يكشنبه، 12 اسفند 1386 - شماره 1628
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
دو تن از اين زنان به جرم قتل شوهر و ديگري به اتهام کشتن فرزندش پاي چوبه دار مي روند
نام سه زن در فهرست اعداميان آخر هفته
گروه حوادث؛ سه زن که به اتهام قتل به قصاص محکوم شده اند در ليست اعداميان قرار گرفتند و قرار است چهارشنبه هفته جاري به دار آويخته شوند.

به گزارش خبرنگار ما اجراي حکم اعدام در زندان به اين سه زن ابلاغ شده و لحظات براي پايان زندگي آنها به شمارش افتاده است. اولين زن اعدامي شهربانو نام دارد که متهم است در سال 77 شوهرش را به قتل رسانده است. شهربانو که سه فرزند دارد و هر سه فرزندش اکنون در بهزيستي به سر مي برند، مدعي است شوهرش به نام رضا خودکشي کرده و وي هيچ نقشي در مرگ او نداشته است.ماموران پليس که با شکايت اولياي دم مقتول شهربانو را بازداشت کردند، ابتدا از طريق تماس تلفني اين زن در جريان مرگ رضا قرار گرفتند. شهربانو در تماس خود به پليس گفت؛ شوهرم رضا خود را در حياط خانه حلق آويز کرده است. با حضور پليس در محل و انجام تحقيقات اوليه جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت. شهربانو ابتدا به عنوان مطلع به اداره آگاهي احضار شد و در بازجويي ها گفت؛ هنگام حادثه من در خانه نبودم وقتي برگشتم ديدم جسد شوهرم از چارچوبي در حياط خانه آويزان شده است. رضا همسر دوم من بود و از او يک بچه داشتم، دو فرزند هم از همسر اولم داشتم که آنها هم با ما زندگي مي کردند. من نمي دانم چرا رضا خودکشي کرده است و از انگيزه اش مطلع نيستم.اين در حالي بود که متخصصان پزشکي قانوني نيز در گزارشي، خودکشي رضا را تاييد کردند. در اين گزارش آمده است؛ روي گردن رضا شياري وجود دارد که بر اثر کشيده شدن پارچه يي به وجود آمده که رضا براي خودکشي از آن استفاده کرده و تارهايي از اين پارچه روي شيار مشاهده شده است. هيچ آثار ضرب و جرح يا شکستگي روي صورت يا ساير اندام هاي بدن رضا مشاهده نشده و آثار شکستگي نيز در جمجمه وجود ندارد و مشاهدات نشان دهنده مرگ بر اثر خودکشي است.هرچند پزشکي قانوني مرگ را به طور قطع خودکشي اعلام کرد، اما خانواده رضا عليه شهربانو اعلام شکايت و با معرفي وي به عنوان قاتل، براي اين زن تقاضاي صدور حکم قصاص کردند، در تمام مراحل رسيدگي به پرونده شهربانو منکر قتل شد اما سرانجام در سال 80 دادگاه عمومي تهران وي را به قصاص محکوم کرد و اين حکم در ديوان عالي کشور هم به تاييد رسيد و پرونده پس از تاييد از سوي رئيس قوه قضائيه براي اجراي حکم به دادسراي جنايي تهران فرستاده شد. شهربانو که اکنون 50 سال دارد و از سال 78 در زندان به سر مي برد با ابلاغ اجراي حکم اعدامش در سحرگاه 15 اسفندماه روزهاي پراضطرابي را مي گذراند. دومين اعدامي زن 35ساله يي به نام اکرم است که اين زن هم به جرم قتل همسرش در زندان به سر مي برد.اکرم متهم است تابستان سال 81 شوهر 65 ساله اش را با همدستي مردي ديگر به قتل رسانده است. وي که پس از قتل خود را به کلانتري افسريه معرفي و تسليم کرده بود در جلسه محاکمه به قتل اعتراف کرد و گفت؛ مقتول شوهر دوم من بود، من در زندگي اولم موفق نبودم و به خاطر اعتياد شوهرم از او جدا شده بودم و دختري 8 ساله داشتم که با من زندگي مي کرد، يک سال بعد از جدايي خانواده ام مرا به عقد مردي 65 ساله درآوردند، خودم به اين ازدواج ميلي نداشتم اما اصرار خانواده ام باعث شد تا قبول کنم. مقتول مرد خوبي بود، اما چون با اجبار به عقدش درآمده بودم دوست نداشتم با وي زندگي کنم. چند روز قبل از حادثه با مردي آشنا شدم که به عنوان مسافر سوار ماشينش شده بودم، وقتي داشتم پياده مي شدم شماره تلفنش را به من داد و روز حادثه با او تماس گرفتم. مرد جوان به خانه ما آمد، من و مرد راننده نقشه قتل شوهرم را کشيديم، وقتي شوهرم به خانه آمد، ابتدا در غذايش داروي خواب آور ريختم. بعد از ناهار وي خوابيد، به خواب عميقي فرو رفته بود. من هم دستمالي را برداشتم و دور گردنش پيچاندم و آنقدر فشار دادم که خفه شد. بعد وسايلم را جمع کردم و به اتفاق دخترم و مرد راننده از خانه خارج شديم، اما مرد راننده دوباره به منزلمان برگشت تا خانه را به آتش بکشد و بعد به شمال فرار کرديم. چند روز بعد از اين اتفاق به شدت پشيمان شدم و به خاطر عذاب وجداني که داشتم به تهران برگشتم و خودم را به پليس معرفي کردم.پس از صدور حکم قصاص براي اکرم و تاييد آن در ديوان عالي کشور و انجام استيذان پرونده اين زن نيز به شعبه اجراي احکام فرستاده شد. در اين هنگام اولياي دم شوهر اکرم اعلام کردند در صورتي که زميني را که پدرشان به عنوان شيربها به پدر اکرم داده پس بگيرند، حاضر هستند از قصاص اکرم گذشت کنند، اما خانواده اکرم قبول نکردند زمين را پس دهند. به جز شهربانو و اکرم شنيده شده سهيلا زن 28ساله که فرزند پنج روزه اش را به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده است نيز در ليست اعداميان 15اسفندماه قرار دارد. سهيلا که يک زن خياباني بود در جلسه محاکمه اش و در دفاع از خود، روزهاي سياه زندگي اش را تشريح کرد و درباره انگيزه اش از قتل گفت؛ وقتي خيلي جوان بودم از خانه پدري فرار کردم، جايي که برايم مثل جهنم بود، مي خواستم زندگي خوبي داشته باشم اما هيچ کس نمي داند در اين سال ها بر من چه گذشت و چند بار مورد آزار و اذيت گروهي قرار گرفتم. من هيچ پناهگاهي نداشتم.وي افزود؛ فرزندم حاصل يک رابطه نامشروع بود و براي اينکه او دچار سرنوشت من نشود، کشتمش. پدر او مردي معتاد است که يک سال به من پناه داد و به همين خاطر هم نمي خواهم معرفي اش کنم و گرفتار شود.در جلسه محاکمه نماينده دادستان تهران به عنوان ولي دم قهري عليه سهيلا اعلام شکايت و براي وي تقاضاي قصاص کرد و مطابق اين خواسته قضات شعبه 71 دادگاه کيفري اين زن را به اتهام قتل فرزندش به مرگ محکوم کردند.

خبر اعدام سهيلا از سوي مقامات قضايي تاييد نشده اما شنيده شده که وي نيز در ليست اعداميان قرار دارد.
با انکارهاي متهم به قتل در جلسه محاکمه
معماي قتل مادر و کودک سه ساله پيچيده تر شد
گروه حوادث؛ پرونده اتهامي مردي که متهم است همسر و فرزند سه ساله اش را به قتل رسانده با توجه به نقص تحقيقات پس از چهار سال به دادسراي جنايي تهران باز گردانده شد.

به گزارش خبرنگار ما، اين جنايت در سال 82 به وقوع پيوست و پس از پيدا شدن جسد شهناز و پسر سه ساله اش پدر شوهر زن جوان متهم به اين جنايت شد.اما متهم 80 ساله پس از دستگيري پيش از محاکمه در زندان جان باخت. علي دلداري که از همان ابتدا به عنوان داديار اظهارنظر پرونده را بررسي مي کرد پس از مرگ عروجعلي 21 دليل را مطرح کرد که نشان مي داد، عروجعلي قاتل عروس و نوه اش نبوده است پس از آن شوهر شهناز به نام علي متهم اين جنايت هولناک شناخته شد و تحت پيگرد قرار گرفت. علي ديروز در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران پاي ميز محاکمه رفت.روز گذشته در ابتداي جلسه محاکمه علي دلداري به عنوان نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ 8 اسفندماه سال 82 به پليس خبر رسيد شهناز زن 21 ساله و عليرضا فرزند 3 ساله اش در خانه به قتل رسيده اند و اجساد را شوهر شهناز به نام علي پيدا کرده است. با توجه به اينکه متهم حاضر در دادگاه اتهام قتل عمد را رد کرد، مظنونان زيادي از سوي پليس شناسايي شدند و مورد تحقيق قرار گرفتند، سرانجام 16 آبان ماه سال 83 عروجعلي پدر متهم و پدر شوهر شهناز به قتل اعتراف کرد. وي در اعترافاتش گفت؛ چون پسرم به عروس و نوه ام بسيار توجه مي کرد من به آنها حسادت مي کردم و در نهايت تصميم به قتل گرفتم و شهناز و نوه ام را در خانه شان سر بريدم.علي دلداري ادامه داد؛ چند روز بعد عروجعلي خودکشي کرد و پرونده با توجه به مرگ متهم بسته شد، اما وقتي حکم به اولياي دم شهناز ابلاغ شد آنها اعتراض کردند و مدعي شدند علي عامل اصلي قتل است. اين اعتراض در شعبه 1156 دادگاه عمومي مورد بررسي و تاييد قرار گرفت و اکنون من به عنوان نماينده دادستان براي متهم تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.سپس خواهر شهناز به عنوان شاکي پرونده در جايگاه حاضر شد و تقاضاي مجازات علي را مطرح کرد. او گفت؛ شوهر خواهرم با زنان ديگر رابطه داشت و شهناز را مانع کارهايش مي ديد به همين دليل هم او را کشت. علي بيشتر وقت ها بچه سه ساله اش را در حمام يا اتاق خواب زنداني مي کرد و کتک مي زد بنابراين انگيزه کافي براي قتل داشته است.وي در پاسخ به اين سوال که چرا پدر علي ابتدا قتل را به گردن گرفته بود، گفت؛ بين شهناز و پدر شوهرش هيچ ارتباطي وجود نداشت و عروجعلي فقط يک بار خواهرم را در محضر هنگام عقدش ديده بود، آنها رابطه يي با هم نداشتند که مشکلي بينشان به وجود آيد و او تحت فشار قتل را پذيرفت.سپس علي متهم پرونده در جايگاه حاضر شد. وي اتهام قتل را نپذيرفت و گفت؛ من مرتکب قتل نشدم و نمي دانم چه کسي اين کار را کرده است. من با همسرم مشکلي نداشتم.وي ادامه داد؛ من نمي دانم زمان قتل به چه دليل پدرم بازداشت شد و حتي از خودکشي او هم خبر نداشتم، به من گفتند پدرم بدحال است و او را به بيمارستان برده اند وقتي به بيمارستان رسيدم به من گفتند وي به قتل اعتراف کرده است اما وقتي از او خواستم قسم بخورد که قتل کار او است، قبول نکرد.متهم در ادامه ادعا کرد در اين مدت که در زندان بودم قاتل واقعي همسر و فرزندم چندين بار به خانه ام سر زده و صاحبخانه ام را تهديد کرده است و همين مساله نشان مي دهد من قاتل نيستم.در اين هنگام صاحبخانه متهم در برابر قضات قرار گرفت و گفت؛ در پي قتل شهناز و فرزندش 80 نامه تهديدآميز برايم فرستاده اند، يکبار هم آپارتماني را که متهم و همسرش در آن بودند و از سوي پليس پلمب شده بود، آتش زدند، يک بار هم بدون اينکه کسي متوجه شود فردي وارد آنجا شد ولي قبل از اقدام ما فرار کرد.سپس متهم دوباره در جايگاه قرار گرفت و در پاسخ به اين سوال که چرا همسرش حجاب کامل نداشته و تارهاي موي کشف شده در دست وي متعلق به کيست، گفت؛ همسرم هميشه حجاب کامل داشت و در برابر هيچ کس بي حجاب نبود و من نمي دانم که چطور اين اتفاق افتاده و تارهاي مو متعلق به چه کسي است.بعد از دفاعيات متهم قضات شعبه 71 مدارک را براي اثبات گناهکاري يا بي گناهي علي کافي ندانستند و پرونده را براي تکميل تحقيقات به دادسرا جنايي بازگرداندند.
پسر 17 ساله، زني را در خانه اش به قتل رساند
رابطه پنهاني، عامل جنايت با کراوات صورتي
گروه حوادث؛ راز جنايت با کراوات صورتي رنگ که در جريان آن زني جوان به قتل رسيد در روابط پنهاني اين زن با پسري 17 ساله نهفته بود.به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/17 روز 7 اسفندماه افسران جنايي پليس آگاهي و محمدحسين شهرياري - بازپرس ويژه قتل تهران - خود را به آپارتماني در چهارراه دانشگاه واقع در بزرگراه آهنگ رساندند تا به تحقيق درباره علت مرگ زني 33 ساله به نام مهناز بپردازند. جسد اين زن در آشپزخانه رها شده بود و گره خوردن يک کراوات صورتي رنگ بر گردن وي از نقش يک مرد در اين جنايت حکايت داشت. در معاينه هاي اوليه پزشک قانوني حاضر در صحنه قتل تاييد کرد مهناز با همان کراوات خفه شده است.

اين جنايت در حالي به وقوع پيوسته که هيچ سرقتي از قربانگاه صورت نگرفته و عامل جنايت براي وارد شدن به منزل زن جوان با مانعي روبه رو نشده بود. از سويي زمان قتل درست در ساعتي بود که دختر 14 ساله و شوهر مقتول در خانه حضور نداشتند. بنابراين پليس بايد به جست وجو براي يافتن مردي آشنا مي پرداخت که انگيزه هايي کافي براي يک جنايت انتقام جويانه يا قتل آني را داشته باشد. آنچه باعث تفوق کارآگاهان در اين پرونده جنايي شد اظهاراتي بود که همسايگان مهناز مطرح کردند. همگي آنان در جريان تحقيقات گفتند پسري جوان را مشاهده کرده اند که وارد آپارتمان مقتول شد. آنها همچنين اظهار داشتند صداي داد و فرياد و درگيري مهناز و پسر جوان را به وضوح شنيده اند. در اين ميان يکي از شاهدان اعلام کرد توانسته چهره آن جوان ناشناس را از روبه رو ببيند و تا حدودي مشخصات وي را به خاطر سپرده است.هنگامي که ويژگي هاي ظاهري مظنون احتمالي اين جنايت در پرونده به ثبت رسيد دختر 14ساله مقتول تحت بازجويي قرار گرفت اما گفت چنين فردي را نمي شناسد. شوهر مهناز نيز ابتدا همين جمله را تکرار کرد اما پس از مدتي تفکر اعلام کرد يکي از اقوام دور همسرش شبيه به همان جواني است که همسايگان او را مشاهده کرده اند. اين جوان 17 ساله نويد نام داشت و خواهرزاده جاري مهناز بود.پليس براي اطمينان از هويت مظنون تحت تعقيب به جست وجو در آلبوم عکس هاي خانوادگي مهناز پرداخت و تصويري را به دست آورد که در آن زن 33ساله در کنار نويد حضور داشت.

عکس به گونه يي بود که شائبه وجود ارتباط پنهاني ميان اين دو را قوت مي بخشيد، به همين خاطر کارآگاهان بي درنگ عملياتي را براي دستگيري نويد طرح ريزي کردند. آنان که متوجه شده بودند اين جوان به عنوان شاگرد راننده در ترمينال جنوب مشغول به کار است شامگاه روز حادثه راهي اين محل شدند و با پرس وجو از مسوول تعاوني مسافري که نويد زير نظر آن کار مي کرد پي بردند اتوبوس وي تهران را به مقصد شيراز ترک کرده است. تماس تلفني با راننده اتوبوس فاش کرد متهم فراري برخلاف معمول در محل کارش حضور نيافته و راننده ساعت 18 به تنهايي عازم استان فارس شده است.غيبت ناگهاني نويد، در کنار اظهارات همسايه هاي مقتول و عکس کشف شده از وي، به دليلي ديگر براي اثبات مجرم بودن او تبديل شد و اين بار پليس تلاش کرد خانه اين جوان را شناسايي کند.

نتايج اين مرحله از تحقيقات کارآگاهان را با اخذ نيابت قضايي از بازپرس شهرياري راهي کرج کرد اما آنان هنگامي که ساعت پنج بامداد روز چهارشنبه هفته گذشته -يک روز پس از قتل - در خانه متهم حضور يافتند متوجه شدند وي از روز سه شنبه به منزلش نيز مراجعه نکرده است. به اين ترتيب گره تازه يي در پرونده به وجود آمد و افسران جنايي که ديگر ردپايي از نويد در اختيار نداشتند ترجيح دادند با تحت کنترل در آوردن تلفن منزل وي در انتظار نخستين تماس اين جوان بمانند. سرانجام ظهر روز پنجشنبه نويد با خانه اش تماس گرفت و کارآگاهان از اين طريق پي بردند متهم از آپارتماني در تهرانسر به منزلش تلفن کرده است. با افشاي اين موضوع ساعت 14 روز 9 اسفندماه تيم ويژه يي از ماموران عملياتي پليس آگاهي خانه مورد نظر را محاصره و نويد را بازداشت کردند.

اين جوان پس از انتقال به پليس آگاهي تحت بازجويي قرار گرفت و ارتکاب قتل را پذيرفت. او گفت؛ من از يک سال پيش رابطه ام با خانواده مهناز بيشتر شد، ابتدا با دختر 14 ساله او دوست بودم اما اين رابطه پايان يافت و پس از آن بود که ارتباطم با مهناز شکل گرفت. او از زندگي با شوهرش ناراضي بود و مي گفت همسرش به وي بي اعتنايي مي کند. مهناز ديگر نمي خواست با اين مرد زندگي کند و مي گفت مايل است با من باشد. به اين ترتيب رابطه ما ادامه داشت تا اينکه روز سه شنبه مهناز به من تلفن کرد و خواست به خانه اش بروم.متهم به قتل ادامه داد؛ روز حادثه من و مهناز با هم ناهار و مشروب خورديم و پس از آن مهناز به من پيشنهاد رابطه داد ولي من قبول نکردم و بر سر اين مساله با يکديگر درگير شديم. در اين اثنا مهناز کراوات مرا باز کرد و من که به شدت عصبي شده بودم همان کراوات را دور گردنش حلقه زدم و وي را خفه کردم و به سرعت گريختم. بنابراين گزارش پس از اعترافات نويد وي راهي بازداشتگاه شد و تحقيقات از او ادامه خواهد يافت.
سارق کم حواس مدارک شناسايي اش را جا گذاشت
گروه حوادث؛ سارق کم حواسي که هنگام سرقت اثاثيه منزل مدارک شناسايي خود را جا گذاشته بود در تلاش براي پس گرفتن مدارک خود از صاحبخانه در چنگ ماموران گرفتار شد. به گزارش خبرنگار ما، بامداد روز نهم بهمن ماه امسال اهالي خانه يي در خيابان خاوران هنگام بازگشت به منزل خود دريافتند اثاث ارزشمند منزلشان در ساعاتي که آنها در خانه حضور نداشته اند به سرقت رفته است. با اعلام اين سرقت به مرکز فوريت هاي پليسي 110 ماموران براي بازديد از محل سرقت روانه اين خانه شدند و پس از تهيه صورتجلسه اوليه تحقيقات براي شناسايي و دستگيري سارق آغاز شد. در حالي که با گذشت يک ماه از وقوع اين سرقت هنوز ماموران در يافتن رد سارقان ناکام مانده بودند همسايه هاي اين خانه با تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 از دستگيري سارق جوان خبر دادند. دقايقي بعد تيم تجسس کلانتري در محل حاضر شدند و مرد جواني را يافتند که توسط همسايه ها دستگير شده و با دست و پاي بسته انتظار ماموران را مي کشد.

زن صاحبخانه در توضيح چگونگي دستگيري سارق به ماموران گفت؛ در حال مرتب کردن خانه بودم که کسي زنگ در را به صدا در آورد. هنگامي که در را باز کردم خود را در برابر مرد جواني يافتم که با فشار آوردن مرا به داخل هل داد و خود وارد خانه شد و به من گفت سارقي است که يک ماه پيش وسايل خانه ما را به سرقت برده و تهديد کرد اگر سر و صدايي از من بلند شود مرا خواهد کشت. سپس از من خواست مدارک شناسايي او را که حين سرقت در خانه ما جا گذاشته به او پس بدهم. بعد از اينکه من از جاي مدارک اظهار بي اطلاعي کردم دست و پاي مرا بست و شروع به جست وجوي خانه کرد. همسايه ها که با شنيدن سر و صداي به هم ريختن خانه کنجکاو شده بودند به کمک من آمدند و اين مرد را دستگير کردند. سارق 27ساله به نام محسن که به کراک اعتياد دارد در بازجويي اوليه به ماموران گفت؛ يک ماه پيش مدارکم را در حال سرقت در اين خانه جا گذاشتم. از آنجا که به گواهينامه و کارت موتورم احتياج داشتم، تصميم گرفتم براي پس گرفتن آنها دست به کار شوم، اما توسط همسايگان دستگير شدم. با دستگيري اين سارق حرفه يي تحقيقات پليس درخصوص ساير جرائم احتمالي وي همچنان ادامه دارد.
مواد مخدر صنعتي و سارقان کم حواس
مريم رامشت*

اخيراً شاهد اقدامات عجيب از سوي دو سارق بوديم. يکي از دزدان حرفه يي که يکي محکوم به حبس ابد و فراري بود در صحنه سرقت موبايل خود را جا گذاشت و سارق دوم مدارک شناسايي اش را در محل سرقت باقي گذاشت. ارتکاب اين اشتباه از سوي دو سارق ذکر شده نشان مي دهد هر دو هنگام دزدي تحت تاثير مواد مخدر صنعتي بوده و خودشان نيز اقرار کرده اند که به کراک اعتياد دارند.در مواد مخدر سنتي از قبيل ترياک فرد معتاد پس از استعمال مواد دچار نشئگي مي شود و در نتيجه به علت کندي حرکت و کاهش تمرکز در اين زمان قادر به انجام اعمال مجرمانه نيست. در عوض زماني که مواد به فرد نمي رسد با پايين آمدن آستانه تحمل فرد احتمال بروز هرگونه حرکتي از وي وجود دارد. اما فردي که مواد صنعتي جديد را مصرف مي کند پس از مصرف تحت تاثير اثرات رواني اين مواد قرار مي گيرد. مصرف اين مواد باعث اختلال حواس فرد مي شود و اين معتادان در تطابق زمان و مکان با اشتباه روبه رو مي شوند. به طوري که مکان دور را نزديک تصور کرده و زمان کوتاهي، به اندازه چند ساعت در نظرشان مي آيد. اين اختلال حواس و توهم گاهي اوقات به صورت خودبزرگ بيني نيز در اين افراد بروز مي يابد. فرد معتاد خود را قدرتمند و دست نيافتني و غيرقابل کنترل تصور مي کند. اين احساسات اغراق آميز سبب مي شود وي از هيچ عقوبتي هراس نداشته باشد و از اين رو اعمال بزهکارانه از اين افراد زياد سر مي زند. بنابراين مسوولان بايد با توجه به تاثير مواد مخدر صنعتي در ارتکاب جرم و بزه حساسيت ويژه يي در اين خصوص داشته باشند.

*روان شناس و مدرس دانشگاه
عناوين اين صفحه
نام سه زن در فهرست اعداميان آخر هفته
معماي قتل مادر و کودک سه ساله پيچيده تر شد
رابطه پنهاني، عامل جنايت با کراوات صورتي
سارق کم حواس مدارک شناسايي اش را جا گذاشت
مواد مخدر صنعتي و سارقان کم حواس
موارد مختلفي از هنجارشکني مجريان طرح امنيت اجتماعي داشته ايم
رئيس پليس استان تهران استعفا کرد
تهديد به خودکشي از طبقه هفتم ساختمان
توصيه هاي ايمني در زمان خانه تکاني
شعله هاي آتش جان 8 تهراني را گرفت
اختلاف کهنه به آدمکشي انجاميد
ذبح گوسفندان، بهانه يي براي سرقت

معاون دادستان تهران خبر داد
موارد مختلفي از هنجارشکني مجريان طرح امنيت اجتماعي داشته ايم
معاون دادستان تهران در امور ضابطان قضايي از برخي اقدامات خلاف قانون تعدادي از مجريان طرح امنيت اجتماعي خبر داد و گفت؛ با اين ماموران برخورد مي شود.محمود سالارکيا در گفت وگو با ايسنا در مورد ماموراني که در راستاي اجراي طرح هاي ارتقاي امنيت اجتماعي مرتکب قانون شکني مي شوند، تصريح کرد؛ همواره از طريق فرماندهان ارشد ناجا در جلسات مختلف رسمي و توجيهي به نيرو ها تاکيد شده که با هنجارشکن نبايد از طريق هنجارشکني برخورد کرد زيرا اگر با قانون برخورد شود قطعاً افراد مي پذيرند و اقدامات اثرگذار خواهد بود اما اگر با حرمت شکني و ناديده گرفتن قانون برخورد هاي ناشايست صورت گيرد اقدامات نه تنها اثر مثبتي نخواهد داشت، بلکه نتيجه معکوس مي دهد. سالارکيا افزود؛ در اين ميان افرادي نيز هستند که با توجه به حجم کار و نيرو ها هنجارشکني کنند و خود را ماوراي قانون بدانند، موارد مختلفي از اين دست داشته ايم که هم بازرسي ناجا با آنها برخورد کرده و هم اگر موضوع به دادسراي تهران منعکس شده باشد برخورد قضايي صورت گرفته و افراد احضار شده اند. معاون دادستان تهران در امور ضابطان در مورد پرونده هاي تشکيل شده در اين مورد گفت؛ نسبت به حجم کار انجام گرفته تعداد زيادي پرونده در اين زمينه داريم؛ معتقديم حتي تعداد کم پرونده در اين مورد با توجه به اهداف عاليه زياد به شمار مي آيد و همين تعداد هم نبايد باشد. سالارکيا اضافه کرد؛ اعتقاد ما بر اين است که در تمام مراحل بايد با رعايت کامل حقوق شهروندي، ادب و احترام با هنجارشکنان برخورد و موازين قانوني دقيقاً رعايت شود. حال در اين رابطه از ميان افراد مورد برخورد نيز ممکن است اقداماتي تدافعي و شديد صورت گيرد که در مورد اين اشخاص قانون پيش بيني هاي لازم را کرده است و نيازي به برخورد هاي فراقانوني ماموران نيست.وي در ادامه خاطرنشان کرد؛ در ايام نوروز به مجرمان داراي جرم خطرناک و همچنين سارقان زنداني، مرخصي داده نمي شود. محمود سالارکيا در گفت وگو با ايسنا تصريح کرد؛ طي چند سال اخير با احياي دادسرا ها هر سال با شروع اسفندماه تدابيري براي اعطاي مرخصي به زندانيان اتخاذ شده است. ما در اين ايام از خروج افراد داراي جرم خطرناک جلوگيري مي کنيم. همچنين به دليل آنکه عمدتاً مردم در ايام نوروز به سفر مي روند و لازم است که با اطمينان خاطر منازل خود را ترک کنند به هيچ سارق محکوم به حبسي نيز مرخصي اعطا نمي شود.


رئيس پليس استان تهران استعفا کرد
سردار رضا زارعي رئيس پليس استان تهران از سمت خود استعفا کرد و امروز محل خدمتش را ترک خواهد کرد.به گزارش ايسکانيوز سردار «زارعي» چهار سال پيش از سوي سردار قاليباف به فرماندهي پليس استان تهران انتخاب شده بود.استعفاي او به تازگي از سوي فرمانده ناجا پذيرفته شد و قرار است امروز طي آيين ويژه يي با حضور سرتيپ ذوالفقاري (جانشين فرمانده پليس کشور) از سمتش کناره گيري کند. بنابر اين گزارش سرتيپ «عليرضا اکبرشاهي» که پيش از اين فرمانده پليس استان يزد بود جانشين سردار «زارعي» مي شود.


تهديد به خودکشي از طبقه هفتم ساختمان
مرد جواني که به خاطر دريافت نکردن 14 ماه حقوقش قصد خودکشي داشت با تلاش ماموران از اين اقدام منصرف شد. به گزارش فارس ساعت 45/8 صبح ديروز جوان 32 ساله يي در يک اقدام جنون آميز تصميم به خودکشي گرفت.اين مرد که 14 ماه حقوق دريافت نکرده است خودش را به طبقه هفتم ساختمان محل کارش در خيابان فاطمي رساند، اما با اعلام گزارش اين واقعه ماموران در محل حاضر شدند و وي را از پريدن از ساختمان منصرف کردند.اين فرد کارگر شرکت صنايع چوب طالقاني است که از پنجره ساختمان اين شرکت قصد خودکشي داشت.


توصيه هاي ايمني در زمان خانه تکاني
سازمان آتش نشاني تهران، با توجه به حوادثي که هرساله هنگام خانه تکاني به وقوع مي پيوندد به شهروندان هشدار داد.در اين هشدارها آمده است؛ در زمان نظافت خانه خود و استفاده از نردبان يا چهارپايه از اتکاي آن به زمين کاملاً مطمئن باشيد و از نوع استاندارد و نردبان دوطرفه استفاده و از شست وشوي پرده، کف آشپزخانه، حمام و غيره که آلوده به مواد روغني هستند توسط مواد سريع الاشتعال مانند بنزين جداً خودداري کنيد. از قرار دادن مواد شوينده مانند وايتکس و جوهر نمک روي زمين و در دسترس کودکان جداً بپرهيزيد و در زمان پاک کردن شيشه و پنجره هاي منزل احتياط لازم را به خرج دهيد و از رفتن روي نرده ها يا قرنيزهاي آن جداً خودداري کنيد.در ادامه اين توصيه ها تاکيد شده است شست وشوي لوازم برقي مانند لوستر، چراغ روشنايي و... قبل از قطع کامل برق بسيار خطرناک است و احتمال برق گرفتگي افراد را محتمل مي سازد لذا اول برق وسيله برقي را قطع و سپس نسبت به پاکسازي آن اقدام کنيد. درزمان جابه جايي لوازم خانگي بالاخص اجاق گاز احتياط و کليه اتصالات مربوط به گاز اعم از شهري و کپسول را با آب و صابون کنترل کنيد تا از نشتي نداشتن گاز مطمئن شويد.سازمان آتش نشاني همچنين خاطرنشان کرد؛ از ريختن مواد قابل اشتعال در چاه هاي فاضلاب، دستشويي و توالت جداً خودداري کنيد چرا که در اثر ريزش اين گونه مواد در محيط خانه احتمال انفجار و آتش سوزي بسيار محتمل است.همچنين از جابه جايي لوازم و اثاثيه سنگين منزل به صورت فردي اجتناب کنيد و در اين مورد از کارگران حرفه يي يا کار گروهي بهره بگيريد.


شعله هاي آتش جان 8 تهراني را گرفت
گروه حوادث؛ آتش سوزي شبانه جان پنج کارگر جوان کارگاه پشم شيشه را در بازار تهران گرفت.شعله هاي آتش سه تن ديگر را نيز در 72 ساعت گذشته به کام مرگ کشاند.به گزارش خبرنگار ما ساعت 3 بامداد پنجشنبه 9 اسفند ماه جاري ساکنان منازل اطراف کارگاهي در خيابان 15 خرداد با مشاهده شعله هاي آتش که از اين واحد تجاري زبانه مي کشيد مراتب را به آتش نشاني اطلاع دادند تا براي فرونشاندن حريق وارد عمل شوند. دقايقي بعد 3 خودرو آتش نشاني به همراه ماموران کلانتري و آمبولانس اورژانس در محل حاضر شدند. ساعتي بعد زماني که امدادگران توانستند شعله هاي آتشي را که تمام پشم شيشه و اسفنج هاي موجود در کارگاه را در بر گرفته بود مهار کنند با جسد پنج مرد مواجه شدند که قرباني اين آتش سوزي شده بودند. با کشف اجساد بلافاصله محمد روشن بازپرس ويژه قتل پايتخت در جريان امر قرار گرفت و دقايقي بعد براي بررسي صحنه در محل حاضر و تحقيقات از صاحب کارگاه آغاز شد. اين مرد 57 ساله به ماموران گفت؛ من تنها يکي از اين قربانيان را مي شناسم که پسر جواني به نام مسلم است. او جايي براي خواب نداشت به همين دليل با وساطت من جايي به او داده بودند. مدتي است که اين کارگاه را به فرد ديگري اجاره داده ام به همين دليل از چگونگي اين حادثه و هويت ديگر قربانيان آتش سوزي اطلاعي ندارم. در حالي که بررسي هاي پليس و بازپرس ويژه قتل براي شناسايي هويت و اولياي دم قربانيان اين حادثه ادامه دارد، تحقيقات فشرده کارشناسان آتش نشاني براي کشف علت وقوع اين حادثه آغاز شده است. نتيجه بررسي هاي اوليه حاکي از آن است که شعله ور شدن پشم شيشه هاي موجود در کارگاه و انتشار سريع شعله ها در داخل کارگاه فرصت فرار را از پنج مرد جواني که در خواب شامگاهي به سر مي بردند گرفته و آنان را به کام مرگ کشانده است. در همين حال روز گذشته پايگاه اطلاع رساني آتش نشاني تهران از مرگ سه تن ديگر در حوادثي جداگانه و بر اثر آتش سوزي طي 72 ساعت گذشته خبر داد. تحقيقات در خصوص اين حوادث همچنان ادامه دارد.


اختلاف کهنه به آدمکشي انجاميد
اختلاف دو جوان با يکديگر به وقوع يک جنايت خياباني منجر شد.در اين حادثه که روز جمعه در محله مولوي به وقوع پيوست جواني 25 ساله يي به نام «علي» کشته شد.شواهد نشان مي دهد مرد 26 ساله يي به نام «احمد»به خاطر اختلاف هاي کهنه «علي» را از پا درآورد و به سرعت گريخت. ديروز اين پرونده براي رسيدگي قضايي به شعبه اول دادسراي جنايي تهران سپرده شد و رازگشايي معما از سوي کارآگاهان ادامه يافت. پليس اميدوار است با توجه به سرنخ هاي موجود، متهم را در کوتاه ترين زمان ممکن بازداشت کند.


ذبح گوسفندان، بهانه يي براي سرقت
سارقي که در شهرستان نيشابور با شگردي خاص اقدام به سرقت وجه نقد و اموال باارزش افراد مسن مي کرد، دستگير شد. اين سارق با مراجعه به افراد مسن که کار ذبح گوسفندان را در سطح شهر انجام مي دادند، به بهانه اينکه قصد ذبح يک گوسفند نذري را دارد، آنها را سوار موتورسيکلت مي کرد و پس از رسيدن به بيابان و مناطق خلوت با تهديد چاقو از اين افراد اخاذي مي کرد. متهم به نام عباس تاکنون به 17 فقره سرقت با اين شيوه اعتراف کرده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام