
مونا قاسميان
قايقراني در کنار انبوه جنگل ها و ميان پرندگان مختلف، تصويري رويايي است که بسياري از ما آن را تنها در ذهن هايمان به تصوير کشيده ايم. غافل از اينکه در جنوب ايران اين روياها مي توانند رنگ واقعيت به خود بگيرند. تنها کافي است يک بار سوار بر قايق در ميان جنگل هاي مانگرو جزيره قشم سفر کرد تا به لذت يکي بودن با طبيعت رسيد. مطمئناً اين تنها يک سفر مانند سفرهاي ديگر نيست؛ سفري است که خاطره آن هميشه يکي از قسمت هاي رويايي ذهن مان خواهد شد.
اما امروزه جنگل هاي مانگرو که دو سوم اکوسيستم دريا وابسته به آنها است، در برابر انواع تعرضات انساني قرار گرفته اند. توسعه ناپايدار صنعتي و کشاورزي بدون هيچ ارزيابي زيست محيطي همانند اسبي افسار گسيخته با سرعت در حرکت است. و اين بار نوبت جنگل هاي حرا و چندل است تا به وسيله پساب هاي کشاورزي، صنعتي و توسعه اسکله ها رو به نابودي روند. از چهار ناحيه جنگلي تقسيم شده جنگل هاي خارج از شمال، ناحيه رويشي خليج عماني و خليج فارس با مساحتي حدود 08/1 ميليون هکتار بخشي از جنوب غرب و تمام سواحل جنوبي کشور را دربر مي گيرد.
اين ناحيه که سطح زيادي از آن را جنگل هاي مانگرو تشکيل مي دهد از ناحيه قصر شيرين شروع شده و به صورت مرز باريکي استان هاي بوشهر، خوزستان، هرمزگان و سيستان و بلوچستان را دربر مي گيرد.
جنگل هاي ماندابي يا مانگروها که تشکيل شده از دو گونه حرا و چندل هستند مهم ترين قسمت اکوسيستم سواحل جنوبي ايران است؛ اکوسيستمي که سازمان جنگل ها و مراتع و آبخيزداري توانست با برنامه ريزي و مقابله تا حدي جلوي تخريب هاي انساني و صنعتي آن را بگيرد. جنگل هاي مانگرو با وسعت بيش از 20 هکتار در طبيعت استان هرمزگان يافت مي شوند. اين جنگل ها داراي دو گونه مهم و ارزشمند «حرا» و «چندل» است که گونه چندل آن فقط در سواحل هرمزگان و در خور آذيني بخش سيريک ميناب رويش دارد. درخت حرا نيز که توسط دانشمند ايراني ابوعلي سينا کشف شد به افتخار اين دانشمند ايراني به نام حرا نام گذاري شد. براساس آخرين اطلاعات فائو از چهار ميليارد هکتار وسعت جنگل هاي دنيا فقط 15 ميليون هکتار آن از جنگل هاي مانگرو تشکيل شده است که 22 هزار هکتار آن مربوط به ايران است.
اين جنگل ها که به آنها جنگل هاي جزر و مدي نيز مي گويند از اکوسيستم هاي نادري هستند که بسياري از فعاليت هاي اقتصادي حيات وحش دنيا به اين جنگل ها وابسته است.در زمان بالا آمدن آب، درختان حرا تا نيمي از تاج خود به داخل آب دريا فرو مي روند. در اطراف اين درختان صدها ريشه هوايي به ارتفاع 7 تا 8 متر از آب بيرون هستند تا از خفگي و مرگ آنها جلوگيري کنند. يکي از فوايد اين جنگل ها مقابله با شوري آب دريا است. حرا و چندل مانند يک کارخانه تصفيه نمک عمل مي کنند و اجازه نمي دهند شوري آب درختان را از بين ببرد.مدير کل جنگل هاي خارج از شمال از خصوصيات منحصر به فرد اين درختان مي گويد؛ «توليد مثل اين درختان بسيار نادر است. اين درختان زنده زا هستند و مانند ديگر درختان که توسط پاشيدن بذر رشد مي کنند نيستند. بذر اين درخت روي خود آنها عمل مي کند. مانند چندل که به قطر يک متر روي آب رشد و سپس بذرش را روي آن رها مي کند. زماني که اين بذر به خشکي برسد رشد آن شروع مي شود.»
اهميت جنگل هاي مانگرو زماني بيشتر مشخص مي شود که متوجه مي شويم دوسوم صيد و ماهيگيري کل دنيا وابسته به اين جنگل ها است.
پيمان يوسفي آذري با اشاره به مطالعاتي که در امريکا روي اين جنگل ها صورت گرفته ادامه مي دهد؛ «اين تحقيقات نشان مي دهد که برگ اين درختان پس از افتادن بر سطح آب دريا بعد از گذشت دو تا سه روز تجزيه مي شود. اين برگ ها غذاي اصلي زئوپلانکتون ها، ميگوها و ماهي هاي بسيار ريزي را تشکيل مي دهند که قرار است طعمه ماهي هاي ديگر شوند. در اين تحقيقات مشخص شده، در منطقه يي از امريکا که اين درختان از بين رفته اند، صنعت ماهيگيري پررونق بعد از مدتي به طور کامل از بين رفته است. بنابراين حلقه اول اقتصاد ماهيگيري در دنيا وابسته به برگ اين درختان است.»يکي ديگر از فوايد بي شمار اين جنگل ها ايجاد يک محيط آرام و امن براي تخم گذاري ماهي ها است. درختان حرا و چندل همانند سدي در برابر موج هاي دريا عمل مي کنند. به همين دليل بسياري از موجودات دريايي نظير ماهي و ميگو وخرچنگ در اين مناطق زندگي خود را شروع مي کنند. نمونه هاي گفته شده تنها بخش کوچکي از اهميت و ارزش اين جنگل ها را بيان مي کند، هر چند اکنون توسعه صنعتي ناپايدار در حال نابودي اين اکوسيستم ارزشمند در ايران است.
يوسفي آذري از انواع مختلف تخريب ها مي گويد؛ «عوامل تخريب اين جنگل ها در گذشته بومي بود. مردم سر شاخه ها را براي تهيه غذاي دام هايشان قطع يا براي سوخت از آنها استفاده مي کردند. اما اکنون توسعه صنعتي عامل اصلي تخريب مانگروها است. توسعه اسکله ها، ترابري دريايي، احداث مناطق پرورش ميگو و ساير آبزيان، رها کردن پساب صنعتي و کشاورزي را مي توان از عوامل اصلي مرگ جنگل هاي مانگرو عنوان کرد.» جنگل هاي مانگرو براي ادامه حيات به 10 درصد آب شيرين نياز دارند که اين آب از طريق رودخانه ها يا باران به آنها مي رسد. اما اکنون روي بسياري از رودخانه هايي که به اين جنگل ها مي رسد سد زده شده يا جاده يي ساخته شده است که مي توان به خشک شدن جنگل هاي حرا در عسلويه بوشهر بر اثر جاده سازي اشاره کرد. همچنين در خور آذيني رفت و آمد لنج ها موج هاي بزرگي در اين منطقه ايجاد مي کند که باعث از بين رفتن رسوب روي درختان و ريشه هاي آنان مي شود و اين منجر به تخريب درختان و مرگ تخم هاي آبزيان منطقه مي شود.با وجود توسعه صنعتي و عمراني که همراه با تخريب طبيعت انجام مي گيرد، سازمان جنگل ها و مراتع در دو سال گذشته توانسته حدود 6 تا 7 برابر بر وسعت اين جنگل ها بيفزايد و وسعت آنها را از 400 هکتار به 3500 هکتار برساند.
مديرکل جنگل هاي خارج از شمال کشور با اشاره به اينکه همچنان بعد از گذشت 30 سال طرح آمايش سرزمين در اتاق هاي مجلس مانده است، مي گويد؛ «نبود اين طرح در نحوه مديريت اثر گذاشته و باعث شده در کشوري مانند ايران توسعه همراه با تخريب منابع طبيعي و جنگل ها صورت گيرد. فقط کافي است سفري به ارسباران داشته باشيد تا عمق تخريب جنگل ها را ببينيد.»
يوسفي آذري با تاکيد بر اينکه در ايران اول جاده يا سد مي سازند و بعد براي ارزيابي زيست محيطي سراغ سازمان جنگل ها يا محيط زيست مي آيند، مي افزايد؛ «در کشورهاي اروپايي و توسعه يافته تا زماني که کارشناس محيط زيست نقشه يک سد يا جاده را امضا نکند آن طرح اجرا نمي شود اما در ايران مهندسان عمران يا برق براي وضعيت محيط زيست تصميم مي گيرند.»
به علت توسعه ناپايدار و بهره برداري هاي بدون ارزيابي تمام جنگل هاي دنيا به سوي نابودي مي روند و فقط قاره اروپا توانسته از جنگل هاي خود محافظت کند. مديرکل جنگل هاي خارج از شمال بزرگ ترين چالش دنيا در بحث جنگل هاي کشورهاي در حال توسعه را به دو عامل اساسي مرتبط مي داند؛ «منابع طبيعي يا تحت فشار توسعه ناپايدار مانند جاده سازي يا سدسازي قرار گرفته اند يا تحت فشار فقر شديد مردم که با دامداري در اين مناطق باعث صدمه شديد به مراتع مي شوند. به همين دلايل مشکل تخريب جنگل ها فقط توسط سازمان حل نمي شود.»
کارشناسان محيط زيست معتقدند فقط براي جلوگيري از اين تخريب ها بايد به سوي توسعه پايدار و منطقه يي رفت. يوسفي براي حل مشکل چراي دام و مراتع مي گويد؛ «بايد براي حذف چراي دام مناطق از دامداري صنعتي استفاده کرد. ما نمي توانيم به زور دامدارها را از مراتع خارج کنيم بلکه ابتدا بايد با ارائه راه حل درست و منطقي مشکل آنها را حل کنيم. حل اين مشکل هم از توان سازمان جنگل ها خارج و نيازمند تعامل با دستگاه هاي ديگر است.»
جنگل هاي مانگرو در بسياري از کشورها همانند هندوستان، امريکا و استراليا يکي از مناطق پرتردد گردشگران طبيعت هستند اما در ايران هنوز براي جذب گردشگر اقدامي صورت نگرفته است. يوسفي در اين باره مي گويد؛ «کميته ملي طبيعت گردي در حال حاضر مشغول مطالعات تحقيقاتي است. اين اکوسيستم ها بسيار حساسند و ورود کنترل نشده گردشگران در اين مناطق مي تواند يکي ديگر از عوامل تخريب باشد.»يوسفي تاکيد مي کند؛ «اکوسيستم چرخه يي است که همه زنجيره آن به هم متصل است؛ مجموعه يي از عوامل پيچيده اما بعضي از مردم فکر مي کنند تخريب يعني قطع درخت در حالي که فعاليت هاي ما انسان ها به صورت غيرمستقيم مرتبط است با تخريب اکوسيستم.»
اقدامات سازمان جنگل ها و مراتع و آبخيزداري به تنهايي براي حفظ جنگل هاي ارزشمند مانگرو کافي نيست. اين اکوسيستم هاي بي نظير که حيات بشر به آنها نيز وابسته است در صورتي حفظ مي شوند که مسوولان در وزارتخانه هاي ديگر به اهميت اين موضوع واقف شوند که حفظ جنگل ها و محيط زيست بايد در اولويت اول هر پروژه يي قرار گيرد.