شنبه، 6 بهمن 1386 - شماره 1599
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
صبح امروز در اصفهان اجرا مي شود
شکارچي کودکان در برابر جوخه اعدام
گروه حوادث؛ شکارچي کودکان خردسال نجف آبادي که پس از ربودن طعمه هايش آنها را مورد تعرض قرار مي داد صبح امروز در برابر جوخه اعدام تيرباران مي شود.

اين متهم 21 ساله که رضا نام دارد با راي شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان و تاييد شعبه 15 ديوان عالي کشور به اتهام تجاوز به حداقل 7 پسربچه 7 تا 10 ساله به تيرباران محکوم شده است.

نخستين شکايت ها

اوايل سال گذشته خانواده کودکي 8 ساله پس از بازگشت فرزندشان به منزل متوجه شدند او بدحال، عصبي و وحشت زده است. آنان هنگام صحبت با پسربچه متوجه شدند او ربوده شده و مورد تعرض قرار گرفته است. به همين دليل بلافاصله با مراجعه به دادسراي نجف آباد موضوع را اعلام و عليه متجاوز ناشناس شکايت کردند. در جريان تحقيقات صورت گرفته پيرامون اين ماجراي هولناک مشخص شد مردي جوان به بهانه يي پسربچه را فريب داده و او را سوار بر موتورسيکلتش به يک باغ برده و نيت شيطاني اش را اجرا کرده است.

در حالي که کنکاش ها براي يافتن سرنخي از جوان کودک ربا ادامه داشت شکايت مشابه ديگري در دادسراي نجف آباد مطرح و مشخص شد اين بار نيز فرد متجاوز پس از فريب طعمه اش او را با موتورسيکلت به يک باغ خلوت برده و مورد تعرض قرار داده است.

شکايت هاي مطرح شده عليه جوان ناشناس به همين دو مورد ختم نشد و ظرف مدت کوتاهي خانواده هاي پنج کودک ديگر که بين 7 تا 10 سال سن داشتند ادعاهاي مشابهي را مطرح کردند و همين امر سبب شد تا تحقيقات براي دستگيري مجرم ناشناس گسترش يابد.

دستگيري

در حالي که ماموران پليس نجف آباد با راهنمايي کودکان ربوده شده توانسته بودند ويژگي هاي ظاهري فرد متجاوز را به دست آورند اين مشخصات در اختيار تمامي واحدهاي انتظامي اين شهر قرار گرفت و چندي بعد تيمي از ماموران هنگام گشت زني در محدوده استحفاظي خود جواني را مشاهده کردند که در يک پارک همراه دوستانش نشسته و سرگرم گفت وگو بود. ماموران که متوجه شباهت اين جوان با مظنون تحت تعقيب شده بودند بلافاصله او را بازداشت و به پليس آگاهي منتقل کردند. اين جوان 21 ساله که خودش را رضا معرفي مي کرد در همان بازجويي هاي مقدماتي به اعمال شيطاني اش اقرار کرد و پذيرفت کودکان را مورد تعرض قرار مي داده است.

پس از اعترافات رضا، هفت کودکي که قرباني وي شده بودند به پليس آگاهي دعوت شدند و در مواجهه حضوري اين جوان 21 ساله را شناسايي کردند. در حالي که پرونده رضا براي ارسال به دادگاه کيفري استان اصفهان آماده مي شد پليس اين احتمال را دور از ذهن ندانست که متهم کودکان ديگري را نيز به تله خود انداخته باشد اما اين کودکان و خانواده آنها براي حفظ آبرو از طرح شکايت خودداري کرده اند.

گذشته شکارچي کودکان

در جريان تحقيقات مشخص شد رضا خود قرباني تجاوز است و دو بار مورد تعرض قرار گرفته و به همين دليل نيز چنين اقداماتي را آغاز کرده و قصد داشته از ديگران انتقام بگيرد. رضا دوران کودکي اش را چنين شرح داد؛ «از کودکي چيز زيادي به ياد ندارم. من فرزند خانواده يي بودم که بيش از 10 فرزند ديگر هم داشت. من تا کلاس پنجم دبستان درس خواندم و در همان روزهاي اول مدرسه احساس کردم شايستگي هاي لازم را براي تحصيل ندارم. من کلاس اول دبستان مردود و در کلاس دوم هم با معلمي بداخلاق روبه رو شدم و مرتباً از او کتک مي خوردم و خودم نيز بچه هاي ديگر را مي زدم و حتي بعضي وقت ها از روي لجبازي دفتر دوستانم را پاره مي کردم. از سويي نداري و فقر باعث شده بود دست به دزدي هاي کوچک و ناچيز بزنم. دفتر و مداد بچه ها را برمي داشتم و ديگر پس نمي دادم. به هر ترتيب اين دوران به سرعت گذشت و من پس از کلاس پنجم ترک تحصيل کردم و به بازار کار رفتم. اول در يک لبنياتي کار مي کردم و بعد به کشتارگاه رفتم و اميدوار بودم بتوانم با کار کردن مشکلاتم را حل کنم. در همان دوران کم کم روابط من با بچه هاي محل زياد شد و شروع به رفت وآمد با آنها کردم و از همين جا بود که با مسائل جنسي و خلاف آشنا شدم. من براي اولين بار شاهد بودم که بچه هاي بزرگتر چطور يک پسر 12 ساله را با خود بردند و به او رحم نکردند من نيز براي اينکه از قافله عقب نباشم وارد اين جريان شدم تا اينکه تلخ ترين ماجراي زندگي ام رخ داد. زماني که در يک مغازه کار مي کردم يک روز مورد حمله مردي ديگر قرار گرفتم و در حالي که مي خواستم فرار کنم او مرا گرفت و مورد تعرض قرار داد. پس از آن از خودم و از آن مرد متنفر شدم و فقط به فکر انتقام بودم و بارها تصميم گرفتم او را با چاقو به قتل برسانم، چند بار هم مصمم شدم با شيشه به سرش بکوبم و فرار کنم ولي هر بار پشيمان مي شدم.»

در ادامه تحقيقات مشخص شد رضا يک سابقه کيفري ديگر براي آزار کودکان دارد. مطابق اين پرونده رضا به جرم آزار و اذيت چند پسر بچه در سال 84 دستگير و پس از گذراندن 45 روز زندان آزاد شد و از يک سال بعد دور جديدي از جناياتش را آغاز کرد.

تيرباران

در نهايت با اتمام مراحل مقدماتي تحقيق، رضا در شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان به رياست قاضي هاشم رضايي و مستشاري حجت الاسلام قرشي، محمدعلي سلطاني، احمدي و نوريان تحت محاکمه قرار گرفت و بار ديگر صراحتاً به جرمش اعتراف کرد. متهم گفت؛ من از قبل پسر بچه ها را شناسايي مي کردم و براي ربودن شان در مسير آنها مي ايستادم و فريب شان مي دادم، البته گاهي اوقات نيز با موتور راه را بر آنان مي بستم و با تهديد وادارشان مي کردم به حرف من گوش کنند و همراهم بيايند. هنگامي که پسر بچه ها سوار موتور مي شدند به وضوح وحشت زده بودند اما اين موضوع اصلاً برايم اهميتي نداشت و من آنها را به سمت باغ هاي اطراف شهر مي بردم و بار ديگر با اين تهديد که اگر در برابرم تسليم نشوند آنان را خفه مي کنم و مي کشم به آنها تعرض مي کردم تا به نوعي به خاطر بلايي که سر خودم آمده بود تلافي کنم.

وي افزود؛ البته هيچ وقت به فکر کشتن بچه ها نيفتادم چون دلم نمي آمد آنها را به قتل برسانم. از طرفي با وجود اينکه مي دانستم اگر دستگير شوم مجازاتم اعدام است به کارهايم ادامه مي دادم و پسربچه هاي زيادي را مورد تعرض قرار داده ام.

پس از پايان محاکمه شکارچي پسر بچه هاي نجف آبادي، قضات دادگاه وي را مستحق مرگ دانستند و ابتدا به قطع گردن وي با شمشير حکم دادند و سپس راي را به تيرباران تغيير دادند.

قضات دادگاه در راي خود تصريح کردند به استناد مواد 108 ، 110 ، 112 ، 114 و 116 قانون مجازات اسلامي رضا مستحق مرگ است و از آنجا که ماده 110 اين قانون مجازات در اين عمل را قتل دانسته و کيفيت آن را در اختيار حاکم شرع قرار داده است، راي به محکوميت متهم از طريق رمي به رصاص (تيرباران) صادر مي شود. به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت پس از صدور اين راي قضات شعبه 15 ديوان عالي کشور به بررسي پرونده پرداختند و حکم صادره را صحيح دانستند و ابرام کردند. بنا بر اين گزارش پس از تاييد حکم و ارجاع پرونده به دايره اجراي احکام رضا صبح امروز در برابر جوخه اعدام، تيرباران مي شود.
سرقت 300 ميليون توماني از خريداران سکه هاي عتيقه
گروه حوادث؛ اعضاي يک باند با شناسايي دوستداران اشياي باستاني، به بهانه فروش سکه هاي عتيقه از آنها حدود 300 ميليون تومان سرقت کردند.

به گزارش خبرنگار ما اوايل شهريورماه سال جاري مردي به نام عبدالله به پليس آگاهي رباط کريم مراجعه کرد و از شگرد اخاذي يک باند سرقت پرده برداشت. وي گفت؛ چندي قبل با مردي به نام رستم آشنا شدم که مدعي بود او و دوستانش تعداد زيادي سکه عتيقه دارند. ارزش سکه هاي مورد ادعاي رستم به ميلياردها تومان مي رسيد و به همين دليل نيز براي خريد آنها وسوسه شدم و زماني که رستم چند نمونه از سکه ها را به من نشان داد، مصمم شدم با او و دوستانش وارد معامله شوم. در نهايت محل و زمان انجام معامله تعيين شد و من به خواسته فروشندگان عتيقه با 50 ميليون تومان تراول چک 500 هزار توماني در محل حاضر شدم و آنها ابتدا مقداري از سکه ها را نشانم دادند و سپس خواستند تراول چک ها را بشمارند. فروشندگان سکه پس از شمارش تراول چک ها آنها را به من پس دادند و به بهانه اينکه قيمت سکه ها بسيار بيشتر است، معامله را فسخ کردند و من بدون هيچ شک و ترديدي محل را ترک کردم. چند روز بعد متوجه شدم آنها هنگام شمارش چک هاي مسافرتي مبلغ 31 ميليون و 500 هزار تومان از آنها را با تراول چک هاي قلابي تعويض کرده و به من پس داده اند.

پس از اظهارات اين مالباخته تلاش براي دستگيري رستم و همدستانش آغاز شد اما پيش از آنکه ردپاي اين باند به دست آيد، مردي به نام احمد به پليس آگاهي استان تهران مراجعه کرد و از يک سرقت 180 ميليون توماني خبر داد. وي گفت؛ من در تهران طلافروشي دارم. چندي قبل مردي به نام رستم به مغازه ام آمد و با نشان دادن يک سکه عتيقه که اصل بود، گفت دوستانش چند صد سکه از همين نمونه را در اختيار دارند. رستم پس از آنکه اعتمادم را جلب کرد براي فروش 40 کيلو سکه طلاي عتيقه به قيمت 180 ميليون تومان با من قرار گذاشت. روز حادثه پس از حضور در محل تعيين شده سوار خودرو زانتياي فروشندگان شدم و آنها با اين بهانه که سکه ها را در محل سه راه آدران رباط کريم پنهان کرده اند به آن سمت به راه افتادند اما در بين راه به من آبميوه تعارف کردند و پس از نوشيدن آن بيهوش شدم و وقتي به خودم آمدم که کنار جاده رها شده بودم و پول هايم به سرقت رفته بود.

تکرار نام رستم در هر دو پرونده کارآگاهان را به اين يقين رساند که با باندي کاملاً حرفه يي و سازمان يافته مواجه هستند به همين دليل دامنه تحقيقات شان را گسترش دادند و سرانجام هنگامي که رستم و يکي از همدستانش به نام ابراهيم براي نقد کردن بخشي از تراول چک هاي مسروقه به بانکي در قزوين مراجعه کردند، آنها را به دام انداختند.

پس از انتقال دو متهم به پليس آگاهي مشخص شد سردسته اين گروه جواني به نام اسماعيل است که با جعل گواهينامه و ساير مدارک شناسايي هست نام جعلي براي خودش برگزيده است. اسماعيل پس از دستگيري توانست از زندان بگريزد اما به سرعت در شهر قدس شهريار شناسايي و دوباره بازداشت شد.

کارآگاهان در ادامه متوجه شدند علاوه بر متهمان دستگيرشده، دو نفر ديگر به نام هاي هوشنگ و ايرج نيز عضو اين باند بودند و به عنوان رابط وظيفه شناسايي و جذب مشتري را به عهده داشتند.

سردار رضا زارعي - رئيس پليس استان تهران- روز گذشته درباره اين باند به خبرنگار ما گفت؛ تحقيقات نشان داده است اين متهمان علاوه بر تهران در شهرهاي آمل، رشت و نوشهر نيز اقدامات مجرمانه انجام داده اند و کمترين مبلغ سرقت از سوي آنها 10 ميليون و بيشترين مبلغ 180 ميليون تومان است و آنها در مجموع حدود 300 ميليون تومان به چنگ آورده اند.

وي با هشدار به افراد درخصوص دوري از هرگونه معامله اشياي عتيقه افزود؛ احتمال فعاليت اعضاي اين باند در ساير استان هاي کشور نيز وجود دارد و افرادي که به اين طريق مورد سرقت يا کلاهبرداري قرار گرفته اند، حتماً موضوع را به پليس اطلاع دهند.
کلاهبردار يک ميليارد توماني دو همدستش را فروخت
گروه حوادث؛ جاعل حرفه يي که با کمک دو همدستش حدود يک ميليارد تومان از تاجران و کارخانه داران کلاهبرداري کرده بود، در پي اختلاف مالي، دو شريکش را به پليس معرفي کرد.

به گزارش خبرنگار ما مهرماه سال جاري سه شريک که در شمال کشور کارخانه برنج کوبي دارند به پليس آگاهي تهران مراجعه کردند و از وقوع کلاهبرداري 500 ميليون توماني خبر دادند. با بررسي شکايت اين سه مالباخته مشخص شد آنها در رستوراني مجلل در شمال تهران با سه کلاهبردار آشنا و در دام آنان گرفتار شدند. يکي از مالباختگان گفت؛ آن سه مرد که خود را تجار ثروتمند و مشهور معرفي کرده بودند با ما وارد معامله شدند و در چند مرحله مقداري برنج خريداري کردند و وجه آن را به صورت نقد پرداختند. اين معامله ها باعث شد اطمينان ما نسبت به سه مرد جلب شود. از سويي آنها شرکتي لوکس در شمال تهران داشتند که گواهي مي داد از تجار معتبر هستند. در نهايت آن سه مرد از ما معادل مبلغ 500 ميليون تومان برنج خواستند و پس از تحويل گرفتن محموله يک فقره چک تحويل مان دادند. به خاطر اعتمادي که به طرف هاي معامله داشتيم چک را بدون هيچ مخالفتي قبول کرديم اما پس از آنکه براي نقد کردن آن به بانک رفتيم متوجه شديم چک جعلي است. از آن به بعد نيز اثري از سه جاعل به دست نياورديم.

در حالي که پليس سرگرم تحقيق براي شناسايي سه کلاهبردار حرفه يي بود اولين شکايت نيز در پليس آگاهي مطرح شد و اين بار يک تاجر مواد غذايي که 200 ميليون تومان خود را از دست داده بود از کارآگاهان براي دستگيري سه متهم درخواست کمک کرد. اين مرد نيز در يک رستوران مجلل با جاعلان آشنا شده و پس از چند بار معامله نقدي، محموله 200 ميليوني خود را در ازاي چک به آنها تحويل داده بود. اين تاجر در اظهارات خود گفت؛ انبار مواد غذايي من در کرج بود و پس از اين کلاهبرداري ورشکست شدم و اکنون به شدت مشکل مالي دارم. من هرگز تصور نمي کردم آن سه مرد شياد باشند چون در برج سفيد پاسداران دفتري شيک داشتند و تجار مشهوري به نظر مي رسيدند.

سومين شکايت عليه سه کلاهبردار از سوي مردي مطرح شد که در ميدان فردوسي مغازه داشت. او در اين ماجرا 20 ميليون تومان از دست داده بود. پس از آن يک تاجر سيگار به اتهام کلاهبرداري 86 ميليون توماني که با شگردي مشابه به وقوع پيوسته بود، از متهمان شکايت کرد و چندي بعد تعداد مالباختگان به هفت نفر و رقم کلاهبرداري شده به حدود يک ميليارد تومان رسيد. يکي از اين مالباختگان در اظهاراتش گفت؛ يکي از متهمان مدعي بود با يکي از مسوولان عالي رتبه کشور در ارتباط هستند و مي توانند اجناس مرا از گمرک تحويل بگيرند. من هم به خاطر اعتمادي که به آنها داشتم تمام سرمايه ام را در اختيارشان گذاشتم تا کارهايم سريع تر انجام شود و پس از اين کلاهبرداري کاملاً ورشکست شدم و اکنون با مسافرکشي مخارجم را تامين مي کنم.

به رغم گسترده شدن دامنه کلاهبرداري هاي سه مرد شياد، پليس نتوانست ردپايي از آنان به دست آورد تا اينکه چندي قبل مردي ناشناس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و با اعلام اينکه متهمان در جديدترين نقشه خود قصد دارند پول هاي يک تاجر فرش را به چنگ بياورند، محل جديد فعاليت آنها در خيابان وصال شيرازي را به پليس معرفي کرد. پس از اين تماس ماموران ساعت 12 ظهر روز 26 دي ماه به محل مورد نظر رفتند و پس از اطمينان از حضور دو نفر از متهمان در محل، وارد آنجا شدند و مسعود 37ساله و اصغر 34ساله را بازداشت کردند اما ردي از شريک سوم آنها به نام حميد به دست نيامد.

در حالي که دو متهم بازداشت شده از سوي مالباختگان شناسايي شدند پليس متوجه شد حميد از چندي قبل با دو همکار خود به اختلافات مالي برخورده بود و به همين دليل به عنوان فردي ناشناس آنان را به پليس معرفي کرد.

به گفته سرهنگ خزايي رئيس پايگاه يکم پليس آگاهي تهران در حال حاضر تحقيقات براي دستگيري حميد نيز ادامه دارد و اين احتمال که تجار ديگري نيز طعمه اين جاعلان شده باشند، دور از ذهن نيست.
نقش دوران نهفتگي جنسي در تولد مجرمان متجاوز
سيدضياءالدين فائق

از همان نخستين روزهاي کودکي، ترس ها و تهديدهاي متعدد در فرد آغاز مي شود و پدر و مادر به جاي آنکه راهکارهاي مناسب و منطقي را براي پيشگيري و هدايت فرزندشان انتخاب کنند، با انتخاب افسانه ها و روايات ترساننده در تلاش هستند، فرزندشان را از اعمال مخالف نظرهاي خودشان باز دارند و آنها را از نزديک شدن به رفتارهاي پرخطر دور کنند. کمتر سراغ داريم مادر يا پدري براي کودکش خطرات رفت و آمد و ارتباط با بيگانگان را به صورت روشن بيان و او را نسبت به مخاطرات موجود آگاه کند.از سويي مسوولان مربوطه نيز در زمان وقوع، با دور کردن جامعه از اطلاعات مربوط به اين دست حوادث و به منظور جلوگيري از وحشت مضاعف و بعضاً سوء برداشت هاي مختلف، نه تنها دقت لازم را در وقوع، تشابه و تعداد جرائم مربوط به نوجوانان به خرج نمي دهند بلکه از اطلاع رساني و آگاه کردن مردم خودداري مي ورزند.اما چگونه چنين مجرماني پا به عرصه زندگي مي گذارند؟تحقيقات گسترده دانشمندان رفتارشناس روي 870 کودک که از هشت تا 30 سالگي ادامه داشته، درباره آثار زيانبار ناشايستگي هاي عاطفي والدين و خصوصاً برخوردهاي خشن و پرخاشگرانه آنها مطالب زيادي در اختيار ما قرار مي دهد.به نظر مي رسد افراد خشن تمايلات خود را به نسل بعد نيز منتقل مي کنند و حتي فرزندان آنها در دوران تحصيل، درست هما نند والدين بزهکارشان دردسر آفرين مي شوند.بررسي هاي به عمل آمده نشان داده دختران کوچک پرخاشگر که کراراً مورد خشونت قرار گرفته اند، فرزندشان را به همان شدت تنبيه مي کنند و پسران پرخاشگر که پدر مي شوند نيز از اين امر مستثنا نيستند. چنين کودکاني با ديگران همانگونه رفتار مي کنند که با خودشان رفتار شده است و بي رحمي و رفتار آنها صرفاً، حالت جهش يافته يي از بدرفتاري ها، خشونت ها و برخوردهاي بي رحما نه دوران کودکي والديني است که خود عصبي، تهديد کننده و در حل مشکلات خشونت طلب بوده اند.آنها بيشتر مستعد بيماري هاي روحي و افسردگي هستند و در ادامه حيات و بلوغ احتمالاً با قانون سر ستيز خواهند داشت و مرتکب جنايات خشونت آميز مي شوند و در مواردي که طي سال هاي اخير دست به جنايات متعدد زده اند اين نکات کاملاً مشهود است.به عنوان نمونه وقتي در اوايل شهريور 83، در پي ناپديد شدن چند پسربچه بيجه و همدستش دستگير شدند اعتراف کردند که به بهانه هاي مختلف، نظير داشتن حيوانات سخنگو يا شکار حيوانات، پسربچه ها را به محل هاي خلوتي مي کشاندند و پس از آزار و اذيت جنسي، آنان را به قتل مي رساندند. در همين اعترافات مشخص شد که بيجه در 10 يا 11 سالگي، وقتي ترک تحصيل کرده بود و در پاکدشت نان خشک جمع مي کرد، مورد تعرض چند مرد بزرگسال قرار گرفته است.آزمون هاي روانشناختي روي اين دو نفر نشان داد آنها داراي شخصيت ضد اجتماعي بودند و زندگي کردن را براي خود سخت مي پنداشتند. بيجه هدف اصلي خود را قتل مي دانسته، نه تجاوز، به گونه يي که بيجه به علي باغي مرتباً مي گفته اول به بچه ها تجاوز کن و بعد آنها را بکش. اين ديدگاه بيانگر آن است که وي به شدت دچار نوعي تعارض و کشمکش دروني بوده است.دو جنايتکار دوران کودکي سختي داشته اند. بيجه در سه سالگي مادرش را به علت سرطان خون از دست داده و پدرش کارگر کوره پزخانه بوده است.بيجه هرگز مادرش را به ياد نمي آورد ولي از پدرش به عنوان فردي مستبد نام مي برد که او را به سختي کتک مي زد و با زنجير پاهاي او را مي بست و با چوب او را مي زد و حتي يک بار مي خواسته او را با فنر به قتل برساند.او به درس خواندن علاقه و معلم مدرسه نيز به او توجه داشته و با علاقه او را هدايت مي کرد، ولي به دليل فشار پدر درس را رها کرده تا اينکه در 6 سالگي مورد آزار جنسي قرارگرفت و اين حادثه در 12 سالگي براي او تکرار شد.آنچه ذکر شد صرفاً به اين دليل است که تاکيد شود در شخصيت چنين مجرماني شباهت هاي بسيار معني داري مشاهده مي شود که همه ريشه در ايام کودکي و حوادث زمان طفوليت و دوران نوجواني دارد.علاوه بر تحليل شخصيت اين مجرمان نکته ديگري که حائز اهميت است، اين است که اصولاً درباره چنين خطري چگونه و در چه سني بايد با بچه ها صحبت کرد؟ دراين باره بايد بدانيم رشد جنسي کودکان دو مرحله مهم دارد که خود را نشان مي دهد. معمولا ً همه از مرحله اول آن غافل هستند. دوره سني 4 تا 7 سالگي مرحله اول رشد جنسي يا بلوغ است. در اين دوره بچه ها براي نخستين بار با جنسيت خود آشنا مي شوند و همانندسازي مي کنند و الگوهاي اساسي را براي شکل گيري جنسيت و شخصيت خود بر مي گزينند. البته در دوره دوم يا مرحله دوم بلوغ هم همين وضعيت حاکم است؛ همانندسازي و الگوپذيري. درباره مرحله اول رشد جنسي به نحوه پوشش بچه ها، نوع وسايلي که با آنها سرگرم مي شوند و اسباب بازي هاي شان اشاره مي شود. پس از اين دوره يک دوره نهفتگي به وجود مي آيد به اين معنا که بچه ها در اين سن، مطيع و فرمانبردار و منظم، به جامعه پذيري مشغول اند و ديگر از آن رشد جنسي اثري نمي بينيم. در اين دوره بچه ها بيشتر به ثبت اتفاقات در ذهن شان مشغو ل اند. در اين برهه زماني بچه ها همه چيز را دروني مي کنند و بخشي از زندگي آنها مي شود. همين باورها در تغيير بسياري از الگوهاي جنسي نقش دارد و خميرمايه زندگي آينده آنها را تشکيل مي دهد. اين دوره نهفتگي از حدود 7 سالگي آغاز مي شود و تا اولين دوره بلوغ ادامه مي يابد. بعد از اين مرحله، دوره بلوغ اول که بين 11 تا 15 سالگي است اتفاق مي افتد و در واقع، دوره شروع فعاليت غدد جنسي است.در اين دوره و در دوره دوم بلوغ، يعني 15 تا 20 سالگي، بچه ها معمولا ً از علاقه به جنس مخالف خود سخن مي گويند و طبق برداشت هاي خود در دوران نهفتگي جنسي عمل مي کنند. سلامت خانواده در اين روند مشخص مي شود. خانواده سالم با پاسخگويي مناسب به سوالات و نيازهاي کودکان، زمينه را براي ورود به مرحله بلوغ فراهم و حريم ها را تعريف و مشخص مي کند. بي اطلاعي يا داشتن اطلاعات غلط در دوره نهفتگي مي تواند منشاء اضطراب و کنجکاوي نادرست در فرد شود. بنابراين، بايد توجه داشت که نوع برخوردها در دوره نهفتگي جنسي، آسيب پذيري يا قدرت فرد را رقم مي زند. به عبارت ديگر، اگر مؤلفه هاي خانواده سالم نباشد، بچه ها در گذر از دوره نهفتگي جنسي به دوره اول بلوغ آسيب پذير مي شوند و قربانيان جنسي يا مرتکبان آزار و اذيت جنسي از همين قشر آسيب پذير برمي خيزند.مشکل از آنجا شروع مي شود که معمولا ً بچه هايي که دوران نهفتگي جنسي خوبي را تجربه نکرد ه ا ند و به مرحله 11 تا 15 سالگي رسيده اند، در دوره بلوغ دست به کنجکاوي مي زنند و با استفاده از کودکاني که در دوره نهفتگي جنسي به سر مي برند، يافته هاي خود را به تجربه عملي تبديل مي کنند.از سوي ديگر، در همين دوره و ابتداي دوره بلوغ، کودکان تمايل دارند که از مسائل جنسي آگاه شوند و همين سبب مي شود که به راحتي فريب بخورند و قرباني سوءاستفاده ها شوند. به همين دليل به والدين تاکيد مي شود در دوره نهفتگي جنسي و مرحله اول بلوغ، نظارت غيرمستقيم و مطلوبي بر فرزندان شان داشته باشند.
عناوين اين صفحه
شکارچي کودکان در برابر جوخه اعدام
سرقت 300 ميليون توماني از خريداران سکه هاي عتيقه
کلاهبردار يک ميليارد توماني دو همدستش را فروخت
نقش دوران نهفتگي جنسي در تولد مجرمان متجاوز
کشف جسد حين گودبرداري ساختمان
فيلمبرداري از روابط نامشروع
آشتي دادن والدين، انگيزه ربودن خواهر
فرصتي دوباره براي نوجوان محکوم به قصاص

کشف جسد حين گودبرداري ساختمان
گروه حوادث؛ جسد مردي ناشناس هنگام گودبرداري يک ساختمان قديمي کشف شد.به گزارش خبرنگار ما، ديروز هنگامي که کارگران در حال گودبرداري يک ساختمان قديمي در جنوب نواب بودند خود را در برابر اسکلت يک انسان ديدند و بلافاصله موضوع را به پليس اطلاع دادند. دقايقي بعد محمدحسين شاملو بازپرس ويژه قتل تهران، کارآگاهان جنايي و پزشکي قانوني در محل حاضر شدند و در بررسي هاي اوليه احتمال دادند جنازه متعلق به مردي است که 20 تا 30 سال قبل کشته و جسدش در آن خانه دفن شده است.هم اکنون جسد به پزشکي قانوني انتقال يافته است.


فيلمبرداري از روابط نامشروع
چهار تبهکار که از رابطه خود با زنان خياباني فيلم مي گرفتند و مي فروختند با تلاش پليس دستگير شدند.به گزارش «ايسکانيوز» افسران کلانتري 11 «گچساران» کهکيلويه و بويراحمد، هنگام گشت زني در حوزه استحفاظي خود به دو موتورسوار به نام هاي «مهرداد الف.» و «بهنام ب.» مشکوک شدند و در بازرسي هاي بدني از آنها چند حلقه سي دي مستهجن کشف کردند.متهمان که ابتدا منکر جرم شان بودند و مي خواستند با ارائه اطلاعات ضد و نقيض مسير رسيدگي به پرونده را به بيراهه بکشند به دنبال بررسي فيلم ها به بن بست خوردند و از آنجا که تصوير مهرداد و بهنام به همراه چهار زن و مرد ديگر در فيلم به خوبي نمايان بود، مجرمان به ناچار همدستان شان را معرفي و فاش کردند با فيلمبرداري از رابطه هاي خود با زنان خياباني فيلم ها را به صورت سي دي تکثير مي کردند و مي فروختند. اکنون تجسس هاي پليس به منظور دستگيري همدستان مهرداد و بهنام ادامه دارد.از سوي ديگر دادگستري آذربايجان غربي از بازداشت دو عضو شبکه تهيه و توزيع فيلم هاي مستهجن خبر داد. اين تبهکاران در بازجويي ها به آزار يک دختر جوان و تهيه فيلم و عکس با گوشي تلفن همراه اعتراف کردند و اکنون تحقيق هاي تکميلي درباره پرونده ادامه دارد.


آشتي دادن والدين، انگيزه ربودن خواهر
دختر جوان براي آشتي دادن پدر و مادرش خواهر کوچک خود را ربود.سرگرد محسن اقباليان در گفت وگو با ايسنا گفت؛ در پي اعلام اين آدم ربايي، تحقيقات اوليه نشان داد اين دختربچه از سوي خواهر بزرگترش به نام «آرزو» ربوده شده است. وي افزود؛ اين در حالي بود که آرزو در جريان بررسي هاي به عمل آمده به ماموران گفت به دليل تنبيه پدرش، خواهر کوچکش «شقايق» را در منزل يکي از دوستانش پنهان کرده است. سرگرد اقباليان همچنين اضافه کرد؛ بر اساس اظهارات آرزو وي پس از دعواي پدر و مادرش، شقايق را ربوده و قصد داشته با اين کار آنها را آشتي دهد.


فرصتي دوباره براي نوجوان محکوم به قصاص
يک نوجوان محکوم به قصاص با پذيرفته شدن درخواست اعاده دادرسي در ديوان عالي کشور، فرصتي دوباره يافت.محمد مصطفايي در اين باره اظهار داشت؛ طبق محتويات پرونده «رضا» 17 ساله متهم به مباشرت در قتل عمدي «اسماعيل» با وارد کردن ضربه چاقو به گردن وي است. وي با بيان اينکه قتل در 15 دي ماه سال 81 در شهرستان فسا به وقوع پيوست، گفت؛ طبق محتويات پرونده رضا به همراه دوستانش روز حادثه در خيابان فيروزآبادي شهرستان فسا ايستاده بودند که سه نفر از جمله مقتول به طرف آنها مي آيند و در اين ميان بين آنها درگيري جزيي پيش مي آيد و اسماعيل با نانچيکو چند ضربه به رضا وارد مي کند که وي در اثر اين ضربات از ناحيه سر مصدوم مي شود و براي دفاع چاقويش را درمي آورد و ناگهان ضربه يي به گردن مقتول وارد مي کند که اسماعيل در اثر شدت جراحت وارده در بيمارستان فوت مي شود. مصطفايي افزود؛ دادگاه پس از محاکمه حکم قصاص رضا را صادر کرد اما قضات شعبه 16 ديوان عالي کشور اين حکم را با پذيرش امکان دفاع مشروع نقض کردند و پرونده را براي رسيدگي مجدد به شعبه ششم دادگاه فسا ارجاع دادند که اين شعبه نيز حکم به قصاص متهم داد. وي گفت؛ بعد از صدور مجدد حکم قصاص رضا نسبت به راي صادره از شعبه ششم دادگاه فسا اعتراض کردم و پرونده به هيات عمومي ديوان عالي کشور ارجاع و اين هيات در راي اصراري حکم قصاص متهم را صادر کرد و پرونده به شعبه اجراي احکام ارسال شد. وکيل اين محکوم به قصاص افزود؛ در ادامه پرونده به تهران ارسال شد و رئيس قوه قضائيه آن را براي انجام صلح و سازش به شوراي حل اختلاف ارجاع داد. وي با بيان اينکه اولياي دم در جلسه شوراي حل اختلاف با حضور دادستان فعلي فسا و رئيس شوراي حل اختلاف و تني چند از معتمدان محلي در ازاي اعلام رضايت، تقاضاي دو ميليارد ريال ديه کردند، گفت؛ موکلم توان پرداخت اين ميزان از ديه را نداشت و به همين خاطر بدون جلب رضايت اولياي دم، پرونده به دفتر رئيس قوه قضائيه براي استيذان ارسال شد. مصطفايي افزود؛ با توجه به اخذ دلايل جديد مبني بر تاييد دفاع مشروع در اين پرونده، اعاده دادرسي را تقاضا کرديم و موضوع در ديوان عالي کشور مطرح شد و پرونده را از دادگاه فسا خواستند. وي ابراز عقيده کرد؛ با توجه به پذيرش اعاده دادرسي از سوي ديوان عالي کشور بايد مجدداً پرونده مورد بررسي قرارگيرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام