پنج شنبه، 25 بهمن 1386 - شماره 1615
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
گزارشي از تاثير انتخابات امريکا بر مناسبات تهران- واشنگتن
دموکرات ها و ايراني ها
گروه سياسي، مريم مهدوي اصل؛ انتخابات امريکا و تاثير آن بر ساختار سياسي ايران از جمله موضوعاتي است که پيش و پس از انقلاب 1357 همواره مورد توجه کارشناسان بخش خاورميانه يي قرار گرفته است. گواينکه بسياري از تحليلگران معتقدند در دوران قبل از انقلاب، ايران مستقيماً از دو انتخابات امريکا تاثير پذيرفت؛ اول روي کار آمدن کندي در اوايل دهه 60 ميلادي که با اصلاحات ارضي (به اصطلاح انقلاب سفيد) همزمان شد و دوم روي کار آمدن جيمي کارتر کمي قبل از پيروزي انقلاب. در اين دو دوره که دموکرات ها بر سر کار آمدند، حقوق بشر در دستور کار کاخ سفيد قرار گرفت و امريکا مستقيماً بر هم پيمانان خود از جمله ايران فشار وارد مي کرد در راستاي اجراي برخي تحولات پيش بروند.از ديد کارشناسان برگزاري رفراندوم شش ماده يي اصلاحات در سال 1341 و نهايتاً ايجاد فضاي باز سياسي در سال 1356 نتيجه فشارهاي واشنگتن به ايران در دوران رياست جمهوري کندي و کارتر به شمار مي آيد. بعد از انقلاب هم اگر چه روابط رسمي ايران و امريکا قطع شد اما با اين وجود پيروزي رئيس جمهوري دموکرات يا جمهوريخواه مستقيماً بر مناسبات نه چندان دوستانه ايران و امريکا تاثير گذاشته است. چنانچه در دوران جمهوريخواهان عمدتاً بر دامنه مناسبات غيردوستانه ايران و امريکا افزوده مي شد که اوج آن در دوره کنوني يعني رياست جمهوري جرج بوش است اما در دوران دموکرات ها از دامنه روابط غيردوستانه ايران و امريکا کاسته مي شد که اوج آن به دوره رياست جمهوري بيل کلينتون برمي گردد که حتي زمينه براي گفت وگوهاي دوجانبه فراهم شد اما بنا به دلايلي امکان پذير نشد. به هرحال جرج بوش تا چند ماه ديگر کاخ سفيد را ترک مي کند و يکي از کانديداهاي جمهوريخواه يا دموکرات جانشين او خواهد شد. به احتمال قوي از بين مک کين جمهوريخواه و هيلاري کلينتون و اوباماي دموکرات يک نفرشان به کاخ سفيد راه پيدا خواهد کرد. راهيابي هر کدام از اين شخصيت ها به کاخ سفيد بر مناسبات ايران و امريکا تاثير مستقيم خواهد گذاشت. در همين زمينه برخي کارشناسان حوزه سياست خارجي به تحليل تاثير انتخابات امريکا بر ايران پرداخته اند که آن را در پي مي خوانيد.

عدم تغيير سياست خارجي امريکا نسبت به ايران

دکتر ابراهيم يزدي وزير امور خارجه ايران در دولت موقت در اين خصوص مي گويد؛ «دوران حکومت رياست جمهوري کندي با اوج جنگ سرد و درگيري بلوک غرب و شرق مصادف بود، البته اين درگيري ها اصطلاحاً کلاسيک نبود بلکه درگيري ميان ارتش هاي کلاسيک غربي با نيروهاي پارتيزاني در واحدهاي کوچک بود. بنابراين در زمان کندي چند راهکار جديد در سياست خارجي امريکا پديد آمد؛ اول آنکه هم ارتش امريکا و هم ارتش کشورهاي دوست نظير ايران به گونه يي آموزش ببينند که بتوانند با جنگ هاي شورشگري مقابله کنند. دوم اينکه جنگ هاي انقلابي واکنشي است به شرايط نامناسب اقتصادي و سياسي. بنابراين امريکا مي خواست از طريق اجراي برنامه هاي اقتصادي نظير تقسيم زمين در ايران نيروهايي را که پتانسيل انقلابي داشتند، خنثي سازي کند، چون مطالعات جنگ هاي انقلابي نشان داده بود دهقانان بي زمين از آماده ترين نيروها براي پيوستن به شورشگران هستند.» وي در ادامه مي افزايد؛ «سومين تغيير اين بود که دولت هاي نزديک و وابسته به امريکا همزمان با تغييرات اقتصادي، تغييراتي در روش هاي سياسي خود بدهند. بنابراين در ايران در دو محور به شاه فشار آوردند؛ اول، تقسيم اراضي در ايران، دوم باز کردن فضاي سياسي. وي سپس با اشاره به سياست خارجي دولت کارتر نسبت به ايران مي گويد؛ «اما در دولت کارتر که هم يک رئيس جمهور دموکرات بود و هم يکي از مذهبي ترين و اخلاقي ترين روساي جمهوري امريکاست، حقوق بشر محور اصلي سياست خارجي امريکا شد. بخشي از اين حقوق بشر معطوف به فشار به شوروي براي آزاد کردن سفر يهوديان شوروي به اسرائيل بود. اما بخش ديگر متوجه کشورهايي مثل ايران بود. سياست حقوق بشر کارتر منجر به تغيير و تحولاتي در داخل ايران شد و اين دفعه برخلاف دهه 40 شاه نتوانست موج اعتراضات مردمي را سرکوب و آن را مهار کند و به انقلاب اسلامي 1357 منجر شد.» همچنين يزدي به انتخابات آتي رياست جمهوري امريکا اشاره مي کند و مي گويد؛ «اما امروز سياست کلان نامزدهاي انتخاباتي امريکا تفاوت هاي اساسي در مورد ايران ندارند. اگرچه بعضي از کانديداها، نظير آقاي باراک اوباما اعلام کرده است که بدون قيد و شرط با ايران مذاکره مي کند و حتي آماده است به ايران سفر کند، اما خط مشي هاي سياست کلان خارجي را تنها رئيس جمهور تعيين نمي کند.»وي در ادامه تصريح مي کند؛ «عوامل و فاکتورهاي مختلفي در تعيين آن دخالت دارند، در مورد ايران در ميان تصميم گيرندگان امريکا هماهنگي وجود دارد. بنابراين به نظر نمي رسد با تغيير رئيس جمهور در امريکا، سياست خارجي امريکا نسبت به ايران تغيير اساسي کند.» همچنين وي در خصوص سياست خارجي خانم کلينتون در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري امريکا در آينده اذعان مي دارد؛ «سياست خانم کلينتون در صورت انتخاب، تفاوت چنداني با سياست هاي کلان کنوني نخواهد داشت. خانم کلينتون سناتور انتخابي نيويورک است. از اين ايالت، هيچ سناتوري بدون همکاري و حمايت يهوديان انتخاب نمي شود.روابط خانم کلينتون با لابي اسرائيل در امريکا بسيار نزديک است. بنابراين به نظر نمي رسد اگر خانم کلينتون انتخاب شود، تغيير چنداني به وجود آيد.»

شرايط جديد سياسي مهمتر از تاثير دموکرات ها

هرچند کارشناسان و مقامات سياسي در داخل ايران تاثير روساي جمهوري امريکا (کندي - کارتر) بر شاه را بسيار پررنگ مي دانند اما اين امر در داخل جامعه امريکا نيز از زاويه هاي ديگري مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. چنانچه دکتر فريده فرهي استاد علوم سياسي و متخصص در مسائل خاورميانه که در دانشگاه هاوايي از ايالت هاوايي امريکا تدريس مي کند در اين خصوص مي گويد؛ «کارتر و کندي از روساي جمهور دموکرات ايالات متحده امريکا را مي توان محصولي از رويکرد «انترناسيوناليست ليبرال» به حساب آورد که برخلاف رويکرد «کناره گرا» نه تنها علاقه مند به افزايش فعل و انفعال امريکا با جهان و افزايش نفوذ آن بودند، بلکه راهکار اين افزايش را از طريق گسترش ارزش هاي اوليه امريکا مانند بازار آزاد و اشاعه دموکراسي و رقابت سياسي مي ديدند.» وي در ادامه مي افزايد؛ «در دوران کندي اين رويکرد باعث فشار محدودي بر شاه در قبال انتخاب نخست وزيري اصلاحگرا شد که خيلي نيز ادامه پيدا نکرد. برخي هم معتقد هستند که سياست هاي اصلاحات ارضي که کندي در قبال امريکاي جنوبي دنبال مي کرد، تاثير غيرمستقيم در ايران نيز داشت. در دوران کارتر نيز هرچند توجه او به حقوق بشر، هيچ وقت مستقيماً متوجه ايران نبود اما خيلي ها را به اين باور رسانده است که فشار امريکا در اين ارتباط مستقيماً باعث از هم پاشيدن حکومت شاه شد. اين در حالي است که هيچ شواهدي در اين ارتباط وجود ندارد و از هم پاشيدگي حکومت دلايلي متعدد و غير از فشار مستقيم امريکا داشت.»فرهي در ادامه تصريح مي کند؛ «البته ممکن است رويکردهاي متفاوت بين وزارت خارجه امريکا و شوراي امنيت ملي را دليلي براي اختلاف و نهايتاً فلج شدن سياست هاي امريکا در قبال ايران انقلابي دانست، ولي موضوع مواجهه يک دولت دموکرات با شرايطي انقلابي، الزاماً نمي تواند يک الگو يا نشان دهنده رفتاري منسجم و سياست هاي از پيش برنامه ريزي شده باشد.» همچنين دکتر فرهي در خصوص روي کار آمدن يک رئيس جمهور دموکرات در امريکا و تاثير وي بر نظام سياسي ايران اظهار مي دارد؛ «از ديد من به جهت خستگي و حتي انزجار از سياست هاي جرج بوش، احتمال انتخاب يک رئيس جمهور دموکرات بسيار بالا است. بالا بودن کمک هاي مالي مردمي و غيره به کانديداهاي دموکرات نسبت به کانديداهاي جمهوريخواه نشانه خوبي در اين ارتباط است. اما تکيه به پيشينه تاريخي دموکرات ها در شرايط کنوني به نظر من صحيح نيست. البته درست است که هر دو کانديداي دموکرات به خصوص خانم کلينتون از سنت ليبرال انترناسيوناليست برمي خيزند، ولي دوران متفاوت است و رابطه ايران و امريکا نيز متفاوت است. ايران ديگر هم پيمان يا متحد امريکا نيست که امريکا بتواند از طريق فشار سياسي يا ارزشي بر آن تاثيري بگذارد. در 16 سال گذشته هم دولت دموکرات کلينتون و هم دولت جمهوريخواه بوش سياست هاي مهار و حتي ديپلماسي تهاجمي را در قبال ايران دنبال کرده اند و به اذعان خودشان به نتيجه مطلوب يا تاثيرگذار نرسيده اند.» وي در ادامه تبيين مي کند؛ «دولت جديدي که در امريکا بر سر کار خواهد آمد هم بايد تصميمي در مورد اين سياست هاي ناموفق بگيرد و هم با روحيه فعلي کناره گرا که بين مردم امريکا به خاطر ماجراجويي هاي دولت بوش اشاعه پيدا کرده است، کنار بيايد. تقارن اين دو واقعيت شرايط را براي رابطه يي از نوع جديد - که نه بر پايه هم پيماني است و نه بر پايه دشمني - آماده کرده است. البته وجود شرايط به معني تحقق شرايط نيست ولي در هر صورت بايد به اين شرايط توجه بيشتري از تاريخ سياست هاي دموکرات ها کرد.»

احتمال همکاري روسيه  و اتحاديه اروپا با امريکا

شاه از دموکرات ها مي ترسيد و در نتيجه باب دوستي با جمهوريخواهان را گشوده بود، هرچند به شدت از لحاظ روحي به سيستم سياسي امريکا وابسته و تحت هر شرايطي خواهان تکيه کردن به دو حزب مطرح امريکا بود که در راس قدرت قرار مي گرفتند. دکتر ژند شکيبي استاد علوم سياسي در دانشگاه لندن است که ضمن بررسي روند شکل گيري تاريخي - سياسي اثرگذاري امريکا بر ايران به تطبيق اين روند در دو عصر پهلوي و جمهوري اسلامي مي پردازد. وي مي گويد؛ «تاريخ نشان مي دهد ايران پيش از انقلاب، از نتايج انتخابات رياست جمهوري امريکا و در اثر تحولات آن در سياست خارجي اين کشور تاثير مي گرفته است. همچنين شرايط به گونه يي بود که رژيم محمدرضا پهلوي بعد از سکوت دکتر محمد مصدق، به حمايت ملي، سياسي و نظامي امريکا تکيه مي کرد. گذشته از اين شاه خود هرچند دم از استقلال ايران مي زد اما از لحاظ ذهني کاملاً به حمايت امريکا متکي بود و بدون آن نمي توانست حکومت کند.» وي در ادامه مي افزايد؛ «بنابراين شاه نسبت به تحولات سياسي در امريکا خيلي حساس بود. در کل شاه از دموکرات ها بدش مي آمد چون فکر مي کرد حزب دموکرات ها به خصوص کندي و کارتر، روساي جمهوري که از اين حزب بودند، خيلي راجع به مردم سالاري و حقوق بشر سخنراني مي کنند. ولي ما مي دانيم که هم کندي و هم کارتر به شاه فشار تازه يي وارد نمي کردند. در واقع منافع ژئوپولتيک امريکا براي آنان از شعارهاي مردم سالاري و حقوق بشر مهم تر بود.» اين متخصص مسائل خاورميانه در ادامه اشاره مي کند؛ «کندي از شاه بدش مي آمد. به نظر اين رئيس جمهور ترور شده، شاه يک ديکتاتور خرده پا بود که اصلاً به فکر مردم و پيشرفت کشور خود نبود. ضمن اينکه کندي از گسترش نفوذ کمونيست ها و شوروي بسيار مي ترسيد و به اين نتيجه رسيده بود که نظام خودکامه پهلوي دارد زماني را براي شورش يا انقلاب کمونيستي در ايران فراهم مي کند. پس کندي براي جلوگيري از پيدايش چنين وضع سياسي در ايران، تصميم گرفت شاه را مجبور کند اصلاحات اقتصادي و اجتماعي «انقلاب سفيد» را اجرايي کند. وي مي افزايد؛ «شاه که پيش از انتخاب کندي به رياست جمهوري امريکا، علاقه جدي براي تحولات اقتصادي و اجتماعي ايران نشان نداده بود، اعلام کرد الان «پيشواي يک انقلاب» است. شاه سعي مي کرد خود را مظهر اصلاحات و پيشرفت ايران کند اما کندي فکر مي کرد شاه قادر نيست چنين اصلاحاتي را انجام دهد.»اين استاد علوم سياسي دانشگاه لندن در ادامه اظهار مي دارد؛ «بنابراين کندي به طور غيرمستقيم شاه را مجبور کرد دکتر اميني را به نخست وزيري تعيين کند. شاه از اميني و از هر سياستمدار مستقلي بدش مي آمد و چنين افرادي را از صحنه سياسي اخراج مي کرد.»وي در ادامه با اشاره به سفر شاه به ايالات متحده امريکا مي گويد؛ «وقتي شاه در زمان کندي به واشنگتن رفت، از اينکه همه از حال اميني مي پرسيدند بسيار ناراحت شد. بنابراين در آن زمان شاه عليه اميني اقدام کرد. اما نکته مهم اين است که با پيروزي کندي در انتخابات رياست جمهوري امريکا، وي برنامه «غرب سازي» خود را تحت عنوان «انقلاب سفيد» به شاه تحميل کرد. به عبارت ديگر دولت کندي به دليل مستقل نبودن شاه از واشنگتن، نقش سرنوشت سازي در تاريخ ايران ايفا کرد.» همچنين وي در خصوص روابط شاه با روساي جمهوري که از حزب جمهوريخواه ايالات متحده امريکا برخاسته بودند، مي افزايد؛ «در مرحله بعدي انتخابات رياست جمهوري امريکا در سال 1976، شاه که از روابط بسيار خوبي با نيکسون برخوردار بود از جانشين وي که شخصي به نام فورد از حزب جمهوريخواه بود، حمايت کرد. حتي در زمان انتخابات سال 1972 شاه به مبارزات انتخاباتي نيکسون کمک مالي کرد. در کل شاه از دموکرات ها مي ترسيد و رياست جمهوري کندي نيز اثر ماندگار بدي بر شاه گذاشته بود. اما رقيب فورد، کارتر از حزب دموکرات ها بود. شاه از شعارهاي کارتر در مورد نقش دفاع امريکا از حقوق بشر و مردم سالاري در جهان بيم داشت.» وي مي افزايد؛«برخلاف خواسته شاه، کارتر در انتخابات پيروز شد. شاه احساس کرد که اگر يک واکنش مثبت نسبت به شعارهاي کارتر نشان ندهد، روابط ايران با واشنگتن تيره مي شود. بنابراين ظاهراً شاه تا حدي فضاي سياسي را باز کرد اما هيچ اقدامي در جهت ايجاد مردم سالاري نکرد. شاه فهميد آگاهي مردم ايران از حمايت شديد امريکا به رژيم پهلوي مي تواند نقش مهمي در کنترل شاه بر ملت ايفا کند. به همين دليل شاه خواستار سفر کارتر به تهران بود.» شکيبي سپس با اشاره به سفر کارتر به تهران تشريح مي کند؛«کارتر 31 دسامبر 1977 به تهران آمد. وي در سخنراني خود از شاه تعريف کرد. از عشق مردم ايران نسبت به شاه حرف زد و بر نقش مهم شاه در خاورميانه تاکيد کرد. شاه با اين سفر مي خواست ثابت کند که امريکا هنوز از وي دفاع مي کند. مهم تر از آن اين بود که همان طور که در ابتدا ذکر کردم، شاه خود از حيث روحيه به امريکا وابسته بود و با آنکه مدعي استقلال ايران بود، ولي از نظر روحي به سفر کارتر و تعريف آن از خود احتياج داشت. بنابراين وقتي کارتر اين چنين در مورد شاه صحبت مي کرد، شاه هم لبخند مي زد.» وي در ادامه توضيح مي دهد؛«پس از سفر کارتر به تهران و تمجيد وي از شاه که باعث خشنودي شاه شده بود، دو هفته بعد انقلاب اسلامي ايران شروع شد. در واقع اين وابستگي روحي شاه به امريکا باعث شد وي نتواند به درستي سياست خارجي امريکا را در مورد ايران درک کند. درست بود که کارتر از شاه و نظام خودکامه اش بدش مي آمد و در واقع به مردم سالاري و حقوق بشر علاقه داشت، اما کارتر به اين نتيجه رسيده بود که راهي غير از حمايت از شاه وجود ندارد. نقش ژئوپولتيک ايران براي امريکا آنقدر مهم بود که واشنگتن حاضر نبود فشار سياسي به شاه وارد کند، دست کم قبل از زمان انقلاب.» اين کارشناس سياسي در ادامه مي گويد؛«در هر صورت شاه آنقدر نگران تيره شدن روابط خود با امريکا بود که مبادرت به انجام چند اقدام در اين مورد کرد که باعث شروع انقلاب شد. بنابراين دوباره مي بينيم که يک رئيس جمهور دموکرات از ايالات متحده امريکا توانست بر تاريخ ايران اثرگذار باشد.» اما به گفته دکتر ژند شکيبي شرايط امروز ايران و امريکا از ويژگي خاص ديگري برخوردار است. وي در خصوص تاثير دموکرات ها در صورت برنده شدن در انتخابات آتي امريکا بر نظام سياسي ايران اظهار مي دارد؛«اما در حال حاضر اگر يک فرد دموکرات رئيس جمهور امريکا شود من فکر نمي کنم اين شخص بتواند چنين تاثيري را روي ايران بگذارد. عصر حاضر که ما اکنون آن را سپري مي کنيم، در واقع با آن دوره تاريخي که در زمان شاه سپري شده است بسيار تفاوت دارد. نخست اينکه جمهوري اسلامي اصلاً با امريکا رابطه ندارد. در واقع ايران از امريکا استقلال کامل دارد در حالي که رژيم شاه تا حد زيادي به امريکا وابسته بود. ما ديديم که از لحاظ تاريخي چگونه امريکا به دليل مستقل نبودن شاه توانست روي ايران تاثيرگذار باشد. دوم اينکه من فکر نمي کنم با به قدرت رسيدن يک رئيس جمهور دموکرات مسير سياست خارجي امريکا نسبت به ايران خيلي تغيير کند. حتماً نحوه صحبت کردن امريکا نسبت به ايران و شعارهاي واشنگتن تغيير خواهد کرد. شعار «محور شرارت» و همچنين حرف هاي ديگر تکرار نمي شود زيرا اين شعارها متعلق به زمان بوش است.»وي در ادامه تاکيد مي کند؛«به احتمال زياد رئيس جمهور جديد امريکا حاضر خواهد بود با ايران بدون گذاشتن پيش شرط وارد مذاکره شود. اما در صورت مذاکره مستقيم بين ايران و امريکا همچنان مساله غني سازي مانع بهتر شدن روابط بين جمهوري اسلامي و امريکا باقي خواهد ماند و در مذاکرات مطرح خواهد شد. گذشته از اين رئيس جمهور امريکا چه از حزب دموکرات و چه از حزب جمهوريخواه به دليل قدرت لابي طرفداران اسرائيل نمي تواند منافع اسرائيل را در اتخاذ سياست خارجي امريکا در نظر نگيرد. بنابراين امريکا هنوز سعي مي کند فشارهاي اقتصادي، سياسي و ژئوپولتيکي را به ايران وارد کند.» همچنين وي درخصوص تعامل و همکاري کشورهاي جهان با سياست خارجي امريکا نسبت به ايران مي گويد؛«البته اين احتمال وجود دارد که در صورت روي کار آمدن يک رئيس جمهور دموکرات در امريکا لحن صحبت وي و شعارهايش نسبت به ايران تغيير کرده و ملايم تر شود، يعني از سياست هاي بوش فاصله بگيرد. در نتيجه باعث جذب همکاري بيشتر روسيه و اتحاديه اروپا براي اعمال تحريم هاي سياسي- اقتصادي عليه ايران خواهد شد.» وي تاکيد مي کند؛«البته نحوه حرف زدن راجع به جمهوري اسلامي شايد باعث شود آرام آرام واشنگتن و تهران بتوانند به يک توافق دست يابند. از طرف ديگر نبايد فراموش کنيم که هم دموکرات ها و هم جمهوريخواهان جمهوري اسلامي را دشمن امريکا مي دانند. تاريخ نشان مي دهد از زمان تاسيس کشور امريکا که حدود 230 سال از آن سپري مي شود، هويت امريکا و فرهنگ سياسي آن به تصويري از دشمني احتياج دارد که امروزه اين دشمن روسيه و ايران هستند.»
نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

تکامل رسانه هاي «آنلاين»؛ بزرگ ترين تحول تاريخ روشنگري

نيمه فوريه 1995 (26 بهمن 1374) مايکل کينگسلي روزنامه نگار 57 ساله امريکايي از شبکه سي ان ان و سردبيري مجله «واشنگتن» کناره گيري کرد و اعلام داشت که مي خواهد به کار انتشار يک نشريه کامل در اينترنت بپردازد و مجله آنلاين «سليت» را در مايکروسافت منتشر ساخت و به اين ترتيب سايبرژورناليسم (روزنامه نگاري آنلاين) پا به عرصه وجود گذاشت که تحول بسيار بزرگي در روزنامه نگاري بوده است. با اينکه از عمر «بولتن بورد آنلاين» (که در سال هاي 1983 و 1984 توسط براين ردمن و برد تمپلتون تکميل شده بود) سال ها مي گذشت، در فوريه 1995 شنيدن عنوان «نشريه تمام عيار اينترنتي» حرف تازه يي در دنيا بود. (عنوان «وبلاگ، بلاگ» از بارگر و مرهولتز است.) در پي انتشار «سليت» در اينترنت، روزنامه هاي چاپي و بيشتر مجله ها به تدريج اديشن «آنلاين» درست کردند که راديو و تلويزيون ها هم در اين کار به آنها پيوستند و چون خبرگزاري هاي ملي نيز اخبارشان را در اينترنت قرار دادند و روزنامه ها اخبار خبرگزاري هاي بزرگ را بر مطالب شان در اديشن اينترنتي ضميمه کردند، اين خبرگزاري ها هم ناچار شدند وارد اينترنت شوند و در دسترس همگان قرار گيرند. ورود خبرگزاري ها (که «کمک رسانه» هستند) سبب شد رسانه هاي سه گانه (روزنامه، راديو و تلويزيون) مجبور شوند بر فيچرها، مقاله ها، مصاحبه هاي اختصاصي، تحليل ها و مطالب حاشيه يي خود بيفزايند تا مخاطبان احساس بي نيازي از آنها نکنند. اين کار روز به روز تکميل شد و چون شبکه هاي تلويزيوني اخبار و مطالب خود را به صورت نوشته و عکس در سايت اينترنتي شان قرار مي دادند و از اين لحاظ رقيب روزنامه ها شده بودند، رسانه هاي چاپي نيز بر مطالب نوشتاري خود «پادکست» (اخبار صوتي؛ راديويي) و ويدئو (فيلم خبري؛ خبر تلويزيوني) اضافه کردند و لحظه به لحظه هم اخبار را آپديت مي کنند. (اخبار تکميلي و خبرهاي تازه را بر مطالب سابق مي افزايند) به علاوه، هر سه نوع رسانه (روزنامه، راديو و تلويزيون) که در اديشن آنلاين شبيه و مطابق يکديگر شده اند، «پست کامنت» هم درست کرده اند که پديده تازه يي است. (دريافت اظهار نظر فوري مخاطب درباره هر مطلب با قرار دادن باکس اظهارنظر و اي ميل خود که مخاطب نظرش را همان جا در داخل باکس تايپ و ارسال مي کند و همگان مي توانند بخوانند، و مجموعه اين نظرات به صورت خبر تازه روز بعد منتشر مي شود) اين وضعيت، سايبر ژورناليسم (رسانه داري آنلاين) را «مين ستريم» حرفه روزنامه نگاري کرده است زيرا پروانه و تاسيسات و هزينه زياد لازم ندارد. به تازگي روزنامه ها هنگام دادن خبر از يک آهنگ تازه موسيقي، فيلم سينمايي و انتشار يک کتاب، قسمت هايي از آن را در اديشن آنلاين خود قرار مي دهند و همچنين انواع آگهي. به اين ترتيب هر فرد که يک دستگاه کامپيوتر داشته و مشتري يک براوزر (اينترنت اکسپلورر، مازيلا فيرفاکس و...) باشد، مي تواند در هر گوشه از جهان از مطالب همه رسانه ها به رايگان استفاده کند. همين ديروز (14 فوريه 2008) شبکه هاي تلويزيوني امريکا ويدئو (فيلم) درگيري يک مامور پليس بالتيمور مريلند با يک نوجوان 14 ساله و نيز معلق ساختن ويلچر يک عليل را در کلانتري پليس حومه شهر تمپاي فلوريدا توسط يک «بانوپليس» از وب سايت دو روزنامه محلي با ذکر ماخذ نقل کرده بودند که تاکنون در تاريخ ژورناليسم سابقه نداشته است. «کريس گپهام» در کتاب خود «سايبر ژورناليسم» پيش بيني کرده است که تا 15 سال ديگر همه رسانه ها به يک صورت درخواهند آمد (نوشتار، صوت و تصوير) و آنلاين خواهند شد. در عين حال به باور گپهام، تکنولوژي اينترنت خدمت بزرگي به گسترش و تحکيم حقوق بشر (و از جمله آزادي و دموکراسي) بوده است.

لشکرکشي چين به فرارود

14 فوريه سال 102 ميلادي «وادي» خاقان وقت چين با استفاده از فرصت درگيري ايران با روميان در غرب، يک سپاه چهل هزار نفري از نيروهاي خود را روانه فرارود کرد. اين حمله در منطقه فرغانه و در نيمه راه خجند به سمرقند، بدون نياز به اعزام افراد پادگان هاي تپورستان (مازندران)، آثرپاتيگان (آذربايجان) و پارس (سراسر جنوب ايران تا اصفهان)، توسط نيروهاي محلي پارت (خراسان)، آريانا (افغانستان امروز) و کهستان درهم شکسته شد و بسياري از چينيان به اسارت درآمدند. اسيران چيني هدف حمله نظامي را به دست آوردن اسبان دره فرغانه که بزرگ تر از اسبان چين، نيرومند و پرطاقتند بيان کرده بودند.

قضيه به مهستان (سناي ايران) در تيسفون گزارش شد و قرار شد که اگر خاقان پوزش بخواهد، اسيران چيني آزاد و سه هزار اسب نيز به خاقان فروخته شود که خاقان پذيرفت و به جاي پول نقد، بابت بهاي اسبان به ايران ابريشم تحويل داد.

آثرپاتيگان از نام آثرپاتي (آذربد) شهربان و موبد (روحاني زرتشتي) اين خطه گرفته شده که هنگام حمله اسکندر به ايران در راس امور ايالت بود.

اعدام مقامات نظام سابق

نيمه شب 25 بهمن 1357، سه روز پس از پيروزي انقلاب و يک روز بعد از تشکيل کابينه دولت موقت، نخستين دسته افسران و مقام هاي نظام سلطنتي تيرباران شدند. ارتشبد نعمت الله نصيري رئيس پيشين ساواک، سپهبد مهدي رحيمي رئيس شهرباني کل و فرماندار نظامي سابق تهران، سرلشکر رضا ناجي فرماندار نظامي سابق اصفهان و سرلشکر منوچهر خسروداد فرمانده سابق هوانيروز نخستين دسته اعدامي ها بودند که محاکمه آنان همان روز در محل دبيرستان شماره 2 علوي در دادگاه انقلاب انجام و مفسد في الارض شناخته شده و نيمه شب در پشت بام همان مدرسه تيرباران شده بودند و اين در حالي بود که محاکمه 22 تن ديگر از مقامات در همان محل ادامه داشت. شيخ صادق خلخالي قاضي شرع دادگاه انقلاب و صادرکننده احکام بود.

هلاکوخان مغول به مناسبت سالگشت درگذشت او

هولاگوخان (اعراب «هلاکو» مي نويسند زيرا که «گ» ندارند) ايلخان متصرفات مغولان در آسياي غربي هشتم فوريه 1265 ميلادي در 48 سالگي درگذشت و در جزيره کبود در درياچه اروميه دفن شد. وي که نوه چنگيز و برادر قوبيلاي قاآن (خان بزرگ تر مغولان و خاقان چين) بود در طول ايلخاني خود، بين النهرين، سوريه و قسمت هاي ديگري از آناتولي را تصرف کرد، شهر بغداد را در دهم فوريه 1258 و شهر دمشق را در يکم مارس 1260 ميلادي تصرف، قتل عام و ويران ساخت و به خلافت «اسمي» عباسيان و حکومت ايوبيان پايان داد، ولي ارتش او در سوم سپتامبر 1260 در ناحيه «عين جالوت» از نيروهاي سلطان مصر (مملوک) شکست خورد و فلسطين و بيشتر سوريه را از دست داد و به شرق فرات عقب نشست. هولاگو (هلاکو) که مادرش مسيحي نسطوري و زنش (دوقوز خاتون) نيز از مسيحيان بود از حمايت مسيحيان منطقه و اروپا برخوردار بود و با سلاطين فرنگ و پاپ مکاتبه داشت. برخي از مورخان، وي را ضدمسلم نوشته اند. هلاکو پس از انتصاب به سمت ايلخان آسياي غربي، ايرانيان «لر - بختياري» و نيز پيروان حسن صباح (فدائيان) را که در برابرش ايستاده بودند شکست داده بود.
تاثير دموکرات ها بر رابطه ايران و امريکا
رسول نفيسيہ

رابطه دو کشور ايران و امريکا به بيش از يک قرن و نيم مي رسد، ولي از زمان کودتاي 28 مرداد عليه دکتر مصدق است که نقش امريکا در ايران برجسته مي شود. در اين نيم قرن رابطه موثر، به نظر مي رسد که دموکرات ها دائماً نقش مثبتي در جهت خواست هاي مردم ايران اجرا کرده اند، حال آنکه جمهوريخواهان عمدتاً در جهت تقويت ارتش و شاه بوده اند. به طور خلاصه مي توان به موارد زير اشاره کرد؛

- اولتيماتوم به اتحاد شوروي براي خروج از آذربايجان ايران پس از جنگ جهاني و خروج آن کشور؛ بايد توجه کرد که استالين از تنها منطقه اشغالي ارتش سرخ که خارج شد آذربايجان ايران بود. اين اولتيماتوم از طرف «هري ترومن» رئيس جمهور دموکرات صادر شد.

- کودتا عليه دکتر مصدق در 28 مرداد 1332؛ اين کودتا هر چند مقدماتي داشت ولي در دوره رياست جمهوري آيزنهاور انجام شد که يک جمهوريخواه بود. هري ترومن رئيس جمهور قبل از او، سعي فوق العاده يي در جهت حل مناقشه ايران و انگليس کرد، هر چند مقدمات کودتا در زمان او بررسي شده بود.

- پرزيدنت کارتر از حزب دموکرات با طرح مساله حقوق بشر ريشه هاي حکومت پهلوي را سست کرد. اين رئيس جمهور که اعتقادات قوي مذهبي و تجربه ناچيز در سياست بين المللي داشت، به زودي متوجه اشتباه خود شد، هر چند دير شده بود. به هر تقدير سياست کارتر بر مبناي حقوق بشر تنظيم شده بود و اقدامات بعدي او پس از دوران رياست جمهوري نشان داد که در جهت احراز مقاصد حقوق بشر خود همچنان مصمم است. کتاب وي به نام «فلسطين؛ صلح نه آپارتايد» اولين کتاب از طرف يک مقام مهم امريکا است که عملاً عنوان آپارتايد را به رفتار اسرائيل در مقابل اعراب مي دهد.

- پرزيدنت کلينتون از حزب دموکرات هر چند اولين رئيس جمهوري است که فرمان تحريم ها عليه ايران را امضا کرد، ولي بعداً وزير خارجه او خانم آلبرايت کوشيد با عذرخواهي از ايران يکي از مواد مانع رابطه دو کشور را از ميان بردارد. در اصل در زمان کلينتون بود که تنش زدايي در روابط بين المللي به حداکثر رسيد و جنگ طلبي بوش بعد از او نقش مسالمت جويانه کلينتون را بيشتر برجسته کرد.

تاثير موفقيت احتمالي دموکرات ها بر رابطه ايران و امريکا

دو کانديداي حزب دموکرات، خانم کلينتون و اوباما، نظريات مشابهي نسبت به ايران ندارند. خانم کلينتون با اينکه اهل شيکاگو است و در آرکانزاس کار مي کرد (تا قبل از آمدن به واشنگتن در کنار همسر خود) ولي بعداً تصميم گرفت سناتور شهر نيويورک شود و انتخاب شد.آشکارا اين حرکت در جهت جلب نظر و جذب مساعدت شهر بسيار غني و مهم نيويورک و نيز لابي امريکاييان يهودي است که قدرت آن زبانزد است. به همين دليل نظريات او نسبت به رابطه با ايران به جمهوريخواهان شبيه است، هر چند از مذاکره با آن کشور صحبت مي کند. جهت گيري اوباما با کلينتون متفاوت است. وي خواستار گفت وگوي بي قيد و شرط با ايران و خروج فوري ارتش امريکا از عراق است. اوباما در سياست خارجي ايده آليست است و البته اين مي تواند خطرناک باشد، کما اينکه ايده آليسم کندي، جنگ ويتنام را باعث شد. ضمناً همين ايده آليسم کندي، شاه را مجبور کرد اصلاحات ارضي را در کشور پياده کند و کابينه خود را از افراد ميانه رو انتخاب کند. در همين دوره بود که شکنجه در زندان هاي ايران متوقف شد و آزادي نسبي مطبوعات به دست آمد و البته کندي نيز از حزب دموکرات بود.در نهايت با وجود اينکه مواضع کلينتون و اوباما شباهت زيادي به يکديگر دارد، اما کلينتون به علت وابستگي به لابي ها و غيره ممکن است سياست فعلي امريکا را کماکان ادامه دهد. اوباما به علت ايده آليسم و عدم وابستگي به ساختار موجود سياسي و لابي ها، دست بازتري خواهد داشت و حتي ممکن است دست به اعمال از پيش حساب نشده يي بزند و مانند نيکسون که با چين از در دوستي درآمد، او نيز به ايران به همين چشم نگاه کند.

ہ استاد دانشگاه «استرير» ويرجينيا

از ايالات متحده امريکا
رايزني کروبي با جنتي بر سر ردصلاحيت ها
گروه سياسي؛ دبيرکل حزب اعتماد ملي ديدار اخير خود با احمد جنتي دبير شوراي نگهبان را «در راستاي ديدارهاي هميشگي خود با چهره ها و مسوولان نظام» دانسته و آن را «اتفاق تازه يي» ندانست. مهدي کروبي سه شنبه در منزل احمد جنتي در خصوص وضعيت بررسي صلاحيت ها به گفت وگو نشست و پس از آن در خصوص صحبت هاي رد و بدل شده در اين جلسه اين گونه توضيح داد؛ « صحبتم درباره اشخاص با دبيرشوراي نگهبان تنها مختص کانديداهاي اصلاح طلب نبود بلکه درباره افرادي بود که چه بسا چهره اصلاح طلب هم محسوب نمي شوند.نظراتم را با وي در ميان گذاشتم.» وي با بيان اينکه اقدامات خوبي تاکنون در زمينه تاييد صلاحيت کانديداها از سوي شوراي نگهبان صورت گرفته، افزود؛ «اميدواريم حرکت هاي بهتر و بيشتري در آينده در اين زمينه انجام شود.»کروبي در عين حال اين ديدارها را مختص به خود ندانست؛ «البته اين ديدارها و نشست ها تنها از طرف من صورت نمي گيرد و بسياري از بزرگان ديگر همچون هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي نيز در اين راستا کار مي کنند.» رئيس مجلس ششم در گفت وگو با ايسنا بر رويه خود مبتني بر گفت وگو و رايزني با بيان اينکه «حتي قبل از تشکيل مجلس ششم اين شيوه را به بهترين وجه در پيش گرفته بودم»، افزود؛ «لذا اين ديدار و نشست هاي اخير من شيوه جديد و تازه يي نيست و از گذشته وجود داشته است. من چه زماني که مسووليت داشتم و در حکومت حاضر بودم و چه زماني که مثل امروز مسوول نبودم اين گونه ارتباطات را محفوظ داشته و دارم که البته اين نوع ديدارها نيز مختص شوراي نگهبان نيست و بارها با مسوولان قوه قضائيه و مسوولان اجرايي دولت ها البته تا قبل از تشکيل دولت نهم هميشه جلسه داشته ام. امروز نيز با برخي وزرا اين شيوه را ادامه مي دهم.»کروبي با اشاره به دو بار تماس تلفني خود با آيت الله جنتي در رابطه با صلاحيت کانديداهاي مجلس هشتم و رايزني اش با برخي وزرا و مسوولان طيف هاي مختلف مثل علي لاريجاني، محسني اژه يي و جهرمي گفت؛ «من به طور مدام اين صحبت ها و تماس ها را داشته و دارم که در راس آن با مقام معظم رهبري نيز ديداري داشتم و چند بار هم با برخي اعضاي دفتر ايشان صحبت و رايزني کردم و نشست شب گذشته ام با آيت الله جنتي نيز در همين راستا انجام شد.»دبير کل حزب اعتماد ملي در ارزيابي از فضاي سياسي و انتخاباتي کشور گفت؛ «پيش از عملکرد هيات هاي اجرايي و رد صلاحيت هاي گسترده اين هيات به فضا نسبتاً خوش بين بودم، اما بعد از اين رد صلاحيت ها و تکميل آن توسط هيات هاي نظارت استان ها به فضا اميد نداشتم و اوضاع را دشوار مي ديدم؛ اما در اين چند روز اخير اوضاع را مناسب تر مي بينيم چرا که کارهاي خوبي دارد انجام مي شود.»کروبي با تاکيد بر اينکه تلاش و همه اقدامات ما در اين مدت در چارچوب قانون بوده است، گفت؛ «ما در چارچوب قوانين همه تلاش خود را مي کنيم که حق کسي در انتخابات پيش رو تضييع نشود، کما اينکه به آينده خوش بينم چرا که شوراي نگهبان در جلسات متعدد تلاش خود را براي برگزاري يک انتخابات خوب مي کند.»دبير کل حزب اعتماد ملي با بيان اينکه « در جلسه شب گذشته از دبير شوراي نگهبان خواستم با سرعت هر چه بيشتر نتايج صلاحيت ها را اعلام کنند تا فرصت تبليغات از دست کانديداها نرود و ريزش نيرو نداشته باشيم» افزود؛ « آقاي جنتي نيز عنوان کردند که حتي الامکان براي اعلام نتايج صلاحيت ها تلاش مي کنند.» وي با اظهار اميدواري از اينکه شوراي نگهبان همه دقت خود را در اين مرحله به خرج دهد تا حقي از کسي ضايع نشود، افزود؛ «من بارها گفته ام که ما درون اين نظام هستيم و اگر با مسوولان داخلي کشور از جمله شوراي نگهبان و مسوولان عالي نظام ملاقات کرده و درخواستي از آنها مي کنيم هيچ عار و ننگي برايمان نيست. افتخار من اين است که هيچ وقت براي خود چيزي نخواسته ام و اين برايم عار و ننگ است که از بيگانگان درخواستي کنم و به آنها اميد ببندم.»
بگذاريد خود مردم انتخاب کنند
محمدحسين خليلي اردکاني*

در ميانه جشن هاي سي امين بهار انقلاب که همواره يادآور وحدت دشمن شکن ملت ايران در برابر استبداد رژيم ستمشاهي است و در اوج روزهاي پيروزي و سربلندي، طنين افکني سخنان وحدت شکن و مخاطره انگيز برخي افراد لرزه بر اندام ياران اصيل انقلاب مي اندازد. صداهاي تفرقه انگيز و هشداردهنده يي که پيوندها را متزلزل مي سازد و مردمي را که در اين ايام غرق شور و عشق و شادي و غرور هستند را نگران مي کند. شورآفرينان ديروز در اين برهه از زمان بيش از هميشه دغدغه شديد آسيب پذيري ميوه و ثمره تلاش هاي بي نظير مردم و امام خويش يعني جمهوري اسلامي را در دل دارند. کسي ترديد ندارد که کج سليقگي ها، بي مهري ها، تنگ نظري ها، قدرت طلبي ها و سوءتدبيرها آفاتي هستند که لشکر و قافله بزرگ اميدواران را آسيب پذير خواهد ساخت.امروز ياوران هميشگي انقلاب با سوالي تلخ مواجهند و آن اينکه چه شده است که فرزندان پاک و خالص انقلاب که بسياري از آنان در تمامي عرصه ها حتي از فداي جان خويش در راه آرمان هايشان باکي نداشته اند، متهم به همه انواع فسق و فجور و ترس و وابستگي شده اند تا جايي که مهلت و حق زندگي را چون منتي بر وجودشان بار مي کنند و آن را حواله به لطف و رافت و رحمت خويش مي دهند. حق زندگي براي چه کساني؟ براي کساني که سيلي ناحق خوردن حتي نامسلماني را تاب نداشتند چه رسد به اينکه بخواهند منشاء اقدامي شوند که ملتي مسلمان را دچار دردسر کند.اين روزها حجم حملات بر يکي از شريف ترين مجالس پس از انقلاب که مملو از حضور پاسداران اصيل انقلاب بوده است، به شکل بي سابقه يي افزايش يافته است. تصور نمي کنم آنچنان که اين روزها از زبان برخي افراد و در برخي رسانه ها مي شنويم، قاطبه نمايندگان مجلس ششم لحظه يي تحمل اين را داشتند که فردي از ميان آنها چراغ سبز و راهنماي دشمن شود، چرا که قطعاً تيزبيني و فهم و درايت آنها هرگونه حرکت سوئي را مشاهده و خنثي مي کرد. مهم تر از همه اينها آيا کسي هست که انکار کند مردم بيدار ما قطعاً اين آگاهي را داشته اند که چه کساني را بايد انتخاب کنند و انتخاب کردند.دوستاني که اين روزها از سحر تا شام را به انتقاد و حمله به نمايندگان مجلس ششم مي گذرانند خود نيک مي دانند که اگر نگراني دوستان شان موجب حذف گسترده اصلاح طلبان نشده بود، باز هم آنان انتخاب مي شدند. همگان به ياد دارند که مردم با راي قاطع 22 ميليوني در دو مرحله آقاي خاتمي را برگزيدند و پس از آن نيز براي حمايت از او و راهي که برگزيده بود با رايي کم سابقه مجلس ششم را ساختند. اگر به آنچه درباره مجلس ششم مي گوييد ايمان داريد با برگزاري انتخابات آزاد اجازه دهيد همين مردم چراغ نورافکن را بر چراغ راهنماي بيگانه بيفروزند و بتابانند.

در ايام دهه فجر در کنار مرقد حضرت امام(ره) و در حضور نواده آن عزيز، برادراني به نمايندگي از جمع ردصلاحيت شدگان صحبت مي کردند، وقتي از زندگي و عملکردشان سخن رانده مي شد به چشم ديدم اشک هايي که از چشم عزيزاني جاري شد که هزاران اميد براي به ثمر نشستن کامل دستاوردهاي امام و انقلاب مردم داشتند.چه شده است که امروز فقط بخش کوچکي از جامعه و آن هم بخش گزينش شده اش بايد «انقلاب در انقلاب» کنند، مگر 30 سال پيش از اين زن و مرد، پير و جوان، مسلمان و غيرمسلمان، ملي و مذهبي عاشقانه اين انقلاب را کامل نيافريدند که امروز لازم باشد بخشي از اصولگرايان در آن انقلاب کنند؟ عجيب است در روزگاري که هنوز فرزندان انقلاب و ياران اصلي امام زنده اند و اين سخنان به گوش مي رسد، نمي دانم چگونه قرار است مملکت به دست کساني سپرده شود که امام و جنگ و انقلاب را نديده اند و مي خواهند با حذف ياران صديق آن امام، کشورشان را آزاد و آباد و متدين نگه دارند.اين روزها ايرانيان مسلماني که سال ها براي دفاع از آرمان هاي انقلاب مبارزه کرده اند نگرانند که رنگ مذهب از جامعه جوان مان زدوده شود. ما نگرانيم که اسلام آنچنان که در ذات خويش هست، به عنوان ديني مترقي در جهان ندرخشد. ما نگرانيم که همه صاحبنظران و انديشمندان و خيرخواهان از نعمت مشارکت در آباداني و ساختن کشور محروم شوند. ما نگرانيم که مبادا بر چهره عزيز و ارزشمند امام(ره) خدشه يي وارد شود، ما نگرانيم اخلاق در سياست افول پيدا کند. ما نگرانيم فريب، دروغ، تهمت و ريا در جامعه تسري يابد. ما نگرانيم کشورمان از مالزي و ترکيه و قطر و... عقب بيفتد.امروز فرياد انتقاد نواده حضرت امام نيز از انحراف از فرامين امام(ره) در زمينه عدم دخالت نظاميان در امر انتخابات بلند شده است و اين هشداري براي تمامي ياران حقيقي انقلاب است؛ انقلابي که صورت گرفت تا بگويد مرزهاي سياسي را همه مردم بايد تعيين کنند و سياست ورزي متعلق به عموم مردم است و نه يک قشر خاص. همه مردم، اصولگرايان، آن هم بخش گزينش شده آن نيستند. نهاد مردمي بسيج به معني واقعي کلمه متعلق به عموم مردم است نه قشر خاصي (که جزء آفت زدگان نباشند...) آن هم براي استفاده خاص.ما هم معتقديم اتحاد اصولگرايان بسيار خوب است همان گونه که اتحاد اصلاح طلبان ارزنده است ليکن امروز بايد عمل و قدم و سخن و قلم فراتر از اتحاد احزاب در راهي والاتر يعني اتحاد ملي حرکت کند، مخصوصاً در مقولاتي چون منافع ملي، عزت ملي و اقتدار ملي. برخي که روزي حضور در انتخابات را تنها در قالب پيگيري هاي پيچيده خويش مي دانستند امروز علناً وارد صحنه شده اند.در اين شرايط بگذاريد مردم خود انتخاب کنند. مردم اتهامات را شنيده اند. مردم اتهام غربزدگي و عدم التزام را شنيده اند و همين مردم دوستدار اسلام و ميهن و سربلندي کشور هستند. بگذاريد خودشان انتخاب کنند و بگذاريد آنها تعيين کنند چه کساني صلاحيت نشستن بر کرسي هاي مجلس قانونگذاري در نظام برآمده از انقلاب را دارند.

خدايا چنان کن سرانجام کار/تو خشنود باشي و ما رستگار

* نماينده مردم کرج و اشتهارد در مجلس ششم
تصميم گيري زنان اصولگرا براي ليست جداگانه
شوراي احزاب زنان اصولگرا پنجشنبه درباره جزئيات ارائه فهرست جداگانه يي از زنان شايسته براي کانديداتوري انتخابات مجلس هشتم تصميم مي گيرد. مريم بهروزي دبير کل جامعه زينب در گفت وگو با ايسنا با بيان اين مطلب افزود؛ اين جلسه با حضور خانم ها مرضيه وحيد دستجردي، نفيسه فياض بخش و الهام امين زاده در جامعه اسلامي مهندسين از ساعت 3 تا 5 برگزار مي شود. شوراي زنان احزاب اصولگرا پيشتر اعلام کرده بود در صورت توافق نکردن با جبهه متحد اصولگرايان درباره تعداد نامزدهاي زن براي حضور در فهرست اين جبهه، به ارائه فهرست جداگانه اقدام مي کند. بهروزي اعلام کرده بود اين شورا خواهان حضور 8 تن از زنان اصولگرا در اين فهرست است اما نهايتاً نام شش تن از زنان در فهرست جبهه متحد قرار گرفته است.
اعلام نتايج تاييد صلاحيت ها
رئيس شوراي اطلاع رساني وزارت کشور گفت؛ اسامي 280 داوطلب نمايندگي هشتمين دوره مجلس که در بررسي مجدد شوراي نگهبان تاييد صلاحيت شده اند به وزارت کشور ابلاغ شده است و به زودي به آنها اعلام مي شود.

محمدحسين موسي پور در گفت وگو با ايسنا درباره نام کساني که در اين ليست آمده است، اظهار کرد؛ در اين ليست نام افراد شاخصي وجود دارد که شامل اصولگرايان، اصلاح طلبان و تعدادي از داوطلبان مستقل هستند. نامه تاييد صلاحيت اين داوطلبان از طريق فرمانداري ها به دست شان خواهد رسيد.

سخنگوي شوراي نگهبان اظهار اميدواري کرد ليست جديدي از تاييدصلاحيت شدگان قبل از سوم اسفندماه از سوي شوراي نگهبان اعلام شود.
پس از تعويق در گزارش البرادعي روي داد
احتمال تاخير در صدور قطعنامه سوم در قبال ايران
گروه سياسي؛ همزمان با احتمال تعويق در انتشار گزارش مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره فعاليت هاي هسته يي ايران، اعضاي شوراي امنيت هم ترجيح دادند صدور قطعنامه سوم تحريم در قبال تهران را به تاخير بيندازند.

ظاهراً اين تصميم يک روز پس از اعلام خبر تعويق ارائه گزارش محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره روند همکاري هاي ايران با آژانس مطابق جدول زمانبندي شده ميان تهران و البرادعي از سوي اعضاي شوراي امنيت گرفته شده است. بر اين اساس برخي ديپلمات هاي غربي روز گذشته اعلام کردند اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل احتمالاً تا انتشار گزارش جديد مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره فعاليت هاي هسته يي ايران قطعنامه يي صادر نخواهند کرد.

پيش از اين امريکا خواستار تصويب سريع قطعنامه سوم عليه برنامه هاي هسته يي صلح آميز جمهوري اسلامي ايران بود اما آفريقاي جنوبي به عنوان يکي از اعضاي غيردائم شوراي امنيت از پنج عضو دائم (امريکا، انگليس، فرانسه، روسيه و چين) شوراي امنيت خواسته بود تا ارائه گزارش جديد البرادعي صبر کنند.

در همين حال يک ديپلمات اروپايي در اين زمينه گفت؛ «تصويب قطعنامه سوم دقيقاً مرتبط با گزارش آژانس اتمي نيست اما به احتمال زياد پس از ارائه گزارش البرادعي خواهد بود.»

کشورهاي غربي اعلام کردند تحقيقات آژانس اتمي درباره فعاليت هاي اتمي گذشته ايران اهميت دارد اما ارتباط کمي با آينده برنامه اتمي تهران که گمان مي رود روزي در جهت تسليحات اتمي مورد استفاده قرار گيرد، دارد.

براساس پيش نويس قطعنامه سوم تحريم هاي پيشنهادي جديد شامل ممنوعيت سفر مقامات دخيل در برنامه هسته يي و موشکي تهران و بازرسي محموله هاي ارسالي و دريافتي در صورت مظنون بودن به کالاهاي ممنوعه است.

اين در حالي است که بر مبناي گزارش اخير برآورد اطلاعات اخير جاسوسي امريکا که در اواخر سال 2007 منتشر شد، ايران از سال 2003 تاکنون به دنبال سلاح هسته يي نبوده است. با اين وجود برخي ديپلمات هاي غربي پيش نويس قطعنامه جديد را ملايم تر از قطعنامه هاي قبلي توصيف مي کنند.

رويکرد در قبال تهران

اما آژانس بين المللي انرژي اتمي گزارش هاي غربي را مبني بر اينکه اين نهاد نسبت به ايران رويکرد ملايمي دارد، رد کرده است. آژانس همچنين اين نکته را که محمد البرادعي به رغم ترديدهاي بازرسانش اعلام مي کند مسائل مربوط به برنامه هسته يي ايران حل شده است، تکذيب کرد.

روز سه شنبه اخبار حاکي از آن بود که به دليل اختلاف نظر ميان البرادعي و گروه فني اش درخصوص فعاليت هاي هسته يي ايران گزارش آژانس به جاي اول اسفند، روز سيزدهم اسفند منتشر خواهد شد. اين خبرها همچنين حاکي از آن بود که گروه فني آژانس نسبت به اعلام کلمه «حل شده» در ارتباط با برخي فعاليت هاي هسته يي ايران در گزارش آتي البرادعي ابراز نگراني کرده اند.

به گزارش ايسنا، يک مقام عالي رتبه نزديک به محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي قدرت هاي غربي را به توسل به همان جار و جنجالي که در آستانه تهاجم امريکا به عراق در سال 2003 عليه عراق مطرح مي شد متهم کرد و افزود آنها براي توجيه اعمال تحريم هاي بيشتر عليه ايران بر سر برنامه هسته يي اش به چنين جار و جنجالي متوسل مي شوند.

از سوي ديگر به گزارش ايسنا کار روي اولين پيش نويس گزارش البرادعي درباره فعاليت هاي هسته يي ايران هنوز آغاز نشده است.

به گفته برخي مقام هاي آژانس تحقيقات درباره ايران اکنون در مراحل پاياني اش قرار دارد و بازرسان همچنان براي روشن ساختن واقعيات درباره فعاليت هاي تسليحاتي نسبت داده شده به ايران کار مي کنند.

از سوي ديگر يک مقام عالي رتبه آژانس بين المللي انرژي اتمي روز سه شنبه گفت بازرسان نياز به وقت بيشتري براي در ميان گذاشتن يافته هاي خود با ايران و دريافت پاسخ هاي تهران دارند.

پاسخ به آخرين سوال آژانس

در تحولي ديگر در ارتباط با پرونده هسته يي ايران، تهران به سوالات مربوط به آثار اورانيوم بسيار غني شده که در سايت هاي تحقيقاتي هسته يي ايران پيدا شده بود، پاسخ داده است که اين امر تحقيقات درباره فعاليت هاي هسته يي ايران در گذشته را به پايان آن نزديک خواهد کرد.

برخي ديپلمات هاي غربي هفته گذشته مدعي شدند که ايران در حال آزمايش سانتريفوژهاي پيشرفته است که به اين کشور اجازه مي دهد اورانيوم را سريع تر غني سازي کند.

به گزارش نيويورک تايمز خبر آزمايش سانتريفوژهاي جديد با نام IR-25 براي اولين بار از سوي ديپلمات هاي اروپايي و مقامات امريکايي اعلام شد. بر اساس اين ادعا سانتريفوژهاي IR-25يک مدل ارتقايافته از سانتريفوژهاي مدل P ساخت پاکستان است که قادر هستند به غني سازي اورانيوم سرعت بيشتري ببخشند.

مقامات امريکايي گفته اند که سانتريفوژهاي جديد در تاسيسات هسته يي نطنز اصفهان به کار گرفته شده اند، اما اروپايي ها معتقدند هنوز هيچ اورانيومي به اين سانتريفوژها تزريق نشده و ايران هنوز آماده استفاده از آنها نيست.

اين موضوع باعث شد موسسه علم و امنيت بين الملل در واشنگتن نيز طي گزارشي مدعي شود که سانتريفوژهاي جديد ساخت ايران نسبت به نسل پيشين سانتريفوژها در تاسيسات هسته يي ايران از کارايي بيشتري برخوردار هستند.

اين موسسه همچنين مدعي شده است در صورتي که ايران موفق شود 1200 دستگاه از اين سانتريفوژها را بسازد، قادر خواهد بود طي يک سال به ساخت يک بمب هسته يي نائل آيد.

سايه گزارش اطلاعاتي

در همين حال يکي از مراکز مطالعاتي بانفوذ امريکا در گزارشي از شرايط سياسي ميان ايران و امريکا درباره برنامه هسته يي کشورمان نوشته است که هنوز سايه برآورد اطلاعاتي نهادهاي جاسوسي امريکا بر تلاش هاي دولت بوش عليه ايران باقي است.

به گزارش ايرنا شوراي روابط خارجي امريکا روز سه شنبه در پايگاه اطلاع رساني خود افزوده است؛ «دولت بوش براي اينکه به دنيا ثابت کند برنامه هسته يي ايران يک تهديد است، دست و پا مي زند و تقلا مي کند و جامعه اطلاعاتي امريکا حاضر نيست از گزارش خود عقب بکشد.»

شوراي روابط خارجي امريکا نوشته است «جان بولتون» سفير پيشين امريکا در سازمان ملل که از تندروهاي نومحافظه کار به شمار مي رود اين گونه مطرح کرد که هرگونه اقدام عليه ايران به خاطر زمانبندي نامناسب در انتشار گزارش برآورد اطلاعاتي امريکا با مشکل مواجه شده است.
متکي؛ مناسبات با پاريس را رصد مي کنيم
گروه سياسي؛ با بروز تنش ميان تهران و پاريس و احضار سفراي دو کشور از سوي دولت هاي ايران و فرانسه منوچهر متکي وزير خارجه با بيان اينکه مناسبات تهران با فرانسه طي يک سال گذشته را رصد مي کنيم تصريح کرد؛ ما تمام مسائل مربوط به اين مناسبات را در دست بررسي داريم و به دولت فرانسه نيز توصيه مي کنيم دقت کند تا در جهت خلاف منافع ملي خود حرکت نکند.

وزارت خارجه فرانسه به دنبال اظهارنظر محمود احمدي نژاد در خصوص اسرائيل سفير ايران در پاريس را احضار کرد. احمدي نژاد رئيس جمهور در سخنراني خود در سفر استاني اش به بوشهر اسرائيل را رژيمي ددمنشانه خواند که در شرف نابودي است. پس از آن بود که علي آهني سفير ايران در فرانسه از سوي وزارت خارجه اين کشور احضار شد و دولت سارکوزي اعتراض خود را نسبت به اظهارات احمدي نژاد اعلام کرد. سخنان پيشين احمدي نژاد درباره اسرائيل و تاکيد وي بر محو شدن اسرائيل از نقشه جهان نيز با واکنش کشورهاي مختلف مواجه شده بود.اما چند روز بعد از اقدام فرانسه، سخنگوي وزارت خارجه ايران نيز خبر از احضار سفير فرانسه در تهران داد و بدين شکل تنش ديپلماتيک به وجود آمده ميان دو کشور در هفته گذشته به اوج خود رسيد. در همين حال منوچهر متکي وزير خارجه نيز روز گذشته در حاشيه جلسات هيات دولت به دولت فرانسه نيز توصيه کرد تا در جهت خلاف منافع ملي خود حرکت نکند.وي گفت؛ به نظر مي رسد فرانسه بعد از طي مسيري پرفراز و نشيب در موضع گيري هاي سياسي به نقطه يي رسيده که زمينه براي به خط تعادل رسيدن آن کشور فراهم شده باشد.به گزارش ايرنا وي اضافه کرد؛ امروز زمينه براي رسيدن به خط تعادل در اظهار نظرهاي فرانسوي ها فراهم شده است و اگر آنها اين مسائل را رعايت کنند هم در جهت منافع ملي فرانسه و هم جمهوري اسلامي ايران حرکت کرده اند. در غير اين صورت اگر در اين مسير حرکت نکنند به واقع در جهت خلاف منافع ملي خود حرکت کرده اند. وي تصريح کرد؛ اين مطالب را بارها در گفت وگو با مقامات فرانسوي متذکر شده ايم.

آژانس تحت فشار است

منوچهر متکي همچنين در ادامه در خصوص وضعيت موضوع هسته يي ايران در اين مرحله گفت که آژانس انرژي اتمي درباره گزارش پرونده ايران تحت فشار است. محمد البرادعي قرار است گزارش خود را تا اواسط اسفند در زمينه همکاري هاي اخير ايران با آژانس و سوالات آژانس درباره برخي فعاليت هاي هسته يي منتشر کند. از اين رو متکي درباره گزارش آينده البرادعي تصريح کرد؛ ما درباره سوالات باقي مانده در مساله هسته يي پاسخگويي داشتيم و آژانس کاملاً به فعاليت هاي هسته يي ايران اشراف دارد.

وي افزود؛ ما قبلاً به صورت پراکنده به سوالات پاسخ مي داديم اما اکنون در چارچوب مداليتي مورد توافق پاسخگويي به سوالات و ابهامات به پايان رسيده و ارزيابي من اين است که اگر آنان تحت فشار قرار نگيرند که تاکنون تحت فشار بودند شاهد گزارش واقع بينانه آژانس خواهيم بود. وزير خارجه درباره احتمال صدور قطعنامه سوم عليه ايران اظهار داشت؛ وقتي در اجلاس سران آفريقا حضور داشتم با مسوولان کشورهاي مختلف از جمله اعضاي غيردائم شوراي امنيت صحبت هايي را داشتيم و آنان نيز نگاهشان اين بود که چنين عجله يي براي صدور قطعنامه نامعقول است و بايد منتظر گزارش آژانس ماند که البته در اين زمينه از نظر ما کار آقاي البرادعي پايان يافته و فقط آنها بايد نظراتشان را تدوين و ارائه کنند.وزير خارجه درباره احتمال تاخير در گزارش البرادعي نيز گفت؛ اين مساله به عنوان يک موضوع در ذهن برخي ها مطرح است اما هنوز آثار چنين مساله يي را بر آژانس و شخص البرادعي نمي بينيم.

مذاکره در سطح کارشناسي

وزير امور خارجه در پاسخ به سوال ديگري در خصوص دور بعدي گفت وگوهاي ايران و امريکا درباره عراق اظهار داشت؛ گفت وگوها با امريکا در خصوص عراق در سطح کارشناسي صورت مي گيرد و به زودي انجام خواهد شد و تاريخ دقيق آن نيز در روزهاي آينده اعلام مي شود.

متکي در خصوص سفر رئيس جمهوري به عراق نيز گفت؛ سفر احمدي نژاد به دعوت رسمي رئيس جمهوري و نخست وزير عراق است و قطعي شده و هماهنگي هاي لازم انجام شده است. تاريخ انجام سفر به اطلاع عموم خواهد رسيد. وزير خارجه تصريح کرد؛ اين سفر در حوزه روابط دوجانبه داراي آثار بسيار مثبتي است. اين سفر زمينه خوبي براي گسترش فعاليت هاي اقتصادي دو کشور فراهم مي کند. متکي گفت؛ سفر رئيس جمهوري داراي آثار سياسي نيز خواهد بود که با توجه به وضع عمومي عراق و هدف اصلي ايران در اين کشور که همانا ايجاد آرامش است، اين سفر نقش مهمي در ايجاد آرامش هر چه بيشتر در اين کشور خواهد داشت.

متکي در پاسخ به سوال ديگري در خصوص ادعاهاي اخير سعد حريري يکي از رهبران جريان 14 مارس لبنان مبني بر دخالت ايران در امور لبنان گفت؛ مواضع ايران در قبال لبنان کاملاً روشن است و گروه هاي مختلف لبناني هم به لحاظ ساختار اين کشور و هم به لحاظ حقوقي و سنتي که در اين کشور است بايد به اجماع برسند.

وزير امور خارجه اظهار داشت؛ توصيه ما به کشورهاي ديگر اين است که به حل مشکل لبنان کمک کنند و به جاي مردم لبنان تصميم نگيرند چرا که نيل به تصميم مبتني بر اجماع باعث مي شود ثبات به لبنان برگردد.
عناوين اين صفحه
دموکرات ها و ايراني ها
نگاهي به گذشته در امروز
تاثير دموکرات ها بر رابطه ايران و امريکا
رايزني کروبي با جنتي بر سر ردصلاحيت ها
بگذاريد خود مردم انتخاب کنند
تصميم گيري زنان اصولگرا براي ليست جداگانه
اعلام نتايج تاييد صلاحيت ها
احتمال تاخير در صدور قطعنامه سوم در قبال ايران
متکي؛ مناسبات با پاريس را رصد مي کنيم
قدرداني آيت الله صانعي از مواضع سيدحسن خميني
مجلس هشتم در اختيار جناح رقيب
نجابت جايگزين لاريجاني
نامه يي دريافت نشده است
سه نشريه در دادگاه
دادگاه غيرعلني بررسي سه دانشجوي اميرکبير
هنوز تصميم نهايي را نگرفته ايم
آزادي سعيد حبيبي
ادامه همکاري ايران با آژانس
احمدي نژاد 11 اسفند به عراق مي رود
حمايت صريح امريکا از البرادعي
فرصت هند رو به پايان است
ادعاي دوباره حريري
ادعاي دوباره امريکا
موضع روسيه نسبت به توان موشکي ايران
تصميم درباره لغو ويزا با ايران
ديدار ولايتي با نخست وزير امارات

قدرداني آيت الله صانعي از مواضع سيدحسن خميني
گروه سياسي؛ آيت الله يوسف صانعي در نامه يي به سيدحسن خميني از مواضع اخير نوه بنيانگذار جمهوري اسلامي درباره «حکومت و سياست» قدرداني کرد. در نامه اين مرجع تقليد خطاب به سيدحسن خميني، از تذکر به موقع فرزند يادگار امام درباره «خطرهايي که انقلاب و احکام نوراني سياسي اسلام، که همان فتاواي فقهي و حکومتي امام(ره) مي باشد، را تهديد مي کند» تقدير شده است. در بخشي از اين نامه آمده است؛«به همه کساني که دغدغه دفاع از آرمان هاي آن پير سالک را دارند متذکر مي شوم که دفاع از آرا و انديشه هاي حضرت امام(سلام الله عليه) مستلزم پرداخت هزينه هايي است که توسط عده يي متحجر و بي ريشه ساماندهي مي گردد که لازمه آن تلاش و کوشش بيشتر در راه شناساندن راه آن شخصيت بي بديل مي باشد. لکن اين حرکات در ذهن ملت آگاه و بزرگوار ايران مطرود و محکوم است و البته بدخواهان بدانند که سکوت فرزندان امام و انقلاب هم حدي دارد که در موقع لزوم ناگفته ها و حرکت هاي منافقانه دشمنان حيله گر و عوام فريب را بيان داشته تا عرق شرم بر پيشاني داعيه داران چند چهره بنشيند/ تا سيه روي شود هر که در او غش باشد.»در تحولي ديگر«مجيد انصاري» عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، اهانت يک سايت به بيت امام خميني را به شدت تقبيح کرد و گفت؛«اين گناهان بوي جهنم مي دهد و جامعه را جهنمي مي کند.»وي در مراسم ترحيم برادر محمد سلامتي به ايسنا گفت؛«اين نوع اقدامات موجب ظلمت هايي در اين جهان و آن جهان براي بانيان اين کار مي شود، چه طور مي شود انسان از اين نوع اقدامات فرياد و از غصه آن آرزوي مرگ نکند؟ که در يک جامعه انقلابي که در پرتو هدايت هاي حضرت امام خميني(ره) رشد کرده، چنين اقداماتي صورت مي گيرد.»انصاري افزود؛«اگر قداست امام خميني(ره) و رهنمودهاي ايشان با توجيهات تنگ نظرانه و منفعت طلبانه مخدوش شود، بايد منتظر عذاب باشيم، عذاب الزاماً صاعقه نيست؛ اين است که ما از سرچشمه نور فاصله بگيريم، اين مصيبت يک بار سراغ جامعه اسلامي آمد و مساله غيبت امام زمان در پرتو ناسپاسي ها رقم خورد.»انصاري با طرح اين پرسش که آيا وصيت نامه حضرت امام(ره) براي دوران خودشان نوشته شده بود، گفت؛«آيا صريح تر از فراز منع مداخله نيروهاي مسلح در دسته بندي هاي سياسي، فرازي شفاف تر در وصيت نامه امام(ره) وجود دارد؟ اگر وجود دارد آقايان بفرمايند.»


مجلس هشتم در اختيار جناح رقيب
رئيس شوراي سياستگذاري ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت؛ از ابتداي دعوت خاتمي از اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات بنا بر حضور پرشور و در گام نخست نمايش تشريک مساعي بود که حرکت تشکل هاي سياسي در اين زمينه بسيار خوب و در استان ها نيز اميدوارکننده بود. به گزارش ايسنا موسوي لاري طي ارائه گزارشي از روند برگزاري انتخابات در بيستمين نشست ماهانه بنياد باران ـ که با حضور سيدمحمد خاتمي و اعضاي بنياد برگزار شد ـ با اشاره به وضعيت فعلي آرايش کانديداها اظهار کرد؛ هم اکنون در وضعيتي قرار داريم که نمي توانيم در بسياري از استان ها بگوييم که امکان مشارکت وجود دارد يا خير. موسوي لاري معتقد است انتخابات آينده مجلس مهندسي شده است و ردصلاحيت ها نيز بي حساب و کتاب صورت نگرفته است. مساله روشن نيز اين است که اکثريت مطلق مجلس در اختيار جناح رقيب خواهد بود. وي تصريح کرد؛ ابهام در معقول بودن يا نبودن عرصه رقابتي مشکلي است که تا دوم اسفند با آن روبه رو هستيم.


نجابت جايگزين لاريجاني
در ليست 30 نفره اصولگرايان در تهران حسين نجابت جايگزين لاريجاني شده است. فارس به نقل از يک منبع آگاه خبر داد که با توجه به عدم شرکت علي لاريجاني از حوزه انتخابيه تهران و تصميم وي مبني بر شرکت از حوزه انتخابيه قم حسين نجابت در ليست 30 نفره جبهه متحد اصولگرايان در شهر تهران جايگزين وي شده است.


نامه يي دريافت نشده است
مسعود سلطاني فر مسوول ستاد انتخاباتي حزب اعتماد ملي اخبار منتشره در برخي از سايت ها مبني بر تاييد صلاحيت برخي از کانديداهاي اصلاح طلب را فقط گمانه زني خواند و گفت؛ «حداقل هنوز کانديداهاي حزب ما هيچ نوع پيغام رسمي، شفاهي يا کتبي مبني بر تاييد صلاحيت در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي از سوي شوراي نگهبان يا فرمانداري مربوطه در تهران يا استان ها دريافت نکرده اند.»

وي افزود؛ «حزب اعتماد ملي و در راس آن آقاي کروبي در راستاي اهداف خود از حقوق همه کانديداهاي ردصلاحيت شده حمايت کرده و حتي رايزني هاي آقاي کروبي نيز فقط شامل اصلاح طلبان نبوده بلکه مربوط به حقوق تضييع شده همه کانديداهاي اصولگرا و اصلاح طلب و حتي نمايندگان مجلس مي شده است.»


سه نشريه در دادگاه
جلسه رسيدگي به مديران مسوول روزنامه هاي «آينده نو»، «اسرار» و روزنامه سينمايي «باني فيلم» يکشنبه در شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران با حضور هيات منصفه برگزار خواهد شد. به گزارش ايسنا در جلسه دادگاه روز يکشنبه قاضي شهرابي فراهاني که از مدتي پيش سرپرستي شعبه 76 را به عهده داشته، آخرين قضاوت خود را در اين شعبه انجام خواهد داد و قاضي اسلامي و قاضي مديرخراساني به عنوان مستشاران شعبه 76 در هيات قضايي دادگاه حضور خواهند داشت. سيامک مديرخراساني از سوي رئيس قوه قضائيه به عنوان رئيس شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران منصوب شده است.


دادگاه غيرعلني بررسي سه دانشجوي اميرکبير
دادگاه دانشجويان بازداشتي اميرکبير به صورت غيرعلني برگزار مي شود.روابط عمومي و ارتباطات دادگستري کل استان تهران در اين زمينه اعلام کرد؛ به دنبال انتشار مطالبي در برخي از خبرگزاري ها و رسانه هاي جمعي مبني بر برگزاري جلسه دادگاه دانشجويان اميرکبير به صورت علني به نقل از وکيل مدافع متهمان فوق الذکر، بدين وسيله به اطلاع مي رساند با توجه به نوع اتهام مطروحه در پرونده، جلسه دادگاه اين متهمان مطابق با مقررات قانوني و در موعد مقرر به صورت غيرعلني برگزار خواهد شد. فلذا خبر مذکور به شدت تکذيب مي گردد.گفتني است احسان منصوري، احمد قصابان و مجيد توکلي سه دانشجوي دانشگاه اميرکبير هستند که به اتهام انتشار نشريات دانشجويي حاوي برخي مطالب توهين آميز بازداشت شده اند. اين دانشجويان انتشار اين نشريات توسط خود را تکذيب کرده اند و آن را جعلي خوانده اند.


هنوز تصميم نهايي را نگرفته ايم
عبدالله ناصري در گفت وگو با ايسنا اظهار کرد؛ منتظر نتايج هستيم تا ببينيم اخبار منتشر شده مبني بر بازگشت اصلاح طلبان تا چه حد صحت دارد و بر آن اساس مسير آينده ستاد ائتلاف اصلاح طلبان را درباره چگونگي حضور در انتخابات مجلس هشتم مشخص مي کنيم.وي همچنين درباره خبري پيرامون نشست مطبوعاتي سيدمحمد خاتمي گفت؛ قرار نيست آقاي خاتمي نشست خبري داشته باشند و ديدار اصلاح طلبان با ايشان همان جلساتي است که به صورت مستمر و مداوم برگزار شده و مي شود. ناصري در ادامه درباره ادامه کار ستاد ائتلاف اصلاح طلبان نيز اظهار کرد؛ هيچ گاه تصميمي مبني بر تعطيلي هيچ يک از ستادهاي ائتلاف اصلاح طلبان گرفته نشده و نخواهد شد اما درباره نحوه و چگونگي ادامه کار ستاد هنوز تصميمي اتخاذ نکرده ايم.


آزادي سعيد حبيبي
سعيد حبيبي دبير اسبق تشکيلات دفتر تحکيم وحدت روز گذشته با توديع قرار وثيقه 150 ميليون توماني آزاد شد. بهنام دارايي زاده يکي از وکلاي مدافع سعيد حبيبي با بيان اين خبر به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت؛ موکلم عصر روز گذشته با توديع وثيقه تعيين شده از سوي شعبه دوم بازپرسي دادسراي انقلاب، پس از حدود 70 روز از زندان اوين آزاد شد. وي يادآور شد؛ سعيد حبيبي 11 آذرماه در مقابل محل کار خود بازداشت شده بود. روز گذشته محمد شريف ديگر وکيل حبيبي از توديع وثيقه موکلش و آزادي قريب الوقوع وي خبر داده بود.


ادامه همکاري ايران با آژانس
سفير جمهوري اسلامي ايران در پاريس نقض مکرر تعهدات کشورهاي مختلف در برنامه هسته يي ايران را که فضايي حاکي از بي اعتمادي به وجود آورده است، مهم ترين دليل پيگيري برنامه غني سازي ايران دانست.

به گزارش فارس، علي آهني سه شنبه در نشستي تحت عنوان «مديريت بين المللي هسته يي»، که در يکي از تالارهاي سناي فرانسه برگزار شد، در خصوص علت پافشاري ايران بر تداوم غني سازي هسته يي گفت؛ مهم ترين مساله در اين زمينه مساله اعتماد است. وي با اشاره به اينکه موضوع برنامه هسته يي ايران موضوع جديدي نيست و شروع اقدامات ايران براي دستيابي به فناوري هسته يي به اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 ميلادي برمي گردد، افزود؛ در آن زمان توافقات و موافقتنامه هاي دوجانبه يي بين رژيم گذشته ايران و مجموعه يي از کشورهاي غربي شامل امريکا، فرانسه و آلمان و انگليس امضا شد که پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران از اجراي توافقات خودداري کردند. آهني تصريح کرد؛ ايران به عنوان يک عضو مسوول معاهده عدم اشاعه، پايبندي خود را به تعهدات و معاهدات بين المللي نشان داده است و در طول چهار سال گذشته همکاري هاي وسيع و حتي فراتر از تعهدات حقوقي خود با آژانس داشته است.

وي با اشاره به همکاري هاي ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي در چارچوب مداليته مورد توافق در ماه آگوست 2006 بر سر حل و فصل مسائل باقي مانده گفت؛ اين همکاري ها روند منطقي، حقوقي و فني خود را طي مي کند و ما بر اساس تفاهم و توافق ماه آگوست خود به همکاري خود با آژانس ادامه مي دهيم. آهني با تاکيد بر لزوم حل اين مساله از طريق گفت وگو افزود؛ ايران بر اين نظر است که مسير مذاکره، گفت وگو و تفاهم، منطقي ترين راه براي حل و فصل اين موضوع است. وي افزود؛ در همين راستا جمهوري اسلامي ايران با انجام مذاکرات و تفاهم با آژانس يک بار ديگر حسن نيت و رويکرد سازنده خود را نسبت به حل و فصل منطقي اين موضوع به اثبات رساند. اين روند جديد اگر با حسن نيت ساير طرف ها و ابتکارات سازنده يي همراه شود، به حل و فصل موضوع فار