
در ذهن مردي که برنامه هايش به بيش از يک ميليارد کامپيوتر راه يافته، چه مي گذرد؛ مردي که تصميم گرفته بخش عظيمي از ثروتش را به سازمان «بيل و مليندا گيتس»، موسسه خيريه يي که قدرت اجرايي اش از سازمان جهاني بهداشت بيشتر است، اعطا کند؟ بيل گيتس، مردي که مدت هاي زيادي ثروتمندترين مرد جهان بود و همين دليل اصلي منفور بودن او نزد عده زيادي محسوب مي شود، قصد دارد در شش ماه آينده همه مسووليت هاي اجرايي اش در شرکت عظيم مايکروسافت را رها کند. اين ملاقات در مقر اين شرکت در حومه شهر سياتل انجام شد. پس از فرستادن ده ها اي ميل، سابقه کار به زبان انگليسي و چانه زدن بر سر دقايق مصاحبه، يک سال پس از اولين درخواست موفق به اين گفت وگو شديم.
---
- شما تاکيد کرده ايد تا شش ماه آينده از مايکروسافت کنار مي رويد و ما در حال ورود به يک عصر ديجيتالي استثنايي هستيم. دقيقاً منظورتان چه بود؟
گفت وگوي جديد بشر و کامپيوتر به زودي از استفاده سنتي از صفحه کليد و ماوس عبور مي کند. در آن زمان تماس دست با صفحه و حتي حرف زدن و نوشتن روي آن هم موضوعي عادي خواهد بود. زندگي روزمره مان را هم به اينها اضافه کنيد که بررسي سلامتي شخصي تا وضعيت تحصيلي فرزندان مان هم از طريق کامپيوتر خواهد بود. همه اين تحولات مرا متقاعد مي کند که 10 سال آينده انقلابي تر از بيست سال گذشته خواهد بود.
- همه اين خدمات از طريق تنها يک وسيله قابل دسترسي خواهد بود؟
نه، من به پايانه واحد اعتقادي ندارم. تقريباً در همه جا شاهد وسايلي متصل به شبکه خواهيم بود. در دفتر، در آشپزخانه، درون ماشين، روي ديوارها يا توي جيب، چالش اصلي اين است که به مصرف کننده اجازه بدهيم از طريق تک تک اين دستگاه ها به سرويسي واحد دست يابد، با طرز کاري ساده و امنيتي خدشه ناپذير. اين شرايط به لطف «محاسبه گر ابري» امکان پذير خواهد بود. همه اين اطلاعات در کامپيوتري کوچک با حافظه تقريباً بي نهايت ذخيره مي شود و ديگر روي کامپيوترهاي خانگي نخواهد بود. به طور خلاصه، از اطلاعات ذخيره شده روي کامپيوتر به سمت اطلاعاتي که مرکز آن مصرف کننده است، حرکت مي کنيم.
- در سال 1994، شما يکي از دست نوشته هاي لئوناردو داوينچي را خريديد. آيا آينده يي براي کاغذ، کتاب و به ويژه مطبوعات متصور هستيد؟
ارزش کتاب به کاغذ نيست، بلکه به محتواي آن است. دختر من در مدرسه ديگر تقريباً هيچ کتابي را ورق نمي زند. او از يک «تابلت» (کامپيوتري که مي توان به کمک قلم ديجيتال در آن يادداشت کرد) استفاده مي کند. او با آن مي تواند تحقيق کند، يادداشت بردارد و به من اي ميل بزند. شرکت هايي که کتاب هاي ديجيتالي را عرضه مي کنند، اشتباه نکردند؛ امثال ريدرسوني يا کانيدل آمازون که به شما اجازه دسترسي مستقيم و همزمان به چندين کتاب را مي دهد.
- آينده دايره المعارف هاي سنتي چه خواهد شد؟
در ايالات متحده فروش آنها کمتر شده است. آنها در رقابت شديد با همتايان الکترونيکي شان مانند انکارتا (محصول مايکروسافت) يا ويکي پديا هستند که به روزتر، سهل الوصول تر و انعطاف پذيرتر هستند. عهد دايره المعارف کلاسيک که از A تا Z را شامل مي شد، به پايان رسيده است. امروز پسر من مي تواند به نقشه ها، تصاوير متحرک و نقدهايي که لحظه به لحظه به روز مي شوند، دسترسي داشته باشد. در برخي موارد خاص، نوشتن روي کاغذ ديگر کاربردي ندارد.
- انتقادي که به اين روش جديد وارد مي شود، اشتباهات و دقيق نبودن است.
ولي اين موضوع روي کاغذ هم وجود داشت. سوالاتي که پيش از نگارش به ذهن مي رسد، در هر رسانه يي که باشيم، مشترک است. آيا اطلاعات مشمول مرور زمان مي شود؟ برتري بزرگ عصر ديجيتال اين است که وقتي نويسنده يي اشتباه مي کند، به او هشدار مي دهند و مي تواند کارش را تصحيح کند.
- بنابراين اينترنت منجر به پيشرفت آگاهي مي شود؟
اين منبع به شما اجازه مي دهد به اندوخته فکري همه دنيا دسترسي داشته باشيد. من توانسته ام پروژه هاي تحقيقاتي که در اروپا، چين يا هند روي مالاريا انجام شده را مطالعه کنم. تا 10 سال قبل چنين چيزي به سختي قابل تصور بود.
- آيا اينترنت سطح زندگي مردم را به يکديگر نزديک مي کند؟ آيا مطابق اصطلاح توماس فريدمن، خبرنگار، نسل جديد در دنياي «مسطح» زندگي مي کند؟
نه، هنوز نه... هرچند سرمايه داري حاکم در اروپا، امريکا و ژاپن فرصت هاي تازه يي را در اختيار هند و چين قرار داده است. محصولات جديد و داروهاي موثرتر به اين نقاط راه يافته اند ولي براي دوميليارد نفر از مردم فقير دنيا، همسطح شدن زندگي واقعيت ندارد. اگر کسي امروز در بورکينافاسو به دنيا بيايد، با وجود داشتن استعداد و صرف انرژي فراوان، فاصله زيادي با امکانات يک غربي دارد.
- آيا چين که نمي خواهد به غرب وابسته باشد، شما را مي ترساند؟
مشکل اصلي چين براي ما استفاده غيرمجاز است. ولي اين مسووليت ماست که بفهمانيم يک نرم افزار که حاصل يک فعاليت فکري است، نمي تواند مجاني باشد و به اين هدف مي رسيم. به جز اين، چين يک معدن طلا است که نبايد از کنار آن گذشت و ما يکي از بزرگ ترين مراکز تحقيقاتي مان را در پکن قرار داده ايم. البته در اين کشورها قيمت ناخودآگاه سقوط مي کند. ولي ما نمي توانيم اسکيزوفرن باشيم، از بهبود وضع زندگي ميليون ها نفر لذت ببريم و نخواهيم هيچ امتيازي به آنها بدهيم.
- درگذشته شما را در حال بازي گلف با بيل کلينتون ديده ايم و همين طور نشان شواليه را از ملکه انگليس دريافت کرديد. آيا نمي خواهيد وارد سياست شويد؟
کارکردن با دولت ها يک اولويت است تا آنها را درباره مسائل مهمي مانند سلامت، آموزش و دولت الکترونيک آگاه کنيم. با اين حال من يک فرد سياسي نيستم و دوست ندارم باشم. اين با شغل من تعارض اساسي دارد. من علم را دوست دارم. هر سال، يک هفته خودم را با حدود 60 پروژه تحقيقاتي محبوس مي کنم. اين يک هفته فکر کردن را حاضر نيستم با هيچ چيزي در دنيا عوض کنم. چيزي که شيفته آن هستم، کشفيات جديد است، خواه درباره نرم افزار باشد يا پزشکي.
- در مصاحبه با وال استريت ژورنال، درباره استيو جابز، رئيس شرکت «اپل» گفته ايد حاضريد هر بهايي را بپردازيد تا تيزهوشي او را داشته باشيد. آيا درباره عملکردتان در مايکروسافت حسرت مي خوريد؟
مايکروسافت اولين موسسه يي بود که ديد طراحي نرم افزاري براي کامپيوترهاي شخصي را داشت. اپل پس از آن بود که وارد صحنه شد و ما مشتريان خودمان را داشتيم. من اول با استيو ووژنياک (موسس مشترک اپل در کنار استيو جابز) آشنا شدم و با او مقدمات زبان برنامه نويسي «بيسيک» را نوشتم. ووژنياک يک مهندس بزرگ بود. پس از آن با استيو جابز آشنا شدم که يک پديده است. با او روي يک پروژه گرافيکي براي مکينتاش کار کرديم، قبل از اينکه رقابت ما در عرصه هاي مختلف شروع شده باشد... هدف ما اين بود که فرصت هايي را براي همه مردم به وجود آوريم. نمي توانم از اين مساله چشم پوشي کنم که ما در اين زمينه کمي از استيو بهتر عمل کرديم.
- با اين حال به او احترام مي گذاريد؟
بله البته. اگر قرار بود از افرادي که بيشترين تاثير را در صنعت انفورماتيک داشته اند، فهرستي تهيه کنم، استيو جابز در رديف هاي نخست قرار مي گرفت.
- آيا درباره موسسين گوگل هم چنين نظري داريد؟
ببينيد، ما به همه رقيبان مان احترام مي گذاريم. تغييرات در اين عرصه به قدري سريع است که در يک لحظه مي توان گفت سان بهترين سرورها را دارد و نت اسکيپ روش جادويي براي سير در اينترنت به وجود آورده است... من مي توانم از سوني، نوکيا، اوراکل و آي بي ام هم نام ببرم. همين دليل جذابيت صنعت ما است؛ اينکه رقابتي چندوجهي وجود دارد و شاهد بيشترين اختراعات هستيم. از سوي ديگر ترديد نداشته باشيد که نام رقباي ما در پنج سال آينده تغيير خواهد کرد. ولي چيزي که تغيير نمي کند اهميت نرم افزار است و اين چيزي است که گوگل آن را به خوبي درک کرده است.
- نظر شما درباره «لينوس توروالدز» فنلاندي که سازنده سيستم عامل لينوکس رقيب اصلي ويندوز ويستا است، چيست؟
او را شخصاً نمي شناسم.
- به هر حال او دستاورد بزرگي براي صنعت داشته.
مي دانيد سيستم عامل باز قبل از اين هم وجود داشت به علاوه محصول او به اندازه مک قابل توجه نبود.
- سير تحولات در اين بخش شتاب بيشتري پيدا کرده؟
بله، نسبت به سال هاي قبل که کامپيوترهاي شخصي وجود نداشت همه چيز مهم است. امروز هر کس که ايده يي داشته باشد به سرعت منتشر مي شود. ببينيد فيس بوک بانک اطلاعات اجتماعي که شرکت ماهر در بخشي از آن سهيم است در کمتر از چهار سال چه گسترشي داشته است يا کافي است به چين برويد تا انواع اين ايده هاي جديد را ببينيد.
- براي فعاليت در زمينه روبوت ها که پيش بيني کرده ايد منازل را تسخير خواهند کرد، وسوسه نمي شويد؟
روبوتيک هنوز در ابتداي راه است، درست مانند وضعيتي که کامپيوترهاي شخصي بيست سال پيش داشتند. اين پروژه يي رويايي به نظر مي رسد ولي ساختن وسيله يي براي ايجاد تغيير واقعي در زندگي تان مانند تامين امنيت يا مرتب کردن منازل نياز به زمان دارد. به علاوه اين تنها براي افراد خاصي قابل دسترسي خواهد بود. نبايد از اين مساله غافل شد که افراد فقير نمي توانند از آن استفاده کنند.
- به عنوان کسي که در راس بزرگ ترين موسسه خيريه دنيا است، چگونه به نابرابري که در کره زمين وجود دارد، پي برديد؟
تا وقتي شخصاً آن را نديدم متوجه اين تفاوت فاحش نشدم. در سال 1993 بود که به آفريقاي جنوبي رفتم. در آن زمان اين سفري صرفاً تفريحي بود. سفرهاي طولاني من در آن دوره حرفه يي بود و تنها به آسيا محدود مي شد. در سفر به آفريقا بود که واقعيت فقر را درک کردم؛ حسي که پس از آن بارها در هند تجربه کردم.
- آيا در اين زمينه اهداف مشخصي داريد؟
فهرستي از 20 بيماري مشخص کرده ايم که مي خواهيم ريشه کن کنيم. همين طور خيلي دوست دارم که در کشف يک واکسن سهيم باشيم.
- به فکر تاسيس شرکت تازه يي نيستيد؟
نه ولي به فکر فراهم کردن شرايطي هستيم که در مناطق مختلف به کاهش فقر و بهبود سلامتي کمک کند.
- دل تان براي مايکروسافت تنگ نخواهد شد؟
در اين شش ماه تمام وقت در خدمت موسسه خيريه هستم و به طور پاره وقت در کنار مايکروسافت خواهم بود. در پايان اين دوره همچنان رئيس هيات مديره خواهم بود ولي فعاليت اجرايي نخواهم داشت.
- بنابراين خبري از بازنشستگي در کار نيست.
يا بازنشستگي يک انسان شيفته،
منبع؛ هفته نامه اکسپرس