
.....................سجاد سالک
گفت وگو با عبدالواحد موسوي لاري رئيس ستاد انتخاباتي ائتلاف اصلاح طلبان در فضاي دوگانه يي انجام شد. از يک طرف موج ردصلاحيت ها و غيررقابتي بودن حوزه هاي انتخابيه اصلاح طلبان را در وضعيت خروج از انتخابات قرار داده بود و از طرف ديگر شنيده ها و اخبار غيررسمي حکايت از اين داشت که شوراي نگهبان تعدادي از نامزدهاي اصلاح طلب را تاييد صلاحيت کرده شرايط در تعدادي از حوزه هاي انتخابيه به صورت رقابتي در آمده است. به خاطر همين بود که بخش اول گفت وگو به ابراز ناخرسندي از ردصلاحيت هاي گسترده گذشت و در بخش دوم اين موضوع مورد بحث قرار گرفت که با توجه به حضور اصلاح طلبان تاييد شده در انتخابات چه تمهيدي براي سلامت انتخابات در نظر گرفته شده است. موسوي لاري در حالي به پرسش هاي «اعتماد» پاسخ داد که هنوز آمار دقيقي از وضعيت تاييد صلاحيت شدگان نداشت و همه چيز در حد شنيده ها بود.
- - -
- در دو سال گذشته طيف وسيعي از فعالان سياسي با قاطعيت مي گفتند اتفاقي مشابه انتخابات مجلس هفتم تکرار نمي شود و همه مصرانه تاکيد داشتند که انتخابات مجلس هفتم يک استثنا بوده و تکرارپذير نيست، اما بررسي صلاحيت ها توسط هيات هاي اجرايي و نظارتي در هشتمين دوره انتخابات مجلس و ردصلاحيت گسترده کانديداها بر نظر فعالان سياسي اصلاح طلب خط بطلاني کشيد و نشان داد انتخابات مجلس هفتم نه تنها يک استثنا نبود بلکه قرار است به صورت قاعده يي درآيد. واقعاً چه اتفاقي افتاد که تقريباً همه اصلاح طلبان فکر مي کردند با وجود يکدست شدن هيات هاي اجرايي و نظارتي، اتفاقي شبيه مجلس هفتم تکرار نخواهد شد؟
در دو سال گذشته تلقي اکثر اصلاح طلبان اين بود که با توجه به اتفاقات ناگواري که در عرصه داخلي و خارجي رخ داده، دستگاه متولي انتخابات، رويکردهاي گذشته خود را تغيير داده و دست به حذف منتقدان نخواهد زد. در واقع تلقي اکثر صاحب نظران اين بود که با توجه به افزايش فشارهاي خارجي از يک سو و افزايش گراني و تورم از سوي ديگر، مسوولان به اين نگاه خواهند رسيد که انسجام داخلي را جدي گرفته و شرايطي را ايجاد کنند تا آحاد جامعه همه يکصدا در برابر فشارهاي خارجي بايستند و از اين رو گمان مي کرديم شرايط مجلس هفتم تکرار نمي شود.
- پس چرا تکرار شد؟
متاسفانه با روشن شدن نتيجه بررسي صلاحيت ها، معلوم شد دست اندرکاران انتخابات به هيچ يک از خطراتي که کشور را تهديد مي کند، توجهي ندارند و کماکان در مسير پيشين گام بر مي دارند و اصلاً عنايتي به مشکلات مردم و وضعيت نگران کننده يي که کشور با آن روبه رو است، ندارند. از طرفي با در اختيار داشتن صدا و سيما و ابزار تبليغاتي يکجانبه و يکسويه احساس کردند که نيازي به افکار عمومي ندارند و تبليغات جانبدارانه صدا و سيما مي تواند جاي افکار عمومي را پر کند. در نتيجه دست به ردصلاحيت گسترده زدند. از سوي ديگر متاسفانه آقايان در برابر فشارهاي خارجي هم نشان دادند به وحدت داخلي نمي انديشند و به همين خاطر در شرايطي که تاييد صلاحيت ها مي توانست همدلي و وحدت زيادي ميان نيروهاي داخلي ايجاد کند، توجهي به اين امر نشان ندادند.
- آيا شما آن زمان که مصمم مي گفتيد ماجراي مجلس هفتم تکرار نمي شود، نشانه يي هم از طرف مقابل مي ديديد يا تحليل خودتان را مي گفتيد؟
تحليلگران اصلاح طلب با پيش هم قرار دادن يک سري اتفاقات و در نظر گرفتن برخي مفروضات نتيجه گرفتند که اتفاقي متفاوت با مجلس هفتم به وقوع خواهد پيوست.
- مثلاً چه اتفاقاتي؟
مثلاً در ابتداي سال 1386 ديديم که رهبر معظم انقلاب سال را به نام اتحاد ملي نامگذاري کردند. خب وقتي اين شعار داده مي شود، يعني همه ملت بايد در سياست ها و برنامه ها در کنار هم قرار گيرند. با اين وجود حذف وسيعي از کارآمدترين عناصر جامعه نشان داد که دست اندرکاران امر توجهي به اتحاد ملي ندارند.
از سوي ديگر وقتي ديديم دولت نهم نتوانست به شعارهاي اقتصادي خود عمل کند و وضع معيشتي مردم روز به روز بدتر از قبل شد و تورم افزايش پيدا کرد، تلقي تحليلگران ما اين بود که دولت به جاي حذف ديگران و اتهام زدن، به همدلي با منتقدان روي مي آورد تا اينها هم حامي دولت شوند. نکته سوم هم اينکه در پي مواجهه با تهديدهاي روزافزون دشمن به اين نتيجه رسيديم که عقل سليم مي گويد دست اندرکاران شيوه هاي حذف و نفي را کنار گذاشته و دنبال وحدت و همگرايي خواهند رفت. ما با اين سه فاکتور فکر مي کرديم مسوولان تدبير به خرج داده و مانع تکرار انتخابات مجلس هفتم مي شوند اما روند امور نشان داد که براي دستگاه متولي انتخابات در کشور (اعم از مجريان و ناظران) اين سه فاکتور مهم نبود.
- يعني شما با اين تلقي بود که ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را راه اندازي کرديد و اعلام کرديد با تمام توان در انتخابات حاضر مي شويد؟
بله، همين طور است. ما انتظار داشتيم که امسال يک انتخابات رقابتي برگزار شود اما تا اين جاي کار که توان رقابت در اکثر حوزه ها را نداريم.
- اين ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اصلاً چطور به وجود آمد و چه فرآيندي طي شد تا اين تشکيلات را شاهد باشيم؟
زمينه تشکيل ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به انتخابات رياست جمهوري نهم برمي گردد. نتايج آن انتخابات درس عبرت خوبي براي اصلاح طلبان بود. در واقع ارزيابي همه اين بود که عدم وفاق، همدلي و همراهي و نبود اتفاق نظر ميان نيروهاي تحول خواه شرايط را به گونه يي رقم زد که اصولگرايان پيروز انتخابات شوند. پس از آن ما تجربه نسبتاً موفقي را در انتخابات شوراها کسب کرديم و اين عوامل دست به دست هم داد تا گروه هاي اصلاح طلب خود را براي هماهنگي بيشتر در انتخابات مجلس آماده کنند.
- در اين ميان نقش آقاي خاتمي چه بود و ايشان کجاي معادله قرار مي گيرد؟
آقاي خاتمي در دوره پس از پايان رياست جمهوري فراغت بال بيشتري داشت و بدون دغدغه مسائل اجرايي آماده کمک به جبهه اصلاحات بود. از اين رو با توجه به آنکه ايشان نگران اختلاف و دودستگي بود، طي جلسه يي افراد مختلفي از چهره هاي شاخص اصلاح طلب تهران و مراکز استان ها را دعوت و با آنها نشست مشترکي برگزار کرد. نتيجه اين نشست ها و رايزني ها به شوراي هماهنگي و سپس شوراي سياستگذاري جبهه اصلاحات منتهي شد.
- بعد اين ستاد ائتلاف از کجا درآمد؟
همزمان با شکل گيري شوراي سياستگذاري بحث تشکيل ستاد انتخاباتي اصلاح طلبان براي شرکت در انتخابات مجلس هشتم مطرح و قرار شد شوراي سياستگذاري اعضاي اين ستاد را انتخاب کند.
- آيا اين چيدمان، اختلاف نظر و دردسري ايجاد نکرد؟
شوراي سياستگذاري برخاسته از يک جمع 250 نفره بود که عناوين حزبي و وابستگي هاي تشکيلاتي در آن لحاظ نشده بود اما نوع چينش نيروها و نوع گزينش نفرات به نحوي بود که از سليقه هاي رايج در جبهه اصلاحات نمايندگاني در ستاد وجود داشته باشند. به اين ترتيب ستاد انتخاباتي اصلاح طلبان خارج از قيد و بندهاي حزبي و تشکيلاتي توسط خرد جمعي و با توجه به سلايق موجود در جبهه اصلاحات تشکيل شد.
- اينطور که شما اشاره کرديد تشکيل ستاد ائتلاف اصلاح طلبان از بالا به پايين بود و محصول نشست و همفکري مقدماتي داوطلبانه احزاب از پايين و گسترش به سمت بالا نبود. با اين وجود آيا احزاب نسبت به سهم خودشان ناراضي نبودند؟
نه، اين گونه نشد. براي اينکه شوراي سياستگذاري با حضور تعدادي ديگر از اعضاي شوراي هماهنگي اصلاحات ترميم شد و يک شوراي 21 نفره اوليه به 30 نفر افزايش پيدا کرد.
در ادامه، برخي از احزاب خارج از شوراي هماهنگي هم نمايندگان شان به شوراي سياستگذاري اضافه شدند و در نهايت توزيع اعضا به گونه يي شد که رضايتمندي گروه هاي اصلي جبهه اصلاحات را تامين کند.
- يک موضوعي که طي چند ماه گذشته بسيار مشهود بود عملکرد پر فراز و نشيب آقاي خاتمي در جبهه اصلاحات بود. ما از چند ماه قبل شاهد اين بوديم که آقاي خاتمي بسيار فعال و با شور و اشتياق فعاليت مي کند اما به ناگاه اين شور و اشتياق فروکش کرد و از حجم فعاليت ها کاسته شد. چه اتفاقي افتاد که آن خاتمي پرتکاپو و پر سفر به ناگاه موتورش نيمه خاموش شد؟
موتور آقاي خاتمي نيمه خاموش نشد اما فضاي خاصي که دست اندرکاران انتخابات ايجاد کردند باعث شد که در رويکرد خاتمي تغييري ايجاد شود. در واقع ما طي هفته هاي گذشته برخوردهاي بي سابقه يي را شاهد بوديم که در تاريخ بعد از انقلاب نمونه اش را نمي توانيد پيدا کنيد.
- حتي در جريان انتخابات مجلس هفتم؟
بله. متاسفانه بايد بگويم اقدام هاي حذفي صورت گرفته در اين دوره از مجلس هفتم هم بدتر بود.
- چطور؟
ما در اين انتخابات شاهد يکسري برخوردهاي غيرکارشناسانه و بي حساب و کتاب در بخش اجرايي انتخابات توسط دستگاه اجرايي بوديم که در هيچ دوره يي از تاريخ انقلاب سابقه نداشت و نشانگر اين بود که دولت مصمم است مجلس يکدست و هماهنگ با خودش را شکل دهد. وضعيت به گونه يي بود که حتي افرادي از جريان محافظه کار که در اردوگاه اصولگرايي بودند اما چندان مويد برنامه هاي دولت نبودند از گردونه خارج شدند. در واقع مجموع اين عوامل به گونه يي بود که باعث شد آقاي خاتمي و ديگر شخصيت ها دچار يأس شوند. جالب اينجا است که با نگاهي به خطبه هاي نماز جمعه مي بينيم که آيت الله اميني، آيت الله نورمفيدي و حتي امام جمعه يي مثل حائري شيرازي که خودش جزء چهره هاي اصيل جريان اصولگرا به حساب مي آيد همگي نسبت به آنچه در ردصلاحيت ها اتفاق افتاد اعتراض نشان دادند. از طرف ديگر وضعيت به گونه يي بود که احمد توکلي که مخالفت روشن و صريحي با جريان اصلاحات داشته و دارد با نوشتن نامه يي نسبت به عملکرد هيات اجرايي اعتراض کرده و در انتهاي نامه اش مي نويسد؛ «الملک يبقي مع الکفر و لايبقي مع الظلم.»
طبيعي است چنين شرايطي امثال خاتمي را به تامل وادار کرده و در رويکردش تغيير حاصل مي کند. مشکل اصلي هم اين بود که دست اندرکاران انتخابات ديگر عرصه يي براي حضور ما باقي نگذاشتند و نيروهاي نزديک به ما را از گردونه رقابت خارج کردند و در واقع قبل از برگزاري انتخابات، تکليف کرسي ها را روشن کردند.
- آماري از کرسي هايي که مي گوييد نماينده اش مشخص شده، داريد؟
من قبلاً گفته بودم در بيش از 170 کرسي امکان رقابت نداريم، اما اکنون با بررسي هايي که پس از اعلام نتايج جديد صورت گرفته، مشخص شده که در بيش از 200 کرسي، تکليف نماينده ها مشخص شده و امکاني براي رقابت وجود ندارد. معناي اين سخن اين است که هم اکنون محافظه کاران (قبل از برگزاري انتخابات) 200 کرسي را براي خود کنار گذاشته اند و از حالا معلوم است که نفر پيروز در انتخابات به چه جناحي وابسته است. متاسفم که بگويم اگر شرايط به همين نحو پيش برود، برگزاري چنين انتخاباتي در شأن نظام جمهوري اسلامي نيست.
- فکر مي کنيد روندي که از انتخابات مجلس هفتم شروع شد و در مجلس هشتم هم شاهد آن هستيم، قرار است به صورت يک قاعده درآيد؟
ما از سال 1375 شاهد اين بوديم که شوراي نگهبان اصل 99 قانون اساسي را به گونه يي تفسير کرد که از دل آن دخالت شوراي نگهبان در امر انتخابات برمي آيد. در واقع پايه و اساس همه مباحثي که امروز از آن تحت عنوان نابساماني انتخاباتي ياد مي کنيم به برداشت نادرستي برمي گردد که توسط شوراي نگهبان از اصل 99 قانون اساسي صورت گرفت.
- اين اتفاق چگونه رخ داد؟
در زمان انتخابات مجلس چهارم، شوراي نگهبان 46 نفر از نمايندگان دوره سوم و ده ها نفر ديگر از چهره هاي شاخص را هم ردصلاحيت کرد. در دوره پنجم هم بخش وسيعي از نيروهاي انقلاب با گرايش هاي مختلف سياسي از گردونه خارج شدند.
- اما وقتي به مجلس ششم رسيديم اوضاع بهتر شد.
اتفاقاً در آن دوره هم با ردصلاحيت هاي بسياري روبه رو بوديم. اما با پيگيري ها، لابي ها، توضيح دادن و رفت وآمدهاي مکرر، آمار ردصلاحيت ها کاهش پيدا کرد، اما مجلس هفتم اوج برخوردهاي حذفي توسط شوراي نگهبان بود که اين نحوه عملکرد عملاً بخشي از جامعه را از داشتن نماينده در مجلس محروم کرد و باعث شد طيفي از نخبگان نتوانند خود را در معرض راي مردم قرار دهند. اين روند را به نحوي شديدتر در انتخابات مجلس هشتم هم امسال شاهد بوديم.
- انتقادي که به اصلاح طلبان وارد مي کنند اين است که اصلاح طلبان به صورت جدي وارد گود نشده و گسترده و پرشمار ثبت نام نکردند. در واقع اين سوال مطرح است که چرا اصلاح طلبان آنچه در ابتدا تحت عنوان نهضت ثبت نام مطرح شد را اجرا نکردند. ارزيابي شما از اين قضيه چيست؟
من واژه نهضت ثبت نام را واژه صحيحي نمي دانم. ما يک مجموعه سياسي هستيم که دور هم نشستيم و شاخصه هايي را به عنوان شاخصه هاي مورد نظرمان استخراج کرديم، به احزاب هم گفتيم هر کسي را مناسب مي دانند به ستاد ائتلاف معرفي کنند. بعد از معرفي اين افراد توسط احزاب، جمع بندي مسوولان ستاد اين بود که افراد زيادي با سلايق مختلف براي شرکت در انتخابات وجود دارند. در نتيجه از احزاب خواستيم که نفرات معرفي شده را ترغيب به ثبت نام کنند و اين اتفاق افتاد.
اما من به هيچ وجه اين واژه «نهضت ثبت نام» را که اخيراً در ادبيات سياسي کشور رايج شده نمي پسندم و شنيدنش برايم خوشايند نيست.
- از اين واژه چه تعريفي در ذهن داريد که آن را نمي پسنديد؟
اين مفهوم که همه بروند ثبت نام کنند و در انتخابات کانديدا شوند.
- اشکال اين طرح کجا است؟
اشکالش اين است که نمي توان از همه توقع داشت بروند کانديدا شوند چون شايد کسي مثل من علاقه يي به ثبت نام نداشته باشد. در چنين موقعيتي چرا بايد اصرار به ثبت نام کرد؟
- شما چه کرديد؟
ما از چهره هاي واجد شرايطي که قابليت رقابت و امکان راي آوردن داشتند دعوت کرديم در انتخابات ثبت نام کنند.
- آيا ثبت نام ها را کافي مي دانيد؟
فکر مي کنم نه تنها کافي بود بلکه در بعضي مراکز دو يا سه برابر بيشتر از نياز هم کانديدا داشتيم اما متاسفانه خيلي از چهره هاي ارزشمند به دلايل واهي از گردونه رقابت حذف شدند و باعث تاسف است که با سرمايه هاي اجتماعي کشور اينگونه برخورد مي شود.
- خود شما چرا کانديدا نشديد؟
چون در برنامه يي که براي زندگي ريخته ام، کانديداتوري مجلس را پيش بيني نکرده بودم و از ماه ها قبل به صراحت اعلام کرده بودم که قصد کانديداتوري ندارم.
- گفته مي شود چند روز پس از آغاز ثبت نام ها، به قصد نام نويسي راهي وزارت کشور شديد اما به واسطه برخي اظهارنظرها در ميانه راه منصرف شده و برگشتيد.
نه اين يک شوخي است،
- شوخي نيست، به صورت جدي مطرح است.
نه اين گونه نبود، اصلاً من هيچ وقت به ثبت نام فکر نکردم و در عزمم براي نيامدن هرگز ترديدي ايجاد نشد.
- آيا ستاد ائتلاف هنگام مواجه شدن با نتيجه بررسي صلاحيت ها از ردصلاحيت گسترده شگفت زده شد؟
پاسخ اين سوال هم آري است و هم خير.
- چطور؟ چرا آري و چرا خير؟
آري از اين نظر که اصلاً باورمان نمي شد جريان حاکم اين گونه بي حساب و کتاب و بدون رجوع به مستندات مراجع چهارگانه، سر خود تصميم بگيرد.
- از موارد باورنکردني ردصلاحيت ها، موردي را به خاطر داريد؟
بله، در يک مورد به يکي از کانديداهاي ما گفتند شما به خاطر محکوميت در مراجع قضايي ردصلاحيت شديد، اين در حالي است که فرد ثبت نام کننده تا به حال حتي به عنوان شاهد هم هيچ زماني در دادگاه حاضر نشده، چه رسد به اينکه متهم شده باشد يا اينکه محکوم شده باشد. در واقع اين آشفتگي و ندانم کاري و بي برنامگي، اوج مسائلي بود که ما در هيچ دوره يي از برگزاري انتخابات هاي گذشته شاهدش نبوديم.
- شگفت زده نشدن تان از چه بابت بود؟
از اين جهت که بالاخره مي دانستيم وقتي هيات هاي اجرايي و نظارتي يکدست شوند و مسوولان دفاتر نظارتي که در انتخابات مجلس هفتم آن اتفاقات را ايجاد کردند اکنون در قالب فرماندار و بخشدار انجام وظيفه مي کنند، در اين دوره هم روش هاي حذفي گذشته را به نمايش خواهند گذاشت. به همين دليل ردصلاحيت ها تا حدودي براي ما قابل پيش بيني بود اما هرگز در باورمان نمي گنجيد که به اين شکل عمل شود. در واقع ردصلاحيت ها آنقدر فاجعه آميز بود که افرادي مثل آيت الله مکارم شيرازي، حائري شيرازي و ديگر چهره هاي مذهبي هم صداي اعتراض شان بلند شد.
- به هر صورت اين مراحل هرچه بود تمام شد و حالا رفته رفته به روز برگزاري انتخابات نزديک مي شويم و کانديداهاي تاييد صلاحيت شده اصلاح طلب چه به صورت مستقل يا با حمايت ستاد ائتلاف اصلاح وارد گود خواهند شد. با توجه به اينکه مرحله راي گيري و شمارش آرا نيز از اهميت بسياري برخوردار است چه تمهيدي انديشيده ايد که در اين مرحله باز شگفت زده نشويد؟،
ما همه تلاش هايي را که يک مجموعه سياسي مي تواند انجام دهد در برنامه خواهيم داشت اما ظرفيت هايي که ما در اختيار داريم بسيار محدود است، هم از نظر حوزه هاي عملياتي و هم از نظر حوزه هاي تبليغي و رسانه يي. به هر صورت با توجه به همسو بودن هيات هاي اجرايي و نظارتي پيش بيني مي شود که در صندوق ها با مشکلاتي مواجه شويم. به عنوان مثال در انتخابات شوراها ديديم که چه بلايي سر صندوق ها آمد و چندين بار از اين شعبه به آن شعبه در سطح شهر چرخانده شد و تا الان هم گزارش رسمي انتخابات شوراي شهر تهران به اطلاع مردم نرسيده است. الان هم نگران روند برگزاري انتخابات و شمارش آرا هستيم.
- براي رفع اين نگراني چه تمهيدي انديشيده ايد؟
ستادي تحت عنوان ستاد صيانت از آراي مردم تشکيل داديم.
- اين ستاد قرار است چه کاري انجام دهد؟
اين ستاد بنا بوده به ازاي هر صندوق در تهران يک يا دو نفر را مشخص کرده و پس از آموزش هاي لازم به فرمانداري معرفي کند تا به عنوان نماينده کانديداها بر سر صندوق ها حضور پيدا کنند.
- اين برنامه فقط براي تهران پيش بيني شده؟
نه، براي تمام استان ها اين برنامه را در دستور کار داريم و به همه حوزه هاي انتخابيه هم اعلام کرده ايم.
- پس به رفع دغدغه ها اميدواريد؟
متاسفانه نگراني هاي ما يکي دو تا نيست. امسال ما حرف هاي بسيار عجيب و غريبي مي شنويم. مثلاً وقتي فرمانده کل سپاه پاسداران رسماً اعلام مي کند که دفاع از اصولگرايان وظيفه الهي ما است، دغدغه ما چند برابر مي شود. با شکل گيري چنين فضايي و شائبه دخالت نظاميان در سياست، نگراني هاي ما بسيار جدي و ريشه دار جلوه مي کند.
- بالاخره چه خواهيد کرد؟
ما به عنوان يک جريان ريشه دار در متن انقلاب که از زمان شکل گيري انقلاب تا مراحل تکوين آن بيشترين تلاش را در خدمت به انقلاب انجام داديم و در خدمت رساني هم کارنامه بسيار درخشاني داريم خودمان را صاحبخانه انقلاب مي دانيم و اگر ديگران به هر دليلي بخواهند اين صاحبخانه را از حضور در خانه اش محروم کنند ما تا جايي که امکانش را داريم مي ايستيم و مقاومت مي کنيم و نمي گذاريم چنين اتفاقي بيفتد.
- اين درست است که گفته مي شود برخي رايزني هاي بزرگان طي روزهاي گذشته از حالت کلي خارج شده و به ارائه ليست و صحبت در مورد بعضي نفرات خاص منتهي شده است؟
تا جايي که من مي دانم رايزني هاي بزرگان به صورت عام و کلي بوده و آقايان هاشمي و خاتمي در مذاکرات شان به رعايت قانون اشاره کرده و از بحث روي مصاديق به صورت مشخص اجتناب کردند. البته برخي افراد پس از ردصلاحيت مراجعاتي به بزرگان اصلاحات داشتند و از آنها خواستند پيگيري هاي بيشتري را انجام دهند. طبيعي است در اين بين آقايان هاشمي و خاتمي کمتر از ديگر افراد به صورت مصداقي وارد بحث شدند اما من شخصاً اين لابي هاي فردي را موثر نمي بينم. در واقع مذاکره بر سر تاييد صلاحيت تعدادي خاص را نه تاثيرگذار مي بينم و نه ارزشي براي آن قائل هستم.
- فکر نمي کنيد تاييد صلاحيت هاي اخيري که صورت گرفت ناشي از اين لابي هاي موردي و شخصي بود؟
نه، اصلاً ربطي ندارد. اين يک تصميم کلي بود که از بالا گرفته شد و علت آن هم فشارهاي وارده و نارضايتي هاي شديدي است که در سطح جامعه و ميان علما و قشرهاي مذهبي ايجاد شده است. تصميم اخير براي بازگرداندن تعدادي از کانديداها هم به خاطر فشار گسترده افکار عمومي بوده است.