سه شنبه، 4 دي 1386 - شماره 1574
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
تجليل از مايکل انداتيه در حضور بزرگان
براي نويسنده آب هاي گرم

گروه فرهنگي؛ مايکل انداتيه که اين روزها و پس از دريافت جايزه معتبر «نماينده ملکه» هر روز به بهانه يي مورد تجليل قرار مي گيرد، روز گذشته بار ديگر و در حضور مارگريت اتوود به عنوان يکي از نويسندگان مطرح معاصر در دانشگاه تورنتو ستايش شد. حضور اتوود که در چند وقت گذشته کمتر راضي به حضور در مجامع عمومي مي شود، نشان از اهميت اين نويسنده متولد سريلانکا دارد که ما او را با فيلم «بيمار انگليسي» مي شناسيم؛ فيلمي که با استفاده از رماني به همين نام ساخته شده و در عين حال توانسته اسکار را نصيب خود سازد. مارگريت اتوود ضمن آنکه از حضور انداتيه ابراز خشنودي مي کرد، او را يکي از نويسندگان برجسته ساکن کانادا دانست و گفت که داستان هاي اين نويسنده را مي پسندد و همواره آنها را جدي گرفته است. وي وجوه سينمايي آثار اندانتيه را از ويژگي هاي کار او برشمرد و گفت که داستان هاي اين نويسنده سريلانکايي الاصل بيش از اين بايد مورد توجه سينماگران قرار گيرد. مايکل انداتيه حضور در کنار نويسندگان برجسته کانادايي از جمله اتوود را از افتخارات زندگي خود دانست و آن را به اندازه کسب جايزه بوکر براي خود داراي اهميت توصيف کرد. وي افزود؛ «خوشحالي من در اين است که توسط کساني مورد تشويق قرار مي گيرم که سال ها مورد تحسينم بود ه اند و حتي گاه الگوي من در نوشتن رمان بوده اند.» وي چندي پيش و در پنجمين دوره جايزه ادبي «نماينده ملکه» (فرماندار کل کانادا) نشان افتخار را در بخش رمان بر سينه خود ديد. مايکل انداتيه پيش از اين نيز جوايز ادبي بسياري را نصيب خود کرده است. وي در سال 1970 يعني زماني که 27 سال داشت، با مجموعه شعر «بيلي دکيد» جايزه ژنرال و در سال 1987 با رمان «بيمار انگليسي» جايزه معتبر بوکر را از آن خود کرد. اين نويسنده جوايزي همچون گيلر با رمان (شبح آنيل که با ترجمه اسدالله امرايي در ايران منتشر شده)، جايزه تورنتو و همينگوي (با رمان در پوست شير) و... را نيز در کارنامه اش دارد. انداتيه با آخرين رمانش که «ديوسيادرو» نام دارد جايزه «نماينده ملکه» را از آن خود کرد. فيليپ مايکل انداتيه متولد 1943 است. او تاکنون رمان ها و اشعار موفقي در کارنامه اش دارد که تنها يکي از آنها به نام «شبح انيل» به فارسي برگردانده شده است. خبر ترجمه «در پوست شير» نيز چندي پيش انتشار يافت اما انتشار اين رمان به دلايل نامعلومي تحقق نيافته است.
گزارش روز سوم جشنواره موسيقي فجر
اجراي گروه آريان با بليت بازار سياه
بيست وسومين جشنواره بين المللي موسيقي فجر در سومين روز زمستان، به نيمه نزديک شد و ¶¸ گروه سنتي، پاپ و کلاسيک به صحنه رفتند. اتفاقات جشنواره همچنان تحت الشعاع بخش موسيقي پاپ قرار دارد که ديشب گروه آريان با بليت هاي بازار سياه نخستين اجرايش را به روي صحنه برد. به گزارش ايسنا، يکشنبه شب تالار کشور ميزبان هواداران اکثراً جوان موسيقي پاپ بود؛ آنجا که حميد عسگري با اجراي خاص و در عين حال ساده خود، جوانان مشتاق حاضر را به وجد و هيجان آورده بود. اين برنامه که با تاخير حدود نيم ساعته از 30/20 آغاز شد، با تنفسي 15دقيقه يي، تا ساعت ²² ادامه يافت. ميهمان ويژه تک اجراي اين خواننده جوان در جشنواره فجر، محمدرضا گلزار بود که در زمان تنفس و پيش از پايان برنامه، به دليل جلوگيري از ازدحام و اختلال نظم، در لواي مسوولان انتظامات سالن، به بيرون هدايت مي شد. از نکات جالب توجه اين برنامه اشتباه گرفتن معاون هنري ارشاد با خود وزير از جانب عسگري بود که بعداً با توضيحي اصلاح شد. در اولين سانس اريکه ايرانيان هم گروه پاپ باربد به رهبري روزبه پهلواني نژاد به اجراي موسيقي پرداخت. اين برنامه که با 15 دقيقه تاخير آغاز شد پس از 50 دقيقه به پايان رسيد. پس از اين اجرا گروه بهراد به سرپرستي بهراد شجاعي به صحنه آمدند. در ابتداي برنامه سرپرست اين گروه قطعه تکنوازي با پيانو را اجرا کرد و در ادامه با اجراي گروهي ساخته هاي پاپ خود را عرضه کردند. خواننده اين گروه پس از هر اجرا سخنراني مي کرد و به معرفي افرادي مي پرداخت که در سالن حضور داشتند. در اين برنامه معاونت بسيج صدا و سيما و تعدادي از کارگردانان راديو و تلويزيون و همچنين جمشيد جم حضور داشتند. در اين روز همچنين لي لي افشار در فرهنگسراي نياوران دومين اجراي خود را به روي صحنه برد و همچنين گروه موسيقي سنتي راجستان به عنوان يکي از گروه هاي بين المللي جشنواره در تالار رودکي به اجراي برنامه پرداختند.
فروش فيلم ها در بازار جهاني
صدرنشيني «گنجينه ملي» با 45 ميليون دلار

فيلم جديد نيکلاس کيج در هفته اول اکران در امريکاي شمالي با 5/45 ميليون دلار فروش در 3832 سينما در صدر جدول قرار گرفت. به گزارش مهر، «گنجينه ملي؛ کتاب اسرار» که دنباله يي بر فيلم پرفروش «گنجينه ملي» است، در سه روز اول اکران از دنباله خود پيشي گرفت که سال 2004 با 1/35 ميليون دلار افتتاح شد و در مجموع به فروشي در حد 173 ميليون دلار دست يافت. اين هفته جز «کتاب اسرار» چهار فيلم ديگر نيز افتتاح شدند که هيچ يک نتوانستند رقيب دو فيلم پرفروش هفته قبل، «من افسانه هستم» و «آلوين و موش خرماها» باشند. افسانه علمي «من افسانه هستم» با بازي ويل اسميت 56 درصد تماشاگران خود را از دست داد و در 3620 سينما 2/34 ميليون دلار فروخت. مجموع فروش اين فيلم در 10 روز اول اکران 5/137 ميليون دلار شده است. فيلم خانوادگي «آلوين و موش خرماها» که تلفيقي از فيلم زنده و انيميشن رايانه يي است نيز با از دست دادن تنها 35 درصد از تماشاگران خود در 3499 سينما به فروشي در حد 29 ميليون دلار دست يافت و مجموع فروش خود را در 10 روز اول نمايش به 9/84 ميليون دلار رساند.در رقابتي نزديک «جنگ چارلي ويلسن» مايک نيکولز توانست موزيکال «سوئيني تاد؛ آرايشگر شيطان صفت خيابان فليت» تيم برتن را کنار بزند و در رتبه چهارم جدول قرار بگيرد. فيلم 75 ميليون دلاري «جنگ چارلي ويلسن» با بازي تام هنکس، جوليا رابرتز و فيليپ سيمور هافمن در 2575 سينما 6/9 ميليون دلار فروخت. اين فيلم اقتباسي از کتابي به همين نام است که سال 2003 منتشر شد. داستان درباره چارلي ويلسن نماينده تگزاس در مجلس امريکا و عضو حزب دموکرات است که در دوران حمله شوروي سابق به افغانستان با همکاري يک مامور سازمان سيا به مجاهدين افغان کمک کرد. در همين حال فيلم «من افسانه هستم» با بازي ويل اسميت با کنار زدن «قطب نماي طلايي» در تنها 15 کشور به فروش خيره کننده 3/25 ميليون دلار دست يافت و در رتبه نخست جدول فروش جهاني جاي گرفت. تريلر آخرالزمان اسميت در حالي صدرنشين گيشه هاي فروش در سطح بين المللي شد که رقبايي قدرتمند مانند «گنجينه ملي؛ کتاب اسرار»، «قطب نماي طلايي»، «طلسم شده»، «آلوين و سمورچه ها» و «فيلم زنبور» را پيش روي خود داشت که فروش هر پنج فيلم حداقل 12 ميليون دلار بود.
آغاز پيش توليد سريال نوروزي «مهران مديري»
پيش توليد مجموعه تلويزيوني که «مهران مديري» قرار است آن را براي نوروز کارگرداني کند آغاز شد. به گزارش فارس، اين مجموعه جديد در 13 قسمت براي پخش در ايام نوروز ساخته خواهد شد و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد کرد. تا به حال سه قسمت نخست از اين مجموعه که قرار است از شبکه سوم سيما پخش شود توسط «محراب قاسم خاني» و «پيمان قاسم خاني» نوشته شده است. داستان اين مجموعه تلويزيوني درباره فردي است که بي گناه به کلاهبرداري متهم مي شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي شود. داستان هاي اين مجموعه جديد به هم پيوسته است و علاوه بر بازيگران قبلي که با «مهران مديري» کار کرده اند بازيگران جديدي نيز در اين مجموعه حضور خواهند داست.

معرفي پردرآمد ترين گروه هاي موسيقي سال 2007 جهان

گروه راک «پليس» در سال 2007 ميلادي بيشترين درآمد حاصل از فروش بليت را در جريان تورهاي موسيقي شان در امريکاي شمالي به دست آورد. به گزارش ايسنا، گروه موسيقي «پليس» که اعضاي آن به تازگي پس از مدت ها دورهم جمع شده اند، طي سال گذشته 54 اجرا در امريکا و کانادا داشت که از بابت فروش بليت، 132 ميليون دلار درآمد به دست آورد. ميزان درآمد گروه «پليس» دو برابر فروش بليتي است که نزديک ترين تعقيب کننده آن در اين فهرست، يعني « کني چنسي»، ستاره کانتري با ±/71 ميليون دلار داشته است. در رتبه سوم، «جاستين تيمبرليک» با درآمد فروش ¶/70 ميليون دلاري ايستاده است. «سلن ديون» با درآمد ³/65 ميليون دلاري چهارم است و گروه «فان هلن» در رتبه پنجم با فروش بليت ·/56 ميليون دلاري جاي دارد.
نامه به يک محمدباقر قاليباف
سلام ممدباقر

ممدباقر اين چه حرفيه زدي؟ اينکه گفتي «ديدارهاي مردمي مشکلات مردم را حل نمي کند و مشکلات روحي، رواني خود مديران را کم مي کند.» اين حرفا رو نزن. خطرناکه،

ببين ممدباقر منظورت از اينکه مشکلات رواني مديران را حل مي کند، چيه؟ توي اينجا تنها چيزي که به مبحث «رواني» مربوط مي شد، تورمه. دوستان زحمت کشيدن چندين بار گفتن تورم روانيه. ديروز هم آقاي الهام گفت منظورتون رو از تورم متوجه نمي شم، ما هم منظور تو رو متوجه نمي شيم، يعني مديران، تورم هستند؟ يعني مديران ورم کردن؟ آره؟،

من متوجه نمي شم تو چي مي گي؟ واقعاً تو منفعت هاي فراوان ديدارهاي مردمي رو نفي مي کني؟ نگو تو رو خدا. ديدارهاي اين طوري باعث مي شه که فرت و فرت مشکلات مردم حل شه عين آب خوردن. تو معلومه خوب تو باغ نيستي. براي حل مشکل مردم بايد دو تا کار کرد يکي اينکه رفت ديد و بازديدشون و باهاشون حال و احوال کرد، دوم اينکه دوباره رفت ديد و بازديدشون و باهاشون حال و احوال کرد. باور کن ممدباقر تو نمي دوني چه تاثير عجيبي داره. ما يک آشنايي داشتيم سي سال بود دستش درد مي کرد مديران باهاش ديدار مردمي کردن، درجا خوب شد. نزن اين حرفارو ديگه ممدباقر. آخه اين حرفا رو مي زني اون وقت خداي نکرده مديران مايوس مي شن، نمي رن ديدار مردمي، مشکلات باقي مي مونه ها، از من گفتن بود. من تازه مي خوام مديران رو ببرم با «کافه کتاب»ها هم ديدار کنن. ببرم با تن ماهي و روغن نباتي هم ديدار مردمي کنن. ببرم با وضعيت نشر و کتاب هم ديدار مردمي کنن. ببرم با اوضاع مطبوعات هم ديدار مردمي کنن. ببرم با... نه نمي برمشون با اين دانشجوهاي بدون کارت دانشجويي ديدار مردمي کنن ممدباقر، يه چيزي مي گم ناراحت نشو اما من فکر مي کنم تو چون خودت ديدار مردمي بلد نيستي اين حرفارو مي زني. ديدار مردمي الکي که نيست، کلي فوت و فن داره. اول ديدار مردمي مي کني، بعد مردم مشکلاتشون حل مي شه بعد تو مي فهمي چقدر به درد مردم مي خوري. سخت نيست، امتحان کن. تمرين کن ممدباقر. برو ديدار مردمي. ديگه هم از اين حرفا نزن، خطرناکه ممدباقر،

postkhoone@gmail.com




چند نکته در حاشيه جشن چلچراغ

امير پوريا

پريروز با برگزاري جشن مجله چلچراغ، اتفاقات نمکيني در فضاي فرهنگي کشور رخ داد که متاسفانه با همه خردگي اصل رويداد، نتوانستم در قبالش بي واکنش بمانم. ماجرا از اين قرار است که دوستان در جشن مجله يي که بناست مخاطب مثلاً 15 تا نهايتاً 21 ساله داشته باشد، جوايزي اهدا کرده اند که عناويني از اين دست و در اين سطح دارد؛ «نشان افتخار ملي»، «نشان خلاقيت ادبي» و «نشان محبوبيت نسل سوم»، به گمانم اشتباهي اساسي صورت گرفته. اعطاي «نشان» در فرهنگ کشورهاي داراي قدمت و تشخص فرهنگي و هنري همچون انگلستان و فرانسه، يا به وزارتخانه ها و نهادهاي رسمي مرتبط با فعاليت هاي فرهنگي منحصر مي شود يا اگر قرار است از سوي مجموعه يي از افراد اهدا شود، حتماً تصميمي در حد اين عبارات شبه سلطنتي را مثلاً اعضاي يک آکادمي يا فرهنگستان مي گيرند، نه تحريريه و خوانندگان.

اما آنچه براي مرحله بعدي نگه داشته ام از اين هم فراتر يا در اصل فروتر است؛ دوستان مان جايزه/ عنواني عظيم را تحت عبارت «نشان خلاقيت هنري در عرصه بين المللي» به بازيگر اثرگذار و ماندگار سينماي بعد از انقلاب ايران پرويز پرستويي اعطا کرده اند. در بزرگي او و بازي هايي که ساخته هيچ سينماشناسي شک نمي کند، وانگهي اولاً «بين المللي» در گوشه يي از اين عبارت، چه کارکردي دارد؟ آيا پرستويي در فيلم هايي که توليد بين المللي محسوب مي شود، بازي کرده و ما خبر نداريم؟ يعني احياناً نهان تر از گلشيفته فراهاني مراحل فيلمبرداري اين فيلم ها را به پايان برده که هيچ نام و خبري از آن(ها) به وطن درز نکرده؟ يا احياناً «مارمولک» و «آژانس شيشه يي» و «ليلي با من است» و بقيه بازي هاي پرظرافت پرستويي در چندين و چند جشنواره جهاني شرکت و او را صاحب افتخارات فراداخلي در عرصه بازيگري کرده اند؟ و باز عجيب است که ما و ديگران، هيچ کدام باخبر نشده ايم، ثانياً عبارت «خلاقيت هنري» اساساً بيشتر براي يک نقاش، نويسنده، کارگردان، موسيقيدان، فيلمنامه نويس، شاعر، مجسمه ساز و... زيبنده است و با کارش تناسب ماهيتي دارد يا براي يک بازيگر؟ آيا بازيگري که بي شک پروسه يي خلاقه به شمار مي رود، با وابستگي آشکار و تام و تمامي که به فيلمنامه، شخصيت ها، ديالوگ، کنش ها و بعدتر هم هدايت کارگردان و نقش تدوين و چهره پردازي و جامه آرايي و غيره دارد، مي تواند فرآيندي «شخصي» قلمداد شود و مستقل از همه اجزا و عناصر ديگر فيلم، جايزه يي منفرد بگيرد؛ همپاي نشان هايي که به هنرهاي فردي مثل نقاشي و قصه نويسي داده مي شود؟، با هر معيار و متر و ديدگاه و سليقه يي، وقتي بشنويد که جايي به هنرمندي ايراني «نشان خلاقيت هنري در عرصه بين المللي» اعطا شده، نام چه کسي را در برابر اين عنوان حدس مي زنيد؟ عباس کيارستمي؟ مسعود عربشاهي؟ محمدرضا شجريان؟ حسين عليزاده؟ هر آهنگساز يا نقاش مشهور ديگر؟ يا يک بازيگر؟

ديرزماني است که در ادبيات ژورناليستي پيرامون سينما، صفحه پرکن ها و واکمن به دست ها به هر فيلمسازي که به نظرشان «بزرگ» و «چيره دست» است، بي دانش تئوريک، مي گويند «مولف»؛ و نمي دانند که مولف براي خودش تعريف روشن و چارچوب مصداقي تعيين شده يي دارد و هر فيلمساز بزرگي لزوماً مولف هم نيست. حالا و در اينجا هم انگار تصور کرده اند که يدک کشيدن عنوان «بين المللي» احتمالاً يعني «عالي»، «درخشان»، «برجسته» يا به تعابير نسل سومي «باحال»،

جايزه سوررئال دوستان به نظرم به جاي حرمت گذاشتن به کار و کوشش ها و خلاقيت پرستويي به جايگاه او آسيب زده، چون بي آنکه اتفاقات دامنه داري در عرصه جهاني افتاده باشد، او را به نشاني بين المللي وصل کرده اند. بازيگر جست وجوگر ما به اين اغراق ها نيازي ندارد. کارش را مي کند و -اميدوارم- هنوز هر جايزه يي را مثل يک «اïغر به خير» از زبان رهگذري در مسير سربالايي يي که مي رود، مي گيرد.
عناوين اين صفحه
براي نويسنده آب هاي گرم
اجراي گروه آريان با بليت بازار سياه
صدرنشيني «گنجينه ملي» با 45 ميليون دلار
آغاز پيش توليد سريال نوروزي «مهران مديري»
نامه به يک محمدباقر قاليباف
پيدا و پنهان
اولين فيلم نويسنده
لذت طنز
خاطرات هاشمي رفسنجاني
چهره ها
دريچه
جشنواره موسيقي فجر

پيدا و پنهان
 احمدي نژاد ناهارش را از خانه مي آورد؛ ايسنا گزارش داد آيت الله خزعلي دبير کل بنياد الغدير روز گذشته خطاب به دانشجويان دانشکده الهيات تهران گفته است؛ دانشجويان عزيز دردمند باشيد و افزود؛ آيا مي دانيد به کجا رسيده ايم؟ رئيس جمهورمان را به دانشگاه کلمبيا دعوت مي کنند و سعي دارند با عصباني کردنش باعث پرخاشگري و قهر او شوند اما او با صبر و لبخند پاسخ آنها را مي دهد. وي با بيان اينکه کسي که دردمند باشد براي مردم کار مي کند، يادآور شد؛ رئيس جمهور کشورمان حقوق رياست جمهوري براي سفر نمي گيرد و حتي ناهار خود را نيز از منزل مي آورد.

 فقهاي شوراي نگهبان بنزين تا قم رفتن ندارند؛ سخنگوي شوراي نگهبان به دنبال انتقاد تني چند از خبرنگاران و دانشجويان دانشکده خبر در مورد کمبود بنزين و اختصاص نيافتن بنزين مصوب در تبصره 13 به روزنامه نگاران با اشاره به اينکه نظارت بر امور کشور جزء وظايف شوراي نگهبان نيست، گفت؛ فقهاي شوراي نگهبان نيز براي رفتن به قم با کمبود شديد بنزين مواجه هستند.

 سفارش ترجمه ديدگاه هاي احمدي نژاد به زبان چيني؛ نوانديش گزارش داد ديدگاه هاي رئيس جمهور ايران به زبان چيني منتشر خواهد شد. به گزارش «نوانديش» مترجم اين آثار يک استاد چيني است که بر زبان و ادبيات فارسي تسلط دارد و براساس سفارش داده شده قرار است ديدگاه هاي احمدي نژاد را به زبان چيني برگرداند. براساس اين خبر خانم يوچي هوا مترجم اين آثار پيش از اين کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوي» را به زبان چيني ترجمه کرده است.


پيمان قاسم خاني
اولين فيلم نويسنده
صمد مقدم؛ قبل از اينکه پيمان قاسم خاني فيلمنامه نويس مطرح و معروفي شود، خيلي ها او را به خاطر ايفاي نقش اش در فيلم «عاشقانه» عليرضا داود نژاد به ياد مي آوردند. قاسم خاني در نقش آرش جلوي دوربين و سپس روي پرده سينما رفت اما بازيگري براي او حکم يک بار براي هميشه را داشت. با اينکه تماشاگران از «عاشقانه» استقبال کردند و بازيگر جوانش نيز خوب ديده شد اما قاسم خاني ترجيح داد همان کار مورد علاقه اش يعني نوشتن را ادامه دهد. چند سال گذشت و جوان عاشق پيشه «عاشقانه» تبديل به فيلمنامه نويس معروفي شد. او فيلمنامه چند فيلم سينمايي مانند نان، عشق، موتور هزار (ابوالحسن داودي) و دختري با کفش هاي کتاني (رسول صدرعاملي) را نوشت اما چيزي که باعث شهرت قاسم خاني شد و او را تبديل به يک حرفه يي تمام عيار کرد، مجموعه هاي نود شب مهران مديري بود. او نويسنده اصلي و نيز سرپرست گروه نويسندگان روتين «پاورچين» شد و پس از آن نيز همکاري اش را با مهران مديري در چند مجموعه ديگر ادامه داد. اما نقطه اوج کارنامه کاري پيمان قاسم خاني، نگارش فيلمنامه جنجالي «مارمولک» بود که به اعتقاد خيلي ها نقطه اتکاي فيلم تبريزي به شمار مي رفت. در اين سال ها هم سايه پيمان قاسم خاني روي فيلمنامه خيلي فيلم ها و مجموعه ها قرار داشته و او دستي به سر و روي آنها کشيده است. اما گويا قرار است قاسم خاني بازيگر و فيلمنامه نويس، کارگرداني را هم تجربه کند. روز گذشته خبري منتشر شد مبني بر اينکه او سال آينده فيلمنامه يي از خشايار الوند را به تهيه کنندگي مسعود جعفري جوزاني و با بازي سعيد راد جلوي دوربين خواهد برد. اگر اتفاق خاصي نيفتد و اين فيلم ساخته شود، از چند جهت جذاب خواهد بود، يکي اينکه تماشاي دستپخت آقاي فيلمنامه نويس به شدت کنجکاوي برانگيز است و ديگر اينکه سعيد راد پس از «دوئل» فقط در مجموعه «در چشم باد» نقش کوتاهي را ايفا کرده و فعاليت سينمايي ديگري نداشته است. البته شايد فيلمسازي نيز براي پيمان قاسم خاني حکم يک بار براي هميشه را داشته باشد. شايد هم نه. کسي چه مي داند.


کتاب «خرمگس و زن ستيز»
لذت طنز
ابراهيم فروزين؛ اگر به داستان کوتاه، به ويژه داستان هاي کوتاه طنزآميز علاقه منديد، لذت خواندن «خرمگس و زن ستيز» را از دست ندهيد. اين کتاب که اخيراً توسط نشر مرواريد و با انتخاب و ترجمه «حسين يعقوبي» منتشر شده مجموعه يي است از داستان هاي طنز از نويسندگان جهان؛ مجموعه يي که حتي اگر در خريدنش ترديد کنيد، با خواندن همان مقدمه مترجم اش با دلايل آنچنان قانع کننده يي براي خريدن آن مواجه مي شويد که احتمالاً تمام ترديدهايتان برطرف مي شود و البته بعد از خواندن همان چند داستان اول مي بينيد از انتخاب تان آنقدرها هم پشيمان نيستيد. باور نمي کنيد، بخشي از مقدمه را همين جا بخوانيد؛ «دوست عزيز خوب فکرش را بکن... حماسه و اسطوره چه دردي را از تو دوا مي کند؟ اسطوره وقتي اثر مي گذارد که به درد زندگي روزمره بخورد و مشکلي را از مشکلاتت حل کند اما حقيقت تلخ اين است که ما قهرمان اساطير باستاني نيستيم، بابت همين به رغم عذابي که مي کشيم در اغلب موارد تنها فاجعه زده مضحکي هستيم که سبکي بار تحمل ناپذير هستي را فقط به لطف مجموعه داستان هاي کوتاه طنزي مانند اين مجموعه تحمل مي کنيم...» اما آنچه «خرمگس و زن ستيز» را از ديگر مجموعه هاي طنز آميز متمايز مي کند تنوع و انتخاب داستان هايي است که هريک از نظر نوع نگاه نويسنده به مقوله طنز و قالب ها و ژانرهايي که هر نويسنده براي نوشتن داستان خود به سراغ آنها رفته با يکديگر متفاوت اند. «مردي که با خودش ازدواج کرد»، «يک شيوه زندگي»، «ماهي جهان وطن»، «ملکه کيوک»، «دادگاه مرد مرده» و... از جمله داستان هايي است که در اين مجموعه مي خوانيد. پيشنهاد ديگر ما براي امروز شرکت در نشست نقد و بررسي رمان «پاک کن ها» نوشته «آلن رب گري يه» است. اين نشست امروز ساعت 30/16 در «سراي اهل قلم» برگزار مي شود و در آن «احسان عباسلو»، «دکتر بابک معين» و «دکتر غلامرضا ذات عليان» به نقد و بررسي رمان «پا ک کن ها» مي پردازند.


خاطرات هاشمي رفسنجاني
4 دي 1363

بعد از نماز صبح ، به مجلس رفتم . در جلسه علني ، چند دستور تصويب شد. ظهر، چند ملاقات داشتم . عصر، ملاقاتي با غآقاي شوکوکانوف وزير امور خارجه سيرالئون داشتم . مطلب مهمي نداشتيم . اول شب ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي جلسه داشت . قسمتي از آيين نامه کار شورا تصويب شد. جلسه بعدي ، شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز تهران بود. بيشتر بحث ، درباره مشروعيت جعل ماليات در حکومت اسلامي بود. بيشتر حضار، اظهارات آقاي امامي کاشاني سخنگوي شوراي نگهبان را ـ که گفته بود ماليات در موارد ضرورت اخذ مي شود نادرست مي دانستند و آقاي امامي ، دفاع محکمي نداشت . اين مساله مهم امروز ما است که به دنبال تصويب شور اول لايحه ماليات در مجلس ، پيش آمده . خبر رسيد که بمبي در ميدان شوش منفجر شده و چهار نفر در صف اتوبوس غشرکت واحدف، شهيد و جمعي مجروح شده اند. براي خواب ، به مجلس رفتم .


چهره ها

شعرخواني سيمين بهبهاني در دانشگاه هنر

چهاردهمين نشست شعرخواني مجله اهورا روز چهارشنبه با حضور سيمين بهبهاني در دانشگاه هنر برگزار مي شود. اين برنامه پنجم دي ماه ساعت 14 برگزار مي شود که طي آن علاوه بر بهبهاني، دانشجويان هم شعر مي خوانند و در پايان برگزيدگان معرفي مي شوند.

 


«فرشته طائر پور» داور جشنواره کودک مونترال

«فرشته طائر پور» تهيه کننده سينما، داور بخش رقابتي جشنواره فيلم کودک مونترال شد. به گزارش فارس، «فرشته طائر پور» تاکنون در جشنواره هايي همچون فرانکفورت، قاهره و حيدرآباد به عنوان داور حضور داشته است.

 


جواهرات تناولي در دوبي به نمايش درمي آيد

پرويز تناولي از برپايي نمايشگاه جواهرات دست ساز خود در اواخر فروردين ماه سال آينده در يکي از هتل هاي دوبي خبر داد.وي در اين باره به مهر گفت؛ «آثاري که در اين نمايشگاه ارائه خواهم کرد، مجسمه هايي کوچک است که براي دستبند و گردنبند طراحي کرده ام.»



دريچه
کارگاه آموزش «مستند گزارشي» در «خانه سينما» برپا مي شود

خانه سينما به همت انجمن مستند سازان سينماي ايران، براي نخستين بار کارگاه آموزشي تحت عنوان «مستند گزارشي» برگزار مي کند. اين کارگاه از ساعت 30/8 صبح لغايت 20 و به مدت سه روز از پنجم تا جمعه هفتم دي ماه در تالار اجتماعات خانه سينما برپا خواهد بود. اين کارگاه بخشي ويژه با نام «يک روز با مازيار بهاري» خواهد داشت و استاداني نظير رخشان بني اعتماد، محمد تهامي نژاد، ابراهيم مختاري، همايون امامي، پيروز کلانتري، هيات علمي و آموزشي اين کارگاه آموزشي را تشکيل مي دهند.

اکران «اقليما» از چهارشنبه

فيلم سينمايي «اقليما» به کارگرداني محمدمهدي عسگرپور از چهارشنبه اين هفته پنجم دي ماه در گروه سينمايي استقلال روي پرده مي رود. در تهران تاکنون نمايش فيلم در سينماهاي فرهنگ، ايران، شاهد، فلسطين، مرکزي، کانون، تهران و جي قطعي شده و به زودي اسامي سينماهاي ديگر نيز اعلام خواهد شد.

17دي؛ زمان جديد مراسم انتخاب «کتاب سال سينماي ايران»

علي معلم گفت؛ مراسم انتخاب «کتاب سال سينماي ايران» به 17 دي ماه موکول شد.


جشنواره موسيقي فجر
سه شنبه 4 دي



تالار وحدت

ساعت 18؛ گروه حنانه (کامران همت پور) ويژه بانوان

ساعت 30/20؛ ارکستر ملي (فرهاد فخرالديني)

سالن رودکي

ساعت 18؛ سرايه (مسعود شفيعي برزي) - نداي جام (غلامرضا فرهادي نيا) از تربت جام

ساعت 30/20؛ نواي مخالف (مسعود نجفي) - تنبور نوازان بيستون (بهزاد مرادي) کرمانشاه

فرهنگسراي بهمن

ساعت 18؛ همساز (مسعود شعاري) در سينما تراس دهکده

ساعت 30/20؛ همنوازان مهر (محمد معتمدي - بهراد توکلي)

فرهنگسراي هنر

ساعت 18؛ جوان (محمدعلي کياني نژاد) - مولانا (اميرمجاهد مسعودي) اصفهان

ساعت 30/20؛ گروه موسيقي سنتي فرهنگسراي بهمن (سجاد خانقاهي) - اوغلان بخشي (عبدالغفار گلدي نژاد)

فرهنگسراي نياوران

ساعت 18؛ تريو پيانو (محمدرضا صفي)

ساعت 30/20؛ گروه موسيقي سنتي (ترکيه)

اريکه ايرانيان

ساعت 18؛ مهر نوا (نازلي بخشايش)

ساعت 30/20؛ رودکي (عبدالحسين مختاباد)

تالار بزرگ کشور

ساعت 20؛ گروه آريان


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام