پنج شنبه، 2 اسفند 1386 - شماره 1621
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: سياست
اين ده نفر
1-فيدل کاسترو

52 سال بعد از آن زماني که فيدل کاسترو به همراه 11 چريک ديگر از کوه هاي يسيرا مالترا پايين آمدند و دولت باتيستا را در کوبا سرنگون کردند، چريک پير تصميم گرفته است با قدرت خداحافظي کند. او در ميان سياستمداران معاصر تنها کسي است که 48 سال بر کرسي قدرت تکيه زد و در تمام اين مدت از مواضع ضد امريکايي خود يک گام عقب نشيني نکرد. و در تمام مدتي که همراه چريک او، چه گوارا، تنها در عکس روي پوسترها و تي شرت ها به حيات خود ادامه مي داد کاسترو مرد شماره يک کوبا و تجسم مبارزه با امپرياليسم و رويارويي کمونيسم و کاپيتاليسم به شمار مي رفت و هيچ گاه لباس چريکي از تن به در نکرد.کاسترو پيش از انقلاب حاکم «جزيره اميد» چريک هاي ضد حکومت به شمار مي رفت و پس از آن «متحد ريشه دار» حکومت در مبارزه و مقابله با سياست هاي استعماري امريکا؛ که اين دو چهره از کاسترو به شدت با هم متفاوتند. اينک کناره گيري او از قدرت پايان نام کاسترو در کوبا نخواهد بود چرا که قدرت به برادر جوان تر او رائول کاسترو انتقال خواهد يافت.

2-محسن صفايي فراهاني

محسن صفايي فراهاني يکي از مديران درجه يک جمهوري اسلامي است که همه آنهايي که از نزديک با او کار کرده اند مي دانند که او چه توانايي هايي در مديريت دارد. صفايي يکي از نمايندگان مجلس ششمي بود که اين روزها خيلي به آن حمله مي شود و مي گويند مجلس ناکارآمدي بوده. اما آقاي محسن اين هفته بيکار ننشست و در دفاع از عملکرد مجلس ششم با ارگان جبهه مشارکت گفت وگو کرد و از عملکرد مجلس ششم و تحصن نمايندگان دفاع کرد؛ «تحصن در خانه ملت بهترين روش است براي اينکه يک نماينده بتواند به آرامي اعتراض خود را اعلام کند و به جاي هرگونه جنجال و تنش در جامعه سعي کند حرف خود را به گوش کساني که از طريق معمولي گوش شنوايي ندارند برسانند. به همين دليل جريان تحصن اتفاق افتاد. من فکر نمي کنم تحصن اصلاً اقدام تندروانه يي باشد، تحصن ساده ترين روش اعتراض مدني است. هنوز هم اعتقاد دارم تحصني که در مجلس ششم اتفاق افتاد يکي از کارهاي درستي بود که در آن مقطع بايد انجام مي شد و کوچک ترين کاري بود که در برابر آن ردصلاحيت ها انجام شد.»

3-محمد رحمانيان

آنهايي که نمايش هاي محمد رحمانيان به ويژه «فنز» را ديده اند، مي دانند که او چه نمايشنامه نويس با هوش و چه کارگردان با ذوقي است. استاد رحمانيان که حالا فيلمنامه فيلم جديد مازيار ميري را هم نوشته، براي جشنواره تئاتر فجر نمايش «مانيفست چو» را آماده کرده بود، اما مسوولان ارشاد اين نمايش را در جشنواره نپذيرفتند. رحمانيان هم در اعتراض به اين رفتار، گروهش را جمع کرد و جلوي تئاتر شهر بخش هايي از نمايش را اجرا کرد. او درصدد بود آخرين تمرين اين نمايش را در موسسه کارنامه برگزار کند که علاقه مندان بتوانند آن را ببينند که مسوولان ارشاد جلوي آخرين تمرين گروه رحمانيان را هم گرفتند. رحمانيان در واکنش به اين رفتار گفت؛ «در هيچ کجاي دنيا براي تماشاي تمرين از جايي مجوز صادر نمي شود.» بي صبرانه به صحنه رفتن «مانيفست چو» را به انتظار نشسته ايم.

4- اسحاق جهانگيري

هنوز نتيجه معلوم نيست. اما شايد ربع قرن رفاقت رئيس ستاد تهران اصلاح طلبان با سرليست ائتلاف اصلاح طلبان سرنوشت خوبي را براي باقيمانده هاي ليست ياران خاتمي در تهران رقم زند. پس از آنکه روزنامه کيهان خبر خبرگزاري مهر دال بر تاييد صلاحيت مرتضي حاجي را در صفحه نخست تکذيب کرد و حاجي نيز به علتي که خود آن را «مشارکت در برنامه ريزي و کارهاي عملياتي ستاد» خوانده از سمت خود کناره گرفت، حسين مرعشي به رياست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تهران منصوب شد. اما سرنوشت انتخاباتي حاجي تنها يک تالي نداشت. با عدم تاييد صلاحيت وي بحث بر سر انتخاب سرليست اصلاح طلبان در پايتخت هم منتفي شد و نام اسحاق جهانگيري بر بالاترين نقطه فهرست جاي گرفت. اسحاق جهانگيري 50 ساله، متولد سيرجان، کارشناس فيزيک از دانشگاه شهيد باهنر کرمان، کارشناس ارشد صنايع از دانشگاه صنعتي شريف و داراي مدرک دکتراي مديريت صنعتي از واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد تهران است. با انتخاب وي به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي او بار ديگر به نقطه نخست فعاليت هاي حکومتي بازخواهد گشت.جهانگيري در سال 63 به نمايندگي مردم جيرفت وارد مجلس شد و تجربه نمايندگي را تا پايان دوره سوم (1371) ادامه داد. عضو کميسيون بودجه و محاسبات مجلس بلافاصله پس از انتخاب علي زادسرجيرفتي به عنوان نماينده دور چهارم اين شهر استان کرمان از سوي عبدالله نوري به عنوان استاندار اصفهان به دولت هاشمي رفسنجاني پيشنهاد شد. دوره پنج ساله استانداري او فصل نويني در توسعه استان بود و در همين دوره بود که انتخابات مجلس پنجم اصفهان از سوي شوراي نگهبان ابطال شد. به دنبال واکنش آيت الله طاهري و او به اقدام هيات نظارت بر انتخابات و حمايت از سيدمحمد خاتمي در انتخابات سال 76 وقتي يکي از استانداران نزديک به ناطق نوري به جهانگيري گوشزد کرد که انتخاب ناطق قطعي است و آينده خود را با حمايت از رقيب او خراب نکن. پاسخ تاريخي استاندار اصفهان هنوز در يادها هست که؛ «ان شاءالله در دولت بعدي به تحصيل ادامه خواهم داد.»

با روي کار آمدن خاتمي ابتدا به وزارت معادن و فلزات و سپس به عنوان وزير وزارت ادغام شده صنايع و معادن منصوب شد. عملکرد او در دوره وزارت از نگاه «سيد اصلاحات» به گونه يي بود که در مراسم توديعش از جهانگيري به عنوان «مدير آگاه و مجربي که آبروي مديريت متعهد و تواناي جامعه امروز ماست»، ياد کند.

5-حسين شريعتمداري

روزهايي که سرمقاله کيهان را مديرمسوول آن مي نويسد از کنارش نمي شود ساده گذشت چرا که معمولاً نکته يي يا اعتراضي به شخصي يا گروهي دربر دارد که پشت اين اعتراض يا گلايه، برنامه يي نهفته است. در هفته گذشته اما يک اتفاق متفاوت افتاد و حسين شريعتمداري در يک صفحه دو يادداشت (با امضا) نوشت و در مورد دو موضوع مهم ابراز عقيده کرد که هر دو واکنش برانگيز شد.وي در يادداشت اول اعتراض اصلاح طلبان به سخنان فرمانده سپاه را وارد تشخيص داد و از سردار جعفري خواست سخنانش را اصلاح کند. در يادداشت دوم شريعتمداري به دفاع از سيدحسن خميني برخاست و مسوولان سايت نوسازي را بابت توهين به نوه امام(ره) به باد انتقاد گرفت.اين دو يادداشت شريعتمداري از آن رو مورد توجه قرار گرفت که وي در يک روز دو مرتبه اصولگرايان را مورد انتقاد قرار داد. انتقاد دوم وي البته با يک اصلاح و پوزش همراه بود چرا که وي سايت نوسازي را در يادداشت خود وابسته به دولت عنوان کرده بود اما در نوشته هاي بعدي اش خود را بابت اين اشتباه شايسته ملامت دانست.در هر حال دو نوشته انتقادي شريعتمداري بلافاصله واکنش برانگيز شد و در عمل نتيجه داد؛ سايت نوسازي فيلتر شد و فرمانده سپاه هم سخنانش را اصلاح کرد و گفت «هيچ گاه منظورش اين نبوده که سپاه وظيفه حمايت از جناح اصولگرا را برعهده دارد، بلکه بايد از جريان اصولگرايي حمايت کرد.» در اين شرايط شريعتمداري که معمولاً در نوشته هايش اصلاح طلبان را مورد انتقاد قرار مي داد و با هر انتقاد، همه منتظر وقوع اتفاقي بودند در اقدامي غيرمنتظره سايت اصولگراي نوسازي را مورد حمله قرار داد و البته موجب يک اتفاق جديد (فيلترينگ) شد.

6- مسعود نيلي

«چشم انداز اين دانشکده تبديل شدن به قطب آموزش و پژوهش مديريت و اقتصاد در کشور، درخشش در ميان دانشکده هاي مديريت و اقتصاد آسيا و قرار گرفتن در ميان 10 دانشکده طراز اول در اين قاره است. مصمم هستيم با تلاش کليه همکاران در دانشکده، جذب استادان با سوابق خوب، گزينش دانشجويان با استعداد، استفاده از جديدترين منابع علمي، به کارگيري شيوه هاي نوين آموزشي و با حمايت دستگاه هاي دولتي و شرکت هاي خصوصي و نيز توسعه همکاري با دانشگاه هاي برتر به اين مهم دست يابيم.»اينها بخشي از پيام رياست جديد دانشکده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف است.مسعود نيلي 52 ساله متولد همدان داراي مدرک دکتراي اقتصاد از دانشگاه منچستر و دو مدرک کارشناسي ارشد از دانشگاه هاي صنعتي شريف و صنعتي اصفهان است. در دو دوره معاونت اقتصادي سازمان برنامه و بودجه در دولت هاي اول هاشمي و خاتمي باني نگارش برنامه هاي اول و سوم توسعه شد. وي پس از انتصاب محمدرضا عارف به رياست سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور پيشنهاد تصدي مرکز آمار ايران را نپذيرفت و تمام وقت خود را به دانشکده نوپاي مديريت و اقتصاد شريف واقع در خيابان سهروردي تهران اختصاص داد؛ دانشکده دو طبقه يي که در سال 78 به همت دکتر علي نقي مشايخي و با حمايت سازمان برنامه و وزارت صنايع پا گرفت. مشايخي و نجمي از استادان مديريت، تاکنون دو دوره چهارساله رياست اين دانشکده را بر عهده داشته اند.ولي ماه گذشته براي نخستين بار عضوي از گروه اقتصادي به اين مقام رسيد.

7- مصطفي پورمحمدي

وزير کشور اوايل هفته همايش «منشور اخلاق انتخاباتي» را برگزار کرد . البته پورمحمدي براي برگزار کردن اين همايش به عنوان يکي از چهره هاي هفته انتخاب نشده بلکه به دليل نامه يي که براي احمد جنتي نوشته نامش در اين بخش آمده است. پورمحمدي در اين نامه از شوراي نگهبان خواسته تا با تاييد صلاحيت چهره هاي شناخته شده، شرايط انتخابات رقابتي را فراهم کند. در اين ميان اما کسي از وزير محترم کشور نپرسيد شما که به عنوان مسوول هيات هاي اجرايي، 80 درصد اصلاح طلبان را ردصلاحيت و از حضور در انتخابات محروم کرديد، چرا آن روز به برگزاري انتخابات رقابتي اعتقاد نداشتيد که حالا از شوراي نگهبان مي خواهيد آنهايي را که شما و دوستان تان در هيات هاي اجرايي ردصلاحيت کرده ايد به انتخابات بازگرداند. بهتر است پورمحمدي پاسخ اين سوال را پيش از انتخابات بدهد.

8- علي اکبر محتشمي پور

وزير کشور ميرحسين موسوي هفته سختي را سپري کرد. او از طرفي عزادار عماد مغنيه فرمانده ارشد حزب الله لبنان بود و از طرف ديگر در سوگ يکي از رفقاي قديمي اش در مجمع روحانيون مبارز، آيت الله محمدرضا توسلي، نشست. محتشمي پور در مراسم ختم آيت الله توسلي ضمن اعتراض به توهين هايي که اين روزها به خانواده امام (ره) مي شود، نسبت به ردصلاحيت ها انتقاد کرد.

9-عليرضا علي احمدي

محمود احمدي نژاد سه شنبه گذشته بالاخره به آرزويش رسيد و عليرضا علي احمدي را در قامت وزير در کابينه اش ديد. علي احمدي که از نزديکان احمدي نژاد محسوب مي شود، پس از هفته ها سرپرستي وزارت آموزش و پرورش توانست از نمايندگان راي اعتماد بگيرد و وزير شود. وي در مرداد سال 84 هم به عنوان وزير تعاون به مجلس معرفي شد اما آن هنگام نتوانست نظر نمايندگان را جلب کند. پس از راي عدم اعتماد، وي به عنوان رئيس دانشگاه پيام نور انتخاب شد و ارتباط نزديکش با رئيس جمهور را حفظ کرد تا همين چند هفته پيش که دو اتفاق مناسب وي را بسيار خرسند کرد. با کنار رفتن محمود فرشيدي از وزارت آموزش و پرورش، علي احمدي سرپرست اين وزارتخانه شد. پس از انتخاب مهرداد بذرپاش به مديرعاملي سايپا، نوبت به علي احمدي رسيد تا يک بار ديگر در معرض راي نمايندگان قرار بگيرد. به اين ترتيب پدرزن وزير و داماد هم مديرعامل سايپا شد تا خانواده بذرپاش و احمدي در دولت نهم مسووليت هاي مهمي را برعهده داشته باشند. احمدي حالا که به وزارت رسيده بايد به دو وعده اش عمل کند که اولي بسيار عجيب به نظر مي رسد. وي اعلام کرده قصد دارد 9 نوع مدرسه جديد به وجود آورد که اجرايي کردن آن بسيار بحث برانگيز به نظر مي رسد. وعده دوم وي هم اين بوده که اعلام کرده قصد دارد بازنگري اصل 30 قانون اساسي در مورد آموزش و پرورش رايگان را به مقام معظم رهبري ارائه کند.بايد ديد احمدي که پيش از اين در بسيج اساتيد دانشگاه علم و صنعت با احمدي نژاد همکار بود در دولت با رئيس جمهور چه تعاملي را برقرار مي کند.

10-علي کفاشيان

علي کفاشيان روزهاي سختي را سپري مي کند. او که پس از جنجال هاي فراواني به رياست فدراسيون فوتبال رسيد، حالا دربه در به دنبال مربي مناسبي است که هدايت تيم ملي را به او بسپارد. کفاشيان براي اين کار ابتدا خاوير کلمنته را در نظر گرفت اما پس از آمد و شدهاي فراوان، سرانجام کلمنته حاضر نشد سرمربيگري تيم ملي ايران را بپذيرد. اينک اما کفاشيان از چند نظر تحت فشار است. از طرفي شنيده مي شود که مسوولان سازمان ورزش امير قلعه نويي را به رئيس فدراسيون فوتبال پيشنهاد کرده اند و از طرف ديگر از راهروهاي فدراسيون فوتبال خبر مي رسد که هيات رئيسه فدراسيون به هيچ عنوان حاضر به همکاري با قلعه نويي نيست. در اين ميان گفته مي شود که رئيس فدراسيون با افشين قطبي و مجيد جلالي گفت وگوهايي داشته و احتمال اينکه يکي از اين دو نفر سرمربي تيم ملي شود وجود دارد. حالا که منصور ابراهيم زاده به عنوان سرمربي موقت انتخاب شده و مثل اينکه فدراسيون فوتبال عجله يي براي انتخاب سرمربي جديد ندارد.

قانون و اسفنديار

سيداميرحسين مهدوي

مصرف بنزين در ايران همانند مصرف بقيه حامل هاي انرژي بسيار بالاست و با رشد غيرمتعارف در حال افزايش است.

در سال 54 ميزان مصرف بنزين در ايران و ترکيه تقريباً مساوي و ميزان مصرف بنزين در فرانسه حدود شش برابر مصرف بنزين در ايران بوده است. اما در حال حاضر مصرف بنزين در ايران بالغ بر 10برابر مصرف بنزين در ترکيه و حدود دو برابر مصرف بنزين در فرانسه است. لازم به توضيح است که تعداد خودروهاي شخصي فرانسه بالغ بر پنج برابر تعداد خودروهاي شخصي ايران بوده است.

31 ميليون نفر از جمعيت 70 ميليوني کشور را افراد زير 20 سال تشکيل مي دهند و در نتيجه طي دو دهه آينده تعداد واحدهاي انرژي بر کشور با رشد نسبتاً بالا و يکنواخت افزايش خواهد يافت. طي اين دوره تعداد خودروهاي شخصي از 5/7 ميليون دستگاه به 25 ميليون دستگاه در سال 1405 افزايش خواهد يافت و در نتيجه رشد غيرمتعارف مصرف بنزين و ديگر حامل هاي انرژي حداقل طي دو دهه آينده کماکان ادامه خواهد يافت.

در واقع بخش اصلي مصرف بنزين و ديگر حامل هاي انرژي در ايران مربوط به هرزرفت و همچنين مصرف بي رويه يا اسراف است که باعث اتلاف بالغ بر 30 ميليارد دلار در سال مي شود.

همچنين شدت انرژي که ميزان مصرف انرژي براي واحد توليد ناخالص داخلي است در ايران بالغ بر سه و نيم برابر ترکيه و حدود نه برابر شدت انرژي در انگلستان است.

و حالا در چنين شرايطي دولت علاوه بر آنکه از ابتداي دي ماه گذشته ماهيانه 20 ليتر به سهميه بنزين يارانه يي خودروهاي کشور افزود و با اصرار اسفنديار رحيم مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري يکصد ليتر بنزين ويژه نوروز تخصيص داد، قصد دارد بنزين آزاد را هم با بهاي احتمالي 250 تومان يعني با حداقل 300 تومان سوبسيد روانه باک هاي مردم عزيز کند.

علاوه بر اين چند ماهي است که روزانه يک ميليون ليتر بنزين بين فرمانداران توزيع مي شود تا به صلاحديد مصرف کنند. تخصيص اين سهميه آن قدر «بهينه» است که در يکي از بازي هاي نيم فصل اول ليگ برتر فوتبال کشور فرماندار ...براي برد تيم ...هديه کوپن سي ليتري به هريک از بازيکنان را در نظر گرفت. اين قصه، فشرده يک تراژدي بزرگ در اقتصاد ملي به نام تبصره 13 است. دولت در ابتداي سهميه بندي (تير 86) براي عمل به اين تبصره قانون بودجه سهميه يکصدليتري براي هر خودرو سواري در ماه را اعلام کرد. با اعمال اين سهميه شايد ميزان واردات بنزين از سقف 5/2 ميليارد دلاري مندرج در قانون تجاوز نمي کرد. چه، با ورود 800 هزار خودرو جديد از تير تا پايان سال تامين همين جيره هم مرزهاي 5/2 ميليارد دلار را پشت سر مي گذاشت.

اما دولت محترم با تشويق «اسفنديار» کابينه و با هدف رونق گردشگري داخلي در پاييز صد ليتر، در دور دوم سهميه 80 ليتر و به بهانه نوروز 100 ليتر ديگر بر سهميه افزود. در حقيقت ستاد تبصره از بين دو انتخاب تمکين به خواسته رحيم مشايي و عمل به قانون بودجه گزينه نخست را برگزيد. به اين ترتيب مصرف دولت از سقف تعيين شده فراتر رفت و رياست محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هرگز پاسخ نداد که با تحميل اين هزينه يک ميليارد دلاري به کشور چه ميزان ارزش افزوده در اين صنعت ايجاد کرده است. اسراف منابعي که بارها با مخالفت علني مقامات وزارت نفت روبه رو شد.

شايد بهمن ماه امسال هرگز از حافظه «بهارستان» پاک نشود؛ زماني که نمايندگان متوجه شدند بايد مجوز برداشت از حساب ذخيره ارزي براي واردات بنزين را پس از هزينه کرد آن توسط دولت امضا کنند،
سرانجام سنتوري لو رفت
چه خوبه هميشه ما با هم باشيم

....................... مهدي طاهباز



حال

داريوش مهرجويي براي «سنتوري» آنطور که شايسته اش بود قدر نديد. «سنتوري» را نه به جشن خانه سينما راه دادند، نه داوران جشنواره به فيلم توجه درستي کردند و نه اينکه مردم توانستند آن زمان که موقع اش بود، فيلم را به صورت اصولي و درست روي پرده سينما ببينند. حالا هم که نسخه هاي قاچاق فيلم مهرجويي در چهارراه ها و کنار خيابان ها همانند جنسي قاچاق تبليغ مي شود و مردم هم که چاره يي ندارند، پس فيلم را مي خرند و به خانه مي برند.

«سنتوري» براي مهرجويي نه دنيا داشت و نه آخرت. دنيا از اين بابت که حاصل فروش فيلم (که همه اذعان دارند در صورت اکران کمتر از يک ميليارد نبود) به جيب دلالان بزرگ و کوچک رفت و سر تهيه کننده و پخش کننده و سينمادار بخت برگشته بي کلاه ماند. «سنتوري» آخرت هم نداشت. نه اينکه فيلم بدي باشد، نه اينکه در اندازه مهرجويي نباشد؛ که همه اينها بود و حتي بيشتر از حد انتظار. چه کسي فکر مي کرد داريوش مهرجويي 67 ساله در پنجمين دهه فيلمسازي اش اينقدر انرژيک و از همه مهم تر به روز باشد؟ آن هم در شرايطي که تاريخ مصرف هنري بسياري از هم نسلانش خيلي وقت است که به پايان رسيده و ديگر آثار آنها کسي را سر ذوق نمي آورد که هيچ، باعث ملال هم مي شود.

وضعيتي که داريوش مهرجويي اين روزها دارد، بي شباهت به سرانجامي که علي بلورچي در «سنتوري» پيدا کرد، نيست. علي بلورچي يا همان علي سنتوري خودمان در پايان فيلم با اينکه دوباره به سازش رسيد و قطعه يي نواخت و خواند، اما عشق اش از دستش رفته بود. او ديگر کسي را نداشت که همانند گذشته روبه رويش بنشيند و تماشايش کند. مهرجويي هم بالاخره پرده يي که ميان اثر او و مخاطبانش حائل کرده بودند، فرو افتاد اما قيمت اين فرو افتادن بسيار گزاف بود. فيلم سينمايي براي پرده سينما ساخته مي شود و صاحبانش به غير از اهداف معنوي فيلم ساختن که همان ارتباط با مخاطب و جواب گرفتن از آنان است، اهداف مادي نيز دارند. اما «سنتوري» فقط ديده شد. آن هم به اين قيمت که همانند جنسي قاچاق به شکلي پنهاني دست به دست بچرخد و هيچ سودي به صاحبش نرساند.

گذشته

طرح اوليه «سنتوري» يا همان «علي سنتوري» مربوط به چندين سال پيش است. مهرجويي اوايل دهه 80 قصد ساخت اين فيلم را داشت که البته آن زمان اسمش «رضا سنتوري» بود. اما شرايط توليد اين فيلم و چند طرح ديگر مهرجويي مانند «تولدت مبارک» مهيا نشد تا او «مهمان مامان» را بسازد. اواخر سال 84 بود که توليد «سنتوري» جدي شد و سرانجام نوزدهمين فيلم بلند داريوش مهرجويي جلوي دوربين رفت. البته فيلم پيش توليد طولاني داشت که بيشترش مربوط به پيدا کردن بازيگر نقش علي سنتوري بود. مهرجويي از خيلي ها تست گرفت. خيلي ها آمدند و رفتند و حتي در برهه يي بازي محمد سلوکي در اين نقش قطعي شد اما گويا قسمت بهرام رادان بود که گوشه يي ديگر از توانايي هايش را به رخ بکشد. سرانجام بهرام رادان شد علي سنتوري مورد نظر مهرجويي و تمرينات سنتورنوازي را زير نظر اردوان کامکار آغاز کرد. مهرجويي با انرژي و حوصله فراواني فيلمش را ساخت. اين انرژي و تواني که مهرجويي براي فيلمش صرف کرده در تک تک سکانس هاي «سنتوري» مشهود است. «سنتوري» شهريور 85 آماده نمايش بود و مهرجويي تمايل داشت فيلمش را به جشن خانه سينما بفرستد و بعد اکران کند. اما پروانه نمايش فيلم تا آخرين ساعات داوري فيلم هاي جشن خانه سينما، صادر نشد تا «سنتوري» نتواند از اين جشن سهمي داشته باشد. آنقدر پروسه اين پروانه نمايش طولاني شد که فصل اکران از دست رفت و مهرجويي مجبور شد فيلمش را به رغم ميل باطني به جشنواره فجر بفرستد. «سنتوري» بدون هيچ مشکل و حرف و حديثي براي بخش مسابقه انتخاب شد، اما وقتي جدول برنامه هاي بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر منتشر شد، در کمال تعجب خبري از «سنتوري» نبود، پس از کلي بالا و پايين کردن فيلم و حذف چند ترانه و چند دقيقه از فيلم، بالاخره «سنتوري» در جشنواره نمايش داده شد و توانست با همان چند نمايش معدودش در کنار «اخراجي ها» به عنوان بهترين فيلم مردمي انتخاب شود. اما داوران در کمال بدسليقگي به فيلم مهرجويي روي خوش نشان ندادند. «سنتوري» تنها در دو رشته بهترين بازيگر نقش اول مرد و بهترين موسيقي نامزد شد که در نهايت بهرام رادان براي دومين بار سيمرغ بازيگري را به خانه برد.

قرار بود «سنتوري» برنامه نوروز 86 سينماها باشد که پروانه نمايش آن صادر نشد. بعد قرار شد فيلم در برنامه تابستاني سينماها و از مردادماه روانه اکران عمومي شود. سرانجام در تيرماه پروانه نمايش کذايي صادر شد تا موقتاً خيال همه از اکران «سنتوري» راحت شود. پخش کننده کپي هاي فيلم را چاپ کرد و حتي بيلبوردهاي «سنتوري» هم در خيابان ها نصب شد تا نوزدهمين فيلم داريوش مهرجويي از سوم مردادماه رنگ پرده سينما را به خود ببيند. اما درست چند روز مانده به آغاز اکران اعلام کردند که دست نگه داريد و فعلاً صلاح نيست که فيلم اکران شود. اعتراض ها و رايزني ها به جايي نرسيد و پرونده اکران «سنتوري» همين طور معلق ماند. وزير ارشاد هم پس از مدتي آب پاکي را روي دست همه ريخت و اعلام کرد که «سنتوري» فعلاً قابل نمايش نيست... در اين مدت چندين و چند اين شايعه به گوش رسيد که نسخه يي از «سنتوري» روي اينترنت قرار گرفته است، اما هيچ گاه اين خبر تاييد يا تکذيب نشد و ضمناً کسي هم نسخه قاچاق فيلم را نديد. تا اينکه سرانجام پنجشنبه هفته گذشته خبر عرضه غيررسمي فيلم مهرجويي به صورت رسمي اعلام شد و اين پاياني غم انگيز براي ماجراي مهرجويي و «سنتوري» طلسم شده اش بود.

آينده

مهرجويي مانده و يک فيلم که به بدترين شکل ممکن سوزانده شده است. معلوم نيست چه سرنوشتي در انتظار اين فيلم است و سرانجامش چه خواهد شد. از همه بدتر اينکه فيلم نه همزمان با اکران، بلکه قبل از اکران به بازار غير رسمي قاچاق شده است آن هم با کيفيت خوب و البته نسخه يي کامل. اگر «آدم برفي» چند سال پس از نسخه بي کيفيت ويدئويي اش دست به دست چرخيد، اکران شد و خوب هم فروش کرد، اما در مورد «سنتوري» ماجرا کاملاً فرق مي کند. اصلاً معلوم نيست که فيلم اکران شود يا نه، شايد بتوان به راحتي لقب مظلوم ترين فيلم تاريخ سينماي ايران را به «سنتوري» داد.بخشي از ترانه يي که رادان با صداي چاوشي در «سنتوري» مي خواند.
به ياد رئيس دفتر امام(ره)
حريم جماران را شکستند
........................ جواد امام



راستي مي داني بي درد به چه کسي مي گويند؟ بي درد به کسي مي گويند که جماران و دلتنگي هاي عاشقان جماران را درک نکرده باشد و نفهمد و نداند امام (ره) که بود و چه کرد؟ و آرزويش عطش نباشد. عطش انديشه هاي ناب و فقه پوياي مکتب جعفري(ع). بي درد يعني از دل خويش دور باشي، مظلوميت ياران و ارادتمندان امام(ره) آزارت ندهد، گل هاي آرميده در بهشت زهرا(س) و قبور مطهر شهدا و امام شهدا و دو يادگارش را به ديده منت نگذاري و راه رفتن در مسير امام (ره) را بلد نباشي، توجه به هيچ عهدشکني و ناجوانمردي نداشته باشي و واکنشي از خود نشان ندهي...

امروز به دنبال شکستن حريم جماران و پس زدن ياران و فرزندان امام (ره) و انديشه هاي سياسي و فقه پوياي آن يگانه رهبر کبير انقلاب و معمــار و بنيــانگذار مقــدس جمهوري اسلامي برآمده اند، دست خلف صالح و يادگار روح خدا را مي خواهند واپس زنند ، کساني که از برکت وجود امام و برقراري اين نظام به نصيبي رسيده اند و همواره سعي شان اين بوده که دور از بلا زندگي کنند، امروز به دنبال بلا براي يار خميني گرد هم آمده اند،؟ آنان که امروز دم از ولايت مي زنند، حتي لحظه يي در حال و هواي عطش به سر نبرده اند، در سال هاي فوران خون يک بار هم پاي در رکاب ننهادند، اما امروز چهار نعل مي تازند و به نام امام (ره) و پاسداري ارزش ها به خيام حرم حمله مي کنند و...

اما... چگونه ملت عصر رسول الله(ص) که طعم توصيه را چشيده و قدم در راه هدايت نهاده بودند پس از رحلت ايشان، برخي راه عصيان و تمرد را در پيش گرفتند و جگرخراش ترين صحنه تاريخ را در کربلا براي فرزند پاک پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم به وجود آوردند.

ارعاب و تهديد، جبرگرايي، الگوسازي برخي چهره ها و تغيير مسير تفکر و عمل جامعه، شايعه پراکني و تهمت زدن و نشر اکاذيب و ترور شخصيت صالحان تا جايي که امام حسين(ع) به عنوان فردي تفرقه افکن و دين گريز است را چگونه مي توان توصيف کرد.

گاه خبرهاي کوتاه ولي بسيار تاسف انگيز براي لحظه يي به انسان مي رسد و اگر کسي خود را براي آن آماده نکرده باشد حق دارد که شوکه شود و مدهوش بر زمين بيفتد؛ همانند درگذشت ناگوار شادروان حضرت آيت الله حاج شيخ محمدرضا توسلي يار امين، صديق و باوفاي رهبر کبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران. مرگ عزيزي که اصلاً توقعش را ندارند آن هم با آن وصفي که ناظران و بعضاً ياران نزديک امام و انقلاب «حاضر در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام» بيان مي کردند، ضمن غمبار بودن و تاسف انگيز بودن غبطه براي ساير دلباختگان و عاشقان آن پير جماران شد. واقعاً غيرتمندانه و شرافتمندانه خوشا به حالش.

حضرت آيت الله توسلي عالمي وارسته در عرصه فقه و فقاهت، سياست و ديانت، نام آشناي انقلاب و امام (ره) براي تمامي آحاد مردم ايران خصوصاً دوستداران امام و انقلاب در تمامي جهان، يار ديرين و زجر کشيده انقلاب و زخم زبان شنيده دشمنان امام و انقلاب، در صداقتش، در امانتش، در حفظ اسرار امام و نظام، بي تکلف و بي ادعا، پايمردي راسخ و استوار در دفاع از نظام و انقلاب و حفظ دستاوردهاي آن و پاسدار حريم و انديشه هاي آن روح خدا (ره) و دفاع از خانواده و خلف صالح آن شاگرد بااخلاص و باصفاي مکتب آل محمد(ص) و نقش و تاثير ايشان در دوران مبارزه با رژيم ستمشاهي و شکل گيري انقلاب و پيروزي شکوهمند مردم سلحشور ايران اسلامي به رهبري امام خميني (ره) و همراهي با ايشان و دوري از لذايذ دنيوي و مناصب اجرايي و غصه دار غم فراق آن پير سفر کرده و يادگاران آن حضرت و شاهد دوران سخت پس از امام و جفاي بر امام و ياران امام (ره) واقعاً بر کسي پوشيده است يا واقعاً قابل توصيف است. ويژگي متمايز ايشان در روزگار کنوني آن بود که پذيرفته با امامي که عهد و پيمان بسته است باقي بماند و وسوسه چيز ديگر نشود در عين مظلوميت و با حريت تمام ايستادگي کرد و قدمي برخلاف راه امام نپيمود و آنچه را که اعلام مي داشت باور کرده بود و با پوست و گوشت خود آن را لمس کرده و در راه دفاع از انديشه هاي آن حضرت و دفاع در مقابل بي حرمتي به بيت ايشان تاب تحمل نداشت و جوانمردي و شرافت خود را با اعتراض به آنچه به عنوان انحراف از انديشه امام (ره) احساس مي کرد اثبات کرد و جان خويش را تقديم اين تفکر و انديشه کرد.

پيمان شکني، از ناجوانمردي است. پيمان شکني نکرد و جوانمردانه در راه دفاع از پير و مراد خويش به ديار باقي شتافت و با رفتن خود پرده از رفتار نااهلان و نامحرمان و داعيه داران دروغين انقلاب و امام برداشت.

با هرکسي که باشد، چه با دوست چه با دشمن، چه با خودي چه بيگانه، چه با خدا چه با خلق خدا، چه با يک شخص چه با يک مرام و مکتب و چه با يک ارزش و نيکي، گاهي دست دادن با کسي، نوعي عهد بستن با اوست.

و گاهي نام چيزي بر خود گذاشتن رفتن به زير بار تعهدهايي سنگين است.

گاه هم «ادعا»، «شعار» و «جانبداري» نوعي ميثاق و پيمان است.

حضرت آقاي توسلي در عهد و پيماني که بسته بود و ميثاقي که با امام (ره) خويش داشت در پاسداري از مردم و مکتب و ارزش هاي امام (ره) و انقلاب نه تنها کوتاهي نکرد بلکه هزينه هاي سنگين آن را به جان خريد و از مطامع دنيوي گذشت و در دفاع از آنها جان خويش را گذاشت. که اثبات تمامي خوبي ها و سرشت خدايي و فطرت توحيدي است.

مي خواهم چه بگويم؟

سري به درون جانت و عمق وجدانت که مي زني، هرچند هم بر زبان نياوري، ولي احساس مي کني که از خوبان و مردان خدا خوشت مي آيد، از آنان که به «شرافت» پايبندند و براي «صداقت» و «وفا» حرمت قائلند و «خوب» اند، «متدين» اند، «انسان» اند، «پاک» اند، از «خدا» مي ترسند و از «روز حساب» واهمه دارند... آري مصداق بارز آن محرم اسرار امام (ره) و انقلاب حضرت آيت الله توسلي بود.

اينها نشانه چيست؟

نشان آن است که در ژرفاي دل و جانت و در اعماق وجود و سرشت تو، در چيزي که به آن «فطرت» مي گويند، عهدي بسته يي با آنچه پاک است و از عالم بالاست.

آري... «سرشت خدايي» و «فطرت توحيدي»،

ولي امروز هر قدمي که در مسير گناه، غفلت، شيطنت، هوس، مرزشکني و بي پروايي برمي داريم از آن سرچشمه نور دور مي شويم و دلمان تيره و روحمان مکدر مي گردد.

آيا ضربه هاي تازيانه «وجدان»را حس کرده يي؟

آيا «احساس پشيماني» از يک گناه را تجربه کرده يي؟

آيا هيچ در «درون خود» شکسته يي؟...

پشت پا زدن به قداست ها و بي پروايي در شکستن حريم ها و حرمت ها نوعي ناجوانمردي و عهدشکني است. مي گويي نه؟ از دلت بپرس،

شاگرد با اخلاص مکتب امام جعفر صادق (ع) حضرت آيت الله توسلي شرافتمندانه و با غيرت هيچ گاه از باورهاي خود قدمي عقب ننهاد و در اين راه صادقانه و شجاعانه ايستادگي کرد و در دفاع از ارزش هاي واقعي و انديشه هاي امام (ره) جان خود را تقديم کرد و در کنار مراد خود آرام گرفت و باعث رسوايي داعيه داران دروغين نظام و انقلاب شد و نشان انحراف ايجاد شده در مسير انقلاب و انديشه امام را به ياران آن حضرت اعلام کرد و اينک وظيفه ما...
درباره بودجه 87
ابهام در رابطه دولت و شرکت نفت
.......................بيژن شهبازخاني



لايحه يي که امسال تحت عنوان لايحه بودجه به مجلس ارائه شد، لايحه عجيبي بود که حتي مي توان گفت اصلاً لايحه بودجه نبود چرا که بر اساس لايحه بودجه، بايد همه هزينه ها و درآمدها مشخص بوده و هيچ نکته مغفولي در مورد دخل و خرج دولت وجود نداشته باشد. اين در حالي است که بودجه نويسي دولت در سال جاري تغيير بسيار زيادي کرده و به برخي اصول اساسي بودجه نويسي بي توجهي شده است.

حداقل انتظار از لايحه بودجه اين است که با محوريت قانون برنامه پنج ساله تنظيم شده و برنامه بودجه يک سال کشور در آن لحاظ شود. ولي در لايحه بودجه سال 87 شاهد اين بوديم که بسياري از قسمت ها مبهم و ناقص بود که بيشترين ابهام به ارتباط دولت با شرکت نفت برمي گردد.

مهم ترين ضعف بودجه ارسالي دولت علاوه بر مبهم بودن آن، اين بود که بودجه را از دايره نظارت مجلس خارج کرده و پارلمان را از وظيفه نظارتي خود دور مي کند. البته در کميسيون تلفيق بسياري از ايرادات و ضعف هاي بودجه مرتفع شد و نمايندگان تلاش بسياري نشان دادند مشکلات بودجه را مرتفع کنند اما متاسفانه برخي از ايرادات به قوت خود باقي ماند که از جمله مهم ترين ضعف ها مي توان به وابستگي شديد بودجه به نفت اشاره کرد.

بر اساس اعلام مرکز پژوهش هاي مجلس، وابستگي بودجه کشور به نفت از 52 درصد در سال 86 به 58 درصد در سال 87 افزايش پيدا کرده است که اين اتفاق خلاف قانون پنج ساله است. در عين حال شاهد اين بوديم که نمايندگان نسبت به تصويب بودجه در صحن علني با سرعت زيادي عمل کرده و تلاشي براي رفع ايرادات از خود نشان ندادند. يکي از علت هاي رخ دادن اين اتفاق، فرا رسيدن رقابت هاي انتخاباتي و مشغول بودن نمايندگان به امور حوزه انتخابيه و کارهاي انتخاباتي بود. از سوي ديگر نحوه برخورد دولت با مجلس هم به گونه يي بود که نمايندگان را نسبت به بسياري از تغييرات دلسرد کرد. به عنوان نمونه در اولين سالي که مجلس هفتم با استدلال منطقي تورم زا بودن، 2 ميليارد دلار از بودجه عمراني را کم کرد و نمايندگان گفتند که ظرفيت عمراني کشور به اندازه انتظار دولت نيست، دولتمردان بلافاصله موضع گيري بسيار سختي کرده و در صدا و سيما و تريبون هايشان اعلام کردند که دولت مي خواهد کشور را بسازد اما مجلس نمي گذارد. متاسفانه در پي اين قبيل اتهام زني ها به مجلس، نمايندگان تريبوني نداشتند که از خودشان دفاع کرده و موضع منطقي شان را براي افکار عمومي تبيين کنند. در نتيجه مجلس براي کاهش فشار افکار عمومي از موضع خودش عقب نشيني کرد و در نتيجه همان تورمي که انتظارش مي رفت، گريبان کشور را گرفت.

از سوي ديگر در بررسي بودجه سال آينده در مجلس که طي روزهاي گذشته انجام پذيرفت، شاهد سکوت سنگين صدا و سيما بوديم و اصلاً نديديم که منتقدان بودجه به رسانه ملي دعوت شوند تا نظراتشان را بيان کنند و خبرنگاران صدا و سيما فقط به مصوبات بودجه پرداخته و نقاط ضعف آن را مورد بررسي قرار ندادند. با اين حال به رغم عبور سريع مجلس از کنار لايحه بودجه، شاهد آن بوديم که کميسيون تلفيق تا حد توان کوشيد با قانونمند کردن رديف هاي سرگردان، اصلاحاتي را در لايحه منظور کند که از اين لحاظ عملکردش به صورت نسبي قابل دفاع است اما به هر صورت ترديدي نيست که در بدنه کارشناسي دولت مشکل جدي وجود دارد. از طرف ديگر محمدرضا باهنر نايب رئيس اول مجلس هم با راي گيري استمزاجي خود فضا را به سمتي برد که نمايندگان نتوانند پيشنهادات فردي خود را مطرح کنند. همچنين انتخاباتي شدن فضا هم به گونه يي بود که باعث شد هيات رئيسه حداکثر استفاده را از اين فضا کرده و اجازه فعاليت را از نمايندگان بگيرد.

نکته ديگري که در اينجا لازم مي دانم به آن اشاره کنم رديف اعتباري است که دولت به صورت غيرقانوني براي معاونت علمي و فناوري رئيس جمهور باز کرد و براساس آن درخواست کرد حدود 600 ميليارد تومان به اين معاونت اختصاص پيدا کند.

اين در حالي است که معتقدم اين اقدام خلاف قانون اساسي و بسيار نگران کننده است چرا که در قانون اصلاح وظايف وزارت علوم که سال 1383 به تصويب رسيد، برنامه ريزي و نظارت بر مراکز تحقيقاتي و نيز اعطاي مجوز و انحلال آنها برعهده وزارت علوم بوده و رئيس جمهور نمي تواند وظايف علمي و آموزشي را برعهده معاونش قرار دهد. در واقع رئيس جمهور تنها اين اجازه را دارد براي انجام برخي وظايفش معاونتي ايجاد کند اما نمي تواند وظايف وزرا را برعهده معاونانش قرار دهد.

به نظرم اين ناشي از ضعف مشاوران حقوقي رئيس جمهور است که باعث مي شود با اختصاص اعتبار جداگانه براي معاونت علمي و فناوري در کنار وزارت علوم، تحقيقات و فناوري نوعي موازي سازي در بدنه دولت را شاهد باشيم.

در واقع با بودجه جديدي که در اختيار معاونت علمي و فناوري رئيس جمهور قرار داده شده مقرر شده وظايفي که قانوناً وزارت علوم بايد انجام دهد، بر عهده يک معاونت قرار داده شود که اين خلاف قانون است.

شايد اين اقدام به خاطر ضعف وزير علوم در انجام امور محوله بوده که در اين صورت رئيس جمهور بايد فکري به حال وزيرش بکند نه اينکه معاونتي را مسوول انجام وظايف او کند چرا که تشکيل يا انحلال يک معاونت از اختيارات رئيس جمهور است و ممکن است در دولت بعدي رئيس جمهور آينده نيازي به معاونت علمي و فناوري احساس نکند که در اين صورت رديف اعتباري و وظايف آن با مشکل مواجه خواهد شد.

در همين زمينه نکته حائز اهميت اين است که اقدام دولت در تنظيم لايحه بودجه خلاف سياست هاي اصل 44 است چرا که براساس اين سياست ها که توسط رهبر معظم انقلاب ابلاغ شده بايد سالي 20 درصد دولت کوچک شود اما در وضعيت جديد و بودجه يي که به معاونت علمي و فناوري رئيس جمهور ابلاغ شده نه تنها شاهد کوچک شدن دولت نيستيم بلکه مي بينيم دولت در حال بزرگ شدن است و از اين بابت لايحه بودجه سال 1387 جاي انتقاد بسيار زيادي دارد.
رويکرد دولت در بودجه 87
رشد بودجه خارج از ظرفيت اقتصادي ايران است
.......................احمد توکلي



عملکرد تبصره 13

تبصره 13 به طور همزمان چند هدف را تعقيب مي کرد و چند اثر از آن انتظار داشتيم.

هدف اصلي تصويب و اجراي تبصره 13، کاهش مصرف غيرعادي سوخت در کشور بود.

همانطور که مي دانيد مصرف سوخت در ايران در پايان سال 85 به رقم هشداردهنده حدود 78 ميليون ليتر در روز رسيده بود و چنانچه اقدامي انجام نمي شد، متوسط مصرف روزانه بنزين در سال 86 به 85 ميليون ليتر در روز مي رسيد. از آنجا که پالايشگاه هاي داخل فقط ظرفيت توليد 43 ميليون ليتر بنزين داشتند و نمي شد ظرفيت شان را به سرعت افزايش داد، کشور به واردات و توزيع بيش از 43 ميليون ليتر بنزين در روز نيازمند بود که اين رقم خارج از توان و ظرفيت لجستيک تخليه در بنادر و توزيع در شبکه حمل و سوخت رساني بود.

مساله قاچاق بنزين به خارج، آلودگي هوا ناشي از مصرف مسرفانه بنزين و ترافيک هم کار را پيچيده تر مي کرد و اقدامي موثر را ضروري تر ساخته بود.

براي مقابله با اين وضع دو راه اصلي وجود داشت، يک راه افزايش قيمت بنزين تا قيمت هاي جهاني بود که در ماده 3 قانون برنامه چهارم پيش از اصلاح در مجلس هفتم به آن اشاره شده بود. مطالعات مختلف نشان مي داد افزايش قيمت سوخت در حد قيمت تمام شده جهاني، نه تنها باعث کاهش قابل ملاحظه مصرف آن نمي شود (به دليل کمي کشش قيمتي بنزين)، بلکه تورم شديدي به اقتصاد ايران تحميل خواهد کرد.

به همين دليل مجلس تصميم گرفت ماده 3 برنامه چهارم را اصلاح کند و از ابزارهاي غيرقيمتي از جمله سهميه بندي براي مهار مصرف بي رويه بنزين استفاده کند تا با پيدا شدن کالاي جانشين بنزين (حمل و نقل عمومي) بعداً به سراغ اصلاح قيمت برويم. اعمال سهميه بندي با کارت هوشمند عملاً باعث حذف قاچاق بنزين به خارج و کاهش مصرف روزانه بنزين در ايران به ميزان 30 درصد شد.

از اجراي تبصره 13 و سهميه بندي بنزين همچنين انتظار داشتيم که مشکل ترافيک را هم به لحاظ کاهش مصرف بنزين بهبود ببخشد اما در اين قسمت اجراي تبصره 13 به جز روزهاي اوليه سهميه بندي چندان موفق نبود چرا که دولت برخلاف مصوبه مجلس اقدام به واردات و توزيع بنزين بيشتر از حد پيش بيني شده، کرد. البته با وجود اين اشتباه، اعمال سهميه بندي بنزين مصرف آن را از حدود 85 ميليون ليتر در روز (بر اساس روند) به 59 ميليون ليتر در روز کاهش داد.

تبصره 13 همزمان با سهميه بندي بنزين، بودجه قابل توجهي براي گسترش شبکه حمل و نقل عمومي اختصاص داد که کار تجهيز مترو و اتوبوسراني در شهرهاي بزرگ و همين طور توليد و تجهيز شبکه عمومي به ون در حال اجراست. البته در برخي شهرها از جمله تهران مسوولان اتوبوسراني از نحوه اجراي تبصره 13 گلايه دارند. در تهران سيستم تاکسيراني با وجود ورود تعداد زيادي ون و تاکسي هنوز ناهنجار و بي حساب و کتاب است.

در مجموع بايد گفت دولت در اجراي تبصره 13 در عمل موفق بود و اگر مديريت واحد و مقتدري براي ساماندهي حمل و نقل شهري وجود مي داشت، اجراي تبصره 13 با موفقيت بيشتري هم همراه مي بود. البته برخي کوته بيني ها و سوءتفاهم ها نيز در کندي اجراي تبصره 13 موثر بوده است.

رويکرد دولت در لايحه بودجه 87

لايحه بودجه 87 نشان مي دهد دولت همچنان رشد طرح هاي عمراني را به مهار تورم اولويت مي دهد و از تجربه دو سال گذشته عبرت نگرفته است.

به لحاظ اينکه رشد 30 درصدي بودجه عمراني خارج از ظرفيت و توان کشور است و به احتمال قريب به يقين بخش زيادي از آن با لايحه متمم صرف بودجه جاري خواهد شد، من با کليات لايحه مخالف بودم.

به نظر من دولت بايد مهار تورم را اولويت اصلي بداند و متناسب با اين هدف بودجه بنويسد. براي کارآمد شدن تدوين و تصويب و نظارت بر بودجه طي دو سال گذشته در مرکز پژوهش ها با همکاري جمعي از نخبگان متخصص امر بودجه، الگويي آماده و تقديم کرديم ولي دولت محترم خودش راه تازه يي را انتخاب کرد که در برخي جهات تشابه کمي با نتايج مطالعات مرکز داشت. بودجه 87 نقاط قوتي دارد که حذف احکام ثابت و ارائه آن در لايحه يي جداگانه براي تبديل آنها به قانون دائمي، يکي از جنبه هاي مثبت اين لايحه بود. رويکرد کاهش رديف هاي بودجه يي که به کاهش نرخ رشد بودجه جاري در آينده کمک مي کند و تغيير روش تبصره نويسي که به شفافيت کمک مي کند، از ديگر جنبه هاي مثبت لايحه دولت بود. ولي از آنجا که رشد ارقام بودجه خارج از ظرفيت اقتصادي ملي است و باز هم به گسترش عوارض بيماري هلندي و نهايتاً تورم مي انجامد، بنده با تصويب کليات آن مخالف بودم و سعي کردم تا حد ممکن افزايش غيرمنطقي بودجه ها در مجلس راي نياورد، که البته موفق نشدم.

لايحه بودجه 87 اشکالات ديگري هم دارد که بي توجهي به اجراي اصل 44 به ويژه بند الف آن (آزادسازي و انحصارزدايي) از جمله آنها است، همين طور بي توجهي به اجراي قانون مديريت خدمات کشوري که در مجلس قدري اصلاح شد.

اولويت هاي اقتصادي مجلس هشتم

الف- مهار تورم و تعيين آن به عنوان اولويت اول کشور و قوه مقننه.

ب- رفع مستمر موانع توليد و سرمايه و تسهيل مقررات و قوانين مرتبط با سرمايه گذاري و کسب و کار براي سودآور شدن آنها.

ج- نظارت بر اجراي کامل قانون سياست هاي کلي اصل 44 به ويژه بند الف آن که خواستار حذف انحصارات دولتي و آزادي فعاليت بخش خصوصي در عرصه هاي اقتصادي است.

د- همين طور نظارت بر اجراي قانون مديريت خدمات کشوري که اندازه و نقش ديوانسالاري دولت را اصلاح مي کند.

هـ- پنجمين اولويت نيز حمايت جدي از دولت براي حرکت سريع تر در استقلال علمي از جمله هسته يي.
دو برداشت از اتفاقات هفته گذشته
اشک هاي ياران امام

...........................مهرداد خدير?



خوانندگاني که تيتر و تصوير يک روزنامه صبح تهران را در روز شنبه مي ديدند که از «اشک هاي هاشمي رفسنجاني» خبر مي داد تا اوج احساسات او را در ناخرسندي از ماجراي اهانت به يادگار امام منعکس کند هرگز باور نمي کردند در همان ساعات صبح شنبه باز هم هاشمي رفسنجاني اندوهگين و اشک ريزان است. جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام که شروع شد آيت الله محمدرضا توسلي که در تمام سال هاي اقامت امام در جماران و در نطق هاي مشهور رهبري فقيد انقلاب پيش از ايشان به ايوان حسينيه مي آمد و بعدتر چهره اش يادآور بنيانگذار جمهوري اسلامي نيز بود دست را بالا برد و از رئيس اجازه خواست قدري درباره وقايع اخير سخن بگويد؛ «آقاي حاج حسن آقا خميني دو ماه قبل گفتند من در خواب ديدم که امام مي فرمودند حسن، من را دارند از اين خانه بيرون مي کنند. گفتم؛ آقا، چه کسي شما را از اين خانه بيرون مي کند؟ باز خواب ديدم. دوباره امام فرمودند؛ حسن، من را دارند از اين خانه بيرون مي کنند. تا سه مرتبه من اين خواب را ديدم. البته من (توسلي) نمي گويم که خواب ها حجت است اما انسان از آنها چيزهايي را متوجه مي شود. من در کلمات حضرت امام که مطالعه مي کردم ديدم اين پيش بيني را خود امام هم کرده است. در تاريخ 23 آبان 1361 در نامه يي مي نويسد؛ احتمال قوي مي دهم که پس از من براي انتقام جويي از من به بعضي از نزديکان و دوستانم تهمت ها بزنند که من آنها را ناروا مي دانم و به آتشي که بايد مرا بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند. اين نامه يي مفصل از امام است.» سخنان آيت الله توسلي که به اينجا رسيد هاشمي رفسنجاني که خود حافظه تاريخي انقلاب به حساب مي آيد از او مي پرسد؛ «اين نامه کجاست آيا چاپ هم شده است؟» آيت الله پاسخ مي دهد؛ «بله، عين اين نامه هست. البته مفصل است و من تنها قسمتي از آن را خواندم.» هاشمي باز مي پرسد؛ «آيا در صحيفه نور هم هست؟» توسلي پاسخ مي دهد؛ «در صحيفه امام هست. در وعده ديدار امام هست.»

آيت الله حسن صانعي نيز به اين بحث مي پيوندد و در تاييد اظهارات آيت الله توسلي مي گويد؛ «در دو سه جا هست.» آيت الله توسلي در ادامه ماجراي افرادي را بازمي گويد که به ديدار امام خميني رفته بودند و داعيه ديدار با امام زمان را داشتند. امام براي آن که ادعاي آنان را محک بزند و ثابت کند راست نمي گويند سه پرسش را مطرح مي کند و از آنان مي خواهد پاسخ اين سوالات را بياورند... «من متوجه نشدم که به مرحوم حاج احمدآقا چه گفتند. وقتي نزد آنان برگشت از قول امام به ايشان گفت؛ شيادها دست از اين حرف هايتان برداريد و به دنبال اين شيادها نرويد. برنامه امام اين بود. نمي خواستند مردم را با اين حرف ها سرگرم کنند. حرف امام اين بود...» آنگونه که هاشمي رفسنجاني مي گويد آيت الله توسلي در اين هنگام از روي صندلي به زمين مي افتد و در برابر ديدگان ديگر اعضاي مجمع تشخيص مصحلت نظام و در حالي که دکتر ولايتي تنفس مصنوعي مي داده است جان به جان آفرين تسليم مي کند. هرچند که به بيمارستان شهيد شوريده در نزديکي ميدان پاستور نيز منتقل مي شود اما آيت الله توسلي درگذشته بود... هيچ کس تصور نمي کند قضيه اهانت سايت افراطي هوادار دولت که در يک چرخش 180 درجه يي بعداً سايت منتقد خوانده شد چنين فرجامي داشته باشد. در روزهاي درگذشت احمد بورقاني که هنوز به چهلم نرسيده است از «اشک و شک و رشک» گفتيم. انگار اين حکايت سر باز ايستادن ندارد.

---

نمايندگان مجلس هفتم در بررسي لايحه بودجه 87 در صحن علني چندان خود را به زحمت نينداختند و پرونده مالي يک سال کشور را پنج روزه بستند. تعيين تکليف بنزين را نيز به دولت سپردند. از بحث بودجه عمراني با سرعت گذشتند و ترجيح دادند بسياري از پيشنهادها را مطرح نکنند. وقتي رئيس دولت به کاهش حجم بودجه مي بالد و تصريح مي کند «هرکه سواد خواندن و نوشتن داشته باشد از بودجه سردرمي آورد» مجلسيان نيز مي توانند به سرعت رسيدگي به لايحه بودجه افتخار کنند؛ بودجه يي که به گفته محمود احمدي نژاد اين امکان را به وزيران مي دهد که با دست کاملاً بازتري عمل کنند. رئيس دولت در اقدامي بي سابقه براي دفاع از لايحه نيز در مجلس حاضر شد. بي سابقه از اين نظر که اين حضور تنها در روز ارائه لايحه صورت مي پذيرفته است. احمدي نژاد به اين حضور بي سابقه اشاره کرد و درباره سازمان مديريت نيز توضيح داد؛ «پيش از اين وزيران بايد به دنبال پول مي دويدند و عملاً مسلوب الاختيار شده بودند.»

درست است که انتخابات مجلس هشتم 24 اسفندماه برگزار مي شود اما دوران مجلس هفتم سه ماه ديگر ادامه دارد. با اين حال از نوع مواجهه مجلسيان با آنچه به آنان ارجاع مي شود اين نکته را مي توان دريافت که سه ماه زودتر عمر مجلس هفتم را پايان يافته تلقي مي کنند و نگاه شان به سوي مجلس هشتم است.
عناوين اين صفحه
اين ده نفر
چه خوبه هميشه ما با هم باشيم
حريم جماران را شکستند
ابهام در رابطه دولت و شرکت نفت
رشد بودجه خارج از ظرفيت اقتصادي ايران است
اشک هاي ياران امام

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام