پنج شنبه، 6 دي 1386 - شماره 1576
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اول
مرگ درصبح نمناک

در سوگ اکبر رادي با يادداشت هايي از بهرام بيضايي مسعود کيميايي رضا سيد حسيني محمدمحمدعلي رضا براهني عليرضا نادري نغمه ثميني ايوب آقاخاني


گروه فرهنگي، مهدي ميرمحمدي؛ صحنه سياه مباد. آن چنان که خودش مي خواست آبي بياوريد. چرا براي او اشک بريزيم، او نيازي به اشک آلوده اين روزگار ندارد که پاکيزگي اصل اول درام او بود.اکبر رادي در دهم مهرماه 1318 در شهر رشت به دنيا آمد، ورشکستگي مالي پدر باعث شد که خانواده در سن 11 سالگي به تهران کوچ کند. اما خاطرات شهر باران زده چنان در ذهن او نقش مي بندد و به درامش راه مي يابد که بسياري گمان مي کنند او تا سال هاي جواني در گيلان زيسته است. در تهران در محله نواب ساکن مي شوند، همان جاست که با حسين زنده رودي و محمدرضا زماني در هيئت سه نوجوان گيلاني ساکن تهران گروهي کوچک را تشکيل مي دهند. ادبيات به جانش مي خزد. اولين داستانش را به نام «موش مرده» در سال 1335 در روزنامه کيهان چاپ مي کند. سال 1338 يکي از داستان هايش به نام «باران» در مسابقه داستان نويسي اطلاعات جوان جايزه اول را مي برد. بعدها تعدادي از داستان هاي خود را در قالب مجموعه يي تحت عنوان جاده چاپ مي کند. اما در ادامه، راهش به سوي صحنه مي پيچد، و در سال 1338 نگارش نمايشنامه «روزنه آبي» را آغاز مي کند. در سال 1342 در رشته علوم اجتماعي از دانشگاه تهران مدرک ليسانس خود را مي گيرد اما تحصيلات خود را در مقطع فوق ليسانس نيمه کاره رها مي کند. معلمي را به عنوان شغل خود انتخاب مي کند و سال ها در ته شهر تهران به تدريس ادبيات مي پردازد. اولين نمايشنامه اش، «روزنه آبي» را در سال 1341 با هزينه شخصي به چاپ مي رساند. نمايشنامه دومش «افول» را با خرج گروه طرفه (جماعتي بي نام و نشان در آن زمان از جمله نادر ابراهيمي، احمدر ضا احمدي، بهرام بيضايي، محمدعلي سپانلو و...) به چاپ مي رساند. و اين چنين مي شود که آقاي درام نويس حرکت را آغاز مي کند. در ادامه نمايشنامه «روزنه آبي» به واسطه احمد شاملو به «شاهين سرکيسيان» معرفي مي شود. سرکيسيان کارگرداني را آغاز مي کند اما در ميانه، مرگ امانش نمي دهد. گفته اند روز خاکسپاري او کسي از دوستان سرکيسيان مي خواهد که براي چند لحظه در تابوت را باز کنند و او نسخه يي از نمايشنامه «روزنه آبي» را در تابوت مي گذارد. بعدها رضا براهني اين تصوير را چنين خواند که در آن دنيا زبان قيام خواهد کرد و صحنه مالامال از زبان خواهد شد. رادي تا پايان يک نمايشنامه نويس محض باقي ماند، ديگر هيچ گاه به سراغ داستان نرفت، ميانه يي با تلويزيون نداشت و علاقه يي به سينما نشان نداد و در سال 1385 با نگارش نمايشنامه «آهنگ هاي شکلاتي» پرونده نمايشنامه نويسي او بسته شد. هر چند شنيدم که بعد از «آهنگ هاي شکلاتي» دست به کار نمايشنامه ديگري شد که بيماري امانش نداد و نمي دانم کار در کجا رها شده است و حالا هجوم خاطره ها آغاز مي شود.برخورد اول است؛ سال 1384 براي گپي کوتاه و تهيه عکس براي جشن نامه اکبر رادي که قرار بود به مناسبت تولدش تهيه کنيم به خانه اش رفتيم. در ميان گپ گستاخي کردم و گفتم برخي از منتقدان جوان که قرار است در اين ويژه نامه بنويسند نگرانند که نظرات شان بي احترامي محسوب شود و من گفته ام نگران نباشيد و مثال آوردم از نقد شما براي «حسن کچل» علي حاتمي و داوود رشيدي که جسور است و بي رحم. خنده يي کرد و چيزي گفت بر اين مضمون که مگر قرار است همه از کارهاي من خوش شان بيايد. چنين هم شد، چند عنوان نقد و يادداشت گستاخ هم در آن مجموعه آمد...

در هجوم اين خاطره ها خاطره يي ديگر پررنگ تر مي شود. در همان اتاق کوچک کارش نشسته ام، عکس کوچک چخوف کنار ميز کارش روي ديوار قرار دارد، مشغول ريختن چاي از فلاسک است. مي گويم در نمايشنامه «خانومچه و مهتابي» لحظاتي وجود دارد از آن دست لحظات که آقاي بيضايي خوش به تصوير مي کشند. مي دانستم که دل خوشي از بعضي اجراهاي آثارش ندارد، هر چند حاضر نبود به وضوح و در جايي رسمي به اين نکته اشاره کند و هميشه مي گفت در اين شرايط کار تئاتر به صحنه بردن سخت است. به هنگام انتقاد کردن از گروه اجرايي همراه نمي شد. نام بيضايي را که گفتم گل دلش شکفت. چيزي گفت بر اين مضمون که من هم فکر مي کنم ترکيب بدي نباشد و از زماني مي گفت که قرار بوده بيضايي نمايشنامه «از پشت شيشه ها» را کارگرداني کند. مي رسم به خاطره يي ديگر و دلگير. بعد از آغاز روزگار مريضي و شيمي درماني از هر گونه ملاقات حضوري استقبال نمي کرد و همه تماس ها به گفت وگوهاي تلفني خلاصه شده بود. در يکي از تماس ها اشاره کردم به روز تولد آقاي بيضايي و اينکه آيا تمايلي به يادداشت و پيام تبريک دارند. گفت اگر بتواند چيزي خواهد نوشت. چند هفته بعد جوياي يادداشت شدم. کاغذ را آرش رادي برايم آورد و اينکه شب با پدر تماس بگيرم. در آخرين تماس شبانه خستگي از صدايش مي باريد. تاکيد داشت زمانه را بسنجيد و حالا که قرار است نمايشي از بيضايي روي صحنه برود اين يادداشت حاشيه ساز نشود. گفت اگر ديديد به مشکلي ختم مي شود نگه داريد براي زماني ديگر. معمولاً مفصل گپ مي زديم اما اين بار مي ديدم که به دنبال تمام کردن گفت وگو است که به ناگاه گفت «ديگر حرفي ندارم» و تمام شد. او پله پله

بر مي شد و همه مرگش بر دوش. و عجيب اينکه اين يادداشت تبريک درست در روز پرواز او به چاپ رسيد.آيا اين آخرين درام او نبود؟و حالا عزاداران در راهند. آنان که از رادي بزرگ خواهند گفت بي آنکه حرف هاي او را در گوش داشته باشند که؛ «خرده کاسبان، عفاف صحنه ما را جواز کسب خود کرده با خيال جمع در لابي هاي توليدي و بنگاه هاي سريالي پرسه مي روند و گورزادگان و کوچک پايان پسامانده هاي مکتب پاريس و لندن را در دايره فرم غًرغًره مي کنند...» نه، سياه مزنيد بر صحنه که خودش گفته بود؛ «مهم اين است که در صف بي انتهاي نوبت خود جا نماني و در همه حال گيوه را بر کشيده آماده باشي. چه در اين فضاي نجومي و اين کهکشان هاي بي پايان فاصله شش ماه و 10 سال و يک هزار شمسي آهي است به وسعت يک دم که چشم بگذاري سپري شده است.» بيهوده بر سر نزنيد که هوشي کامل لازم است براي دوباره خواندن رادي و از آن مهم تر زندگي او که شرف قلم را به هيچ چيز نفروخت آن هم در اين روزگار بد سود و منفعت و مبادله. نه، مرد بزرگ نخواب، به خواب مان بيا و باز از صحنه آبي، عدالت، شرافت قلم و زندگي پردرد کبله آقا بگو... نه، آسوده نخواب که ما در خوابيم.

اين از روزگار است
بهرام بيضايي

نامîردي است که در جواب تبريکً رادي تسليت بگويم؛ اين نه از من که از روزگار است - آري - آن هم آنجايي که تبريک فرقً چنداني با تسليت ندارد، رفت آن بزرگواري که رادي بود؛ سوار بر واژه هاي خويش؛ اما چشمه يي را که از قلمً وًي جوشيد، جا گذاشت، تا کاسه ي دست هايمان را از آبً زندگي بخش آن پïر کنيم،خدايا چرا نمايش را دوست نداري؟ چرا در سرزمين هاي ديگر دوست داري؟ روز تولدم را به نمايشً ايران تسليت مي گويم؛ و به هر که از رادي ماند؛ به بستگان و وابستگانً وًي. و پيش از همه به زني - حميده - که بيش از چهار دهه با وًي زيست - کنار سرچشمه يي - و غرشً رودي را که از زيرً انگشتانً وًي جاري بود، خاموش مي ستود،
موضع دولت در مورد اظهارات طالباني به زودي اعلام خواهد شد
احمدي نژاد؛ منتقدان بودجه کم اطلاعند

گروه سياسي، فرناز حسنعلي زاده؛ مصاحبه روز گذشته محمود احمدي نژاد و اعضاي هيات دولتش با خبرنگاران با واکنش به سه حادثه مهم متفاوت از جلسات پيشين برگزار شد. از يک سو احمدي نژاد در قامت رئيس دولت بار ديگر منتقدان اقتصادي اش را به کم اطلاعي متهم کرد و در عين حال نسبت به اظهارات جلال طالباني رئيس جمهور عراق سکوت کرد، از سوي ديگر محسني اژه يي وزير اطلاعات در اظهار نظري اطلاعاتي شنود مکالمات مقامات ايراني توسط سازمان هاي اطلاعاتي امريکا را «بلوف» خواند و در سومين اتفاق هم مصطفي پورمحمدي وزير کشور طرح استيضاح خود در مجلس را جدي ندانست و علت آن را هم بيشتر به خاطر مسائلي از قبيل عدم پاسخ به درخواست نمايندگان براي دادن امکانات يا تعويض فرمانداران دانست. البته اين تمام وقايع روز گذشته نبود چرا که ساير پاستورنشينان هم به فراخور وضعيتي که در حيطه کاري شان قرار داشت به سوالات خبرنگاران پاسخ دادند از جمله علي احمدي سرپرست وزير آموزش و پرورش که يک بار در گرفتن راي اعتماد از مجلس براي پست وزارت تعاون ناکام مانده است به صورت سربسته از احتمال معرفي خود به مجلس اين بار براي پست آموزش و پرورش خبر داد.لنکراني وزير بهداشت هم درباره آنفلوآنزا اظهارنظر کرد و نهايتاً يک اتفاق پايان بخش مصاحبه هاي خبرنگاران با هيات دولت شد چرا که فردي که خود را دانشجو معرفي مي کرد و معلوم نبود چطور به ميان خبرنگاران آمده بود، ناگهان مقابل دوربين هاي صدا و سيما خود را به احمدي نژاد رساند و درخواست اخذ وام را با صداي بلند از احمدي نژاد مطرح کرد و دوربين هاي صدا و سيما هم تماماً برنامه را ضبط کردند و بلافاصله اين سوال به ذهن خبرنگاران رسيد که چگونه اين فرد ميان خبرنگاران حضور پيدا کرده است زيرا مرسوم نيست در جلسات مطبوعاتي افراد غيرخبرنگار آن هم براي دريافت وام حضور پيدا کنند.اما مهم ترين حادثه زماني رخ داد که محمود احمدي نژاد روي پله هاي کاخ رياست جمهوري در حلقه خبرنگاران قرار گرفت و درخصوص انتقادات وارده به نحوه بودجه نويسي و حذف تبصره ها، اين انتقادات را ناشي از کم اطلاعي منتقدان توصيف کرد. وي در اين باره گفت؛ تبصره ها يکسري زنگوله است که به اصل بودجه اضافه شده است و برخي به دليل کم اطلاعي اظهارنظرهايي درخصوص بودجه کرده اند.رئيس جمهور تصريح کرد؛ مي خواهيم بودجه به گونه يي باشد تا هم نمايندگان مجلس و هم مردم متوجه شوند که بودجه يعني چه. به اعتقاد احمدي نژاد «حجم عظيم تبصره هاي تودرتويي که حتي وزرا و نمايندگان به آن اشراف پيدا نمي کنند، اضافه است.»وي افزود؛ وقتي آنها به اين تبصره ها اشراف پيدا نمي کنند به چه دردي مي خورند، تنها يک سري گره در کار به وجود مي آورند. احمدي نژاد با بيان اينکه «حجم عظيم تبصره ها يک ميدان انحرافي است که وقت دولت و مجلس را مي گيرد»، گفت؛ اصل بودجه رديف هاست که نشان مي دهد پول از کجا مي آيد و در کجا خرج مي شود و چه کسي بايد آنها را خرج کند و پاسخگو باشد. ما مي خواهيم اين بخش اصلي بودجه برجسته شود تا وقت مجلس و دولت به آن صرف شود.

وي با بيان اينکه در مورد ساختار بودجه با مجلس تفاهم کرده اند ابراز اميدواري کرد در نيمه اول دي ماه بودجه به مجلس ارائه شود. محمود احمدي نژاد در ادامه از اعلام نظر پيرامون موضع طالباني مبني بر لغو قرارداد الجزاير خودداري کرد و گفت؛ اجازه دهيد به زودي موضع رسمي دولت اعلام خواهد شد.اگرچه سوال درباره لغو يکسويه قرارداد الجزاير از سوي احمدي نژاد به سکوت گذشت اما رئيس جمهور دقايقي را به تبيين و توضيح دستاوردهاي سفرش به حج اختصاص داد.احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه «حضور هيات ايراني، اين حج را به لحاظ آثار فرهنگي و اجتماعي ممتاز کرد»، گفت؛ وقتي ملت هاي گوناگون مي ديدند نماينده يي از ملت ايران حضور دارد بي اختيار فرياد آنها بلند مي شد و بي اختيار شعارهاي ملت ايران را سر مي دادند و مشاهده مي کرديم يک موج انساني گسترده شکل مي گرفت. رئيس جمهور حج امسال را «تجلي عزت ملت ايران در دنيا» توصيف کرد.

استيضاح نه به بار است نه به دار

اما طرح استيضاح مصطفي پورمحمدي واکنش جالبي از سوي وي به دنبال داشت. روز گذشته وزير کشور در حالي از پله هاي هيات دولت پايين آمد و در حلقه اهالي رسانه ها قرار گرفت که هر خبرنگار از سويي او را مورد سوال در اين باره قرار داد. پورمحمدي نيز در همان ابتدا با تاکيد بر اينکه «طرح استيضاح هنوز از سوي هيات رئيسه اعلام وصول نشده است» خطاب به خبرنگاران گفت؛ اجازه دهيد، هنوز نه به دار است نه به بار، چرا اينقدر هول شده ايد؟ وي افزود؛ آن طور که ما شنيده ايم بحث استيضاح تنها از سوي 13-12 نماينده مطرح شده که نيمي از آنها هم ظاهراً به آن اعتقاد نداشته اند. پورمحمدي با بيان اينکه از طريق سايت ها از استيضاح خود باخبر شد، به شوخي گفت؛ هر چه باشد خير و مبارک است. وزير کشور در پاسخ به اينکه آيا با نمايندگان در اين باره مذاکره کرده يا نه، گفت؛ بحث که زياد است؛ يکي شهردار، يکي بودجه و يکي فرماندار مي خواهد. بنده از ابتداي وزارت از سوي نمايندگان 5 تا 6 هزار نامه، 800 تذکر و 50- 40 سوال دريافت کردم.

شنود مکالمات مقامات ايراني بلوف است

اما حاشيه جلسه هيات دولت در ادامه تحت تاثير سخنان کوتاه وزير اطلاعات قرار گرفت. غلامحسين محسني اژه يي مطالب مطرح شده مبني بر اينکه گزارش 16 نهاد اطلاعاتي امريکا با جاسوسي و شنود مکالمات برخي مقامات ايراني تهيه شده را تکذيب کرد و گفت؛ کلاً اين کار خلاف است و ادعاي آنها نيز يک بلوف بيشتر نيست. او از خبرنگاران خواست اين مساله را جدي نگيرند و روي آن حساب نکنند.محسني اژه يي درباره آخرين وضعيت پرونده موسويان ابراز بي اطلاعي کرد و گفت؛ اين پرونده در حال طي مراحل قضايي است که دادستان نيز اعتراض خود را به راي اوليه صادر کرده است. وي با بيان اينکه «ديگر اين قضيه را دنبال نکرده ام»، گفت؛ ما به قضيه موسويان اعتراض داريم و اعتراض خود را هم اعلام کرده ايم، منتها چون دادستان خودشان اعتراض و بخشي از مسائل مدنظر ما را هم دنبال کردند، ما ديگر اعتراض کتبي ارسال نکرديم، چرا که همان مسائل ما از سوي دادستاني پيگيري شد.

آرمين و نادران در حضور خبرنگاران مناظره کردند
مقايسه کارنامه مجلس ششم و هفتم

گروه سياسي، معصومه ستوده؛ انجمن روزنامه نگاران مسلمان ديروز شاهد برگزاري جلسه مناظره بين الياس نادران و محسن آرمين در مورد عملکرد مجالس ششم و هفتم بود تا اقدامات مجالس اصلاح طلب و اصولگرا در بوته نقد گذاشته شود چرا که اين روزها مدافعان دو مجلس اصلاح طلب و اصولگرا به شدت از يکديگر انتقاد مي کنند و همين انتقادات هم بازار مناظرات را داغ کرده است. محسن آرمين عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب با اشاره به اينکه در قانون اساسي جايگاه خاصي براي مجلس در نظر گرفته شده است، گفت؛ نظام سياسي ايران نظامي پارلمان محور است و براساس نظرات امام خميني و قانون اساسي مجلس تنها مرجع تصويب قوانين و نظارت بر امور کشور است، بنابراين انتخابات مجلس از اهميت خاصي برخوردار است و بايد جامعه رسميت بيشتري به اين مساله بدهد چرا که براي 4 سال سرنوشت جامعه به مجلس داده مي شود هرچند مقايسه عملکرد دو مجلس ششم و هفتم مي تواند راهگشاي تشکيل مجلسي قدرتمند شود. هر چند اميد است که در حوزه اجراي انتخابات و معرفي نقش و اهميت مجلس بتوانيم درست عمل کنيم تا مجلس کارآمد تشکيل شود. اما الياس نادران ضمن اينکه بر نقش مجلس تاکيد مي کرد تصريح کرد که مجلس مي تواند در راستاي تقويت نظام گام بردارد يا اينکه به عنوان ترمز مقابل نظام عمل کند. از ديد نادران در مجلس هفتم اقداماتي در جهت دفاع از حقوق مردم در بحث هسته يي و تصويب لوايحي در مورد طرح مبارزه با فساد اقتصادي و مراقبت از رفتارهاي مسوولان اجرايي صورت گرفت و تمام اين مسائل موجب مي شود که من با تمام توان از مجموع رويکردهاي مجلس هفتم دفاع کنم. الياس نادران عضو کميسيون اقتصادي در پاسخ به اين سوال خبرنگاران که شما در اجراي اصل 44 چگونه مي خواهيد مديريت خود را اعمال کنيد که مشکلات اقتصادي و بيکاري به وجود نيايد، اظهار داشت؛ تمام کوشش ما در مجلس هفتم اين بود که از يک اقتصاد رانتي و نفتي به سمت يک اقتصاد مردمي و روشن حرکت کنيم و اين تلاش تا آنجا بود که مي خواستيم اتکاي بودجه به نفت را به حداقل برسانيم اما اقدامات اساسي بايد همراه با تصحيح قانون کار و قانون بانکداري ها همراه شود و نتيجه اين اقدامات نظارتي مجلس آن بود که ما تلاش کرديم مديريت دولت را در سهام عدالت از بين ببريم هر چند منظور من از عدالت با تعريف دولت از عدالت متفاوت است. به دنبال اين سخنان نوبت به آرمين رسيد تا به اين سوال پاسخ دهد که اگر شما به مجلس هشتم راه پيدا کنيد باز هم از راهکار تحصن بهره مي گيريد، گفت؛ تحصن نمايندگان مجلس ششم زماني صورت گرفت که بيشتر نمايندگان مجلس ششم که براي مجلس هفتم کانديدا شده بودند رد صلاحيت شدند و اين ردصلاحيت شدگان منحصر به احزاب دوم خردادي نبود بلکه طرح و برنامه يي در آستانه مجلس هفتم کليد خورد که مي خواستند ترکيب خاصي را براي مجلس هفتم ايجاد کنند. به طوري که آقاي خاتمي و کروبي اعلام کردند که تکليف 190 کرسي از قبل تعيين شده بود و نمايندگان براساس همان قسمي که در دفاع از قانون اساسي و حقوق مردم در صحن پارلمان خورده بودند با تحصن سعي کردند از حقوق مردم دفاع کنند بنابراين تحصن اقدامي قابل دفاع توسط نمايندگان مجلس ششم بود. وي در تبيين اين سوال که آيا افراطي گرايي را باز هم در مجلس هشتم ادامه مي دهيد، گفت؛ در حال حاضر اتهامات زيادي به مجلس ششم وارد است اما من ضروري مي بينم که آماري ارائه کنم و بررسي اين آمار مبناي خوبي است زيرا در مجلس ششم 229 موافقتنامه بين المللي، 179 مصوبه اقتصادي، 157 طرح و لايحه اجتماعي و 52 لايحه قضايي و 25 لايحه فرهنگي و 20 طرح و لايحه سياسي مورد بررسي قرار گرفت، اما مصوباتي مانند قانون مطبوعات، اصلاح گزينش معلمان، قانون جرايم سياسي، الحاق ايران به کنوانسيون بين المللي منع تبعيض از زنان، اصلاح نظام وظيفه، منع ورود نظاميان به دانشگاه و افزايش اختيارات رياست جمهوري از سوي شوراي نگهبان رد شد.

گرچه از اين طرح ها و لوايحي که ارائه شد قانون نحوه تشکيل هيات منصفه و قانون حقوق شهروندي توانست از صافي شوراي نگهبان بگذرد و قانون هيات منصفه از آن جهت اهميت داشت که مراجع دولتي و دادستان نتوانند در ترکيب هيات منصفه اعمال نظر کنند و بالاخره اين طرح نيز توانست از تصويب مجلس و صافي شوراي نگهبان بگذرد گرچه مجلس هفتم در اولين اقدام قانون هيات منصفه را به بهانه اينکه بار مالي آن مشخص نيست لغو کرد، حال بايد آقاي نادران توضيح بدهند که مجلس هفتم چرا اين قانون را به اين بهانه لغو و مطبوعات را از نحوه رسيدگي عادلانه محاکمات محروم کردند. آرمين در ادامه افزود؛ از 168 نامه يي که در مجلس ششم نوشته شد 31 نامه در حوزه آزادي بيان و حقوق شهروندي، 82 نامه ناظر به حوزه اقتصادي، توليدي و عمراني و 12 نامه مربوط به مردم فلسطين و محکوميت اسرائيل بود. حال مي توان پرسيد که تاکنون چند نامه در مجلس هفتم در دفاع از حقوق مردم فلسطين نوشته شده است و آيا مي تواند از اين نظر با مجلس ششم برابري کند يا خير؟ حتي در اين مقطع زماني مشخص شده است که رويکرد کدام مجلس نسبت به مبحث هسته يي در جهت رعايت منافع عاليه مردم بوده است و اين مساله با بررسي نتايج مشخص مي شود، گرچه دولت کوشيده است با ارائه تصويري خاص از دستاورد هسته يي فضاي جامعه را به نفع خود تغيير دهد اما دستاوردهاي دولت اصلاحات زماني به دست آمد که عليه ايران قطعنامه يي صادر نشده بود و جامعه به گونه يي مديريت شد که حقوق ملت تضمين شود و ايران تحريم نشود، اما نادران توضيح آرمين در مورد تحصن را برنتافت و گفت؛ اينکه آقاي آرمين مي گويند 190 نماينده از قبل مشخص بودند اين مساله توهين به شعور ملت است اما بايد نمايندگان مجلس ششم بپذيرند که مردم نسبت به افراطي گري هاي دوم خرداد تغيير رويکرد داده اند و بايد اين افراد اين مساله را با شجاعت بپذيرند و هنگامي که 135 نماينده نامه يي به رهبري بنويسند و به رهبري توهين کنند با اين رويکرد نمي توان انتظار تاييد صلاحيت داشت. اما سخنان نادران اينگونه ادامه يافت که شما اصلاح طلبان که مجري و ناظر انتخابات شوراي دوم شهر بوديد چه دستاوردي داشتيد، که آرمين تصريح کرد؛ انتخابات شوراها از نظر ما قابل قبول است و اگر چنين روندي در مورد مجلس هفتم نيز اجرا مي شد و نمايندگان ردصلاحيت نمي شدند حتي اگر اصلاح طلبان در انتخابات برنده نمي شدند باز هم انتخابات مجلس هفتم و نمايندگان مجلس مورد قبول همه اصلاح طلبان بود. هرچند پس از ارائه بحث هاي آماري در مورد عملکرد مجلس ششم توسط آرمين، نادران تصريح کرد که بحث کمي و تعدادي مدنظر ما نيست بلکه بحث مورد نظر بحث رويکردي است و اينکه مصوبات مجلس چقدر در حل مشکلات اساسي مردم موثر بوده است. اما محسن آرمين که قبل از ارائه اين بحث ها نسبت به لغو قانون هيات منصفه توسط مجلس هفتم اعتراض کرده بود با اين اعتراض نادران مواجه شد که شما که آن قانون را تصويب کرده بوديد لااقل بار مالي آن را نيز تعيين مي کرديد که در بين اين اعتراض هاي در گرفته در نهايت نادران اعلام کرد که قانون هيات منصفه مساله اساسي کشور از نظر ما نبود که پس از اين بيانات، محسن آرمين خطاب به روزنامه نگاران گفت؛ روزنامه نگاران بدانيد که دفاع از حقوق روزنامه نگاران در اولويت مجلس هفتم نبوده است.

بحث بعدي اقتصادي بود اما نادران در پاسخ به اين سوال که شما چه اقدامات اقتصادي در مجلس هفتم انجام داديد، گفت؛ ما در اولين اقدام بودجه کميته امداد را افزايش داده و نظام توزيع بودجه را اصلاح کرديم و سعي کرديم که سود بانک ها را به روال منطقي برگردانيم. اما هنگامي که خبرنگاري از نادران در مورد دفاع از حقوق دانشجويان، مردم و افراد زنداني پرسيد، نادران تصريح کرد؛ تحقيق و تفحصي در مورد اقدامات قوه قضائيه، آموزش عالي و زندان ها و حقوق قضايي صورت گرفت و تمامي اين گزارش ها توسط کميسيون اصل نود منتشر شد اما من در مورد مرگ يک دانشجوي پزشکي در زندان همدان چيزي نمي دانم. زيرا من عضو کميسيون اقتصادي هستم و از من سوالات اقتصادي بپرسيد.

البته نادران بار ديگر ضمن دفاع از مجلس هفتم عملکرد سياست خارجي دولت و مجلس اصولگرا را افتخارآميز خواند که آرمين سخنان وي را قطع کرد و گفت؛ معلوم است که وضعيت بين المللي چگونه است زيرا رئيس جمهوري براي حضور در اجلاس دوحه بدون دعوت حضور مي يابد و حتي قطعنامه يي عليه ايران صادر مي شود و در آن قطعنامه تصريح مي شود تا زماني که وضعيت جزاير سه گانه مشخص نشود نمي توان پيشنهاد ايران را بررسي کرد. آرمين با اعتراض گفت؛ لازم است من ابعاد اين حضور افتخارآميز را روشن کنم زيرا به نظر مي رسد که معناي افتخار و پيروزي عوض شده است، هر چند براي همه مشخص است که چه کسي بيشتر به دنبال سفر رفتن و دعوت شدن است حتي در شرايطي که دو قطعنامه عليه ايران صادر شده است آقاي نادران مي پرسد مگر کشور در چه شرايطي قراردارد در حالي که عملکرد مجلس هفتم به گونه يي است که مي توان آن را ضعيف ترين مجلس خواند. که الياس نادران نسبت به سخنان آرمين بار ديگر برآشفت و با اعتراض گفت؛ بسياري از مسائل از جمله هيات منصفه مساله اول کشور نيست که با بيان اين مساله آرمين با ابراز نگراني خطاب به نادران گفت؛ اينقدر مباحث را تخفيف ندهيد.اين برخورد شما نشانه بي اعتنايي به حقوق شهروندي است. در حالي که شما نماينده ملت هستيد و با ابزار نطق پيش از دستور مي توانيد نسبت به مسائل اعتراض کنيد. در بخش بعدي مناظره نادران در پاسخ به اين سوال آرمين که معلوم نيست حداقل 20 ميليارد دلاردرآمد نفتي چگونه هزينه شده است، گفت؛ اين 20 ميليارد دلار را صندوق ذخيره ارزي وام داده است و زماني که آرمين پرسيد چرا شما (آقاي نادران) استادان برجسته اقتصاد که نامه يي به احمدي نژاد نوشتند را وابسته به رژيم سابق خوانديد، گفت؛ من به نوع رويکرد امضاکنندگان نامه معترض بودم زيرا آنان با اين نامه آب به آسياب دشمن ريختند گرچه مجلس هفتم محيط سياسي کشور را آرامش بخشيد و تمام ظرفيت خود را به کار گرفت.

انتقاد نمايندگان انتخاباتي نيست
حدادعادل در کنفرانس مطبوعاتي روز گذشته خود به انتقادات نمايندگان اصولگراي مجلس در يک هفته گذشته واکنش نشان داد که «اين انتقادات از نوع تبليغاتي و انتخاباتي نيست».رئيس مجلس گفت؛ «اين طور نيست که نمايندگان به يکباره تصميم گرفته باشند به مناسبت نزديکي به انتخابات با دولت مخالفت کنند چون مجلس هفتم به هر حال پشتيبان دولت احمدي نژاد است.»
آرتور جورج سرمربي تيم ملي ايران شد
گزارش هاي تکميلي اين خبر در شماره آينده خواهد آمد
عناوين اين صفحه
مرگ درصبح نمناک
اين از روزگار است
احمدي نژاد؛ منتقدان بودجه کم اطلاعند
مقايسه کارنامه مجلس ششم و هفتم
انتقاد نمايندگان انتخاباتي نيست
آرتور جورج سرمربي تيم ملي ايران شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام