امير قادري

1- حالا و بعد از جايزه بهترين فيلم پارسال که به «مرحوم» مارتين اسکورسيزي دادند، توجه تمام و کمال اسکار به حماسه جنايي برادران کوئن «جايي براي پيرمردها نيست»، نشان از يک جور پذيرفتن سمت تاريک دنيا از سوي اين مراسم باشکوه است. حالا ديگر بدبيني مطلق و خشونت، خط قرمز داوران آکادمي اسکار نيست. اگر «مرحوم» درباره از کف رفتن آخرين نشانه هاي تعلق و هويت در اين دنيا بود، فيلم برادران کوئن، درباره شکاف هاي پرنشدني تمدن بشري است. اگر اسکورسيزي بحران هويت را در يک فيلم گنگستري مدرن مربوط به اين دنيا مطرح مي کرد، کوئن ها اما فرجام دهشتناک بشر را بي هيچ راه فراري نشان مي دهند. چاره يي جز افتادن به قعر يک چاه تاريک نيست و عجيب است که آکادمي روشن بين اسکار هم اين را پذيرفته است. راستش اين پذيرش و کوتاه آمدن پس از سال ها، از مضمون تيره فيلم هاي اسکورسيزي و برادران کوئن هم بيشتر ته دل آدم را خالي مي کند.
2- همه اينها در شرايطي اتفاق مي افتد که مراسم اهداي جوايز از هميشه بي مزه تر و بي خلاقيت تر برگزار شد. کمتر ايده يي بود که يک «واي» تر و تميز از دهان تماشاگرش بيرون بکشد. کليپ هاي جذاب معمول مراسم از تکه فيلم هاي تاريخ سينما، امسال محدود شده بود به تصاوير آرشيوي بي ربط و باربطي از مراسم و برنده هاي سال هاي قبل. حتي اسکار افتخاري امسال هم بر خلاف معمول به يک غول فيلمساز اهدا نشد. يکي دو موردي هم که مي توانست در مقياس اسکار يک حادثه تلقي شود، مثل جايزه بردن جولي کريستي بزرگ، اتفاق نيفتاد. مقايسه کنيد با اختتاميه جشنواره پارسال، وقتي کاپولا، اسپيلبرگ و لوکاس، به احترام اسکورسيزي بزرگ روي صحنه مراسم حاضر شدند. امسال بيشتر آدم هاي حاشيه يي روي سن حاضر شدند و گرفتند. آنهايي که انتظار نداشتيم. وقتي خواننده گمنام ايرلندي جاي آلن منکن مشهور صاحب هشت مجسمه طلايي آکادمي (که همين امسال براي سه ترانه نامزد بود،) جايزه گرفت و دزدان دريايي کارائيب، هيچ جايزه يي در رشته هاي فني نبرد.
3- به هر حال اين تنها اسکار تاريخ (به جز مراسم 1964) است که چهار جايزه بازيگري را اروپايي ها بردند و يک دانه اش هم به امريکايي ها نرسيد. بعضي جايزه ها را که اصلاً خود دريافت کننده ها هم خبرش را باور نمي کردند. از جمله وقتي تيلدا سوئنتين براي مايکل کلايتن و مارين کوتيار براي بازي در نقش اديت پياف جايزه بردند. امسال هيچ کدام از نامزدهاي جايزه بهترين فيلم، محصول جريان اصلي و توليد مستقيم يک کمپاني بزرگ به حساب نمي آمدند. سينماي امريکا هر وقت نياز به پوست اندازي را کنار گوش اش احساس مي کند، سراغ اين جور تغيير مسيرها مي رود.
4- در چنين مراسم و حال و هوايي بود که جوئل کوئن توانست لحن خاص و مسير فيلمسازي غريب شان را به رخ سينماي امريکا بکشد. او تشکر کرد از داورهايي که به او و برادرش در شرايطي جايزه داده اند که به هيچ وجه حال و هوايشان را نسبت به سال هاي نوجواني، وقتي با دوربين سوپر 8 فيلم کوتاهي درباره هنري کيسينجر ساختند، تغيير نداده اند. دو برادر تا جايي که توانستند پز مستقل بودن شان را به حاضران در مراسم و باقي مخاطب هايشان دادند. در اين بيست سال آنها مسيرشان را تغيير نداده بودند ولي داوران آکادمي اسکار چرا. اگر کوئن ها جايزه بهترين تدوين را هم مي گرفتند، آن وقت اولين فيلمسازاني مي شدند که به خاطر يک فيلم در يک دوره از مراسم، چهار بار روي سن رفته اند. اما حالا در کنار جيمز کامرون براي «تايتانيک»، بيلي وايلدر براي «آپارتمان» و فرانسيس فورد کاپولا براي «پدر خوانده؛ قسمت دوم» تنها فيلمسازاني اند که براي يک فيلم در يک دوره، سه جايزه برده اند.
5- گفتم کاپولا و ياد بخشي افتادم که جک نيکلسن (محبوب هميشگي مراسم اسکار) آمد روي صحنه و فهرست بهترين فيلم هاي تاريخ مراسم را ارائه کرد. بخش هايي از فيلم هاي برگزيده آکادمي در طول سال ها پخش شدند و باز فاصله نجومي دهه جادويي 1970 با باقي سال ها به يادمان آمد. اين روزها خيلي از انتخاب هاي آکادمي از مد افتاده و مسخره به نظر مي رسند، اما گوهرهاي دهه هفتادش نه؛ ارتباط فرانسوي، نيش، ديوانه از قفس پريد، کرايمر عليه کرايمر، پدرخوانده؛ قسمت دوم و... در مراسم ديروز اگر وجدي در کار بود، باز از همان سال ها مي آمد. چه وقتي نيکلسن روي صحنه آمد و چه وقتي استاد اسکورسيزي ظاهر شد تا جايزه بهترين کارگرداني را به کوئن ها بدهد؛ با تواضعي که هميشه در وجودش نسبت به تاريخ سينما وجود دارد و برادران کوئن که حالا جزيي از همين تاريخ به حساب مي آيند.
6- جرج کلوني با هر حضورش (از جمله مراسم امسال) آدم را ياد ستارگان دوران کلاسيک سينما مي اندازد. ولي اين دليل نمي شود که جاي فيلمسازهاي محبوب مان را در اين مراسم خالي نکنيم. کوئن ها را که کنار بگذاريم، اين تنها مايکل مان بزرگ بود که دو نشانه از دنيايش در مراسم امسال قابل رديابي بود. يکي برنده اسکار بهترين بازيگر زن مارين کوتيار که در فيلم تازه استاد «دشمن ملت» نقش دارد و نشانه دوم هم که کالين فارل از جهان «ميامي وايس» بود. يکي از رفقا مي گفت فارل بعد از ميامي وايس، حيفش مي آمده به گريم اش دست بزند. ماه ها با همان مدل مو و سبيل مي گشته و عشق اش را مي رسيده است. ظاهر فارل در اين مراسم هم يادگاري از همان فيلم را با خود داشت. به هر حال ظاهراً داورهاي آکادمي دارند سر عقل مي آيند. همين جور اگر بگذرد، بعيد نيست چند سال بعد «زودياک» و «خانواده سيمپسون» هم جايي در ميان نامزدهاي دريافت جايزه پيدا کنند. امسال که هيچ کدام از اين دو فيلم محبوب ما، بگو يک جايزه، نامزد نبودند.
7- معمولاً وقتي کليپ مربوط به جوايز درگذشتگان پخش مي شود، اولش هيچي ياد آدم نيست. امسال که آدم مهمي نمرده؛ و بعد اسم ها يکي يکي رديف مي شوند؛ از برگمان و آنتونيوني گرفته تا پيتر زينر تدوينگر پدرخوانده، جين وايمن (از همان هايي که آدم از خودش مي پرسد، مگر نمرده بود؟) و بالاخره هيت لجر اوردوز کرده. (انتظار داشتيم کليپ با برگمان تمام شود که با لجر تمام شد). همين جا بود که متوجه شديم بدل استيو مک کوئين، هماني که جاي استيو در آن نماي به ياد ماندني در «فرار بزرگ»، با موتور از روي سيم خاردار پريد، زنده بوده و امسال از ميان ما رفته است.