
محبوبه حسين زاده
با احياي معاونت پرورشي در وزارت آموزش و پرورش دولت نهم، دفتر فضاسازي قرآني، فرهنگي و هنري تاسيس و عليرضا رستگاران به سمت مديرکل اين دفتر منصوب شد. هرچند اين دفتر از تيرماه کار خود را آغاز کرده است اما رستگاران هنوز مهم ترين مشکلي را که با آن مواجه هستند، ذهنيت هايي مي داند که از مربيان پرورشي بر جاي مانده است. آنچه در زير مي خوانيد مصاحبه يي است با عليرضا رستگاران بدون هيچ سانسوري در سوالات و پاسخ ها. رستگاران بعد از 10سال تحصيل در حوزه علميه و گذراندن دروس خارج، فوق ليسانس الهيات از مجتمع آموزشي امام خميني و فوق ليسانس ارتباطات گرايش توليد برنامه هاي تلويزيوني از دانشکده صدا و سيما گرفته است. با او درباره برنامه هاي آتي اين معاونت و تغيير و تحولات به صحبت نشستيم.
---
-چطور شد که دفتر فضاسازي قرآني، فرهنگي و هنري در وزارت آموزش و پرورش دولت نهم راه اندازي شد؟
در تيرماه امسال، اين دفتر با عنوان دفتر فضاسازي قرآني، فرهنگي و هنري و با تصويب سازمان مديريت تشکيل شد. سابقه اين دفتر به معاونت پرورشي در زمان گذشته برمي گردد. اين دفتر در دولت قبلي هم وجود داشته اما با عنوان اداره کل امور فرهنگي و هنري در زيرمجموعه معاونت پرورشي و امور تربيتي از آن ياد مي شده است. بعد از انحلال معاونت پرورشي، اين دفتر به جهت ظرفيت هايي که داشت به زيرمجموعه ديگري در معاونت آموزش و پرورش با عنوان معاونت مهارتي و نظري منتقل شد و با نام دفتر امور فرهنگي و مشاوره به کار خود ادامه داد اما فعاليتش در مقطع متوسطه متمرکز بود.با احياي معاونت پرورشي در تابستان گذشته و مصوبه يي که از سوي مجلس شوراي اسلامي داده شد، اين دفتر با عنوان جديد دفتر فضاسازي قرآني، فرهنگي و هنري شکل گرفت. عنوان فضاسازي قرآني هم به اين دليل انتخاب شد که مقام معظم رهبري فرموده بودند قرآن در آموزش و پرورش مهجور است و ما توقع داشتيم در زمينه آموزش قرآن در مدارس کاري شود کارستان و از روند آموزش قرآن در مدارس ابراز نارضايتي کرده بودند.کار معاونت پرورشي، آموزش قرآن نبود ولي مي توانست به نوعي مباحث قرآن و آموزه هاي قرآني را در فعاليت هاي فوق برنامه، اردويي، مسابقات فرهنگي و هنري دنبال کند و به نوعي فضايي ايجاد کند که دانش آموزان علاقه مند به فراگيري قرآن و آموزه هاي ديني باشند. به همين خاطر اين نام را براي اين دفتر انتخاب کردند. ما دو بخش در اين دفتر داريم؛ يکي فضاسازي قرآني و ديگري بخش فرهنگي و هنري. تمام فعاليت هاي فرهنگي و هنري که از طريق وزارتخانه و ستاد براي دانش آموزان در برنامه هاي فوق برنامه طراحي و برنامه ريزي مي شود، سياست هايش از اين دفتر شروع مي شود و براي اجرا به سراسر کشور ابلاغ مي شود.
-در مدارس و در همه مقاطع تحصيلي، دروس قرآن و ديني وجود دارد. در کتاب هاي تعليمات اجتماعي هم به مسائل ديني پرداخته مي شود. با اين وجود فکر مي کنيد که آموزش هاي قرآني و مذهبي در مدارس کم بوده است يا بايد آموزش هاي قرآني در مدارس بيشتر شود؟
اول اينکه کار ما بالذات آموزش نيست. آموزش به بخش ها و معاونت هاي ديگر آموزش و پرورش مربوط مي شود. ما در فعاليت هاي فوق برنامه و فعاليت هاي بچه ها بدون اجبار و بدون اينکه بخواهند نمره يي کسب کنند که باعث رد يا قبولي شان شود، دخالت داريم. دانش آموزان با اختيار و انتخاب خود در اين برنامه ها شرکت مي کنند. به طور مثال در مسابقات قرآني شرکت مي کنند و اين ديگر در هيچ کتابي نوشته نشده است. ما مجموعه يي از مسابقات را طراحي مي کنيم که در طول سال از مدرسه تا منطقه، شهر، استان و کشور برگزار مي شود. دانش آموزان با انتخاب خود در اين مسابقات شرکت مي کنند و در مرحله کشوري از برگزيدگان در اردوي مشهد تقدير مي شود. بسياري از قاريان و حافظان قرآن هم از همين دوره ابتدايي و مدارس شروع کرده اند. يا در مورد فعاليت هاي فرهنگي و هنري، دانش آموزان از همين مدارس با رشته هاي فرهنگي و هنري مثل تئاتر، سرود، نقاشي و گرافيک آشنا مي شوند و الان ما رشته هاي جديدي مثل ساخت فيلم و وبلاگ نويسي هم براي دانش آموزان گذاشته ايم. بسياري از هنرمندان ما به اين نکته اذعان دارند که از طريق معلم هنر يا مربي پرورشي توانسته اند وارد اين حوزه شوند و به فعاليت ادامه دهند.
-يعني شما مي خواهيد بگوييد با يک مربي پرورشي همه اين رشته ها در مدارس آموزش داده مي شود؟ به عبارت ديگر مربيان پرورشي مدارس هم به علوم قرآني آشنايي دارند و هم به ساير رشته هاي هنري؟
مربيان پرورشي ما در مدارس با اين رشته هايي که شما گفتيد آشنايي دارند ولي اينکه آشنايي کامل داشته باشند و بتوانند به طور تخصصي در همه رشته ها اطلاعات کافي داشته باشند و اينها را بدون نقص به بچه ها منتقل کنند، مسلماً اين طور نيست. هيچ کس هم اين ادعا را ندارد که مربيان پرورشي هم بتوانند در رشته هاي قرآني مهارت داشته باشند و هم در تمام رشته هاي هنري. اصلاً چنين چيزي محال است.
ولي از آنجايي که مربي پرورشي را با عنوان فعاليت هاي فوق برنامه تعريف کرده اند، آنان مجموعه اطلاعاتي در اختيار دانش آموزان مي گذارند و خودشان نقش واسطه را ايفا مي کنند. از طرفي خيلي از دانش آموزاني که در اين مسابقات شرکت مي کنند، از بيرون از مدرسه و از داخل خانه اين استعداد را دارند. مثلاً فرض کنيد دانش آموزي پدرش شاعر است و خودش هم علاقه مند به نوشتن و شعر شده است. در مدرسه به اين استعداد جهت داده مي شود و اين دانش آموزان تشويق مي شوند. ولي در آينده تصميم داريم مربياني تربيت کنيم که حداقل در بعضي از رشته هاي هنري تبحر داشته باشند؛ بعضي از رشته هايي که تا حدي مورد نياز بچه ها است. البته نه به شکل تخصصي، چون آموزش تخصصي مد نظر ما نيست.
-چيزي که از مربيان پرورشي در ذهن من و هم نسلان من باقي مانده، سختگيري هاي بيش از حد است. شما فکر مي کنيد اين نحوه آموزش براي معرفي خداوندي که همه کلاس هاي درسي با ذکر رحمان و رحيم بودن وي شروع مي شود، درست است؟ اين آموزش ها تا چه حد براي کودکان دبستاني گرايش به دين به وجود مي آورد؟ از سوي ديگر آموزش بايد در کنار پرورش باشد اما در ايران اين طور نيست. چه نظارتي بر آموزش هاي مربيان پرورشي صورت مي گيرد؟
ذهنيتي را که نسبت به مربيان پرورشي وجود دارد، متاسفانه ما قبول داريم. از روش هايي در گذشته استفاده مي شده که ناکارآمد بوده و آثارش را شما ديديد و ما داريم مي بينيم. همين مصداق هايي که شما گفتيد در ذهن خيلي ها نسبت به مربي تربيتي وجود دارد. مشکل جدي که الان ما با آن مواجه هستيم پاک کردن اين ذهنيت هاست. يعني اگر قرار است کاري کنيم بايد اول از همه بياييم و بگوييم به خدا اين چيزي که ما مي خواهيم بنا کنيم چيزي نيست که شما تصور مي کنيد و اين کار خيلي مشکلي است. اول بايد اين موضوع را تکذيب کنيم و بعد پله پله پيش برويم تا به اهدافي که مورد نظر است برسيم. از سوي ديگر ما هم همين انتقاد را داريم. يعني کساني که آموزش را از پرورش جدا مي کنند در واقع به خطا مي روند. ما اعتقادمان اين است که يک معلم در کنار آموزش هاي رسمي درسي که مي دهد، بايد مسائلي را هم که متناسب با محتواي درس و مرتبط با مسائل اخلاقي و تربيتي دانش آموزان است، به آنان آموزش دهد. اگر يک معلم بتواند اين آموزش هاي مذهبي و تربيتي را در کلاس درس منتقل کند قطعاً در ذهن دانش آموزان تاثيرگذارتر و ماندگارتر خواهد بود و مشکلي که شما مي فرماييد ديگر پيش نخواهد آمد. الان ما با احياي معاونت پرورشي با اين رويکرد و اين نگاه در واقع نمي خواهيم بگوييم که ديگر با حضور معلم پرورشي از معلمان ديگر سلب مسووليت مي شود. نمي خواهيم بگوييم تمام کارهاي تربيتي مربوط به اين معلم است و بقيه فقط سرکلاس، درس خاص خود را بدهند. به نظر ما در کنار تدريس هر درسي بايد به تربيت دانش آموزان هم پرداخته شود و اگر اين ارتباط به لحاظ عاطفي و تربيتي بين معلم و شاگرد صورت گيرد، مسلماً آموزش هم بهتر و موثرتر خواهد بود. ما با رويکرد جديد اگر براي هر مدرسه معاون يا مربي پرورشي در نظر مي گيريم، براي آنان نقش مديريت و يک نوع هماهنگ کننده بين تمام اعضايي که در تربيت دانش آموزان تاثيرگذار هستند، تعريف مي کنيم. ما مي خواهيم بگوييم مربي يا معاون پرورشي در اينجا نقش هدايتگري و واسطه گري را ايفا کند. نقش مديريت امور تربيتي را بايد ايفا کند تا بتواند به نوعي بين همه عناصر داخل و خارج از مدرسه، ارتباط برقرار کند و اين تربيت چيزي نيست که باز يک نفر بتواند متولي آن باشد و به تنهايي بخواهد اين کار را انجام دهد بلکه تمام اين عوامل بايد دست به دست هم بدهند تا انتظاري را که ما توقع داريم، برآورده شود.
-چه کسي بر عملکرد افرادي که به عنوان مربي پرورشي انتخاب مي شوند، نظارت مي کند و قرار است مسوول تربيت ديني دانش آموزان باشند؟ آيا براي آموزش هايي که توسط اين افراد به دانش آموزان داده مي شود برنامه ريزي صورت مي گيرد تا ديگر مواردي که مطرح شد، براي دانش آموزان تکرار نشود. يا صرف اينکه يک مربي پرورشي در هر مدرسه وجود داشته باشد براي شما کافي است؟
من بخش اصلي سخنان تان را که مربي پرورشي مسوول تربيت ديني بچه ها است، کاملاً رد مي کنم. مي خواهم بگويم مربي پرورشي به تنهايي متولي تربيت ديني نيست و حتي معلمان رياضي و شيمي هم مي توانند تربيت ديني دانش آموزان ما را احيا کنند. پس نمي شود تربيت ديني را فقط از معلمان پرورشي توقع داشت. از سوي ديگر وقتي در حال تهيه سازوکار جديد هستيم، مسلماً جنبه هاي نظارتي را هم بررسي مي کنيم. وقتي مي گوييم ما مي خواهيم اين کار را انجام دهيم قطعاً لوازمش را هم مي پذيريم و مي دانيم که بايد نظارتي صورت گيرد. ما حتي داريم اصولي را خارج از چارچوب هايي که قبلاً براي امور تربيتي تعريف شده بود، تعريف مي کنيم. امور پرورشي که ما مي گوييم يعني پرورش تمام استعدادهاي نهفته در درون انسان که خداوند آفريده است. مربي پرورشي در واقع زمينه چيني مي کند و محيط را براي شکوفا شدن فردي که خداوند اين استعداد را در درونش نهاده است، آماده مي کند. آيت الله حائري از تربيت تعبير زيبايي دارند و مي گويند تربيت و پرورش به معناي روياندن نيست بلکه به معناي روييدن است. دقيقاً مثل باغباني که همه چيز را در اختيار گل قرار مي دهد تا گل رشد کند و اين به معناي روييدن است. حال اگر غنچه يي را باغبان با دست خودش باز کند بدتر پژمرده مي شود و اين تعبير روياندن است. روياندن با چيزي که دين از ما مي خواهد و با نظام هستي سازگاري ندارد.
-براي نظام آموزشي ايران مي توان بيشتر تعريف روياندن را به کار برد؟
خب من نمي دانم منظورتان از نظام آموزشي ايران چيست. براي اينکه حرکتي صورت بگيرد و استعدادي شکوفا شود بايد مجموعه يي از معلومات در اختيار فرد قرار گيرد ولي با ارائه معلوماتي که از نوع حفظيات هستند و کاربردي نيستند، مخالفم. خيلي ناراحت و متاسف مي شوم وقتي مي بينم بچه هاي خودم هم که مدرسه مي روند، برخي از مواد درسي را مي خوانند که اصلاً دانستن آن براي اين سن زياد است. به هر حال ما چنين مشکلاتي در مسائل آموزشي مان داريم و در مسائل تربيتي مان هم همين طور است. اميدواريم با اين رويکرد جديد و نگاهي که داريم تغييراتي حاصل شود هرچند خب ما مخالف هم داريم و اين حرف هاي ما را هم نمي پسندند در حالي که ما اين را از خود دين استخراج کرده ايم. وقتي زندگي اوليا را مي بينيم، هيچ وقت ديگران را وادار به پذيرش دين نمي کردند. شرايطي مهيا کرده و دين را خوب معرفي مي کردند و افرادي که حقيقت دين و ايمان و اخلاق خدايي را مي ديدند، به دين روي مي آوردند و اين به نظر ما يعني تربيت ديني.
-آموزش هايي توسط معلمان تربيتي به کودکان داده مي شود که با نوع زندگي امروزي هيچ تناسبي ندارد. کودکان از بسياري از چيزهايي که در خارج از محيط مدرسه به آن دسترسي دارند، همواره توسط اين افراد منع مي شوند. مي خواهم بپرسم يک مربي پرورشي که در يک رشته تحصيل کرده است، با آموزش جملاتي در مورد حسد و ريا يا ساير موارد تا چه حد مي تواند در تربيت ديني کودکان نقش داشته باشد؟
ما نياز داريم به اينکه باور کنيم 10درصد وقت دانش آموز در طول سال در اختيار معلم و مدرسه است و ديگر معلم به تنهايي ماوا و مرجع دانش آموز نيست و به اندازه يي که رسانه ها و محيط پيرامون بر دانش آن اثر مي گذارند. مدرسه شايد نمي تواند به تنهايي تاثيرگذار باشد. تاثيرگذار هست و نمي شود منکر تاثير آن شد ولي به تنهايي نه. آموزش و پرورش نمي تواند به تنهايي مدعي اين باشد که مي خواهد تربيت و اخلاق را در بين دانش آموزان پياده کند. به هر حال ما در شرايط و فضايي هستيم که دانش آموزان به بسياري از چيزهايي که ما در مدرسه منع شان مي کنيم، دسترسي دارند و ما بايد اين را بپذيريم. الان نوعي گسستگي و پراکندگي وجود دارد بين آموزشي که در مدرسه اتفاق مي افتد و مواردي که در بيرون از چارچوب کلاس و مدرسه آموزش داده مي شود. حتي صدا و سيما و رسانه ها نيز برنامه هايي که پخش مي کنند متناقض با چيزي است که در مدارس به کودکان آموزش داده مي شود. اين موارد باعث مي شود دانش آموز گاهي دچار ترديد و شک شود و چه بسا حقايقي را هم پس بزنند؛ يعني يک سري حقيقت هايي که واقعيت دارد و مسلم است در مورد آنها هم شک کنند. اين موضوع نياز به بازتعريف دارد. بايد تعريف جديدي از ملاک ها و معيارهايي را که براي فضاي مدرسه و چارچوب کلاس تعريف مي کرديم، ارائه کنيم و بايد در آموزش ها و تمام عوامل تاثيرگذار در امر تربيت و حتي آموزش بازنگري کنيم. در اين شرايط قطعاً نياز به برنامه ريزي داريم و نياز داريم که نيروهاي انساني که قرار است به کودکان ما آموزش بدهند، خود آموزش هاي لازم را ديده باشند و اگر قرار است تحولي صورت گيرد، بايد اين کارها را شروع کنيم.اگر قرار است در مورد دانش آموزان ما تربيت به معناي واقعي کلمه محقق شود، بايد نيروي انساني مجرب آموزش ديده تربيت کنيم و متوقع باشيم که مهيا شدن چنين فضايي يعني اينکه متن درسي ما و محتواي کلاس ما هم جداي از تربيت نيست؛ آموزشي که داده مي شود جداي از تربيت نيست چون تربيت فقط به معناي افزايش تعليمات و معلومات ديني نيست.
-امسال چند هزار مربي پرورشي استخدام کرديد؟
دولت امسال براي پنج هزار مربي پرورشي مجوز استخدام صادر کرد که در ابتداي مهرماه هم استخدام صورت گرفت. الان هم مراحل نهايي استخدام آنان دارد به اتمام مي رسد و بعد از مراحل اداري، دوره هايي برايشان گذاشته مي شود تا در مدارس به عنوان مربي پرورشي مشغول شوند.