پنج شنبه، 25 بهمن 1386 - شماره 1615
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: تكنولوژي
بيل را بکïش
................. آرمن ساروخانيان





33 سال پس از تاسيس مايکروسافت، بيل گيتس به زودي اين موسسه عظيم را ترک مي کند. اين جدايي به معني پايان يک عصر خواهد بود، چرا که گيتس به تنهايي نمي رود. جفري رايکس مدير بخش تجاري و فردي که در عرصه نرم افزارهاي «ورد»، اکسل، پاور پوينت و اوت لوک نقش بزرگي داشته هم تصميم به خداحافظي گرفته است. بروس جف و چارلز فيتزجرالد دو نفر از مردان کليدي موسسه هم قرار است فعاليت شان را در شرکت ديگري پي بگيرند.

آيا اين به معني جدايي مغزهاي متفکر از مايکروسافت است؟ در صنعتي که دائماً در حال نو شدن است، چنين حرکتي خيلي طبيعي به نظر نمي رسد و حال همه از خود مي پرسند شرکتي که در اين سال ها پيشاهنگ اين عرصه بوده، براي رقابت با حريفان بي رحمش دست به چه نوآوري مي زند؟ آيا ثروتمندترين مرد سابق جهان، اين شرکت را در روزهايي که با سخت ترين چالش ها مواجه است، تنها نمي گذارد؟

مايکروسافت تا امروز مانند ماشيني روغن کاري شده، عملکرد بدون نقصي داشته است. يک قصه واقعي از موفقيت. گيتس، جواني نابغه از خانواده يي مرفه در ساحل غربي امريکا، در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد مي شود. او هنوز بيست سال هم ندارد و در حالي که دوستانش در کلاس هاي درس به مجادله مشغولند، او طرحي استثنايي در ذهن دارد. او مي خواهد محاسبه گرهاي غول پيکري را که شرکت IBM به موسسات بزرگ مي فروشد، در اختيار عموم قرار دهد؛ يک کامپيوتر براي هر خانه، گيتس و دوست دوران کودکي اش، پل آلن، خيلي زود فهميدند که تلاش براي ساخت خود کامپيوترها بيهوده است و مهم تر از آن، نرم افزاري است که اين کامپيوترهاي خانگي براي ارتباط با کاربر به آن نياز دارند. پل آلن با يادآوري آن دوره که آنها در نبرد با شرکت اپل بر سر تکميل سريع تر پروژه شان رقابت داشتند، مي گويد؛ «شب ها براي صرفه جويي در وقت روي زمين مي خوابيديم.»

بقيه داستان را ديگر همه مي دانند. مايکروسافت با تکيه بر توافقي که با سازندگان کامپيوتر داشت و هنوز هم منشاء مشاجرات فراواني است، موفق شد برنامه هايش را در 90 درصد دستگاه ها مستقر کند و شرايط نابرابري را در صنعت کامپيوتر به وجود آورد. مايکروسافت شرکتي است که هر مدير تجاري روياي آن را در سر دارد. موسسه تحقيقاتي گارتنر در اين باره مي نويسد؛ «موسسه يي که در جهان 79 هزار کارمند دارد، در حال حاضر به خوبي مي تواند از ثروت چند 10 ميليارد دلاري اش محافظت کند.» مايکروسافت در سال 1986 و 10 سال پس از پيدايش اش، وارد بورس نزدک شد. اکثر سرمايه گذاران براي خريد سهام آن پيشقدم شدند و در همان روز بيل گيتس که هنوز حدود 10 درصد سهام شرکت را در اختيار داشت، ميلياردر شد.

از آن زمان همه چيز به خوبي سپري شده، ولي آيا وضعيت به همين ترتيب ادامه خواهد داشت؟ اميل رايلي تحليلگر موسسه تحقيقاتي ژوپيتر مي گويد؛ «در حالي که اين صنعت دائماً در حال نو شدن است، مايکروسافت خيلي دير متوجه شد که اينترنت نزد عامه مردم چه اهميتي پيدا کرده است. هرچند هنوز هم 80 درصد درآمد سيستم عامل ها، نرم افزارهاي اداري و سرورها که موتور کامپيوتر را تشکيل مي دهند، به اين شرکت تعلق دارد.»

نقطه ضعفي به نام اينترنت

زماني که در سال 1999 گروه استيون اسپيلبرگ قدم به مرکز تحقيقات مايکروسافت گذاشت تا صفحه هاي حسگر را مشاهده کند و از آن براي ساختن فيلم «گزارش اقليت» الهام بگيرد، انگار به گذشته يي دور تعلق دارد. هنريک مالوار يکي از محققان موسسه، در يادآوري اين ماجرا مي گويد؛ «اين طرح در يکي از هفته هاي فکر پيدا شده بود؛ هفته يي که بيل گيتس خودش را با ده ها طرح تحقيقاتي محبوس مي کرد تا آنها را بررسي کند. طرح هايي که از طرف محققان موسسه فرستاده مي شود.» اين نشان مي دهد که اين غول نرم افزاري که سالانه 7 ميليارد دلار براي تحقيقات هزينه مي کند، هنوز قدرتش را حفظ کرده است. حدود 800 محقق در چند مرکز تحقيقاتي موسسه فعاليت دارند.

ردموند، مقر اصلي مايکروسافت، سيليکون ولي در کمبريج که دفتر تحقيقاتي اروپايي موسسه محسوب مي شود، در بنگلور هند و پکن. از دستاوردهاي اين مراکز مي توان به مصحح دستور زبان براي برنامه آفيس و برنامه ضدمزاحم براي هات ميل اشاره کرد که مي تواند روزانه 2/3 ميليارد پيام را متوقف کند و نرم افزاري است که صداي موسيقي درون اتومبيل را تنظيم مي کند؛ کشفياتي مهم هرچند قبلاً توسط ديگران پيدا شده بودند. در حالي که مايکروسافت در پنج سال گذشته نتوانسته اهميت اينترنت نزد عامه مردم را به درستي پيش بيني کند آيا از غفلت ديگري در امان است؟ پاسخ اين سوال در تک فست، وعده گاه ملاقات مغزهاي عرصه کامپيوتر که يافته هايشان در زمينه هاي مختلف را عرضه مي کنند، مشخص خواهد شد.

ترديدي نيست که سيستم هاي عامل مايکروسافت هر دو، سه سال يک بار (95 ، 98، ميلينيوم، XP و ويستا) به روز مي شوند، ولي تنوع عمده يي در آنها ديده نمي شود. در همين زمان رقيباني که برخي از آنها ده سال قبل حتي وجود خارجي نداشتند، خلاقيت فوق العاده يي نشان داده اند.

نکته سرنوشت ساز در اين زمينه تحقيق درباره اينترنت است. براساس آمار سايت «آرشيو» در حال حاضر 85 ميليارد صفحه اينترنتي وجود دارد. اين عرصه خوبي براي جذب آگهي است و گوگل، يکه تاز اينترنت در سال 2007، از اين طريق توانسته 8 ميليارد دلار سود کند. مايکروسافت اما با تاخير عمل کرد و هرچند در سال 2006 موتور جست وجوي «لايو سرچ» را ارائه کرد تنها 3 کامپيوتر از 10 کامپيوتر جهان از آن استفاده مي کند.

غفلت ديگر مايکروسافت در زمينه اينترنت به فروش موسيقي بازمي گردد. اين بار اپل رقيب ديرينه اين موسسه است که با ارائه «آي پاد» در سال 2001 توانست از حريف سبقت بگيرد. اين دستگاه پخش موسيقي به تنهايي انقلاب بزرگي محسوب نمي شود، ولي به کاربر اجازه پخش موسيقي هاي برداشته شده از اينترنت را مي دهد و با سير نزولي فروش لوح هاي فشرده موسيقي، همسو است.

موسسه استيو جابز از سال 2001 و با افتتاح سايت اينترنتي Itunes توانسته سه ميليارد آهنگ هر کدام به قيمت يک دلار را بفروشد. مايکروسافت هم تلاش کرده بانک موسيقي خودش (Zune) را عرضه کند که هنوز در اروپا آغاز به کار نکرده است. يکي از کارمندان سابق مايکروسافت در انتقاد از اين سياست منفعلانه مي گويد؛ «در حالي که رقيبان در حال نزديک شدن هستند، مايکروسافت با نگاه کردن به آينه عقب زمان زيادي را از دست مي دهد.»

نگراني درباره مايکروسافت که در بورس هم فعاليت کمتري نسبت به رقيبانش، اپل و گوگل، دارد زماني بيشتر مي شود که در زمينه سيستم عامل، عرصه انحصاري اش هم مورد تاخت و تاز رقيبان قرار گرفته است. در اين مورد جدي ترين رقيب لينوکس است که توسط لينوس توروالدز فنلاندي اختراع شده و توسط نرم افزارهايي که توسط محققان سراسر جهان نوشته مي شود، غني تر شده است. اين مدلي کاملاً متضاد با مدل بيل گيتس است؛ سيستم عاملي که براي همه باز است و هر کسي مي تواند آن را تغيير دهد. فهم اين روش تا مدت ها دشوار بود ولي سرانجام عموم مردم هم مي توانند از آن استفاده کنند. آخرين مدل کامپيوتر ايسوس هم که با قيمت زير 200 يورو عرضه مي شود و با سيستم عامل لينوکس کار مي کند، در امريکا با استقبال فوق العاده يي روبه رو شده و فروش آن در اروپا هم به زودي آغاز شده است.مايکروسافت در زمينه بازي هاي کامپيوتري هم خلاقيت چنداني نشان نداده و موفقيت بزرگي در کارنامه اش ديده نمي شود.بدين ترتيب اين موسسه سي ساله براي اينکه بخواهد در سي سال آينده هم در اين عرصه بدرخشد، بايد همه را شگفت زده کند. در گنجه موسسه مي توان به «شناسايي صوتي» به عنوان يک برگ برنده اشاره کرد ولي اين پروژه قديمي هنوز به بار ننشسته است. جالب تر از آن قلمي براي نوشتن مستقيم روي صفحه نمايشگر است و منجر به حذف کامل ماوس مي شود. همچنين مي توان به نوآوري هايي که در ويستا پيش بيني شده اند، اشاره کرد. نبرد دنياي انفورماتيک در عرصه هاي جديدي پيگيري مي شود. اخيراً مايکروسافت اختراعي را ثبت کرده که کاربر به کمک آهنگ تنفس و نبض اش، مي تواند تشخيص دقيقي از وضعيت سلامتي اش داشته باشد و راهي براي تشخيص زودهنگام بيماري هاست. اما مايکروسافت براي موفقيت در اين سنگر جديد بايد عجله کند، چرا که گوگل هم به فکر ارائه مشاوره بيولوژيکي به کمک کامپيوتر است. اين بار مايکروسافت مي خواهد تا لحظه آخر به اين مبارزه ادامه دهد، ولي بايد چشمش بيشتر به افق باشد تا آينه عقب... تلاش رقيبان براي انهدام امپراتوري مايکروسافت
مايکروسافت همچنان دست از سر ياهو برنمي دارد
ماجراي بزرگ سال

....................عباس فتاح زاده



طي يکي دو هفته اخير خبر پيشنهاد خريد شرکت ياهو از سوي مايکروسافت يکي از مهم ترين اخبار جهان اقتصاد بوده است. شرکت مايکروسافت قصد دارد به مبلغ 6/44 ميليارد دلار دومين موتور جست وجوگر اينترنتي بزرگ در جهان را بخرد و شرکت گوگل را که هم اکنون در اين رشته قدرت بلامنازع است، به چالش بکشد. مايکروسافت با اين کار درصدد است به قدرت شماره يک بازار در زمينه تبليغات اينترنتي در دنيا تبديل شود. جالب است که با ارائه پيشنهاد جديد ارزش سهام ياهو رشد بالايي يافته است. استيو بالمر، مدير مايکروسافت، قصد دارد به هر نحوي که شده اين معامله را صورت دهد و مايکروسافت را به جايگاه اول تبليغات اينترنتي برساند. بالمر مي گويد؛ «ما احترام زيادي براي ياهو قائل هستيم. با اتحاد يکديگر مي توانيم به قدرت زيادي دست پيدا کنيم.» مايکروسافت براي خريد هر سهم ياهو 31 دلار مي پردازد. در صورت تحقق اين معامله مي توان گفت که مايکروسافت مثل عالم نرم افزارها در رشته اينترنت هم يک غول جهاني خواهد شد. اولين واکنش هاي ياهو محتاطانه بودند و مديرانش اعلام کردند که در جلسه هيات مديره پيشنهاد را بررسي مي کنند. ناتواني ياهو در رقابت با گوگل سبب ايجاد نوعي بحران در درون اين شرکت شده است. چند روز پيش اين شرکت اعلام کرد که سودش از مقدار پيش بيني شده کمتر خواهد بود و حدود هزار نفر يعني معادل هفت درصد پرسنل خود را اخراج مي کند. وضعيت بد ياهو سبب شده اين شرکت که در طول دهه 90 ميلادي قدرت برتر اينترنت بود به کانديدايي براي خريد شرکت هاي ديگر تبديل شود. ظرف سال هاي اخير چندبار شايعاتي در مورد فروش آن مطرح شد که هيچ کدام به سرانجامي نرسيد. اما اين بار ظاهراً قضيه جدي است. در مقابل سود مايکروسافت هميشه خوب است و هميشه توان خريد چنين شرکت هايي را دارد. چند روز پيش مديران مايکروسافت اعلام کردند که ظرف سه ماهه آخر سال 2007 به سودي معادل 7/4 ميليارد دلار رسيده اند. اين رقم حتي از آنچه خودشان انتظار داشتند، هم بهتر است. با تمامي اينها افزايش رقابت ها سبب شده مايکروسافت نيز به مانند دوران طلايي خويش نباشد. در دفتر مرکزي اين شرکت در ردموند واقع در حومه سياتل همه معتقدند که از قدرت رقابت آنها کاسته شده است. بررسي هاي صورت گرفته نشان مي دهد قدرت مايکروسافت در بازار اينترنت چندان بالا نيست. بنابرنتايج تحقيقات موسسه مطالعاتي نيلسن مايکروسافت با وجود تلاش هايش براي تقويت سايت هاي اينترنتي خويش موسوم به MSN و همچنين ويندوز لايو، تنها حدود 12 درصد از بازار موتورهاي جست وجوگر اينترنت در امريکا را در اختيار دارد. اين در حالي است که گوگل نزديک به 60 درصد اين بازار را به خود اختصاص مي دهد. تازه اين ارقام امريکاست. در اروپا وضع گوگل از اين هم بهتر است. سهم ياهو هم 8/18 درصد اعلام شده است. اگر مايکروسافت و ياهو ادغام شوند مي توانند روند نزولي خويش در اين زمينه را متوقف کرده و شانس بيشتري براي رقابت داشته باشند. ظاهراً قرار است اين ادغام و اتحاد در نيمه دوم سال جاري محقق شود. گفته شده که از اين رهگذر هزينه هاي دو شرکت حداقل يک ميليارد دلار کاهش خواهد يافت. بحث انحصارگري و قوانين ضدانحصار چندان در زمينه اين ادغام مصداق پيدا نمي کند و لذا اتحاديه اروپا و وزارت دادگستري امريکا در اين مورد موضعي اتخاذ نکرده اند. پس از اعلام خبر پيشنهاد ادغام ارزش سهام ياهو همانگونه که اشاره شد به شدت افزايش يافت و به حدود دو برابر قبل رسيد. طي ماه هاي قبل اين سهام بيش از يک چهارم ارزشش را از دست داده بود. جالب است که پس از خبر جديد سهام مايکروسافت نزول کرد و با چهار درصد کاهش ارزش به 29/31 دلار رسيد. ارزش سهام گوگل هم با 5/8 درصد کاهش به حدود 516 دلار تقليل يافت. طي سه ماهه آخر سال 2007 اگرچه سود گوگل باز هم افزايش پيدا کرد اما رشد آن کمتر از حد انتظار بود. اين شرکت مي کوشد با گسترش طيف فعاليت هاي خود وارد عرصه هاي جديدي شده و منابع درآمد خود را متنوع تر سازد. در گذشته فعاليت هاي آن به دو محور موتور جست وجوگر اينترنت و تبليغات اينترنتي محدود بود اما امروز به عنوان مثال با در اختيار گرفتن سايت موفق يوتيوب که به عرضه فيلم هاي ويدئويي در اينترنت مي پردازد، رشته جديدي به رشته هاي فعاليت گوگل افزوده شده است. شرکت مذکور همچنين به بازار پرمنفعت و البته پررقابت تلفن همراه هم وارد شده است اما اکنون با ادغام مايکروسافت و ياهو ممکن است آينده گوگل با تغييراتي مواجه و از اقتدار آن کاسته شود. جالب است که اين ادغام بزرگ از سوي بازارهاي مالي آسيا نيز مورد استقبال قرار گرفته و از سوي آنها با واکنش مثبت مواجه شده است. بورس هاي آسيايي پس از انتشار خبر مذکور با رشد شاخص خود مواجه شدند. پس از رکود يک ماه قبل اکنون بورس ها با اين خبر رشد کرده اند. از آنجايي که طي ماه هاي گذشته بازارهاي مالي ادغام بزرگي در اين حجم را شاهد نبوده اند حالا به آن واکنش زيادي نشان مي دهند. خبر ادغام سبب شد ارزش نيکي، شاخص سهام بورس توکيو، نزديک به سه درصد رشد کند. به خصوص شرکت هايي در ژاپن که با ياهو همکاري دارند با رشد ارزش سهام خود مواجه شده اند. در اين ميان گوگل که با ادغام مذکور تهديداتي را متوجه خود مي بيند، آن را به باد انتقاد گرفته است. ديويد دروموند معاون اين شرکت مي گويد؛ «با چنين ادغامي دامنه انحصارگري هاي مايکروسافت از رشته نرم افزار به خدمات اينترنتي هم کشيده خواهد شد. مايکروسافت سابقه يي طولاني در انحصارگري و سوءاستفاده از قدرت دارد.» در عين حال خبرگزاري رويترز گزارش داده که در داخل شرکت ياهو مخالفت هايي با پيشنهاد خريد از سوي مايکروسافت مطرح و قيمت پيشنهادي پايين دانسته شده است. حتي برخي از دست اندرکاران ياهو به جاي ادغام با مايکروسافت مواردي از همکاري با گوگل را مدنظر دارند. با وجود اين در بازارهاي مالي اغلب صاحبان سرمايه و کارشناسان معتقدند غول نرم افزار دنيا بالاخره ياهو را خواهد خريد و فقط دير يا زود دارد. به نظر مي رسد سقوط سهام در يک ماه گذشته سبب شد انتشار خبر جديد صاحبان سرمايه را ذوق زده کرده و خوشحال کند. خريد ياهو توسط مايکروسافت از يک منظر ديگر نيز قابل توجه است. استيو بالمر، مدير مايکروسافت، با خريد ياهو عقده و نفرت شخصي خويش از گوگل را هم به قول معروف خالي مي کند. در نوامبر سال 2004 يک مهندس مايکروسافت به نام مارک کوکفسکي به رئيس اش پيشنهاد داد که به رقيب گوگل تبديل شوند. از آن زمان استيو بالمر تصميم گرفت به گوگل يک گوشمالي جدي بدهد. اين شرکت برتري همه جانبه مايکروسافت در زمينه هاي تک يا همان فناوري هاي پيشرفته را به چالش کشيده بود. لذا احساس تنفر و کينه شديدي نزد استيو بالمر نسبت به بزرگ ترين موتور جست وجوي اينترنتي دنيا شکل گرفت. حالا او مي خواهد تلافي کند. با خريد ياهو به مبلغ 5/44 ميليارد دلار نه تنها بزرگ ترين معامله در تاريخ مايکروسافت صورت مي گيرد بلکه اين معامله بزرگ ترين خريد و معامله در تاريخ سيليکون ولي (مرکز فناوري هاي پيشرفته امريکا) هم خواهد بود. اين کار براي بالمر 52 ساله مي تواند يک ماموريت و انتقام شخصي هم باشد. با مشاهده کنفرانس خبري مايکروسافت پيرامون خريد جديدش مي شد اين موضوع را به خوبي دريافت. در آنجا استيو بالمر براي کارشناسان بورس


وال استريت شرح داد که برايش قدرت نمايي گوگل غيرقابل تحمل است. وي تاکيد کرد که ايده خود براي مقابله با گوگل را به هر نحو ممکن اجرا خواهد کرد. اولين مذاکرات در اين زمينه حدود يک سال پيش با ياهو آغاز شد. در آن زمان ياهو مخالف بود. در ماه اکتبر(مهرماه) بالمر اعلام کرد که به زودي مايکروسافت فعاليت هاي خود را به رشته هاي جديدي خواهد گستراند.

البته او گفت؛ «ما امروز در برخي رشته ها مثل کودک سه ساله يي هستيم که مي خواهد با دوازده ساله ها بسکتبال بازي کند، اما روزي بالاخره ما هم بزرگ مي شويم.» به نظر مي رسد چنين روزي کم کم در حال فرا رسيدن است. کساني که از وضعيت دروني مايکروسافت خبر دارند مي دانند که بالمر به خوبي مي تواند تفکرات خود را به درون شرکت منتقل کرده و همکارانش را با خود همراه سازد. او آدمي بسيار بلندپرواز و جسور است مثل بيل گيتس بنيانگذار شرکت و در اين راه به شدت مورد حمايت گيتس هم قرار دارد. علت بلندپروازي هاي وي را مي توان در بيوگرافي و زندگي خانوادگي او در مقام فرزند يک خانواده مهاجر جست وجو کرد. او فرزند يک مهاجر سوئيسي بود که حتي دوران دبيرستان را هم به پايان نرساند. فردريک، پدرش، در 23 سالگي از يکي از شهرک هاي اطراف بازل سوئيس به امريکا مهاجرت کرد و در يکي از کارخانه هاي شرکت خودروسازي فورد در شهر ديترويت مشغول کار شد. استيو بالمر از همان آغاز مي خواست به جاهاي بالاتري برسد. در هاروارد مشغول تحصيل شد و در همان جا هم با بيل گيتس که بعدها مايکروسافت را تاسيس کرد، آشنا و دوست شد. بعد به تحصيل اقتصاد در دانشگاه استنفورد پرداخت. پس از آنکه گيتس به وي پيشنهاد کار داد تحصيل را نيمه تمام رها کرد و از آن زمان به بعد در مايکروسافت مشغول کار شد. وي اولين ميلياردر امريکايي است که نه خودش شرکتي تاسيس کرد و نه از اقوام بنيانگذار يک شرکت بود. در حال حاضر با داشتن ثروتي حدود 15 ميليارد دلار در ليست مجله مشهور فوربس از ثروتمندترين مردان دنيا جايگاه 31 را دارد. البته سرگئي برين و لري پيج بنيانگذاران گوگل در اين ليست جلوتر از وي هستند. او مي خواهد اين وضع را تغيير دهد.

جالب است که سرگئي برين و لري پيج هر دو حدود 20 سال جوان تر از رئيس پرمدعاي مايکروسافت هستند اما ثروت هر کدام از آنها به صورت جداگانه از وي بيشتر است. البته هر دو آنها مثل وي موفقيت شغلي را از دوران دانشجويي آغاز کرده اند. اين دو جوان معتقدند مدير مايکروسافت به دنبال انحصارگري بيشتر است و بايد با روش هاي حقوقي هم که شده با او مبارزه کرد. به اعتقاد اين دو ادغام مايکروسافت و ياهو که مجموعاً بخش اعظم سيستم ارسال پيام الکترونيکي يا همان اي ميل را در جهان در اختيار دارند، سبب انحصارگري در اين رشته و محدود شدن توان رقابت رقبا خواهد شد. مديران گوگل از مقامات سياسي جهان خواسته اند با چنين ادغامي مخالفت کنند و جلوي آن را بگيرند زيرا پيامدهاي سياسي هم خواهد داشت. در مقابل، مايکروسافت اين اتهامات را رد کرده و ادغام با ياهو را سبب افزايش رقابت در بازار وسوسه انگيز اينترنت هم مي داند. مقامات ياهو اگرچه مي کوشند آن را همچنان به صورت يک شرکت مستقل نگه دارند اما با توجه به فشارهاي مالي هيچ گزينه يي را رد نمي کنند. البته علاوه بر مايکروسافت از سوي سه شرکت بزرگ ديگر با نام هاي جنرال الکتريک، کام کست وياکام هم پيشنهادهايي براي خريد ياهو ارائه شده اما هيچ کدام از آنها مثل پيشنهاد مايکروسافت جدي نيست. لذا احتمال خريد ياهو از سوي سلطان عالم نرم افزار بيش از بقيه است. با اين حال مديران ياهو گفت وگو با ساير شرکت ها را هنوز رها نکرده اند.
آينده صنعت کامپيوتر از نگاه مالک مايکروسافت
بيل گيتس بازنشسته مي شود

در ذهن مردي که برنامه هايش به بيش از يک ميليارد کامپيوتر راه يافته، چه مي گذرد؛ مردي که تصميم گرفته بخش عظيمي از ثروتش را به سازمان «بيل و مليندا گيتس»، موسسه خيريه يي که قدرت اجرايي اش از سازمان جهاني بهداشت بيشتر است، اعطا کند؟ بيل گيتس، مردي که مدت هاي زيادي ثروتمندترين مرد جهان بود و همين دليل اصلي منفور بودن او نزد عده زيادي محسوب مي شود، قصد دارد در شش ماه آينده همه مسووليت هاي اجرايي اش در شرکت عظيم مايکروسافت را رها کند. اين ملاقات در مقر اين شرکت در حومه شهر سياتل انجام شد. پس از فرستادن ده ها اي ميل، سابقه کار به زبان انگليسي و چانه زدن بر سر دقايق مصاحبه، يک سال پس از اولين درخواست موفق به اين گفت وگو شديم.

---

- شما تاکيد کرده ايد تا شش ماه آينده از مايکروسافت کنار مي رويد و ما در حال ورود به يک عصر ديجيتالي استثنايي هستيم. دقيقاً منظورتان چه بود؟

گفت وگوي جديد بشر و کامپيوتر به زودي از استفاده سنتي از صفحه کليد و ماوس عبور مي کند. در آن زمان تماس دست با صفحه و حتي حرف زدن و نوشتن روي آن هم موضوعي عادي خواهد بود. زندگي روزمره مان را هم به اينها اضافه کنيد که بررسي سلامتي شخصي تا وضعيت تحصيلي فرزندان مان هم از طريق کامپيوتر خواهد بود. همه اين تحولات مرا متقاعد مي کند که 10 سال آينده انقلابي تر از بيست سال گذشته خواهد بود.

- همه اين خدمات از طريق تنها يک وسيله قابل دسترسي خواهد بود؟

نه، من به پايانه واحد اعتقادي ندارم. تقريباً در همه جا شاهد وسايلي متصل به شبکه خواهيم بود. در دفتر، در آشپزخانه، درون ماشين، روي ديوارها يا توي جيب، چالش اصلي اين است که به مصرف کننده اجازه بدهيم از طريق تک تک اين دستگاه ها به سرويسي واحد دست يابد، با طرز کاري ساده و امنيتي خدشه ناپذير. اين شرايط به لطف «محاسبه گر ابري» امکان پذير خواهد بود. همه اين اطلاعات در کامپيوتري کوچک با حافظه تقريباً بي نهايت ذخيره مي شود و ديگر روي کامپيوترهاي خانگي نخواهد بود. به طور خلاصه، از اطلاعات ذخيره شده روي کامپيوتر به سمت اطلاعاتي که مرکز آن مصرف کننده است، حرکت مي کنيم.

- در سال 1994، شما يکي از دست نوشته هاي لئوناردو داوينچي را خريديد. آيا آينده يي براي کاغذ، کتاب و به ويژه مطبوعات متصور هستيد؟

ارزش کتاب به کاغذ نيست، بلکه به محتواي آن است. دختر من در مدرسه ديگر تقريباً هيچ کتابي را ورق نمي زند. او از يک «تابلت» (کامپيوتري که مي توان به کمک قلم ديجيتال در آن يادداشت کرد) استفاده مي کند. او با آن مي تواند تحقيق کند، يادداشت بردارد و به من اي ميل بزند. شرکت هايي که کتاب هاي ديجيتالي را عرضه مي کنند، اشتباه نکردند؛ امثال ريدرسوني يا کانيدل آمازون که به شما اجازه دسترسي مستقيم و همزمان به چندين کتاب را مي دهد.

- آينده دايره المعارف هاي سنتي چه خواهد شد؟

در ايالات متحده فروش آنها کمتر شده است. آنها در رقابت شديد با همتايان الکترونيکي شان مانند انکارتا (محصول مايکروسافت) يا ويکي پديا هستند که به روزتر، سهل الوصول تر و انعطاف پذيرتر هستند. عهد دايره المعارف کلاسيک که از A تا Z را شامل مي شد، به پايان رسيده است. امروز پسر من مي تواند به نقشه ها، تصاوير متحرک و نقدهايي که لحظه به لحظه به روز مي شوند، دسترسي داشته باشد. در برخي موارد خاص، نوشتن روي کاغذ ديگر کاربردي ندارد.

- انتقادي که به اين روش جديد وارد مي شود، اشتباهات و دقيق نبودن است.

ولي اين موضوع روي کاغذ هم وجود داشت. سوالاتي که پيش از نگارش به ذهن مي رسد، در هر رسانه يي که باشيم، مشترک است. آيا اطلاعات مشمول مرور زمان مي شود؟ برتري بزرگ عصر ديجيتال اين است که وقتي نويسنده يي اشتباه مي کند، به او هشدار مي دهند و مي تواند کارش را تصحيح کند.

- بنابراين اينترنت منجر به پيشرفت آگاهي مي شود؟

اين منبع به شما اجازه مي دهد به اندوخته فکري همه دنيا دسترسي داشته باشيد. من توانسته ام پروژه هاي تحقيقاتي که در اروپا، چين يا هند روي مالاريا انجام شده را مطالعه کنم. تا 10 سال قبل چنين چيزي به سختي قابل تصور بود.

- آيا اينترنت سطح زندگي مردم را به يکديگر نزديک مي کند؟ آيا مطابق اصطلاح توماس فريدمن، خبرنگار، نسل جديد در دنياي «مسطح» زندگي مي کند؟

نه، هنوز نه... هرچند سرمايه داري حاکم در اروپا، امريکا و ژاپن فرصت هاي تازه يي را در اختيار هند و چين قرار داده است. محصولات جديد و داروهاي موثرتر به اين نقاط راه يافته اند ولي براي دوميليارد نفر از مردم فقير دنيا، همسطح شدن زندگي واقعيت ندارد. اگر کسي امروز در بورکينافاسو به دنيا بيايد، با وجود داشتن استعداد و صرف انرژي فراوان، فاصله زيادي با امکانات يک غربي دارد.

- آيا چين که نمي خواهد به غرب وابسته باشد، شما را مي ترساند؟

مشکل اصلي چين براي ما استفاده غيرمجاز است. ولي اين مسووليت ماست که بفهمانيم يک نرم افزار که حاصل يک فعاليت فکري است، نمي تواند مجاني باشد و به اين هدف مي رسيم. به جز اين، چين يک معدن طلا است که نبايد از کنار آن گذشت و ما يکي از بزرگ ترين مراکز تحقيقاتي مان را در پکن قرار داده ايم. البته در اين کشورها قيمت ناخودآگاه سقوط مي کند. ولي ما نمي توانيم اسکيزوفرن باشيم، از بهبود وضع زندگي ميليون ها نفر لذت ببريم و نخواهيم هيچ امتيازي به آنها بدهيم.

- درگذشته شما را در حال بازي گلف با بيل کلينتون ديده ايم و همين طور نشان شواليه را از ملکه انگليس دريافت کرديد. آيا نمي خواهيد وارد سياست شويد؟

کارکردن با دولت ها يک اولويت است تا آنها را درباره مسائل مهمي مانند سلامت، آموزش و دولت الکترونيک آگاه کنيم. با اين حال من يک فرد سياسي نيستم و دوست ندارم باشم. اين با شغل من تعارض اساسي دارد. من علم را دوست دارم. هر سال، يک هفته خودم را با حدود 60 پروژه تحقيقاتي محبوس مي کنم. اين يک هفته فکر کردن را حاضر نيستم با هيچ چيزي در دنيا عوض کنم. چيزي که شيفته آن هستم، کشفيات جديد است، خواه درباره نرم افزار باشد يا پزشکي.

- در مصاحبه با وال استريت ژورنال، درباره استيو جابز، رئيس شرکت «اپل» گفته ايد حاضريد هر بهايي را بپردازيد تا تيزهوشي او را داشته باشيد. آيا درباره عملکردتان در مايکروسافت حسرت مي خوريد؟

مايکروسافت اولين موسسه يي بود که ديد طراحي نرم افزاري براي کامپيوترهاي شخصي را داشت. اپل پس از آن بود که وارد صحنه شد و ما مشتريان خودمان را داشتيم. من اول با استيو ووژنياک (موسس مشترک اپل در کنار استيو جابز) آشنا شدم و با او مقدمات زبان برنامه نويسي «بيسيک» را نوشتم. ووژنياک يک مهندس بزرگ بود. پس از آن با استيو جابز آشنا شدم که يک پديده است. با او روي يک پروژه گرافيکي براي مکينتاش کار کرديم، قبل از اينکه رقابت ما در عرصه هاي مختلف شروع شده باشد... هدف ما اين بود که فرصت هايي را براي همه مردم به وجود آوريم. نمي توانم از اين مساله چشم پوشي کنم که ما در اين زمينه کمي از استيو بهتر عمل کرديم.

- با اين حال به او احترام مي گذاريد؟

بله البته. اگر قرار بود از افرادي که بيشترين تاثير را در صنعت انفورماتيک داشته اند، فهرستي تهيه کنم، استيو جابز در رديف هاي نخست قرار مي گرفت.

- آيا درباره موسسين گوگل هم چنين نظري داريد؟

ببينيد، ما به همه رقيبان مان احترام مي گذاريم. تغييرات در اين عرصه به قدري سريع است که در يک لحظه مي توان گفت سان بهترين سرورها را دارد و نت اسکيپ روش جادويي براي سير در اينترنت به وجود آورده است... من مي توانم از سوني، نوکيا، اوراکل و آي بي ام هم نام ببرم. همين دليل جذابيت صنعت ما است؛ اينکه رقابتي چندوجهي وجود دارد و شاهد بيشترين اختراعات هستيم. از سوي ديگر ترديد نداشته باشيد که نام رقباي ما در پنج سال آينده تغيير خواهد کرد. ولي چيزي که تغيير نمي کند اهميت نرم افزار است و اين چيزي است که گوگل آن را به خوبي درک کرده است.

- نظر شما درباره «لينوس توروالدز» فنلاندي که سازنده سيستم عامل لينوکس رقيب اصلي ويندوز ويستا است، چيست؟

او را شخصاً نمي شناسم.

- به هر حال او دستاورد بزرگي براي صنعت داشته.

مي دانيد سيستم عامل باز قبل از اين هم وجود داشت به علاوه محصول او به اندازه مک قابل توجه نبود.

- سير تحولات در اين بخش شتاب بيشتري پيدا کرده؟

بله، نسبت به سال هاي قبل که کامپيوترهاي شخصي وجود نداشت همه چيز مهم است. امروز هر کس که ايده يي داشته باشد به سرعت منتشر مي شود. ببينيد فيس بوک بانک اطلاعات اجتماعي که شرکت ماهر در بخشي از آن سهيم است در کمتر از چهار سال چه گسترشي داشته است يا کافي است به چين برويد تا انواع اين ايده هاي جديد را ببينيد.

- براي فعاليت در زمينه روبوت ها که پيش بيني کرده ايد منازل را تسخير خواهند کرد، وسوسه نمي شويد؟

روبوتيک هنوز در ابتداي راه است، درست مانند وضعيتي که کامپيوترهاي شخصي بيست سال پيش داشتند. اين پروژه يي رويايي به نظر مي رسد ولي ساختن وسيله يي براي ايجاد تغيير واقعي در زندگي تان مانند تامين امنيت يا مرتب کردن منازل نياز به زمان دارد. به علاوه اين تنها براي افراد خاصي قابل دسترسي خواهد بود. نبايد از اين مساله غافل شد که افراد فقير نمي توانند از آن استفاده کنند.

- به عنوان کسي که در راس بزرگ ترين موسسه خيريه دنيا است، چگونه به نابرابري که در کره زمين وجود دارد، پي برديد؟

تا وقتي شخصاً آن را نديدم متوجه اين تفاوت فاحش نشدم. در سال 1993 بود که به آفريقاي جنوبي رفتم. در آن زمان اين سفري صرفاً تفريحي بود. سفرهاي طولاني من در آن دوره حرفه يي بود و تنها به آسيا محدود مي شد. در سفر به آفريقا بود که واقعيت فقر را درک کردم؛ حسي که پس از آن بارها در هند تجربه کردم.

- آيا در اين زمينه اهداف مشخصي داريد؟

فهرستي از 20 بيماري مشخص کرده ايم که مي خواهيم ريشه کن کنيم. همين طور خيلي دوست دارم که در کشف يک واکسن سهيم باشيم.

- به فکر تاسيس شرکت تازه يي نيستيد؟

نه ولي به فکر فراهم کردن شرايطي هستيم که در مناطق مختلف به کاهش فقر و بهبود سلامتي کمک کند.

- دل تان براي مايکروسافت تنگ نخواهد شد؟

در اين شش ماه تمام وقت در خدمت موسسه خيريه هستم و به طور پاره وقت در کنار مايکروسافت خواهم بود. در پايان اين دوره همچنان رئيس هيات مديره خواهم بود ولي فعاليت اجرايي نخواهم داشت.

- بنابراين خبري از بازنشستگي در کار نيست.

يا بازنشستگي يک انسان شيفته،

منبع؛ هفته نامه اکسپرس
عناوين اين صفحه
بيل را بکïش
ماجراي بزرگ سال
بيل گيتس بازنشسته مي شود

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام