دوشنبه، 15 بهمن 1386 - شماره 1607
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: كتاب
درباره رمان «آخرين سفر زرتشت»
نگاهي کهنه به پيامبري کهن

فرشته احمدي

آخرين سفر زرتشت

فرهاد کشوري

نشر ققنوس

چاپ اول-1386

قيمت؛ 4500 تومان

تعداد؛ 2200 نسخه

 



با توجه به ويژگي هاي دين زرتشت و سازگاري اش با روح مدرنيستي حاکم بر جوامع امروز، اصلاً عجيب نيست که نويسنده يي تلاش کند رماني درباره اين آيين کهن بنويسد اما عجيب است اگر تمام وجوه مدرن آن را به فراموشي بسپارد و در نوشتن رمانش به نگارش زندگينامه يي بي ضرر بسنده کند.

عدم توجه به جزئيات و تعيين حد و مرز امور کلي در گاتا ها، بذل توجه فراوان به خرد و عقلاني بودن امور، توجه به پاکيزگي محيط زيست، اختياري بودن دينداري و علاوه بر همه اينها، آگاهي زرتشت بر تمام مسائلي که بعد از برگزيده شدن مامور تبليغ شان مي شود، يعني همان چيزهايي که پيش از پيامبر شدن مي دانسته، در رمان «آخرين سفر زرتشت» بدون تاکيد و برجسته سازي و بدون افزودن وجه دراماتيک، در داستاني نمايش گونه و خطي آورده مي شوند. ماجراي تعقيب و گريزهاي زرتشت، مهاجرتش به باکتريا، از سر گذراندن آزمون مس و... همه طوري بازگو مي شوند که تفاوتي با کتابي تحقيقي درباره دين زرتشت ندارد.

تنها جايي که نزديک است رمان از کلي گويي و ذکر وقايع تاريخي بگذرد و وارد حيطه داستان پردازي شود، جايي است که همسر او، آناهيد، به ماجراي عاشقانه زرتشت و راميس پيش از ازدواجش با او، پي مي برد. اما بسيار زود و پيش از آغاز هر نوع تنشي، ماجرا فيصله مي يابد و اطلاع از مرگ راميس نقطه پاياني است بر تخيل قصه گو.

حتي تاريخ نويسان نيز درباره بسياري از مسائل مربوط به زرتشت از جمله محل و زمان تولدش، محل دفنش و برخي اصول ديني منسوب به او، با يکديگر توافق ندارند.

بنابراين نويسنده با تاريخي سفت و سخت و غيرقابل تغيير مواجه نبوده که نتواند در آن دخل و تصرف کند و علاوه بر آن تعصب ديني، آنچنان که در اديان ديگر، مانعي است براي نوآوري، سد راه فرهاد کشوري نبوده تا اندک توقع خواننده را برآورده سازد. به عنوان مثال فصلي که زرتشت را وادار مي کند براي اثبات ادعاي پيامبري اش آزمون مس گداخته را از سر بگذراند، مي توانست فصل بسيار درخشاني باشد از حيث توجه از ديدگاهي تازه به زرتشت، پيامبري که هيچ معجزه يي ندارد. در آزمون مس، گوشت سينه اش مي سوزد و از بخت و اقبال بلند است که زنده مي ماند.

اما بعدها مردمي که شاهد اين آزمون نبوده اند درباره اش قصه ها مي سازند که آتش بر زرتشت سرد شده و به او آسيبي نرسانده تا پيامبر خود به سخن آيد که آزمون راست گفتاري با جسم اشتباه ا ست و آتش، تن او را سوزانده و... اما در داستان کشوري اين وجه تمايز بسيار مهم در حد نقل يکي ديگر از سوءقصدهايي که به جان زرتشت شده، خلاصه مي شود و پيش از آنکه در ذهن خواننده به نکته يي درخور توجه تبديل شود به فهرست ساير حوادث مي پيوندد و تمام.نقالي کشوري از زمان توجه زرتشت به آزار حيوانات در معبد ميترا، يعني از زمان شک او به عقلاني بودن آيين ها و مراسم رايج، آغاز مي شود تا زمان مرگ او. اما حتي نقالاني که قصه يي را سينه به سينه نقل مي کنند، حين نمايش پرده يا عوض کردن آن، با دخالت دادن نحوه تفکر خود و احساس شان درباره آنچه روي داده سخن پردازي مي کنند و هر نقالي که افکار جالب تري را به قصه معمول بيفزايد نقلش شيرين تر مي شود و شنوندگان مشتاق تر براي شنيدن چندباره داستاني که با زبان آوري نقالي خبره، براي نمونه به زندگي معاصر آنها پيوند خورده.

عدم ارتباط داستان کشوري با انسان امروز، يکنواختي ريتم داستان، عدم وجود نقاط عطف دراماتيک، شخصيت پردازي ضعيف به خصوص در مورد اطرافيان زرتشت، بي توجهي به مسائل روانشناختي، داستان «آخرين سفر زرتشت» را به قصه يي کهنه و بدون پيرنگ شبيه ساخته؛ قصه يي که موعد تعريفش گذشته، حوصله خواننده را سر مي برد، هيچ گونه احساس همذات پنداري در او ايجاد نمي کند و هيچ نشاني از انسان امروزي را در خود ندارد.



نگاهي به کتاب «ميلاد زخم؛ جنبش جنگل و ...»



نيمه تاريک جنبش جنگل

ميلاد زخم

خسرو شاکري

ترجمه؛ شهريار خواجيان

نشر اختران

چاپ اول-1386

قيمت؛ 12000 تومان

سجاد صاحبان زند



يکي از مسائلي که به جذابيت و پويايي تاريخ کمک مي کند، دست يافتن به اطلاعات تازه و سندهاي دست اولي است که به دلايلي از انتشار آنها جلوگيري به عمل آمده است. اين اسناد به دلايلي متفاوت انتشار نيافته اند، گاه به دليل آنکه فاش شدن اطلاعات به سود دارندگانش نبوده و گاه از آن رو که پخش آنها مي توانسته منافع آينده ايشان را به خطر اندازد. از اين دست اسناد مي توان به دخالت سيا و دولت امريکا در کودتاي 28 مرداد اشاره کرد، که گمانه زني هاي فراواني در موردش وجود داشت تا اينکه در کمتر از 10 سال پيش برخي از اسناد مرتبط با آن از سوي وزارت امور خارجه امريکا منتشر شد. به گفته بسياري از دانايان اين واقعه تاريخي، دولت امريکا هنوز سندهاي مهمي را در اين رابطه منتشر نکرده است. مسائلي اينچنيني در مورد ديگر دولت هاي جهان از قبيل دولت بريتانيا و روسيه نيز کم نيستند، اين دو دولت و چند دولت مرتبط با سياست خارجي ايران هنوز اسراري مگو از مسائل سياسي ايران در ادوار گذشته را پنهان مي کنند، چرا که انتشار آنها به طور قطع به مشکلاتي برايشان در ارتباط سياسي با ايران خواهد انجاميد. البته گاه به گاه و به دليل پيدايي مسائلي در سياست روز، اين دولت ها برخي از اطلاعات نه چندان مهم را منتشر مي کنند. به عنوان نمونه پس از فروپاشي شوروي سابق، بسياري از اسناد ارتباط خارجي و مسائل مرتبط با حزب کمونيست اين کشور افشا شد. البته به طور قطع هنوز اطلاعات و اسنادي هست که وارث اتحاد جماهير شوروي روسيه، آنها را در صندوقخانه هايش نگاه داشته است. از جمله اسنادي که بعد از فروپاشي شوروي به دست آمد مي توان به مدارکي اشاره کرد که به دو واقعه مهم شمال کشور ارتباط دارند؛ قيام جنگل و مساله جمهوري خودمختار آذربايجان. اسناد و مدارکي که در جمهوري آذربايجان پس از جدايي اش از روسيه به دست آمد، اسرار و گره هاي اين دو واقعه تاريخي را با ابعاد تازه يي روبه رو کرد. در مورد جمهوري خودمختار آذربايجان و پيشه وري کتاب هاي بسياري نوشته شد، همين طور در مورد جنبش جنگل و ميرزا کوچک خان. يکي از اين آثار که به تازگي منتشر شده، «ميلاد زخم؛ جنبش جنگل و جمهوري شوروي سوسياليستي ايران» نام دارد که توسط خسرو شاکري نوشته شده است.

کتاب «ميلاد زخم» جدا از آنکه به طور کلي محتوايش را مورد پذيرش قرار دهيم، چند نکته مهم را پيش روي ما خواهد گذاشت. اولين نکته را بايد در همان يافتن اسنادي تازه و دست اولي جست وجو کرد که اسرار مگوي يک سوي ماجرا را در دسترس ما مي گذارد. دولت شوروي که سوداي جهاني شدن کمونيسم را داشت، در آن سال ها در بسياري ديگر از وقايع شمال کشور نيز به مداخله پرداخت. از اين روست که انتشار مدارکي توسط دولت مداخله گر و به گمان بسياري حامي ميرزا کوچک، گامي است جهت شناخت اين واقعه مهم تاريخ معاصر، هر چند به قاضي رفتن يک طرفه، به عدالت نخواهد انجاميد.«ميلاد زخم» از سوي ديگر، خواننده را با ابعاد مختلف ماجرا آشنا مي کند. البته اين نکته به آن معنا نيست که خواننده تمامي ابعاد ماجرا در اين کتاب خواهد خواند، چرا که اين نکته چه به لحاظ حجم کتاب که به هر حال با محدوديت همراه است و چه به لحاظ آراي مولف که به هر حال يک سوي ماجرا را پررنگ تر مي بيند، شدني نيست. با اين همه نويسنده پيش از آنکه به ماجراي اصلي کتاب که همانا ارتباط رهبران جنگل و لنين و سپس خيانت اين دولتمرد کمونيست به جنگليان است، بپردازد، نکات ديگري بيان مي کند که به فهم مطلب و به طور اعم چگونگي پيدايش قيام جنگل کمک فراواني مي کند. پس از درآمد مترجم فارسي، ديباچه مترجم و چند بخش آغازين ديگر، سه بخش اول کتاب را همين مسائل در بر مي گيرد که بسيار خواندني و پرمغز هستند. پس از اين است که مولف به مساله مذاکره و حمايت اوليه دولت لنين از ميرزا کوچک و سپس اختلاف ميان ايشان مي پردازد. شاکري در اين بخش ها نيز در تلاش است تا ابعاد مختلف ماجرا را بر ما بنماياند، اما به هر حال همان طور که وي در مقدمه نيز مي گويد، خود نيز هنوز برخي از اسناد منتشر شده را در اختيار نداشته است. تلاش او براي واگويي و تحليل اين اسناد ستودني است، هرچند که نمي توان آنها را کامل دانست. «ميلاد زخم» را بايد شروعي ديگر دانست بر جنبش جنگل و تا روشن تر شدن اين واقعه مهم تاريخي، به پژوهش پرداخت.



نگاهي به مجموعه شعر «آسمان حرفي از گيسوان لي لي بود» از ثريا داوودي

ماندگاري يا فراموشي



اميد سليمي

آسمان حرفي از گيسوان لي لي بود

ثريا داوودي

انتشارات پازيتيگر

چاپ اول-1386

قيمت؛ 1100 تومان

 



پاييز امسال ثريا داوودي حموله، پس از 4سال سکوت، مجموعه يي از جديدترين اشعار نو خود را با نام «آسمان، حرفي از گيسوان لي لي بود» با مشارکت انتشارات پازيتيگر به کتابفروشي ها فرستاد. از اين شاعره کم کار که اصالتاً بختياري است و در اصفهان سکونت دارد، تاکنون مجموعه شعر «اوفيليا، تو نيستي با گيسوانت حرف مي زنم» و مجموعه داستان «پسر ايل» به همراه تعدادي مقالات ادبي و نقد منتشر شده که نشان مي دهد حوزه کار وي بسياري از جنبه هاي ادبيات را دربرمي گيرد. ولي آنچه از مجموعه «آسمان...» برمي آيد، حضور ديرگاه شاعري نوپرداز و نوگرا در زمينه يي است که مي توان گفت چندي است ساير شاعران و داستان نويسان در آن فعاليتي چشمگير دارند. وقتي اشخاصي مانند کيومرث منشي زاده، رزا جمالي و بهزاد خواجات در زمينه اين گونه شعرسرايي، براي خود نام و نشاني دست و پا کرده اند، پس بيراه نيست اگر در شگردهاي به کار رفته داوودي اندکي دنباله روي از ساير نامداران اين گونه شعرگويي را مشاهده کنيم. با اين همه «آسمان...» مجموعه يي دلنشين و قابل تحمل است که در اين - به قول غلامحسين بابادي شاعر نام آشناي خوزستاني- وانفساي شعرگويي و شلم شورباي ادبي، غنيمتي درخور است.

آثار و احوال و محتويات اين مجموعه نشان مي دهد راهي را که ثريا داوودي در مجموعه شعر پيشين خود برگزيده، در اين کتاب با شدت و غلظت بيشتري ادامه داده است تا اين راه با او چه کند؛ راهي سنگلاخ و صعب که به گفته برخي منتقدان شايد از «شعر متفاوط» سر دربياورد يا چاره يي به جز آويختن در دامان نظريات سوپرپست مدرنيستي رضا براهني نداشته باشد.در دفتر اول اين مجموعه که «صداي کفش هاي دختر جنوب» و «دختر آينه بر دوش» را ساخته، همتي براي آفريدن شعر بلند به چشم مي خورد. در اين دو شعر بلند که مانند سنت اشعار شاعراني چون رمبو، ريلکه و در ايران سهراب سپهري، سعي شده حال و هواي يکسان و احساس مشترکي دنبال شود، برخي مولفه هاي خاص به چشم مي خورد. شايد اين مولفه ها نتوانسته آنچنان که بايد و شايد اثرگذاري دقيق و سرراستي بر مخاطب بگذارد - که دليلي ندارد فکر کنيم شاعر دنبال اثرگذاري بوده است، ولي بايد پذيرفت گسست هايي زباني، شکلي و مفهومي، گونه شعر داوودي را اندکي به سمت پريشاني و عصبي بودن کشانده است. تلاشي محتاطانه براي شکستن ساختار زبان در اين دو شعر، به وضوح ديده مي شود. به عنوان نمونه در صفحه 19 مجموعه، شاعر مي سرايد؛ «تو شکل خودت هم نبودي/گول همين نقطه ها را خوردي/ تمام رودخانه ها را گشتم/ تا تو را از خواب ماه بيدار کنم/ از خطوط خواب ها پل مي سازم/ نه براي تو/ براي همه پروانه ها» يا در صفحه 31؛ «با حروف نام ات چه کنم؟ يک دهان و/ اين همه حوا/ تا مي توانيد حروف نام ما را آسياب کنيد». شاعر در پي يافتن گزاره هاي ديگري از ظرفيت زبان فارسي است که صد البته با حسابگري فراواني روي کاغذ آمده است تا مبادا ناگهاني و آشکار ريخت و ساختار اصلي زبان در هم شکند، ولي در لايه هاي زيرين خود، هدفي به جز بي توجهي به قواعد يا به بياني ديگر قواعد نو آفريدن را دنبال نمي کند.شايد به نظر برسد اين حسابگري در دفتر دوم مجموعه، چندان رعايت نشده است، از همين رو است که شعرهاي دفتر دوم اصالت معناداري نسبت به دفتر اول يافته اند، زيرا حداقل تکليف خود و مخاطبان شان را شفاف تر کرده اند.مي توان اظهار داشت داوودي بسيار بيشتر از همه در اين مجموعه - بر خلاف «اوفيليا، تو که نيستي...» - به دنبال تغييرات در زبان و سنت زبان آوري شاعران پارسي گوي بوده است. گويي روح سرکش ريچارد براتيگان نويسنده و شاعر پست مدرن امريکايي در او حلول کرده است، چرا که شباهت تام و تمام انديشه براتيگاني که با زبان و ساختارهاي کلام ويرانگرانه برخورد مي کند، در تک تک سطور کتاب جديد او موج مي زند.

هر چند پست مدرنيسم براتيگان بر جنبه هاي ناهمگون زندگي امريکايي (از نوع هيپي وار دهه 70 ميلادي) تاکيد دارد و جهان بيني فلک زده براتيگاني است که شعر او را مي سازد، ولي داوودي مانند بسياري از هم جنسان ايراني و هنرمند خود، در حسرت جواني و ايام از دست رفته عمرش مرثيه سرايي مي کند.

پس چگونه مي توان همزمان با ديد اخلاقگراي زني شرقي، نوستالژياي پايدار ايراني و پست مدرنيسم هوچي براتيگان را با يکديگر پيوند زد و به خواننده سپرد؟ آيا پست مدرنيسم داوودي در سطح کلام و زبان آوري مانده يا به بن مايه انديشه متکثر، غيرقطعي و فلسفه گريز شاعران دوران پس از مدرن، چنگ انداخته است؟ به نظر مي رسد تنها زمان است که پاسخ اين سوال را خواهد داد؛ ماندگاري يا فراموشي،



نگاهي به «من گرگ خيالبافي هستم» از الياس علوي

ما مي ميريم تا عکاس تايمز جايزه بگيرد



سعدي گل بياني

من گرگ

خيالبافي هستم

الياس علوي

نشر آهنگ ديگر

چاپ اول-1386

قيمت؛ 1400 تومان

 



«من گرگ خيالبافي هستم» نخستين مجموعه شعر الياس علوي شاعر افغانستاني است.

شعرها در حال و فضايي اعتراض آميز مي گذرند؛ اعتراضي که البته در محتوا و درونه شعرها مي گذرد نه در پيکره يا نحو زبان. از سويي، شاعران صداي آشناي روزگار خويشند و کاراکتر اين شعرها نيز از اين قاعده مستثني نيست. پس صداي شعرهاي اين دفتر صداي انساني است که ساختارهاي قدرت او را چنان لهيده اند که او چار و ناچار خود را در لهيده شدن در همان ساختارها مي جويد. محرکه اين ساختارهاي قدرت، بده بستان هاي سرمايه سالاري است که چون شبکه يي تار عنکبوتي منً شعرها و تغزل او را و زن او را و پدر او را و هويت ممنوع او را به دام مي اندازند.در شعر کاکا عباس (ص 62)، کاراکتر شعري با لحني محاوره يي، روايتگري مي کند. نقش ها و کارکردها در اين روايت در همان نظام فراگير که گفته شد، عمل مي کنند. نشانه فرهنگي صريحي که در اين شعر، در همان ساختار استعمارشدگي، متمايز مي شود و هويت مي يابد، براساس دوتايي خيانت / جنايت استوار است.

در اين شعرها، نقش ها و کارکردهاي اين چرخه روايي در درون نظامي کليشه يي که گريز از مبارزه را توجيه مي کند، عمل مي کنند. اين عملگري با عناصر ثابتي اجرا مي شود. بن مايه هاي تکرارشونده يي همچون استعاره استعمارگر، انسان افغاني پذيرنده استعمار، واگويه هاي تغزلي حسرت بار، خشم فرو خورده راوي که همه اينها را درمي يابد و درمي يابد و سکوت مي کند. اين خشم پرشدت، بندي است که بندباز اگر بر يک سويش بيفتد، با لحني شعارگونه روبه رو مي شويم.و البته گاهي هم پشت اين دندان هاي کليد شده از خشم نام گل سرخي پنهان است؛ محبوبم هوس پرتقالي کرده بود/ شاخه هايم را تکان دادم/ خم شدم/ و او با دستان حريري اش ميوه ام را چيد / از آن روز بي تابم/ دارکوب ها بر سرم مي کوبند/ کودکان با سنگ به سينه ام مي زنند/ و ميوه هايم تلخ است.( از «درخت عاشق»، ص 56 ) موضع گيري اين کاراکتر به شدت انساني که هر آينه در برابر دگرگوني ها و فجايع روزگارش به ثبت و نيز واکنش در برابر آنها مي پردازد در شعري به نام «شعري متولد نخواهد شد» فاش تر است و همين آشکارگي، گويا، موجب مي شود که در اين شعر، طرف تخاطب که پدر است مشي و منشي فرزندگونه براي راوي پيدا کند. راوي در اين شعر در برابر پدر، خود را نه در متني اديپال مي بيند و نه از حرکت به سمت متن شايستگي مضطرب مي شود بلکه مدلول پدر در اين شعر همچون طرف تغزل در بسياري ديگر از شعرها، همچون شهناز در شعر «موهايت را بباف شهناز» در واقع همان کاراکتر مفقود و تراژيک انسان افغاني است. در واقع پدر در اين شعر و طرف مغازله در شعرهاي ديگر طي يک فرآيند تعميم جاي خود را به کاراکتري با هويت شکسته مي دهند که فقط براي آن ساخته مي شوند که خطاب لحن جدي و مبارزه جويانه راوي واقع شوند. همين مساله اجازه پرداخت فضا و نگاهي جزيي تر و البته منحصر به فرد را کمتر به او مي دهد. در نتيجه با فضايي تيپيک از طرف هاي پيام زباني روبه رو مي شويم.

من پوک شده ام/ و جريان خون به مغزم نمي رسد/ مادر خوبم/ اين کرم هاي سفيد روي سرت از کجا آمده اند؟/ پدرم/ موهاي درون گوشت بلندتر شده/ و تو زشت تر شده يي.( از «شعري متولد نخواهد شد»، ص 66) و اتفاقاً همين قضيه مي تواند قرائت آسيب شناسي اين مجموعه باشد. کاراکتر شعري در کتاب «من گرگ خيالبافي هستم» فاجعه را بازمي نمايد اما در اين بازنمايي آن را بيش از حد جدي مي گيرد گويا رسولي باشد که براي اعجاز و درمانگري دردهاي مردمش و جاودانه سازي فضايل مبعوث شده باشد. هر چند سليقه شعري مردم ما ثابت کرده است که معمولاً هواخواه چنين لحني است. اين مشي پيامبرگونه البته در بدترين حالت هاي ممکن رخ مي دهد. از سويي کاراکتر شعري با افراط در بازنمايي فجايعي که بر مردم افغان مي رود و تاکيد بيش از اندازه بر سرکوب تاريخي و محروميت مردمي که تحت روايت هاي کلان قدرت واقع مي شوند، در واقع به نوعي خودزني مي کند. اين واکنش اگرچه واکنشي مدرن است که مواضعي نقادانه نسبت به جريان هاي جاري جامعه اتخاذ مي کند، اين ظرفيت را دارد که با فاصله گرفتن از جواب هاي اين معادلات به مواضعي بي طرفانه تر دست پيدا کند. به عبارتي ديگر، راوي شعرها مي شد جاي آنکه به حل و فصل مسائل بپردازد با پيشاني بازتري به آنها بنگرد. قدري روادارانه و سهل گير. شايد جاي خالي طنز در اين مجموعه از همين رو باشد.البته در بهترين حالت شعرهايي هم هستند که تغزلي سرشار از ظرفيت هاي تصويري را هوشمندانه در تقابل با آن روايت شکست، شکل بندي مي کند. همين بازخورد و تقابل، کاراکتر شعري را به آن وجه عيني، غيرشخصي و البته فاصله گذار نزديک تر مي کند.در خواب هايم زني غمگين است / موهايش را در سوزن مي کند / و ژاکت مي بافد از دو در خواب هايم» (ص 89)



نگره سوم منتشر شد

نگره ( دفتر سوم)

زير نظر؛ فتح الله بي نياز،شهلا زرلکي،مسعود ميرزايي

انتشارات فرهنگ کاوش

چاپ اول؛ 1386

قيمت؛ 2000 تومان

 



سومين دفتر از نشريه «نگره» منتشر شد. «نگره» نشريه يي است ويژه نقد ادبيات داستاني که زير نظر «فتح الله بي نياز»، «شهلا زرلکي» و «مسعود ميرزايي» منتشر مي شود.

«نگره» در اين شماره به مرور آثار داستاني منتشر شده در نيمه اول سال 1386 اختصاص دارد، هر چند همان طور که «شهلا زرلکي» در مقدمه اين شماره «نگره» نوشته است «بهار هشتاد و شش دست ً پري» نداشته و به همين دليل مرور آن دسته از آثار سال گذشته که در شماره قبلي نگره از قلم افتاده بودند، در اين شماره آمده است. «جزء و جزئيات» (نقد عنايت سميعي بر از ياد رفتن محمدحسين محمدي)، «به سوي درياي مرگ» (نقد محسن فرجي بر کجا ممکن است پيدايش کنم هاروکي موراکامي)، «خاطره نگاري رکود» (نقد فرشته احمدي بر خاطرات سرد شيوا کريمي)، «ساخته شدن تاريخ» (نقد امير احمدي آريان بر بائو دولينوي امبرتو اکو) و «کلمات؛ همين و تمام» (نقد شهلا زرلکي بر کلمات ژان پل سارتر) از جمله نقدهايي است که در اين شماره از «نگره» مي خوانيد.

«زيبايي شناختي شر با نگاهي به جهان داستاني داستايوفسکي» متن سخنراني يي خواندني از «مديا کاشيگر» است که به بهانه انتشار «شياطين» با ترجمه سروش حبيبي، در دفتر سوم «نگره» منتشر شده است. همچنين در اين شماره مقاله يي مي خوانيد از «فتح الله بي نياز» با عنوان «چرا در ايران ادبيات اعترافي نداريم»، که نگاهي است فرهنگ شناختي به ادبيات اعترافي.

داستان ايران و جهان

داستان کوتاه(جلد هفتم)

دبير مجموعه؛ جواد فعال علوي

نشر حکايت قلم نوين

چاپ اول؛ 1386

قيمت؛ 4200 تومان

تعداد؛ 2200 نسخه



هفتمين جلد از مجموعه «داستان کوتاه» منتشر شد. در بخش داستان ايراني اين کتاب، داستان هاي «مانده در راه» از «علي بختياري»، «رقيه دختر ايل کرد» نوشته «حميد حسيني»، «زائر» از «نسيم خاکسار»، «راه آبي ديروز» از «عباس عبدي» و «انگار نبوده است» از «جواد فعال علوي» منتشر شده است.

در بخش معرفي دو داستان از «فريبا معزي» مي خوانيد. بخش ديگر اين کتاب به داستان هايي از «آلبرتو موراويا» و نگاهي به رمان هاي اين نويسنده ايتاليايي اختصاص يافته است. «بچه پولدار» از «اسکات فيتز جرالد» و «قصه سوم» از مجموعه «عزاداران بيل» غلامحسين ساعدي از ديگر داستان هايي است که در اين کتاب مي خوانيد.

حافظ و آيين مهر

اين آتش نهفته

فاطمه ملک زاده

نشر هزار

چاپ اول؛ 1386

قيمت؛ 6800 تومان

تعداد؛ 1100 نسخه



«اين آتش نهفته» تحقيقي است درباره ميترائيسم و تاثير آن بر شعر «حافظ». پيشگفتار اين کتاب را «دکتر عليقلي محمودي بختياري» نوشته است.

مولف، در بخش اول اين کتاب به باورهاي ديني هند و ايرانيان پيش از مهاجرت آرياييان و ميترا و معاني مختلف آن پرداخته و پس از آن وجوه ديگر آيين مهر و سير تحول آن در طول تاريخ را بررسي و معرفي کرده و آنگاه به بازتاب آيين مهر در شعر حافظ پرداخته است.

اثري از خالق ارباب حلقه ها


بچه هاي هورين

جي آر آر تالکين

ترجمه؛ فرهاد سيدلو

نشر پيام امروز

چاپ اول؛ 1386

قيمت؛ 3500 تومان

تعداد؛ 1100 نسخه


«بچه هاي هورين» اثري ديگر از «جي آرآر تالکين» است. نويسنده يي که طرفداران «ارباب حلقه ها» حتماً با نامش آشنا هستند.

در پيشگفتار اين کتاب مي خوانيد؛«بدون شک براي بسياري از خوانندگان ارباب حلقه ها، افسانه هاي دوران باستان(که قبلاً در اشکال مختلف در سيلماريليون، قصه هاي ناتمام و تاريخ زمين وسطي منتشر شده اند) تا حدودي ناشناخته اند... از همين رو از مدت ها پيش به نظر مي آمد که ارائه نسخه يي مفصل از افسانه هاي بچه هاي هورين در چارچوب يک کتاب مستقل کار خوبي از آب درخواهد آمد.»



نگاهي به کتاب بعضي ها هيچ وقت نمي فهمن

هيچ وقت دوستت را محک نزن

مهدي فاتحي

بعضي از کتاب ها رو نميشه هيچ اسمي روشون گذاشت. مجموعه داستان، گزيده گويي، مجموعه طنز... اينها اسم هايي هستن که منتقدها بعد از خوندن کارهاي نويسنده ها، روشون مي ذارن. چون بالاخره بايد به يه اسمي صداش کنند و اونها رو تو قفسه هاي ذهني شون طبقه بندي کنند و هر وقت که خواستند راجع به يه چيزي حرف بزنند تو قفسه ها دنبالش بگردند، اصلاً آدميزاد دائم حرف جمع مي کنه تا حرف بزنه. ولي نويسنده ها به اين چيزها فکر نمي کنند، اصلاً اسمش چه اهميتي داره؟

کار کورت توخولسکي به نام «بعضي ها هيچ وقت نمي فهمن» يکي از همين کتاب هاست. مجموعه يي از نوشته هاي طنز و پرمايه يي که با وجود حجم کمي که داره، اصلاً نميشه اين کتاب کوچيک رو يه باره خوند و کنار گذاشت. يا حتي يکي از داستان ها يا طنزهاش رو خوند و رفت سراغ بعدي.

هر بخش راجع به نکته يي يه، که به آدم واقعيت ها رو نشون مي ده نه راه حل ( دونستن واقعيت ها مگه نصف راه حل نيست؟ اصلاً مگه ميشه براي همه بشريت يه نسخه پيچيد؟،) اون توي کتاب به ظاهر کوچيکش از خيلي چيز ها حرف مي زنه، ولي نه خيلي زياد. از جنگ گرفته تا حرفاي جنين، فاميل، روابط و خيلي چيزهاي ديگه. اون با لحن طنزش جوري درباره يه مساله در واقع بغرنج، حرف مي زنه که انگار يه بچه داره راجع به اسباب بازي هاش حرف مي زنه.توخولسکي توي کارش هيچ راهکار يا راه حلي را پيش روي آدم نمي ذاره، فقط از واقعيت هايي که حالا تبديل به يک نکته تلخ يا طنز شدن حرف مي زنه. وقتي درباره آدميزاد حرف مي زنه مي گه؛

آدميزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد؛ يکي براي وقتي که حالش روبه راهه و يکي هم براي موقعي که حالش خرابه.

آدما به دو دسته تقسيم مي شن؛ مذکرا که نمي خوان فکر کنن، مونثا که نمي تونن فکر کنن.

نامه بابام

اون معتقده که آدم ها وقتي مشکل دارن (مگه آدم بي مشکل هم پيدا ميشه؟،) هر جاي دنيا هم که برن، مشکلشون رو با خودشون مي برن و فقط با يک سري از آدم ها مي تونن رابطه برقرار کنند؛

از اون ساعتي که بهت پودر نوزاد مي زنن تا اون ساعتي که تو قبر کرايه يي مي ذارنت، تمام وقايع عمرت فقط و فقط بين دويست نفر آدم مي مونه.

درباره جنگ و آدمکشي( اون جنگ و يه نوع آدمکشي مي دونه حالا هر جنگي و به هر دليلي) حرف هاي زيادي براي گفتن داره و خودش ميگه؛

تو زندگيم فقط يه آرزوي کوچولو دارم و اون اينه که يه بار چشامو باز کنم، ببينم زندونياي سياسي آلمان و قاضياي اونا جاهاشون با هم عوض شده.

اين آرزوي کوچولو حرف هاي زيادي براي آدم ها داره، خصوصاً براي اون هايي که الان سر جاي اون قاضي ها نشستن، و اون هايي که راه حل هر مشکلي رو پاک کردن صورت مساله مي دونن، يعني جنگ.

اون تو کارش خيلي چيزها رو زير سوال مي بره يا نگاه آدم و تيز مي کنه؛ سقط جنين، رابطه با فاميل، جنگ و اينکه چرا بعضي آدم ها نمي تونن پولدار بشن يا اينکه اگه همه دنيا رو هم بگردي فقط مي توني با دويست تا آدم سر و کار داشته باشي و بالاخره اينکه اگر کسي يه خورجين داشت که فکر مي کرد توش پر از جواهره هيچ وقت در خورجينش رو باز نکن،

وقتي «بعضي ها هيچ وقت نمي فهمن» رو مي خوني ناخواسته ياد شعرهاي هم ولايتي اون يعني برشت مي افتي. وقتي که راجع به سوپ خوردن حرف مي زنه و جنگ رو يادآوري مي کنه يا از پنچرگيري لاستيکي کنار جاده، سرگشتگي آدم ها رو نشون مي ده. اينه که اسمش رو مي ذارن هنر.

نقل از مترجم؛ کورت توخولسکي به سال 1890 در خانواده يي يهودي به دنيا آمده است. او از سال 1909 در روزنانه ها مطالب طنز چاپ مي کرد و بعد از جنگ جهاني در سال 1918 در برلين سردبير مجله UIK شد که مجله يي طنز بود. در زمان هيتلر از آلمان گريخت و به سوئيس رفت. نازي ها کتاب هاي او را سوزاندند و حتي تابعيت آلماني او را نيز لغو کردند. بعد به سوئد رفت و مدت ها تنها بود. توخولسکي در 21 دسامبر 1935 در آپارتمانش خودکشي کرد.«بعضي ها هيچ وقت نمي فهمند» با ترجمه محمدحسين عضدانلو توسط نشر افراز منتشر شده است.

irmehdi@yahoo.com

وزيرکشي در تاريخ ايران


وزيرکشي از بزرگمهر تا به امروز

جعفر مهدي نيا

انتشارات اميد فردا

چاپ اول؛ 1385

قيمت؛ 6050 تومان

تعداد؛ 2000 نسخه


«وزيرکشي از بزرگمهر تا به امروز» کتابي است که نويسنده در آن به پيشينه وزيرکشي در ايران پرداخته. مولف اين بررسي را از «بزرگمهر» به عنوان اولين وزير مقتول در تاريخ ايران شروع کرده و آنگاه کار تحقيقي خود را با «وزيران برمکي و سرانجام آنان» پي گرفته و به «خواجه نظام الملک» و «ميرزا ابوالقاسم فراهاني» و «اميرکبير» رسيده است.

عناوين اين صفحه
نگاهي کهنه به پيامبري کهن

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام