پنج شنبه، 6 دي 1386 - شماره 1576
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
حکم قصاص قاتل اينترنتي در ديوان عالي کشور تاييد شد
از چت روم تا سلول مرگ
گروه حوادث؛ جواني که در پي رابطه اينترنتي با يک دختر، وي را به قتل رسانده بود با تاييد حکم قصاص از سوي ديوان عالي کشور در چند قدمي چوبه دار قرار گرفت. اين جوان 24 ساله که مهدي نام دارد مردادماه سال گذشته دختري 19 ساله به نام الهام را به قتل رساند و پس از محاکمه در شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان به قصاص محکوم شد و هم اکنون اين حکم به تاييد قضات شعبه 27 ديوان عالي کشور رسيده است.

روز 25 مردادماه سال گذشته ماموران پليس اصفهان جسد دختري جوان را در پارک ناژوان در حاشيه زاينده رود کشف کردند. اين دختر که حدوداً 20 ساله به نظر مي رسيد هيچ کارت شناسايي همراه نداشت و به همين خاطر بررسي هاي اوليه روي هويت مقتول متمرکز شد و کارآگاهان با بررسي پرونده هاي مربوط به ناپديد شدن دختران جوان طي چند روز گذشته متوجه شدند مشخصات يکي از دختران به نام الهام با جسد مطابقت دارد. الهام دختري 19 ساله بود که به گفته والدينش روز 20 مردادماه خانه خود را ترک کرده و پس از آن ناپديد شده بود. پس از آنکه خانواده الهام به پزشکي قانوني دعوت شدند با رويت جنازه مجهول الهويه اعلام کردند هيچ ترديدي ندارند که مقتول فرزند آنها است. پس از شناسايي جسد کارشناسان پزشکي قانوني نظريه خود را در رابطه با مرگ الهام اعلام و تاکيد کردند دختر 19 ساله بر اثر فشار خارجي بر عناصر حياتي گردن جان باخته است. طبق گواهي پزشکي قانوني الهام جنيني 7 ماهه داشته که در زمان کشف جسد جنين نيز از بين رفته بود. باردار بودن مقتول به سرنخي براي کارآگاهان تبديل شد و آنان ابتدا پزشکي که الهام را تحت مراقبت داشت شناسايي کردند. اين پزشک گفت؛ طبق آنچه من از زندگي اين دختر مي دانم او از مدت ها قبل با پسري جوان ارتباط دوستانه داشت و قرار بود آن دو با يکديگر ازدواج کنند. پليس جنايي در ادامه تحقيقات با بررسي فهرست مکالمات تلفني الهام توانست پسري را که با وي رابطه داشت شناسايي کند. اين جوان 24 ساله پس از بازداشت و انتقال به پليس آگاهي نه تنها ارتکاب قتل را منکر شد بلکه ادعا کرد اصلاً الهام را نمي شناسد.

انکارهاي مهدي براي وي حاصلي در پي نداشت و با ادامه يافتن بازجويي ها از اين جوان او بالاخره در روز 23 شهريورماه سال گذشته به کشتن دختر مورد علاقه اش اعتراف کرد. او گفت؛ من و الهام از طريق اينترنت و در جريان چت کردن با يکديگر آشنا شديم و پس از مدتي با هم قرار گذاشتيم در مقابل دانشگاه نجف آباد يکديگر را ملاقات کنيم. از همان نخستين ديدار ارتباط ما شکل جدي تري به خود گرفت و روابط مان گسترده تر شد. مهدي افزود؛ از آنجا که من و الهام به يکديگر علاقه مند شده بوديم، تصميم داشتيم ازدواج کنيم اما پس از گذشت مدتي از آغاز دوستي مان يک اتفاق همه چيز را دگرگون کرد. خرداد ماه بود که الهام به من گفت باردار است و چند ماهي از اين موضوع مي گذرد. ما هر دو نمي دانستيم بايد چه راه چاره يي را انتخاب کنيم و در نهايت براي سقط نزد چند پزشک رفتيم اما هيچ کس حاضر به انجام اين کار نشد. من آبرويم را در خطر مي ديدم و ترس و اضطراب وجودم را فرا گرفته بود تا اينکه بالاخره تصميم گرفتم الهام را بکشم. پس از اعترافات اين جوان بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي اصفهان براي وي قرار مجرميت صادر کرد و با تنظيم کيفرخواست از سوي قاضي شعرباف زاده - نماينده دادستان اصفهان - مهدي در شعبه 17 دادگاه کيفري استان پاي ميز محاکمه رفت. متهم که با درخواست قصاص از سوي اولياي دم خود را پاي چوبه دار مي ديد، در جلسه محاکمه گفت؛ شب قبل از قتل من تلفني با الهام صحبت کردم و براي روز بعد با او قرار گذاشتم. هرچند تصميم گرفته بودم الهام را بکشم اما هنوز مردد بودم. بالاخره روز جمعه 20 مردادماه الهام را به محل قرار در چهارراه تختي کشاندم و در آنجا غذا خريديم و به سمت زاينده رود و پارک ناژوان رفتيم و در يکي از باغ هاي اطراف شروع به خوردن غذا کرديم. من منتظر فرصتي مناسب براي اجراي نقشه ام بودم و سعي مي کردم کاملاً عادي رفتار و ظاهرم را حفظ کنم به همين خاطر حتي خودم براي الهام لقمه مي گرفتم تا اينکه بالاخره حين شوخي کردن ناگهان گلويش را با دستانم فشار دادم. پس از آنکه الهام از حال رفت روي صورتش آب پاشيدم ولي او عکس العملي نشان نداد. سپس براي اينکه از مرگ اين دختر مطمئن شوم با شيشه نوشابه ضربه محکمي به سرش زدم و جسد را رها کردم. به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت پس از محاکمه مهدي، هيات قضات شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان به رياست قاضي هاشم رضايي وي را به قصاص محکوم کردند و با تاييد اين حکم از سوي ديوان عالي کشور وي به زودي براي رفتن پاي چوبه دار به سلول انفرادي منتقل خواهد شد.
شکست عشقي، دختر جوان را به سوي مرگ کشاند
گروه حوادث؛ تحقيقات در پرونده دختر جواني که در پي شکست عشقي با خوردن قرص برنج خودکشي کرده است در دادسراي جنايي تهران آغاز شد. به گزارش خبرنگار ما، بعدازظهر روز سه شنبه هفته جاري به بازپرس ويژه قتل تهران خبر دادند، دختر جواني بر اثر مصرف قرص برنج دچار مسموميت شده و جان باخته است. پس از اعلام اين گزارش به دستور بازپرس روشن، تحقيقات کارآگاهان براي مشخص شدن انگيزه اين دختر 26 ساله به نام ساناز براي پايان دادن به زندگي اش آغاز شد. بنابراين ماموران دريافتند ساناز همراه مادرش زندگي مي کرده است. مادر ساناز به پليس گفت؛ من از شوهرم جدا شده بودم و سال ها بود که با ساناز زندگي مي کردم. او در مورد دوستانش يا رفت و آمدهايي که داشت زياد با من صحبت نمي کرد. ساناز دختر کم حرفي بود، حتي وقتي به شدت ناراحت بود من نمي توانستم بفهمم چرا ناراحت است. او هميشه مرا مقصر زندگي آشفته اش مي دانست. اين زن ادامه داد؛ روز حادثه هم وقتي به خانه آمدم وسايل ساناز در خانه بود اما هرچه صدايش کردم جواب نداد. وارد اتاقش که شدم ديدم بيهوش روي زمين افتاده و يک قوطي در کنارش است، بلافاصله او را به بيمارستان رساندم اما کار از کار گذشته بود و پزشکان گفتند او قرص برنج مصرف کرده است. ساناز اين اواخر بسيار ناراحت بود و فکر مي کنم با پسري که از مدتي قبل با وي دوست بود دچار مشکل شده بود. پس از اظهارات مادر ساناز اولين فرضيه يي که در ذهن کارآگاهان نقش بست، خودکشي دختر 26 ساله به خاطر يک شکست عشقي بود، اما آنان براي اثبات اين فرضيه بايد پسر مورد علاقه ساناز را که سينا نام دارد تحت بازجويي قرار مي دادند. سينا در جريان تحقيقات گفت؛ من و ساناز همديگر را دوست داشتيم و چند سال بود که با هم در ارتباط بوديم، اما من شرايط ازدواج نداشتم، ساناز هم خيلي اصرار داشت که با هم ازدواج کنيم، وقتي به او گفتم نمي توانم اين کار را بکنم، خيلي ناراحت شد و بدون اينکه با من حرفي بزند رفت. چندين بار تلفن کردم تا شايد بتوانم ناراحتي را از دلش بيرون کنم اما جوابم را نداد. من نمي خواستم صدمه يي به ساناز وارد شود. اين پسر جوان افزود؛ در آغاز دوستي من و ساناز، من او را با خانواده ام آشنا کردم، سپس ساناز به خانه ما مي آمد و به خواهرم درس مي داد و با مادرم هم رابطه خوبي داشت. من و ساناز در کنار هم احساس خوبي داشتيم. حتي زماني که من براي اولين بار ساناز را به پدر و مادرم معرفي کردم، آنها گفتند که ما نمي توانيم با هم ازدواج کنيم و ساناز هم پذيرفت، اما چون من در آن زمان گفته بودم که به رغم گفته پدرم با او ازدواج مي کنم، انتظار داشت شرايط را فراهم کنم، اما نتوانستم. مادر سينا نيز در بازجويي ها به پليس گفت؛ ساناز خانواده آشفته يي داشت و از اين بابت رنج مي برد. از سويي ما دوست نداشتيم پسرمان با دختري ازدواج کند که قبلاً با او رابطه داشته است، ضمن اينکه ازدواج شرايطي مي خواست که پسر من نداشت. روزي که پسرم ساناز را به من معرفي کرد به او همه چيز را گفتم. دلم نمي خواست اين احساس در ساناز وجود داشته باشد که سينا از او سوء استفاده مي کند. وقتي پسرم گفت که هر چند وقت يک بار مي خواهد ساناز را به خانه بياورد و ديدارهايشان در منزل باشد، من پذيرفتم، چون در اين صورت هم تحت کنترل خودم بودند و هم اينکه توسط پليس دستگير نمي شدند. ساناز با همه اعضاي خانواده دوست شده بود و با هيچ کس مشکل نداشت. اواخر به خاطر اينکه سينا به او گفته بود آنها نمي توانند با هم ازدواج کنند با هم دعوا کردند و بعد ديگر من ساناز را نديدم. با توجه به اظهارات سينا، بازپرس روشن اين جوان را به اتهام رابطه نامشروع بازداشت کرد و هم اکنون تحقيقات از وي ادامه دارد.
سارقان عجول دو بار خودروهايشان را جا گذاشتند
گروه حوادث؛ سارقان عجول لاستيک که تاکنون دو بار ماشين هاي خود را در صحنه جرم جا گذاشته اند پس از دستگيري به سرقت بيش از 300 حلقه لاستيک زاپاس طي سال جاري اعتراف کردند.

به گزارش خبرنگار ما 23 ارديبهشت ماه امسال مردي پس از خروج از محل کار خود در جاده قديم کرج مرداني را مشاهده کرد که قصد داشتند لاستيک زاپاس خودرو سمند وي را بربايند. با دخالت اين مرد و چند نفر از عابراني که شاهد درگيري وي با سارقان بودند، سه مرد لاستيک دزد پا به فرار گذاشتند و در حالي که مي خواستند سوار بر ماشين پيکان خود شوند تا به سرعت صحنه را ترک کنند با مقاومت مالک سمند و عابران مواجه شدند و ناچار پاي پياده از محل گريختند. با ثبت شکايت مالک سمند در کلانتري 145 چيتگر، پرونده براي رسيدگي جدي تر به کارآگاهان اداره بيستم پليس آگاهي تهران سپرده شد و با بررسي مدارک موجود در خودروي به جا مانده مشخص شد که اين سارقان از افراد سابقه داري هستند که بارها به اتهام سرقت بازداشت و محاکمه شده اند. از سوي ديگر مشخص شد که يکي از اعضاي اين باند سرقت از خودرو به نام علي پرونده ديگري در شعبه 6 بازپرسي دادسراي شهيد محلاتي تهران دارد و دستور جلب وي مدتي است از سوي بازپرس پرونده صادر شده اما تلاش براي دستگيري اين متهم سابقه دار بي نتيجه مانده است. لذا با استفاده از مدارک به دست آمده مخفيگاه اين مرد 40 ساله در شهرقدس شناسايي و سرانجام وي در تاريخ 7 آبان ماه دستگير شد. با دستگيري علي و انتقال وي به پليس آگاهي تهران، اين سارق حرفه يي تحت بازجويي ماموران قرار گرفت و اعتراف کرد که طي 7 ماه اول امسال همراه دو همدست ديگرش به نام هاي جعفر 42 ساله و هادي 26 ساله 300 حلقه لاستيک زاپاس به سرقت برده است. با يافتن نشاني مخفيگاه دو متهم ديگر پرونده، ماموران در قالب دو تيم خانه هاي آنها را به محاصره خود درآوردند اما زماني که در عملياتي هماهنگ براي دستگيري اين دو مرد وارد منازل آنان شدند دريافتند که آنها بلافاصله پس از شنيدن خبر دستگيري همدست شان به زادگاه خود در يکي از شهرهاي شمالي کشور گريخته اند. از اين رو در ادامه تلاش براي دستگيري هادي و جعفر ماموران با اخذ نيابت قضايي راهي اين شهر شدند تا با يافتن خانه هايي که احتمال دارد اين دو نفر در آنها مقيم شده باشند، متهمان را دستگير کنند و به تهران بازگردانند. اما پس از يک هفته جست وجو در ميان آدرس هاي متعددي که پيش روي ماموران قرار داشت سرانجام مشخص شد که اين دو نفر از هراس به دام افتادن بارها محل سکونت خود را تغيير داده و در نهايت به تهران بازگشته اند. با ادامه يافتن تلاش کارآگاهان براي دستگيري متهمان گريزپا معلوم شد که آنها به خانه يکي از همشهريان خود در منطقه يافت آباد رفته اند. با يافتن نشاني مخفيگاه جديد سارقان خانه مورد نظر توسط تيمي از ماموران تحت نظر قرار گرفت و زماني که حضور آنها در اين خانه محرز شد ماموران شامگاه 15 آبان ماه با اخذ دستور قضايي در زمان مناسب به اين خانه وارد و موفق شدند جعفر سردسته اين باند سرقت و ديگر همدستش هادي را در شامگاه بازداشت کنند. با انتقال دو متهم به پليس آگاهي تهران اين دو نفر اعترافات همدست خود را تاييد کردند و جعفر مدعي شد طي سرقت ديگري که فروردين ماه امسال انجام داده نيز با سر رسيدن مالک خودرو و حين فرار خودروي ديگري را در صحنه جا گذاشته و پاي پياده متواري شده است.

در ادامه بازجويي از متهمان مشخص شد که لاستيک هاي سرقتي به فردي به نام نصرت فروخته شده است. با آغاز تحقيقات براي دستگيري فرد مالخر اين مرد 45 ساله نيز در روز 29 آذرماه به دام افتاد و ضمن اعتراف به اتهامات به ماموران گفت؛ لاستيک هاي سرقتي را از جعفر مي خريدم و آنها را در بازار به فروش مي رساندم و معمولاً لاستيک هاي نو را با بسته بندي تازه به شهرستان مي فرستادم. در حالي که رسيدگي به پرونده اين سارقان لاستيک که سرقت هاي خود را در محدوده شمال غرب تهران و جاده هاي مخصوص و قديم کرج انجام داده اند در دادسراي ناحيه 14 تهران ادامه دارد، روز گذشته سرگرد محمد نظري مسوول اطلاع رساني پليس آگاهي از مالباختگان دعوت کرد با همراه داشتن پرونده شکايتي خود براي تحويل گرفتن اموال مسروقه به اداره بيستم پليس آگاهي تهران مراجعه کنند.
پرونده مرگ دو دانشجو در قزوين در هاله يي از ابهام است
پرونده مرگ دو دختر دانشجو در قزوين که در پي فرار از يک خودرو سمند جان خود را از دست دادند همچنان در هاله يي از ابهام قرار دارد.

اين دو دختر 20 و 22 ساله که الهام و فاطمه نام داشتند عصر روز 22 آبان ماه سال جاري به همراه هم کلاسي ديگر خود به نام سميه دانشگاه کار شهر الوند را ترک کردند و براي بازگشت به منزلشان در تهران در ميدان وليعصر قزوين سوار يک خودرو سمند شدند اما ساعتي بعد با وارد شدن خودرو سمند به يک مسير فرعي هر سه دختر که وحشت زده شده بودند خود را از اتومبيل در حال حرکت به بيرون پرت کردند که الهام و فاطمه در پي اين حادثه در يک کانال آب سقوط کردند و جان باختند. يک روز بعد پليس با گزارش سميه - دانشجوي 20 ساله - از ماجرا با خبر شد.

سرهنگ اکبر هدايتي - فرمانده انتظامي استان قزوين - روز گذشته با اعلام اينکه پرونده اين حادثه هنوز به نتيجه نرسيده است و در هاله يي از ابهام قرار دارد به ايسنا گفت؛ سميه - دختر نجات يافته - اصلي ترين شاهد اين ماجراست؛ هر چند مرد موتورسواري که پس از اين واقعه وي را تا سر جاده آورده و از دور خودرو سمند را نيز ديده بود، دو هفته پيش شناسايي و بازجويي شد، اما شاهد اصلي خود «سميه» است که بر اساس اظهاراتش، راننده سمند چهره نگاري شده است.

وي افزود؛ تاکنون افرادي را با توجه به مشخصاتي که «سميه» اعلام کرده دستگير کرده ايم، اما اين دانشجو هنوز فردي را شناسايي نکرده است.

هدايتي افزود؛ مردي که دوست يکي از قربانيان اين حادثه بوده نيز دستگير و در حال حاضر با قيد وثيقه آزاد شده است. اين درحالي است که حدس و گمان هايي در اين رابطه زده مي شود که صحت آنها هنوز براي پليس مشخص نيست و اين پرونده مفتوح و در حال رسيدگي است. سرهنگ هدايتي ادامه داد؛ سه دختر دانشجو در وهله اول از خودروهاي دانشگاه براي عزيمت به تهران استفاده نکردند و با وجود اينکه در ميدان وليعصر(عج) قزوين معمولاً خودروهاي شناخته شده يي براي پليس و کسبه آن منطقه وجود دارد آنها حتي سوار اين خودروها هم نشدند و به گفته «سميه»، يک خودرو سمند که از خيابان رد مي شده اين سه دانشجو را سوار کرد و نزديک عوارضي «قزوين ـ کرج»، راننده با بيان اينکه پلاک خودرواش داراي مشکل است، مسير خود را تغيير داد. در اين ميان دانشجويان ابتدا به اين موضوع اعتراضي نکردند و مسير را ادامه دادند. به اين ترتيب راننده سمند با پيمودن بيش از 20 کيلومتر از جاده به مسير کورانه نزديک کانال آب رسيد و تا آن زمان باز هم هيچ يک از دانشجويان به راننده معترض نشدند و در حالي که هر سه آنها تلفن همراه داشتند، براي اطلاع موضوع، از تلفن هاي خود هم استفاده نکردند. فرمانده انتظامي استان قزوين با بيان اينکه موارد اتفاق افتاده بايد با ظرافت و دقت مورد بررسي قرار گيرد، گفت؛ در حال حاضر به تمام حاشيه ها که به صورت محاوره در بين مردم وجود دارد نيز توجه مي کنيم و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.
رقابت عشقي عامل تيراندازي در دانشگاه آزاد دزفول
گروه حوادث؛ تيراندازي در ساختمان دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه آزاد دزفول با مداخله پليس پايان يافت.ساعت 10/11 ديروز جوان 22 ساله يي که دانشجوي دانشگاه آزاد دزفول است با يک قبضه کلت کمري وارد ساختمان امام خميني (ره) دانشکده ادبيات و علوم انساني اين دانشگاه شد و در حالي که تعداد زيادي از دانشجويان در طبقه همکف ساختمان حضور داشتند، اقدام به شليک سه تير هوايي کرد. در پي اين اقدام وحشت بر دانشجويان مستولي شد و آنان که جان خود را در خطر مي ديدند، تلاش کردند از طريق مرکز فوريت هاي پليسي 110 نيروي انتظامي را در جريان واقعه قرار دهند. دقايقي بعد تيم هاي عملياتي پليس ساختمان مورد نظر را به محاصره درآوردند و تلاش کردند با انجام مذاکره پسر 22 ساله را وادار کنند سلاحش را کنار بگذارد. پسر جوان که ابتدا از تسليم شدن خودداري مي کرد سرانجام در ساعت 15/12 از ساختمان خارج و تسليم شد. پس از دستگيري دانشجوي 22ساله که هويت وي فاش نشده است، بازجويي ها از او آغاز شد. اين جوان در اظهاراتش گفت؛ من به دختري که از همکلاسي هايم بود، علاقه داشتم و مي خواستم با وي ازدواج کنم اما اخيراً متوجه کم محلي هاي اين دختر شده بودم تا اينکه با بررسي موضوع و پرس وجو فهميدم يکي ديگر از دانشجويان پسر از وي خواستگاري کرده و براي ازدواج با او اصرار دارد. پس از فهميدن اين موضوع با آن پسر صحبت کردم و خواستم پايش را از اين ماجرا بيرون بکشد اما او توجهي به حرف هايم نکرد و بالاخره تصميم گرفتم از وي انتقام بگيرم. دانشجوي جوان ادامه داد؛ براي اين کار يک کلت کمري خريدم و وارد دانشگاه شدم. من قصد نداشتم به کسي آسيب برسانم و فقط مي خواستم آن پسر را بترسانم. سرهنگ مهدي احمدي مسوول اطلاع رساني ستاد فرماندهي نيروي انتظامي با تاييد اين خبر گفت؛ در اين حادثه هيچ کس مجروح نشد و جوان دانشجو به اتهام تيراندازي و بر هم زدن نظم و امنيت دانشگاه در بازداشت به سر مي برد.
جنايت در فضاي مجازي
ناصر قاسم زاد*

قتل دختري 19 ساله به دست يک پسر جوان در پي دوستي اينترنتي حادثه يي است که از چند منظر قابل بررسي است. نخست آنکه افراد هنگامي که در يک دنياي مجازي قرار مي گيرند، در واقع وارد فضايي شده اند که بدون هيچ لفافه يي مي توانند خواسته ها و نيازهاي خودشان را بيان کنند و طبيعتاً در اينترنت آن شرم و پرده هايي که در يک رابطه رودررو وجود دارد ديده نمي شود. بنابراين برخي افراد از اين فضا براي برطرف کردن نيازهاي خودشان که بيشتر نيازهاي جنسي است استفاده مي کنند اين اشخاص بيشتر به سمت ارضاي نيازهايي مي روند که سرکوب شده است و به همين دليل نمي توانند در چنين محيطي يک رابطه سالم را تجربه کنند. در پرونده مورد نظر هر دو نفر راه غلطي را براي برطرف کردن نيازهاي خودشان انتخاب کردند و يک نوع پاسخگويي اشتباه به خواسته هايشان داشتند. در شرايطي که در دنياي امروز اينترنت کاربردهاي زيادي دارد متاسفانه برخي اوقات شاهد چنين حوادثي هستيم که به خاطر نداشتن فرهنگ استفاده صحيح از تکنولوژي است. در اين ميان دختر جوان پس از دوستي اينترنتي با متهم به قتل با وي رابطه برقرار مي کند و حتي باردار مي شود. اولين نکته در رابطه با اين حادثه شرايط فرهنگي جامعه است. از آنجايي که جامعه ما خطاها و روابط اين چنيني را بسيار بد و غيرقابل بخشش مي داند بنابراين چون دختر از آداب و سنن خارج شده و بيرون از رابطه ازدواج باردار شده است هرگز مورد حمايت خانواده قرار نمي گيرد. در اين ميان با توجه به سن پايين اين دختر و پسر که هنوز به پختگي فکري نرسيده بودند آنها تحت فشار عرف جامعه و استرس قرار گرفتند که متاسفانه اين مساله به قتل دختر به دست پسر مورد علاقه اش منجر شد. چرا که اين پسر صرف نظر از سابقه روحي و رواني که دارد نتوانسته فشارهاي سنگين جامعه را که حاصل رابطه نامشروعش بوده تحمل کند. نکته مهم بعدي خانواده اين دو جوان است. قطعاً آنها نيز از فقر فرهنگي رنج مي برند و روابط بين والدين و فرزندان در اين خانواده ها بسيار ضعيف بوده و هشدارهاي لازم به دو جوان داده نشده است. بنابراين به طور کلي بايد گفت ارضا نکردن صحيح نياز جنسي و کنترل نکردن درست آن، فشارهاي جامعه و استفاده ناصحيح از فضاي مجازي از جمله عوامل اين حادثه هستند.

*روانشناس و استاد دانشگاه
عناوين اين صفحه
از چت روم تا سلول مرگ
شکست عشقي، دختر جوان را به سوي مرگ کشاند
سارقان عجول دو بار خودروهايشان را جا گذاشتند
پرونده مرگ دو دانشجو در قزوين در هاله يي از ابهام است
رقابت عشقي عامل تيراندازي در دانشگاه آزاد دزفول
جنايت در فضاي مجازي
پرونده دو سرقت مسلحانه مشابه روي ميز کارآگاهان
دختر 9ساله در چنگ قاچاقچيان گروگانگير
حکم قصاص قاتل کودک 8 ساله تاييد شد

پرونده دو سرقت مسلحانه مشابه روي ميز کارآگاهان
گروه حوادث؛ بررسي محتويات ساک دستي سارقان مسلحي که در دستبرد به خانه يک مرد بنگاه دار ناکام ماندند به عنوان تنها سرنخ موجود در پرونده در دستور کارآگاهان پليس قرار گرفت.به نظر مي رسد سه تن از 10 نفري که در اين سرقت مسلحانه دست داشتند، عاملان سرقتي مشابه از يک خانه تاجر لوازم خانگي در مرکز تهران هستند. به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/3 بامداد جمعه 30 آذرماه با تماس ساکنان خانه يي در منطقه فرحزاد ماموران در جريان وقوع يک سرقت مسلحانه در اين منطقه قرار گرفتند. زماني که ماموران خود را به محل رساندند، دريافتند که سارقان پس از دخالت همسايگان گريخته اند. در تحقيقات اوليه مرد صاحبخانه مورد بازجويي قرار گرفت و گفت؛ ما در اتاق هاي خود به خواب فرو رفته بوديم که ناگهان متوجه شديم عده يي وارد آپارتمان شده اند. زماني که از اتاق خارج شدم مشاهده کردم که سه مرد نقابدار مسلح به همراه 7 تن ديگر در پذيرايي خانه مشغول به هم ريختن اثاثيه هستند. زماني که اين افراد مرا ديدند يکي از آنها کلت کمري اش را به سويم نشانه رفت و من با فرياد کشيدن همسايگان را به کمک طلبيدم و به داخل اتاق فرار کردم و يکي از آنها به دنبال من آمد و سعي کرد مرا از اتاق بيرون آورد و جلوي فرياد کشيدنم را بگيرد. لحظاتي بعد همسايگان با شنيدن صداي درگيري من و مهاجمان خود را به خانه ما رساندند و درگيري بين ما و مردان مسلح که علاوه بر سلاح گرم، قمه و چوب همراه داشتند، بالا گرفت که سرانجام اين سارقان با زياد شدن تعداد همسايگان پا به فرار گذاشتند. در حالي که 5 تن از همسايگان که در درگيري با اين 10 مرد سارق مجروح شده بودند به بيمارستان انتقال يافتند، در بررسي ماموران مشخص شد که سارقان حين فرار از خانه اين مرد که بنگاه معاملات ملکي دارد، ساک دستي خود را جا گذاشته اند و محتويات اين ساک مي تواند راهگشاي ماموران براي دستگيري سارقان باشد. در حالي که به نظر مي رسد انگيزه اين سارقان مسلح براي ورود به خانه مرد 45 ساله به سرقت بردن اسناد و مدارکي بوده که وي در خانه از آنها نگهداري مي کند، با ارجاع اين پرونده به دادسراي امورجنايي تهران قاضي رضا جعفري معاون دادسرا دستور داد ضمن چهره نگاري از گروهي از سارقان که نقاب بر چهره نداشتند و همچنين بررسي وسايل داخل کيف جامانده در محل، تلاش براي دستگيري اين سارقان مسلح از سوي کارآگاهان اداره يکم پليس آگاهي پايتخت ادامه يابد. رسيدگي به پرونده سرقت مسلحانه ناکام از خانه مرد بنگاه دار در حالي آغاز شد که با فاصله يک روز پرونده ديگري درخصوص سرقت مسلحانه از منزل مسکوني در خيابان اميرکبير روي ميز معاون دادسراي امورجنايي تهران قرار گرفت. مرد 42ساله يي به نام مجيد که در خانه خود در خيابان اميرکبير به تنهايي زندگي مي کند، روز گذشته با مراجعه به دادسراي امورجنايي تهران مدعي شد که ساعت 4 بامداد يکم دي ماه سه مرد نقابدار مسلح پس از شکستن شيشه پنجره اتاق مجاور با کوچه، وارد خانه وي شده اند و پس از بستن دست و پاي او با چسب نواري پهن 5/2 ميليون تومان وجه نقدي را که در خانه داشته به همراه گوشي تلفن همراه و چند قلم جنس گران قيمت به سرقت برده اند. با طرح اين شکايت از سوي تاجر لوازم خانگي قاضي جعفري معاون دادسرا، ماموران اداره يکم پليس آگاهي را مامور کرد ضمن بررسي ارتباط اين دو سرقت مسلحانه با هم، تلاش براي دستگيري اين افراد را پي بگيرند.


دختر 9ساله در چنگ قاچاقچيان گروگانگير
پليس آگاهي استان فارس در کمتر از 10 ساعت به ماجراي گروگانگيري دختربچه يي 9 ساله در شيراز پايان داد. به گزارش ايسنا ساعت 13 روز سه شنبه هفته جاري ماموران کلانتري بهارستان شيراز در جريان وقوع يک آدم ربايي در شهرک ميان رود شيراز قرار گرفتند و در بررسي هاي اوليه پي بردند که سرنشينان يک دستگاه پژو 405، دختربچه 9 ساله يي را در مسير بازگشت از مدرسه به سمت منزل ربوده و متواري شده اند. سردار علي مويدي فرمانده انتظامي فارس در اين باره گفت؛ با وقوع اين حادثه بلافاصله کارآگاهان وارد عمل و متوجه شدند به احتمال قوي اين آدم ربايي با انگيزه گروکشي قاچاقچيان بر سر مطالبات مواد مخدر رخ داده و «زهرا» دختر 9 ساله نيز به دنبال پرداخت نشدن مطالبات از سوي يک طرف معامله قاچاق ربوده شده است. وي افزود؛ از آنجا که خودرو متهمان از سوي پليس شناسايي شده بود، بلافاصله طرح مهار در نقاط خروجي و ورودي شيراز اجرا و بدين ترتيب خودرو آدم ربايان در ايست بازرسي شهرستان جهرم شناسايي شد، اما با متوقف کردن خودرو و دستگيري چهار متهم، ماموران هيچ اثري از کودک ربوده شده به دست نياوردند. سردار مويدي تصريح کرد؛ با بازجويي هاي اوليه از متهمان فاش شد خودرو حامل دختربچه هنوز به محل نرسيده است و آدم ربايان اصلي در خودرو ديگر هستند. بدين ترتيب پليس، متهمان را وادار کرد طي تماس با همدستان شان اعلام کنند در محاصره پليس قرار گرفته اند، از اين رو خودرو دومي نيز بدون درگيري فيزيکي متوقف شد و آدم ربايان خود را تسليم پليس و دختربچه 9 ساله را آزاد کردند.


حکم قصاص قاتل کودک 8 ساله تاييد شد
حکم قصاص جوان 17 ساله يي که يک پسر بچه 8 ساله را پس از تعرض به قتل رسانده بود از سوي ديوان عالي کشور تاييد شد. عصر روز 27 آذر سال 84 ماموران گشت انتظامي تهران بزرگ از کشف جسد يک پسر بچه 8 ساله در حوالي ميدان امام «شاهدشهر» با خبر شدند و با حضور در محل دريافتند جسد پسر بچه 8 ساله يي به نام احمد در حاشيه اين ميدان رها شده و آثار ضرب و جرح بر پيکر اين کودک مشهود است. با آغاز تحقيقات پدر احمد گفت به يکي از دوستان فرزندش که نوجواني 17 ساله به نام علي است مشکوک است. به اين ترتيب علي دستگير شد و در اعترافي تکان دهنده گفت ظهر روز حادثه احمد را به داخل يک ساختمان نيمه کاره کشاندم و به وي تعرض کردم و سپس از ترس تصميم گرفتم او را بکشم. با توجه به اعتراف علي و همچنين تکميل پرونده قاضي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران براي وي در روز اول مرداد سال جاري حکم قصاص صادر کرد که اين حکم از سوي شعبه 39 ديوان عالي کشور تاييد شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام