد اما يکي از آنها ناگهان سلاحش را به سوي کارمند جوان نشانه گرفت و با شليک يک گلوله او را مجروح و نقش بر زمين کرد. پس از فرار سارقان مسلح، ضمن انتقال کارمند مجروح به بيمارستان، وقوع اين دستبرد به مرکز فوريت هاي پليسي 110 اطلاع داده و عمليات ويژه يي براي دستگيري دزدان آغاز شد. در نخستين گام مرکز کنترل عمليات فرماندهي انتظامي تهران بزرگ با احتمال اينکه سارقان هنوز از محل دزدي زياد دور نشده اند موضوع را به کلانتري قيامدشت و سرکلانتري هاي چهارم، ششم و نهم تهران اطلاع داد و از آنان خواست تمامي خيابان ها و مسيرهاي احتمالي فرار دو مرد موتورسوار را مسدود کنند.

به اين ترتيب ماموران گشت که مشخصات ظاهري سارقان را به دست آورده بودند، منطقه وسيعي از شرق تهران را تحت پوشش قرار دادند و از سويي با مسدود کردن راه هاي خروجي شهر امکان فرار دزدان ناشناس را سلب کردند. 30 دقيقه بعد تيمي از ماموران عملياتي دو موتورسوار را مشاهده کردند که شباهت زيادي با سارقان بانک صادرات داشتند. با بي توجهي دو مرد به فرمان ايست پليس عمليات تعقيب و گريز آغاز شد و 10 دقيقه بعد هر دو مظنون متوقف و بازداشت شدند.

کشف ساک حاوي سه ميليون و 800 هزار تومان وجه نقد از دو متهم، پليس را مطمئن کرد که دو مظنون همان سارقان مسلح هستند. اين دو بلافاصله تحت بازجويي قرار گرفتند و به جرم خود اعتراف کردند. متهمان که پدر و پسر و اهل يکي از شهرهاي غرب کشور هستند به خاطر مشکلات مالي نقشه اين دستبرد را طراحي کردند و پس از تهيه سلاح و نارنجک به تهران آمدند و در نهايت روانه بازداشتگاه شدند.

سردار احمدرضا رادان - رئيس پليس تهران - روز گذشته با تاييد اين خبر گفت؛ وجوه مسروقه به بانک بازگردانده شده است و تحقيقات از متهمان ادامه دارد.
نصب دوربين مخفي در خانه سه دختر دانشجو
انعکاس نور آفتاب از لنز دوربين مخفي نقشه صاحبخانه اصفهاني براي فيلمبرداري از دختران دانشجو را افشا کرد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت بعدازظهر چهارشنبه هفته گذشته سه دختر دانشجو ماموران را در جريان کشف شيئي مرموز که داخل ديوار اتاقشان تعبيه شده بود، قرار دادند و خواستار رسيدگي به آن شدند. يکي از دختران به نام شيوا گفت؛ ظهر که از دانشگاه به خانه بازگشتم به دليل خستگي مستقيم به اتاق رفتم و دراز کشيدم. ناگهان انعکاس نور از شکافي در ديواره کنار پنجره اتاق توجهم را به خود جلب کرد و هم خانه هايم را صدا کردم و پس از مشورت تصميم گرفتيم ديوار را سوراخ تا منشاء انعکاس نور را پيدا کنيم که با انجام اين کار به يک دوربين ريز برخورديم. با بررسي محل توسط ماموران مشخص شد يک دوربين بسيار ريز به طور ماهرانه در ديوار جاسازي و دورتادور آن با گچ پوشانده شده است. با بررسي دقيق محل و يافتن سيمي که اطلاعات را از دوربين به نقطه مقصد انتقال مي داد، صاحبخانه دختران جوان متهم شناخته و مشخص شد که سيم ها به خانه اين مرد که مهندس الکترونيک است و در طبقه بالا زندگي مي کند، مي رسد. از اين رو بازپرس پرونده دستور بازداشت صاحبخانه 37 ساله را صادر کرد. مهران پس از بازداشت مدعي شد دوربين را مدتي پيش براي کنترل رفتار پسر خود در آن محل کار گذاشته است. ليکن برخلاف ادعاي اين مرد مشخص شد که وي چندي پيش با اصرار فراوان آينه بزرگي را در اتاق خواب دختران جوان در مقابل دوربين نصب کرده تا امکان ضبط تصاوير در جهت مخالف دوربين نيز وجود داشته باشد. هم اکنون با دستور بازپرس پرونده تجهيزات کامپيوتري متهم براي بررسي فني در اختيار پليس قرار گرفته و تحقيقات در اين خصوص ادامه دارد.
امکانات پيشرفته در اختيار مجرمان حرفه يي
سيد ضياء الدين فائق*

در خبرها داشتيم يک مرد صاحبخانه در منزل سه دختر دانشجو که مستاجرش بودند دوربين مخفي کار گذاشته بود. يکي از معضلاتي که امروز جامعه ما به آن مبتلا است انتشار فيلم و عکس خصوصي افراد از طرق مختلف است. شايد بتوان گفت که اين مشکل از زمان ورود ابزار هاي پيشرفته ديجيتالي به بازار ايران به وجود آمد و به تدريج با گسترش اين امکانات و نبود فرهنگ استفاده از آن در کنار سوءاستفاده برخي از افراد به معضلي فراگير بدل شد. متاسفانه امروزه شاهديم که برخي افراد تبهکار از طرق مختلف منجمله کار گذاشتن دوربين هاي مخفي در اماکن، بازخواني اطلاعات موجود در حافظه کامپيوترهاي خانگي و تصاوير ضبط شده در حافظه گوشي هاي موبايل به اطلاعات شخصي افراد دسترسي مي يابند و آن اطلاعات را از طرق مختلف منتشر مي سازند.

در کنار قبيح بودن اين عمل افراد تبهکار دو راهکار براي جلوگيري از انتشار اطلاعات خصوصي مردم مهم به نظر مي رسد؛ نخست اينکه خود مردم به عنوان افرادي که دريافت کننده اين تصاوير و فيلم ها هستند در صورتي که در مسير انتقال اين اطلاعات قرار گرفتند بايد با خودداري از مشاهده و انتقال مجدد آنها اين چرخه را متوقف کنند. از سوي ديگر از آنجا که خود شهروندان قرباني انتشار اين عکس ها و فيلم ها هستند، لازم است با پاک کردن عکس و فيلم هاي شخصي از داخل گوشي تلفن همراه و حضور نيافتن در مکان هاي ناشناس مانع بروز اين معضل شوند و در مواردي که نياز است کامپيوتر خود را تعمير کنند آن را به افراد امين بسپارند تا از انتشار اطلاعات شخصي ثبت شده در داخل هارد ديسک حتي الامکان جلوگيري شود.

*آسيب شناس اجتماعي
عناوين اين صفحه
نقص مدارک براي اثبات جنايات پدرخوانده يک شبکه مافيايي
تحت تاثير اکستازي زن عمو و دخترعمويم را کشتم
نوازنده ني پس از 5/3 سال از زندان آزاد شد
دستگيري سارقان مسلح بانک صادرات در 40 دقيقه
نصب دوربين مخفي در خانه سه دختر دانشجو
امکانات پيشرفته در اختيار مجرمان حرفه يي
قرار مجرميت براي جواني که به خاطر اعتياد آدم کشت
هشت مصدوم در پي تصادف در خط BRT
قاتل استوار نيروي هوايي، پاي چوبه دار
برادرزاده قتل عمويش را گردن گرفت
يخبندان در امريکا 11 قرباني گرفت

قرار مجرميت براي جواني که به خاطر اعتياد آدم کشت
قرار مجرميت پسري که به دنبال کشتن يک زن سالخورده دستگير و به زندان افتاد ديروز صادر شد.

بازپرس کشيک دادسراي جنايي تهران روز 30 مرداد سال جاري پي برد زن 74 ساله يي به نام «تاش پر» در خانه اش کشته شده است و جاني يا جانيان سر او را در يک قابلمه فرو کرده اند. کارآگاهان در جريان تحقيقات خود فهميدند آخرين کسي که به خانه «تاش پر» رفته، نظافتچي جواني به نام «مجيد» بوده و به احتمال زياد او اسرار جنايت را مي داند. به اين ترتيب مجيد 30 روز پس از جنايت در «باقرشهر» رديابي و به همراه پدرش دستگير شد. «مجيد» که ابتدا خود را بي گناه مي خواند وقتي ديد پدرش هم با اتهام آدمکشي روبه رو است سرانجام قفل سکوتش را به شکست و به قتل اعتراف کرد. پسر نظافتچي گفت؛ من به «کراک» اعتياد دارم و براي تهيه مواد مجبور شدم طلاهاي مادرم را بدزدم و بفروشم. او وقتي مساله را فهميد تهديدم کرد که بايد مشابه همان طلاها را برايش بخرم وگرنه از خانه بيرونم مي کند. «مجيد» با بي گناه خواندن پدرش افزود؛ در اين شرايط وقتي به عنوان نظافتچي به خانه «تاش پر» راه يافتم تصميم گرفتم طلاهايش را بدزدم. البته نمي خواستم او را بکشم، زماني که فرصت را مناسب ديدم پيرزن را از پشت هل دادم که سرش به زمين خورد و از حال رفت. وي ادامه داد؛ پس از دزديدن شش انگشتر طلا، 15 هزار تومان پول نقد و يک لپ تاپ سر خونين پيرزن را در قابلمه يي که در اتاق بود فرو کردم و پا به فرار گذاشتم. پس از تکميل تحقيقات مقدماتي روز گذشته بازپرس روشن مجيد را گناهکار شناخت و براي وي قرار مجرميت صادر کرد.


هشت مصدوم در پي تصادف در خط BRT
گروه حوادث؛ برخورد دو دستگاه اتوبوس با جايگاه مسافران در خط BRT سه راه تهرانپارس - ميدان آزادي هشت مجروح به جاي گذاشت که حال يکي از آنان وخيم گزارش شده است. به گزارش خبرنگار ما اين حادثه ساعت 30/9 ديروز در تقاطع خيابان انقلاب و وصال به وقوع پيوست و در جريان آن دو دستگاه اتوبوس با جايگاه ويژه مسافران برخورد کردند. با وجود اينکه 15 دقيقه پس از اين حادثه با حضور آمبولانس هاي اورژانس تهران هشت مصدوم سانحه به بيمارستان انتقال يافتند تا زمان حضور کارشناسان راهنمايي و رانندگي براي رسيدگي به علت بروز اين تصادف مهيب ترافيک سنگيني، عبور و مرور خودروها را در خيابان انقلاب دچار اختلال کرد. يکي از عابران در خصوص چگونگي اين تصادف گفت؛ در حال عبور از خيابان بودم که ديدم تعادل يکي از اتوبوس هاي BRT ناگهان به هم خورد و راننده نتوانست اتوبوس را کنترل کند و مستقيم به سمت ايستگاه کشيده شد و به پايه سکو برخورد کرد. در اين زمان راننده اتوبوس ديگري که از مسير روبه رو مي آمد نيز براي جلوگيري از برخورد با اين اتوبوس از مسير منحرف شد و اتوبوس را به ديگر ايستگاه کوبيد که باعث شد سقف ايستگاه بر سر مسافران خراب شود. در حالي که هنوز نظر قطعي کارشناسان در خصوص علت وقوع اين حادثه اعلام نشده است به نظر مي رسد لغزيدن لاستيک اتوبوس اول روي صفحه هاي فلزي ايستگاه هاي جديد باعث انحراف اتوبوس شده است. بنابر اين گزارش هم اکنون بررسي ها درباره علت وقوع اين سانحه ادامه دارد و اين در حالي است که حال يکي از مسافران به خاطر ضربه مغزي وخيم اعلام شده است.


قاتل استوار نيروي هوايي، پاي چوبه دار
نفس هاي پسري که با همدستي دوستش، يک استوار نيروي هوايي را کشته بود با تاييد حکم مرگ در ديوان عالي کشور به شماره افتاد. به گزارش ايسکانيوز، در جلسه رسيدگي به اين پرونده که در شعبه 71 دادگاه کيفري تهران به رياست قاضي عزيز محمدي برگزار شد سهيل -متهم- به تشريح ماجرا پرداخت و گفت؛ قبول دارم چندين ضربه کارد به محرم زدم اما اين پزشکي قانوني است که بايد تعيين کند ضربه کشنده را چه کسي زده؛ چون همدستم به نام امين هم همين کار را کرد. وي اظهار داشت؛ امين را نمي شناختم و از طريق يکي از دوستانم به نام سعيد با او آشنا شدم. امين گفت يتيم است و از محرم 30 ميليون تومان طلب دارد. او مرا تحريک کرد و من وظيفه خودم دانستم کمکش کنم اما از نقشه اصلي امين که کشتن محرم بود خبر نداشتم. مجرم اضافه کرد؛ امين از من خواست مواد مخدر برايش تهيه کنم تا با خوراندن آن به محرم بتوانم پول هايش را پس بگيرم. قبول کردم و امين مواد را در چاي حل کرد. محرم آن را نخورد به همين خاطر تصميم گرفتيم او را به جاده بکشانيم تا بعد از تهديد وي با سلاح قلابي و کارد، پول و خودرويش را بدزديم. سهيل ادامه داد؛ «محرم» در برابر ما مقاومت کرد و با يک ميله به جانم افتاد.به همين خاطر، به ناچار چاقويي را که در جيبم داشتم بيرون کشيدم و سه يا چهار ضربه به او زدم، آن موقع بود که امين گفت اين مرد بايد بميرد وگرنه لو مي رويم. در ادامه امين به محرم حمله کرد و چند ضربه ديگر هم زد.بعد فرار کرديم که امين موضوع را به همسايه شان گفت و دستگير شد و من خودم را معرفي کردم. با پايان دفاع اين متهم قاضي عزيزمحمدي و چهار مستشار شعبه 71 وارد شور شدند و با توجه به مدرک هاي موجود در پرونده سهيل را به مرگ محکوم کردند. همچنين امين به خاطر معاونت در قتل به زندان محکوم و اين احکام روز گذشته در شعبه 40 ديوان عالي کشور تاييد شد و ضرباهنگ مرگ سهيل به صدا درآمد.


برادرزاده قتل عمويش را گردن گرفت
پسري که عمويش را قرباني خشم لحظه يي خود کرد روز گذشته در دادگاه کيفري استان تهران تحت محاکمه قرار گرفت. به گزارش ايسکانيوز، فريادهاي «عباس» 37 ساله شامگاه سوم شهريور 83 اهالي خياباني در کرج را وحشت زده از خانه هايشان بيرون کشاند و آنها با جوان 18 ساله يي به نام «محمود» روبه رو شدند که چاقو در دست از خانه عمويش عباس بيرون دويد و در تاريکي ناپديد شد. «عباس» با کمک همسايگان به بيمارستان برده شد اما شش روز بعد به خاطر خونريزي شديد روي تخت جان باخت و رديابي برادرزاده فراري اش در دستور کار پليس قرار گرفت. «محمود» سرانجام به خاطر عذاب وجدان خود را تسليم کرد و به بازسازي صحنه جنايت پرداخت. بدين ترتيب پرونده با صدور کيفر خواست به دادگاه کيفري تهران فرستاده شد و ديروز اين متهم در شعبه 74 به رياست قاضي کوه کمره يي پاي ميز محاکمه رفت. «محمود» در دفاع از خود اظهار داشت؛ باور کنيد قصد کشتن عمويم را نداشتم چون مادرم فوت شده بود و من در خانه عباس زندگي مي کردم. او در زندگي ما دخالت و اصرار مي کرد براي پدرم زن بگيرم اما من مخالف بودم و همين مساله باعث ايجاد اختلاف بين ما شد. وي اضافه کرد؛ صبح سوم شهريور 83 عمويم تهديد کرد هر چه زودتر خانه اش را تخليه کنم. من هم که سر پناهي نداشتم سعي کردم با زبان خوش او را از تصميمش منصرف کنم. عباس کمي آرام شد و به سر کار رفت. شب که برگشت دوباره جر و بحث آغاز شد. من عصباني شدم و داد و فرياد کردم که يک سيلي به صورتم زد. در اين لحظه کنترلم را از دست دادم و با چاقوي آشپزخانه يک ضربه به شکم عمويم زدم. چند روز بعد وقتي فهميدم جان باخته است، به خاطر عذاب وجدان خودم را معرفي کردم. با پايان اظهارات اين متهم قاضي کوه کمره يي و چهار مستشار شعبه 74 وارد شور شدند و به زودي حکم خود را صادر مي کنند.


يخبندان در امريکا 11 قرباني گرفت
بارش سنگين برف و بادهاي سهمگين در بخش هايي از امريکا 11 قرباني گرفت و خساراتي سنگين بر جاي گذاشت. به گزارش آسوشيتدپرس با آغاز موج دوم سرما در امريکا در بخش هايي از مينه سوتا، ويسکانسين و ميشيگان وضعيت فوق العاده اعلام شد و اين در حالي است که موج سرما در حال حرکت به سمت مناطق شمالي امريکا است. گزارش هاي موجود حاکي از آن است که وزش بادهاي سهمگين و بارش شديد برف برق هزاران خانه و مرکز تجاري را قطع کرده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام