
بيتلز گروه محبوب بابک رياحي پور نيست. حال و هواي او بيشتر به «پينک فلويد» و «لدزپلين» مي خورد. اما با وجود اينکه حتي علاقه به انتقاد از بيتل ها دارد منکر جايگاه بالاي آنها در موسيقي هم نمي شود. اين نوازنده مشهور گيتاربيس که سابقه همکاري با افرادي مثل کورش يغمايي، محمد نوري، عليرضا عصار و محمد اصفهاني را هم دارد، در سال 82 با آلبوم سولو «آزمون و خطا» بيش از قبل خودش را مطرح کرد. او اعتقاد دارد در مورد اسطوره يي مثل بيتلز حتي با گذشت سال ها از فعاليت هايشان حرف هاي زيادي براي گفتن وجود دارد.
---
-چقدر جرات لازم است تا بيتلز را نقد کرد و حتي منکر بسياري از عناويني که در موسيقي به دست آوردند، شد؟
در داخل ايران نه، ولي در خارج از ايران انتقاد از آنها خيلي جرات مي خواهد. بيتل ها براي مردم تبديل به اسطوره شدند. اسطوره را هم نمي توان نقد کرد. چنين حالتي در ايران براي پينک فلويد وجود دارد. در ايران هم آنها به نوعي اسطوره هستند و انتقاد کردن از آنها جرات مي خواهد.
-يعني بيتل ها در ايران درست شناخته نشدند؟
به نوعي شايد. البته نه اينکه آنها را نشناسند اما خيلي از گروه ها در ايران مشهورتر از بيتل ها هستند.
-مساله اين است که آيا بيتل ها به همان اندازه که دنيا را تکان دادند، ارزشمند بوده اند؟
بله، ارزشمند بودند. موسيقي ترکيبي آنها از زمان و مکان مناسبي که در آن قرار داشتند به دست آمده بود. بي شک آنها پاپ را متحول کردند.
-و بيتل ها به مرور زمان کامل تر هم مي شدند؟
دقيقاً. آلبوم گروهبان پپر اوج تکامل آنها در موسيقي شان است. اين کار جدي تر از قبلي ها بود.
-و در آن زمان براي ال اس دي حتي تبليغ هم مي کردند.
هيچ کس نمي تواند حالا ادعا کند که بيتل ها براي ال اس دي تبليغ مي کردند. بايد به زماني که آنها در آن حضور داشتند، توجه کنيم. در آن سال هاي دهه 60 همه مي خواستند چنين جاده يي را آزمايش کنند. يکي مثل سيد برت با بي احتياطي از مصرف اين مخدر ديوانه و نابود شد اما بيتل ها خيلي باهوش بودند و هيچ وقت به اين داروي روانگردان معتاد نشدند.
-دهه 60 با رويدادهايش چقدر به بيتلز شدن بيتل ها کمک کرد؟
قطعاً خيلي. اما مساله اين است که بيتل ها خود شناسنامه دهه 60 هستند. اصلاً آنها عامل مهم شهرت اين دهه محسوب مي شوند. در کنار آنها رولينگ استونز هم بود که البته آنها بلوز کار مي کردند ولي بيتل ها بيشتر پاپ کار مي کردند.
-پاپ - راک تعريف کامل تري از ژانر کاري آنها نيست؟
تعريف کامل تري است که بعدها به عنوان ژانر کاري بيتل ها تعريف شد. به هر حال آنها همواره موسيقي خودشان را متحول کردند؛ از آغاز تا پاياني که مي توان به آنها گفت يک گروه پاپ - راک واقعي.
-قبول داريد در همان دهه 60 بسياري از گروه هاي مستعد به خاطر قدرت وحشتناک بيتل ها و محبوبيت عجيب شان قرباني شدند؟
بايد ببينيم تعريف مان از استعداد چيست. در پاپ - راک نواختن ساز فقط براي اجراي آهنگ يک کار است و بحث بيشتر سر آهنگسازي است که در اين مورد بيتل ها قطعاً بهترين بودند. همين حالا در معتبرترين دانشکده هاي دنيا آنها را آناليز مي کنند. همان طور که يکي از منتقدان معروف امريکايي روزي گفته بود سه گروه در اين گونه موسيقي بودند که واقعاً از نظر آهنگسازي کامل بودند؛ بيتلز، آبا و بيچ بويس. تقريباً کوچک ترين ايرادي نمي توان به آنها گرفت.
-از همان قديم رولينگ استونر همواره با بيتلز مقايسه مي شد. در زمان حضور بيتل ها رولينگ هميشه پشت سر آنها بود اما امروز حدود پنج دهه است که آنها همچنان به کارشان ادامه مي دهند در حالي که بيتل ها سال ها پش منحل شدند. راز ماندگاري رولينگ استونز در مقابل بيتلز چيست؟
آنها هنوز هم هستند چون با هم کنار آمدند. مي دانيد پل مک کارتني و جان لنون زياد از حد ايده داشتند و زيادي خلاق بودند. ضمن اينکه شهرت شان باعث افزايش مسائل پيراموني شده بود.
-واقعاً مهم ترين دليل جدايي آنها همين بود؟
يکي از دلايل بود. به اعتقاد من مهم ترين دليل يوکو زن جان لنون بود که مثل کنه به جان گروه افتاده بود و در کارها دخالت مي کرد.
-مي شود گفت چه کسي در گروه بيش از بقيه افراد توانايي داشته؟
من مي گويم جان لنون. لنون از همه آنها اسطوره تر است که البته من فکر مي کنم جدايي بيتل ها از هم براي لنون مفيد بود چون او توانست در دهه 70 يک حرکت سياسي، اجتماعي قوي راه بيندازد.
-رينگو استار؟
به نوعي نخودي گروه بود. رينگو دوست داشتني بود و ساير اعضا به دليل علاقه زيادي که به او داشتند او را در ميان خودشان قبول کرده بودند.
-جرج هريسون چطور؟
شخصيت جالبي داشت. فکر مي کنم پوياترين عضو گروه بود. يک جنتلمن واقعي که حضورش در هند، اوج کارهايش بود.
-و پل مک کارتني؟
يک آهنگساز خيلي خوب. هر چند من معتقدم بعضي از کارهايش خيلي لوس هستند.
-خيلي ها معتقدند او از نظر سواد موسيقي حتي بالاتر از لنون بود.
شايد، اما نبايد فراموش کنيم مک کارتني زمان بيشتري هم براي نشان دادن خودش داشته. لنون 27 سال پيش کشته شد اما مک کارتني هنوز هم هست و کار مي کند.
-اما ملودي «ديروز» شاهکاري است که مک کارتني در زمان حضور در بيتلز و حضور جان لنون در گروه نوشته است.
قبول، منظور من در مجموع بود.
-چرا اينقدر به چاک بري علاقه داشتند. کاور کردن چند کار او از جمله معروف ترين اثر بري Jonny BGoode)) چه دليلي داشت؟
خب، چاک بري به نوعي براي آنها الگو بود. ضمن اينکه به اعتقاد من کاور کردن يک اثر کار بدي نيست. مثل جوکو که بسياري از آهنگ ها را به همين شکل مطرح کرده است.
-و جايگاه اول بزرگترين پديده موسيقي قرن براي آنها درست تعيين شده است؟
بله حق شان است. شايد بعضي مواقع قديمي ها کارهاي بدي انجام دهند. مثل خود مک کارتني که آلبوم آخرش چنين حسي را مي دهد که پيش خودتان بگوييد اي کاش امثال مک کارتني سال ها پيش بي خيال کار شده بودند. اما از واقعيت ها نمي شود گذشت. بيتلز خاص ترين جايگاه را در موسيقي بين الملل دارد.