
محبوبه ابويي
گروه اقتصادي؛ ارتباط ميان صنعت و دانشگاه از ديرباز در بسياري از کشورها مطرح بوده است. برخي از کشورها بنا به نياز و ساختار صنعتي و دانشگاهي خود اين ارتباط را تا حد ممکن تعيين، طراحي و به اجرا درآورده اند، اما به علت پيچيدگي موضوع، استقرار چنين ارتباطي در بسياري از کشورها همچنان با مشکلات فراواني مواجه است.
پيشرفت تکنولوژي کنوني کشورهاي پيشرفته بدون توجه به آموزش، امکانپذير نيست و اين کشورها در حقيقت از وابستگي حياتي آموزش و تکنولوژي، به ارتباط صنعت و دانشگاه رسيده اند. البته براي اجراي اين پديده در جامعه بايد بسترسازي شود و دانشگاه موظف است نيروي انساني خلاق تربيت کرده و صنعت نيز قدرت پذيرش خود را افزايش دهد.
هرگاه در جامعه صحبت از ارتباط صنعت و دانشگاه مي شود، بيشتر اذهان متوجه دانشگاه هاي صنعتي و دانشکده هاي علوم مي شود. در حالي که اين گمان، برداشت درستي از موضوع نيست و صنايع با طيف وسيعي از علوم مختلف سروکار دارند. دانشگاه و صنعت بايد با هم ارتباط دوسويه يي داشته باشند و با هم همکاري کنند. اين ارتباط به معني جاري شدن علم دانشگاه ها در شاهرگ هاي جامعه و استفاده علمي از دانش است. يعني اينکه دانشگاه ها و پژوهشگران به حل مشکلات و چالش هاي روزمره جامعه کمک کنند. متاسفانه در حال حاضر تنها بخش کوچکي از علم توليد شده در دانشگاه هاي کشور براي حل مشکلات و برآوردن نيازهاي جامعه به کار گرفته مي شود. بنابراين دانشگاه و صنعت بايد هماهنگ شوند و در خدمت همديگر و در نتيجه در خدمت جامعه باشند. البته دولت بايد رابط ميان اين دو باشد و ارتباط صنعت و دانشگاه را ساماندهي کند.
از وقتي که دانشگاه ها به وجود آمده اند، تحقيقات در کنار آنها رشد کرده و تحقيقات علمي تخصصي ارزشمند موجب به کمال رسيدن يک موضوع با تئوري علمي شده است. متاسفانه در کشور ما اين مهم کمتر مدنظر قرار گرفته است و در دانشگاه ها سيستم مناسبي براي تحقيق وجود ندارد. تاکنون برنامه هاي متنوع و روشني در نظر گرفته نشده است که افراد در حال تحصيل و فارغ التحصيل شدگان را به تحقيق وادارد. تحصيلکرده ها از دل صنعت بيرون نيامده اند تا کارآزموده باشند و استادان دانشگاه ها که به تحقيق مي پردازند بيشتر کساني هستند که از صنعت اطلاعات کمي دارند. از طرفي، هرچند بيشتر دست اندرکاران اصلي صنعت کشورمان فارغ التحصيلان دانشگاه ها هستند ولي وقتي همين فارغ التحصيلان به مسووليتي مي رسند با دانشگاه بيگانه مي شوند، بنابراين مي توان نتيجه گرفت که محدود بودن ارتباط صنعت و دانشگاه منجر به آن شده که تحقيق و نوآوري در صنعت کمتر به وجود آيد و اتکا به تکنولوژي خارجي ادامه پيدا کند. در همين راستا محمدقلي يوسفي استاد دانشگاه علامه طباطبايي گفت؛ با توجه به اهميت ارتباط صنعت و دانشگاه متاسفانه صنعت و دانشگاه به صورت دو جزيره مستقل از هم عمل مي کنند و هنوز اين مساله مرتفع نشده است در حالي که دانشگاهيان و دانشجويان به راحتي مي توانند صنعت را شناسايي کنند و از طرف ديگر صنعتگران نيز مي توانند مشکلات خودشان را به وسيله دانش دانشجويان رفع کنند.
اين استاد دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينکه اگر صنعت و دانشگاه ارتباط نزديک با هم برقرار نکنند به طور قطع جامعه از اين وضع لطمه مي خورد، گفت؛ آموزش به تنهايي براي جامعه کافي نيست و در حال حاضر شاهد اين واقعيت هستيم که روز به روز به افراد تحصيلکرده بيکار جامعه افزوده مي شود.
وي ادامه داد؛ دانشجويان واقعاً به درس هاي نظري علاقه مند نيستند و بيشتر آنها تنها براي گرفتن مدرک به دانشگاه ها مي آيند و فکر مي کنم بايد منابع درسي متناسب با جامعه تغيير کند و در عين حال دانشگاهيان امکانات مورد نياز دانشجويان را فراهم کنند تا بي درنگ بعد از فارغ التحصيلي در کارخانه هاي صنعتي مشغول به کار شوند. يوسفي اظهار کرد؛ البته ناگفته نماند که صنعتگران هم حاضر نيستند تنها افراد را به صرف داشتن مدرک استخدام کنند. اين استاد دانشگاه با بيان اينکه يک ميليارد و دويست ميليون تومان با عنوان بودجه تحقيقاتي به دانشگاه ها اختصاص مي يابد، تصريح کرد؛ دانشگاهيان بدون توجه به مفيد بودن طرح هاي تحقيقاتي فقط از اين بودجه استفاده مي کنند.
وي طرح هاي دانشگاهي را سطحي و غيرمفيد توصيف کرد و گفت؛ همين بودجه ها تنها رانت را به وجود مي آورد که اين مساله خودش مي تواند براي دانشگاه ها مشکل ايجاد کند. برقراري اين ارتباط مي تواند به جامعه و به ويژه دانشگاهيان و صنعتگران کمک شاياني کند.
حلقه مفقوده صنعت و دانشگاه
دکتر سيد حسن شفتي استاد دانشگاه اميرکبير ارتباط صنعت و دانشگاه را از ابتداي راه بررسي مي کند و از شرايط تبديل شدن يک کشور در حال توسعه به کشوري توسعه يافته مي گويد؛ «اگر کشور در حال توسعه بخواهد خود را به قطار کشورهاي پيشرفته برساند، بايد سرعت رشدي بيشتر از آنها داشته باشد و اين رشد مستلزم چند پيش نياز است. اولين اصل، بنيه علمي آن کشور و توان توليد علم است. پيش نياز دوم، اصل پژوهش محور بودن دانشگاه ها است، به ترتيبي که آموزش با هدف انجام اين پژوهش ها برنامه ريزي شود. پيش نياز سوم، به پاسخگو بودن پژوهش ها به نيازهاي آينده مردم و جامعه مربوط مي شود. اگر پيش از انجام تحقيق درباره نيازهاي مردم و جامعه آگاهي کسب شود مسلماً پژوهش انجام شده در قفسه کتابخانه ها خاک نخواهد خورد و متوجه يک هدف اساسي خواهد شد.
وي در ادامه خاطرنشان کرد؛ ارتباط صنعت و دانشگاه و پر کردن خلأهاي اين بخش با تحقيقاتي که دانشجويان انجام مي دهند، مستلزم ارتباطي شفاف خارج از سخنراني و سمينار است؛ ارتباطي نهادينه که دانشجو را از همان روز اول ورود به دانشگاه به نوعي به صنعت پيوند زند.
دکتر شفتي معتقد است اگر چنين ارتباطي ايجاد شود صنعت وارد دانشگاه شده و دانشگاه توانمندي هاي خود را در صنعت نمود خواهد بخشيد و به اين ترتيب اولين و مهم ترين گام براي تعامل موثر با صنعت برداشته مي شود.
صنعت و دانشگاه يکسان هستند
هادي غنيمي فرد رئيس شبکه هاي خانه صنعت و معدن نيز معتقد است دانشجويان از نظر علمي با صنعت آشنا نيستند و تنها به شکل نظري با درس هاي مربوط به صنايع آشنا شده اند و دانشجويان رشته هاي فني و مهندسي بايد مطالعات ميداني داشته باشند.
غنيمي فرد ادامه داد؛ تحقيق در دانشگاه ها بسيار کم صورت مي گيرد و تقريباً مي توان گفت اگر تحقيقي هم صورت مي گيرد بسيار ضعيف است. بنابراين از استادان دانشگاه ها درخواست مي کنيم در کنار درس هاي تئوري، دانشجويان را با درس هاي علمي نيز آشنا کنند تا اين ارتباط نزديک تر شود.
وي همچنين اظهار کرد؛ صنايع بايد با دانشگاه ها ارتباط نزديک تري برقرار کنند و بايد بدانند که هيچ کدام بر ديگري برتري ندارند و بايد يکسان و همسان با هم همکاري کنند. وي درباره اينکه چه ارگاني مي تواند به ارتباط صنعت و دانشگاه کمک کند، گفت؛ زماني که همه چيز در اختيار دولت باشد هيچ وقت اين مشکل حل نخواهد شد. اما وزارت صنايع و معادن مي تواند براي ارتباط اين دو مقوله نقش مهمي را ايفا کند البته با کوچک شدن دولت شايد اين مساله راحت تر صورت گيرد.