چهارشنبه، 24 بهمن 1386 - شماره 1614
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
جمال آباد روي خط اينترنت رفت
مدرسه يي با چهار شاگرد

محبوبه حسين زاده

«وقتي لباس سربازي را که دو برابر خودم بود مي پوشيدم و بندهاي پوتينم را مي بستم، هرگز به فکرم نمي رسيد که به جاي سربازي، اول مهر به روستايي بروم و معلم مدرسه يي بشوم که در آينده به نام کم جمعيت ترين مدرسه ايران شناخته مي شود.» اينها را عبدالمحمد شعراني سربازمعلم 21ساله يي مي گويد که در روستاي جمال آباد کالو از توابع بندر دير در استان بوشهر، معلم چهار شاگرد است که هر کدام در يک پايه تحصيلي درس مي خوانند. شايد با قاطعيت بتوان گفت چيزي که باعث شد اين مدرسه، با نام کم جمعيت ترين مدرسه ايران مشهور شود، بدون شک نوشته هاي وبلاگي اين سربازمعلم جوان بود که در وبلاگي با نام «دير تش باد» از خاطراتش نوشت و البته همين نوشته هاي وبلاگي بهانه يي شد براي تهيه گزارش از اين مدرسه.

عبدالمحمد شعراني، 21سال دارد و داراي ديپلم برق. آخرين فرزند خانواده يي است که شش برادر و دو خواهر بزرگ تر از خودش هم فرهنگي هستند. از روزي مي گويد که قرار شد سربازمعلم بشود؛ «دانشگاه آزاد بوشهر قبول شده بودم. براي ثبت نام رفته بودم که برادرم از بندر دير زنگ زد و گفت آموزش و پرورش براي سربازمعلمي ثبت نام مي کند. من هم اسم نويسي کردم و مدارکم را به آموزش و پرورش تحويل دادم. با خودم فکر مي کردم با تدريس در روستا، هم دوره سربازي را مي گذرانم و هم به تحصيل در دانشگاه ادامه مي دهم. وقتي آموزش و پرورش ما را به عنوان سربازمعلم پذيرفت، در 18 خردادماه سال 84 يک دوره آموزشي نظامي دو ماهه و يک دوره فشرده يک ماهه هم در تربيت معلم بوشهر گذرانديم.»

چطور شد که روستاي جمال آباد کالو را انتخاب کردي؟ فقط براي اينکه خدمت سربازي را بگذراني؟ سربازمعلم روستاي جمال آباد کالو پاسخ مي دهد؛ «نه، معلمي را خيلي دوست داشتم. سال اول دبيرستان در پاسخ به معلم مان که مي خواست بداند چه شغلي را دوست داريم، گفتم معلمي در يک روستاي دورافتاده. و با انتخاب خودم دور ترين روستاي منطقه را انتخاب کردم و امسال هم باز به انتخاب خودم، به تدريس در اين مدرسه ادامه دادم در حالي که مي شد به روستاي نزديک تري بروم و سربازمعلم جديدي جايگزين من شود.»

عبدالمحمد شعراني در وبلاگش درباره روز اول مهر سال 85 نوشته است؛ «1- محل تدريس ما روستاي کالو غ20 کيلومتري ديرف مشخص شد.2- از مدرسه خبري نبود يک اتاق کوچک با سه ميز دانش آموز و يک ميز معلم و....3- تعداد دانش آموزان هم قابل شمارش نبود سه نفر. 4- ياد همه معلم هاي دبستانم بخير.» وقتي از او در مورد روز اول تدريس و اين پست وبلاگي مي پرسم، مي گويد؛ «روز اول مهرماه با معلم راهنما سوار موتور شديم و با کتاب هاي درسي بچه ها به روستاي محل خدمتم رفتيم اما مدرسه يي وجود نداشت و سه شاگرد مدرسه در حسينيه روستا درس مي خواندند. از بچه ها عکس گرفتم و در وبلاگم گذاشتم. بعد همه تشويقم کردند و خواستند خاطراتم را بنويسم. ديگر همه خاطراتي را که در مدرسه اتفاق مي افتاد مي نوشتم تا اينکه از طريق همين وبلاگ، برايم پيغام گذاشتند و براي تهيه گزارش تلويزيوني از اين مدرسه به روستاي جمال آباد کالو آمدند.»

مسوولان آموزش و پرورش منطقه بردوخون که روستاي جمال آباد هم تحت پوشش آنهاست، خانه يي را به عنوان مدرسه اين روستا خريداري کردند و امسال شاگردان مدرسه که حالا تعداد آنها به چهار نفر رسيده است، در اين مدرسه درس مي خوانند؛ «وقتي مدرسه را تحويل گرفتيم، پر از تورهاي ماهيگيري و وسايل دريايي بود. با کمک بچه ها و معلم راهنما، دستي به سر و روي خانه کشيديم و شد مدرسه کوچک ما. مدرسه ما هيچ امکاناتي نداشت و کم کم از آموزش و پرورش امکانات و کتابخانه براي مدرسه گرفتيم.»

شعراني، چهار شاگرد دارد که دو به دو خواهر و برادر هستند و البته نام خانوادگي همه آنها يکي است. مهدي کلاس اولي، پريسا کلاس دومي، حميده چهارمي و حميد کلاس پنجمي تمام شاگردان روستايي هستند که 40نفر جمعيت دارد و شغل همه مردان روستا ماهيگيري است. با تقسيم زنگ هاي کلاس به هر کدام از شاگردان در روز 45دقيقه وقت اختصاص داده مي شود براي درس دادن و درس پرسيدن و حل مساله و البته از وقتي مدرسه کامپيوتردار هم شده است کلاس فوق العاده کامپيوتر هم برايشان گذاشته مي شود. زنگ هاي ورزش را هم در کنار دريا که تا مدرسه فقط 10متر فاصله دارد، مي گذرانند.

عبدالمحمد شعراني سال گذشته از دانشگاه آزاد انصراف داد و امسال در رشته آموزش ابتدايي در همان دانشگاه شروع به تحصيل کرد تا در آينده هم بتواند به شغل معلمي ادامه دهد؛ «بعدازظهرها در بندر دير در يک شرکت کامپيوتري کار مي کنم تا بتوانم هزينه هاي دانشگاه آزاد را تامين کنم. امسال براي تدريس در روستاي جمال آباد کالو 70 هزار تومان حقوق مي گيرم اما سال گذشته 60هزار تومان حقوق مي دادند.»

فاصله روستاي جمال آباد کالو تا بندر دير 30 کيلومتر است و عبدالمحمد شعراني بايد هر روز براي رسيدن به مدرسه و برگشتن به بندر، با موتورسيکلت اين مسير را طي کند، البته فقط بخشي از جاده اصلي آسفالته است و بقيه مسير جاده خاکي است که به روستايي بدون آب لوله کشي ختم مي شود؛ هرچند اين روزها به دليل گزارش هايي که از اين روستا پخش شده مسوولان در حال آبرساني به روستا هستند.

عبدالمحمد شعراني که معلمي را همراه با وبلاگ نويسي مي خواهد و شايد در آينده بخواهد خاطراتش را به چاپ برساند، دلش مي خواهد سال بعد هم که ديگر سربازمعلم نيست باز در کوچک ترين مدرسه ايران به تدريس ادامه دهد. رئيس اداره آموزش و پرورش منطقه بردوخون، روزي که براي بازديد از اين مدرسه به صورت سرزده به روستا رفت، از بچه ها خواست آرزوهاي خود را نقاشي کنند و حسين هم عکسي از يک کامپيوتر کشيد و همين بهانه يي شد تا آقاي رئيس، کامپيوتر اتاق کار خود را به دانش آموزان اين مدرسه هديه بدهد. حالا ديگر در روستاي جمال آباد کالو، همه خانواده ها براي فرزندان شان کامپيوتر خريده اند تا از شاگردان شهري عقب نمانند؛ کامپيوترهايي که با آموزش هاي سربازمعلم روستا گاهي به اينترنت وصل مي شود تا دانش آموزان در عصر تکنولوژي و ارتباطات، عکس ها و گزارش هاي مربوط به کوچک ترين مدرسه ايران را مشاهده کنند.
فرهنگ سازي حضور معلولان در مدارس

ماني رضوي زاده*

از جمله گام هاي بسيار مهم براي فرهنگسازي در جامعه و تلاش در راستاي عادي سازي حضور معلولان، آشنايي افراد از سنين آغاز رشد اجتماعي با معلوليت است. اگر در دورنماي ذهني خود دوست داريم در آينده به معلول، همچون يک «انسان» نگاه شود و ديدگاه هايي چون توانايي نداشتن افراد معلول، لزوم صدقه دادن به آنان و تبعيضات قانوني و اجتماعي از زندگيشان حذف شود، لازم است با بسترسازي فرهنگي جهت ارتباط موثر و مثبت افراد جامعه با فرد معلول تلاش کنيم.

از اين رو از مدت ها پيش ايده يي در انجمن باور شکل گرفت که فرهنگسازي در جامعه را از مدارس بايد آغاز کرد. يکي از دوستان «آمنه رحمتي» که پيگير اين ايده شده بود، با کارشناسان مختلف تماس گرفت، با چند مدرسه مذاکره کرد و در نهايت طرحي در اين زمينه شکل گرفت تا به منظور آشنايي و اطلاع رساني مناسب در ارتباط با معلولان و فرهنگسازي صحيح در اين مورد در دو سطح دانش آموزان و اوليا و مربيان آنها اجرا شود.

اين طرح در مقاطع مختلف تحصيلي (ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان) در دو بخش جداگانه مدارس عادي و استثنايي (مدارس ويژه معلولان جسمي - حرکتي) سطح کشور قابل اجرا است. چنين طرحي تاکنون به صورت مستمر و جامع در هيچ يک از انجمن ها و مراکز دولتي و در سازمان بهزيستي اجرا نشده است. از اين رو حرکت منحصر به فردي است که مهم ترين مزيت آن مواجهه مستقيم افراد جامعه هدف - دانش آموزان و اوليا- با افراد داراي معلوليت است و نيز با اجرايي شدنش، ارائه مطالب علمي و تخصصي به اوليا و مربيان با حضور و مشاوره کارشناسان و صاحب نظران، در ارتباط با چگونگي برخورد با پديده معلوليت بهتر صورت مي گيرد.

در اين طرح قصد داريم با رفع ابهامات ذهني کودکان و نوجوانان در مورد پديده معلوليت، واکنش رفتاري و اجتماعي مناسبي را در آنان ايجاد کنيم. همچنين با ارائه آگاهي هاي لازم به خانواده ها، شيوه صحيح برخورد با ابهامات و سوالات فرزندان شان درباره مساله معلوليت را آموزش دهيم. ارائه اطلاعات صحيح و تخصصي به خانواده هايي که فرزند معلول دارند، در ارتباط با نحوه برخورد مناسب با مسائل فرزند خود و آشنايي دانش آموزان مقاطع مختلف تحصيلي با مسائل افراد معلول هدف هاي بعدي در طرح مدارس انجمن باور است. اولين مرحله اجراي رسمي طرح فرهنگسازي مناسب در ارتباط با معلولان از طريق ارتباط با مدارس سه شنبه 13 آذر در دبستان پسرانه شهيد مطهري (منطقه 5 تهران) و با همکاري کادر آن مدرسه اجرا شد. آمنه رحمتي، سارا رحمتي، شادي صالحي و من با حضور دانش آموزان کلاس هاي پنجم ابتدايي، کارگاه 45 دقيقه يي «آشنايي با معلوليت» را برگزار کرديم. جذابيت کار با دانش آموزان خيلي سريع برايمان روشن شد. سعي کرديم بيشتر به آنان اجازه حرف زدن بدهيم تا خاطرات و تجربيات شخصي شان را بيان کنند و راجع به موضوعات مطرح شده فکر کنند و پيشنهاد بدهند. آنان درک بالايي از معلوليت داشتند. در کنار هم ابتدا برخي وسايل را بررسي کرديم که براي کمک به کمبودهاي جسمي هر انساني مفيدند مثل عينک يا استفاده از عصا هنگام شکستگي پا. سپس کاربردهاي ويلچر، واکر و عصا مطرح شد و مسائلي که پيش روي استفاده کنندگان شان است. بچه هايي که فعال تر در بحث شرکت مي کردند، خودشان هم از مشکلات نتيجه گيري مي کردند. وقتي به مشکلات رفت و آمد اشاره کرديم، گفتند بايد کنار پله ها سطح شيب دار و آسانسوري هم براي معلولان وجود داشته باشد، و در پايان مسابقه يي طرح کرديم با اين عنوان که نامه يي براي دوست معلول تان بنويسيد...

فعاليت دانش آموزان در آن روز، نظراتي که پيرامون موضوع ابراز مي کردند و استقبال شان از حضور در برنامه جنبي (مسابقه انشانويسي) انگيزه يي قوي است براي ادامه دادن اين مسير؛ راه ناهمواري که در آن کوشش مي کنيم با آماده ساختن ذهن فرزندان اين سرزمين، در سال هاي آينده شاهد رفع تبعيض از زندگي بزرگ ترين اقليت اجتماع باشيم. روزهايي که حضور فرد داراي ناتواني جسمي در جامعه امري بديهي و عادي باشد و همه به صرف انسان بودن، از امکانات، فرصت ها و مزاياي اجتماعي بهره مند شوند.

شرکت دانش آموزان معلول در مسابقه نامه نويسي

دانش آموزان پايه پنجم مدرسه شهيد مطهري در مسابقه انشانويسي باور شرکت کردند و نامه يي به دوست معلول شان نوشتند. سعيد جابري پور و ماندانا رضوي زاده که تجربه کار با کودکان و نوجوانان را دارند، از ميان نامه هاي رسيده سه اثري را انتخاب کردند که به نظر مي رسيد کمترين دخالت فرد بزرگسال در نگارش شان بوده است. در نگارش اين نامه ها شخصيت واقعي کودک مشاهده مي شود و بي تکلف و صادقانه نوشته شده اند. مشاهده مي کنيم هر دو طرف مي دانند که چه موقعيتي دارند. نيازي نيست کسي دلش براي ديگري بسوزد و نويسنده مي داند که اگر لازم شد مي تواند درخواست همکاري کند يا درخواست کمکي را پاسخ دهد.

دوستان ما ايمان بافنده، کيارش حاجي خاني و شهريار زارعي نويسندگان نامه هاي برگزيده بودند.

نامه اول

سلام رضا، اميدوارم که حالت خوب باشد. راستش را بخواهي اين اولين بار است که دارم به يکي از دوستانم نامه مي نويسم. من مي دانم که تو معلول هستي و روي ويلچر مي نشيني. من آن وقت هايي که با هم بازي مي کرديم غصه مي خوردم چون تو نمي توانستي بازي کني، مثل فوتبال ولي بعضي موقع ها هم خوشحال مي شدم چون تو هم مي توانستي با ما بازي کني و لذت ببري. رضا يادت هست آن روزي که قرار بود با هم فوتبال بازي کنيم، من و تو يک تيم بوديم و آنها يعني محمد و علي يک تيم. تو درون دروازه بودي و کل دروازه را گرفته بودي و اصلاً نمي شد به تو گل بزنند. من چند گل زدم ولي آنها نتوانستند. بالاخره بازي تمام شد و ما 10 بر هيچ برديم. يا آن روز که با همديگر شطرنج بازي کرديم و من هر کاري مي کردم نمي توانستم تو را شکست دهم ولي تو مرا شکست دادي. من آن موقع بود که فهميدم درست است که تو پايت ناراحت است ولي باهوش هستي. به نظر من تو هم يک انسان کاملي که فقط پايت يک کم مشکل دارد وگرنه از يک انسان کامل شايد هم باهوش تر باشي.

ايمان بافنده

نامه دوم

سلام دوست عزيز. مي دانم که تازه معلول شدي. حالا براي چي، کاري ندارم ولي معلوليت سخت است چون هميشه نياز به کمک يکي داري. البته من تجربه نکردم ولي کساني که معلول هستند مشکلات زيادي دارند. مثلاً اينکه بعضي آدم ها آنها را مسخره مي کنند يا سخت مي توانند از خيابان عبور کنند يا... دوستم هر وقت نياز به کمک داشتي به من بگو. از مادرت شنيدم معلوليتت موقت است. اميدوارم زودتر خوب شوي.

قربانت شهريار زارعي

نامه سوم

آيا تو هم دوست داري مثل ما بازي کني، بدون آنکه کسي به تو کمک کند بتواني حرکت کني و از پله ها بالا بروي و خودت غذا بخوري و...

من اين نامه را مي نويسم که به شما بگويم براي شما دعا مي کنم هميشه سالم و سلامت باشي. راستي يادم نبود که به شما بگويم من هم از کامپيوتر چيزهايي سر درمي آورم و اين شعر از طرف من به تو است؛ تو که هميشه دوست داشتي مثل ما راه بروي يا با دوستان خود بدوي؛

ز کوشش به هر چيز خواهي رسيد

به هر چيز خواهي کماهي رسيد

برو کارگر باش و اميدوار

که از ياس جز مرگ نشايد به بار

گرت پايداريست در کارها

شود سهل پيش تو دشوارها

از طرف دوست تو کيارش حاجي خاني

*عضو انجمن باور
مي خواهيم چندمي باشيم
محمود مقدم شاد*

در روز اول ارائه کنوانسيون حقوق معلولين براي امضا توسط اعضاي سازمان ملل، در تاريخ سي ام مارس 2007، هشتاد و يک کشور به همراه اتحاديه اروپا بدون هيچ قيد و شرطي آن را پذيرفتند. در همان روز چهل و چهار کشور پروتکل اختياري را که موارد ذکر شده در کنوانسيون را با اجبار نصفه و نيمه يي زير نظر کميته مربوطه همراه مي کند، امضا کردند. حتي يک کشور در همان روز ابتدايي، عضويتش را در اين کنوانسيون به تصويب مجلس داخلي رساند که جا دارد به همت شان تبريک بگوييم.

اما اين تنها براي روز اول بود. تا اين لحظه طبق آمار سايت سازمان ملل در بخش مربوط به معلولان، 118 کشور کنوانسيون را امضا کرده ، 67 کشور پروتکل اختياري را پذيرفته اند؛ همچنين هفت کشور عضويت در کنوانسيون را به تصويب مراجع داخلي رسانده و سه کشور پروتکل را نيز توسط مجلس تصويب کرده اند.در اينجا اين سوال مطرح مي شود که چرا ما هنوز هيچ اقدامي در اين زمينه انجام نداده ايم.

همه ما کم و بيش از کليت کنوانسيون بين المللي حقوق بشر و مواد درج شده در آن آگاه هستيم. حال اگر بخواهيم به طور موجز کنوانسيون حقوق معلولين را تعريف کنيم، به حق برخورداري و بهره مندي افراد معلول از همان حقوق مذکور خواهيم رسيد. به عبارت ديگر اعلاميه حقوق بشر و ميثاق هاي بين المللي که همه حقوق و آزادي هاي پيش بيني شده در آنها بدون هر نوع تبعيض حق همه افراد دانسته شده است، تضمين و بهره مندي کامل و برابر از آن حقوق و آزادي ها را حق افراد معلول شمرده اند و با يادآوري مفهوم متحول معلوليت، تاکيد مي کند که ناتواني اين افراد ناشي از نحوه تعامل آنان با موانع محيطي ا ست که مانع مشارکت موثر و کامل و مساوي آنها در جامعه مي شود.(گزارش کنوانسيون حقوق افراد معلول و پروتکل اختياري، دفتر مطالعات حقوقي به تقاضاي معاونت پژوهشي)

البته مانند اکثر کنوانسيون هاي بين المللي، استفاده از پروتکل هاي الحاقي براي رفع حساسيت هاي مذهبي و فرهنگي موجود در هر کشور مجاز شمرده شده است اما بعد از پذيرش کنوانسيون مواد آن براي تمامي اعضا الزام آور مي شود. البته در مورد پروتکل اختياري حتي بعد از پذيرش و قبول آن توسط يک دولت، باز هم مي توان لغو عضويت کرد و در اين مورد هيچ نگراني از عواقب بعدي وجود نخواهد داشت.

اما هنگامي که در مورد اجبار و الزام بين المللي صحبت مي کنيم، بايد اين نکته را در نظر بگيريم که نيروي قهري موثري در اين راستا وجود ندارد يعني زماني که کنوانسيون به امضاي يک دولت مي رسد و توسط مجلس داخلي کشور مورد موافقت قرار مي گيرد، الزاماً بايد تمام قوانين داخلي همسو با مواد عهدنامه تصويب و اجرا شده و در صورت مشاهده اختلاف ملغي يا بازنگري شوند اما در صورت تخلف دولت مذکور، هيچ نيروي فراجهاني به جز افکار عمومي که پرستيژ يک کشور را در صحنه بين المللي مورد قضاوت قرار مي دهند، وجود ندارد. در ماده يک پروتکل اختياري ذکر شده که کميته بازرسي و بررسي اجراي کنوانسيون در کشورها (مطابق با گزارش هاي ارسالي و اطلاعات غير رسمي و آمارهاي بين المللي) براي رسيدگي به شکايات افراد معلول در صورت تعدي يا تجاوز به حقوق شان داراي صلاحيت است و نيز در صورت دريافت اطلاعات موثق نگران کننده يا نقض سيستماتيک حقوق افراد معلول، براي بررسي اطلاعات وارده، از دولت عضو طرف اتهام دعوت به عمل مي آورد. کميته رسيدگي خود را به صورت غير علني انجام مي دهد و پس از بررسي، پيشنهادها و توصيه هاي خويش را به دولت طرف اتهام و فرد شاکي ارائه مي دهد. (همان)

پس همان طور که مشاهده مي کنيد حداقل اکنون هيچ نيرويي براي کنترل رفتار دولت ها، به جز ترس از دست دادن آبرو در افکار عمومي جهان وجود ندارد. (که البته همان طور که ذکر آن رفت بيشتر بررسي و رسيدگي ها به صورت غيرعلني خواهد بود) اشاره به اين نکته نيز اهميت دارد که فرد شاکي ابتدا بايد به تمامي مراجع قانوني و قضايي کشور خود رجوع کرده باشد تا شکايت او توسط کميته مربوطه پذيرفته شود؛ در نتيجه مسوولان عزيز مي توانند از اين بابت آسوده خيال باشند زيرا هيچ کس در ايران (به خصوص اگر دچار معلوليت جسمي - حرکتي هم باشد) توانايي پيگيري پرونده خود را در سيستم پيچيده و بوروکراسي قضايي ندارد. احتمالاً سال ها بايد از پله هاي دادگستري بالا و پايين رفت (متاسفانه سطح شيب دار و آسانسوري در کار نيست) تا بتوان اين نکته را اثبات کرد که به پرونده وقعي نگذاشته اند،

در نهايت، تصويب قوانين داخلي مشابه با مواد کنوانسيون است که اين سوال را باقي مي گذارد که اگر قوانين داخلي لازم الاجرا هستند، پس پذيرفتن يک کنوانسيون بين المللي که اجبارش به هيچ وجه قابل مقايسه با قوانين کشورها نيست چه عيبي دارد؟ البته ما فرض را بر اين گذاشتيم که قوانين بايد اجرا شوند، وگرنه که سوال از ريشه بي معناست،

* عضو انجمن باور
رتبه جهاني دانشگاه تهران و تغيير مديريت
نعمت احمدي*

بعد از تغيير وزير آموزش و پرورش، تغيير دکتر عباسعلي عميدزنجاني اولين رئيس روحاني دانشگاه تهران را که حضور خود در دانشگاه را با تاليف کتاب ريشه هاي انقلاب اسلامي آغاز کرد و پس از مدتي تدريس در دانشکده حقوقي و علوم سياسي، در آذرماه سال 1384 به رياست دانشگاه تهران رسيد، بايد بزرگ ترين تغيير در ساختار آموزشي دولت نهم دانست. انتصاب آقاي عميدزنجاني به رياست دانشگاه هرچند با استقبال محافل دانشجويي روبه رو نشد اما اعلام برنامه رئيس روحاني دانشگاه که در يک دوره پنج ساله رتبه از دست رفته دانشگاه تهران را از نظر جايگاه علمي به اين دانشگاه برخواهد گرداند و اين دانشگاه را درميان پانصد رتبه برتر جهان خواهد نشاند با تکيه بر جايگاه ويژه عميدزنجاني و خاستگاه روحاني وي باعث دلگرمي شد و آن مخالفت ها کم کم رنگ عادي گرفت و در نهايت به بي رنگي تبديل شد، هدفي که بايد در دوره دوساله اولين برنامه پنج ساله ايشان محقق مي شد. اهل فن اما به اين باور نرسيدند زيرا رتبه بندي دانشگاه متغيرهاي مختلفي را دربر مي گيرد که مهم ترين آنها نتايج تحقيقات علمي آن دانشگاه است که توسط استادان و دانشجويان صورت مي گيرد.

وقتي دوشنبه 15 بهمن ماه خبرگزاري مهر- نزديک به اصولگرايان- از قرار گرفتن رتبه دانشگاه تهران در مرتبه 1045 دانشگاه برتر جهان در سال 2008 خبر داد، آغازي بود بر جابه جايي عميد زنجاني. اين رتبه با توجه به رتبه 637 دانشگاه ملک فهد عربستان که مقام اول را در منطقه به خود اختصاص داد، بسي پايين تر از رتبه علمي دانشگاه صنعتي شريف و حتي به مراتب پايين تر از دانشگاه بيروت که در پي تلاطمات سياسي لبنان، جايگاه سابق خود را از دست داده است، آغازي بود برحرکتي که بايد دو روز بعد کليد مي خورد که سي امين رئيس دانشگاه تهران جاي خود را به مدير مستعفي سازمان مديريت و برنامه ريزي که از قضا اقتصادخوانده همين دانشگاه است خواهد سپرد. فرهاد رهبر به رغم سر و موي سپيد هنوز به مرز پنجاه سالگي نرسيده، وي متولد 1338 سمنان و داراي دکتراي اقتصاد از دانشگاه تهران است. چه مشخصه يي باعث شد وزير علوم، دکتر فرهاد رهبر، مخالف - يا حداقل منتقد اقتصادي- دولت نهم را به سمت رياست دانشگاه تهران برگزيند؟ هنوز جامعه مکاتبات وي درخصوص يکي از پرانتقاد ترين اعمال دولت احمدي نژاد، يعني به هم زدن نظام بودجه نويسي در سازمان مديرت و برنامه ريزي را فراموش نمي کند.رئيس اقتصادخوانده جوان دانشگاه تهران که درست در آغازين روزهاي ترم دوم سال تحصيلي 87-86 جاي اولين رئيس روحاني دانشگاه که علاوه بر جايگاه فقهي وابسته به بيت يکي از مراجع مهم علمي و فقهي معاصر مرحوم آيت العظمي نجفي مرعشي موسس کتابخانه عظيم مرعشي نجفي است تکيه خواهد زد. انگيزه انتخاب آقاي رهبر آيا جايگاه علمي اوست يا مرتبه اقتصادي اش؟ اگر نگرش اقتصادي فرهاد رهبر، او را به يکي از بلندآوازه ترين مناصب علمي کشور کشانده باشد، بايد تصورکرد که چگونه مي توان تفاوت ديد او با رئيس جمهور را در جايگاه علمي هضم و جذب کرد. به يقين دانشگاه تهران آن توان و مرتبه و جايگاه را دارد که دوباره اوج بگيرد و حداقل بين صد دانشگاه برتر آسيا خودي نشان دهد. آيا آقاي رهبر اين بستر را از منظر اقتصادي فراهم خواهد آورد يا با همين اقتصاد فعلي به جايگاه علمي از منظر تحقيق خواهد پرداخت؟ نيم نگاهي به آمار خبرگزاري مهر با برشمردن رتبه علمي دانشگاه هاي جهان، انگشت تاسفي را به غم و اندوه در کشوري که زماني جايگاه بر ترين دانشمندان جهان اسلام بود،در پي خواهد داشت. 34 دانشگاه از36 دانشگاه اول در ايالات متحده امريکا قرار دارند و تنها دانشگاه- تورنتو- در کانادا با قرارگرفتن در رتبه 25 حلقه وصل دانشگاه هاي امريکايي را قطع کرده است تا در کنار دانشگاه کمبريج که رتبه 27 را، تنها دو رتبه در36 رتبه اول خارج از خاک امريکا باشد به خود اختصاص داده اند. ژاپن اما توانسته است رتبه دانشگاه توکيو را به رده 61 ارتقا دهد که اين عنوان 61 جهاني نخستين رتبه آسيايي است و پس از آن، دانشگاه اندونزي و تايوان و آنگاه سنگاپور، رده هاي دوم تا چهارم را از آن خود ساخته اند و ديگر اسمي از دانشگاه هاي آسيايي نيست تا برسيم به دانشگاه ملک فهد که رتبه 637 را در جهان دارد و بالطبع رتبه اول در منطقه را، هرچند همين خبرگزاري مهر در تاريخ 27 آبان ماه نمي دانم با کدام رتبه بندي ظاهراً با تکيه بر فهرست موسسه TIME HIGHER EDUCATION دانشگاه تهران را در رتبه 500 قرارداده بود که همين رتبه بندي را هم رئيس تازه تغييريافته دانشگاه تهران عميدزنجاني به عنوان يکي از نقاط مثبت کارنامه فعاليت دو ساله خود عنوان کرده بود. از فاصله 27 آبان 86 تا 15 بهمن 86 يعني کمتر از سه ماه همين خبرگزاري مهر دانشگاه تهران را در مرتبه 1045 معرفي کرده است. زبان آمار در ايران، زباني چندمنظوره است که مي تواند حدفاصل سه ماه 495 رتبه يکي از مراکز علمي را تغيير مکان دهد. از اينجاست که کسي در ايران به آمار اعتقادي ندارد و نبايد داشته باشد، وقتي با مرجعي علمي اين گونه برخورد آماري متضاد مي شود که مي توان به عينه خلاف آن را ديد، چگونه مي شود آمارهاي متکثر را پذيرفت. آمار توليد فلان محصول، خسارت سرما و خشکسالي ها و آمار انتخاباتي. بگذريم. فرهاد رهبر 48 ساله که زبان انتقادش را همگان شنيدند و دولتمردان برنتافتند، در آغاز ترم دوم سال تحصيلي جاري طي مراسمي نام خود را به عنوان سي و يکمين رئيس دانشگاه تهران ثبت خواهد کرد. آيا عمر رياست ايشان طولاني خواهد بود يا همانند عمر رياست عميدزنجاني که آذرماه 84 تا بهمن ماه 86 دو سال و سه ماه را در کارنامه خود ثبت کرد، کوتاه بود. اگر دولت دهم با همين ترکيب تشکيل شود ظاهراً ادامه رياست آقاي رهبر جز با اختلاف سليقه قطع نخواهد شد و اگر دولت دهم ترکيب ديگري داشته باشد، عمر رياست رهبر کمتر از عميدزنجاني خواهد بود. آيا رهبر باز هم زبان و قلم انتقاد را اين بار از مرتبه دانشگاهي خود به کار خود به کار خواهد گرفت يا اينکه با همين روند فعلي شيوه رياست بر دانشگاه را ادامه خواهد داد و يکي دو سال ديگر از پله هاي فعلي رتبه بندي به مراتب سقوطي سريع تر خواهد داشت؟ بايد صبرکرد.

* وکيل پايه يک دادگستري و مشاور حقوقي
عناوين اين صفحه
مدرسه يي با چهار شاگرد
فرهنگ سازي حضور معلولان در مدارس
مي خواهيم چندمي باشيم
رتبه جهاني دانشگاه تهران و تغيير مديريت

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام