.jpg)
در هفته سرد و پربرفي که گذشت، ابتدايي ترين نکته يي که به نظر مي رسد، بي برنامگي و عدم پيش بيني دولت در رابطه با امور مبتلابه عمومي است که نمي دانسته در برابر سرماي شديد و افت فشار گاز چه بايد کرد.
کودکان در بابل و آمل خانه هايشان سرد و به عبارت بهتر يخ است و غذاي گرم ندارند. اين فقط يک نمونه کوچک از اتفاقاتي است که در اين هفته در کشورمان گذشت.فرض کنيم در خانه ما چنين اتفاقي افتاده است. سرماي زير بيست درجه، اتاق هاي يخ زده و نيز بدون گاز و برق و گاه بدون آب.
مدتي پيش رئيس جمهور محترم فرموده بودند که زمين زير پاي مومنان نمي لرزد، البته شبيه همين سخن حکيمانه، را هم وقتي توفان سونامي در سواحل هند و اندونزي و... آمد عده يي مطرح کردند و گفتند که چون در آن سواحل گناه رواج داشت، توفان آمد. به نظر مي آيد که درباره سرما و يخبندان کسي تفسير ايدئولوژيک نبايد داشته باشد. اما طبيعي است که وقتي دولتي تقريباً همه افراد باتجربه و باسابقه مديريتي را حذف و عزل مي کند، در اين گونه مواقع غافلگير مي شود و راه به جايي نمي برد.کارنامه دولت با کارنامه مجلس هفتم در هم تنيده شده است. به قول رئيس مجلس، مجلس پشت دولت است و نه در مشت دولت. همين آزمون سرما و قطع گاز در مناطق سردسير شمال و غرب کشور آزمون مناسبي است تا مردم ما درجه توان اجرايي دولت و ميزان نظارت مجلس را ببينند. اگر مجلس، مجلسي پرسشگر و پيشاهنگ دولت بود و بر برنامه و اجراي دولت به درستي نظارت مي کرد، قطعاً شاهد وضعيت امروز نبوديم. شاهد دولتي که براي هر مشکلي در همان روزي که با مشکل مواجه مي شود برنامه ريزي مي کند؛ آن هم از نوع انقلابي آن؛ دولت لحظه و نه دولت برنامه و مجلسي دنباله رو و همسو که از پشت سر دولت حرکت مي کند و به قول معلم اخلاق دولت، مجلس هماهنگ با رئيس جمهور.بحران برف و سرماي طاقت فرساي يک هفته گذشته نشان روشني از دولتي بي تجربه و مجلسي ناکارآمد در نظارت بر کار دولتمردان بود. حوادث يک هفته اخير اين سوال را به ذهن متبادر مي سازد که راستي براي حوادث طبيعي از اين دست و مديريت بحران در مواردي مشابه در آينده مسوولان چه فکري کرده اند؟