
1-فيدل کاسترو
52 سال بعد از آن زماني که فيدل کاسترو به همراه 11 چريک ديگر از کوه هاي يسيرا مالترا پايين آمدند و دولت باتيستا را در کوبا سرنگون کردند، چريک پير تصميم گرفته است با قدرت خداحافظي کند. او در ميان سياستمداران معاصر تنها کسي است که 48 سال بر کرسي قدرت تکيه زد و در تمام اين مدت از مواضع ضد امريکايي خود يک گام عقب نشيني نکرد. و در تمام مدتي که همراه چريک او، چه گوارا، تنها در عکس روي پوسترها و تي شرت ها به حيات خود ادامه مي داد کاسترو مرد شماره يک کوبا و تجسم مبارزه با امپرياليسم و رويارويي کمونيسم و کاپيتاليسم به شمار مي رفت و هيچ گاه لباس چريکي از تن به در نکرد.کاسترو پيش از انقلاب حاکم «جزيره اميد» چريک هاي ضد حکومت به شمار مي رفت و پس از آن «متحد ريشه دار» حکومت در مبارزه و مقابله با سياست هاي استعماري امريکا؛ که اين دو چهره از کاسترو به شدت با هم متفاوتند. اينک کناره گيري او از قدرت پايان نام کاسترو در کوبا نخواهد بود چرا که قدرت به برادر جوان تر او رائول کاسترو انتقال خواهد يافت.
2-محسن صفايي فراهاني
محسن صفايي فراهاني يکي از مديران درجه يک جمهوري اسلامي است که همه آنهايي که از نزديک با او کار کرده اند مي دانند که او چه توانايي هايي در مديريت دارد. صفايي يکي از نمايندگان مجلس ششمي بود که اين روزها خيلي به آن حمله مي شود و مي گويند مجلس ناکارآمدي بوده. اما آقاي محسن اين هفته بيکار ننشست و در دفاع از عملکرد مجلس ششم با ارگان جبهه مشارکت گفت وگو کرد و از عملکرد مجلس ششم و تحصن نمايندگان دفاع کرد؛ «تحصن در خانه ملت بهترين روش است براي اينکه يک نماينده بتواند به آرامي اعتراض خود را اعلام کند و به جاي هرگونه جنجال و تنش در جامعه سعي کند حرف خود را به گوش کساني که از طريق معمولي گوش شنوايي ندارند برسانند. به همين دليل جريان تحصن اتفاق افتاد. من فکر نمي کنم تحصن اصلاً اقدام تندروانه يي باشد، تحصن ساده ترين روش اعتراض مدني است. هنوز هم اعتقاد دارم تحصني که در مجلس ششم اتفاق افتاد يکي از کارهاي درستي بود که در آن مقطع بايد انجام مي شد و کوچک ترين کاري بود که در برابر آن ردصلاحيت ها انجام شد.»
3-محمد رحمانيان
آنهايي که نمايش هاي محمد رحمانيان به ويژه «فنز» را ديده اند، مي دانند که او چه نمايشنامه نويس با هوش و چه کارگردان با ذوقي است. استاد رحمانيان که حالا فيلمنامه فيلم جديد مازيار ميري را هم نوشته، براي جشنواره تئاتر فجر نمايش «مانيفست چو» را آماده کرده بود، اما مسوولان ارشاد اين نمايش را در جشنواره نپذيرفتند. رحمانيان هم در اعتراض به اين رفتار، گروهش را جمع کرد و جلوي تئاتر شهر بخش هايي از نمايش را اجرا کرد. او درصدد بود آخرين تمرين اين نمايش را در موسسه کارنامه برگزار کند که علاقه مندان بتوانند آن را ببينند که مسوولان ارشاد جلوي آخرين تمرين گروه رحمانيان را هم گرفتند. رحمانيان در واکنش به اين رفتار گفت؛ «در هيچ کجاي دنيا براي تماشاي تمرين از جايي مجوز صادر نمي شود.» بي صبرانه به صحنه رفتن «مانيفست چو» را به انتظار نشسته ايم.
4- اسحاق جهانگيري
هنوز نتيجه معلوم نيست. اما شايد ربع قرن رفاقت رئيس ستاد تهران اصلاح طلبان با سرليست ائتلاف اصلاح طلبان سرنوشت خوبي را براي باقيمانده هاي ليست ياران خاتمي در تهران رقم زند. پس از آنکه روزنامه کيهان خبر خبرگزاري مهر دال بر تاييد صلاحيت مرتضي حاجي را در صفحه نخست تکذيب کرد و حاجي نيز به علتي که خود آن را «مشارکت در برنامه ريزي و کارهاي عملياتي ستاد» خوانده از سمت خود کناره گرفت، حسين مرعشي به رياست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تهران منصوب شد. اما سرنوشت انتخاباتي حاجي تنها يک تالي نداشت. با عدم تاييد صلاحيت وي بحث بر سر انتخاب سرليست اصلاح طلبان در پايتخت هم منتفي شد و نام اسحاق جهانگيري بر بالاترين نقطه فهرست جاي گرفت. اسحاق جهانگيري 50 ساله، متولد سيرجان، کارشناس فيزيک از دانشگاه شهيد باهنر کرمان، کارشناس ارشد صنايع از دانشگاه صنعتي شريف و داراي مدرک دکتراي مديريت صنعتي از واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد تهران است. با انتخاب وي به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي او بار ديگر به نقطه نخست فعاليت هاي حکومتي بازخواهد گشت.جهانگيري در سال 63 به نمايندگي مردم جيرفت وارد مجلس شد و تجربه نمايندگي را تا پايان دوره سوم (1371) ادامه داد. عضو کميسيون بودجه و محاسبات مجلس بلافاصله پس از انتخاب علي زادسرجيرفتي به عنوان نماينده دور چهارم اين شهر استان کرمان از سوي عبدالله نوري به عنوان استاندار اصفهان به دولت هاشمي رفسنجاني پيشنهاد شد. دوره پنج ساله استانداري او فصل نويني در توسعه استان بود و در همين دوره بود که انتخابات مجلس پنجم اصفهان از سوي شوراي نگهبان ابطال شد. به دنبال واکنش آيت الله طاهري و او به اقدام هيات نظارت بر انتخابات و حمايت از سيدمحمد خاتمي در انتخابات سال 76 وقتي يکي از استانداران نزديک به ناطق نوري به جهانگيري گوشزد کرد که انتخاب ناطق قطعي است و آينده خود را با حمايت از رقيب او خراب نکن. پاسخ تاريخي استاندار اصفهان هنوز در يادها هست که؛ «ان شاءالله در دولت بعدي به تحصيل ادامه خواهم داد.»
با روي کار آمدن خاتمي ابتدا به وزارت معادن و فلزات و سپس به عنوان وزير وزارت ادغام شده صنايع و معادن منصوب شد. عملکرد او در دوره وزارت از نگاه «سيد اصلاحات» به گونه يي بود که در مراسم توديعش از جهانگيري به عنوان «مدير آگاه و مجربي که آبروي مديريت متعهد و تواناي جامعه امروز ماست»، ياد کند.
5-حسين شريعتمداري

روزهايي که سرمقاله کيهان را مديرمسوول آن مي نويسد از کنارش نمي شود ساده گذشت چرا که معمولاً نکته يي يا اعتراضي به شخصي يا گروهي دربر دارد که پشت اين اعتراض يا گلايه، برنامه يي نهفته است. در هفته گذشته اما يک اتفاق متفاوت افتاد و حسين شريعتمداري در يک صفحه دو يادداشت (با امضا) نوشت و در مورد دو موضوع مهم ابراز عقيده کرد که هر دو واکنش برانگيز شد.وي در يادداشت اول اعتراض اصلاح طلبان به سخنان فرمانده سپاه را وارد تشخيص داد و از سردار جعفري خواست سخنانش را اصلاح کند. در يادداشت دوم شريعتمداري به دفاع از سيدحسن خميني برخاست و مسوولان سايت نوسازي را بابت توهين به نوه امام(ره) به باد انتقاد گرفت.اين دو يادداشت شريعتمداري از آن رو مورد توجه قرار گرفت که وي در يک روز دو مرتبه اصولگرايان را مورد انتقاد قرار داد. انتقاد دوم وي البته با يک اصلاح و پوزش همراه بود چرا که وي سايت نوسازي را در يادداشت خود وابسته به دولت عنوان کرده بود اما در نوشته هاي بعدي اش خود را بابت اين اشتباه شايسته ملامت دانست.در هر حال دو نوشته انتقادي شريعتمداري بلافاصله واکنش برانگيز شد و در عمل نتيجه داد؛ سايت نوسازي فيلتر شد و فرمانده سپاه هم سخنانش را اصلاح کرد و گفت «هيچ گاه منظورش اين نبوده که سپاه وظيفه حمايت از جناح اصولگرا را برعهده دارد، بلکه بايد از جريان اصولگرايي حمايت کرد.» در اين شرايط شريعتمداري که معمولاً در نوشته هايش اصلاح طلبان را مورد انتقاد قرار مي داد و با هر انتقاد، همه منتظر وقوع اتفاقي بودند در اقدامي غيرمنتظره سايت اصولگراي نوسازي را مورد حمله قرار داد و البته موجب يک اتفاق جديد (فيلترينگ) شد.
6- مسعود نيلي
«چشم انداز اين دانشکده تبديل شدن به قطب آموزش و پژوهش مديريت و اقتصاد در کشور، درخشش در ميان دانشکده هاي مديريت و اقتصاد آسيا و قرار گرفتن در ميان 10 دانشکده طراز اول در اين قاره است. مصمم هستيم با تلاش کليه همکاران در دانشکده، جذب استادان با سوابق خوب، گزينش دانشجويان با استعداد، استفاده از جديدترين منابع علمي، به کارگيري شيوه هاي نوين آموزشي و با حمايت دستگاه هاي دولتي و شرکت هاي خصوصي و نيز توسعه همکاري با دانشگاه هاي برتر به اين مهم دست يابيم.»اينها بخشي از پيام رياست جديد دانشکده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف است.مسعود نيلي 52 ساله متولد همدان داراي مدرک دکتراي اقتصاد از دانشگاه منچستر و دو مدرک کارشناسي ارشد از دانشگاه هاي صنعتي شريف و صنعتي اصفهان است. در دو دوره معاونت اقتصادي سازمان برنامه و بودجه در دولت هاي اول هاشمي و خاتمي باني نگارش برنامه هاي اول و سوم توسعه شد. وي پس از انتصاب محمدرضا عارف به رياست سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور پيشنهاد تصدي مرکز آمار ايران را نپذيرفت و تمام وقت خود را به دانشکده نوپاي مديريت و اقتصاد شريف واقع در خيابان سهروردي تهران اختصاص داد؛ دانشکده دو طبقه يي که در سال 78 به همت دکتر علي نقي مشايخي و با حمايت سازمان برنامه و وزارت صنايع پا گرفت. مشايخي و نجمي از استادان مديريت، تاکنون دو دوره چهارساله رياست اين دانشکده را بر عهده داشته اند.ولي ماه گذشته براي نخستين بار عضوي از گروه اقتصادي به اين مقام رسيد.
7- مصطفي پورمحمدي
وزير کشور اوايل هفته همايش «منشور اخلاق انتخاباتي» را برگزار کرد . البته پورمحمدي براي برگزار کردن اين همايش به عنوان يکي از چهره هاي هفته انتخاب نشده بلکه به دليل نامه يي که براي احمد جنتي نوشته نامش در اين بخش آمده است. پورمحمدي در اين نامه از شوراي نگهبان خواسته تا با تاييد صلاحيت چهره هاي شناخته شده، شرايط انتخابات رقابتي را فراهم کند. در اين ميان اما کسي از وزير محترم کشور نپرسيد شما که به عنوان مسوول هيات هاي اجرايي، 80 درصد اصلاح طلبان را ردصلاحيت و از حضور در انتخابات محروم کرديد، چرا آن روز به برگزاري انتخابات رقابتي اعتقاد نداشتيد که حالا از شوراي نگهبان مي خواهيد آنهايي را که شما و دوستان تان در هيات هاي اجرايي ردصلاحيت کرده ايد به انتخابات بازگرداند. بهتر است پورمحمدي پاسخ اين سوال را پيش از انتخابات بدهد.
8- علي اکبر محتشمي پور
وزير کشور ميرحسين موسوي هفته سختي را سپري کرد. او از طرفي عزادار عماد مغنيه فرمانده ارشد حزب الله لبنان بود و از طرف ديگر در سوگ يکي از رفقاي قديمي اش در مجمع روحانيون مبارز، آيت الله محمدرضا توسلي، نشست. محتشمي پور در مراسم ختم آيت الله توسلي ضمن اعتراض به توهين هايي که اين روزها به خانواده امام (ره) مي شود، نسبت به ردصلاحيت ها انتقاد کرد.
9-عليرضا علي احمدي
محمود احمدي نژاد سه شنبه گذشته بالاخره به آرزويش رسيد و عليرضا علي احمدي را در قامت وزير در کابينه اش ديد. علي احمدي که از نزديکان احمدي نژاد محسوب مي شود، پس از هفته ها سرپرستي وزارت آموزش و پرورش توانست از نمايندگان راي اعتماد بگيرد و وزير شود. وي در مرداد سال 84 هم به عنوان وزير تعاون به مجلس معرفي شد اما آن هنگام نتوانست نظر نمايندگان را جلب کند. پس از راي عدم اعتماد، وي به عنوان رئيس دانشگاه پيام نور انتخاب شد و ارتباط نزديکش با رئيس جمهور را حفظ کرد تا همين چند هفته پيش که دو اتفاق مناسب وي را بسيار خرسند کرد. با کنار رفتن محمود فرشيدي از وزارت آموزش و پرورش، علي احمدي سرپرست اين وزارتخانه شد. پس از انتخاب مهرداد بذرپاش به مديرعاملي سايپا، نوبت به علي احمدي رسيد تا يک بار ديگر در معرض راي نمايندگان قرار بگيرد. به اين ترتيب پدرزن وزير و داماد هم مديرعامل سايپا شد تا خانواده بذرپاش و احمدي در دولت نهم مسووليت هاي مهمي را برعهده داشته باشند. احمدي حالا که به وزارت رسيده بايد به دو وعده اش عمل کند که اولي بسيار عجيب به نظر مي رسد. وي اعلام کرده قصد دارد 9 نوع مدرسه جديد به وجود آورد که اجرايي کردن آن بسيار بحث برانگيز به نظر مي رسد. وعده دوم وي هم اين بوده که اعلام کرده قصد دارد بازنگري اصل 30 قانون اساسي در مورد آموزش و پرورش رايگان را به مقام معظم رهبري ارائه کند.بايد ديد احمدي که پيش از اين در بسيج اساتيد دانشگاه علم و صنعت با احمدي نژاد همکار بود در دولت با رئيس جمهور چه تعاملي را برقرار مي کند.
10-علي کفاشيان
علي کفاشيان روزهاي سختي را سپري مي کند. او که پس از جنجال هاي فراواني به رياست فدراسيون فوتبال رسيد، حالا دربه در به دنبال مربي مناسبي است که هدايت تيم ملي را به او بسپارد. کفاشيان براي اين کار ابتدا خاوير کلمنته را در نظر گرفت اما پس از آمد و شدهاي فراوان، سرانجام کلمنته حاضر نشد سرمربيگري تيم ملي ايران را بپذيرد. اينک اما کفاشيان از چند نظر تحت فشار است. از طرفي شنيده مي شود که مسوولان سازمان ورزش امير قلعه نويي را به رئيس فدراسيون فوتبال پيشنهاد کرده اند و از طرف ديگر از راهروهاي فدراسيون فوتبال خبر مي رسد که هيات رئيسه فدراسيون به هيچ عنوان حاضر به همکاري با قلعه نويي نيست. در اين ميان گفته مي شود که رئيس فدراسيون با افشين قطبي و مجيد جلالي گفت وگوهايي داشته و احتمال اينکه يکي از اين دو نفر سرمربي تيم ملي شود وجود دارد. حالا که منصور ابراهيم زاده به عنوان سرمربي موقت انتخاب شده و مثل اينکه فدراسيون فوتبال عجله يي براي انتخاب سرمربي جديد ندارد.
قانون و اسفنديار
سيداميرحسين مهدوي
مصرف بنزين در ايران همانند مصرف بقيه حامل هاي انرژي بسيار بالاست و با رشد غيرمتعارف در حال افزايش است.
در سال 54 ميزان مصرف بنزين در ايران و ترکيه تقريباً مساوي و ميزان مصرف بنزين در فرانسه حدود شش برابر مصرف بنزين در ايران بوده است. اما در حال حاضر مصرف بنزين در ايران بالغ بر 10برابر مصرف بنزين در ترکيه و حدود دو برابر مصرف بنزين در فرانسه است. لازم به توضيح است که تعداد خودروهاي شخصي فرانسه بالغ بر پنج برابر تعداد خودروهاي شخصي ايران بوده است.
31 ميليون نفر از جمعيت 70 ميليوني کشور را افراد زير 20 سال تشکيل مي دهند و در نتيجه طي دو دهه آينده تعداد واحدهاي انرژي بر کشور با رشد نسبتاً بالا و يکنواخت افزايش خواهد يافت. طي اين دوره تعداد خودروهاي شخصي از 5/7 ميليون دستگاه به 25 ميليون دستگاه در سال 1405 افزايش خواهد يافت و در نتيجه رشد غيرمتعارف مصرف بنزين و ديگر حامل هاي انرژي حداقل طي دو دهه آينده کماکان ادامه خواهد يافت.
در واقع بخش اصلي مصرف بنزين و ديگر حامل هاي انرژي در ايران مربوط به هرزرفت و همچنين مصرف بي رويه يا اسراف است که باعث اتلاف بالغ بر 30 ميليارد دلار در سال مي شود.
همچنين شدت انرژي که ميزان مصرف انرژي براي واحد توليد ناخالص داخلي است در ايران بالغ بر سه و نيم برابر ترکيه و حدود نه برابر شدت انرژي در انگلستان است.
و حالا در چنين شرايطي دولت علاوه بر آنکه از ابتداي دي ماه گذشته ماهيانه 20 ليتر به سهميه بنزين يارانه يي خودروهاي کشور افزود و با اصرار اسفنديار رحيم مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري يکصد ليتر بنزين ويژه نوروز تخصيص داد، قصد دارد بنزين آزاد را هم با بهاي احتمالي 250 تومان يعني با حداقل 300 تومان سوبسيد روانه باک هاي مردم عزيز کند.
علاوه بر اين چند ماهي است که روزانه يک ميليون ليتر بنزين بين فرمانداران توزيع مي شود تا به صلاحديد مصرف کنند. تخصيص اين سهميه آن قدر «بهينه» است که در يکي از بازي هاي نيم فصل اول ليگ برتر فوتبال کشور فرماندار ...براي برد تيم ...هديه کوپن سي ليتري به هريک از بازيکنان را در نظر گرفت. اين قصه، فشرده يک تراژدي بزرگ در اقتصاد ملي به نام تبصره 13 است. دولت در ابتداي سهميه بندي (تير 86) براي عمل به اين تبصره قانون بودجه سهميه يکصدليتري براي هر خودرو سواري در ماه را اعلام کرد. با اعمال اين سهميه شايد ميزان واردات بنزين از سقف 5/2 ميليارد دلاري مندرج در قانون تجاوز نمي کرد. چه، با ورود 800 هزار خودرو جديد از تير تا پايان سال تامين همين جيره هم مرزهاي 5/2 ميليارد دلار را پشت سر مي گذاشت.
اما دولت محترم با تشويق «اسفنديار» کابينه و با هدف رونق گردشگري داخلي در پاييز صد ليتر، در دور دوم سهميه 80 ليتر و به بهانه نوروز 100 ليتر ديگر بر سهميه افزود. در حقيقت ستاد تبصره از بين دو انتخاب تمکين به خواسته رحيم مشايي و عمل به قانون بودجه گزينه نخست را برگزيد. به اين ترتيب مصرف دولت از سقف تعيين شده فراتر رفت و رياست محترم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هرگز پاسخ نداد که با تحميل اين هزينه يک ميليارد دلاري به کشور چه ميزان ارزش افزوده در اين صنعت ايجاد کرده است. اسراف منابعي که بارها با مخالفت علني مقامات وزارت نفت روبه رو شد.
شايد بهمن ماه امسال هرگز از حافظه «بهارستان» پاک نشود؛ زماني که نمايندگان متوجه شدند بايد مجوز برداشت از حساب ذخيره ارزي براي واردات بنزين را پس از هزينه کرد آن توسط دولت امضا کنند،