پنج شنبه، 25 بهمن 1386 - شماره 1615
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
اعترافات سه برادر به قتل سريالي زنان در ورامين
گروه حوادث؛ سه برادر که به اتهام سرقت از زنان مسافر دستگير شده بودند با راهنمايي همسر سابق يکي از آنها به قتل سريالي زنان طي سال هاي 85 و 86 اعتراف کردند.به گزارش خبرنگار ما تاکنون قتل چهار زن در ورامين در پرونده اين سه برادر که اميرضا، عليرضا و حميدرضا نام دارند به ثبت رسيده است و تحقيقات تخصصي از متهمان براي افشاي ساير جرائم احتمالي آنان ادامه دارد.

وقوع قتل ها

بعدازظهر روز 19 خردادماه سال گذشته کشف جسد زني جوان در کنار کانال آب ورامين به پليس گزارش شد و کارآگاهان پس از حضور در محل پيکر زني 35 ساله را به نام بهاره مشاهده کردند که با ضربات متعدد چاقو کشته شده بود و قاتل يا قاتلان جنازه عريان او را در يک ملحفه پيچيده و در کانال آب رها کرده بودند. هويت اين زن از آنجا شناسايي شد که خانواده او پيش از اين از ناپديد شدنش خبر داده بودند.تحقيقات اوليه پليس نشان داد به احتمال زياد طلا و جواهرات بهاره به يغما رفته و در واقع زن 35 ساله قرباني سرقت شده است. با وجود تحقيقاتي که در آن زمان پيرامون جنايت در کانال آب ورامين به وقوع پيوست، سرنخي به دست نيامد تا اينکه روز هشتم مردادماه سال گذشته بار ديگر اکيپ تحقيقات جنايي پليس عازم منطقه يي در کانال آب ورامين شد تا اين بار به تحقيق درباره قتل زني ديگر بپردازد.اين مقتول شباهت زيادي به يک زن 30 ساله به نام معصومه داشت که چندي قبل خبر مفقودي اش به پليس گزارش شده بود. اين زن بر اثر خفگي و اصابت ضربات چاقو به قتل رسيده و قاتل يا قاتلان او را نيز پيش از رها کردن جسدش عريان کرده بودند.پس از انتقال جسد زن جوان به پزشکي قانوني خانواده معصومه هويت او را تاييد کردند و در حالي که شباهت هاي زيادي بين قتل معصومه و بهاره وجود داشت، هنوز کارآگاهان نتوانسته بودند دلايل محکمي را براي اثبات ارتباط اين دو جنايت پيدا کنند. با بي حاصل ماندن تلاش براي شناسايي قاتلان معصومه، اين پرونده نيز به سرنوشت نخستين پرونده دچار شد.دو ماه پس از کشف جسد زن 30 ساله کارآگاهان خود را در برابر جنايت مشابه ديگري ديدند و جسد زني 42 ساله به نام فرح را در حالي در کانال آب ورامين پيدا کردند که بر اثر خفگي جان سپرده و به احتمال زياد طلا و جواهرات او نيز به سرقت رفته بود.پس از کشف جسد فرح، قتل زنان در کانال آب ورامين براي مدتي متوقف شد و در همان ايامي که تحقيقات به کندي و بدون حصول نتيجه پيش مي رفت قاتل يا قاتلان ناشناس نيز اقدامات خود را متوقف کردند تا اينکه در نوزدهمين روز فروردين ماه امسال براي چهارمين بار کارآگاهان جنايي پليس آگاهي ورامين به محل کشف اجساد سه زن قبلي رفتند. آنان اين بار ماموريت يافته بودند راز کشته شدن زني را فاش کنند که جسد عريانش در يک گوني جاسازي شده بود. تحقيقات درباره اين قتل نيز نشان داد مقتول زني 28 ساله به نام نسيم و تبعه افغانستان است که او نيز چندي قبل به طرز مرموزي گم شده بود. رها شدن هر چهار جسد در يک نقطه، سرقت طلاجات تمامي مقتولان و شيوه تقريباً مشابه در کشتن اين افراد سه نکته يي بود که به سريالي بودن اين جنايت ها مهر تاييد مي زد، اما چهارمين سرنخ از سوي متخصصان پزشکي قانوني در اختيار پليس قرار گرفت و آنان با معاينه اجساد اعلام کردند هر چهار زن پيش از مرگ به زور مورد تعرض قرار گرفته اند و نشانه هاي مقاومت در پيکرشان مشهود است.

دستگيري سه برادر

در حالي که ذهن کارآگاهان پليس جنايي استان تهران به قتل سريالي زنان معطوف شده بود، روز 25 آذرماه امسال ماموران توانستند سه برادر را به اتهام سرقت از زنان دستگير کنند. اميرضا 26 ساله، عليرضا 32 ساله و حميدرضا 28 ساله متهم بودند پس از سوار کردن زنان تنها به عنوان مسافر با از کار انداختن دستگيره در آنان را داخل اتومبيل حبس و طلا و جواهرات شان را سرقت مي کردند.اين سه برادر پس از آن دستگير شدند که يکي از مالباختگان توانست چهره يکي از آنها را به صورت دقيق ترسيم کند و بازداشت اين متهم به دستگيري دو برادر ديگرش منجر شد.سه برادر در بازجويي ها به سرقت از 11 زن و يک فقره تجاوز به عنف اقرار کردند و گفتند تاکنون بالغ بر 14 ميليون تومان طلاجات سرقتي را به يک مالخر به نام رضا که در شهرري فعاليت مي کند فروخته اند.

اعتراف

در شرايطي که سه برادر در زندان به سر مي بردند و منتظر بودند با طي مراحل قضايي پرونده، براي محاکمه به دادگاه انتقال يابند اين نظريه در ذهن افسران پليس جرقه زد که شايد عامل قتل چهار زن همين برادران سارق باشند.اين احتمال در حالي مطرح شد که مدرکي براي اثبات آن وجود نداشت، تا اينکه با تحقيق بيشتر درباره سه برادر همسر سابق يکي از آنها که به خاطر رابطه نامشروع شوهرش از وي طلاق گرفته بود تحت بازجويي قرار گرفت. اين زن ضمن تشريح خلافکاري هاي شوهر سابق خود گفت؛ زماني که مي خواستم از همسرم جدا شوم او مرا به قتل تهديد کرد و گفت مرا مانند زني به نام فرح خواهد کشت. اظهارات اين زن سبب شد کارآگاهان اطمينان يابند سه برادر نه تنها در قتل فرح بلکه در سه جنايت ديگر نيز دخيل بوده اند، به همين خاطر دور تازه بازجويي از آنان آغاز شد. در اين مرحله هر سه برادر به جنايت هاي خود اعتراف کردند و عليرضا برادر بزرگ تر در تشريح قتل هاي سريالي گفت؛ «ما از طريق سرقت طلا و جواهرات زنان مخارج مان را تامين مي کرديم اما هرگاه زني در برابرمان مقاومت مي کرد او را مي کشتيم و شيوه کارمان به اين شکل بود که پس از مواجه شدن با مقاومت طعمه هاي خود آنان را به يک دامداري در ورامين مي کشانديم و با همدستي مردي افغان که نگهبان آنجا بود آنها را مورد تعرض قرار مي داديم و پس از قتل اجسادشان را در کانال آب رها مي کرديم.وي افزود؛ ما به اين دليل لباس هاي قربانيان خود را درمي آورديم که ردي از قتل باقي نماند.پس از اعترافات سه برادر به قتل هاي سريالي متهمان بار ديگر به زندان بازگردانده شدند و هم اکنون تحقيقات از آنها براي افشاي ساير جرائم احتمالي شان ادامه دارد. سردار رضا زارعي فرمانده انتظامي تهران درباره اين پرونده به خبرنگار ما گفت؛ هم اکنون در تلاش هستيم رضا مالخر طلا و جواهرات را نيز دستگير کنيم، از سويي اعترافات سه برادر نشان مي دهد آنها به خاطر آويختن مقادير زيادي طلاجات به خود طعمه متهمان شدند و در معرض ديد شکارچيان قرار گرفتند، به همين خاطر زنان بايد در اين رابطه توجه و احتياط بيشتري داشته باشند.
قتل مرموز آتش نشان ايراني در جنوب سوئد
گروه حوادث؛ يک آتش نشان ايراني با شليک گلوله در مرکز شهر مالمو سوئد به قتل رسيد.پليس شهر مالمو که سومين شهر بزرگ سوئد محسوب مي شود و در جنوب اين کشور واقع است در حالي تحقيقات براي شناسايي عاملان قتل اين ايراني 24 ساله آغاز شده است اما هيچ سرنخي از اين جنايت مسلحانه وجود ندارد.نيمه شب جمعه اول فوريه - 12 بهمن ماه- مردي سوئدي که سوار بر خودروي خود در حال عبور از خيابان «لانت ماناگاتان» بود پيکر غرق در خون جواني را مشاهده کرد که گوشه پياده رو رها شده بود. او به سرعت از اتومبيل پياده شد و پس از کنترل علائم حياتي جوان مصدوم متوجه شد وي هنوز زنده است به همين خاطر اين مرد را به سرعت به بيمارستان رساند.خونريزي شديد جوان مصدوم سبب شد تا کوشش هاي صورت گرفته براي نجات جان وي از سوي تيم اورژانس بيمارستان نتيجه يي در پي نداشته باشد و سرانجام خبر فوت مردناشناس به پليس محلي اعلام شد. ماموران پس از حضور در بيمارستان متوجه شدند اين مرد در پي اصابت دو يا سه گلوله جان باخته است و مدارک هويتي اش نشان مي دهد جواني 24 ساله و ايراني است. کارآگاهان جنايي با بازجويي از مردي که نويد - مقتول - را به بيمارستان منتقل کرده بود تلاش کردند سرنخي از اين جنايت به دست آورند، اما راننده سوئدي اعلام کرد هنگامي که به خيابان «لانت ماناگاتان» رسيده هيچ کس به غير از جوان ايراني را نديده است.کارآگاهان در ادامه به محل وقوع جنايت رفتند و با مسدود کردن خيابان در صدد برآمدند با نمونه برداري دقيق، قطعه هايي از اين پازل جنايي را در اختيار گيرند اما در اين مرحله نيز سرنخي عايد پليس نشد.در مرحله بعدي تحقيق درباره زندگي خصوصي نويد در دستور کار پليس جنايي مالمو قرار گرفت و مشخص شد مقتول در هشتمين ماه تولدش از سوي خانواده خود و از طريق قانوني به سوئد مهاجرت کرده و بيشتر دوران زندگي اش را در شهر مالمو سپري کرده است. اين جوان ايراني 5 سال قبل ازدواج کرده و اکنون صاحب يک دختر 4 ساله است و زمان قتل در حال گذراندن دوره آموزش در رشته امداد آتش نشاني بوده تا بتواند کارش را در اين سازمان به صورت رسمي آغاز کند.پليس در ادامه يک فقره سابقه کيفري نيز در پرونده نويد کشف کرد اما از آنجا که جرم وي از جرائم کم اهميت محسوب مي شد به اين نتيجه رسيد که ارتباطي بين اين پرونده و قتل جوان ايراني وجود ندارد.در حالي که تمامي ترفندهاي پليس براي پيدا کردن مسير درست تحقيقات در اين زمينه بي حاصل مانده بود، کارآگاهان به بررسي فرضيه هاي موجود پيرامون قتل نويد پرداختند و احتمال دادند مرد ايراني در تاريکي و خلوتي خيابان قرباني ولگردان سارق شده و از سوي آنان به قتل رسيده است اما براي اثبات اين فرضيه بايد مشخص مي شد که وسيله يي باارزش يا پول نقد از مقتول ربوده شده است يا خير. کارآگاهان براي پي بردن به اين موضوع تصميم گرفتند به بازجويي از خانواده آتش نشان جوان بپردازند. در اين مرحله پدر نويد اظهاراتي را مطرح کرد که بر فرضيه قتل بي برنامه و اتفاقي خط بطلان کشيد. رحيم - پدر مقتول- به پليس گفت؛ از چندي قبل مردي که نمي دانم که بود مرتب پسرم را تهديد مي کرد. او هر روز با تلفن نويد تماس مي گرفت و مي گفت روزي وي را خواهد کشت.اوايل پسرم به اين تهديدها توجهي نمي کرد تا اينکه به تدريج مساله حاد و جدي شد و اکنون نيز احتمال مي دهم قتل توسط همان شخص به وقوع پيوسته باشد.پس از اين اظهارات پدر نويد، دور تازه يي از بررسي ها براي شناسايي تهديد کننده اين مرد ايراني آغاز شد اما اين مرحله از تحقيقات نيز با موفقيت توام نشد تا راز قتل جوان 24 ساله سر به مهر باقي بماند.«لارش کارستن» يکي از مسوولان پليس شهر مالمو، در آخرين اظهارنظر رسمي درباره اين پرونده گفت؛ پليس در جست وجوي يافتن شاهدي براي اين قتل است اما هنوز موفقيتي در اين زمينه به دست نيامده است و تلاش ها براي پيدا کردن قاتل يا قاتلان جوان ايراني تبار روي دوستان وي متمرکز شده است.
پس از گذشت يک سال از کشف جسد فاش شد
دو برادر راز مرگ هانيه را مي دانند
گروه حوادث؛ سه مرد جوان در ارتباط با مرگ مرموز دختر نوجواني که جسدش يک سال پيش در بيابان هاي اطراف تهران کشف شد، بازداشت شدند.به گزارش خبرنگار ما بعدازظهر روز 21 مهرماه سال 85 ماشين هاي رهگذر از جاده يي فرعي در بيابان هاي ناحيه عباس آباد تهران متوجه جسد زني شدند که در حاشيه جاده رها شده بود. با اعلام کشف جسد به مرکز فوريت هاي پليسي 110 ماموران کلانتري 171 شهرک شهيد مصطفي خميني براي انجام تحقيقات ابتدايي در صحنه حاضر شدند و بلافاصله بازپرس ويژه قتل پايتخت را در جريان قرار دادند.

آغاز تحقيقات

ساعتي بعد با حضور حسين اصغرزاده بازپرس ويژه قتل در صحنه، تحقيقات آغاز شد. در حالي که تحقيقات اوليه گواهي مي داد جسد متعلق به دختري 17 ساله است، بررسي جسد توسط ماموران تشخيص هويت پليس، احتمال درگيري منجر به قتل يا خفگي را مردود نشان داد. از اين رو بازپرس اصغرزاده دستور داد ضمن انتقال جسد به پزشکي قانوني و انجام آزمايش سم شناسي، تحقيقات کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي براي کشف هويت دختر نوجوان آغاز شود.

با گذشت دو ماه از تحقيقات کارآگاهان در خصوص اين پرونده مشخص شد دختر 17 ساله يي به نام هانيه يک سال است که خانه خود را ترک کرده و خانواده وي از سرنوشت دختر بي اطلاع هستند. در ادامه ثابت شد جسد متعلق به هانيه است. در همين زمان با مشخص شدن نتيجه تحقيقات پزشکي قانوني علت مرگ دختر جوان خوردن ترياک و مسموميت ناشي از آن اعلام شد. با وجود اينکه بررسي سابقه هانيه از اعتياد وي حکايت داشت و احتمال قتل را بسيار کمرنگ مي کرد وضعيت پوشش جسد، بازپرس ويژه قتل را با اين احتمال مواجه کرد که پس از خوراندن ترياک به دختر جوان و مرگ او، جسد توسط افرادي به اين منطقه انتقال داده شده است از اين رو کارآگاهان اداره مبارزه با قتل پليس آگاهي را مامور کشف راز مرگ هانيه کرد. با آغاز تحقيقات کارآگاهان در خصوص انتقال دهنده جسد به بيابان هاي جنوب تهران بررسي روابط وي در دستور کار ماموران قرار گرفت و مشخص شد وي مدتي پيش از مرگ در کانون اصلاح و تربيت بازداشت بوده است. بازجويي از کساني که در اين مرکز با وي صميمي بودند ماموران را متوجه پسر جواني کرد که پيش از بازداشت هانيه با وي در ارتباط بود. با تمرکز ماموران بر نام مهدي به عنوان نخستين سر نخ به دست آمده در پرونده، تحقيقات دامنه داري براي شناسايي محل زندگي اين پسر جوان آغاز شد و سرانجام ماموران موفق شدند رد وي را در منطقه خزانه تهران به دست آورند.

دستگيري متهم

با ادامه يافتن اين تحقيقات و شناسايي خانه مهدي يکي از ماموران پليس آگاهي که براي بازجويي از اين فرد به خانه وي مراجعه کرده بود با اصرار مرد جوان سوار ماشين پسرخاله او که سرنشين ديگري نيز داشت شد تا در مسير با هم صحبت کنند اما پس از راه افتادن ماشين سه پسر جوان ضمن درگيري با مامور پليس تلاش کردند وي را از خودرو به بيرون پرت کنند اما با مقاومت وي و پاشيدن گاز اشک آور به روي سه مرد جوان اتومبيل متوقف شد و در حالي که مهدي و محمد که با هم برادر هستند، موفق شدند از محل بگريزند راننده بازداشت و براي بازجويي به پليس آگاهي تهران منتقل شد. سه روز پس از دستگيري سعيد - پسرخاله متهم اصلي - يکي از برادران فراري به نام محمد با مراجعه به اداره دهم پليس آگاهي خود را معرفي کرد. با آغاز بازجويي از جوان 21 ساله وي به تشريح چگونگي مرگ هانيه پرداخت و گفت؛ برادرم مهدي از مدتي قبل با هانيه در ارتباط بود. يک شب به من گفت که اين دختر جايي براي خواب ندارد و بايد فکري براي او بکنم. من هم براي چاره به مادرم گفتم هانيه دوست من است و اجازه گرفتم که آن شب به خانه ما بيايد. شب هانيه در اتاق من بود و قبل از خواب در ليوان آب خود مقداري ترياک حل کرد و خورد. من هر چه اصرار کردم که اين کار را نکند گفت به خاطر اعتياد چاره يي جز اين ندارد. هانيه يک ساعت بعد از آن در حال خواب و بيداري بود و مدام چرت مي زد. بعد به خواب رفت. صبح ساعت 9 که از خواب بيدار شدم خواستم او را هم بيدار کنم اما ديدم يخ کرده است. هرچه تکانش دادم بيدار نشد. فهميدم که مرده است. چادر مادرم را آوردم و دور او پيچيدم. مادر در آشپزخانه بود. مهدي و پدرم هم به محل کارشان در کشتارگاه رفته بودند. من جسد را به پايين بردم و در صندلي عقب پژو پدرم که جلوي در خانه پارک شده بود انداختم و راه افتادم. پس از مدتي گشتن، جسد را در بياباني در اطراف کشتارگاه که از قبل مي شناختم، رها کردم و به خانه برگشتم. پس از اظهارات اين جوان برادر او نيز بازداشت شد و روز گذشته با انجام نخستين جلسه بازپرسي از محمد ضمن تفهيم اتهام رابطه نامشروع با مقتول به وي، برادر و پسرخاله اش نيز به اتهام درگيري با مامور پليس با صدور قرار کفالت روانه بازداشتگاه پليس آگاهي شدند. در حال حاضر تحقيقات قضايي و پليسي پيرامون اين پرونده و ارتباط مرد جوان با مرگ مرموز دختر فراري ادامه دارد.
سرقت مسلحانه به خاطر اعتياد به کراک
دو متهم در پي سرقت مسلحانه يک دستگاه خودرو بازداشت شدند و در دادسراي امور جنايي تهران به جرم خود اعتراف کردند.

روز 18 دي ماه سال جاري جوان 30 ساله يي به نام «علي» با مراجعه به اداره آگاهي طي شکايتي گفت؛ حدود ساعت 22 با خودروي پرايد خود از خيابان ميرداماد در حال عبور بودم که دو نفر به عنوان مسافر، پيشنهاد کردند آنها را به صورت دربستي به تهرانسر ببرم و من هم چون قيمت پيشنهادي شان بالا بود، آن دو را سوار کردم.وي ادامه داد؛ زماني که حوالي تهرانسر رسيديم، ناگهان يکي از آن دو که در صندلي عقب خودرو نشسته بود سلاحي را پشت گردنم گذاشت و پس از کشاندن من به اطراف تهران، خودرويم را به سرقت بردند.با آغاز تحقيقات پليسي، ماموران دو روز قبل خودروي سرقتي را در حالي که سه سرنشين به وسيله آن اقدام به حمل مواد مخدر مي کردند توقيف و راننده آن را به نام «قاسم» 26 ساله دستگير کردند و در ادامه دومين سارق به نام «محمد»25 ساله نيز بازداشت شد و هر دو متهم که اعتياد شديد به کراک دارند، به دادسراي جنايي تهران اعزام شدند و در اعترافات خود اعتياد به مواد مخدر را عامل سرقت اعلام کردند.اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادياري دادسراي جنايي با اعلام اين خبر تصريح کرد؛ رانندگان مسافربر هرگز در برابر کرايه هايي با مبلغ بالا وسوسه نشوند و در مورد سوار کردن افرادي که پيشنهاد قيمت هاي وسوسه کننده مي دهند بسيار مراقب باشند تا در دايره اين قبيل جرائم قرار نگيرند.
نگاهي به قتل هاي سريالي سه برادر
مريم رامشت*

سه برادري که به اتهام قتل سريالي زنان دستگير شده اند، اعتراف کرده اند هرگاه با مقاومت طعمه هايشان براي سرقت مواجه مي شدند آنان را مورد تعرض قرار مي دادند و مي کشتند. درباره رفتار اين سه برادر بايد توجه داشت به طور کلي هر رفتار خشونت آميزي در مشکلات روحي و رواني گذشته يا حال افراد ريشه دارد و فردي که از سلامت رواني برخوردار است در سخت ترين شرايط نمي تواند باعث تضييع حقوق ديگران شود و رفتارهاي خشونت آميز بروز دهد و در واقع اگر شخص از ظرفيت هاي رواني بالايي برخوردار باشد، مي تواند در مقابل مشکلات و مسائلي که برايش پيش مي آيد رفتار مورد قبول و متعارف داشته باشد، حال آنکه اين سه برادر چنين شيوه يي را پيش نگرفته و نشان داده اند از لحاظ رواني دچار مشکل هستند.متهمان شيوه زورگيري را براي انجام جرم انتخاب کرده بودند که همين شيوه نيز در مشکلات فردي و خانوادگي آنها ريشه دارد. از سويي اين افراد در مناطق محروم که از امکانات رفاهي و اجتماعي کمي برخوردار است، زندگي مي کردند. آنها که رفتارهاي ضداجتماعي از خود بروز مي دادند بر اساس خلقيات خود تا جايي که احساس خطر نمي کردند شيوه گذشته شان را ادامه مي دادند، اما زماني که مانعي در برابرشان قرار مي گرفت از رفتار عادي شان خارج مي شدند. در واقع هر مانعي نزد افرادي که سلامت رواني ندارند، مي تواند منجر به بروز خشونت شود. در اين افراد نيز مقاومت طعمه هايشان به عنوان يک مانع محسوب مي شده است. اظهارات سه برادر نشان مي دهد خود خانواده هايي هستند که به آسيب اجتماعي مبتلا هستند و بديهي است فردي که در اين محيط رشد يافته در برابر موانع تنها مکانيسم دفاعي که به کار مي برد همان خشونت است. بنابراين بايد به بررسي علل بروز خشونت و رفتارهاي بزهکارانه ناشي از آن پرداخت تا امکان مقابله با اين جنايات و پيشگيري از آنها فراهم شود.

*روانشناس ومدرس دانشگاه
عناوين اين صفحه
اعترافات سه برادر به قتل سريالي زنان در ورامين
قتل مرموز آتش نشان ايراني در جنوب سوئد
دو برادر راز مرگ هانيه را مي دانند
سرقت مسلحانه به خاطر اعتياد به کراک
نگاهي به قتل هاي سريالي سه برادر
مرد جوان نامزد 15 ساله اش را کشت
نقشه هولناک دختر جوان براي پايان دادن به يک عشق
آدم ربايي به خاطر چک 50 ميليوني
تاييد حکم مردي که شوهر زن سابقش را به گلوله بست

مرد جوان نامزد 15 ساله اش را کشت
گروه حوادث؛ پسر جواني که در پي اختلاف با نامزد نوجوان خود وي را با چاقو به قتل رسانده بود توسط پليس دستگير شد.به گزارش خبرنگار ما، ماموران پليس تبريز زماني از اين درگيري خونين مطلع شدند که زني گريان اپراتور پليس 110 را در جريان حمله دامادش به دختر خود قرار داد و از ماموران کمک خواست. اين زن گفت؛ حسين دامادم با چاقو وارد خانه شده و دخترم شهلا را هدف قرار داده است و اگر هرچه سريع تر به ما کمک نکنيد، او را خواهد کشت.

با اعلام اين ماموريت اضطراري ماموران بلافاصله خود را به محل مورد نظر رساندند و معلوم شد، مرد جوان با ضربات چاقو شهلا نامزد 15 ساله اش را مجروح کرده است.در اولين اقدام پليس تکنسين هاي اورژانس را خبر کرد تا شايد دختر 15 ساله را از مرگ نجات داد. با رسيدن آمبولانس پيکر نيمه جان شهلا به بيمارستان انتقال داده شد اما به رغم تلاش پزشکان دختر جوان بر اثر شدت خونريزي جان باخت و با مطرح شدن قتل در اين پرونده کارآگاهان جنايي تحقيقات را آغاز و حسين را بازداشت کردند. پسر جوان که مي ديد پليس مدارک محکمي براي اثبات جرم او دارد لب به اعتراف گشود و گفت؛ يک سال پيش بود که به خواستگاري شهلا رفتم. ما از قبل آشنايي خانوادگي داشتيم و من فکر مي کردم با شهلا خوشبخت خواهم شد. با اينکه شهلا سن کمي داشت اما مرا آنقدر شيفته خودش کرده بود که حاضر بودم به خاطرش هر کاري بکنم. وقتي نامزد کرديم اختلافات ما شروع شد و همه چيز به هم ريخت.حسين ادامه داد؛ شهلا مرتب بهانه جويي مي کرد. او کارهايي انجام مي داد که من را عصبي مي کرد، همه مي دانستند من فردي عصبي هستم، حتي شهلا هم به اين موضوع آگاه بود که هنگام عصبانيت نمي توانم خودم را کنترل کنم. با اين حال مرا خشمگين مي کرد. رفتارهاي بچگانه نامزدم باعث اختلاف شديد ما شد و مادرش هم به اين مساله دامن مي زد. او مرتب طرف دخترش را مي گرفت و شهلا را با اين کارش تحريک مي کرد. تا اينکه يک هفته قبل با هم دعوا کرديم. شهلا عصباني شد و گفت ديگر نمي خواهد با من زندگي کند. هرچه خواهش و تمنا کردم که دست از کارهايش بردارد و همه چيز را فراموش کنيم، قبول نکرد. خانواده اش هم از او حمايت مي کردند. روز حادثه تصميم گرفتم به خانه مادر شهلا بروم و تهديد کنم اگر شهلا با من آشتي نکند واکنش تندي نشان خواهم داد به همين خاطر هم چاقو برداشتم.اين جوان 21 ساله در ادامه اعترافاتش گفت؛ وقتي وارد خانه شدم، شهلا ابتدا حاضر نشد با من حرف بزند، زماني که مجبورش کردم از اتاق بيرون بيايد با پرخاشگري رفتار کرد و توهين هايش باعث شد کنترل خودم را از دست بدهم و با ضربات چاقو شهلا را بزنم. قصد نداشتم او را بکشم، اما آنقدر عصباني شدم که کنترل خودم را از دست دادم.بنابر اين گزارش با بازداشت پسر جوان پليس تحقيقات خود را در اين زمينه ادامه مي دهد.


نقشه هولناک دختر جوان براي پايان دادن به يک عشق
گروه حوادث؛ ماموران پليس استان تهران، نقشه دختر جواني را که قصد داشت پسر مورد علاقه اش را در روز تولدش به قتل برساند، دستگير کردند.به گزارش خبرنگار ما، دختر جواني که به اتهام فرار از خانه تحت تعقيب قرار گرفته بود، بعد از مدت ها راز شکست عشقي اش را براي پليس فاش کرد و گفت که چطور از خانه فرار کرده تا بتواند رضا پسر مورد علاقه اش را به قتل برساند.اوايل بهمن ماه سال جاري مردي به پليس استان تهران خبر داد که دخترش ساناز از مدرسه ربوده شده و ديگر خبري از او نيست.در حالي که پليس تحقيقات گسترده يي را براي دستگيري دختر جوان آغاز کرده بود، مشخص شد اين دختر ربوده نشده بلکه خود فرار کرده و پس از فرار با چندين مرد ارتباط داشته است.سرانجام بعد از گذشت 20 روز پليس ردپاي ساناز را در گوهردشت کرج پيدا کرد و متوجه شد او در خانه مردي جوان سکونت دارد. به اين ترتيب ماموران موفق شدند ساناز را دستگير کنند.

دختر 17 ساله ابتدا سعي مي کرد خود را فرد ديگري معرفي کند و مدعي بود نامش ساناز نيست اما وقتي از سوي اقوامش مورد شناسايي قرار گرفت گفت؛ زماني تصميم گرفتم از خانه فرار کنم که رضا به من خيانت کرد. او پسر جواني بود که من عاشقش بودم و با تمام وجودم برايش فداکاري مي کردم. اما او مرا به خاطر دختر ديگري رها کرد. براي اينکه از رضا انتقام بگيرم، تصميم گرفتم او را بکشم. اين يک تصميم قطعي بود و براي عملي کردنش بايد از خانه فرار مي کردم. يک روز بعد از مدرسه ديگر به خانه برنگشتم. بعد از فرار در جاده چالوس با مردي آشنا شدم. او همسر داشت اما حاضر شد به من سرپناهي بدهد. سه روز در خانه اش بودم و بعد از او جدا شدم. تنها و آواره بودم. اين آوارگي کار دستم داد و در ساوه مورد تعرض قرار گرفتم. همين امر کينه مرا نسبت به رضا که مسبب بدبختي ام بود بيشتر مي کرد. تا اينکه با پسري به نام محسن در گوهردشت آشنا شدم. ماجراي زندگي ام را برايش تعريف کردم. محسن به من گفت کمک مي کند از رضا انتقام بگيرم. بعد مرا به خانه دوستش مسعود برد. قرار شد ما درست در روز تولد رضا به سراغش برويم و او را به قتل برسانيم.

ساناز ادامه داد؛ چند روز بيشتر به انتقام گيري نمانده بود که پليس مرا دستگير کرد. من مي خواستم روزي که رضا به دنيا آمده، او را بکشم چون درست در همان روز با هم آشنا شده بوديم و مي خواستم با اين کار عشق مان را هم در همان روز بکشم.ماموران پليس استان تهران پس از دستگيري ساناز، مسعود و محسن را هم براي تحقيقات بيشتر بازداشت کردند و بررسي ها در اين خصوص ادامه دارد.


آدم ربايي به خاطر چک 50 ميليوني
گروه حوادث؛ مردي که به خاطر بدهي 50 ميليون توماني از سوي مرد طلبکار ربوده شده بود با تلاش پليس آزاد شد.به گزارش خبرنگار ما ساعت 17 روز 21 بهمن ماه فردي در تماس با پليس کرج از ربوده شدن برادرش خبر داد و گفت آدم ربايان ناشناسي طي تماس تلفني او را تهديد کرده و تا پايان امروز- روز حادثه- به او مهلت داده اند تا 20 ميليون تومان بابت آزادي برادرش بپردازد.با اعلام اين گزارش بلافاصله تيمي از ماموران امنيتي تحقيقات خود را آغاز کردند و متوجه شدند هنگامي که يدالله- فرد ربوده شده- در مغازه اش در مارليک حضور داشت، دو مرد به عنوان مامور وارد محل کار او شدند و با وارد کردن اتهام سياسي، وي را با خود به محل نامعلومي بردند.پس از روشن شدن نحوه آدم ربايي ماموران به برادر يدالله آموزش هاي لازم را ارائه دادند و از او خواستند براي تحويل دادن پول با گروگانگيران قرار ملاقات بگذارد. سرانجام ساعت 30/23 همان روز هنگامي که مردي براي گرفتن پول در محل قرار حاضر شد، توسط ماموران به دام افتاد. اين مرد که منوچهر نام دارد در بازجويي ها گفت از يدالله 50 ميليون تومان طلب داشت و براي رسيدن به پولش دو مرد را براي ربودن وي اجير کرد. پس از آنکه محل زنداني شدن يدالله مشخص شد، ماموران به سرعت به آنجا رفتند و اين مرد را آزاد کردند. هم اکنون تحقيقات براي دستگيري دو مجري نقشه آدم ربايي ادامه دارد.


تاييد حکم مردي که شوهر زن سابقش را به گلوله بست
حکم مردي که شوهر زن سابقش را در کرج با شليک گلوله کشت، ديروز در ديوان عالي کشور تاييد شد.

به گزارش ايسکانيوز، در آخرين جلسه رسيدگي به اين پرونده که در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد آرش سيفي نماينده دادستان تهران به تشريح کيفرخواست پرداخت و گفت؛ «علي اصغر 40 ساله، دوستش «داريوش» را که با همسر سابقش «پروانه» ازدواج کرده بود شامگاه 19 مرداد 85 در بلوار ارم کرج با شليک پنج گلوله کلاشينکف کشت و گريخت.» «سيفي» ادامه داد؛ با نشاني هايي که شاهدان عيني از آدمکش فراري دادند علي اصغر 10 روز پس از جنايت رديابي و دستگير شد و صحنه جنايت را بازسازي کرد.علي اصغر نيز در جلسه دادگاه جرمش را پذيرفت و در تشريح جزئيات جنايت گفت؛ چندسالي بود با پروانه ازدواج کرده بودم اما با هم اختلاف داشتيم. به همين خاطر به صورت توافقي جدا شديم تا اينکه چهار سال بعد فهميدم دوست قديمي ام داريوش به من خيانت کرده، زنش را طلاق داده و پروانه را به عقد خودش درآورده است.متهم اضافه کرد؛ مجبور شدم با يک زن ازدواج کنم اما وقتي ديدم زندگي ام خراب تر شده و پسرم به دست نامادري افتاده است کنترلم را از دست دادم و تصميم گرفتم از داريوش انتقام بگيرم. کلاشينکف را برداشتم و سراغ وي رفتم. او را سرکوچه ديدم، اسلحه را به سمتش نشانه رفتم و پنج تير شليک کردم. همان موقع پروانه از راه رسيد و مي خواستم او را هم بکشم اما نتوانستم.پس از بررسي پرونده قاضي کوه کمره يي و چهار مستشار شعبه 74 وارد شور شدند و با توجه به اعتراف هاي متهم و همچنين درخواست خانواده مقتول «علي اصغر» را به مرگ محکوم کردند و اين حکم ديروز در شعبه 39 ديوان عالي کشور تاييد شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام