چهارشنبه، 5 دي 1386 - شماره 1575
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
صفايي فراهاني از کارشکني اعضاي کميته انتقالي خبر داد
وقت کشي سازمان براي رسيدن به سرمربي ايراني
اگر پيش از اين تصور عمومي برمي گشت به اينکه بي کفايتي محسن صفايي فراهاني در رياست کميته انتقالي فدراسيون فوتبال باعث سردرگمي پروسه استخدام سرمربي تيم ملي شده، پس از پايان نود همه مطمئن شدند تنها جرياني که چوب لاي چرخ انتخاب سرمربي تيم ملي مي گذارد کارشکني مديران سازمان تربيت بدني است. شايد اگر صفايي فاش نمي کرد که اعضاي سازمان در کميته انتقالي چگونه با وقت کشي خود مانع اين اتفاق مي شوند.کسي نمي دانست که چرا تيم ملي تا امروز بدون مربي مانده است. دوشنبه شب صفايي فراهاني نام بيش از بيست سرمربي صاحب نام دنيا را ليست کرد که کميته انتقالي با آنها مذاکره کرده و حتي رضايت ابتدايي آنها هم کسب شده. هر چند با ممانعت نمايندگان سازمان در دنبال کردن مذاکره با آنها با جواب منفي آنها مواجه شده. با وجود اين صفايي فراهاني باز هم خبر داد اگر نمايندگان سازمان در کميته انتقالي رضايت بدهند، از بين ژاک سانتيني، آرتور جرج، زدنک زمان و پيتر نويرورر هر مربي که بخواهند در عرض 48 ساعت به تهران مي آيد. اما سخنگوي سازمان تربيت بدني از دهانش در رفت که پس از کناره گيري محمد علي آبادي از انتخابات رياست فدراسيون فوتبال ديگر بحث استخدام سرمربي تيم ملي براي سازمان تربيت بدني در اولويت نيست. با اين حساب وقتي کيومرث هاشمي تمام تحرکات سازمان تربيت بدني را در جهت «حفظ منافع ملي» دانست ديگر همه فهميدند که حرف هاي او چندان هم در جهت «حفظ منافع ملي» نبوده است. صفايي فراهاني دوشنبه شب فاش کرد کيومرث هاشمي در قامت سرپرست فدراسيون بالاترين مقام اجرايي فدراسيون است و اگر کميته انتقالي با کسي به توافق برسد اين هاشمي است که بايد براي او دعوت نامه بفرستد و اين سرپرست فدراسيون فوتبال است که بايد قرارداد با او را امضا کند. اين در حالي است که گويا سياست سازمان تربيت بدني در اين وقت کشي برمي گردد به اينکه آنها روي گزينه داخلي نظر دارند و با وقت کشي مي خواهند حتي تماشاگران فوتبال را هم به نشستن يک سرمربي ايراني روي نيمکت تيم ملي راضي کنند. کسي که همه نامش را مي دانند و البته آرزو مي کنند او دوباره به تيم ملي برنگردد.
در شبي که ممنوع التصويري صفايي فراهاني در نود لغو شد
شکست استراتژيک سازمان تربيت بدني در نيمه شب

محسن کاشاني؛ شايد برنامه دوشنبه نود، پربيننده ترين برنامه چند سال اخير اين برنامه پرطرفدار بوده باشد؛ برنامه يي که دو شب پيش از شبکه سه پخش شد و براي اولين بار صدا و سيما به محسن صفايي فراهاني رئيس اصلاح طلب کميته انتقالي فرصت داد تا حرف هاي خود را در برنامه يي زنده درباره اين کميته بيان کند. صفايي فراهاني که پيش از اين در گفت وگوي اخيرش با ايسنا نسبت به عملکرد صدا و سيما در رابطه با پرداختن به موضوع کميته انتقالي انتقادهاي جدي را وارد کرده بود، در برنامه نود مجال يافت تا با استناد به اطلاعات و مدارک از عملکرد خود در اين يک سال دفاع کند و در پايان برنامه نود هم او و هم گروه متبوعش توانستند با اين دفاعيه در مقابل گروه سياسي مقابل به پيروزي برسند. دفاع مستند صفايي فراهاني از کارهايي که انجام شده با جواب هايي از سوي طرف مقابل همراه شد که بيشتر بيننده هاي تلويزيون پس از پايان برنامه در ساعت دو بامداد حق را به صفايي فراهاني دادند. آنجا که کيومرث هاشمي معاون سازمان تربيت بدني و عضو کميته انتقالي، صفايي فراهاني را به دروغگو بودن متهم کرد و پس از چند دقيقه پنهان کاري نماينده سازمان تربيت بدني در کميته انتقالي با نشان دادن نامه امضا شده هاشمي همراه شد، يکي از نمونه هايي است که ثابت مي کند صفايي فراهاني به عنوان نماينده يي از سوي اصلاح طلبان در تقابل با هاشمي به عنوان نماينده اصولگرايان در مناظره يي مستقيم و در پربيننده ترين برنامه صدا و سيما پيروز شده است. هاشمي در بخشي از برنامه با تاکيد بسيار گفت که امکان ندارد نامه يي را به فيفا فرستاده باشد و همه مکاتبات فيفا با امضاي صفايي صورت گرفته اما بلافاصله پس از اين ادعا، صفايي نامه يي را روبه روي دوربين شبکه سه قرار داد که با امضاي هاشمي به فيفا فرستاده شده است. در اين مناظره ديدني عادل فردوسي پور مجري برنامه نود در طول برنامه سه ساعته دوشنبه شب تلاش کرد که به خوبي عدالت را رعايت کند و بحق هم او موفق شد اين برنامه را به خوبي اداره کند، هرچند که در پايان برنامه سخنگوي سازمان تربيت بدني از شبکه سه و برنامه نود هم گلايه کرد که چرا اين برنامه بدون حضور نماينده يي از سازمان برگزار شد و فردوسي پور هم به او يادآوري کرد که نه علي آبادي و نه هاشمي دعوت صدا و سيما را براي حضور در اين برنامه قبول نکرده اند. نمايندگان سازمان تربيت بدني که اصرار داشتند بسياري مسائل تا پس از انتخابات فدراسيون سربسته بماند، در نهايت در روندي که با هوشياري فردوسي پور به سمت شفاف سازي هدايت شد، مجبور به بيان حرف هايي شدند که در مقاطعي تعارض هاي آشکاري ميان سخنان هاشمي با رغبتي و آخوندي به وجود آمد. در اين ميان هاشمي همه ادعاهاي فراهاني را رد کرد و با اين عنوان که صفايي، تنها بخشي از واقعيات را عنوان کرده او را متهم به دروغگويي در شب تاريک کرد.

صفايي فراهاني که در ابتداي برنامه با آرشيوي از گفت وگوهاي خود با ايسنا مواجه شده بود دليل اينکه چرا در آن زمان مخالفت فيفا براي کانديداتوري علي آبادي را در آن مصاحبه ها اعلام نکرده بود، گفت؛ «به خاطر منافع ملي سکوت کردم.» تمام اين اتفاق ها در حالي رخ داد که حضور صفايي فراهاني در تلويزيون پس از انتقاد آشکار رئيس جمهور در گفت وگوي هفته پيش اش از «گروهي سياسي» يکي از مهمترين اتفاق هاي چند ماه اخير فوتبال و تلويزيون بود. يکي ديگر از تناقض هايي که ميان حرف هاي نمايندگان سازمان تربيت بدني وجود داشت، جايي بود که هاشمي منکر مطرح شدن نام هايي همچون «نويروور» و «زدنک زمان» در جلسه کميته انتقالي شد اما گفت وگوي رغبتي با خبرنگاران پس از جلسه اخير کميته انتقالي و پخش اين مصاحبه به خوبي يکي ديگر از گاف هاي پرشمار نماينده سازمان تربيت بدني در کميته انتقالي را آشکار کرد. با اتفاق هايي که در برنامه دوشنبه شب افتاد تصور نشستن هاشمي و صفايي فراهاني در کنار هم در جلسات بعدي کميته انتقالي، تصور غريبي است، هرچند که رئيس کميته انتقالي گفت هيچ مشکلي براي انجام جلسات در هفته هاي بعد نيست.
شايعه اخراج فردوسي پور
آفتاب؛ افشاگري رئيس کميته انتقالي فدراسيون فوتبال و رئيس سابق اين فدراسيون کار را آنقدر بالا کشاند که برنامه 90 شاهد بيشترين مدت زمان پخش در تاريخ خود بود و حتي دو تن از مقامات سازمان تربيت بدني که براي پاسخگويي به سخنان صفايي فراهاني به صورت تلفني در برنامه حاضر شده بودند نيز نتوانستند پاسخ قابل قبولي به افکار عمومي بدهند و لاجرم مجبور به قطع تماس خود مي شدند. در همين زمينه هم شنيده مي شود که برخي مقامات ارشد دولتي که از حضور صفايي فراهاني در برنامه 90 و مباحث مطرح شده از جانب وي عصباني هستند و از سوي ديگر «عادل فردوسي پور» را مقصر اصلي اين مساله مي دانند، طي ديشب و امروز برخي فشارها را روي سازمان صدا و سيما آغاز و انتقادات بسياري را نسبت به عملکرد فردوسي پور مطرح کرده اند. اين مقامات تهديد کرده اند تمام تلاش خود را براي برکناري فردوسي پور به علت آنچه آنها «ضربه به منافع ملي»، مي دانند، انجام مي دهند.
سياست افشين قطبي براي خروج از بحران
اخراج چهار بازيکن
«خيلي ساده است. من و مرزبان با هم مشکل داشتيم اما همه بايد با سرمربي هماهنگ باشند. پس مرزبان از تيم جدا مي شود و ما بدون او کارمان را ادامه مي دهيم.»مصاحبه کوتاه افشين قطبي چند دقيقه پيش از آغاز بازي با پاس، فصل پايان مشکلات داخلي پرسپوليس نبود چرا که ثانيه هايي بعد حميد استيلي مقابل دوربين تلويزيون قرار گرفت؛«نه، آقاي مرزبان مشکلي ندارد و به زودي دوباره او را در کادر فني پرسپوليس خواهيد ديد.»قطبي و استيلي که آشکارا مقابل هم قرار گرفته اند، در طول بازي هم واکنش هاي متناقضي به آنچه در زمين رخ مي داد، داشتند. 24 ساعت پيش از افتضاح همدان اتفاق ويژه يي رخ داده بود.قطبي که مي خواست ميخ اخراج مرزبان را محکم بکوبد، از حبيب کاشاني درخواست مربي کرد؛«بايد هر چه زودتر يک مربي کره يي بياوريم تا کادر فني ضعيف نشود.» پاسخ مديرعامل پرسپوليس اما قطبي را عقب نشاند؛«برنامه کلي ما براي اين فصل استفاده از مربيان ايراني است و اگر غير از اين بود، شما هم الان در تهران نبودي، پس اصلاً به مربي کره يي فکر نکن. بايد با مرزبان هم صحبت کنيم تا اگر مشکل رفع شد، به تيم برگردد.»عقب نشيني قطبي اما موقتي بود. او پس از نخستين شکست خود در فوتبال ايران، تصميمي انقلابي گرفته است. تصميمي که اگر اجرا شود، بزرگ ترين شوک فصل جاري به پرسپوليس وارد خواهد شد. افشين قطبي که مخالفان خود را در سطوح مختلف مي بيند، حالا به فکر اخراج چهار بازيکن افتاده است. مربعي که روابط نزديکي با حميد استيلي دارند و آنقدر در حرکت به سمت دستيار قطبي افراط کرده اند که سرمربي پرسپوليس به نزديکانش گفته؛«ديگر حالم از اينها به هم مي خورد. فقط در زمين راه مي روند و مي خندند.» در ميان چهار بازيکن مغضوب قطبي، سه نفر در ترکيب اصلي قرار دارند و يکي از آنها نيمکت نشين است. شايد پيش از فينال نيم فصل مقابل سپاهان، اين چهار بازيکن از پرسپوليس اخراج شوند. البته نتيجه جلسه امروز در تصميم گيري قطبي تاثير مستقيم دارد.قرار است امروز پس از مطالعه گزارش کتبي قطبي و مرزبان درباره درگيري اوايل هفته، اين دو در دفتر کاشاني مقابل هم قرار بگيرند. سرمربي پرسپوليس بر خلاف مديرعامل سعي دارد راه بازگشت مرزبان را مسدود کند تا حساب کار دست بازمانده هاي طيف مخالف بيايد.شايعه شده بود مرزبان به آلمان رفته و برگشتني نيست اما او عصر دوشنبه همزمان با اشتباهات نصرتي و واعظي و نزديک شدن پاس به پيروزي تاريخي اش، مشغول تماشاي بازي جوانان پرسپوليس در ورزشگاه درفشي فر بود. به هر حال افشين قطبي که به عنوان يک خوشبين افراطي وارد تهران شده و کارش را با پرسپوليس آغاز کرده بود، در آستانه قهرماني تيمش در نيم فصل اول به اين نتيجه رسيده که مدارا با مخالفان هيچ نتيجه يي ندارد و بايد «ر»، «الف»، «ن» و «م» را هم اخراج کند تا قهرماني را از دست ندهد.
بنيامين ابراهيم زاده براي حضور در ايران پول مي خواهد
تنيسور ايراني الاصل آلمان، ناجي تنيس ايران
حديث علمي؛ فدراسيون تنيس ايران که سال گذشته با عملکرد ضعيف تيم ملي در جريان مسابقات ديويس کاپ شاهد سقوط تيم ايران به مسابقات دسته سوم آسيا بود، قصد دارد امسال با استفاده از يک بازيکن آلماني ايراني الاصل مقدمات بازگشت ايران به يک دسته بالاتر را فراهم کند. بنيامين ابراهيم زاده، بازيکني است که پيش از اين در مسابقات فيوچرز داخل ايران بازي کرده و فدراسيون تنيس اميد دارد او ناجي تيم ايران باشد.

تنيس ايران در چند سال اخير عملکرد مثبتي نداشته و در طول سه دوره اخير مسابقات ديويس کاپ دو بار به يک مرحله پايين تر سقوط کرده است. در اين ميان کارنامه بازي هاي ايران در آخرين دوره اصلاً رضايت بخش نبود و بعد از باخت به کويت در خانه حريف، تيم ملي خيلي راحت در تهران نتيجه را به هنگ کنگ واگذار کرد تا در بين هشت تيم حاضر در دسته دوم آسيا، عنوان هشتم را به دست آورد و سقوطي دوباره را تجربه کند. در چنين شرايطي که آبروي تنيس ايران در خطر است، دو ستاره سال هاي اخير ايران هم از حضور در تيم ملي سرباز زده اند تا شرايط بحراني تر شود و حالا براي دومين بار در ماه هاي اخير صحبت از حضور يک بازيکن خارجي ايراني الاصل در تيم ملي است. البته پيش از اين حتي شايعه حضور انوشيروان رضايي تنيسور ايراني الاصل مقيم فرانسه در تيم ملي شنيده مي شد که البته به نظر مي رسيد نام انوشيروان بيشتر به دليل موفقيت هاي خواهرش ارغوان در مسابقات تنيس مطرح شد نه توانايي هاي فني خودش. به همين دليل اين مساله خيلي زود به فراموشي سپرده شد و حالا حرف از بنيامين ابراهيم زاده است که به گفته شاهرخ کشاورز دبير فدراسيون تنيس، پيوستنش به تيم ايران قطعي شده است. کشاورز به ايرنا گفته است؛ «اين تنيسور اوايل فروردين ماه سال آينده براي حضور در تيم ملي ايران به تهران مي آيد.» اما دبير فدراسيون تنيس در حالي پيوستن ابراهيم زاده به تيم ايران را قطعي مي داند که پيش از اين گفته شده بود او براي بازي در تيم ايران طلب پول کرده است. اگر اين شايعه حقيقت داشته باشد مشخص نيست فدراسيون تنيس اين مشکل را چگونه حل کرده اما به هر حال ابراهيم زاده اگر حاضر شود براي ايران بازي کند، با توجه به رنکينگ جهاني اش عنوان بازيکن اول ايران را از آن خود مي کند. ابراهيم زاده که مشخصاتش در سايت فدراسيون جهاني تنيس به عنوان يک بازيکن آلماني ثبت شده، از چهار سالگي تنيس را شروع کرده و حالا در 27 سالگي رنکينگ 852 دنيا را در اختيار دارد. اين بازيکن راست دست اکثر امتيازات خود را در بازي هاي فيوچرز جمع کرده و البته بازي در مسابقات چلنجرز هم در کارنامه کاري اش ديده مي شود. اما بهترين رنکينگ سال هاي اخير اين بازيکن مربوط به سال 2005 است که عنوان 522 جهان را در اختيار داشته است. البته ابراهيم زاده ها يک تنيسور ديگر هم به نام آندرياس دارند که فعلاً بازي نمي کند. تخصص بنيامين ابراهيم زاده بازي در هاردکورت است و ترجيح مي دهد روي زمين هاي خاکي بازي نکند.

به هر حال اين بازيکن در شرايطي به تيم ايران نزديک شده که دو ستاره سال هاي اخير تيم ملي فعلاً در جمع ملي پوشان حضور ندارند اما در صورت بازگشت اين دو هم ابراهيم زاده شرايط بهتري دارد. انوشا شاهقلي در حال حاضر رنکينگ 871 را در اختيار دارد و رنکينگ اشکان شکوفي 1384 است.
چند نکته از مناظره محسن صفايي فراهاني و نمايندگان سازمان ورزش در برنامه نود
ناگهان پرده برافتاد
آيدين مهاجر؛ يکم- محمود احمدي نژاد هفته گذشته رسماً گفت خودش از محمد علي آبادي خواسته تا در انتخابات فدراسيون فوتبال نامزد شود و سپس از او خواست براي حل مشکلات به وجود آمده از انتخابات فدراسيون فوتبال کناره گيري کند. او که در حرف هايش به عدالت گستري و مهرورزي توجه ويژه يي دارد البته نگفت علي آبادي در نقش رئيس فدراسيون فوتبال چه کاري مي توانسته براي فوتبال ايران انجام بدهد که در نقش رياست سازمان ورزش نمي توانسته. او توضيح نداد که چگونه به حضور رئيس سازمان ورزش که بسياري از اعضاي مجمع را تحت پوشش خود دارد و مي تواند آرا را تحت تاثير حضور خود قرار دهد رضايت داده است. آيا واقعاً در مجموعه آدم هاي مورد تاييد دولت نهم، هيچ مديري نبود که بتواند فدراسيون فوتبال را اداره کند که رئيس جمهور از رئيس سازمان ورزش خواسته شخصاً براي تصدي رياست اين فدراسيون وارد عمل شود؟ آيا اين با منطق رئيس جمهور سازگار است که يک وزير خودش مدير کل يک قسمت از زير مجموعه اش هم باشد؟

دوم- محمد علي آبادي پيش از آمدن محسن صفايي فراهاني و تشکيل کميته انتقالي چهار ماه فرصت داشت تا اساسنامه فدراسيون فوتبال را اصلاح و انتخابات را برگزار کند. او اما تمام اين مدت را صرف شاخ و شانه کشيدن براي فيفا کرد تا در نهايت فوتبال ايران تعليق شود و به چنين روزي بيفتد. تعليق فوتبال ايران - که در آذرماه 85 اتفاق افتاد- نتيجه مشاوره هاي غلط نزديکان علي آبادي و ناآشنايي رئيس سازمان ورزش با قوانين و مقررات فدراسيون بين المللي فوتبال بود. يک سال پس از آن روزها دوباره ناآشنايي او با قوانين بين المللي، فوتبال ايران را به بن بست رسانده است. فرض مي کنيم علي آبادي نمي دانسته که نمي تواند در انتخابات فدراسيون فوتبال نامزد شودچرا ايشان پس از نامه شانزدهم آبان ماه رئيس کميته انتقالي که در آن به صراحت آمده بود، نمي تواند در انتخابات نامزد شود از نامزدي اش انصراف نداد؟ ايشان که به گذشت و فداکاري و تکليف اعتقاد خاصي دارد، چرا آن روز از حضور در انتخابات کناره گيري نکرد و يک ماه وقت کميته انتقالي را که درصدد انتخاب سرمربي تيم ملي بود، گرفت؟ اگر علي آبادي همان روز هم از انتخابات انصراف مي داد، حالا تکليف رياست فدراسيون فوتبال و سرمربي تيم ملي روشن شده بود.

سوم- محمد آخوندي مي گويد صفايي فراهاني با تاييد صلاحيت مصطفي آجورلو تخلف کرده است. اينک اما بايد از سخنگوي سازمان ورزش پرسيد، جمع آوري مهرهاي هيات هاي استاني، فشار آوردن بر مديران عامل باشگاه هاي دولتي و تلاش براي منصرف کردن مصطفي آجورلو از حضور در انتخابات و سازماندهي انصراف دوازده نفر از نامزدها و به هم زدن انتخابات تخلف نيست؟ اگر تهديد اعضاي مجمع غهنوز هيچ کس برکناري محمد ابراهيم ثنايي - مديرعامل پيکان- را که فرم مصطفي آجورلو را امضا کرده بود، فراموش نکردهف تخلف نيست، اگر ارسال فرم دوم براي اعضاي مجمع براي نوشتن نام محمد علي آبادي به جاي مصطفي آجورلو تخلف نيست، اگر دخالت در بر هم زدن انتخابات 23 مهر که مخالف با قوانين بين المللي فيفاست، تخلف نيست، پس تخلف چه چيزي است؟ وقتي سازمان ورزش اينچنين فضا را بسته، صفايي فراهاني هم بايد با استفاده از اختيارات قانوني اش مقابل اين تخلفات که بيشترش براي جلوگيري از حضور آجورلو در انتخابات بود، مي ايستاد و با استناد به تحقيقات ميداني او را تاييد صلاحيت مي کرد.

چهارم- سخنگوي سازمان ورزش در برنامه نود از حق رئيس سازمان ورزش براي نشستن بر کرسي فدراسيون فوتبال گفت؛ «اين حق آقاي علي آبادي است که در انتخابات فدراسيون فوتبال شرکت کند.» و حتماً مي دانيد که شرکت علي آبادي در انتخابات به معناي پيروزي او در انتخابات بود. کاش آخوندي مي گفت چه کسي اين حق را به علي آبادي داده که با زير پا گذاشتن تعهد غکميته انتقالي به فيفا قول داده بود علي آبادي براي انتخابات فدراسيون فوتبال نامزد نشودف بر صندلي فدراسيون فوتبال تکيه بزند؟
شکست تمام مردان رئيس جمهور
امير مسعودي

چه دورخيز بلندي کرد صفايي فراهاني از شب چهارم آبان ماه 1379 تا بامداد چهارم دي ماه 1386 و چه خيز بلندي داشت «90» عادل، از برنامه يي که هميشه حاشيه اش بر متن مي چربيد تا جدي ترين و چه بسا سياسي ترين برنامه ورزشي که تاکنون از تلويزيون ايران پخش شده. هفت سال و اندي پيش، آخرين باري بود که مهندس صفايي فراهاني عضو بلندپايه حزب مشارکت، نماينده تعيين کننده مجلس شوراي اسلامي و رئيس وقت فدراسيون فوتبال براي دفاع از عملکرد «جلال طالبي» و تيم ملي ايران در جام ملت هاي 2000 لبنان روي پرده «90» ظاهر شد ولي از بد حادثه چالش او با «محمد رزمجو» اکشن از آب درآمد نه تحليلي و منطق محور. روزنامه نگار قديمي «دنياي ورزش» همه آنچه براي خنثي کردن صفايي فراهاني يا به تعبير او «آق مهندس»، در جريان مناظره لازم بود را در چنته داشت. از لحن صريح و بي پرده اش که نمونه پيشرفته لحن خود مهندس محسوب مي شد تا ژست حق به جانب که خاص روزنامه نگاران ورزشي کهنه کار خاک کشتي خورده و گود زورخانه ديده است و لاجرم صفايي با هيچ «منطقي» نمي توانست در اين رقيب پولادين نفوذ کند. رزمجو دوست نزديک دادکان جدي ترين منتقد وقت صفايي و فدراسيونش بود که اتفاقاً در آن دوران در تلويزيون بروبيايي داشت. او موفق شد با ترفندهاي باستاني کاران، تکنوکرات خوش سخن را در خاک کند و البته پس زمينه شکست تيم ملي و دسته گل هاي ملي پوشان در لبنان نيز همزمان زير پاي «آق مهندس» را خالي مي کرد. در اين هفت سال که سپري شد، صفايي فراهاني مدتي به حالت قهر با سيما و اين اواخر با شايعه «ممنوع التصوير» شدن در رسانه ملي، ديگر رنگ 90 يا هر برنامه ورزشي ديگري را نديد تا اينکه دو شب پيش در فاصله کمتر از ده روز پس از اينکه رئيس جمهور و معاون ورزشي اش انگشت اتهام به سوي آنهايي دراز کردند که «سر در داخل دارند و کارهاي ديگر در خارج» ناگهان صفايي ميهمان 90 شد. در روزگاري که اين «جنگ فوتبالي» پرطرفدار هم بر اثر محدوديت ها، تکرار مکررها و سبز شدن رقباي ريز و درشت در شبکه هاي رقيب، نشاط هفت سال پيش را نداشت اين بار «آق مهندس» در قامت عضو اتاق بازرگاني و رئيس کميته انتقالي فدراسيون فوتبال در جايگاه ميهمان 90 روبه روي آقاي مجري (اسمش چه بود؟... آقاي... آهان، فردوسي پور،) قرار گرفت در حالي که همان شب نويسنده اين مقاله ساعتي را با «رزمجو»ي بازنشسته از روزنامه نگاري در استخر باشگاه راه آ هن سپري کرده بود و نشاني هم از دادکان در فوتبال ايران بر جاي نمانده جز ساختمان کوچه اول سئول و يک آژانس نقل و انتقالات رسمي. دست راست دکتر در فدراسيون. اين بار در ابتدا طرف مناظره صفايي تنها يک مجري عادل بود که تمام تلاش خود را مي کرد تا به عنوان منتقد «آقاي مهندس» جلوه کند اما ناگفته پيدا بود که لطف عادل در اصل بازگشتن صفايي به صحنه تلويزيون مستتر است.

اما از نيمه راه که رئيس ورزش به نوبت گوشي مناظره غيرحضوري را به دست مردانش داد تازه گوشي دستمان آمد که چرا آن مرد هميشه عبوس و سخت پرمشغله «صفايي فراهاني» نام دارد. او بازي رسانه يي به راه انداخته شده توسط مهندس علي آبادي را که مدارک فرضي را براي اثبات خدوم نبودن صفايي به صف کرده بود يک تنه با شکست مواجه کرد. صحنه يي که صفايي سند امضا شده توسط کيومرث هاشمي را جلوي دوربين گرفت تا ادعايش مبني بر اينکه هيچ نامه يي به فيفا با امضاي هاشمي ارسال نشده را باطل کند يا زماني که «محمد آخوندي»، روابط عمومي سازمان در پايان تماس تلفني اش اقدامي شبيه به دعوت طرف بحث به جلوي در صدا و سيما را انجام داد، نقاط اوج پيروزي صفايي در مناظره يي بودند که خواه ناخواه طرف هاي بازنده آن جناح سياسي رقيب محسوب مي شدند.
هيجان بي پايان در واليبال
ديدار اين هفته سايپا و پتروشيمي بندر امام تنور رقابت هاي ليگ واليبال ايران را داغ داغ مي کند. اين ديدار براي تيم ميهمان حساسيت هاي به مراتب بيشتري دارد چرا که شکست در اين ديدار ممکن است به قيمت وقوع تغييرات کم و زياد در اين تيم جنوبي منجر شود. خاطره انجام ديدارهاي دو تيم نويد يک بازي زيبا و نزديک را به تماشاگراني مي دهد که به سالن واليبال مي آيند. تيم بانک صادرات مشهد به اروميه سفر کرده است تا اول در مقابل هزاران تماشاگر مشتاق ميزبان و پس از آن در برابر تيم پگاه صف آرايي کند. با توجه به نتايج اخير تيم خراسان، کفه ترازو به نفع تيم ميزبان پايين آمده است و تنها حوادث از پيش تعيين نشده است که مي تواند تيم بانک صادرات را اميدوار نگه دارد. تيم تربيت يزد در همدان به دنبال خلق شگفتي است. هر دو تيم تربيت و شهرداري اندازه تجربيات تازه خود را محک مي زنند چرا که هر دو اولين سال حضورشان را جشن مي گيرند. تيم شهرداري اميدوار است از امتياز ميزباني بهره برده و دو امتياز ارزشمند را کسب کند. اتکاي تهران در شهر واليبال خيز گنبد روز سختي را تجربه مي کند. آنها از يک سو بايد حريف تيم استقلال در اين ديدار خانگي شوند و از سوي ديگر انتقادات وارده از سوي مديرعامل باشگاه را کاهش دهند، بنابراين هر دو تيم براي خروج از بحران هاي جديد و قديمي به اين ديدار نياز دارند. تيم پرديس قزوين هم که به سيرجان سفر کرده است، سخت در تلاش خواهد بود تا به رغم رفت و آمدهاي پرحرف و حديث بازيکنان و مربيان خود دست پر سيرجان را ترک کند. تيم واليبال پيکان در تنها ديدار روز پنجشنبه تهران به مصاف ديگر تيم پايتخت يعني استيل آذين مي رود. مدافع اصلي عنوان قهرماني از فرصت دادن به بازيکنان جوان حريف، خاطره خوشي ندارد، از اين رو انجام بازي برتر از اين تيم مقابل استيل آذين در لحظات ابتدايي بازي، تاکتيک هميشگي مصطفي کارخانه خواهد بود.
پاسخ قريب به فتح الله زاده در گفت وگو با اعتماد
بهترين تصميم عزل مهره سوخته بود
فرزاد حبيب اللهي

مدير رسانه پسندي نيست. چنانکه خودش با لبخندي غليظ تعريف مي کند؛«يک روز سردبير آن روزنامه معتبر ورزشي آمد اينجا. گفت آقاي قريب شما از بس حرف نمي زني و تيتر نمي دهي، نان ما را آجر کردي. ما زمان فتح الله زاده هر روز يک سوژه روي جلد داشتيم.»

پشت سکوتش استراتژي کلي قرار دارد. مديري که عامدانه «کم حرف زدن» و «کم ديده شدن» را انتخاب کرده، حرف زدن را البته خوب بلد است و سلاح واژه در مشتش قرار دارد.مدير پراگماتيکي که استقلال را به قصد دانشگاه ترک کرد، به اين نتيجه رسيده که وقت حرف زدن است؛«يعني خودم نمي خواستم حرف بزنم اما دوستان توصيه کردند اگر به ادعاي بعضي ها پاسخ ندهم، ايجاد شبهه مي شود.» و حرف مي زند. حرف هايش هنوز به استراتژي کلي اش پهلو مي زند؛ کلي و نظري و پايه يي. اما اين «کلي گرايي» و «نگاه سيستمي» بعضي جاها بدجوري به طنز و طعنه و کنايه آغشته مي شود. تا جايي که يک نفر متهم به ندانستن اصول ساده مديريت مي شود و دعوت به اندکي تعقل و کم حرفي است.

اين قريب است که براي يک ساعت از پيله درونگرايي خارج شده و پاسخ يک مدير برونگراي افراطي را با استدلال و طعنه هاي خود مي دهد. در تمام سال هايي که اختلاف قريب و فتح الله زاده جريان داشته، اين نخستين باري است که مونولوگ فتح الله زاده با پاسخ هاي تند قريب تبديل به ديالوگ جريان ساز و جذاب رسانه يي مي شود. آن هم با سنت شکني مديري که رسانه پسند نيست و وقتي مصاحبه تمام مي شود، با خنده به خبرنگار مي گويد؛«خب حالا تا 2 سال مي توانم سکوت کنم،»

- - -

- قريب هرگز شخصيت رسانه يي محبوبي نبوده است. دليل انتخاب اين استراتژي رسانه يي چه بود؟

من اعتقاد داشتم و دارم که مدير بايد تمرکزش معطوف حيطه کارش- و در بخش ورزشي، باشگاهش- شود و از پرداختن به مسائل رسانه يي و تهييج مردم تا حد ممکن جلوگيري کند. چون اين گونه رفتارها دو پيامد دارد؛ 1- وقت مدير را مي گيرد 2- خود فوتبال و باشگاه هايي مثل استقلال و پرسپوليس به اندازه کافي حساس هستند؛ حساسيتي که البته زيبايي کار است اما يک مدير نبايد موج اضافي به اين حساسيت ها بدهد و تنش زايي کند.

من زماني که استعفا دادم هم مشکلي براي ادامه کار نداشتم اما احساس مي کردم پس از قهرماني استقلال، کار سخت تر و بيشتر مي شود و بايد براي دانشگاه و مسائل پژوهشي هم وقت مي گذاشتم. همان موقع هم بحثم حضور مديران تمام وقت در استقلال بود و مثل امروز مي گفتم مديري بايد در راس قرار بگيرد که با عقل و تدبير گره ها را باز کند و کمتر حرف بزند اما متاسفانه امروز همه چيز برعکس شده و استقلال پر از حرف است. عقل و تدبير با پرحرفي، يکجا جمع نمي شوند و اين را در دستورات اسلامي هم مي بينيم.

- سکوت رسانه يي شما در مواجهه با طيف مخالف مديريتي استقلال ادامه پيدا مي کند؟

موضوع اينجا است که وقتي اميدي به روشنگري وجود ندارد، سکوت بهترين کار است. من هميشه طبق اين اصول کلي عمل مي کنم و در استقلال هم جواب بعضي ها که زير دست خودم بودند را نمي دادم. اگر هم حرف مي زدم، تنها نتيجه اش ناراحتي مردم بود.

اگر توجه کنيد در اين چند سال جز چند بحث مهم پايه يي و نظري، صحبت خاصي نداشتم. فلسفه سکوت من به اين دليل بود که آن را در کار اجرايي لازم مي دانستم اما هنوز نخبگان ورزش آن دوره 3 ساله را به عنوان دوران طلايي استقلال به ياد مي آورند و اين براي من کافي است.

- مديرعامل استقلال اما پرونده اختلاف با شما را بازگشايي کرده.

به نظر مي رسد ايشان به بن بست اساسي رسيده و به جاي اينکه مشکلات را با عقل و منطق حل کند، دنبال فرافکني است و به اين چالش رسيده است.

- اين بار البته محور مسائل مالي محور انتقادات فتح الله زاده است.

استقلال هميشه مشکلات عديده داشته و دارد. مشکلات فني و مالي که روي هم تاثير مي گذارند و کار مديران باشگاه را سخت تر مي کنند. اما اگر مديران کنوني استقلال ادعا مي کنند مقصر مشکلات شان، مديران قبلي هستند، که هر مديري بهترين و کوتاه ترين راه توجيه خود را متهم کردن مديران گذشته مي داند تا مفري پيدا کند از بي کفايتي خودش.

-اين اعتراض به سلف البته در همه جاي جامعه و در جامعه مديران بيشتر ديده مي شود.

قبول دارم اين مشکل فرهنگي و اجتماعي ايران است اما در سيستم هاي اجتماعي مختلف، شدت و ضعف دارد.

-فتح الله زاده مدعي است شما تراز مالي باشگاه را در سال آخر کارتان ارائه نکرديد.

موضوع طنزي را مطرح کرده است. حتماً استقلال به همين دليل هم نتيجه نمي گيرد. چه شاهکار خنده داري.

ببينيد در سه سالي که بنده مديرعامل استقلال بودم، دو ترازنامه تدوين و به تصويب مجمع رسيد. در مورد ترازنامه، معمولاً مجمع عمومي چهار تا شش ماه پس از پايان سال کاري، تشکيل جلسه مي دهد و ترازنامه را تدوين و تصويب مي کند. سال کاري استقلال تيرماه به پايان مي رسد و ترازنامه معمولاً آبان يا شهريور به تصويب مي رسد اما من مرداد 85 استعفا دادم و بيرون آمدم. پس مدير بعدي بايد مجمع را برگزار مي کرد و ترازنامه تدوين مي شد. اين چيز گنگي نيست که بعضي ها متوجه نمي شوند. بله، اگر قريب تا آذرماه مديرعامل بود و کار ترازنامه را راه نمي انداخت، کوتاهي کرده بود اما من که رفته بودم. اين وظيفه جانشين من بود که مجمع را برگزار کند. در واقع ادعاي فتح الله زاده اصلاً موضوعيت ندارد که آن را بررسي کنيم. حتماً او مسائل حقوقي و قانوني ترازنامه را نمي داند.

-جريان بدهي شش ميلياردي چيست؟ بدهي يي که مديرعامل استقلال شما را مسوول آن مي داند.

زماني که در سال 82 مديرعامل شدم استقلال دو ميليارد بدهي داشت. دو ميليارد آن زمان البته. توجه کنيد که مديرعامل قبلي ساختمان باشگاه را فروخته و به ستون درآمد باشگاه اضافه کرده بود و تازه بدهي دو ميلياردي به جا ماند. به فروش يک ميلياردي ساختمان، فروش سرقفلي ها را هم اضافه کنيد. در واقع دارايي هاي منقول و غيرمنقول استقلال به فروش رسيد تا بدهي دو ميلياردي به يادگار بماند. دوستان هنوز نمي دانند فروش دارايي، درآمد محسوب نمي شود و به اشتباهاتي که مرتکب شدند، افتخار مي کنند. وقتي من آمدم، فقط بخش قابل توجهي از بدهي ها را پاس کرديم.

البته هيچ وقت ادعا نمي کنم که بدهي ها را به صفر رساندم اما مانده بدهي استقلال در دوره بنده، حدود 400 تا 500 ميليون تومان بود. حالا نمي دانم اين شش ميلياردي که فتح الله زاده مي گويد، درست است يا نه و اصلاً از کجا آمده، اما موضوع اينجاست که مدير کنوني بدون فاصله با من نيامد. بايد ببينيم در فاصله مديريت بنده و ايشان چه اتفاقي رخ داده اما در هر صورت اين موضوع هيچ ربطي به من ندارد. من نمي گويم فتح الله زاده تخلف کرده يا فساد مالي داشته اما وقتي سوءمديريت، با «هزينه زا» بودن باشگاه همراه مي شود، ايجاد مشکل مي کند. بايد يادآوري کنم دوستان در سال 79 صد ميليون از موسسه مالي-اعتباري وام گرفتند که آن را به موقع پس ندادند و الان با اصل و فرعش نزديک 400 ميليون شده و هنوز پرداخت نشده است. حساب رسمي استقلال را به خاطر همين بي تدبيري مسدود کردند.

-اينجا يک تناقض جالب وجود دارد، اينکه قريب از سوءمديريت حرف مي زند اما فتح الله زاده مدعي است استقلال را به سود رسانده است.

اينکه در بنگاه اقتصادي، شما يک سند را نشان بدهي و ديگري را نشان ندهي، تحريف واقعيت است. بنگاه با دارايي و بدهي اش تعريف مي شود. ممکن است مدير بنگاه بدهي به مجموعه تحميل کند اما از منطق حسابداري، سودي هم به سيستم رسانده باشد. سودي که فتح الله زاده مي گويد شايد درست باشد، اما باز هم تاکيد مي کنم فروش دارايي، درآمد و سودرساني محسوب نمي شود. من هم 350 ميليون سود به باشگاه رساندم اما بدون فروش ساختمان باشگاه و البته نمي توانم بگويم درآمدزايي کردم چون در ستون بدهي، عدد بالاتري نسبت به رقم سود درج شده بود.

اين خيلي خنده دار است که يک مدير «دارايي» باشگاه را بفروشد و باز در ستون بدهي، عدد بالاتري از سود باشد اما او ادعا کند باشگاه را سودآور کرده است،

-تفاوت عملکرد شما در ترانسفر هم قابل بررسي است.

در زمان ما هم چند ترانسفر انجام شد. اين موضوع به مسائل مختلفي برمي گردد و در آن دوره يي که فتح الله زاده در اين زمينه عمل مي کرد تحت سياست مصوب هيات مديره بود و فتح الله زاده در راستاي برنامه هاي هيات مديره عمل مي کرد. اما ما نکته ديگري را هم مصوب کرديم؛ اينکه درآمد ترانسفر بايد تبديل به دارايي باشگاه شود، نه هزينه.

متاسفانه فتح الله زاده درآمد قابل توجه باشگاه که با زحمت خودش به دست آمد و جاي تشکر هم دارد را نه تنها نتوانست به دارايي استقلال تبديل کند، بلکه هزينه ها را هم بالا برد و وارد بازار کاذب نقل و انتقال شد. او درآمدها را پوشش داد و کار را به جايي رساند که دارايي ها به فروش رفت،

- ايشان ساختمان باشگاه را فروختند اما شما براي باشگاه ساختمان به يادگار گذاشتيد؟ روي فروش دارايي باشگاه تاکيد ويژه داريد؟

بله، من همين جا بايد از دکتر دادکان تشکر کنم که در حرکتي بديع و به يادماندني يک ساختمان آبرومند در منطقه يي مطلوب براي استقلال خريداري کرد؛ساختماني که پس از جدايي من، آقايان اوليايي و نظري تلاش کردند آن را براي استقلال حفظ کنند. ما در آن دوره طبقه آخر ساختمان باشگاه را به خاطر شرايط مالي بحراني اجاره داده بوديم که اين حرکت، بهانه اصلي انتقادات دوستان و تبليغات منفي عليه ما بود اما حالا خودشان طبقه سوم را هم اجاره داده اند.

ببينيد من خودم از منظر عمل گرايي معتقدم از هر چيزي که توليد درآمد مي کند، بايد استفاده کرد و با اينکه فتح الله زاده يک طبقه ديگر باشگاه را هم براي تامين هزينه هاي استقلال اجاره بدهد، مشکلي ندارم اما کار اينها با شعارهايشان نمي خواند.

-بهترين و بدترين تصميم مديريت کنوني استقلال را چطور ارزيابي مي کنيد؟

البته پاسخ اين سوال مفصل است اما فکر مي کنم بدترين تصميم، به کار گيري يک مهره ناکارآمد به عنوان سرمربي بود. استقلال فصل قبل هم مي توانست قهرمان ليگ شود اما با ورود بعضي ها به دايره فني، همه چيز خراب شد. بعد که قهرماني از دست رفت، همان مهره ناکارآمد به عنوان سرمربي استقلال انتخاب شد. علي شفيعي زاده پيش از آغاز فصل به من گفت؛ «استقلال با حجازي به دسته دوم سقوط مي کند،» آن روز از حرف شفيعي زاده متعجب شدم اما بعدها فهميدم بد نمي گويد. بهترين تصميم اما عزل اين مهره ناکارآمد بود و جذب يک سرمربي کارکشته و حرفه يي. اميدوارم فيروز کريمي، کشتي به گل نشسته استقلال را به ساحل برساند و اين باشگاه را از لباس ذلتي که تنش کرده اند، در بياورد. هوادارهاي استقلال بايد دوباره به دوران عزت 3 ساله برگردند و لياقت اين «بازگشت» را دارند.
حمله رسانه ها به مقصران شکست بارسا
کابوس کريسمس رايکارد و رونالدينيو
شيوا آباء؛ فرانک رايکارد و رونالدينيو از صبح روز دوشنبه زير فشار شديد مطبوعات و رسانه هاي اسپانيايي و حتي اروپايي بوده اند.

شکست تلخ يکشنبه شب مقابل رئال مادريد آن هم در خانه خود چيزي نيست که رسانه هاي آماده به حمله اسپانيايي به راحتي از آن بگذرند. خوليو باپتيستا ملي پوش برزيلي رئال تنها گل ال کلاسيکوي نيم فصل را به ثمر رساند تا انگشت اتهام به سوي فرانک هلندي و رونالدينيوي برزيلي دراز شود. رونالدينيو در گفت وگويي که با خبرنگار ال پائيس داشت، اعلام کرد؛«رئال اول روي پيشبرد تاکتيک هايش پيروز شد، سپس از آمادگي فيزيکي بازيکنانش بهره برد.» پس از آنکه در بازي هفته گذشته مقابل والنسيا جوجه اردک زشت کاتالان ها روي نيمکت نشست تا شاهد پيروزي 3 بر صفر تيمش مقابل والنسيا باشد، فرانک رايکارد با قرار دادن او در ترکيب اصلي تيم از همان ابتداي بازي همه را شوکه کرد. ديگر تغيير بارسا حضور دکوپس از مدت ها مصدوميت و قرار گرفتن گوديانسن در ميانه زمين پس از عملکرد موفقش طي چند هفته گذشته بود. رونالدينيو در بخشي از صحبت هايش با نشريه اسپورت که حامي درجه يک کاتالان ها هم است، گفت؛«پافشاري رايکارد روي استفاده از نام هاي بزرگ در ال کلاسيکو هم طبيعي است و هم به شکل عادت درآمده است.» شايد علت عنوان کردن اين مساله از سوي رونالدينيو اشاره يي غيرمستقيم به آماده نبودن خودش طي چند وقت اخير بوده است. امروز رونالدينيو هيچ نشانه يي از ستاره يي ندارد که سال 2005 در پيروزي سه بر صفر مقابل رئال در برنابئو سهيم بود.

روزنامه اسپورت در بخشي از مقاله يي در خصوص شکست بارسا در ال کلاسيکو اين طور نوشت؛ «اين رونالدينيوي 2007 است. او مي خواهد مثل گذشته باشد، اما نمي تواند. رونالدينيو تلاش مي کند ولي هيچ اتفاقي نمي افتد.» آينده اين دو مرد-رونالدينيو و رايکارد- طبق اظهارنظرهاي مطبوعات اسپانيا به شدت به مخاطره افتاده است.

کريسمس سفيد

براي سرمربي آلماني بازگشتش پس از مدت ها به جمع قوهاي برنابئو با نتيجه يي که به دست آمد يک موفقيت جذاب و چشمگير است، او برابر حريف قديمي اش پيروز شده و اين برگ برنده يي براي مستحکم تر شدن پايه هاي حضورش در رئال است. تيم برند شوستر در دفاع قدرتمند عمل مي کند، در خط مياني پاسکاري هاي خوبي دارد و مهاجمانش کاملاً هماهنگ هستند و همين باعث شد بارسا نتواند حداقل امتياز ال کلاسيکو را هم از آن خود کند. رسانه هاي اسپانيايي طي دو روز اخير عملکرد رئال را به «کريسمس سفيد» تعبير کردند، اين در حالي است که موندو دپورتيو نشريه کاتالاني در توصيف شرايط بارسا بعد از شکست يکشنبه شب اين گونه نوشت؛«کابوس قبل از کريسمس،»
استاد و شاگرد دوباره به هم رسيدند
دوباره استاد و شاگرد به هم رسيدند و آن هم در چه روزي، حالا بازار شرط بندي ها در جزيره داغ داغ است که آيا فرگوسن به بهترين شاگرد تمام دوران مربيگري اش هديه کريسمس خواهد داد و ساندرلند را از لبه پرتگاه رهايي خواهد بخشيد يا روي کين آن طور که از قواعد داخل زمين برمي آيد، سه امتياز لازم براي صدرنشيني من يو را به سرالکس تقديم مي کند؟ «باکسينگ دي» (Boxing Day) همان طور که از ظاهرش پيدا است اوج فشردگي رقابت هاي ليگ برتر انگلستان است. در فاصله روزهاي 22 دسامبر تا دوم ژانويه يعني طي 10 روز هر يک از باشگاه هاي انگليسي چهار مسابقه برگزار مي کنند در حالي که جشن کريسمس (25 دسامبر) و آغاز سال نوي ميلادي در حاشيه اين بازي هاي نفسگير در جريانند و در ساير ليگ هاي اروپايي سبزي درخت کريسمس جاي سبزي چمن را مي گيرد و امشب دراماتيک ترين برخورد فصل بر لبه تيغ «باکسينگ دي» برگزار مي شود. استاد و شاگرد که هر دو در سال 2007 به قهرماني ليگ برتر و ليگ قهرماني (دسته يک سابق) رسيده بودند، سال 2008 را با يک رويارويي مستقيم و تاريخ ساز آغاز مي کنند.

ساندرلند که فصل گذشته با هدايت کين به ليگ برتر بازگشت، در نيمه راه فصل در جمع سه تيم فانوس به دست انتهاي جدول جا خوش کرده و با شکست ابتداي هفته مقابل «ردينگ» اوضاع بحراني تر شده به طوري که قول روباه ها به کين براي شل کردن سر کيسه و خريدهاي رنگارنگ زمستاني جاي خود را به تهديد ضمني سرمربي ايرلندي داده اند؛ «به شرط به سلامت گذشتن از باکسينگ دي،» اين دومين بار است که روي کين به عنوان مهمترين گزينه جانشيني سرالکس، مهارت مربيگري خود را در مقابل استاد سابق محک مي زند. بار اول در ماه سپتامبر تيم کين منچستريونايتد را در اولدترافورد زير فشار گذاشت اما در پايان با گل دقيقه 71 لوئي ساها مغلوب شد.

مطمئناً سرالکس نمي تواند فراموش کند رقيب امشب او همان رهبر بزرگ من يوهاست که چيزي حدود يک دهه وزن او را در درون زمين حمل مي کرد. کين 36 ساله تحت هدايت سرالکس هفت جام قهرماني ليگ برتر و چهار جام حذفي را شخصاً بالا برد و تنها در فتح ليگ قهرمانان آن هم به خاطر محروميت نقش مستقيم ايفا نکرد. اما فرگوسن سعي مي کند در آستانه ديدار امشب ورزشگاه «لايت» خود را بي تفاوت نشان دهد و تنها به جدال قهرماني ليگ برتر بپردازد، جايي که من يوها تنها يک امتياز کمتر از آرسنال صدرنشين دارند که در «فراتون پارک» ميهمان پورتسموث است.

«چيزي که نگرانش هستم، اين است که جنگ چهار غول کماکان ادامه دارد. يک فاصله واضح بين آرسنال و ما در دماغه جدول و چلسي و ليورپول در جايگاه تعقيب کنندگان وجود دارد ولي تو نمي تواني از حالا اين را به زبان بياوري که تنها دو اسب در کورس مانده اند. هنوز خيلي زود است. ماه دسامبر اهميت زيادي دارد و اگر از کريسمس عبور کنيم و همچنان دوشادوش آرسنال باقي بمانيم، شانس خوبي داشته ايم.»

اما روي کين در انديشه انتقام است؛ انتقام از کسي که بيشتر از هر فرد ديگري در فوتبال خود را مديونش مي داند؛ «آنچه با اين همه مربيان و افراد برجسته چه در ورزش يا تجارت به آن مي رسيد اين است که همه شان مي خواهند پيروز شوند اما در بين همين ها افرادي را پيدا مي کني که مريض بردن نيستند، که عاشق بردن هستند. افرادي که دوست دارند در يک يا دو مسابقه پيروز شوند. آنها دوست دارند هر سال پشت سال پيروز شوند و هدايت چنين اشتياقي به جلو کار جذابي است. به همين خاطر است که شما اين افراد را ستايش مي کنيد.»

کين سعي مي کند با اين جملات ابتدا فرگوسن را توصيف کند و بعد با تکرار يک جمله کليدي شخصيت خود را به او پيوند بزند؛ «من مي خواهم برنده شوم، بله مي خواهم برنده شوم.»

اسطوره فوتبال جمهوري ايرلند در منطقه سقوط هم دست از روياپردازي بر نمي دارد. او سال هاي اخير را در ذهن خود مرور مي کند که پس از 12 سال پيراهن سرخ شياطين را از تن درآورد و با پيراهن زمردي سلتيک گلاسکو در تئاتر روياها مقابل منچستريونايتد بازي کرد؛ «از راهي که رفتم ذره يي پشيمان نيستم. شايد تنها يکي دو نفر چنين باشند ولي من نه. همه چيزهاي خوب روزي به پايان مي رسند. راه من هم به همان طريقي پايان يافت که بايد مي يافت. من به آن عشق ورزيدم، به هر دقيقه اش عشق مي ورزيدم.»

سرمربي ساندرلند از فاش کردن مشاوره هاي کارساز سرالکس که مايه اصلي موفقيت هاي او در نخستين سال مربيگري اش شدند ابايي ندارد اما ادامه مي دهد؛ «اين مشاوره ها وقتي جواب مي دادند که ما در دو رقابت مختلف بوديم و يکي دو مربي بزرگ مايل بودند به من کمک کنند ولي وقتي تو در همان ليگي هستي که آنها تيم دارند، همه چيز متوقف مي شود.»

ساير بازي هاي چهارشنبه؛

چلسي - استون ويلا، تاتنهام - فولام، وستهام - ردينگ، بيرمنگام - ميدلزبورو، دربي - ليورپول، اورتون- بولتون، ويگان- نيوکاسل يونايتد، پورتسموث - آرسنال.
عناوين اين صفحه
وقت کشي سازمان براي رسيدن به سرمربي ايراني
شکست استراتژيک سازمان تربيت بدني در نيمه شب
شايعه اخراج فردوسي پور
اخراج چهار بازيکن
تنيسور ايراني الاصل آلمان، ناجي تنيس ايران
ناگهان پرده برافتاد
شکست تمام مردان رئيس جمهور
هيجان بي پايان در واليبال
بهترين تصميم عزل مهره سوخته بود
کابوس کريسمس رايکارد و رونالدينيو
استاد و شاگرد دوباره به هم رسيدند
دعوت رضازاده به پکن
بولتن محلي بود نه مجله کنفدراسيون
تجديدنظر روي اساسنامه فوتبال
بازيکنان پرسپوليس زير تيغ
پرونده «رافائل ادرو»بسته شد
پرداخت جوايز مدال آوران کشتي دوحه
گل باپتيستا برخلاف جهت بازي بود
سقوط اسکايلز از آسمان NBA
رمز موفقيت آرسنال نگه داشتن ونگر
بکام؛ دوست دارم باز هم براي«کاپلو» به ميدان بروم

دعوت رضازاده به پکن
ايسنا؛ از سوي فدراسيون بين المللي وزنه برداري و کميته برگزاري مسابقه هاي آزمايشي بازي هاي المپيک 2008 پکن حسين رضازاده و رشيد شريفي از ايران براي حضور در اين پيکارها دعوت شدند. فدراسيون بين المللي وزنه برداري (IWF) با همکاري ستاد برگزاري بازي هاي المپيک در نظر دارند پيش از برگزاري بازي هاي المپيک 2008 پکن يک دوره مسابقات را به صورت آزمايشي در دو دسته 56 و 105« کيلوگرم مردان و 53 و 75« کيلوگرم زنان برگزار کنند تا در آستانه برگزاري اين رويداد بزرگ بتوانند تجهيزات، سيستم برگزاري و عملکرد نيروها و آمادگي مسوولان برگزاري را محک بزنند. اين پيکارها 9 بهمن ماه سال جاري به مدت 4 روز در شهر پکن پايتخت چين (محل برگزاري بازي هاي المپيک 2008) برگزار خواهد شد که روز گذشته فدراسيون بين المللي با ارسال نمابري به فدراسيون وزنه برداري ايران از حسين رضازاده قوي ترين مرد جهان و دارنده دو مدال طلاي المپيک و رشيد شريفي دارنده مدال طلاي رقابت هاي جام باشگاه هاي آسيا دعوت به عمل آورد تا در اين مسابقات حضور يابند.


بولتن محلي بود نه مجله کنفدراسيون
ايسنا؛ در پي چاپ نشدن آرم پرچم ايران در نشريه مسابقه هاي وزنه برداري جام باشگاه هاي آسيا در سوريه دبيرکل کنفدراسيون وزنه برداري آسيا گفت؛ اين بولتن توسط کميته برگزاري مسابقه ها چاپ شده و کنفدراسيون هم اعتراض خود را نسبت به اتفاقي که صورت گرفته به مسوولان سوريه يي اعلام کرده است. علي مرادي اظهار کرد؛ اين نشريه ربطي به کنفدراسيون وزنه برداري آسيا ندارد و يک بولتن محلي است. ما هم اعتراض مان را اعلام کرده و پيگيري هاي لازم را انجام داده ايم. وي با بيان اينکه بيشتر اين ضعف ها به خود ما برمي گردد، يادآور شد؛ به عنوان مثال در مسابقه هاي قبلي وزنه برداري آسيا که در اردن برگزار شد، پرچم ايران در سالن محل مسابقه ها نصب نشده بود وقتي اين موضوع را پيگيري کردم به اين نتيجه رسيدم که مسوولان ايران پرچم را به مسوولان برگزاري تحويل نداده بودند که پس از پيگيري هاي لازم پرچم ايران در محل مسابقه ها نصب شد.


تجديدنظر روي اساسنامه فوتبال
ايسنا؛ اساسنامه فدراسيون فوتبال پس از برگزاري انتخابات رياست و هيات رئيسه بار ديگر اصلاح مي شود. اساسنامه فدراسيون فوتبال که پس از تعليق فوتبال ايران از سوي فيفا توسط کميته انتقالي تهيه و تصويب شده است بايد پس از برگزاري انتخابات در 19 دي ماه بار ديگر با نظر مستقيم فدراسيون بين المللي فوتبال اصلاح شود. براساس اين گزارش اصلاح اساسنامه کنوني آن هم پس از تصويب نهايي از سوي فيفا در حالي بايد انجام شود که ظاهراً به دليل ابهامات موجود در برخي از بندهاي اين اساسنامه باعث ايجاد برداشت هاي متفاوت شده است که در اين راستا فيفا بار ديگر به کميته انتقالي اعلام کرده که پس از برگزاري انتخابات فدراسيون فوتبال بايد اين اساسنامه مورد بازبيني قرار بگيرد.


بازيکنان پرسپوليس زير تيغ
ايسنا؛ رئيس کميته انضباطي فدراسيون فوتبال تاکيد کرد بر اساس آيين نامه انضباطي فدراسيون فوتبال با کليه تخلفات ديدار پرسپوليس - پاس همدان برخورد خواهد شد. عبدالرحمن شاه حسيني اظهار کرد؛ فيلم ديدار پرسپوليس - پاس همدان در جام حذفي در کميته انضباطي به طور کامل بازبيني خواهد شد و کليه برخوردها و ناهنجاريهايي که در جريان اين ديدار روي داد را موشکافي خواهم کرد تا در صورت استنباط تخلف انضباطي راي متناسب با اين تخلف صادر شود. وي افزود؛ در مورد چهار اخراجي تيم پرسپوليس باشگاه جريمه نقدي خواهد شد اما در مورد رفتارهاي بازيکنان پرسپوليس و دست زدن آنها پس از اخراج بايد بررسي دقيق تري انجام شود. شاه حسيني گفت؛ اگر رفتار بادامکي و ساير بازيکناني که پس از اخراج دست زدند، مصداق توهين و بي احترامي به داور باشد، قطعاً با آنها برخورد انضباطي خواهد شد. رئيس کميته انضباطي فدراسيون فوتبال همچنين با هشدار به سرپرست تيم سپاهان مبني بر تحريک کميته انضباطي براي صدور راي با حريف آينده اين تيم گفت؛ به «بصيرت» اخطار مي دهم دست از تحريک نهادهاي تصميم گيرنده در امور فوتبال بردارد در غير اين صورت قطعاً با وي برخورد خواهد شد.


پرونده «رافائل ادرو»بسته شد
ايرنا؛ مدير حقوقي باشگاه فرهنگي، ورزشي پرسپوليس اعلام کرد نامه اعلام وصول بدهي پرسپوليس به «رافائل ادرو»دريافت و پرونده وي براي هميشه بسته شد. «مصطفي شکري» گفت؛ با مساعدت و تلاش سازمان تربيت بدني مطالبات رافائل پرداخت شد. وي اظهار داشت؛ سازمان تربيت بدني مبلغ مندرج در حکم فيفا را به حساب وکيل رافائل واريز کرد و وي نيز اعلام وصول اين مبلغ را به طور رسمي اعلام کرد. وي تصريح کرد؛ به اين ترتيب پرونده او براي هميشه بسته شد و اميدواريم با حمايت هاي سازمان تربيت بدني که در اين بخش بسيار پيگير است، ساير موارد هم حل شود.


پرداخت جوايز مدال آوران کشتي دوحه
ايسنا؛ جوايز کشتي گيران مدال آور در بازي هاي آسيايي 2006 دوحه قطر از سوي سازمان تربيت بدني پرداخت شد. بنابر اعلام عارف ربطي دبير فدراسيون کشتي دارندگان مدال طلاي بازي هاي آسيايي دوحه قطر مبلغ 25 ميليون تومان، مدال نقره 12 ميليون تومان و مدال برنز 7 ميليون تومان پاداش دريافت کرده اند که مدال آوران مي توانند با حضور در فدراسيون کشتي جوايز خود را دريافت کنند. تاکنون جاسم اميري، حميد ريحاني و رضا يزداني جوايز خود را دريافت کرده اند. در دوحه مراد محمدي، اصغر بذري، رضا يزداني و عليرضا حيدري مدال طلا گرفتند، فردين معصومي، جاسم اميري، داوود عابدين زاده، مسعود هاشم زاده و مهدي شربياني صاحب مدال نقره شدند و حميد ريحاني به مدال برنز رسيد.


گل باپتيستا برخلاف جهت بازي بود
فارس؛ دبير سرويس بخش داخلي روزنامه آس اسپانيا با تحليل ال دربي کلاسيکو گل رئال مادريد را برخلاف جهت بازي خواند. مانوئل استبان در مورد ال دربي گفت؛ از ديد من گل خوليو باپتيستا بر خلاف جهت بازي بود و اين شوک سنگين با دفاع منطقي رئال مادريد باعث شکست تلخ بارسلونا شد. وي در ادامه گفت؛ تعويض هاي رايکارد اشتباه بود و از ابتدا آرايش تيمي غلطي را به ترکيب بارسلونا داد. مصدوميت مسي نيز همانند گل باپتيستا به سود رئال مادريد بود و همه چيز به سود اين تيم تمام شد. استبان در پايان افزود؛ پيروزي رئال در نوکمپ خيلي مهم است اما ربطي به قهرماني اين تيم در لاليگا نخواهد داشت.


سقوط اسکايلز از آسمان NBA
مسوولان تيم شيکاگو بولز اسکات اسکايلز سرمربي اين تيم را به واسطه کسب نتايج بسيار ضعيف از کار برکنار کردند. اين تيم در مجموع 25 مسابقه از آغاز فصل تنها 9 پيروزي کسب کرده است. شيکاگو بولز همچنين در سه مسابقه از چهار مسابقه آخر خود شکست خورد و در آخرين اين شکست ها يکشنبه شب پس از شکست مقابل تيم رو به نزول هيوستون از سوي تماشاگران خودي «هو» شد. اسکات اسکايلز در نوامبر سال 2003 کار خود را به عنوان سرمربي شيکاگو بولز آغاز کرد. او که پيش از آن به مدت بيش از دو فصل سرمربيگري تيم فينيکس سانز را بر عهده داشت، در سال 2004 براي اولين بار پس از دوران بازيگري مايکل جردن و اسکاتي پيپن بولز را به مرحله حذفي رساند. همچنين شيکاگو بولز تحت هدايت او در فصل گذشته، در مرحله اول حذفي ميامي هيات، مدافع عنوان قهرماني را از دور رقابت ها حذف کرد و باز هم براي اولين بار پس از دوران مايکل جردن به مرحله دوم حذفي صعود کرد. اما در فصل جاري عملکرد اين تيم به شدت دچار افت شد. اين مربي طي مدت حضور خود در شيکاگو بولز 165 برد و 172 باخت کسب کرد و در حال حاضر جايگزيني براي او تعيين نشده است. او در زمان بازيگري در 30 دسامبر 1990، زماني که در تيم اورلاندو مجيک در کنار شکيل اونيل بازي مي کرد، رکورد بيشترين تعداد پاس منجر به گل در يک مسابقه در تاريخ ان بي اي را به نام خود ثبت کرد.


رمز موفقيت آرسنال نگه داشتن ونگر
ايسنا؛ هري ردنپ سرمربي پورتسموث در آستانه ديدار با آرسنال نگراني خود را از آمادگي فوق تصور آرسنال اعلام کرد. پورتسموثي ها پس از شکست تحقيرآميز چهار بر يک در برابر ليورپول بايد در کرايون کاتج ميزبان آرسنالي که صدرنشين ليگ برتر است، باشند. آنها در بازي رفت در ورزشگاه امارات سه بر يک مغلوب توپچي ها شدند و هم اکنون نيز در مکان هفتم جدول قرار دارند. آرسنال نيز پيش از شروع جام ملت هاي آفريقا براي آخرين بار بازيکنان آفريقايي خود را در ترکيب خواهد داشت و پس از آن به مدت يک ماه بايد بدون آنها به ميدان برود. ردنپ در ستايش از آرسنال گفت؛ « آنها تيم بسيار قدرتمندي هستند. صدرنشين ليگ برتر هستند و رويارويي با آنها بسيار سخت است.» او که با وب سايت پورتسموث صحبت مي کرد، ادامه داد؛ « تمام توفيق باشگاه آرسنال نگه داشتن ونگر به عنوان سرمربي است. او در اين يازده سال توانسته از تيم متوسط آرسنال تيمي بسازد که همه از آن به عنوان مدعي قهرماني ياد کنند.»


بکام؛ دوست دارم باز هم براي«کاپلو» به ميدان بروم
ايسنا؛ «ديويد بکام» اميدوار است بتواند تحت رهبري فابيو کاپلو براي تيم ملي انگليس به ميدان برود. او در رئال مادريد نيز سابقه بازي زير نظر کاپلو را دارد و به همين دليل اميدوار است او را به تيم ملي دعوت کند. بکام 32 ساله که 99 بازي ملي در کارنامه دارد مي خواهد به هر شکلي شده خود را وارد باشگاه 100 تايي ها بکند. به همين دليل قراردادي تمريني با باشگاه آرسنال امضا کرده تا خود را براي حضور احتمالي در ديدار دوستانه انگليس برابر سوئيس در 6 فوريه آماده کند. بکام به راديو بي بي سي گفت؛« فابيو يکي از مربياني است که هميشه دوست دارد زير نظر او بازي کنيد. من هم دوست دارم جزء برنامه هاي او در تيم ملي انگليس باشم.» زماني که بکام در رئال مادريد بازي مي کرد، ارتباط خوبي با کاپلو سرمربي وقت رئال نداشت. کاپلو در بازي هاي زيادي او را روي نيمکت نشاند و به عنوان يار تعويضي او را راهي ميدان مي کرد. بکام هيچ گاه به اين کار کاپلو اعتراض نکرد و منتظر ماند تا نوبت بازي به او برسد. او هر وقت که راهي ميدان مي شد، بهترين هاي خود را انجام مي داد تا کاپلوي مغرور زبان به ستايش از وي بگشايد و به اشتباه خود در کنار گذاشتن او از ترکيب تيم اعتراف کند. کاپلو در کنفرانس خبري خود در 17 دسامبر در مورد بکام گفت؛ « او هر چيزي را که مي خواهد به دست مي آورد. او بازيکن بسيار مهمي براي انگليس است و بدون شک وي را براي بازي هاي مهم به تيم ملي دعوت خواهم کرد.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام