
گروه سياسي؛ درگذشت آيت الله توسلي آن هم هنگام ايراد يک سخنراني در اعتراض به خط تخريب از سوي جريان هاي بي ريشه و فرصت طلب تاثر فعالان سياسي، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي را برانگيخته است. گو اينکه آيت الله توسلي از چهره هاي آرام و متين مذهبي کشور بود که به ندرت دچار عصبانيت مي شد اما ظاهراً ظهور جريان هاي بي ريشه و فرصت طلبي که عرصه را براي حذف فعالان با سابقه کشور هموار مي بينند که تازه ترين نمود آن در حمله به اعضاي خانواده امام (ره) ديده شد، نگراني و تاثرات شديد بزرگان کشور از خاتمي، هاشمي و کروبي گرفته تا روحانيوني مانند آيت الله صانعي و... را برانگيخت. اما ظاهراً تقدير آن بود که قرباني اين موج تخريب، آيت الله توسلي رئيس دفتر امام(ره) باشد. او روز شنبه يک سخنراني ناتمام در مجمع تشخيص مصلحت نظام در اعتراض به خط تخريب از سوي جريان هاي بي ريشه ايراد کرد که متن کامل آن به اين شرح است؛
توسلي؛ امام (ره) اين ملت را شناخت. با عرض تسليت به پيشگاه مقام معظم رهبري و ملت عزيز لبنان و حزب الله در رابطه با شهادت عماد مغنيه و با تاسف از اينکه در ايام دهه فجر که (از روز ورود حضرت امام (ره) تا 22 بهمن روز خوشحالي ملت ايران است و همه به ياد امام (ره) بودند) جاي تاسف است که در چنين ايامي به بيت رفيع حضرت امام (ره) آن طور اهانت ها و تهمت ها و دروغ پردازي هايي شد که حتي راديوهاي بيگانه هم کلمات اين سايت را نقل کرده اند، همانطور که حضرت عالي (هاشمي)فرموديد ما نمي دانيم که چه کسي هست اما متوجه مي شويم يک دستي در کار است که بيت امام (ره) و شخصيت هاي مبارز اسلام را که به انقلاب دلبستگي داشتند،آنها را از صحنه خارج کنند. آقاي حاج حسن آقا خميني دو تا مطلب ذکر کرد که حالا از منشاء آن هم من يک خوابي که ايشان ديده بودند را بگويم. حدود دو ماه قبل، بعضي از بزرگان اطلاع دارند، ايشان گفتند که من خواب ديدم امام (ره) به من فرمودند؛ «حسن من را دارند از اين خانه بيرون مي کنند.» گفتم؛ آقا چه کسي شما را از اين خانه بيرون مي کند؟ باز خواب ديدم دوباره که امام (ره) فرمودند؛ «حسن من را دارند از اين خانه بيرون مي کنند.» تا سه مرتبه من اين خواب را ديدم. البته من نمي گويم که خواب حجت است اما گاهي خواب هايي است که انسان از آنها چيزهايي را متوجه مي شود. من در کلمات حضرت امام (ره) مطالعه مي کردم و ديدم که اين پيش بيني را خود امام (ره) کرده است در تاريخ 23 آبان 61 «اينجانب هيچ گاه ميل نداشتم و ندارم که درباره نزديکان خود سخني بگويم يا دفاع کنم. ليکن علاوه بر آنکه در پيشگاه مقدس حق (جل و علي ) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعال اميد عفو و بخشش دارم و تمام سرمايه ام اعتراف به تقصير و عذر از آن است و نزد مسلمانان و ملت عزيز نيز اعتراف به قصور، تقصير و از آنان اميد عفو و طلب آمرزش دارم؛ اما در پيش گروه هايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم (از نظر اين گروه ها) و احتمال قوي مي دهم که پس از من براي انتقام جويي از من به بعضي از نزديکان و دوستانم تهمت ها که من آنها را ناروا مي دانم، بزنند و به آتشي که بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند.» اين نامه يي است مفصل از امام (ره).
هاشمي؛ اين نامه کجا است؟ آيا اين نامه چاپ شده؟
توسلي؛ بله، عين اين نامه هست. البته اين نامه مفصل است و من قسمتي از آن را خواندم.
هاشمي؛ اين در صحيفه نور و اينها هم است؟
توسلي؛ در صحيفه امام(ره) هست، اين نامه در وعده ديدار امام (ره) هست.
صانعي؛ در دو سه جا هست.
توسلي؛ اين نامه در دو سه جا هست. شما ببينيد آقاي حاج حسن آقا يک مسووليت دارد. نگهداري...، موسسه تنظيم و نشر امام (ره) مربوط به ايشان است و اگر او نخواهد امام (ره) را حفظ کند و کلمات امام (ره) را نگهداري کند خب چه کسي بايد بکند؟
حاج حسن آقا يک کسي است که هم توليت آستان حرم امام را دارد و هم مسوول موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) است.
خب، وقتي که نگاه مي کند و مي بيند که کلمات امام (ره) دارد طور ديگري معنا مي شود. اين وصيتنامه امام (ره) است. در بند ل وصيتنامه؛
«وصيت برادرانه من در اين آخرين قدم هاي آخر عمر بر قواي مسلح به طور عموم آن است که اي عزيزاني که به اسلام عشق مي ورزيد بيدار باشيد و هوشيار.
وصيت اکيد من به قواي مسلح آن است که از مقررات نظام، عدم دخول در احزاب و گروه ها و جبهه هاست. به آن عمل نماييد و قواي مسلح چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غيره اينها در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي هاي سياسي دور نگه دارند، در اين صورت مي توانند قدرت نظامي خود را حفظ کنند.
امام(ره) در آنجا مي فرمايد؛ به عنوان دفاع از من، ارزش هاي انقلاب، امام(ره) فقط به روضه خواني و سينه زني نيست و اينها نيست... ارزش هاي انقلاب امام (ره) به آن چيزهايي است که امام (ره) از آنها خون دل مي خورد، شما ببينيد منشور روحانيت امام در سال 67 است. مي فرمايد که در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر اينها بود مقابله را آسان مي نمود، بلکه علاوه بر آن گلوله حيله مقدس نمايي و تحجر بود. گلوله زخم زبان و نفاق و دورويي که هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را مي سوخت و مي دريد. عده يي مقدس نماي واپس گرا همه چيز را حرام مي دانستند. خون دلي که پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است. امام (ره) آمد ارزش هاي انقلاب را بگويد که تهمت نزنيد، دروغ نگوييد، ريا نکنيد.
من يک روز داشتم مي رفتم در اتاق ديدم که مرحوم حاج احمد آقا با يکي از دوستان دارند صحبت مي کنند و به ايشان مي گويند که امروز خدمت امام(ره) نرويد (ايشان هر روز خدمت امام (ره) مي رفتند) ايشان گفتند که براي چه؟ حاج احمد آقا فرمودند؛ آيا شما در جايي صحبت کرديد؟ ايشان گفت؛ بله، فرمودند که امام (ره) صحبت هاي شما را گوش کرده. شما در صحبت هايتان ظاهراً يک چيزهايي گفتيد مثلاً گفتيد امام (ره) خدمت امام زمان مي رسد. فرياد امام (ره) بلند شد که اين نسبت ها چه هست که به من مي دهند. من هم يک فرد عادي هستم. چرا اين حرف ها را به من نسبت مي دهند؟ اين حرف ها چه است که نسبت به من مي زنند؟ شما خودتان در خاطرتان است.
هاشمي؛ اين مساله چه بود آيا مساله سري است؟
توسلي؛ حالا نام ايشان را من چرا ببرم اگر خواستيد من به طور خصوصي به شما مي گويم.
هاشمي؛ حالا در مجمع که در حضور آقايان ايرادي ندارد؟
توسلي؛ عرض شود که آن چيزي که شما خودتان مي دانيد. آن سه نفري که آمدند و مي خواستند بگويند که ما خدمت امام زمان (عج) مي رسيم. شما واسطه بوديد، دو نفر مرد بودند و يک خانم.
هاشمي؛ نه يک زن و شوهر بودند.
توسلي؛ به هر حال يک کتاب خطي هم آوردند و بردند و خدمت امام (ره) رسيدند و گفتند که ما خدمت امام زمان (عج) مي رسيم، امام فرمود که من سه تا سوال دارم؛ اول اينها را از آقا سوال کنيد و براي من بياوريد من با شما صحبت مي کنم.
1-حادثه ربط حادث به قديم براي من لاينحل مانده است.
2-آن چيزي که من به آن خيلي علاقه دارم چه هست؟
3- و يک چيزي هم گم کرده ام که آن چه است؟
مقصود امام (ره) از آن گمشده است...
هاشمي؛ ايشان به يک عکسي علاقه مند بودند.
توسلي؛ بنا شد که بروند و خبر بياورند، دو روز آمدند و سر سه راه به مرحوم حاج احمد آقا فرمودند که «برو ببين که چه مي گويند.» من متوجه نشدم که چه چيزي گفتند به مرحوم حاج احمد آقا. که وقتي برگشت امام (ره) فرمود و به ايشان گفت؛ «شيادها دست از اين حرف هايتان برداريد و دنبال اين شيادي ها نرويد.» برنامه امام (ره) اين بود. نمي خواستند مردم را با اين حرف ها سرگرم کنند و حرف امام (ره) اين بود...
آن گونه که شاهدان مي گويند در اين لحظه آيت الله توسلي از شدت تاثر روي صندلي مي افتد و متاسفانه به اثر ايست قلبي جان به جان آفرين تسليم مي کند.