
الهه موسوي
درست يک سال پيش در همين ماه در روز جهاني تالاب ها، خبري روي سايت هاي خبرگزاري ها و تيترهاي رسانه ها آمد که در آن گفته شده بود؛ «هفت تالاب ايران در فهرست قرمز کنوانسيون رامسر قرار گرفت.» اين خبر همانقدر که تکان دهنده بود تاسف برانگيز نيز بود، از اين حيث که حوادث پيش آمده قبل و بعد از انتشار اين خبر در حوزه تالاب هاي ايران نشان از يک فاجعه داشت، فاجعه يي بسيار فراتر از تخريب تالاب هاي کشوري که روي نوار نيمه بياباني زمين قرار گرفته است. حادثه يي شوم که مي توان نام آن را بي خبري گذاشت. بي خبري از اهميت اکوسيستمي بي نظير و ارزشمند که آن را به جاي تالاب «زمين مرده و بي خاصيت» مي نامند.
تعريف تالاب
طبق کنوانسيون رامسر (1971)، مناطق پست باتلاقي، مردابي، آبگيرهاي طبيعي يا مصنوعي و دائمي يا موقت داراي آب ساکن يا جاري شيرين، نيم شور و از جمله مناطق داراي آب هاي دريايي که عمق آنها در حالت جزر کامل 6 متر بيشتر نباشد تالاب ناميده مي شود.اهميت استفاده معقولانه و علمي از اين مناطق در دستيابي به توسعه پايدار بسيار موثر است تا آنجا که به عنوان يکي از مهم ترين اهداف کنوانسيون رامسر از آن ياد شده است.
کارشناسان مي گويند تالاب ها فوايد بسيار زيادي براي جوامع همجوار خود دارند که کمتر بدان پرداخته شده است. از جمله اين فوايد مي توان به کنترل سيلاب ها، تجديد حيات آب هاي زيرزميني، تثبيت خطوط ساحلي در برابر توفان ها، حفظ و تکثير ذخاير تنوع زيستي، پالايش آب و تکثير و توليد محصولات داخل تالاب اشاره کرد. علاوه بر آن تالاب ها داراي ارزش هاي فرهنگي، تاريخي هستند و مي توانند به عنوان کانوني براي توسعه صنعت اکوتوريسم و تحقيق و مطالعات علمي مورد استفاده قرار بگيرند.
براساس برآوردهاي انجام شده ارزش افزوده هر هکتار تالاب معادل 20 هزار دلار است که در برابر ارزش افزوده هر هکتار جنگل که 1500 دلار و زمين کشاورزي که تنها 120 دلار تعيين شده رقم قابل توجهي است.عبدالرسول سلمان ماهيني دکتراي محيط زيست از دانشگاه ملي استراليا درباره ارزش تالاب براي مناطق همجوار به اعتماد گفت؛ «تالاب ها در واقع بخشي از فرآيند آبخوان داري هستند (فعاليت هايي که درصدد است سرعت انتقال آب از بالاترين نقطه يک محيط به پايين ترين نقطه يعني دريا و درياچه را کاهش دهد تا فرصت استفاده بيشتر از آب را بيابيم). ما هزينه هاي زيادي را صرف مي کنيم تا چاله و حوضچه و سد بسازيم و آب را با آنها براي استفاده هاي مختلف ذخيره کنيم اما به تالاب ها که به طور طبيعي اين عمل را برايمان انجام مي دهند بي توجه هستيم.»
او به کارکردهاي ديگر تالاب اشاره مي کند؛ «تالاب ها علاوه بر اينکه محل تکثير و پرورش برخي آبزيان هستند محل کامل شدن چرخه زندگي برخي پرندگان نيز هستند و به عنوان سيل گير در منطقه عمل مي کنند. آنها رسوبات آب را مي گيرند و همچنين به عنوان يک فيلتر طبيعي براي جذب آلودگي ها عمل مي کنند. برخي گياهان تالابي آب را پالايش کرده، آب پاکيزه تري به دريا ريخته مي شود و در نتيجه آبزيان در محيط سالم تري زندگي مي کنند.»
پروفسور علي يخکشي فوق دکتراي محيط زيست از دانشگاه ژرژ اگوست آلمان نيز درباره فايده تالاب ها مي گويد؛ «از نظر چشم انداز زيبا و بهسازي محيط، تالاب ها اهميت فراواني داشته و يکي از مهم ترين نقاط جذب گردشگر به حساب مي آيند. علاوه بر آن، محل زندگي پرندگان مهاجر هستند و مي توانند به عنوان مکان هاي آموزشي و تحقيقاتي نيز مورد استفاده قرار گيرند. تالاب ها متعادل کننده سطح آب هاي زيرزميني هستند و همچنين تعديل کننده آب و هواي مناطق همجوار خود به حساب مي آيند.»
هفت تالاب در خطر جدي در ايران
سال گذشته مسوولان محيط زيست کشور از قرار گرفتن هفت تالاب ايران در فهرست قرمز رامسر خبر دادند. دلاور نجفي معاون محيط طبيعي سازمان محيط زيست در اين باره هشدار داد که اين مساله، هشداري ملي براي ماست و ايران بايد هرچه سريع تر مشکلات ايجاد شده براي اين تالاب ها را رفع کند. او گفت که وضعيت تالاب ها در شمال و جنوب کشور چندان مطلوب نيست و تعادل اکولوژيک آنها در حالت شکننده و ناپايدار قرار گرفته که ضرورت اقدام فوري و اساسي را طلب مي کند. نجفي همان وقت با توجه به آمارها و مستندات نگران کننده از وضعيت بحراني تالاب هاي مهم کشور به مسووليت سنگين سياستگذاران، برنامه ريزان و مديران اجرايي براي توجه جدي به اين مواهب بي بديل و محيط هاي باارزش اکولوژيک و بيولوژيک کشور اشاره و تاکيد کرد که بايد هرچه زودتر تالاب ها را از اين بحران خارج کنيم.
تالاب انزلي خبرسازترين تالاب
تالاب انزلي يکي از پرمناقشه ترين سال ها را در عمر چندهزارساله اش گذراند. اين تالاب که علاوه بر ارزش هاي اکولوژيک، تالابي باستاني و تاريخي به حساب مي آيد در يک سال اخير در صدر جدول خبرسازان ايران قرار داشت که در بين دوراهي ماندن يا نماندن قرار گرفت. ماجرا از اين قرار بود که پروژه کنارگذر انزلي که قرار بود براي کاهش بار ترافيکي شهر انزلي در ماه هاي پرسفر سال ساخته شود، بدون تعيين مسير قبلي، سر از وسط تالاب درآورد. پس از اعلام مخالفت سازمان حفاظت محيط زيست با اين طرح، به دليل ضربه يي که به تالاب انزلي مي زد طرح فوق براي مدتي متوقف شد اما با رايزني ها و اعمال نفوذ سياسي برخي نمايندگان و مسوولان سياسي استان گيلان مجدداً شروع شد. متاسفانه با تمام فريادها و هشدارهاي متخصصان، مديران اداره کل محيط زيست گيلان و کارشناسان دانشگاهي مبني بر غيرعلمي و غيرقانوني بودن عبور کنارگذر از قلب تالاب، اين پروژه ادامه يافت تا آنجا که اوايل دي ماه امسال در اثر 1500 متر پيشروي پيمانکار کنارگذر به تالاب، بيش از 300 هکتار از مساحت تالاب انزلي خشک شد.
تالاب شادگان، قرباني احداث نيروگاه گازي
هرچند مسوولان محيط زيست خوزستان به اعتماد گفتند که ساخت نيروگاه گازي در نزديکي تالاب بين المللي شادگان هيچ خطري براي تالاب ندارد، اما متخصصان دانشگاهي خلاف اين عقيده را داشتند. با همه مخالفت ها بخش عمده يي از عمليات احداث اين نيروگاه انجام شد. علاوه بر احداث نيروگاه گازي، تالاب شادگان در معرض خطرات ديگري مانند ريزش پساب و فاضلاب هاي نيشکر، فاضلاب هاي انساني، کمبود ريزش آب رودخانه «جراحي»، شکار غيرمجاز، تغيير کاربري، ميزان زياد آلودگي نفتي و غيرنفتي و دفن زباله هاي شهري قرار دارد.
آلاگل و صوفي کم در معرض تهديد احداث پتروشيمي
هنوز مطالعات ارزيابي طرح پتروشيمي گلستان انجام نشده بود که کلنگ احداث آن در نزديکي تالاب صوفي کم به زمين خورد. بعد از آن به سرعت و بدون موافقت سازمان محيط زيست، عمليات زه کشي اين طرح در ضلع غربي اين تالاب انجام شد و البته به سرعت با واکنش محيط زيست استان گلستان روبه رو و متوقف شد. اما با اينکه طرح ادامه پيدا نکرد و پتروشيمي نيز از اين نقطه نقل مکان کرد، کانال حفر شده در تالاب صوفي کم همچنان باقي ماند و با جمع آوري و جذب آب باران در دل خود باعث خشک شدن بخشي از تالاب شد.
تالاب بين المللي آلاگل نيز از خطر در امان نماند. شکار غيرقانوني و حتي قانوني، جاده احداث شده در جوار اين تالاب، کانال کشي در کنار تالاب و احداث سد خاکي در بالادست اين تالاب نيز از تهديدهاي جدي اين تالاب به حساب مي آيند.
بقيه تالاب هاي کشور نيز هر يک به نوعي درگير خطرات متعددي بودند؛ از تالاب پريشان و اروميه گرفته تا تالاب گاوخوني و ميانکاله. اما آنچه مهم است ديدگاهي است که باعث بي توجهي به تالاب ها شده و تا آنجا پيش مي رود که يک نماينده با صراحت کامل و حتي با افتخار به رسانه ها مي گويد؛ «اين زمين هاي مردابي چه اهميتي دارد، اگر آنها را خشک کنيم و از زمين هاي آن براي مردم استفاده کنيم خيلي مفيدتر است.» (نقل به مضمون)
چه بايد کرد
دکتر ماهيني معتقد است اينکه همه ساله درباره خطر تخريب تالاب ها نوشته و گفته شود، مشکل چنداني حل نخواهد شد. او تاکيد مي کند که سازمان حفاظت محيط زيست کشور بايد راهبردي براي تالاب هاي تخريب شده ارائه دهد تا مشخص شود که قرار است مسائل اين تالاب ها تا چه زماني و چگونه حل شود.
او مي گويد؛ خوب است همان طور که براي خانوارها سبد تغذيه تعريف شده، براي آنها سبد طبيعت خانوار تعريف و مشخص کنيم که براي هر ايراني چه مقدار جنگل، مرتع، تالاب و... داريم و چقدر بايد داشته باشيم؟ سازمان خوب است بگويد که در درازمدت چه استراتژي براي رفع تخريب تالاب ها دارد.
او ضمن اشاره به اهميت آموزش تاکيد کرد؛ «آموزش مديران ارشد و مردم به عنوان دو قطب مهم و موثر بر محيط زيست کشور، امري بسيار ضروري است که اگر آموزش يکي از اين دو بدون ديگري صورت بگيرد راه به جايي نمي بريم.»
ماهيني درباره عدم توجه به محيط زيست در بين مديران ارشد اجرايي گفت؛ «هم اکنون معاونت برنامه ريزي استانداري متولي ارزيابي و آمايش سراسر ايران است و نظرات سازمان محيط زيست و کارشناسان اصلاً به کار گرفته نمي شود که اين خود يکي از مشکلات مناطق از جمله تالاب هاي ماست.»
پروفسور يخکشي نيز ضمن اشاره به نقش اطلاع رساني در فرهنگ سازي محيط زيستي گفت؛ «فرهنگ سازي زماني موثر است که همه جانبه باشد و يک نسل را دربر گيرد. يعني دانش آموز ما در کنار فيزيک و شيمي و جامعه شناسي، محيط زيست را بخواند و دانشجوي ما در هر رشته يي، واحد محيط زيست را بگذراند. آن وقت مي توان اميدوار بود که قاضي و وکيل مدافع ما متوجه جايگاه يک مجرم زيست محيطي بشود و مهندس جاده ساز و راه ساز و سدساز ما هم توجه کند که ساخت و ساز بدون رعايت ملاحظات زيست محيطي منجر به بروز اختلالات اساسي در محيط زندگي انسان ها مي شود.»
او درباره تخريب تالاب هاي ايران و قرار گرفتن آنها در ليست قرمز کنوانسيون رامسر گفت؛ «همچنان که از اسم آن پيداست، چون ما بنيانگذار کنوانسيون رامسر هستيم حق آب و گل بيشتري در حفاظت از تالاب ها داريم. بي توجهي به تالاب از سوي ما از منظر سياسي، اجتماعي و بين المللي داراي آثاري نامطلوب است، درست مثل اين است که يکي از همسايگان شما مقررات آپارتمان نشيني را رعايت نکند. ما بايد الگوي ديگر کشورها در اين راه باشيم و جايگاه علمي و اجتماعي- سياسي کشور را بدين وسيله بالا ببريم.»